اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۲۵ / ۴ / ۱۳۷۸
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 67
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۲۵ / ۴ / ۱۳۷۸، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۲۵ / ۴ / ۱۳۷۸ شامل 83 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۲۵ / ۴ / ۱۳۷۸:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۲۵ / ۴ / ۱۳۷۸ را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۲۵ / ۴ / ۱۳۷۸ توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۲۵ / ۴ / ۱۳۷۸ :
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله الذی لایبلغ مدحته القائلون و لا یحصی نعماؤه العادون و لا یؤدی حقه المجتهدون و الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب اله العالمین العبد المؤید الرسول المسدد المصطفی الامجد ابی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا.
بحث ما در خطبه اول دیدگاه اسلام و قرآن درباره اسلام یکی از دیدگاههای اسلام و همه ی مکاتب انبیاء در مورد انسان این است که انسان یک موجودی ابدی و جاودانی موجودی نیست که فانی بشود و از بین برود بر خلاف مکتبهای مادی که انسان را موجودی است فانی می دانند و با مرگ حیات انسان را خاتمه یافته می بینند این فرق بین مکتبهای مادی و مکتبهای الهی است که از دید مکتبهای الهی انسان یک موجودی جاودانی و ابدی است ، قرآن این مطلب را که مکتبهای مادی انسان را فانی و غیر ابدی می دانند در ضمن چند آیه بیان فرموده است می فرماید در سوره ی مومنون «ان هی الا حیاتنا الدنیا نموت و نحیا و ما نحن بمبعوثین » هر چی هست همین حیات دنیاست ما زنده می شویم و می میریم و تمام می شود، در آیه دیگر «وقالوا ماهی الا حیاتنا الدنیا نموت و نحیا و ما یخلفنا الا الدهر و ما لهم بذلک من علم ان هم الا یظنون » اینها اینطور می گویند که آنچه که هست همین زندگی دنیاست که ما زنده می شویم و می میریم و چیزی دیگری نیست بعثی نیست رستاخیزی نیست بعد اینجا یک نکته ی قرآن بیان می فرماید و آن نکته این است که می فرماید «وما لهم بذلک من علم » اینها به این مطلبی که می گویند علم ندارند یعنی علم به این که زندگی منحصر در دنیاست و بعدا مرگ خبری نیست به این مطلب علم ندارند و هرچه هست گمان است ظن است ان هم الا یظنون بقیه مسائل مادیها هم از همین قبیل است یعنی اگر مادیها می گویند عالم منحصر در ماده است روحی نیست ملکی نیست خدایی نیست در این مطلب علم بر قرآن ندارد یا اگر می گویند بعد از مرگ عالمی نیست رستاخیزی نیست بعثی نیست بر این مطلب علم ندارند ادعایی و ظن و گمانی پیش نیست چون هیچ راه هیچ مادی نمی تواند قران اقامه کند که بعد از مرگ هیچ خبری نیست هیچ دلیل و برهانی نمی تواند اقامه کند که وراء ماده هیچ چیزی دیگری نیست موجود دیگری نیست حیات دیگری نیست روحی نیست در این مطلب هرگز ادعای این مطلب هم نکردن یعنی نیامدن بگویند که ما دلیل داریم بر اینکه خدا نیست ما دلیل داریم بر اینکه ملکی نیست ما دلیل داریم قرآن داریم بر این که عالم پس از مرگ خبری نیست در این مطلب ادعای در این مطلب نکردن بله نفی می کنند انکار می کنند اما مدعی دلیل نیستند و نمی توانند هم مدعی باشند و آیاتی در این زمینه هست که قرآن دیدگاه مادیها را بیان می کند که اینها می گویند خلاصه هرچی هست همین عالم است و با مرگ انسان فانی می شود خب اساس این بحث آن مطلبی است که در جمعه قبل مورد بحث قرار گرفت اگر ما گفتیم که واقعیت انسان و حقیقت انسان همین جسم است و ماده است و آثار ماده است آنچنان که مادیها می گویند درست است انسان جاودانه و عوضی نیست این جسم ازبین می رود این ماده ازبین می رود انسان هم ازبین می رود ولی اگر ما گفتیم که حقیقت انسان وراء این جسم است حقیقت انسان چیزی دیگر نفس انسان است روح انسان است و این جسم یک ابزاری است و وسیله ایست و مرکبی است برای روح وبرای نفس و مرگ مرگ جسم است نه مرگ انسان این جسم است که می میرد این جسم است که پا نمی شود این ماده است که ازبین می رود اما انسان غیر از این جسم و ماده است انسان ازبین می رود جسم فانی می شود جسم ازبین می رود اما انسان ازبین نمی رود انسان غیر از جسم است بنابراین این بحث با آن بحث قبلی بستگی دارد و بر همین اساس است که قرآن و