خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حوزه ; دین و دانش
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حوزه ; دین و دانش قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نظریه گفتمان
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نظریه گفتمان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
23ساعت
22دقیقه
06ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل یادداشتی در باره هرمنوتیک و انواع آن

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 70

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل یادداشتی در باره هرمنوتیک و انواع آن؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل یادداشتی در باره هرمنوتیک و انواع آن با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل یادداشتی در باره هرمنوتیک و انواع آن:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل یادداشتی در باره هرمنوتیک و انواع آن به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل یادداشتی در باره هرمنوتیک و انواع آن با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل یادداشتی در باره هرمنوتیک و انواع آن تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل یادداشتی در باره هرمنوتیک و انواع آن را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل یادداشتی در باره هرمنوتیک و انواع آن :

۱. تعریف

هرمنوتیک

(

Hermeneutics

)

در تعریفی ابتدایی، علم تعبیر، تفسیر و تاویل، نام گرفته است. هرمنوتیک به معنای تعبیر و تفسیر برای دستیابی به معناست. (۱) این واژه در فارسی «زندآگاهی » نیز ترجمه شده است. (۲) پل ریکور، هرمنوتیک را فن تشریح و توضیح نمادها بخصوص نمادهایی که معنی صریح دارند می شناسد. (۳) او در مقاله «رسالت هرمنوتیک » تعریف زیر را تعریف کارآمدی از هرمنوتیک تلقی می کند: هرمنوتیک نظریه عمل فهم است در جریان روابطش با تفسیر متون. (۴)

۲. اهمیت

۱ – ۱. فهمیدن، گونه ای از شناخت است. خواندن یک متن یا شنیدن یک گفتار غیر از فهمیدن آن است. ممکن ست شخصی سخنی را بشنود یا متنی را بخواند ولی آن را نفهمد. با عمل تفسیر، متن یا گفتار شفاف می شود. (۵)

۲ – ۱. تفسیر یا تاویل، خود نوعی قرائت و روایت است. قرائت و روایت، ماهیت و هویت می سازد و چه بسا خود به گفتمانی از حقیقت تبدیل گردد که ما در درون آن زندگی می کنیم و یا این که در صدد تغییر جامعه بر اساس آن گفتمان برآییم. مارکس می گفت که فلاسفه در پی تفسیر جهان هستند، ولی سخن بر سر تغییر آن است و اینک از دیدگاه هرمنوتیکی باید گفت که تفسیر و تاویل، خود تغییرند و زمینه ساز تغییر.

۳ – ۱. هرمنوتیک به همراه نظریه انتقادی

(

Critical Theory

)

دو پارادایم مجزا، اما مرتبط به هم، از نقد را فراهم کرده اند که به سه دلیل، مهمند. هر کدام از این دو روش، تاریخی از انتقاد را در ۵۰ سال گذشته توسعه بخشیده اند. نظریه انتقادی در تئوری های سیاسی – اجتماعی و زیبایی شناسانه، و هرمنوتیک در ادبیات انتقادی، و فلسفه به طور عام. بنابر این، دو روش مذکور می توانند تجربه ارزشمندی برای مشکلات حاضر از نقد اخلاقی و سیاسی در اختیار ما بگذارند. دیگر این که هر کدام از این ها، یک نوع انعکاس فلسفی از شرایط تاریخی شان را که از آن آگاهند، بیان می کنند و این شرایط را برای نقد، ضروری نشان می دهند. سوم این که نقد اخلاقی و سیاسی در جو فلسفی زمان ما هنوز از این دو ملهم است. (۶)

۴ – ۱. از لحاظ روش شناسی، روش تاویل یا هرمنوتیک در برابر تجربه گرایی

(

Empircism

)

، مکانیک گرایی

(

Mechanicism

)

، طبیعت گرایی

(

Naturalism

)

و بویژه اثبات گرایی

(

Positivism

)

و حتی رفتارگرایی قرار دارد و در مقابل نظریه وحدت روش در علوم (طبیعی و انسانی) به تمایز روش در علوم معتقد است که امری است بسیار مهم و بنیادین.

