خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پیدایش وهابیّت و برخی پیامدهای آن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پیدایش وهابیّت و برخی پیامدهای آن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جُستاری درباره حدیثِ «اَلْقَدَریّهُ مَجْوسُ هذهِ الاُمه»
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جُستاری درباره حدیثِ «اَلْقَدَریّهُ مَجْوسُ هذهِ الاُمه» قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
10ساعت
10دقیقه
20ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب «عقائد الثلاث و السبعین فرقه»

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 58

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب «عقائد الثلاث و السبعین فرقه»؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب «عقائد الثلاث و السبعین فرقه»، محتوای خود را در قالب 100 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب «عقائد الثلاث و السبعین فرقه» با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب «عقائد الثلاث و السبعین فرقه» آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب «عقائد الثلاث و السبعین فرقه» به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب «عقائد الثلاث و السبعین فرقه» ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب «عقائد الثلاث و السبعین فرقه»، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب «عقائد الثلاث و السبعین فرقه» را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب «عقائد الثلاث و السبعین فرقه» :

اشاره:

ابومحمد یمنی، یکی از علمای اهل سنت در قرن ششم است که در یمن اقامت داشته و در سال ۵۴۰ ه کتابی در باب فِرَق نگاشته که مخصوصا درباره اسماعیلیه نکات بدیعی دارد. در زمان وی، صلیحیون اسماعیلی مذهب بر یمن حکومت می راند. همچنین کتاب های بسیاری از اسماعیلیان در نزد وی بوده که اکنون فقط نامی از آنها باقی مانده است.

معرفی و نقد این کتاب، که به تازگی کشف، و در عربستان چاپ شده است، بایسته و ضروری است. البته این کتاب گاه به فِرَق دیگر نسبت هایی وارد کرده که قابل نقد است، با این همه در خصوص بازشناسی اسماعیلیه و افکار آنها کتاب بسیار مفیدی است. نویسنده حدود یک سوم کتاب خود را به اسماعیلیه اختصاص داده، در موارد متعدد از کتاب های اسماعیلیان، همراه با نام کتاب، نقل قول می نماید.

تصحیح این کتاب موضوع رساله دکتری محمد بن عبداللّه زربان غامدی در دانشگاه مدینه عربستان بوده که در سال۱۴۱۴ق در دوجلد و در نهصدصفحه به چاپ رسیده است.

مقدمه:

در طول تاریخ اسلام، علم ملل و نحل یا فرقه شناسی به معرفی و وصف عقاید و آرای مذاهب گوناگون پرداخته است؛ هرچند برخی از نویسندگان، تعصب مذهبی خود را کنار نگذاشته و در تقسیم بندی ها و ذکر اعتقادات مذاهبِ مخالف راه افراط را در پیش گرفته اند. دانش فرقه شناسی از نیمه دوم قرن دوم هجری بالیدن گرفت و در قرن سوم آثاری با عنوان «مقالات» به نگارش در آمد که از جمله می توان به کتاب مقالات ابوعیسی ورّاق (م۲۴۷)، المقالات کرابیسی (م۲۴۵) و مقالات ابوالقاسم کعبی بلخی (م۳۱۹) مثال زد. نگارش آثار فرقه شناسی در قرنِ چهارم تا ششم سیر صعودی داشته و بیشترین منابع موجود از این قرون برای ما باقیمانده است. اوج نگارش ملل و نحل نویسی مربوط به قرن ششم است که با تألیف ملل و نحل شهرستانی به قله شکوفایی خود رسیده است. پس از این، دوره افول این علم آغاز شده است. یکی از آثار تألیفی درباره فرقه شناسی در قرن ششم که به تازگی کشف و انتشار یافته است، کتاب عقائد الثلاث و السبعین فرقه، تألیف ابومحمد یمنی است. مصحح کتاب با این که تتبع فراوان نموده، نتوانسته از اسم کامل و نسب نویسنده آن مطلبی بیابد. شاید دورافتادگی یمن از مرکز جهان اسلام باعث عدم ذکر نام وی در کتب تراجم باشد. با مطالعه این کتاب به این نتیجه می رسیم که نویسنده اطلاعات وسیعی در علوم مختلف داشته و به مدد آنها به نقد و نقض اقوال و آرای مخالفان فکری خود پرداخته است. بنا به نظر مصحح، مؤلف از پیروان اصحاب حدیث است و فرقه ناجیه را همان اهل سنت و جماعت معرفی می کند که بنا به نظر وی همان پیروان ابوحنیفه، مالک بن انس، شافعی و احمد بن حنبل می باشند (ص۷۹۳).

