اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل از امامیه تا اثنی عشریه
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 52
فرمت فایل پاورپوینت
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل از امامیه تا اثنی عشریه بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل از امامیه تا اثنی عشریه از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل از امامیه تا اثنی عشریه شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل از امامیه تا اثنی عشریه با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل از امامیه تا اثنی عشریه قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل از امامیه تا اثنی عشریه حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل از امامیه تا اثنی عشریه به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
ضمیمه ۲
نظریه شیعه امامیه در باره امامت بتدریج در قرن نخست اسلامی مطرح شد و در نیمه قرن ۲ ق/۸ م از سوی هشام بن حکم صورتی معین و تعریف شده یافت.۱ به نظر نمی رسد تا حدود صد سال بعد یعنی تا رحلت امام یازدهم امام حسن عسگری علیه السلام در ۲۶۰ ق/۸۷۴ م، تغییر قابل ملاحظه ای دراین نظریه رخ داده باشد. تنها در نیمه قرن ۴ق/ ۱۰ م است که نکاتی عمده براین نظریه افزوده می شود؛ به این شرح که: دوازده امام وجود دارند و آخرین آنها تا ظهورنهایی خود به نام وعنوان مهدی یا قائم، در غیبت به سر می برد؛ این غیبت دو دوره دارد: غیبت کوتاهتر یا غیبت صغرا که از ۲۶۰ ق/۸۷۴ م تا ۳۲۹ ق/۹۴۱ م طول کشید و در آن مدت چهار سفیر، نمایندگی امام را در زمین عهده دار بودند، و غیبت طولانی تر یا غیبت کبرا که مدت آن را فقط خدا می داند. این نظریه است که شیعه دوازده امامی را از امامیههای نخستین ممتاز می سازد۲ و ارزش بررسی گسترده تر ریشه ها و مراحل اصلی گسترش آن را دارد. قدیمترین سند اعتقاد به دوازده امام را در متون ملل و نحل (Hevesiographical)می توان یافت. کتاب فرق الشیعه حسن بن موسی نوبختی و کتاب المقالات والفرق سعدبن عبدالله قمی (که هردو در حدود سال نهصد میلادی تألیف شده اند) با وصفی از گروهها یا فِرَقی که پس از رحلت امام حسن عسگری علیه السلام در جامعه شیعی به وجود آمد به پایان می رسند. گاهی پاره ای شرحها در این دو منبع متفاوت است؛۳ با وجود این، اقوال نوبختی و سعدبن عبدالله در مورد مهمترین این گروهها یعنی امامیه اساسا یکسان است: بنابر وصف آنها از امامیه طرفداران این فرقه براین باورند که امام حسن عسگری علیه السلام وفات یافته – نه غایب شده و نه دوباره زنده خواهد شد – و جانشینی بر جای گذاشته که در زمان تألیف کتاب در خفا بوده، اما زمانی در آینده دوباره ظهور خواهد کرد.۴ اهتمام امامیه در این مرحله براین است که تاحدی با تکیه بر سابقه ای که از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم دردست است،۵ اثبات کنند که امام ممکن است در زمان خطر در اختفا به سر برد، اما هیچ متن روشنی دال براینکه مدت این اختفا ممکن است بیش از عمر یک انسان معمولی باشد وجود ندارد، و در نتیجه هیچ کوششی نیز برای توجیه این مسئله با استناد به طول عمر معمران (کسانی که خداوند عمری طولانی به آنها داده است) به چشم نمی خورد؛ کاری که بعدها از سوی محمدبن علی بن بابویه (متوفی ۳۸۱ ق/ ۹۹۱ م) و دیگران انجام شد.