خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل غزوه بنی المصطلق
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل غزوه بنی المصطلق قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل غزوه خندق (۱)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل غزوه خندق (۱) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
10ساعت
49دقیقه
38ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل غزوه خندق (۲)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 48

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل غزوه خندق (۲) شامل 88 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل غزوه خندق (۲) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل غزوه خندق (۲) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل غزوه خندق (۲) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل غزوه خندق (۲) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل غزوه خندق (۲) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل غزوه خندق (۲) :

ضربتی که از عبادت جن و انس برتر بود

متجاوز از بیست تن از دانشمندان و مورخین و مفسرین اهل سنت (۱) از رسول خدا (ص) با اختلاف اندکی نقل کرده اند که پیغمبر خدا درباره آن ضربتی که علی (ع) در آن روز به عمرو زد و او را کشت فرمود:

«ضربه علی یوم الخندق افضل من عباده الثقلین.»

[ضربت علی در روز خندق از عبادت جن و انس برتر است ].

و در نقل دیگری است که فرمود:

«ضربه علی یوم الخندق أفضل من أعمال امتی الی یوم القیامه» .

و در مجمع البیان طبرسی (ره) از حذیفه نقل شده که رسول خدا (ص) به علی فرمود:

ای علی مژده باد تو را که اگر عمل تو را بتنهایی در این روز با عمل تمامی امت محمد بسنجند عمل تو بر آنها می چربد، زیرا خانه ای از خانه های مشرکان نیست مگر آنکه با کشته شدن عمرو خواری و زبونی در آن وارد شد، و خانه ای از مسلمانان نیست جز آنکه با قتل او عزت و شوکتی در آن داخل گردید.و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه (۲) درباره شجاعت آن حضرت در آن روز و قتل عمرو بن عبدود گوید: اهمیت آن خیلی مهمتر از آن است که کسی بگوید: مهم بود، و بزرگتر از آن است که بگوید: بزرگ بود (۳) و بهتر آن است که آنچه را استاد ابو الهذیل در این باره گفته است بگوییم، وی در پاسخ مردی که از او پرسید: آیا منزلت و مقام علی در پیشگاه خدا بیشتر است یا منزلت ابو بکر؟ وی در پاسخش گفت: ای برادر زاده به خدا سوگند مبارزه علی در جنگ خندق با عمرو به اعمال همه مهاجر و انصار و طاعات و عبادات آنها همگی می چربد تا چه رسد به ابی بکر تنها!

و شارح مذکور دنبال گفتار بالا را ادامه داده می گوید: و مناسب با این سخن بلکه بالاتر از آن روایتی است که از حذیفه بن یمان روایت شده، و اصل آن روایت را ربیعه بن مالک نقل کرده گوید: به نزد حذیفه رفتم و بدو گفتم: ای ابا عبد الله مردم درباره علی بن ابیطالب و فضایل و منقبتهای او حدیثهایی می گویند که اهل بصیرت بدانها خرده گرفته می گویند: شما درباره این مرد افراط می کنید! اکنون تو برای من حدیثی بگو تا آن را برای مردم بگویم؟

حذیفه گفت: ای ربیعه از من درباره علی چه می پرسی؟ و من برای تو چه بگویم؟

سوگند بدانکه جان حذیفه به دست اوست اگر همه اعمال امت محمد را از روزی که خدای تعالی آن حضرات را به رسالت مبعوث فرمود تا به امروز همه را در یک کفه بگذارند و یک عمل تنها از اعمال علی را در کفه دیگر بگذارند آن یک عمل بر همه اعمال امت می چربد!

ربیعه که این سخن را شنید گفت: این سخنی است که قابل تحمل نیست و من پندارم که این سخن گزافه و تندروی باشد!

حذیفه گفت: ای احمق چگونه قابل تحمل و قبول نیست؟ و کجا بودند مسلمانان در جنگ خندق آن گاه که عمرو و همراهانش از خندق عبور کرده و مبارز طلبیدند و جزع و وحشت همه را گرفت تا آن گاه که علی (ع) به جنگ او رفت و او را به قتل رسانید.سوگند بدانکه جان حذیفه به دست اوست عمل علی در آن روز برتر و بزرگتر از اعمال امت محمد است تا به امروز و تا روزی که قیامت بر پا شود!

