خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امّت و ملّت، نگاهی دوباره
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امّت و ملّت، نگاهی دوباره قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خود را بشناسیم / گوهر و صدف دین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خود را بشناسیم / گوهر و صدف دین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
06ساعت
06دقیقه
46ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ملاکهای گزینش کارگزاران در حکومت علوی(ع)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 45

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ملاکهای گزینش کارگزاران در حکومت علوی(ع)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل ملاکهای گزینش کارگزاران در حکومت علوی(ع) با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل ملاکهای گزینش کارگزاران در حکومت علوی(ع):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل ملاکهای گزینش کارگزاران در حکومت علوی(ع) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل ملاکهای گزینش کارگزاران در حکومت علوی(ع) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل ملاکهای گزینش کارگزاران در حکومت علوی(ع) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل ملاکهای گزینش کارگزاران در حکومت علوی(ع) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ملاکهای گزینش کارگزاران در حکومت علوی(ع) :

جایگاه و اهمیت مدیریت و ضرورت بررسی ملاک و معیار گزینش مدیران، بر کسی پوشیده نیست. این مقوله، در دنیای صنعتی، از تاریخ درازی برخوردار نیست، اما مدیریت و رهبری در اسلام، افزون بر تاریخ طولانی، با آنچه در غرب مطرح است، تفاوتهای زیادی دارد.
محور اصلی رهبری و مدیریت در اسلام، انسان به عنوان موجودی خلیفه الله و ابدی است و هدف اساسی، رشد و تعالی ارزش های معنوی اوست. این اختلاف، سبب شده تا ملاک و ارزشهای گزینش مدیران در اسلام و غرب در بسیاری موارد فرق کند.
پیش از آغاز بحث، یادآوری نکاتی سودمند خواهد بود:
۱ در منابع اسلامی در باره ارزشها و ملاک های گزینش مدیران و زمامداران، مطالب زیادی وجود دارد، ولی در این نوشته، محور بحث، سخنان حضرت علی(ع) است، هرچند گاهی از قرآن و روایات دیگر نیز سود جسته است.
۲ از آنجا که مطالب حضرت؛ در این موضوع، فراوان است، لذا آنچه آمده، گزینشی از سخنان آن حضرت است.
۳ ممکن است برخی از عناوین، از جهتی تداخل داشته باشد، ولی از جهات دیگری مختلفند.
۴ در پایان نوشته به فهرست بعضی از ملاک های گزینش که در عهدنامه آمده اشاره اجمالی می شود.
۵ مطالب این نوشته، از جهات معیارهای شایستگی، اخلاق مدیریت، ویژگیهای مدیر، عوامل موفقیت، شؤون مدیریت، آفات آن، قابل بحث است، ولی برای دوری از طولانی شدن بحث، تنها برخی از معیارهای گزینش، به طور مختصر بحث می شود.