۳. تاریخچه

هرمنوتیک در اصل از واژه

Hermes

به معنای خدای بالدار گرفته شده است. وظیفه هرمس انتقال پیام های خداوندی برای بشر است. او را در اساطیر، پیام بر خدایان می دانند. او به عنوان فرزند زئوس، باید آنچه را که در ورای فکر و اندیشه بشر جای دارد به حوزه فکر و اندیشه انسان ها انتقال دهد، موجبات کشف رموز و معانی را فراهم سازد، انسان ها را از آنچه در محیط پیرامونشان می گذرد آگاه سازد و بالاخره دنیای نهان و آشکار را به هم بپیوندد و معانی یا معنای هر علامت یا شاخص را بشناساند. همان طور که ملاحظه می شود در روش تاویل، ورود به دنیایی نهان، پیچیده و ناآشکار مطرح است که بر ورای پدیده های عینی، ملموس و مادی جای دارند. (۷)

این اصطلاح تا چند قرن پیش صرفا در عرصه متون قدسی بویژه کتاب مقدس به کار می رفت، ولی سپس هرمنوتیک از متون قدسی به متون عام راه یافت و امروزه خود هستی را نیز فرا گرفته است. در ابتدای قرن نوزدهم شلایرماخر و دیلتای هرمنوتیک را به عنوان یک روش در علوم انسانی طراحی و معماری نمودند و سپس در قرن بیستم اندیشمندانی چون مارتین هایدگر و گادامر از «فهم » به عنوان نوعی «وجود» یاد کردند. بنابراین، در باره سیر تحول هرمنوتیک باید گفت که از نوعی معرفت شناسی به گونه ای روش شناسی، و سپس نوعی هستی شناسی یا «نظریه هرمنوتیک » تحول یافته است.

۴. مبانی هرمنوتیک

۱ – ۴. علوم طبیعی و علوم انسانی، به دلایل زیر، از لحاظ روش شناسی دو دانش متمایزند:

الف: ارادی بودن جهان انسانی و غیر ارادی بودن جهان طبیعی ;

ب: موجبیت علوم طبیعی بر خلاف علوم انسانی;

ج: تجانس محقق – موضوع تحقیق در علوم انسانی بر خلاف علوم طبیعی ;

د: آگاهی انسان به عنوان خصیصه ممتاز.

۲ – ۴. پدیده های اجتماعی دارای ابعاد ذهنی خاصی هستند و با دنیای خاص ارزش ها پیوند دارند و بدون اطلاع از این ارزش ها قابل فهم نیستند.

۳ – ۴. ادراک که در روش هایی چون رفتارگرایی، اساس شناخت است با مشکلاتی چند مواجه است. از جمله:

الف: ادراک، تفاضلی یا تفاوتی است. یعنی هر کس با توجه به دنیای خاص ضمیر خویش، جهان و پدیده های پیرامون خود را ادراک می کند، هر انسان کتابی خاص، ممتاز و منحصر به فرد است.

ب: ادراک، گزینشی

(

selective

)

است.

ج: ادراک، انسانی – ارزشی است ; یعنی بر ارزش های مثبت یا منفی متکی است.

۴ – ۴. شناخت واقعیت حیات انسانی بدون در نظر گرفتن متن یا مجموعه

(

Ensemble

)

امکان پذیر نیست. (۸)

۵. مفاهیم هرمنوتیک

این مفاهیم عبارتند از:

۱ – ۵. تجربه زنده

.(

Lived experience

)

ازنظر دیلتای، عمل انسانی مبین تجربه زیسته است و تحلیلی خاص را طلب می کند. مفسر می کوشد تا خود را به جای موجد یا پدیدآورنده اثر قرار دهد تا علت فعل و عملش را بفهمد.

۲ – ۵. منظومه های نهان

.(

Lantent constellations

)

به معنی در نظر گرفتن امور مفروض یا بدیهیات، یعنی تمامی آن داشته هایی که در راه فهم رفتار یا عمل دیگری لازمند و انسان ها بدان توجه ندارند، در هنگام تفسیر.

۳ – ۵. فهم

.(

verstehen

)

کوشش اساسی پیروان مکتب تاویل، فهم مجموعه های به هم پیوسته و سیال انسانی است. دیلتای می گوید: ما طبیعت را تبیین می کنیم، اما انسان را می فهمیم.

۴ – ۵. شاخص – نماد

.(

Indexical

)

یعنی هر فعل یا عمل و یا حرکت انسانی، بعدی شاخص – نمادی دارد و آن این که هر نماد (فعل یا عمل انسانی) در هر متن یا مجموعه ای معنایی ویژه دارد.

