خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اندیشه کلامی – سیاسی عبده
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اندیشه کلامی – سیاسی عبده قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تفسیری عارفانه بر دو حکم ربا و زنا
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تفسیری عارفانه بر دو حکم ربا و زنا قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
19ساعت
36دقیقه
21ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل «وجود» و «ماهیت » در فلسفه توماس آکویناس

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 47

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
4 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل «وجود» و «ماهیت » در فلسفه توماس آکویناس – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل «وجود» و «ماهیت » در فلسفه توماس آکویناس شامل 89 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل «وجود» و «ماهیت » در فلسفه توماس آکویناس:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل «وجود» و «ماهیت » در فلسفه توماس آکویناس به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل «وجود» و «ماهیت » در فلسفه توماس آکویناس به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل «وجود» و «ماهیت » در فلسفه توماس آکویناس با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل «وجود» و «ماهیت » در فلسفه توماس آکویناس با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل «وجود» و «ماهیت » در فلسفه توماس آکویناس با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل «وجود» و «ماهیت » در فلسفه توماس آکویناس را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل «وجود» و «ماهیت » در فلسفه توماس آکویناس :

چکیده:
در این مقاله ابتداء به اجمال سیر تاریخی مفهوم «وجود» از زمان افلاطون تا توماس آکویناس بررسی می شود. در خلال این بحث، اشارتی به آراء هیدگر در این خصوص شده است تا تداوم این بحث از صدر تاریخ فلسفه تا روزگار ما برای خواننده روشن شود. سپس به رای خاص توماس آکویناس در باب «وجود و ماهیت » می رسیم و آن را به شرح و تفصیل باز می گوییم. توماس بر قول ابن سینا که: وجود عارض بر ماهیت است، چندین اشکال وارد می کند; این اشکالات طرح می شود و سپس گفته می شود اشکالات توماس بر ابن سینا ناشی از سوء تعبیر کلام ابن سیناست – که تعبیر دقیق آن بسیار نزدیک است به آنچه فیلسوفان پیرو مشرب حکمت متعالیه – به این بیان درآورده اند که :
ان الوجود عارض المهیه
تصورا، واتحدا هویه درآمد:
در رساله سوفسطایی افلاطون، بیگانه ای که از شهر الئا آمده است، طرف گفتگوی سقراط است. مارتین هیدگر (۱۸۸۹-۱۹۷۶) در سرآغاز کتاب پر آوازه خود «وجود و زمان »، بخشی از این گفتگو را آورده است که در آن بیگانه، خطاب به سقراط می گوید:
«… هنگامی که از «موجود» سخن می گویید، مرادتان چیست؟ بی گمان منظورتان از دیرباز برخودتان روشن است. ما نیز پیش تر گمان می بردیم که مقصود شما را دریافته ایم، ولی در این دم کاملا ناتوان شده، در مانده ایم ».
سپس هیدگر می گوید: «آیا ما نیز در این زمان، به این پرسش که براستی چه معنایی از لفظ «موجود» مراد می کنیم، پاسخی داریم؟ به هیچ روی. پس باید پرسش از معنای «موجود» را از نو طرح کنیم… (۲) »
و در جای دیگر می گوید: این پرسش امروزه به فراموشی سپرده شده است. (۳)
دغدغه فکری هیدگر در تمامی طول عمر، پرسش از معنای «وجود» بود. وی در پرتو این پرسش بود که سعی کرد کلیه پدیده های انسانی را توضیح دهد. از تاریخ گرفته تا روابط انسانی و علم و تکنولوژی و فلسفه و علوم اجتماعی و رادیو و تلویزیون و جز آن.