آگاهی

امام علی(ع) در موارد فراوانی، دانش و آگاهی از ارزشهای دینی و آموزه های الهی را از جمله شرایط لازم برای یک مدیر دانسته است. آن حضرت، در مقام تبیین ویژگیهای رهبران دینی می فرماید:
«أیّها الناس! إنَّ أحق الناس بهذاالأمر … و أعلمهم بأمر الله فیه؛[۱]
ای مردم! سزاوارترین اشخاص بر خلافت، … و کسی است که داناتر از دیگران به دین خدا باشد.»
محقق خویی در مقام توضیح این فراز، آیاتی را به عنوان شاهد آورده است. او، گفته است، این واقعیت، در آیاتی مورد اشاره واقع شده؛ در داستان انتخاب طالوت از سوی اشموئیل پیامبر به عنوان مدیر و فرماندهِ مبارزه با جالوت، پس از اعتراض مردم بر عدم شایستگی او چون مال و ثروت ندارد اشموئیل، او را به ویژگی علم و آگاهی توصیف می کند:
«قال لهم نبیّهم إنَّ الله قد بعث لکم طالوت مَلِکاً قالوا أنّی یکون له الملک علینا و نحن أحقّ بالملک منه و لم یُؤتَ سعهً من المال قال إنَّ الله اصطفاه علیکم و زاده بسطهً فی العلم …؛[۲][۳]
پیامبرشان به آنان گفت: «خداوند، طالوت، را برای زمامداری شما مبعوث کرده است.». گفتند: «چگونه او بر ما حکومت کند با اینکه ما از او شایسته تریم و او ثروت زیادی ندارد؟». گفت: «خدا، او را بر شما برگزیده و او را در علم، وسعت بخشیده است.».»
اهمیت و جایگاه آگاهی و دانش نسبت به حوزه کاری، در گزینش مدیران و مسؤولان تا آنجاست که نادیده انگاشتن آن، خیانت به خدا و رسول او و تمامی مسلمانان به شمار آمده است. رسول خدا(ص) در این باره می فرماید:
«مَن اِسْتُعْمِلَ عاملاً عن المسلمین و هو یعلم أنَّ فیهم مَنْ هو أوْلی بذلک منه و أعلم بکتاب الله و سنَّهِ نبیّه، فقد خان الله و رسوله و جمیع المسلمین؛[۴]
هر کس، از میان مسلمانان، کارگزار (مدیر) گردد، در حالی که می داند دیگری نسبت به او در این کار، اولی و آگاه تر به کتاب خدا و سنت رسول اوست، به خدا و پیامبر و تمامی مسلمانان خیانت کرده است.»
این حقیقت، به بیانات و عبارات گوناگونی در جوامع روایی شیعه و سنّی گزارش شده است:
«قال رسول الله(ص): «مَنْ تَقَدّمَ علی المسلمین و هو یری أنَّ فیهم مَنْ هو أفضل منه، فقد خان الله و رسوله و المسلمین؛[۵]
کسی که بر مسلمانان کارگزار گردد، در حالی که می بیند در میان آنان کسی شایسته تر از او وجود دارد، به خدا و پیامبر و مسلمانان خیانت کرده است.»
لازم به یادآوری است که ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می گوید، سزاوارتر بودن خلافت برای شخص آگاه تر، با مبنای مکتب معتزلی، یعنی تقدیم مفضول بر فاضل و صحّت خلافت خلفای پیشین،[۶] منافات ندارد.
محقق خویی، در پاسخ، مطالب فراوانی دارد. از جمله می گوید، جمله «أحقّ» در اینجا، به معنای افعل التفضیل نیست، بلکه به معنای حقانیّت است. بنابراین، معنای عبارت این است که مفضول، در برابر فاضل، حق حکومت کردن و رهبر شدن را ندارد.
او، آن گاه آیه «أُولوا الأرحام بعضهم أولی ببعض» را شاهد می آورد و می گوید، واژه «أوْلی» در اینجا، معنای افعل تفضیل را ندارد.[۷]
در جای دیگر، امیر بیان(ع) در باره اهمیت علم و آگاهیِ زمامدار و مدیر جامعه اسلامی می فرماید:
«لا یحمل هذا العَلَم إلّا أهل البصر و الصبر و العلم بمواضعِ الحق، فامضوا لما تُؤمرون به وقفوا عند ما تنهون عنه؛[۸]
این پرچم (زمامداری و مدیریت جامعه) را جز افراد آگاه و با استقامت و عالم به جایگاه حق، به دوش نمی کشند. [وقتی چنین کسی، مدیریت را به دست گرفت]، باید که آنچه فرمان داده می شوید را انجام دهید و آنچه را نهی می شوید، ترک کنید.»
آن حضرت، در حدیثی، از جمله اوصاف و شرایط مسؤولان و کارگزاران امور مسلمانان را آگاهی بیشتر از احکام و معارف اسلامی دانسته است:
«… و أنْ یکونَ أعلم الناس بحلال الله و حرامه و ضروب أحکامه و أمره و نهیه و جمیع ما یحتاج إلیه الناس؛[۹]
کارگزار (جامعه اسلامی) باید داناترین مردم به حلال و حرام خدا و احکام گوناگون و امر و نهی الهی و هر آنچه را که مردم بدان نیازمندند، باشد.»
از مجموع آنچه گفته شد، استفاده می شود که از جمله ویژگیها و شرایط گزینش مدیران و مسؤولان در جوامع اسلامی از نگاه امام علی و دیگر ائمه علیهم السلام آگاهی است، حال، این مدیر، مدیر ارشد نظام اسلامی باشد و یا مدیران بدنه نظام اسلامی.
البته، قدر متیقِّن از این ویژگی، علم و دانش در حوزه کاری است که در اصطلاح امروز، از آن با عنوان، «تخصص» یاد می شود. افزون بر این، آگاهی از مکتب و آموزه های دینی نیز در برخی دیگر از کلمات آمده که می توان آن را از شرایط کمال به شمار آورد.