نگارنده گوید: از آنچه نقل شد علت و سبب این فضیلت و برتری عمل نیز معلوم می شود زیرا ارزش عمل روی ارزش و مقدار تأثیری است که در پیشبرد هدف گذارده، و چنانکه از روایات گذشته معلوم شد با کشته شدن عمرو بن عبدود صولت شرک و بت پرستی در جزیره العرب و سراسر جهان آن روز شکسته شد، و مشرکان و دشمنان اسلام از آن پس دیگر نتوانستند اظهار وجودی در برابر اسلام و مسلمین بنمایند و قد علم کنند.

چنانکه همین ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه (۴) روایت کرده که چون عمرو بن عبدود کشته شد رسول خدا (ص) فرمود:

«ذهب ریحهم و لا یغزوننا بعد الیوم و نحن نغزوهم انشاء الله» .

[از امروز به بعد دیگر شوکت و عظمت اینان از میان رفت و از این پس دیگر به جنگ ما نخواهند آمد و ماییم که در آینده اگر خدا بخواهد به جنگ آنان خواهیم رفت ].

و چنان شد که رسول خدا (ص) فرموده بود چنانکه در فصول آینده خواهیم خواند.و از این روست که خود دانشمندان و نویسندگان اهل سنت جواب دشمنان علی (ع) و اهل بیت را در اینجا به عهده گرفته و به یاوه سراییهاشان پاسخ داده اند، چنانکه مؤلف کتاب سیره حلبیه در پاسخ ابن تیمیه که گفته است:

چگونه ممکن است کشتن کافر فضیلتش از عبادت جن و انس بیشتر باشد…؟

گفته است:

برای آنکه با این کشتن دین یاری شد و کفر مخذول و نابود گشت! (۵)

شیخ مفید (ره) از ابی بکر بن ابی عیاش نقل کرده که گفته است:

«لقد ضرب علی ضربه ما کان اعز منها یعنی ضربه عمرو بن عبدود و لقد ضرب ضربه ما ضرب فی الاسلام أشأم منها یعنی ضربه ابن ملجم لعنه الله »

[علی (ع) ضربتی زد که در اسلام ضربتی پر شوکت تر و پیروزمندانه تر از آن نبود و آن ضربتی بود که به عمرو بن عبدود زد، و ضربتی هم خورد که میشومتر از آن ضربتی در اسلام نبود و آن ضربتی بود که ابن ملجم لعنه الله بر آن حضرت زد].

و جلال الدین سیوطی و دیگر از مفسران اهل سنت از ابن ابی حاتم و ابن مردویه و ابن عساکر از عبد الله بن مسعود روایت کرده، و از مفسرین شیعه نیز مرحوم طبرسی از عبد الله بن مسعود روایت کرده اند که این آیه را که در سوره احزاب است و خدای تعالی فرمود:

«و کفی الله المؤمنین القتال»

[جنگ را از مؤمنان کفایت کرد].

این گونه قرائت کرده است:

«و کفی الله المؤمنین القتال بعلی بن ابیطالب»

[به وسیله علی ابن ابیطالب (و شمشیر او) خدا جنگ را از مؤمنان کفایت کرد].

نگارنده گوید:

با توجه به اشعار و مرثیه هایی نیز که در مرگ عمرو بن عبدود به وسیله نزدیکان او و یا شاعران آن زمان سروده شده بخوبی می توان پی به عظمت عمل علی (ع) برد و شاهد خوبی برای سخنان گذشته بالاست.

از آن جمله سخنان و اشعاری است که از خواهر عمرو که نامش عمره بوده نقل کنند که چون بالای کشته عمرو آمد و زره قیمتی او را بر تنش دید پرسید: قاتل او کیست؟ گفتند: علی بن ابیطالب.عمره گفت: «ما قتله الا کفو کریم» او را هماوردی بزرگوار به قتل رسانده سپس اشعار زیر را گفت:

لو کان قاتل عمرو غیر قاتله  
لکنت ابکی علیه آخر الأبد 
لکن قاتله من لا یعاب به  
من کان یدعی ابوه بیضه البلد

[اگر قاتل عمرو کسی جز علی بود من برای همیشه بر او می گریستم.ولی قاتلش کسی است که از قتل او عیبی بر عمرو نیست، کسی که پدرش یگانه شخصیت شهر (مکه) بود]. و سپس اشعار زیر را سرود:

اسدان فی ضیق المکر تصاولا 
و کلاهما کفو کریم باسل (۶)  
فتخالسا مهج النفوس کلاهما 
وسط المدار مخاتل و مقاتل (۷)  
و کلاهما حضر القراع حفیظه 
لم یثنه عن ذاک شغل شاغل (۸)  
فاذهب علی فما ظفرت بمثله  
قول سدید لیس فیه تحامل (۹)  
و الثار عندی یا علی فلیتنی  
ادرکته و العقل منی کامل (۱۰)  
ذلت قریش بعد مقتل فارس  
فالذل مهلکها و خزی شامل (۱۱)

و اشعار دیگری که هبیره بن ابی وهب و مسافع بن عبد مناف و حسان بن ثابت و دیگران گفته اند و ذکر آنها موجب تطویل کلام و ملال خاطر خوانندگان ارجمند پارسی زبان می شود.

پس از کشته شدن عمرو

همراهان عمرو بن عبدود که هیچ باور نمی کردند پهلوان نامی و سالخورده عرب به این سرعت به دست پوردلاور ابو طالب و سرباز فداکار اسلام از پای در آید، با اینکه هر کدام خود از جنگجویان و شجاعان محسوب می شدند از ترس آنکه همگی به سرنوشت عمرو دچار گردند درنگ را جایز ندانسته و رو به فرار نهادند و برخی چون عکرمه بن ابی جهل و هبیره بن ابی وهب برای آنکه بهتر بتوانند از آن معرکه مرگبار بگریزند نیزه های خود را به زمین افکنده و گریختند و به هر زحمتی بود توانستند خودرا به آن سوی خندق و لشکر مشرکین برسانند، تنها نوفل بن عبد الله بود که هنگام پریدن از روی خندق پای اسبش لغزید و او را به درون خندق انداخت، مسلمانان که چنان دیدند نزدیک آمده و از هر سو به او سنگ می زدند، نوفل که چنان دید فریاد زد: خوب است شرافتمندانه تر از این مرا بکشید و یکی از شما به درون خندق آید تا من با او جنگ کنم.

باز هم علی (ع) پا به درون خندق گذارد و او را به قتل رسانید، و در نقل دیگری است که زبیر این کار را کرد و داخل خندق شده او را کشت.

و چون عمرو به قتل رسید مشرکین کسی را فرستادند تا جسد او را از پیغمبر به ده هزار درهم خریداری کند، ولی رسول خدا (ص) پول آنها را قبول نکرد و جسد عمرو را به آنها داده فرمود :

«لا نأکل ثمن الموتی» .

[ما پول مردگان را نمی خوریم!]

داستان دیگری که ضمیمه شد و احزاب را به فرار مصمم ساخت

کشته شدن عمرو بن عبدود و به دنبال آن نوفل بن عبد الله رعبی سخت در دل مشرکین انداخت و فکر بازگشت و فرار به مکه را در مغز آنها پرورانید و در این خلال که کار بر مسلمانان نیز سخت شده بود اتفاق دیگری افتاد که برای مسلمانان بسیار سودمند واقع شد و یکسره جنگ را به سود مسلمانان پایان داد و احزاب را فراری داد، و آن اسلام یکی از سرشناسان قبیله غطفان یعنی نعیم بن مسعود بود.

هنگام شام بود و رسول خدا (ص) نماز خفتن را خوانده و در فکر تنظیم سپاه و گماردن پاسداران آن شب برای نگهبانی بود که دید شخصی به جایگاه او نزدیک گردید و چون جلو آمد خود را معرفی کرده حضرت دید نعیم بن مسعود است.

نعیم آهسته به رسول خدا (ص) عرض کرد: من مسلمان شده ام ولی هنوز کسی از نزدیکان و قوم و قبیله ام از اسلام من مطلع نشده اینک آمده ام تا اگر دستوری فرمایی و کاری از من ساخته باشد انجام دهم!

پیغمبر بدو فرمود: تو یک نفر بیش نیستی، اما اگر بتوانی به وسیله ای میان لشکر دشمن اختلاف بینداز، زیرا نیرنگ در جنگها به کار رود!

مأموریت نعیم بن مسعود

نعیم که گویا برای چنین کاری ساخته شده بود فکری کرد و از جا برخاسته به دنبال این مأموریت تاریخی رفت، و آن را بخوبی انجام داد، بی آنکه کسی از اسلام و یا نقشه ماهرانه او با خبر شود.