۶ دیگر جنبه های شاخص نظریه شیعه دوازده امامی نیزدر این دو کتاب به چشم نمی خورد؛ برای مثال از امکان دو غیبت (صغرا و کبرا) ذکری به میان نیامده است و نیز سند روشنی در این باره نیاورده است که با پسر امام حسن عسگری علیه السلام تعداد امامان به دوازده رسیده است و نه نشان و اشارتی به معنا و فحوای خاصی که این عدد می تواند داشته باشد و بالاخره از این وصف عقاید امامیه، به هیچ وجه برنمی آید که نام امام دوازدهم در آن زمان مورد اتفاق امامیه بوده است، بلکه بروشنی تصریح شده است که این نام رازی است که نباید فاش شود. تنها افرادی از یک فرقه دیگر۷ (غیر از امامیه) او را «محمد» خوانده اند.۸ در هر صورت امامیه باید این نام را خیلی زود پذیرفته باشد، زیرا اشعری در مقالات الاسلامیین امامیه را کسانی معرفی می کند که اعتقاد دارند محمدبن حسن [علیهماالسلام] امام غایب است.۹ جز در این مورد جزئی، هیچ تفاوت اساسی دیگری بین توضیحات اشعری در باره اصول امامیه با گفته های نوبختی و سعدبن عبدالله وجود ندارد. مطرح نبودن نظریه ویژه شیعه دوازده امامی در زمان رحلت امام حسن عسگری علیه السلام از سوی منابع معاصر امامیه در آن زمان نیز به طور ضمنی تأیید می شود. برای مثال، دانشمند امامی، محمدبن حسن صفارقمی (متوفی ۲۹۰ ق / ۹۰۳ م) که در کتاب بصائرالدرجات احادیثی در فضایل ائمه [علیهم السلام] گردآوری کرده، هیچ حدیثی در باره غیبت یا دوازده امام ذکر نکرده است. یکی از مشایخ صفار، ابوجعفر احمدبن محمدبن خالد برقی (متوفی ۲۷۴ ق /۸۸۷ م یا ۲۸۰ ق / ۸۹۳ م) که بویژه به خاطر کتاب المحاسن خود معروف است نیز به همین نحو اطلاعاتی در این باره دراختیار ما نمی نهد. او در بخش اول این کتاب تحت عنوان «الاشکال والقرائن» احادیث مربوط به خصوصیات اعداد مختلف را ذکر کرده است۱۰ اما به بیان اعداد سه تا ده اکتفا نموده و لازم ندیده است که این بحث را به عدد دوازده نیز برساند برعکس، کتاب الخصال ابن بابویه که کلاً به احادیثی این چنین اختصاص یافته و تا فراتر از هزار (مابعدالالف) نیز بحث را ادامه داده است، فصلی مبسوط در عدد دوازده دارد که در آن احادیث اصلی مربوط به دوازده امام را بررسی کرده است.۱۱ افزون براین، برقی یک حدیث معروف ، ۴ نزد امامیه نقل می کند که به موجب آن حضرت خضر، علی علیه السلام و پسرش امام حسن علیه السلام را ملاقات می کند و نام امامان را برایشان فاش می کند؛ ۱۲ اما در نقل برقی از این حدیث، برخلاف دیگر نقلها – و احتمالات نقلهای متأخر – خضر علیه السلام تنها حضرت علی علیه السلام و حسن علیه السلام و حسین علیه السلام را با ذکر نام معرفی کرده است. این محدّث افزوده است: و او هریک از آنها (ائمه) را تاآخر یکی پس از دیگری برشمرد – حتی اتی علی آخرهم – اما نام یا تعداد امامانی را که پس از امام حسین علیه السلام می آیند مشخص نکرده است. کتاب المحاسن وبصائرالدرجات هردو پیش از غیبت صغرا یا اندکی پس از آغاز آن تألیف شده اند. مطرح نبودن عقاید خاص شیعه دوازده امامی در این آثار، احتمالاً به این معناست که اعتقاد به دوازده امام تا آن زمان هنوز جزء اصول اعتقادی امامیه درنیامده بود. به هرحال، اوضاع باید خیلی سریع دگرگون شده باشد، زیرا در تفسیر علی ابن ابراهیم قمی (متوفی۳۰۷ ق / ۹۱۹ م) حدیث خضر علیه السلام با ذکر نام هر دوازده امام بیان شده است.۱۳ حد اعلای این دگرگونی در اصول کافی تألیف ابوجعفر محمدبن یعقوب کلینی (متوفی ۳۲۹ ق / ۹۴۱ م) به چشم می خورد که تمامی اجزای اصلی نظریه شیعه دوازده امامی را می توان در آن یافت. ۱۴ می توان افزود که آن نظریه ربط مستقیمی با احادیث معاد شناسانه ای داشت که از دوازده مهدی سخن می گویند که پس از قائم «اصلی» به توالی خواهند آمد.۱۵