بینش سیاسی

از جمله ملاکهایی که در روایات، بویژه در فرمایشهای امام علی(ع) برای تعیین کارگزاران بیان شده است، آشنایی با مسایل سیاسی است. در این قسمت، چند نمونه از این بیانات، گزارش می شود:
«آفهُ الزُعماء ضعفُ السیاسه؛[۱۰]
آفت رهبری و مدیریت، ناتوانی در بینش سیاسی است.»
در جای دیگر می فرماید:
«سوءُ التدبیر سبب التدمیر؛[۱۱]
سیاست نادرست، موجب نابودی است.»
در قسمت دیگر می فرماید:
«حسن السیاسه قوام الرعایه؛[۱۲]
سیاست نیکو، موجب استواری جامعه است.»
«مَنْ حسنتْ سیاسَتُهُ دامتْ ریاسته؛[۱۳]
زمامداری که سیاستش نیکو است، ریاستش پیوسته است.»
«الملک السیاسه؛[۱۴]
فرمانروایی، سیاست است.»
از این گفتارها استفاده می شود که حسن تدبیر و بینش سیاسی از شرایط لازم مدیران و زمامداران است؛ چه اینکه بدون بینش سیاسی صحیح، بویژه در شرایطی که دنیا از نظر اطلاع رسانی همانند دهکده ای کوچک می ماند، ممکن است مدیران در گرداب سیاست بازی و جناح بندی ها گرفتار و نابود گردند.

ایمان در هدف

امام امیر مؤمنان(ع) در حدیثی که سیدرضی تحت عنوان «غرایب کلام» آنها را گرد آورده، در باره جایگاه و اهمیت ایمان به هدف در مدیران و کارگزاران می نویسد:
«کنّا إذا احمَرَّ البأسُ اتَّقَیْنا برسول الله، صلی الله علیه و آله، فلمْ یکنْ أحد منّا أقرب إلی العدوِّ منه؛[۱۵]
هر گاه آتش جنگ شعله کشید، ما به رسول خدا(ص) پناه می بردیم که در آن لحظه، کسی از ما، همانند پیامبر(ص) به دشمن نزدیک تر نبود.»
از این کلام مولا علی(ع) که گزارش قطعه ای کوتاه از تاریخ مبارزات رسول خدا(ص) است مطالب فراوانی را می توان فهمید، از جمله اینکه رهبران و مدیران جامعه دینی، باید همانند رسول خدا(ص) به راه و هدف خویش ایمان و اعتقاد راسخ داشته باشند و به گونه ای آن را حق بدانند که حاضر باشند تمام هستی و جان خویش را برای دفاع و پیروزی آن اهدا کنند.
در باره ایمان و اعتقاد راسخ رسول خدا(ص) آیات و روایات فراوانی رسیده، از جمله گزارش شده که رسول خدا(ص) در پاسخ پیشنهاد مخالفانِ عقیده و مرام آن حضرت، می فرمود:
اگر خورشید را در کف دست راست و ماه را در کف دست چپم بگذارید، هرگز از راه و عقیده ام دست برنخواهم داشت.
مولای متقیان، در مقام تبیین ویژگیهای مالک اشتر، به عنوان یک مدیر نمونه، ایمان و اعتقاد راسخ او به عقیده و خسته نشدن از دفاع از آن را، از جمله آنها برشمرده می فرماید:
«فإنَّه سیف من سیوف الله لا کلیلُ الظُبَّهِ و لا نابیِ الضریبه؛ فإنْ أمرکم أنْ تنفروا فانْفِروا و إنْ أمَرَکم أنْ تُقیموا فأقیموا، فإنَّهُ لایُقْدِمُ و لایُحْجم و لایؤخِّر و لایقدِّم إلّا عن أمری؛[۱۶]
او، شمشیری از شمشیرهای خداست که نه تیزیِ آن کند می شود و نه ضربت آن بی اثر است. اگر شما را فرمان کوچ کردن داد، کوچ کنید و اگر گفت بایستید، بایستید که او در پیشروی و عقب نشینی و حمله، بدون فرمان من اقدام نمی کند.»
واضح است که از این جملات استفاده می شود که مالک اشتر، آن چنان به راه و مرامش عقیده داشته که لحظه ای از دفاع آن خسته نمی شده است.
از جمله ویژگیهای یاران حضرت سیدالشهدا امام حسین(ع) نیز همین ایمان به عقیده گزارش شده، به گونه ای که آنان، افزون بر پیشی گرفتن در شهادت طلبی، آرزو می کرده اند ای کاش هفتاد جان می داشتند و آن را در راه امام و مولایشان هدیه می کردند.
می توان گفت، ایمان به هدف و خودباوری، مادر و سرچشمه صفات و شرایط لازم در مدیران و زمامداران به شمار می آید؛ زیرا، اعتقاد راسخ و خلل ناپذیر، سبب می شود، صفات دیگر، مانند شجاعت، سعه صدر، … انسان شکوفا و بروز کند. از این رو می بینیم که مولا علی(ع) به این ویژگی افتخار می کند و در مقام تبیین ملاک و معیارهای لازم در رهبران جوامع دینی می فرماید:
«ماشککْتُ فی الحق مُذْ أُریتُهُ لم یُوجِسْ موسی(ع) خیفهً علی نفسه، بل أشفَقَ من غلبه الجهّال و دُوَلِ الضلال! الیوم توافَقْنا علی سبیل الحق و الباطل، مَنْ وثق بماءٍ لم یَظْمَأ؛[۱۷]
از روزی که حق، به من نشان داده شد، هرگز در آن شک و تردید نکردم! کناره گیری من، مانند کناره گیری حضرت موسی(ع) در برابر ساحران است که بر خویش بیمناک نبود، بلکه ترس او، برای این بود که مبادا جاهلان پیروز شده و دولت گمراهان حاکم گردد!
امروز، ما و شما، بر سر دو راهی حق و باطل قرار گرفته ایم [پس بدانید که] آن کس که به وجود آب اطمینان دارد، تشنه نمی ماند.»