مصحح کتاب با نقل کلامی از نویسنده نتیجه می گیرد که وی در سال ۵۴۰ هجری به تألیف کتاب مشغول بوده است؛ لذا مؤلف از عالمان اصحاب حدیثِ یمن در قرن ششم است (ص۷ و ۲۳۳).

کشور یمن، در طول تاریخ، دولت یکپارچه مقتدری به خود ندیده است. زیدیه و اسماعیلیه از قرن سوم تاکنون در آنجا حضور داشته و در بسیاری از موارد با هم جنگیده اند. دوران زندگی مؤلف کتاب با دولت اسماعیلی مذهب طیّبیان صلیحی (۴۲۹ ۵۳۲) و دولت اسماعیلی مذهب حافظیانِ زریعی (بنی زریع) که با غلبه ایوبیان بر جنوب عربستان در سال ۵۶۹ از بین رفتند، معاصر است. در این دوران، اگرچه حاکمیت با اسماعیلیان است، اهل سنت، از جمله حنفیان، مالکیان و شافعیان نیز در آن حضور دارند و گویا نیمی از جمعیت یمن را پیروان اهل سنت تشکیل می داده اند.(۱)

بنا به نقل مصحح، این کتاب اسم خاصی نداشته و احتمالاً نام آن، کتاب الفرق بوده است، (مقدمه، ص۱۹) ولی مصحح بنابر مطلبی در مقدمه کتاب، عنوان عقائد الثلاث و السبعین فرقه را بر آن نهاده است. اما اگر مصحح دقت بیشتری در مقدمه می کرد، می توانست بفهمد که همان کتاب الفرق نام این کتاب است. زیرا مؤلف در مقدمه نوشته است: «و انا مبین عقیدتها فی آخر الکتاب الفرق».

نویسنده در مقدمه کتاب می نویسد: «دوست داشتم مختصری در باب عقاید هفتاد و سه فرقه ای که پیامبر فرموده است بنویسم… پیامبر فرموده:… این امت به هفتاد و سه فرقه تقسیم می شوند که همه از نجات محرومند، مگر یک فرقه. از پیامبر سؤال شد که کدام فرقه، اهل نجات است؟ فرمود: ما أنا علیه و أصحابی» (ص۳).

وی مهم ترین فِرَق بدعت گذار را خوارج، مرجئه، معتزله قدریه و شیعه رافضی معرفی کرده که از این چهار صنف، هفتاد و دو فرقه بدعت گذار به وجود آمده است. فرقه هفتاد و سوم، فرقه ناجیه و همان اهل سنت و جماعت اند. نویسنده، کتاب خود را در پانزده فصل سامان داده که اکثر ابواب آن ربط وثیقی به فرقه شناسی ندارد.

فصل اول: خوارج

نویسنده، فصل اول را به خوارج اختصاص داده و بعد از ذکر واقعه تحکیم و جداشدن خوارج از لشکر حضرت امیر و مناظرات ابن عباس با آنها، (ص ۱۱۱۷) کشته شدگان نبرد نهروان را دو هزار نفر ذکر می کند (ص۱۶).

وی خوارج را به هجده فرقه تقسیم کرده و آنها را «ازارقه»، «اباضیه»، «صفریه»، «بیهسیه»، «عجارده»، «فضلیه»، «نجدات»، «غونیه»، «مطبخیه»، «اخنسیه»، «شمراخیه»، «بکاریّه»، «معلومیه»، «یزیدیه»، «بکریه»، «عبدلیه»، «مغالبیه» و «صلتیه» معرفی کرده، در ادامه می نویسد: «امروزه خوارج در موصل، عمّان، حضرموت، مغرب، شام، صنعای یمن، کبوان فارس، بلاد بربر که در آن، صفریه غلبه دارند، و شهر باهرت زندگی می کنند…» (ص۱۹).

بنا به نظر مؤلف تمام خوارج خلافت شیخین و عثمان (تا زمان اختلاف) و حضرت امیر (تا واقعه تحکیم) را قبول دارند و قائلند هر کس گناهانی را که در قرآن به آنها وعده عذاب داده شده، انجام دهد، کافر است (ص۲۰). ابومحمد یمنی در ادامه به اختلافات به وجود آمده در میان خوارج پرداخته، نامه نجده بن عامر و نافع بن ازرق را عینا نقل می کند (ص۲۲).

در ادامه نویسنده کتاب به جزئیات تفکر فرق خوارج پرداخته و بیشتر مسائل فقهی کلامی آنها را مطرح کرده (ص۲۳۴۲) درباره بکاریه می نویسد: «این فرقه دو سرور جوانان بهشت، حسن و حسین را سبّ می کنند، سبّ و لعنی که به آن عزیزان آسیبی نمی رساند…» (ص۳۶).