باوجود این، حتی پس از اثر ماندگار کلینی، اندیشمندان شیعی گاه گاه مجبور بوده اند با مخالفتهای داخلی علیه اصول عقاید شیعه دوازده امامی مبارزه کنند. این مخالفت علی القاعده از اصرار متعصبانی که بر ادامه محرز امامت در وجود امام حسن عسگری علیه السلام ، – جعفر – پای می فشردند ناشی شده بود؛ به دلایلی که بعدا اشاره خواهیم کرد به نظر نمی رسد کسی در آن شرایط زمانی و مکانی به نفع و به خاطر یک امام معین، غوغا به پا کرده باشد. این مشکل بعدها در میان شیعه ضعفا که نمی خواستند با طرح مسائل خصمانه با عامه اهل سنت مخالفت ورزند و نیز عامه شیعه که در شرایط تازه سردرگم بودند، پیش آمد. ناراحتی اندیشمندان شیعی در مقدمه های سه کتاب که در اواسط یا نیمه دوم قرن ۴ ق / ۱۰ م نوشته شده، منعکس شده است. نخستین این کتابها، کتاب الغبیه به قلم شاگرد کلینی، ابوعبداله محمدبن ابراهیم نعمانی (متوفی ۳۶۰ ق / ۹۷۱ م) است که در سال ۳۴۲ ق / ۹۵۳ م به پایان رسیده است. ۱۶نعمانی اظهار نارضایتی می کند که بیشتر شیعیان همعصر او به هویت امام وقت یقین ندارند و یا لااقل در باره غیبت او شبهاتی دارند. او این تردیدها را به غفلت مردم و تأثیر مهلک بیهوده کاران (اهل الزخرف والباطل) و جاذبه های زندگی و موفقیتهای دنیوی نسبت می دهد که مردم را از راه حق دور نگه می دارد.۱۷نعمانی این بیهوده کاران را به نام مشخص نساخته است اما با مراجعه به یکی دیگر از آثار این دوره، یعنی کفایه الاثر فی النصوص علی الائمه الأثنی عشر که مجموعه ای است از احادیث مربوط به دوازده امام به قلم الخزّاز الرازی القمی (متوفی ۳۸۱ ق / ۹۹۱ م) از شاگردان ابن بابویه، می توان حدس زد که منظوراو چه کسانی بوده اند. الخزّاز در مقدمه کتاب۱۸ خود چنین توضیح می دهد که آنچه اورا به تألیف این کتاب واداشته این است که برخی از شیعیان که معلومات مذهبی آنها ضعیف یا اندک است (یا تشیع آنها ملایم و معلومات آنها اندک بوده: قوما من ضعفاءالشیعه والمتوسطین فی العلم) تحت تأثیر مناقشات معتزله علیه دوازده امام قرار گرفته اند. بعضی از این شیعیان می گویند نص بر امامان نمی تواند به طور قطع و به گونه ای که عذری باقی نگذارد ثابت شود (من جهه یقطع العذر بها)؛ دیگران فراتر رفته و ادعا می کنند هیچ حدیثی از طریق صحابه درباه نص بر ائمه علیهم السلام وجود ندارد. و از همین رو الخزّاز اصلاح آن دیدگاههای سفسطه آمیز را وجهه همت خود قرار داده است. سوّمین و معروفترین اثر این دوره درباره غیبت کتاب اکمال (کمال)الدین و اتمام(تمام)النعمه اثر ابن بابویه است. در آغاز این کتاب، ابن بابویه می گوید که در مسیر بازگشت از زیارت مرقد امام هشتم، امام علی الرضا علیه السلام در نیشابور توقف کرده و دیده است که بسیاری از شیعیان سرگشته و سرآسمیه با سؤالهایی درباره غیبت به او مراجعه می کنند. این ماجرا او را برانگیخت تا اثری تألیف کند که در آن حقیقت این موضوع روشن و آشکار گردد.۱۹