امانت داری

مولا امام علی(ع) در سخنی خطاب به اشعث بن قیس (استاندار آذربایجان) در تاریخ شعبان سال سی و شش، از کوفه، مسؤولیت و منصب پذیری را، نوعی امانت داری تفسیر کرده، نوشته است:
«و إنَّ عملک لیس لک بَطُعْمَهٍ و لکنَّهُ فی عنقک أمانهٌ و أنت مسترعیً لمَنْ فوقک … و فی یدیک مالٌ من مال الله تعالی و أنت من خزّانه حتّی تُسلِّمه إلیَّ. و لَعَلّی ألّا أکونَ تَشَّر ولاتک لک؛[۱۸]
همانا، پُست استانداری، برای تو، وسیله آب و نان نبوده، بلکه امانتی در گردن توست. باید که از فرمانده و امام خویش پیروی کنی … در دست تو، مالی از ثروتهای خدای بزرگ و عزیز است و تو خزانه دار آنی، تا به من بسپاری. امیدوارم برای تو، بدترین زمامدار نباشم.»
علامه ابن میثم در شرح و تفسیر این نامه، مطالبی را یادآور شده از جمله:
۱ به هنگام پذیرفته شدن خلافت از سوی امیر مؤمنان، اشعث بن قیس، استاندار عثمان در آذربایجان بود.
۲ در این نامه، مولا علی(ع)، قیاسی را به شکل اول تشکیل داده است. قیاس، چنین است که منصب و مسؤولیت، راه درامد امور دنیایی نیست و باید از امام خود اطاعت کنی و هر کس چنین باشد، حق ندارد از پیش خود استبداد و خودرأیی داشته باشد.
۳ در پایان نامه، یکی از مواردی را که نباید استبداد داشته باشد، گوشزد کرده و آن، بیت المال است که نباید در مصرف آن، خودرأی باشد، بلکه او، خزانه دار است و وظیفه خزانه دار، تنها امانت داری است.
این معیار و ملاک مدیریت، در دیگر فرمایشهای آن حضرت، با عبارات مختلف تبیین شده است، مانند نامه ای که خطاب به مخنف بن سلیم (استاندار اصفهان) در باره قبح خیانت در امانت داری می نویسد:
«و مَن استهان بالامانه و رتع فی الخیانه و لمْ یُنزِّه نفسَه و دینَه عنها، فقد أحل بنفسه الذُلَّ و الخزیَ فی الدنیا و هو فی الآخره أذل و أخزی. و إنَّ أعظم الخیانه خیانهُ الأمنه و أفظعُ الغش غش الائمه؛[۱۹]
کسی که امانت الهی را خوار شمارد و دست به خیانت آلوده کند و خود و دین خود را نسبت به آن، پاک نسازد، درهای خواری را در دنیا به روی خود گشوده و در قیامت خوارتر و رسواتر خواهد بود. همانا، بزرگ ترین خیانت، خیانت امینان و رسواترین دغلکاری، دغلبازی رهبران است.»
آیه الله حسن زاده، در مقام تفسیر این قسمت از کلام مولا، مطالبی را متذکر شده است، از جمله:
۱ از تعبیر امام (و رتَعَ فی الخیانه) استفاده می شود، خیانتکار، همانند حیوانی است که در چراگاه می چرد و در فکر اینکه این آب و غذا از چه کسی است و عاقبت این عمل چه می شود، نیست.
۲ جمله (فقد أحَلّ بنفسه) اشاره به این است که پیامد و آثار خیانت خائن، به شخص او برمی گردد؛ چون، هر انسانی، در گروِ همان چیزهایی می باشد که انجام می دهد.
۳ در باره اینکه چرا بزرگترین خیانت، عبارتست از خیانت به امت، می نویسد:
«زیرا خیانت، فی نفسه، قبیح و بد است، هرچند نسبت به کسانی که به آنها اعتماد نشده باشد و اما خیانت به کسانی که به آنان اعتماد شده، بدتر است.».[۲۰]