فصل دوم: امامت

مؤلف، باب دوم کتاب خود را به مسئله امامت اختصاص داده، اولین امام را حضرت آدم معرفی می کند (ص۴۴۴۶) و قصه هابیل و قابیل، شیث، اخنوخ یا ادریس، نوح، هود، لقمان، ابراهیم و پیامبر اسلام (ص۴۵۵۳) را بیان کرده، درباره پیامبر می نویسد: «و ولد(ص) مختونا مقطوع السُرّه…» (ص۵۳)؛ و حضرت در سن ۴۱ سالگی به رسالت مبعوث شد و در ۴۶ سالگی اش، حضرت فاطمه متولد گردید… و هنگام هجرت، علی کرم اللّه وجهه در بستر او خوابید و ابوبکر با وی همراه شد (ص۵۴۵۵)… در سال اول هجرت، ازدواج فاطمه با علی بن ابی طالب صورت گرفت (ص۵۸)… . در سال دوم روزه واجب شد و کعبه قبله گاه مسلمانان گردید… (ص۵۹)… در سال چهارم حسین بن علی به دنیا آمد. وی در سال شصت و چهار هجری(۲) در روز عاشورا کشته شد… (ص۶۲)… و در سال هشتم زینب دختر رسول خدا از دنیا رفت (ص۶۶)… و در سال نهم دختر دیگر پیامبر ام کلثوم وفات کرد (ص۶۷)…».

نویسنده به حجه الوداع اشاره کرده، ولی هیچ یادی از غدیرخم و وقایع آن نمی کند؛ اما به تفصیل به نماز ابوبکر در زمان بیماری حضرت رسول پرداخته (ص۶۸۶۹)، مطالبی را بیان می کند که مورد پذیرش شیعه نیست (ص۷۰). وی به واقعه سقیفه اشاره، و برخی وقایع را بیان کرده، اما در باب بیعت حضرت امیر، برخی از وقایع را ذکر نکرده و بیعت حضرت امیر با ابوبکر را قبل از دفن پیامبر دانسته است (ص۷۸۷۹)، ولی پس از چند سطر می نویسد: «علی بن ابی طالب بعد از دفن شبانه حضرت فاطمه با ابوبکر به صورت رسمی بیعت کرد» (ص۸۰).

ابومحمد یمنی درباره امامت از دیدگاه معتزله می نویسد: «… معتزله عثمان بن عفان و قاتلانِ وی را فاسق می دانند… عمرو بن عبید شهادت علی را نمی پذیرفت… منشوریه از شاخه های معتزله امامت مفضول را جایز می دانند…» (ص۸۳) و از برخی شیعیان نقل می کند که آیه «یوم یعض الظالم علی یدیه یقول یالیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا» درباره شیخین نازل شده است (ص۸۴)».

وی امامان زیدیه را برشمرده، می نویسد: «امروزه زیدیه منتظر امامی هستند که از خراسان ظهور می کند و قائلند که هم اکنون مخفی و پنهان است» (ص۸۸).

نویسنده در اشتباهی آشکار امامان اثناعشریه، از امام کاظم تا امام حسن عسکری را از ائمه اسماعیلیه معرفی کرده است، (ص۹۰) و البته این احتمال وجود دارد که در آن زمان، اسماعیلیان یمن، آنها را به عنوان امامان مستودَع خود معرفی می کرده اند، اگرچه احتمال غریبی است. مؤلف در ادامه به اختلاف حافظی طیبی در اسماعیلیه اشاره کرده، از طیبیان نقل می کند که طیب در کوفه پنهان شده است (ص۹۳).

نویسنده در جایی دیگر در فصل امامت به دیدگاه های شیعه نسبت به صحابه پرداخته، از آنها نقل می کند که ابوبکر گفته: «ولیتکم و لست بخیرکم» و عمر گفته «کانت بیعه ابی بکر فلته» (ص۱۰۰۱۰۱) و عمر قصد آتش زدن خانه حضرت فاطمه را داشته است (ص۱۰۳). وی به برخی مطاعن خلفا و عایشه از نظر شیعه اشاره می کند و در ادامه به ایراداتی که خوارج و مخالفان حضرت امیر به وی گرفته اند، می پردازد (ص۱۰۶۱۱۱) و به تمام این ایرادات پاسخ می گوید (ص۱۱۵). وی با نقل عباراتی درباره اقوال و افعال حضرت امیر(ع) شامل روایات مجعول به نقد دیدگاه شیعه در باب غصب خلافت (ص۱۲۴و۱۲۷)، ظلم به حضرت فاطمه (۱۳۳۱۳۳)، احراق خانه حضرت (ص۱۴۱۱۴۳)، مسئله شورای عمر (ص۱۴۴۱۴۷) و مطاعن عثمان، همچون تبعید ابوذر (ص۱۵۰۱۵۳) و نیز نقد ایرادات خوارج به حضرت امیر پرداخته، به آنها پاسخ می دهد، نکات بسیاری در لابلای این صفحات دیده می شود (ص۱۵۵۱۶۶).