در تلاش برای اثبات اعتبار نظریه دوازده امام، اولین نظریه پردازان شیعه دوازده امامی – که نویسندگان نسل بعد دقیقا از آنها پیروی کردند – از چهار شیوه اصلی بهره برده اند. الف – استناد به آیات قرآن – آن اشارات و فقراتی از قرآن که در آن عدد دوازده به کار رفته بود، به طور طبیعی مورد استفاده و بهره برداری مفسران شیعی قرار گرفت. به عنوان مثال گفته می شود امام پنجم امام محمد باقر علیه السلام (متوفی ۱۱۴ ق / ۷۳۲ م یا۱۱۷ ق / ۷۳۵ م) آیه ۳۶ سوره توبه را که می فرماید «تعداد ماهها نزد خداوند دوازده است» ناظر بر دوازده امام دانسته است.۲۰ نیز چنین گفته می شود که امام ششم، امام جعفر صادق علیه السلام (متوفی ۱۴۸ ق / ۷۶۵ م) اظهار داشته است: و شب از دوازده ساعت تشکیل شده است و روز نیز چنین است، سال از دوازده ماه تشکیل شده است. تعداد ائمه دوازده است و نیز تعداد نقبا۲۱، علی علیه السلام یکی از دوازده ساعت است و مفهوم این آیه (فرقان، ۱۱) که می فرماید: «بلکه آنان ساعت را دروغ انگاشته اند و ما برای دروغ آنها آتشی سوزان آماده کرده ایم».۲۲
ب – استناد به احادیث شیعی – احادیث شیعی مربوط به این موضوع را می توان به دو دسته تقسیم کرد: یکی احادیثی که براساس آن در همان زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم اسنادی وجود داشته است که در آن نام ائمه به تفصیل بیان شده است. یکی از این اسناد، لوحی بوده که جابربن عبدالله صحابی در منزل فاطمه علیهاالسلام رؤیت کرد.۲۳ دیگری طومار یا صحیفه ای بوده که از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به علی علیه السلام داده شده و گفته می شود دوازده قسمت داشت و هر قسمت با مهر مخصوص و جداگانه ای ممهور شده بود. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به علی علیه السلام توصیه فرمود که نخستین قسمت این طومار یا صحیفه را بگشاید و براساس مطالب آن عمل کند و همین کار را دیگر ائمه به ترتیب درباره قسمتهای بعدی صحیفه انجام دهند.۲۴ سومین سند که گفته می شده دو هزار سال پیش از خلقت آدم نوشته شده است، حسب الادعاء به وسیله امام جعفر صادق علیه السلام از خرمای نخلی که او خود کاشته بود دوباره به دست آمد. این سند شامل شهادت (شهادتین) و نام دوازده امام بود.۲۵
دومین دسته از احادیث شیعی، احادیثی را دربر می گیرد که در آن پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از دوازده امامی که پس از او خواهند آمد سخن گفته است. بسیاری از این روایات به نحوی سهل الوصول دربحارالانوار مجلسی گردآوری شده است.۲۶ در برخی نقلهای حدیث غدیر خم۲۷، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به امامت علی علیه السلام ، حسن علیه السلام و حسین علیه السلام و نُه نفر دیگر از ذریه حسین علیه السلام اشاره کرده است.۲۸ از دوازده امام با عبارتهای مختلف مانند الراشدون المهتدون، مخاطبان فرشتگان (المحدَّثون) و الاوصیاء یاد شده است. ج – استناد به روایات اهل سنت – به دلایل آشکار جدلی برای علمای شیعی بسیار مهم بود که بتوانند نظریه خود در باره دوازده امام را با نقل قول از منابع و مطالب اهل سنت تأیید کنند. حدیث خاصی که در این زمینه وجود دارد، حدیثی است که به موجب آن پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم اعلام می دارد: «پس از مرگ من، دوازده خلیفه (یا امیر) خواهند آمد که همگی از قریش خواهند بود. این حدیث که در منابع متعددی ذکر شده است معمولاً به عنوان حدیثی از جابربن سمره (متوفی ۶۶ ق / ۶۸۶ م) نقل می شود؛ گرچه همین حدیث از قول عبدالله بن عمر (متوفی ۷۳ ق / ۶۹۳ م) و دیگر صحابه نیز نقل شده است.