مولا علی(ع) در مقام توبیخ و سرزنش یکی از کارگزاران که مسؤولیتش را انجام نداده، تحت عنوان «خیانت در امانت» از کار او یاد می کند و می فرماید:
«أمّا بعد. فقد بلغنی عنک أمرٌ إنْ کنتَ فَعَلْتَهُ فقد أسْخَطْتَ ربَّک و عصیْتَ إمامَک و أخْزَیْتَ أمانتَک! بلغنی أنّک جَرّدْتَ الأرض فاخذْتَ ما تحتَ قدمیکَ و أکلْتَ ما تحت یدیْک! فارفع إلیَّ حسابک …؛[۲۱]
پس از یاد خدا و درود، [می گویم:] از تو خبری رسیده که اگر چنان کرده باشی، پروردگار خود را به خشم آورده و امام خود را نافرمانی و در امانت خود خیانت کرده ای! به من خبر رسیده که کشت زمینها را برداشته و آنچه را که می توانستی گرفته و آنچه در اختیار داشتی به خیانت خورده ای! پس هرچه زودتر، حساب اموال را برای من بفرست!»
ابن ابی الحدید در شرح این بخش، پس از توضیح و تفسیر، مواردی را از وصیّت و سفارش بزرگانی در این باره آورده و برخی از آثار اهمیت امانت داری را برشمرده است.[۲۲]
همین مضمون، در نامه عتاب آمیز آن حضرت به عبدالله بن عباس آمده است:
«امّا بعد. فإنّی کنتُ أشرکتُک فی أمانتی … و لَمْ یکنْ رجلٌ من أهلی أوثق منک فی نفسی لمؤُاساتی و موازرتی و أداء الأمانه؛[۲۳]
پس از یاد خدا و درود. همانا، من، تو را در امانت خود شریک دادم … و هیچ یک از خاندانم را برای یاری و مددکار و امانت داری، چون تو مورد اعتماد قرار ندادم.»
علامه ابن میثم، نسبت به اینکه مخاطب نامه، عبدالله بن عباس باشد، تردید می کند و می گوید این قول، مستندی ندارد، کمااینکه استناد نامه به عبیدالله وجهی ندارد.[۲۴]
نسبت به این ملاک و معیار گزینش، آیاتی نیز دلالت دارد، از جمله:
«إنَّ الله یأمرکم أنْ توْدوا الأمانات إلی أهلها و إذا حکمتم بین الناس أنْ تحکموا بالعدل؛[۲۵]
خداوند، به شما فرمان می دهد که امانتها را به صاحبانش بدهید و هنگامی که میان مردم داوری می کنید، به عدالت داوری کنید.»
روایات زیادی که در باره این آیه وارد شده، دلالت دارد که مقصود از «امانات» که باید به اهلش واگذار شود عبارت است از مناصب و مسؤولیتها، از جمله ولایت و امامت. در تفسیر کنزالدقائق و بحرالغرائب، نزدیک به پانزده روایت در این رابطه گزارش کرده[۲۶] و در تفسیر برهان نیز روایاتی را نقل کرده که مقصود از «امانت»، «ولایت» است.[۲۷]
مفسّران شیعه و سنّی نیز «امانات» را اعم از امانتهای مالی و معنوی دانسته پستها و مناصب را مصادیق آن به شمار آورده اند. تفسیر قرطبی،[۲۸] زمخشری،[۲۹] علامه طباطبایی،[۳۰] مجمع البیان،[۳۱] از این قبیل است.
در هر صورت، از نگاه مکتب مقدس اسلام، مسؤولیت پذیری، ریاست پذیری نیست، بلکه امانت پذیری است، از این رو، مدیران و کارگزاران، باید بدانند قبل از هر چیز، بار امانتی را بر دوش می کشند و برای حفظ این امانت، باید نهایت تلاش و کوشش خویش را به کار گیرند تا مبادا به امانتِ در دست آنان، خیانت شود.