مساله ای که فکر مرا مشغول داشته است، مساله «هست بودن انسان » نیست، مساله وجود است، من حیث المجموع و از این جهت که وجود است، (۴)
از نظر هیدگر، مابعد الطبیعه با تجربه وجود آغاز شد. از نظر یونانیان ما قبل سقراط، وجود یکی از موجودات نبود بلکه پرسشی بود که در جریان روز مره زندگی با آن روبه رو می شدند و رمز و راز آن آنان را به حیرت می افکند و این حیرت آنان را وادار به تفکر می کرد. بنابراین، پرسش «وجود چیست؟» پرسشی است که خود وجود، انسان غربی را وادار به پرسیدن آن کرد و تاریخ غرب، عبارت از پاسخ های مکرری است که غربیان به پرسش «وجود چیست؟» داده اند و می دهند. (۵)
از نظر هیدگر، مابعدالطبیعه که از افلاطون آغاز و به نیچه «آخرین مابعد الطبیعی » ختم می گردد، جریان فراموشی وجود است و دوره های متفاوت تاریخ غرب، هر یک به شیوه خاصی اختفای وجود را نشان می دهند. سبب این فراموشی آن است که آدمی پرسش اصلی «وجود چیست؟» را از نظر می اندازد و به جای آن، به پرسش درباره «موجودات » می پردازد. (۶)
«ارسطو» نیز در کتاب مابعدالطبیعه (1028b 2-6) می نویسد:
«سؤالی که به واقع از مدت ها پیش شده است و اکنون نیز همیشه می شود و همواره مایه سرگردانی است- یعنی این پرسش که چیست؟ – سؤال از این است که جوهر، (Ousia) چیست؟ زیرا همین است که بعضی می گویند: بیشتر از یکی است و بعضی می گویند [از جهت عدد] محدود است و دیگران می گویند نا محدود. (۷)
غرض از نقل اقوال فوق، شرح و بسط نظریات افلاطون و «ارسطو»- دو فیلسوف نامور و بزرگ در صدر تاریخ فلسفه- و هیدگر- فیلسوف وجودی پرآوازه در سده بیستم – نیست. بلکه مقصود آن است تا اشارتی رود به این که مفهوم «وجود» نه چنان که در بادی امر به ذهن متبادر می شود، سهل و ساده است، بلکه با تعمق و ژرف کاوی پیدا می شود; مفهومی بس عمیق و تو در تو است و کشف رازهای آن جز با تاملات ژرف فلسفی ممکن نیست.
در اواسط تاریخ فلسفه، «توماس آکونیاس »(حدود ۱۲۲۵-۷۴.م) را می بینیم که ذهن او به این مفهوم اندیشه سوز مشغول بوده است. در این نوشته، سعی می کنیم رای او را در این خصوص- با استفاده و استعانت از فیلسوفان نحله تومیسم نو- امثال «ژیلسون » و «مائورر» – به شرح باز گوییم. – ۱ –
«ژیلسون » در کتاب «وجود و بعضی فلاسفه » (۸) می گوید: «هیچ پرسشی در تاریخ فلسفه از پرسش «وجود چیست؟» دشوارتر نبوده است. فیلسوفان در طول تاریخ با سماجت، پیوسته و پیگیر این پرسش را پیش کشیده اند و در طلب و تکاپوی یافتن پاسخی برای آن بوده اند». ژیلسون چهار پاسخ اساسی بدین پرسش را، ذیل عنوان چهار خانواده، رده بندی کرده و در کتاب خود آنها را بطور مستوفا تشریح نموده است. این خانواده ها عبارتند از: افلاطونی، «ارسطویی »، سینوی و تومایی. ملخص رای او این است که از نظرگاه فیلسوفان افلاطونی مشرب; از «افلوطین » گرفته تا «مایستر اکهارت » ، وجود همانا هویت، (Selfhood) (۹) است. از نظرگاه خانواده ارسطویی، از ابن رشد گرفته تا شیرر برابانتی وجود همانا جوهر است. به زعم خانواده سینوی – که «ژیلسون » در کتابش توجه اکید به آن دارد- وجود همانا ماهیت است.
سپس می گوید،: «از «ابن سینا» تا «دانس اسکاتس »، از «دانس اسکاتس » تا «سوارز» و از «کریستین ولف » گرفته تا «کانت » و «هگل »، اصالت ذات و ماهیت، (essentialism) بیماری و آفت عمده فلسفه اروپایی بوده است. در پی شورش «کرکه گور» علیه ایده آلیسم هگلی، احکام وجود بر ماهیت یا دین بر فلسفه غلبه کرد. هر چند وجودی که «کرکه گور» تصویر کرده است خود قسمی ماهیت است. هم از این رو، «ژیلسون » به خانواده چهارم، خانواده تومایی، روی می آورد که به دیده وی اسم و مسمای وجود ماخوذ از «فعل وجود»، (act of existense) است. (۱۰) – ۲ –
پیش از طرح نظر «آکویناس » در خصوص مفهوم وجود، بجاست به مشکلات واژگان مستعمل وی – خاصه هنگامی که به انگلیسی یا فرانسه ترجمه می شود- اشارتی رود. در این خصوص، وی از دو واژه – که بعدا معلوم می شود متمایز از یکدیگرند ولی از رهگذر ترجمه آنها به یک واژه در زبانهای اروپایی این فرق و فاصله از میان می رود- استفاده می کند. اولین واژه ens است که به معنی موجود، (being) یا موجودی، (a being) است.