اسلام مرگ را و مردن را فنا و نیستی نمی داند بلکه انتقال از یک نشئی به نشئی دیگر از جهانی به جهان دیگر از عالمی به عالم دیگر مرگ این است مرگ نیستی نابودی فنا نیست از نظر قرآن و از نظر اسلام در روایات ما تشبیه شده است این جهان و این دنیا و زندگی دنیا به رحم مادر و زندگی در رحم مادر این تشبیه البته از جهات زیادی است که نمی خواهم حالا در تمام ابعاد این تشبیه بحث کنم یک بعدش همین است و همانطوری که انسان از رحم مادر وقتی به این دنیا می آید و متولد می شود این در واقع پایان زندگی در رحم مادر است و آغاز یک زندگی دیگر است مرگ هم پایان زندگی انسان است در این جهان و با این بدن و آغاز یک زندگی دیگر و زندگی همیشگی و ابدی است این تشبیهی است که در روایات شده است باز یک جهت دیگر هم هست که از نظر این تشبیه که همانطوری که بچه در رحم مادر ابزار زندگی در این دنیا را تامین می کند یعنی در آن مدتی که در رحم مادر است این اعضا و جوارحش ساخته می شود قلب ، دستگاه تنفس و بقیه اعضای و جوارح در حالی که آنها هیچ کدام برای آن زندگی بکار نمی آید یعنی در رحم مادر دستگاه تنفسش اصلا بکار نمی افتد در رحم مادر احتیاج به دست و پا ندارد در رحم مادر احتیاج به هیچ یک از این اعضای جوارح ندارد اما آنجا این اعضا و جوارح در واقع درست می شود برای زندگی در آن عالم در این جهان هم ما باید با اعمالمان با رفتارمان ملکاتی را در نفس خود تعلیه کنیم و این ملکات بمنزله ی آن اعضا و جوارحی که از نظر جسم در رحم مادر برای ما درست می شود در این عالم ما باید ملکات نفسانی تعلیه کنیم که این ملکات در آن عالم بدرد ما خواهد خورد عینا مانند بچه در رحم مادر که اعضای و جوارحش درست می شود برای این عالم خب همینطوری که در رحم مادر وقتی که متولد می شود یک تولدی است و مرگی است مرگ نسبت به زندگی در رحم و تولدی است نسبت به زندگی در این عالم بنابراین مرگ فنا و نیستی نیست از نشئی به نشئی دیگر انتقال یافتن و تغییر جهت دادن و به همین اساس ما می بینیم که ترس انسان از مگر مردم از مرگ می ترسن ترس از مرگ مولود این فکر است که آدم فکر می کند انسان فکر می کند که با مردن فانی می شود و از طرفی میلی به حیات میل به زندگی میل به جاودانگی و ابدی بودن این جزء امیال طبیعی آدم است از یک طرف میل به ابدیت و زندگی دارد از یک طرف فکر می کند مرگ مساوی با نیستی لذا از مرگ می ترسد اما آن انسانهایی که مومن هستن ایمان دارند باور کردن عالم پس از مرگ را هرگز از مرگ نمی ترسند فرق بین انسانهایی که مومنند و باور کردن عالم پس از مرگ را با انسانهای عادی در همین است انسان های مومن مرگ را نیستی نمی بینند نابودی نمی بینند بنابراین نمی گویند اگر مردم برای من دیگر خبری نیست و تمام می شود لذا از مرگ حراس ندارد از مرگ وحشت ندارد اما انسانهایی که یا ایمان ندارند یا ایمانشان در آن حدی یا غفلت دارند توجه ندارند این است که از مرگ می ترسند، اینجاست که ما وقتی به کلمات مولا امیرالمومنین علیه افضل صلوات المصلین «صلوات نمازگزاران » برخورد می کنیم می بینیم مرگ در دیدگاه امیرالمومنین غیر از دیدگاه انسانهای دیگر مثلا فرض کنیم در یک جمله ای در نهج البلاغه می فرماید «وان احب ما انا لاق الی عنه » محبوبترین چیزی که من با او ملاقات کنم مرگ است خوب این کسی که این سخن می گوید کسی است که می گوید «لو کشف لی الغطاء لما ازدت یقینا» اگر پرده ها از جلوی چشم من پرده های طبیعت و این عالم ماده از جلوی چشم من کنار برود بر یقین من افزوده نمی شود من الان همان یقینی دارم که پس از مرگ خواهم داشت من الان همان یقینی را دارم که اگر پرده ها از جلو چشمم کنار برود همان یقینی دارم کسی که با عالم آخرت یقین دارد کسی که به جهان ابدی یقین دارد قهرا نسبت به مرگ چنین قضاوتی خواهد داشت یا در جمله دیگر می فرماید به این که «والله لابن ابی طالب آنس بالموت من الطفل لثدی امه » اینها شوخی نیست امیرالمومنین می کند شعار نیست از واقعیتی دارد خبر می دهد امیرالمومنین می گوید قسم به خدا قسم یاد می کند والله پسر ابی طالب انسش به مرگ از طفل به پستان مادر بیشتر است چرا چون امیرالمومنین دیدگاهش درباره مرگ دیدگاهش دیدگاهی غیر از دیدگاه بشر عادی و دیدگاه مومنین امید این است حیات ابدی و جاودانی را آن عالم دیگر نمی بیند لذا می گوید انس من به مرگ از انس طفل به