اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خود را بشناسیم / گوهر و صدف دین
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 74
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل خود را بشناسیم / گوهر و صدف دین؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل خود را بشناسیم / گوهر و صدف دین شامل 44 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل خود را بشناسیم / گوهر و صدف دین را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل خود را بشناسیم / گوهر و صدف دین با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل خود را بشناسیم / گوهر و صدف دین با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل خود را بشناسیم / گوهر و صدف دین تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل خود را بشناسیم / گوهر و صدف دین را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خود را بشناسیم / گوهر و صدف دین :
تا خود را نشناسیم، چگونه می توانیم به وظائفی که در برابر خود داریم، عمل کنیم؟ نه تنها خود را، بلکه وظائف را هم باید بشناسیم . شناخت خود و وظائف خود، کاملا به هم مربوطند . مبنا و اساس وظیفه شناسی، خودشناسی است . از این بالاتر هم گفته اند: اگر کسی خود را بشناسد، خدای خود را هم می شناسد . فرمایش رهبر بزرگ اسلام چنین است:
«من عرف نفسه فقد عرف ربه، ثم علیک من العلم بما لا یصح العمل الا به، و هو الاخلاص » (۱) . «هر کس خود را بشناسد، پروردگار خود را می شناسد . بر تو است علم به چیزی که عمل بدون آن، صحیح نیست و آن اخلاص است » .
همچنین شناخت امیرالمؤمنین علیه السلام، زمینه و وسیله شناخت خدا است . چنانکه فرمود:
«من عرفنی و عرف حقی فقد عرف ربه، لانی وصی نبیه فی ارضه و حجته علی خلقه، لا ینکر هذا الا راد علی الله و رسو له » (۲) . «هرکس مراد و حق مرا بشناسد، پروردگارش را شناخته است ; زیرا من وصی پیامبرش در روی زمین و حجتش بر مردم می باشم . این را کسی انکار می کند که خدا و رسولش را انکار کند» .
مقام خداوند، مقام ربوبیت است . کسی که نسبت به انسان و سایر موجودات، مقام ربوبیت دارد، هم مالک و هم مدبر آنها است .
تدبیر در کارها نشانه حکمت است . انسانها اگر در امور فردی و اجتماعی اهل تدبیر باشند، هرگز دچار پشیمانی نمی شوند . به همین جهت است که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
«التدبیر قبل العمل یؤمنک من الندم » (۳) .
«عاقبت اندیشی پیش از عمل، تو را از پشیمانی ایمن می سازد» .
به گفته حکیم نظامی:
در سر کاری که درآیی نخست
رخنه بیرون شدنش کن درست
تا نکنی جای قدم استوار
پای منه در طلب هیچ کار
تدبیر خداوند، فوق همه تدبیرها است . اگر خود را بشناسد و به اسرار حکیمانه ای که در وجود ما نهفته است آگاه شویم، به تدبیرهای او پی می بریم و بنابراین مقام والای ربوبیت او را می شناسیم .
امام صادق علیه السلام فرمود:
«افضل الفرائض و اوجبها علی الانسان معرفه الرب و الاقرار له بالعبودیه » (۴)
«برترین و واجب ترین فریضه ها بر انسان، معرفت پروردگار و اقرار به بندگی او است » .
سپس فرمود:
«حدالمعرفه ان یعرف انه لا اله غیره و لا شبیه له و لا نظیر و ان یعرف انه قدیم مثبت موجود . .» (۵) «حد معرفت، این است که یگانگی و بی مانند بودن و بی نظیر بودن و ازلیت و ثبات وجودی او شناخته شود» .
ضرورت شناخت نفس
با توجه به این بیانات، خودشناسی مقدمه خداشناسی است . اگر ذی المقدمه از پراهمیت ترین امور باشد، مقدمه هم از پر اهمیت ترین است . امام ششم علیه السلام شناخت مقام ربوبیت را از افضل و اوجب واجبات شمرده است . پس باید بگوئیم: شناخت نفس هم از افضل و اوجب واجبات است .
امروز علم روانشناسی عرصه گسترده ای پیدا کرده است . قدما نیز در این میدان وسیع، به تکاپو پرداخته اند . «علم النفس » ، «ارسطو» یادگار عهد باستان است . «علم النفس » ، «بوعلی سینا» که در «شفا» و «نجات » و «اشارات » ، به دقت تقریر شده است، میراث گرانبهایی است که گوی سبقت را از «ارسطو» و شاگردان و پیروان او ربوده است . «صدرالمتالهین » نیز در جلد هشتم و نهم کتاب عظیم «الاسفارالاربعه » درباره نفس; به تفصیل بحث کرده است . «علم النفس اسفار» ، تحقیق جامعی درباره گوهر نفس و تمام ویژگیهای آن است .