عدالت خواهی

عدالت، از واژه هایی است که در فرهنگ اسلامی، بیشترین تقدّس و کاربرد را دارد تا آنجا که بسیاری از مسؤولیت و منصبهای اجتماعی و فردی، مشروط به عادل بودن شده است. مفهوم کاربردی این عنوان، هرچند در موارد مختلف تفاوت می کند و لکن ریشه و روح تمامی موارد، یکی است.
امیرالمؤمنین(ع) که خود شهید راه عدالت است، بیشترین تأکیدات و سفارش ها را در باره عدالت و دادگری کرده تا جایی که نهج البلاغه را، به حق، «کتاب عدالت» نامیده اند. آن حضرت، در موارد زیادی اهمیت این مطلب را گوشزد کرده و بر آن تأکید ورزیده است. گزارش تمامی آنها، از این مختصر خارج است، از این رو به نقل چند نمونه بسنده می شود.
در مقام توبیخ و سرزنش کسانی که به او توصیه کرده اند تا جهت استمرار حکومت، از ستم و جور یاری جوید، می فرماید:
«أتأمرونّی أنْ أطلبَ النصرَ بالجور فیمن وُلِّیتُ علیه؟! و الله! لا أطورُ به ما سَمَرَ سمیرٌ و ما أمَّ نَجْمٌ فی السماءِ نجماً؛[۳۲]
آیا به من دستور می دهید برای پیروزی خود، از جور و ستم در باره امت اسلامی که بر آنان ولایت دارم بهره جویم؟! به خدا سوگند! تا عمر دارم و شب و روز برقرار است و ستارگان از پی هم طلوع و غروب می کنند، هرگز چنین کاری نخواهم کرد.»
علامه خویی در ذیل این بخش از خطبه، مطالب فراوان و غم انگیزی را گزارش کرده است از جمله:
مرحوم علامه مجلسی می فرماید، بیشتر گرفتاریها و فتنه هایی که برای جهان اسلام و مسلمانان در طول تاریخ پیش آمده، ناشی از بدعت تبعیض در تقسیم بیت المال و بی عدالتی بوده است؛ زیرا، اگر عدالت و صرف بیت المال به گونه مساوی، رعایت می شد، طلحه و زبیر پیمان شکنی نمی کردند و جنگ جمل و خلافت معاویه و استقرار حکومت بنی امیه و خون ریزی های بسیار و شهادت فرزندان رسول خدا(ص) همراه با ناسزاگویی به امیر مؤمنان و انتقال حکومت به بنی عباس، اتفاق نمی افتاد.[۳۳]
ابن میثم، در شأن و سبب ایراد این سخنان می نویسد:
هدف امام علی(ع) از ایراد این سخنان، تبرّی از ظلم و ستمگری بوده است و آنچه سبب شده تا امام مطالب را ایراد کند، عبارت است از اینکه فردی به محضر آن حضرت آمد و هدیه ای را تقدیم کرد و درخواست بخشش از بیت المال را کرد. و چون هدیه، جهت دریافت وجهی از بیت المال بود، امام، هدیه را نپذیرفت و این مطالب را ایراد کرد.[۳۴]
علامه شوشتری، در شرح این خطبه، روایات و احادیث فراوانی را گزارش کرده از جمله:
«الظلم فی الدنیا هو الظلمات فی الآخره؛[۳۵]