مؤلف به جنگ جمل نیز اشاره کرده و به دفع ایرادات وارد به عایشه، طلحه و زبیر پرداخته (ص۱۶۸۱۹۰)، در پایان می نویسد: «بین صحابه مشاجراتی بوده است، مشاجراتی که آنها را از دین اسلام خارج نمی سازد… زیرا خداوند در قرآن از آنها راضی گشته… و پیامبر فرموده: اصحاب مرا دشنام ندهید، زیرا آنها از ترس خدا مسلمان شدند و مردم از ترس شمشیر آنها اسلام آوردند…» (ص۱۹۰۱۹۲).

ابومحمد یمنی بعد از فراغ از مشاجرات فرقه ای، باز به خلافت ابوبکر بازگشته و به شرح وقایع دوران خلفا پرداخته (ص۱۹۴۲۱۴)، در پایان می نویسد: «خلافت بعد از خلفای راشدین به مُلْک تبدیل شد و پادشاهی تا به امروز ادامه دارد، مگر در دوران عمر بن عبدالعزیز…» (ص۱۲۵).

وی از معاویه به نیکی یادکرده، ولی درباره یزید می نویسد: «و فی النفس من هذا شی ء لِنَکْتِه لثنایا الحسین بن علی رضی اللّه عنهما بالقضیب(۳) یوم وصل رأسه الیه…» (ص۲۱ ۲۱۸) و در ادامه خلفای اموی و عباسی را نام برده، می نویسد: «اکنون محمد المقتفی لأمر اللّه خلیفه وقت عباسیان است» (ص۲۳۲۲۳۳). وی در ادامه تمام قصیده بلند علی بن جهم را درباره پیامبر و خلفاء آورده است (ص۲۳۳۲۶۶).

وی درباره شروط امامت از دیدگاه اهل سنت می نویسد: «امام باید بالغ، عاقل، شجاع، امین، متدین، پرهیزکار، دارای مروّت، آشنا به کتاب و سنت، و عامل به آنها باشد و نیز باید از قریش باشد…» (ص۲۶۷) و در ادامه با نقل حدیث ثقلین (کتاب اللّه و عترتی) و پذیرش آن، به نقد دیدگاه شیعه می پردازد (ص۲۶۸۲۶۹).

فصل سوم: مرجئه

نویسنده مرجئه را شامل هجده فرقه دانسته، از آنها با عناوین «جهمیه»، «کرّامیه»، «مریسیه»، «کُلابیه»، «غیلانیه»، «نجاریه»، «الهامیه»، «مقاتلیه»، «یونسیه»، «جعدیه»، «شبیبیه»، «صالحیه»، «ثوبانیه»، «حشویه»، «مهاجریه»، «لقطیه»، «سوفسطائیه» و «شمریّه» نام می برد و از اختلافات آنها در باب تعریف ایمان پرده برمی دارد و در لابه لای این تعاریف، مطالب تاریخی فراوانی را نیز ذکر می کند؛ مثل مناظره بشر مریسی با اسکافی (ص۲۷۷)؛ دیدگاه ابن کلاب در باب وحی، مبنی بر این که وحی، از سنخ الفاظ نیست (ص۲۷۹)؛ دیدگاه های مقاتلیه پیروان مقاتل بن سلیمان(۴) (ص۲۸۵)؛ نزول خداوند در هر شب جمعه به بام مساجد در دیدگاه حشویه (ص۲۹۰)؛ امکان ارتکاب گناه کبیره به جز دروغ توسط پیامبران بنابر نظر شمریه و مهاجریه (ص۲۹۲و۲۹۵)؛ عدم واقعیت اشیاء نزد سوفسطائیه و حسابیّه (ص۲۹۳).

نویسنده اگرچه در ابتدای باب مرجئه از هجده فرقه نام می برد، در مقام تفصیل، به هفده فرقه اشاره دارد و از صالحیه یادی نمی کند.