دومین واژه esse است که دلالت بر نفس فعل وجود، (act of being) دارد. در زبان فرانسه، این دو واژه به etre ترجمه است و هم به معنی «وجود»، .(what is exists) در انگلیسی نیز هر دو واژه ens ] »و esse ] »به being ] »ترجمه شده و معروض همین اشکال است (۱۱) تا مراد «آکویناس »بهتر شناخته شود، در این مقاله، از خود واژه های لاتین ens و esse استفاده می کنیم. وجود رابط و مستقل
«آنتونی کنی » – با استناد به اقوال «آکویناس » در باب لفظ، (esse) به نکته ظریف دیگری توجه می دهد که برای فهم مراد و مقصود «آکویناس » در این خصوص راهگشاست. وی می گوید: esse لاتین که در انگلیسی به to be ] »ترجمه می شود به دو معنی است:
الف)- به معنی ربط یا وجود رابط، (copula) در قضیه، که حد محمول را به حد موضوع پیوند می دهد. مثل این که بگوییم: «سقراط عاقل است »
ب)- همچنین به وجهی به کار می رود که دلالت بر وجود دارد، مثل وقتی که در انگلیسی می گوییم: «گیاهی حشره خوار در برزیل وجود دارد»… وقتی می گوییم… there is در این ساخت می خواهیم بگوییم که چیزی در واقع وجود دارد که متناظر به وصفی است یا مصداق مفهوم خاصی است. لذا وقتی می گوییم: God exiets ] »می خواهیم بگوییم در واقع – نه در قصه ها، یا خیال یا در ذهن مومنان – موجودی متصف به صفات الوهیت وجود دارد. و بر خلاف وقتی که می گوییم: «رستم هرگز وجود نداشته است » مرادمان این است که هیچ کس در واقع وجود نداشته است که موصوف به اوصافی باشد که داستان سرایان به رستم نسبت داده اند.
«گیاه حشره خوار» نمایان گر یک نوع است، لذا می توانیم آن را «وجود نوعی » بنامیم. در مقابل این، «وجود متشخص » است که دیگر به نوع دلالت ندارد بلکه مشعر به فرد متشخص و معینی است مثل رستم که هرگز چنین موجودی در عالم وجود نداشته است. سخنان منقول از «آکویناس » به شرح زیر است:
« esse »به دو معنا به کار برده می شود… به یک معنا esse ] »دلالت دارد بر ارتباط ذهنی محمول به موضوع [ وجود رابط] که مقوم یک قضیه است.
و در جای دیگر می گوید:
« esse »به دو معنی به کار برده می شود… به یک معنی «ربط لفظی »، (verbal copula) است که دلالت دارد بر تالیف و به هم پیوستن قسمی جمله که ذهن آن را می سازد; این esse ] »هیچ ربطی به طبیعت شی و واقع ندارد بلکه صرفا در ذهن است از رهگذر آن ذهن قضایای سلبی و ایجابی را می سازد بدین معنی esse ] »متصف به چیزی می شود که درباره آن می توانیم قضیه ای بسازیم خواه آن چیز موجود باشد یا در جایی که پای فقدان کمال وجودی در میان باشد، مثل وقتی که می گوییم: کوری وجود دارد. به معنی دیگر، esse همانا فعلیت وجود است از آن حیث که موجودی موجود است
(۱۲) (actue entis in quantum est ens) وجود و ماهیت
تفکیک واژه های وجود و ماهیت تا حدی دشوار است. درست است که ما بطور معمول در زبان متعارف به چنین تفکیک و تمایزی وقوف داریم; ما در زبان متعارف و معمول، بین چیستی، (whatness) یا ماهیت، (nature) یا ذات، (essens) چیزی با وجود آن، یعنی این واقعیت که آن چیز وجود دارد، فرق و فاصله قائل می شویم. اگر کودکی در حین خواندن کتابی، به واژه های «فیل » و «دایناسور» برخورد کند و نداند معنی آنها چیست، می توانیم معنی این دو واژه را برای وی توضیح دهیم، بی آن که به این توضیح بیفزاییم که فیل «وجود» دارد و دایناسور «وجود» ندارد.