ستمگری در دنیا، تاریکی آخرت است.»
شارح معتزلی نهج البلاغه، ابن ابی الحدید در شرح و تفسیر این حکمت می نویسد:
ریاست، به اموری نیازمند است، از جمله جود و شجاعت و سعه صدر. و این، خیلی اهمیت دارد؛ زیرا، منصب و ریاست، بدون آن دوام ندارد و چون معاویه، سعه صدر داشت،[۳۶] در ریاست به آنچه خواست رسید.
لازم به یادآوری است که آنچه معاویه داشت، سعه صدر نبود، بلکه نفاق و نیرنگ بود؛ زیرا، بزرگترین سعه صدر، بر اساس فرمایش امام صادق(ع)[۳۷] عبارت است از: «تحمل شنیدن حق، هرچند علیه او باشد، و تسلیم در برابر آن».
این صفت والای انسانی، در حدی از اهمیت و ارزش است که پیامبران الهی(ع) آن را با تضرع و التماس، از درگاه ایزد منّان خواسته اند.
آن حضرت، در باره قبح ظلم و ضرورت عدالت از سوی تمامی افراد، بویژه کارگزاران، می فرماید:
«و الله! لَإنْ أبیتَ علی حَسَکِ السُعدان مَسَهَّداً أو أُجَرَّ فی الأغلالِ مُصَفَّداً، أحبُّ إلیَّ من أنْ ألقی اللهَ و رسولَهُ یومَ القیامهِ ظالماً لبعضِ العباد و غاصباً لشیی ءٍ من الحُطام! و کیف أظْلِمُ أحداً لنفسٍ یُسْرِعُ إلی البِلی قُفُولُها و یَطُولُ فی الثرَی حُلُولُها؟
سوگند به خدا! اگر تمام شب را بر روی خارهای سَعدان[۳۸] به سر ببرم و با غل و زنجیر به این سو یا آن سو کشیده شوم، خوشتر دارم تا خدا و پیامبرش را در روز قیامت، در حالی ملاقات کنم که به بعضی از بندگان ستم، و چیزی از اموال عمومی را غصب کرده باشم! چگونه بر کسی ستم کنم برای نفس خویش که به سوی کهنگی و پوسیده شدن پیش می رود و در خاک زمانی طولانی اقامت کند؟»
در جای دیگر، خطاب به مالک اشتر می فرماید:
«إنَّ أفضل قره عین الولاه استقامهُ العدل فی البلاد و ظهورُ مودَّهِ الرعیّه؛[۳۹]
بهترین چیزی که مایه روشنی چشم زمامداران و مسؤولان است، همانا گسترش عدل و داد در بلاد و شهرها و آشکاری درستی و علاقه به مردم است.»
از این روایات و آیات، جایگاه ویژه این صفت در مسؤولان، به خوبی نمایان می شود و در اهمیت آن همین بس که بسیاری از بزرگان و رهبران دینی و در رأس آنان امام علی(ع) در راه عدالت خواهی به شهادت رسیده اند و از این رو ضرب المثل شده که «قتل علیٌ لشده عدالته؛ علی(ع) به جهت شدت عدالتش شهید شده است.».

احترام به نظر کارشناسان

خرد انسانها، محدود است و نمی تواند تمامی حقایق و راه حل مشکلات را بفهمد. از دیرباز، انسانهای خردمند، جهت جبران این کاستی، از تجربی

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.