۲۹ الخزّاز این حدیث و احادیث مشابه را به نقل از صحابه ای که به طرفداری از آل علی علیه السلام معروف اند مانند سلمان فارسی۳۰، جابربن عبدالله۳۱ و حذیفه بن ایمان۳۲ نقل می کند، اما در عین حال همین حدیث را به نقل از کسانی مانند عمر، عثمان، ابوهریره و عایشه که محدثان شیعی به آنها عنوان متصلبان در ضدیت با آل علی علیه السلام نگاه می کنند، نیز نقل کرده است.۳۳نتیجه گیری نویسندگان شیعی قرن ۴ ق / ۱۰ م (از این حدیث) روشن است. قدرت و اعتبار هر دوازده امام از نمایندگی مستقیم قدرت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ناشی می شود. هنگامی که (در این حدیث) از خلفا صحبت می شود، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نمی توانسته است به مطلق حکمرانان (ملوک) نظر داشته باشد، زیرا تعداد آنها از زمان علی علیه السلام تا زمان نویسندگان این کتابها بیشتر از دوازده بوده است، لذا پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم باید به همان «امامان» نظر داشته باشد که خلفای برحق او در زمین اند.۳۴ د – استناد به کتاب مقدس و روایات یهودیان – تکیه بر فقرات یا اشاراتی از کتاب مقدس و روایات یهودیان و مسیحیان، به رغم مخالفتهایی که از جانب برخی از مسلمانان اظهار می شد، در همان دوره های نخست به طور برجسته ای در آثار مسلمانان تجلی یافت.۳۵ فعالیت شیعیان برای یافتن نقل قولهای – جعلی یا حقیقی – از عهدین برای اثبات اعتبار بخشی از عقاید خود کمتر از دیگر گروهها نبود۳۶ و نظریه دوازده امام نیز از این قاعده مستثنا نبود. به عنوان مثال، نعمانی می خواهد با تکیه بر سفر اول (پیدایش) از این نظریه دفاع کند. او عبارتی را به نقل از حسن بن سلیمان، یک دانشمند یهودی از مردم ارّجان، مطرح می سازد حاکی از اینکه اسماعیل [اشموئیل] به نام «ماد» هم خوانده می شده و این واژه ظاهرا یک واژه عبری و به معنای ستوده شده (محمد)۳۷ می باشد و بنابراین این واژه شکل عبری نام پیامبر است . وقتی این مبنا پذیرفته شد که اشموئیل و محمد در نام با یکدیگر مشترک هستند، همین قیاس به آسانی به پسران اشموئیل و سلاله پیامبر نیز تعمیم می یابد. حسن بن سلیمان نام دوازده پسر اشموئیل را برمی شمرد۳۸ وتوضیح می دهد که این نامها به نام دوازده امام نیز اشاره دارند.۳۹ وقتی از او پرسیده می شود این نامها در کجا (به اصطلاح در کدام سوره) آمده او (به غلط) مثلی سلیمان [مَثَل سلیمان] یعنی امثال سلیمان را ذکر می کند۴۰ وبه عنوان شاهد قویتر متن را نیز بیان می نماید: «من دعای تو را در حق اشموئیل شنیده ام. من او را برکت داده ام و او را پرثمر خواهم ساخت. من نسل او را زیاد خواهم کرد. او پدر دوازده امیر خواهد بود و من امتی بزرگ از او برخواهم انگیخت (پیدایش:۱۷/۲۰)۴۱ سه یهودی دیگر یکی پس از دیگری اعتبار این نقل قول را تأیید می کنند و از تفسیر ارائه شده از سوی حسن بن سلیمان حمایت می نمایند.۴۲
در جایی دیگر ادعا شده است که عدّه کمی از یهودیان می دانند که نام پیامبر اسلام در تورات آمده، اما همانها نیز نمی توانند آشکارا این امر را اعلام کنند.۴۳