نعیم با یهود بنی قریظه سابقه دوستی و رفاقت داشت و آنها وی را از دوستان خود می دانستند، از این رو بی درنگ خود را به یهود مزبور رسانده گفت: شما بخوبی مرا شناخته اید و سابقه دلسوزی و خیرخواهی مرا نسبت به خود دانسته اید، و می دانید که اگر سخنی خصوصی به شما بگویم فقط روی خیرخواهی و علاقه ای است که نسبت به شما دارم!

گفتند: آری وفاداری و خیرخواهی تو نسبت به ما مسلم و معلوم است و هیچ گونه سوء ظنی در این باره به تو نمی رود، اکنون چه می خواهی بگویی؟

گفت: آمده ام تا به شما بگویم: شما با قبایل قریش و غطفان فرق دارید، زیرا اینجا سرزمین شما و شهر و دیار شماست، زن و بچه و خانه و زندگی تان همه در این سرزمین است و نمی توانید از اینجا صرفنظر کرده چشم بپوشید، اما قریش و غطفان تنها به منظور جنگ با محمد به این سرزمین آمده اند و گر نه خانه و زندگی و زن و فرزندشان در جای دیگری است، و از این رو آنها تا وقتی که بتوانند در این سرزمین می مانند و در برابر محمد مقاومت می کنند تا شاید دستبردی زده و غنیمتی به دست آورند و احیانا محمد و یارانش را سرکوب کنند، ولی اگر نتوانستند و اوضاع را دگرگون دیدند بدون آنکه فکر آینده شما را بکنند و حتی بی آنکه با شما مشورتی بکنند، به شهر و دیار خود باز می گردند و شما را در برابر این مرد تنها می گذارند و آن وقت است که شما بتنهایی نیروی مقاومت با او را ندارید و معلوم نیست به چه سرنوشتی دچار خواهید شد، و از این رو من صلاح شما را در این می بینم که تا چند تن از بزرگان قریش و غطفان را به گروگان نگیرید و نزد خود نگاه ندارید اقدام به جنگ با محمد نکنید، تا قبایل مزبور به خاطر بزرگان خود تا آخرین رمقی که دارند پایداری کرده و شما را رهانکنند و بروند!

بنی قریظه فکری کرده گفتند: راست می گویی مصلحت در همین است که تو می گویی و باید همین کار را کرد، و مقداری هم از نعیم تشکر کردند که این راه را جلوی پای آنها گذارد.

از آن سو به نزد ابو سفیان و سران قریش آمده و همان گونه که به بنی قریظه گفته بوده شمه ای از علاقه و دلسوزی خود نسبت به قرشیان سخن گفت و آنها نیز سخنانش را تصدیق کردند، آن گاه با قیافه ای دلسوزانه گفت: مطلبی شنیده ام که چون به شما علاقه داشتم وظیفه خود دانستم که هر چه زودتر آن را به اطلاع شما برسانم اما به شرط آنکه این خبر پیش خودتان مکتوم و پوشیده بماند!

بزرگان قریش گفتند: مطمئن باش که هر چه بگویی به کسی نخواهیم گفت.

نعیم لب گشوده گفت: شنیده ام که یهودیان بنی قریظه از نقض عهدی که با محمد کرده و پیمانی که شکسته اند سخت پشیمان شده و برای اینکه محمد را از خود راضی سازند و این عمل خود را جبران کنند برای او پیغام داده اند که ما به هر ترتیبی شده نقشه ای می کشیم و چند تن از بزرگان قریش و غطفان را به گروگان می گیریم و تسلیم تو می نماییم تا آنها را گردن بزنی و سپس به یاری تو آمده و به جنگ بقیه آنها می رویم و تارومارشان می کنیم؟ و محمد با این شرط حاضر شده که از خیانت آنها صرفنظر کند و پیمان شکنی آنها را نادیده بگیرد، اکنون آمده ام به شما بگویم: اگر بنی قریظه کسی را فرستادند تا از شما افرادی را گروگان بگیرند مبادا قبول کنید و کسی را به دست آنها بدهید که دانسته او را به کشتن داده اید !

از آن سو به نزد بزرگان قبیله خود یعنی غطفان نیز رفت و عین همین سخنان را به آنها گفت و از آنها خواست تا مطلب را مکتوم و پنهان دارند، و آنها نیز پذیرفته و خود به انتظار نتیجه کاری که انجام داده بود به خیمه رفت.

تفرقه در میان دشمن

از آنجا که خدا می خواست تدبیر نعیم بن مسعود در تفرقه دشمن بی اندازه مؤثر

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.