۵ – ۵. شرح

.(

Glossing

)

برای شناخت معنای هر عمل باید به متن یا مجموعه ای توجه کرد که در آن اتفاق افتاده است (شاخص – نماد) چون احصای کل اطلاعات (منظومه یا شبکه ای که رفتار در آن جای گرفته) معنایی ویژه می یابد و در یک آن ممکن نیست، پس فرد ناچار است خطوط اصلی آن را در ذهن نگاه دارد و با مراجعه سریع بدان، فهم رفتار دیگری صورت می پذیرد. این جریان ظریف و عجیب فکر را شرح می خوانند.

۶ – ۵. کلی نگری

.(

Holism

)

بینش هرمنوتیک بیش از هر بینش دیگری تامیت

(

Totality

)

را هدف قرار می دهد. شناخت تامیت در مکتب تاویل متکی بر مفاهیم زیر است:

۱ -۶ – ۵. دایره هرمنوتیک یا حلقه تاویل

(

Hermeneutic circle

)

; شناخت اجزاء تشکیل دهنده یک مجموعه ممکن نیست، مگر با توجه و با در نظر گرفتن محل یا مجموعه و یا منظومه ای

(

constellation

)

که در آن جای دارد. در عین حال، شناخت کل نیز بدون توجه به اجزاء صورت پذیر نخواهد بود. پس حرکت دیالکتیکی از کل به جزء و از جزء به کل، فرآیندی طبیعی در کار پژوهش انسانی است.

۲ -۶ – ۵. بعد تاریخی ; در شناخت کلیت علاوه بر دور هرمنوتیکی باید هر پدیده را در مجموعه ای وسیع که با امتداد تاریخی آن مرتبط است دید و شناخت. از این دیدگاه تامیت بعد طولی می یابد و توالی پدیده مورد نظر را به صورت پیوستار

(

continum

)

از گذشته تا زمان حال مد نظر دارد.

۳ -۶ – ۵. روح عینی; منظور نمودهای حیات انسانی است، از زبان گرفته تا دین. بدین ترتیب، آثار سیاسی، هنری، اقتصادی و خود علم و خلاصه، همه موضوعات علوم روحی (انسانی) در آن دخیلند.

۴ -۶ – ۵. معنای اسنادی; مثلا معنای اسنادی یک نقاشی زمانی فهمیده می شود که در چارچوب جهان بینی جامعه یا گروهی که در آن تولید و تهیه شده است مورد توجه قرار گیرد.

۷ – ۵. انتقال ذهنی

.(

Mental transfer

)

هدف غایی در تاویل، بازسازی کلیت ذهنی نویسنده توسط مفسر و تاویلگر است. مفسر باید بتواند شرایط روحی، ذهنی و به طور کلی جهان درون صاحب اثر (نقاشی، نوشته و …) را دقیقا درک کند تا هر کلام یا پیام را به طور عمیق بفهمد و روش خاص در تحقق این هدف، همدلی

(

Empathy

)

یا درک دیگری و یا به تعبیر دیگر، خود را به جای دیگری نهادن است. (۹)

۶. جایگاه محقق یا مفسر در هرمنوتیک

با بیان این نکته که روان شناسی در روش تاویل جایگاه والایی دارد و با توجه به مطالب گذشته، روشن می گردد که محقق یا مفسر نیز جایگاه والایی دارد. او ورای زمان است و جایگاهی برین دارد. دلایل و جهات این امر عبارتند از:

۱ -۶. مفسر هم بر محیط پیرامون خویش واقف است و هم با کوشش خاص خود دنیای خاص فرد مورد تحقیق (نویسنده، نقاش و به طور کلی صاحب اثر) را درک می کند.

۲ -۶. از جانبی دیگر، مفسر نویسنده یا نقاش یا هر صاحب اثری را در مجموعه ای وسیع می نگرد. مفسر همانند ستاره شناسی است که در رصدخانه خود منظومه ای وسیع را می بیند که صاحب اثر یا پیام در محدوده آن جای دارد. پس او نه تنها صاحب اثر را می بیند، بلکه تمامیت دنیای او را مشاهده می کند.