دیگر داستانهای مربوط به اشتراک عقیده یهودیان با مسئله دوازده امام به زمان علی علیه السلام برمی گردد و در یک حکایت شاخص، فردی یهودی با طرح پرسشهایی مشکل، معلومات علی علیه السلام را در معرض سنجش می نهد. درپاسخ به این سئوال که: پس از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم چند رهبر هدایت یافته (امام هُدی) خواهند آمد؟ علی علیه السلام در پاسخ دوازده امام را ذکر می نماید. فرد یهودی تصریح می کند که این پاسخ درست است و مشتاقانه اسلام می آورد.۴۴ در داستانی مشابه یک فرد یهودی کتابی به علی علیه السلام نشان می دهد که به خط داوود نگاشته شده (مسطور به خط داوود) و در آن نام دوازده امام ذکر شده بود.۴۵
از دیدگاه نظریه پردازان شیعه دوازده امامی، اعتقاد به غیبت آخرین امام، نتیجه منطقی و مستقیم اعتقاد به دوازده امام است. دفاعی مبسوط در این باره، در آثار مربوط به غیبت آمده و نیاز به استخراج و ذکر آنها در اینجانیست. به هرحال استدلال اصلی چنین است: از همان قضیه ای که می گوید با آمدن دوازدهمین امام خط امامت به پایان می رسد، این نتیجه گرفته می شود که امام آخر زنده است. (زیرا انسانها بدون رهبر معصوم نمی مانند [یا زمین از حجت خالی نمی ماند])؛ در عین حال این امام (دوازدهمین) خود را در خطری سخت از ناحیه دشمنان می بیند گرچه قطعا خداوند نخواهد گذاشت امام آخر کشته شود (زیرا فردی دیگر نمی تواند جایگزین او شود)، با این حال او باید شخصا مسئولیت حفظ جان خود را بپذیرد و باید از طریق اختفا، حفظ جان خود را تأمین نماید. در این نحوه استدلال، احادیث مربوط به دو غیبت (صغرا وکبرا) از اهمیت خاصی برخوردار است. نعمانی درکتاب الغیبه خود، که به خاطر داریم آن را سیزده سال پس از آغاز غیبت کبرا تألیف کرده است، حدیثی به نقل از امام جعفر صادق علیه السلام ذکر می کند که به موجب آن، نخستین غیبت طولانی تر از غیبت دوم نیز هست.۴۶ اما این حدیث بلافاصله از سوی دیگران (باز هم به نقل از امام صادق) به شکلی دیگر مطرح و تعقیب شده است: «قائم دو غیبت خواهد داشت: یکی کوتاه و دیگری طولانی تر»۴۷ و یا در متنی دیگر: «صاحب هذاالامر (یعنی قائم) دو غیبت خواهد داشت: در خلال نخستین غیبت او به مردم (اهل) خود رجوع خواهد کرد۴۸ و در خلال دومین غیبت گفته خواهد شد که او از بین رفته است».۴۹ از تفاوت و اختلاف بین وصفهای گوناگون از طول مدت هریک از دو غیبت اول و دوم، چنین می توان استنباط کرد که در آغاز کاملاً روشن نبود کدام یک از دو غیبت طولانی تر خواهد بود وبعدها این اصل پذیرفته شد که دومین غیبت – که غیبت تامه نیز خوانده می شود -۵۰ طولانی تر نیز خواهد بود و در نهایت ادله ای بر توجیه مدت زمانهای مختلف غیبت اقامه شد. براساس گفته شریف مرتضی (۴۳۶ ق / ۱۰۴۴ م) امام در آغاز غیبت خود – یعنی در طول غیبت صغرا – در برابر طرفداران خود ظاهر می شده و خود را فقط در برابر دشمنان پنهان می ساخته است؛ بعدها وقتی که خطر بیشتری زندگی او را تهدیدکرد ناچار شد خود را از دیده پیروان و دشمنان، هردو، پنهان سازد.۵۱ با این حال شریف مرتضی، اعتقاد دارد محال نیست امام گاه در برابر یکی از طرفداران خود که به او کاملاً اطمینان داشته باشد، ظاهر شود.۵۲
متکلّمان شیعی دوازده امامی در اعتقاد به دو غیبت نه تنها بر احادیث و روایات شیعی، بلکه بر اقوال و اخبار رسیده از پیامبران متعدد، بویژه ابراهیم علیه السلام و محمد صلی الله علیه و آله وسلم اتکا کرده اند. ابراهیم دو غیبت داشت؛ یکی به خاطر نمرود و دیگری به خاطر هراس از حمکران مصر.۵۳ محمد صلی الله علیه و آله وسلم نیز به همراه پیروانش از بنی هاشم، مجبور به پناه گرفتن در شعب۵۴، و تحمل تحریم و محاصره تحمیلی قریش شد۵۵ و پس از آن نیز در خلال ماجرای هجرت به مدینه مجبور به مخفی شدن در یک غار شد. ۵۶