در روایات صوفیان آمده است که «کمیل بن زیاد» گفت: به مولایمان امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کردم: می خواهم نفس مرا به من بشناسانی . حضرت فرمود: کدامیک از نفوس را می خواهی به تو بشناسانم؟
عرض کردم: مگر جز نفس واحد، نفس دیگری هم هست؟
فرمود: «یا کمیل، انما هی اربعه: النامیه النباتیه و الحسیه الحیوانیه و الناطقه القدسیه و الکلیه الالهیه و لکل واحد من هذه خمس قوی و خاصیتان » (۶) .
«ای کمیل، نفس چهار تا است: نامی نباتی و حسی حیوانی و ناطقه قدسی و کلی الهی و برای هر یک، پنج قوه و دو خاصیت است … » .
هر چند علامه مجلسی فرموده است: بعید است که این اصطلاحات در روایات معتبر و متداول یافت شود و شبیه به پریشانگویی صوفیان است، (۷) ولی طرح این گونه مباحث – چه در روایات معتبر باشد و چه نباشد – دلیل این است که تمام پیروان مذاهب مختلف، با الهام از توصیه هایی که از طرف پیشوایان دینی در مورد شناخت نفس شده است، به این مساله اهمیت داده و خواسته اند درباره این لطیفه الهی که مشمول آیه شریفه «نفخت فیه من روحی » (۸) است، به تامل و تحقق پردازند .
آنچه در بالا آمده، – در صورت صحت و اعتبار – باید گفت: ناظر به مراتب نفس است بدین توضیح که مرتبه نباتی عهده دار تربیت و سلامت بدن است و مرتبه حسی حیوانی کار قوای حسی را تدبیر و تنظیم می کند و مرتبه ناطقه قدسی که فراتر از احساس عمل می کند، به تفکر و تعقل می پردازد و مرتبه کلی الهی، همان است که اگر نفسی به آن مرتبه برسد، مقامش مقام خلیفه اللهی است و پیامبران و اوصیا و ائمه علیهم السلام از مظاهر آن، در عالم انسانیت می باشد و اگر اینان نباشند، باید بگوییم: – العیاذ بالله – خلقت انسان کار بیهوده ای است .
با توضیح بالا مختصری با مقام تدبیر و ربوبیت نفس نسبت به بدن، آشنا شدیم . نفس انسانی در پایین ترین مراتب، بدن را تدبیر می کند . جذب و دفع و تولید، کار قوه نباتی است . در این قوه، همه نباتات و حیوانات و انسانها مشترکند . از کجا که نباتات نیز که فقط به تدبیر و تربیت اندام مختلف گیاه می پردازند و از ریشه تا ساقه و تنه که اولی روی به پایین و دومی روی به بالا دارد، دارای نفس نباتی نباشند؟! مگر جاذبه زمین همه چیز را به سوی خود نمی کشد . پس چرا در گیاهان و درختان، چنین نیست؟ چرا بخشی از آنها مایل به پایین و بخشی مایل به بالایند؟
در حیوانات، بدون اینکه در یک جا میخکوب باشند، علاوه بر قوه نباتی، قوه حس و حرکت است . فلاسفه ما می گویند: «نفس یری بالدرک والافعال » «نفس با ادراک و افعال حرکتی و غیر حرکتی شناخته می شود» . یکی از مراتب ادراک، احساس است . حیوانات، هم احساس دارند و هم افعال حرکتی و غیر حرکتی . اگر در نباتات هم ادراک حسی – ولو ضعیف – باشد، تعریف نفس بر آنها صادق است . چرا که حرکت هم دارند . هر چند به علت وابستگی به زمین، از جابه جایی محرومند، ولی ساقه و ریشه آنها حرکت دارد .
به انسان که می رسیم، با گسترش عجیبی در ادراک و افعال روبه رو می شویم . نام نفس انسان را نفس ناطقه می گذاریم و این هنوز نفس کلی الهی نشده است . اما این نفس ناطقه که مراتب پیشین را در وجود جمعی و تشکیکی خود به همراه دارد، قدسی است . در اینجا فقط جذب و دفع و تولید و حس و حرکت نیست، تفکر و تعقل نیز حضور دارد . این مرتبه به قدری اهمیت دارد که اگر بگوییم: انسان، یعنی همین، گزاف نیست .
ای برادر تو همین اندیشه ای
ما بقی تو استخوان و ریشه ای
عجیب است که این نفس ناطقه قدسی روح منفوخ الهی است و حداقل، یکی از مصادیق روح است . چرا که در قرآن، به وحی هم اطلاق روح شده و خداوند با تعبیر «… اوحینا الیک روحا من امرنا …» (۹) و «تنزل الملائکه والروح …» (۱۰) و «… کلمته القاها الی مریم و روح منه …» (۱۱) و «نزل به الروح الامین » (۱۲) و «… نزله روح القدس
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