۳ -۶. با گذشت زمان و توالی حوادث، مفسر از نتیجه نهایی کار نیز آگاهی دارد.

۴ -۶. با این همه کار او بس دشوار است. او باید بتواند علی رغم فاصله وسیع زمانی، ارزش های حاکم بر زمان نویسنده را دریابد، دنیای نفسانی نویسنده را بشکافد و بشناسد، و در نهایت، باید بتواند خود را به جای او نهد، با پدیده مورد مطالعه او (نویسنده یا نقاش) به نوعی تجربه زیسته دست یابد، خلا تاریخی یعنی قسمت هایی از محیط ذهنی یا پیرامون نویسنده را که بر اثر فقدان اسناد مستقل تاریک مانده است با قدرت همدلی تکمیل نماید، واقعیت تاریخی (اثر نویسنده، تابلو نقاشی و …) را در کل محیطش جای دهد و معنای آن را مستفاد دارد.

از این روست که به زعم شلایر ماخر، تحقیق از دیدگاهی بازتولید است و بر بازسازی گذشته تاریخی، ذوب روانی با آن و در نهایت، درک معنای نهان عمل متکی است. (۱۰)

۷. انواع هرمنوتیک

۱ -۷. هرمنوتیک مذهبی: مراد از آن، تاویل متون مقدس و کتاب های آموزگاران اخلاق است. در این دیدگاه، متنی که خداوند فرمان به نوشتن آن داده است معنایی باطنی دارد. بنابر این، در مباحث دینی، مفاهیمی چون «علم باطن »، «علم باطن باطن »، «علم ظاهر باطن » و … مطرح شده است ; مفاهیمی که به معضلات و پرابلماتیک های پیچیده ای منجر شده است. در دنیای مسیحیت، با کتاب «آیین مسیحیت » اگوستین قدیس، برداشت جدید از مفاهیم کتاب مقدس به گستره فلسفه نیز راه یافت. به نظر اگوستین تاویل متن یک علم است و می توان قاعده های این علم را تدوین کرد. با وجود این، نقطه عطف تاریخ تاویل های مسیحی، پیدایش مذهب پروتستان بود. (۱۱)

در دنیای اسلام با توجه به تمایز بین تفسیر (بیان معنای ظاهری قرآن مجید) و تاویل (بازگرداندن به اصل یا سرچشمه هر چیز)، تاویل دارای جایگاه بس مهمی است. قرآن از دو زاویه با بحث هرمنوتیک ارتباط می یابد: نخست آن که قرآن یک متن قدسی است و هرمنوتیک عهده دار تاویل و گشایش رموز و اسرار متون قدسی می باشد; دوم آن که در قرآن نکات ظریف و هرمنوتیک گونه ای تحت عنوان «تاویل » آمده است. (۱۲) در قرآن هفده بار کلمه تاویل در سه شکل «تاویل »، «تاویلا» و «تاویله » به کار رفته است. (۱۳)

همچون دنیای مسیحیت، در اسلام نیز «جنبش باطنی » تمامی رموز هستی را در حروف و شماره های ویژه آنان می جست. اخوان الصفا، صوفیان، اسماعیلیان و بالاخره حروفیه – که بنا به نظر آنان هر حرف، نماد یا رمزی است بیانگر ارزشی ویژه – در این زمینه قابل طرح هستند. (۱۴) تاویل علاوه بر اسلام و مسیحیت در سایر ادیان نیز دیده می شود.

در بین عرفای اسلام، روش ابوبکر محمد بن عربی (م ۱۱۶۵) به دلیل به کارگیری روش سمبلیک برای تعریف هستی به هرمنوتیک مدرن تشبیه شده است. ابن عربی از تمام اشکال سمبلیسم، از شاعرانه گرفته تا هندسی و ریاضی، در نظریه خود استفاده کرده است. بر اساس نظر ابن عربی، روند تاویل می تواند بر تمام پدیده های طبیعت و تمام آن هایی که انسان را در زندگی اش در برمی گیرد اعمال شود. (۱۵)

۲ -۷. هرمنوتیک کلاسیک: به دلیل گشوده شدن افق جدیدی برای مغرب زمینیان، بعد از رنسانس و در نتیجه مبهم شدن متون قدیم برای آنان، در قرن نوزدهم اندیشمندانی چون شلایرماخر و ویلهلم دیلتای با تکیه بر تاویل روان شناختی و سعی در روان شناسانه کردن فهم و کار بر روی هرمنوتیک، سوژه روش هرمنوتیک را در علوم انسانی بنیان نهادند.