به تعبیر دیگر، هر موجودی مرکب از دو «مؤلفه » است:
۱- ذات یا ماهیت، به لاتین، (quidditas, natura, essentia)
۲- وجود، .(esse) این عناصر و مؤلفه ها، عنصر، به آن معنایی نیستند که مثلا در ترکیبی شیمیایی می گوییم مواد ترکیبی متشکل از عناصرند. بلکه ماهیت و وجود دو جنبه هستی شناختی هر جوهر یا موجود است. وقتی می گوییم این دو، دو جنبه هستی شناختی جوهر یا موجودند مرادمان این است که این دو جنبه را می توانیم از لحاظ منطقی از یک دیگر تفکیک کنیم ; اما مراد توماس، چیزی فراتر از این است. این دو جنبه، دو وجه متفاوت از هستی اند. به تعبیری تومایی، تمیز میان ماهیت و وجود، ( esse) تمیزی صرفا منطقی نیست، بلکه تمیزی «واقعی » نیز هست. از نظرگاه منطقی یا معرفت شناسانه ماهیت یک چیز، همانا «تعریف » آن چیز است. لیکن شناخت تعاریف بار وجودی ندارد. وجود یا، (esse) در فلسفه تومایی چیزی است که بر ماهیت چیزی افزوده می شود تا آن چیز واقعی شود یا وجود بالفعل پیدا کند. به یمن، (esse) است که چیزی واقعیت پیدا می کند و، ( ens) (موجود) می شود. به گفته «توماس »
، (ensipsum esse est que substantiadenaminatur)
[وجود خود چیزی است که به موجب آن یک جوهر چیزی واقعی دانسته می شود]. (۱۳) و اما مراد «توماس »از «ذات » یا «ماهیت » چیست؟ ذات چیزی است که در پاسخ پرسش از چیستی شی ء می آید; ذات جوهر قابل تعریف است. در خصوص اشیاء مادی، ذات بر چیزهایی دلالت دارد که مرکب از ماده و صورتند.
اما وجود فعلی است که به موجب آن ذات یا جوهر هست، یا دارای وجود است. وجود دلالت بر قسمی فعل، (act) دارد; زیرا شی ء تا وقتی بالقوه است گفته نمی شود وجود دارد، بلکه هنگامی به آن موجود گفته می شود که بالفعل شود. (۱۴) ذات مؤلفه مابعدطبیعی بالقوه در شی ء است (ذات همانا چیزی است که هست یا دارای وجود است،، (quod est) ،در حالی که وجود فعلی است که به موجب آن ذات دارای وجود می شود،، (que est) ،نکته قابل توجه این است که این تفکیک و تمایز مابعدطبیعی در درون شی ء است. ماهیت و وجود دو چیز نیستند. هیچ ذات و ماهیتی عینی، بدون وجود موجود نیست و هیچ وجودی که وجود چیزی نباشد متحقق نیست.
«آکویناس » درباره وجود می گوید که از رهگذر ذات «پذیرفته می شود» یا به سبب آن «محدود می شود» مرادش این نیست که قسمی وجود کلی وجود دارد که در میان موجودات انفرادی منقسم شده است، وجود، همیشه وجود انسانی، یا اسبی، یا سگی یا جوهر دیگری است. لهذا تفکیک و تمایز وجود و ماهیت، تفکیک و تمایز در درون یک موجود متناهی ملموس و انضمامی است. «آکویناس » در این مورد، بر «تمایز واقعی » این دو تصریح نمی کند. بلکه از «ترکیب واقعی » ماهیت و وجود در اشیاء محدود و متناهی سخن می گوید.
در مورد خداوند نیز معتقد است این تفکیک و تمایز ذهنی است. او به تفکیک عینی و واقعی بین وجود و ماهیت قائل است. به تعبیر دیگر، این تفکیک صرفا مبتنی بر نحوه تفکر یا صحبت کردن ما درباره اشیاء و موجودات نیست. او بین کاربرد فعل «بودن »، ( to be) در قضایای وجودی مثل «مجید هست » و قضایای توصیفی یا اسنادی مثل «آدمی موجود عاقلی است » تمایز قائل می شود. این تمایز، صرفا تمایزی زبان شناختی نیست. این تمایز هر چند در زبان بازتاب دارد لیکن به زعم وی اصل و مبدا آن تمایزی عینی است و نه صرفا تمایزی زبانی، از سوی دیگر، وقتی گفته می شود این تمایز «واقعی » است; نباید به این معنا فهمیده شود که آن تمایز بین دو شی مادی منفک و مجزا از یکدیگر است. مثل دو جزء منفک در یک ساعت. همچنین این تمایز بین تصور ما از ماهیت یک شی ء و خود آن شی ء نیست; این تمایز مفروض و مسلم دانسته می شود. و باز این تمایز به این معنی نیست که پیش از آن که فردی از آدمیان موجود شود، ذات و ماهیت او در سپهری ویژه از ذوات، به انتظار وجود تقرر داشته است. چرا که «آکویناس » به چنین سپهر روحانی از ذوات متقرر اعتقاد ندارد. البته به اعتباری ذات به عنوان «علم الهی » از قبل وجود داشته است. ولیکن «آکویناس »نیک واقف است که در ساحت علم الهی هیچ تفکیک و تمایز عینی وجود ندارد. «ص

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.