فصل چهارم: تعریف ایمان

وی دیدگاه های متفاوت در تعریف ایمان را به هفت گروه تقسیم کرده و تفکر اهل سنت و جماعت و مرجئه را صحیح دانسته، بقیه را ردّ می کند. بنا به نقل ایشان، اباضیه ایمان را عمل به تمام طاعات تعریف کرده اند (ص۲۹۶). وی از معتزله نقل می کند که ایمان به قلب و لسان است، همراه با اجتناب از کبائر و همین دیدگاه را به رافضه نیز نسبت می دهد. اما در نگاه اهل سنت، ایمان، گفتار زبانی، اعتقاد قلبی و عمل جوارحی است (ص۲۹۹).

نویسنده با ذکر تعریف مرجئیان از ایمان به معرفت و تصدیق قلبی به نقد آن پرداخته و شواهدی از قرآن را در رد آنها ذکر کرده، به حدیث «صنفان من امتی لیس لهم فی الجنه نصیب: المکذّب بالقدر و المفرّق بین الایمان و العمل»(۵) متوسل می شود، (ص۳۱۲) و آیه «قالت الاعراب آمنّا، قل لم تؤمنوا و لکن قولوا أسلمنا» را توجیه می کند (ص۳۱۸۳۲۴)، زیرا این آیه صراحتا با تعریف ایمان در نگاه اهل سنت و جماعت (اصحاب حدیث) مخالف است.

فصل پنجم: معتزله

وی با نامیدن معتزله به «قدریه» آنها را نیز هجده فرقه می داند: «جبائیّه»، «بشریه»، «هُذیلیه»، «نظّامیه»، «عطاریه»، «بهشمیه»، «قرطیه»، «قصبیه»، «هابطیه»، «رعینیه»، «میسریه»، «یعجوریه»، «عبادیه»، «معمریه»، «اسکافیه» و «مبتوره».

نویسنده در بیان وجه تسمیه معتزله به اعتزال می نویسد: «چون از مجلس حق روگردان شدند به اعتزال نام یافتند» (ص۳۲۵). وی پایگاه معتزله در زمان خویش را «عسکر» معرفی می کند که مصحح، آن را با منطقه رصافه بغداد منطبق دانسته است؛ اگرچه معجم البلدان از هفت محل دیگر به نام عسکر نام می برد.(۶)

وی تمام معتزله را به نفی صفات متهم کرده، حال آن که فقط برخی از قدمای معتزله به این دیدگاه معتقد بوده، اکثر متأخران دیدگاه عینیت صفات را پذیرفته اند. نویسنده به نظّام نسبت می دهد که: «انسان روح است و جسم نیست، بنابراین هر کس ادعا کند که پیامبر را دیده، دروغگو است» (ص۳۳۳).

وی در نقد دیدگاه «احوال» ابوهاشم می نویسد: «این نظر که معدوم، شئ است، محال است، زیرا الشئ هو الموجود و الموجود هو الشئ و کل موجود شئ و کل شئ موجود و کل معدوم لاشئ» (ص۳۳۶).

گفتنی است که مؤلف بیش از نقل دقیق آراء و عقاید فرقه ها مخصوصا معتزله، به لوازم اعتقادات آنها اشاره کرده و سپس آنها را نقد کرده است. بنابراین باید پذیرفت که مؤلف بیشتر تحت تأثیر آراء فرقه نویسانی مثل بغدادی در الفرق بین الفرق است و به لوازمی که چه بسا صاحبان افکار، آنها را قبول نداشته باشند، پرداخته است. وی همچنین در تکثیر فِرَق معتزله به ابن حزم در الفصل نظر داشته، در برخی موارد از فِرَقی نام می برد که فقط در الفصل می توان نامی از آنها یافت. نویسنده در میان عقاید ابی میسره (پیشوای فرقه میسریه) به این دیدگاه اشاره دارد که وی نبوت را اکتسابی می دانست و هر کس به منتهای صلاح و سداد برسد، نبوت را درک می کند (ص۳۴۵).

ابومحمد یمنی بیش از جلیل الکلام به دقیق الکلام (مباحث فلسفی مربوط به موضوعات کلامی و مطرح در قرون نخستین) پرداخته، اقوال شاذّ معتزله در دقیق الکلام را نقل می کند.

وی از فرقه بتریه با عنوان مبتوره یاد کرده و آن را از فرقه های معتزله دانسته است، حال آن که همه ملل و نحل نویسان این فرقه را از زیدیه دانسته اند، لذا دقیقا مشخص نیست که وی در این نظر به کدام کتاب یا رساله متکی بوده است.

فصل ششم: قضا و قدر

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.