شلایر ماخر دو نوع تاویل ۱. دستوری، ۲. فنی یا روان شناسانه را مطرح کرد. ماخر به وجود معانی نهایی متن باور داشت و فرض متن چند معنایی را رد می کرد. به نظر ماخر، برای شناخت سخن انسان باید او را شناخت، اما برای شناخت او باید سخنش را شناخت (دایره هرمنوتیک). ماخر نشان داد که جایگاه اصلی هرمنوتیک، زبان و به گونه ای خاص، زبان نوشتاری است. ماخر حتی هرمنوتیک را «روش » ندانست، بلکه آن را «هنر تاویل » خواند. (۱۶)

دیلتای کارش را بر شناخت رابطه میان معنای اثر و نیت مؤلف متمرکز کرد. او حلقه رابط میان قرن نوزدهم و قرن بیستم بود. دیلتای تمایز میان «توصیف » [در علوم طبیعی] و «ادراک » [در علوم انسانی] را برجسته کرد. دیلتای هرمنوتیک را روش شناسی کامل، همگانی و اساسی علوم انسانی نامید و سرانجام، معنای متن را با «نیت ذهنی مؤلف » یکی دانست. (۱۷) در بین اندیشمندان هرمنوتیک کلاسیک باید از فریدریش آست، اگوست ولف ، اگوست بکت و درویزن نیز نام برد ; هر چند که اینان به اندازه ماخر و دیلتای مطرح نیستند.

۳ -۷. هرمنوتیک مدرن: درک و کشف این نکته که هستی نیز به اندازه دین، رازدار و محجوب است و دیدن نوعی رابطه متقابل بین دین و هستی، هرمنوتیک را از عرصه دین به عرصه هستی کشاند.

آغاز و انجام هستی، فلسفه حیات، هدف زندگی، کشف وجود و سایر مفاهیم مطرح در این فضا اساسی ترین سؤالات آدمی در مواجهه با هستی در غیبت انگاره های دینی بودند. هایدگر از جمله اندیشمندان متفکر در قلمرو معنای هرمنوتیک و گذر آن از عرصه دین به هستی است. وی معتقد است که دیدگاه ما در باره متون و مفاهیم دینی که آن ها را راز وارانه می دانیم (و از این رو، برای فهم و کشف آن ها به هر وسیله ای متوسل می شویم)، همانند نگرش ما به هستی است. به دیگر سخن، هستی در نگاه آدمی همچنان مه آلود و ابهام آمیز می نماید. هستی نیز به اندازه دین حاوی و حامل گوهرهای معرفتی است ; با این تفاوت که در هرمنوتیک دینی یا در نگره عرفانی آن با تاویلی رو به رو هستیم که متکی بر ذوق و شهود است و یا در نگره عقل ایمانی آن با تفسیری مواجهیم که شرط صحت و سلامت آن تزکیه روح و قلب مفسر است. اما در هرمنوتیک هستی شناسانه، خرد محض ابزار کشف و درک است. (۱۸)

در هرمنوتیک مدرن، که هرمنوتیک عام و کلی نیز نامیده شده است، تاویل معنی گرایش به جهان شمول شدن دارد. مارتین هایدگر و شاگردش «گئورگ گادامر» که در تبیین این نوع هرمنوتیک کوشیده اند به نوعی هرمنوتیک «ابژه » را بنیان گذاری کرده اند. فعالیت های ابژه، پدیده یا انسانی که خارج از ذهنیت وجود دارد می تواند مورد تاویل و تفسیر قرار بگیرد. به این هرمنوتیک، هرمنوتیک پدیدار شناسانه نیز گفته شده است. (۱۹)

لازم است قبل از ورود بیشتر به هرمنوتیک مدرن، اشاره ای به دیدگاه های نیچه، فروید و هوسرل به عنوان تاثیرگذاران بر هرمنوتیک جدید داشته باشیم.