با تعقیب مراحل اصلی رشد و گسترش نظریه اثنی عشریه این سؤال اساسی باقی می ماند که سابقه و ردّ احادیث و روایاتی که مبنای این نظریه قرار گرفته است را تا چه حد می توان به زمان مقدم بر غیبت امام دوازدهم رساند؟ به نظر می رسد مهمترین نکته ای که باید به خاطر سپرد این است که هم عدد دوازده و هم فکر غیبت، موضوعهایی بسیار قدیمی در تاریخ اسلام هستند. تعصب نسبت به عدد دوازده و جانبداری از آن، نکته ای کاملاً شناخته شده در بسیاری تمدنهای باستانی است. شمارش دوازده قبیله از اسرائیل در کتاب مقدس و همچنین روایات مسیحیان در باب دوازده حواری عیسی علیه السلام ، احتمالاً ریشه گرایش اسلامی به عدد دوازده را برای بیان تعداد رهبران تشکیل می دهد؛ به عنوان مثال واژه نقبا علاوه برآنکه برای اشاره به دوازده نقیب اسرائیلی (سوره المائده، ۱۲) یا دوازده نماینده برگزیده شده از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در میان مدنیها به کاررفته۵۷، اشاره به رهبران جماعت مخفی که زمینه قیام عباسیان را فراهم می ساخت نیز دارد.۵۸ درمیان غلاهِ نخستین ابومنصور عجلی (متوفی ۱۲۱ ق / ۷۳۸ م) ادعا کرده بود که او ششمین پیامبر از دوازده پیامبری است که آخرین آنها «قائم» خواهد بود.۵۹
در چنین چهارچوب و مفهومی است که باید به احادیث سابق الذکر اهل سنت درباره دوازده خلیفه و جانشین پیامبر نگریست. این احادیث مدتها پیش از شروع غیبت صغرا رواج داشته است و آنها را باید در کتابهایی مانند کتاب الفتن نُعیم بن حمّاد (متوفی ۲۲۸ ق / ۸۴۴ م)۶۰، مسند احمدبن حنبل (متوفی ۲۴۱ ق / ۸۵۵ م) و صحیح بخاری (متوفی ۲۵۶ ق / ۸۷۰ م)۶۱ یافت و احتمالاً سابقه آنها از این هم فراتر رود. احمدبن محمد قسطلانی (متوفی ۹۲۳ ق /۱۵۱۷ م) در شرح و تفسیر خود بر صحیح بخاری [درباره احادیث سنّی مربوط به دوازده جانشین قریشی پیامبر]احتمالات زیر را مطرح ساخته است – که برای وضوح بیشتر، در اینجا بنا به ترتیب مطرح شدنشان نقل می شود- : ۱ این احادیث اشاره به دوازده حکمران دارد که در زمان آنها جامعه اسلامی قویّ و یکپارچه بود. پس از آن دوره قدرت و یکپارچگی که با روی کار آمدن ولیدبن یزید (حکومت: ۱۲۵ – ۱۲۶ ق / ۷۴۳ – ۷۴۴ م) به پایان رسید، اسلام شوکت و عظمت خود را به خاطر ستیزه ها و آشوبها از دست داد. گرچه قسطلانی این دوازده حکمران را به نام تعیین نمی کند، شاید دوره خلفای راشدین و آن خلفای اموی را در ذهن داشته که ایام خلافت آنها به طور نسبی دوران ثبات و موفقیت به شمار می آید – یعنی معاویه بن ابی سفیان و پسرش یزید، عبدالملک و چهار پسرش و عمربن عبدالعزیز – . ۲ این روایات ناظر بر شرایطی است که دوازده نفر در یک نسل (دوره زمانی معین) هریک ادعای حکومت مشروع برای خود داشته باشند و در نتیجه این امر در جامعه شکاف و چنددستگی رخ دهد. به گفته قسطلانی چنین شرایطی در حقیقت در قرن ۵ ق / ۱۱ م پیش آمد که شش نفر برای به دست گرفتن اسپانیا با یکدیگر رقابت می کردند، درحالی که حاکم فاطمی، خلیفه عباسی و گروههای مختلف خوارج و طرفداران علی علیه السلام بر ادعای خود برای حاکمیّت پای می فشردند. ۳ این احادیث منعکس کننده اوضاع جاری در سده