بستان مادر بیشتر است در روزهائی که در بستر شهادت هم افتاده بود باز جمله ای دارد می فرماید به این که «والله مافجعنی من الموت وارد کرهته و لا طالع انکرته و ماکنت الا کقارب ورد الا قارب ورد و طالب وجد» قسم به خدا من فکر نکنید که از مرگی که با من روبرو شده است کراهت دارم ناراحت هستم مثل یک چشمه ای که در شب تاریک و ظلمانی دنبال آب می گردد و ناگهان آب را بیابد مرگ را من اینچنین می یابم این بر اساس همان دیدگاهی است که اسلام و تعالیم اسلام به پیروانش می دهد که مرگ فنا نیست نیستی نیست از بین رفتن نیست حالا تعابیر قرآن را درباره ی مرگ باید و همچنین روایات را یک مقداری بررسی کنیم من امروز خیلی طول نمی دهم این خطبه بعد انشاءالله بقیه اش بعد عرض کنم یکی از تعابیری که در روایات هست و در خطب ائمه هست این است که مرگ را به عنوان جسر به عنوان پل تعبیر می کنند در خطبه ای که امام حسین صلوات الله و سلامه علیه روز عاشورا در برابر لشکر در برابر یاران و اصحابش ایراد فرمود صبح عاشورا در برابر یارانش ایستاد فرمود «صبرا بنی الکرام » ای فرزندان کریم صبر کنید «فما الموت الا قنطره تقبل منکم من البوس و الضراء الی الجنان الواسعه و النعم الدائمه » ای بزرگان صبر کنید موت جز یک پل بیشتر نیست یک پلی است از این پل عبور کنید از این زندگی پر رحمت پر ماجرای پر دردسر زندگی که همه اش ناراحتی است واقعا هم همینجور است از این پل عبور می کنید و به نعمتهای دائمی خدا می رسید به نعمتهای دائمی خدا نائل بشوید بنابراین صبر کنید که اینجا تعبیر امام حسین از مرگ به قنطره است بعد حدیثی است از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید به این که «ان ابی حدثنی عن رسول الله ان الدنیا سجن المومن و جنه الکافر و الموت جسر هولاء الی جنانهم و جسر هولاء الی جحیهم » دنیا زندان است برای مومن و باغ و بهشت است برای کافر و مرگ پلی است برای این دسته که اینها از این پل عبور می کنند و به جنت نائل بشوند و برای آنها هم پلی است که از این پل عبور می کنند و به جحیم و جهنم نائل بشوند این تعابیر در روایات ما هست که نشان می دهد و بیان کننده این واقعیت است که مرگ نیستی نیست در قرآن هم تعبیر می کند از مرگ در سوره تبارک «الذی خلق الموت و الحیاه لیبلغکم ایکم احسن عملا» خداوند آفرید موت و حیات را اگر مرگ نیستی فناء و نابودی باشد آفرینش معنی ندارد در مورد او تعبیر کرد در خلف آفرینش در مورد وجود است در مورد هستی است در مورد نیستی و نابودی و فناء مرگ خلق اصلا جا ندارد قرآن مخصوصا این تعبیر می کند که فکر نکنید که موت و مرگ فنا و نیستی خلق الموت و الحیاه موت و زندگی را خلق کرده است آفریده است این راهی است که از این راه باید برویم از این نشئه باید به یک نشئه دیگری ارتحال پیدا کنیم و لیبلوکم ایکم احسن عملا بحث من در زمینه ی این خطبه تمام و حالا آن احتیاط را هم تکرار می کنم.
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا محمد و آله اجمعین اوصیکم عبادالله بتقوی الله وصیت می کنم مجددا خودم و همه شما را به تقوای الهی.
بسم الله الرحمن الرحیم قل هوالله احد × الله الصمد × لم یلد ولم یولد و لم یکن له کفوااحد.
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله الذی جعل الحمد مفتاحا لذکره و سببا للمزید من فضله و دلیلا علی آلائه و عظمته و الصلاه و السلام علی رسول الله و علی اهل بیته الطاهرین و صل علی امیرالمومنین و علی الصدیقه الطاهره و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الحجه القائم المهدی صلواتک علیهم اجمعین.
اوصیکم و نفسی بتقوی الله و اتباع امره هم خودم و همه شما را به تقوی و متابعت امر خدا دعوت می کنم که سعادت انسان به تقوی و پرهیز از گناه است اگر ما از گناه پرهیز کردیم اگر امر و فرمان خدا را اطاعت کردیم سعادتمند خواهیم شد و بسیاری از مشکلات مادی و معنوی ما حل خواهد شد خوب در این خطبه که معمولا مناسبتها ذکر می شود. × در اوائل این هفته یکی از علمای بزرگ ، فیلسوف و متفکر وافر مرحوم آیت الله حاج شیخ مهدی حائری یزدی فرزند آیت الله العظمای حائری موسس حوزه علمیه قم دار فانی را وداع گفت این مصیبت را به حوزه های علمیه ،مراجع تقلید ، مقام معظم رهبری ، و به بیت معظمش تسلیت عرض می کنم. × مطلب
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