این حکم نیچه که «برای ساختن آینده باید تاویل های گذشته را فراموش کنیم »، نتیجه بسیار مهمی در تاریخ هرمنوتیک یافته است. به گمان نیچه، تاویل هرگز به حقیقت نمی رسد; تاویل انکار حقیقت است. نیچه علیه پوزیتیویسم نوشت: می گویند که تنها حقایق وجود دارند. اما من می گویم خیر، حقایق درست همان چیزهایی هستند که وجود ندارند، تنها تاویل ها وجود دارند. به گفته او، تاویل کنشی اخلاقی است. اما به نظر او پدیدار اخلاقی وجود ندارد، تنها تاویل اخلاقی (انسان گونه) از پدیدارها وجود دارد. نیچه در کتاب «خواست قدرت » نوشته است: ما تنها در شکل زبان می توانیم بیندیشیم … زمانی که از اندیشیدن در محدوده زبان سرپیچی کنیم آنگاه دیگر نمی اندیشیم. اندیشه خردمندانه، تاویل است و این تاویل که بر زبان و اندیشه ما حاکم است تعیین کننده نهایی واقعیت و هستی است. ما موضوع را از درون خود تاویل می کنیم. پس من پنهان ما حاکم است. شباهت این حکم با مفهوم «ناخودآگاه » فروید انکارناپذیر است. من پنهان درون ماست که از راه تاویل به جهان معنا می دهد، حضور، مرزها و محدوده هستی را تعیین می کند. (۲۰)

فروید در کتاب «تاویل رؤیاها» (۱۹۲۵) نوشت: در نهایت، رؤیاها چیزی جز اشکال اندیشه نیستند. به نظر او رؤیا تنها روایتی پر از رمزگان است و به این اعتبار به نقاشی شباهتی ندارد، بلکه بیشتر به نوشتار همانند است و کارکردش کوششی است برای یافتن معناهایش و این معناها محقق نمی شود، مگر از راه شناخت رمزگان بی شمارش، و راه شناخت رمزگان جز نشانه شناسی نیست. (مثلا در داستان حضرت یوسف، هفت گاو فربه نشانه هفت سال پرباری و هفت گاو لاغر نشانه هفت سال قحطی هستند).

هرمنوتیک جدید زیر تاثیر فروید، مفهومی تازه از مناسبت تاویل و معنا ارائه کرده است. فروید محدودیت مطلق هرگونه سخن را ثابت کرد. معنا از تاویل عناصری که در محدوده تجلی هر سخن جای دارند به دست نمی آید، بلکه همواره باید در لایه هایی ژرف تر در پی آن بود. مسئله رابطه «شناخت » و «معنا» در هرمنوتیک، درست همچون روش فروید در روانکاوی با مسئله ناممکن بودن شناخت همراه شد. (۲۱)

پس از پایان جنگ جهانی اول در ۱۹۱۸ به نظر می رسید علم به نوعی اثبات گرایی سترون، و وسواسی نزدیک بینانه سبت به طبقه بندی واقعیات گرفتار آمده است و فلسفه بین نوعی اثبات گرایی از یک سو و نوعی ذهنی گرایی غیر قابل دفاع از سوی دیگر، تجزیه شده بود و اشکالی از خرد ستیزی و نسبیت گرایی متداول بود. فیلسوف آلمانی «ادموند هوسرل » به تعبیر خود در کتاب «بحران علوم اروپایی »

(۱۹۵۳)

The crisis of the European science

، پدیدارشناسی را به عنوان انتخابی میان بربریتی خردستیز از یک سو و تولد دو باره نوعی «علم روح مطلقا قائم به ذات » از سوی دیگر مطرح کرد.

هوسرل می گوید گرچه ما نمی توانیم نسبت به وجود مستقل اشیاء اطمینان داشته باشیم و اعم از آن که آنچه تجربه می کنیم واقعی باشد یا توهم، می توانیم نسبت به آنچه بلافاصله در آگاهی مان ظاهر می شود یقین داشته باشیم. اشیاء را می توان نه به عنوان چیزهای فی نفسه، بلکه چونان چیزهایی که در آگاهی ما «قرار گرفته » یا به وسیله آن قصد شده اند

(

intended

)

در نظر گرفت. برای وصول به یقین، نخست باید همه چیزهایی را که فراتر از تجربه بلافصل ماست فراموش کنیم یا در پرانتز بگذاریم. باید جهان خارج را صرفا به محتوای آگاهی خود تقلیل دهیم. این تقلیل پدیدارشناختی

(