نخستین اسلامی تا مرگ عمربن عبدالعزیز در سال ۱۰۱ ق / ۷۲۰ م می باشد. در خلال این دوره که بسیاری آن را عصر زرّین اسلام دانسته اند، چهارده حکمران قانونی و مشروع حکومت داشته اند – که عبارتند از: خلفای راشدین، حسن بن علی علیه السلام ، عبداللّه بن زبیر و هشت خلیفه اول اموی -، اما دو تن از آنها، معاویه بن یزید (حکومت: ربیع الاول تا ذی القعده ۶۴ ق / نوامبر ۶۸۳ م تا ژوئن ۶۸۴ م) و مروان بن حکم (حکومت: ذی القعده ۶۴ ق – رمضان ۶۵ ق / ژوئن ۶۸۴ م – آوریل ۶۸۵ م) را به خاطر کوتاه بودن مدت خلافت نمی توان به حساب آورد.۶۲ توضیح و تفسیر ارائه شده از سوی یحیی بن شرف نووی (متوفی ۶۷۶ ق / ۱۲۷۸ م) در کتاب شرح علی صحیح مسلم۶۳ تفاوت زیادی با کلام قسطلانی ندارد و مبتنی بر تفسیری لفظی و سطحی از عدد دوازده می باشد. فضل بن روزبهان اشعری (زنده در آغازقرن ۱۰ ق / ۱۶ م) در ردّیه خود بر تفسیر شیعیان از این سنخ احادیث، مانند آنچه از سوی ابن مطهّر حلّی (متوفی ۷۲۶ ق / ۱۳۲۵ م) ارائه شده بود، در کنار دیگر احتمالات، احتمال می دهد که شاید اشاره این احادیث به دوازده حکمران شایسته (صلحاء الخلفاء) از قریش باشد که الزاما به توالی هم به خلافت نرسیده اند و عبارتند از: پنج تن (!) خلفای راشدون۶۴ ، عبداللّه بن زبیر، عمربن عبدالعزیز و پنج خلیفه عباسی – که آنها را به نام مشخص نمی کند -۶۵ این تفسیر اخیر، حتی بیشتر از برخی دیدگاههای قسطلانی، یک گرایش آشکار ضد اموی را منعکس می سازد. درحقیقت، بعید نیست که این روایت دراصل به هدف ضدّیت با امویان و در عین حال پشتیبانی از حق حاکمیت قریش وضع شده باشد.۶۶ این روایت، درعین حال به عنوان گواه و دلیلی بر آشفتگی و اضطرابی که پس از خلیفه (یا امیر) دوازدهم رخ خواهد داد نقل می شد؛ اضطرابی که یادآور اغتشاش و درهم ریختن اوضاع در آستانه برپایی روز قیامت می باشد. این مطلب بویژه از این شکل از حدیث مزبور برمی آید که: «دوازده خلیفه خواهد بود … و سپس آشفتگی و پریشانی (ثمّ یکون الهَرْج)۶۷. بنابراین طبیعی است که این حدیث به کتب و آثار مربوط به آخرت، مانند کتاب الفتن نعیم، کتاب المهدی در سنن ابوداوود (متوفی ۲۷۵ ق / ۸۸۸ م) و یا کتاب الفتن در صحیح ترمذی (متوفی ۲۷۹ ق / ۸۹۲ م)، راه یابد. برای پی بردن به اینکه اعتقاد به غیبت چقدر زود در میان گروههای افراطی شیعی ریشه دواند، همین مقدار بس است که اعتقاد به پنهان شدن محمدبن حنفیه را در کوههای رضوی یا ادعای نمردن علی علیه السلام را – که به پیروان عبداللّه بن سبأ نسبت داده می شود۶۸ یادآور شویم. در دو قرن نخست حکومت عباسیان بعضی از مدافعان اصلی نظریه غیبت را دسته های مختلف واقفی شیعه (مانند ناووسیه یا ممطوره) تشکیل می داد که هدف اصلی آنها اثبات این بود که امام خاص آخرین امام است که در غیبت به سر می برد و مجددا به عنوان مهدی ظهور خواهد کرد. در همان زمان، اعتقاد به غیبت آینده امامی که نامش معلوم نبود، درمیان قطعیه – که پیشقدمان اثنی عشریه بودند – بروز کرد کتابهایی به نام کتاب الغیبه به ابواسحق ابراهیم بن اسحق الاحمری النهاوندی (زنده درنیمه قرن ۳ ق / ۹ م)۶۹، الحسن بن علی ابی حمزه البطائنی الکوفی – که معاصر امام هشتم علی الرضا بود-۷۰ فضل بن شاذان النیشابوری (متوفی ۲۶۰ ق / ۸۷۴ م)۷۱ و دیگران نسبت داده شده است. براساس اطلاعات موجود، از
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
