اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل طرحی از مراثی و شکوه ناله های «اثیر الدین اخسیکی»
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 80
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل طرحی از مراثی و شکوه ناله های «اثیر الدین اخسیکی» – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل طرحی از مراثی و شکوه ناله های «اثیر الدین اخسیکی» شامل 47 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل طرحی از مراثی و شکوه ناله های «اثیر الدین اخسیکی»:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل طرحی از مراثی و شکوه ناله های «اثیر الدین اخسیکی» به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل طرحی از مراثی و شکوه ناله های «اثیر الدین اخسیکی» به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل طرحی از مراثی و شکوه ناله های «اثیر الدین اخسیکی» با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل طرحی از مراثی و شکوه ناله های «اثیر الدین اخسیکی» با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل طرحی از مراثی و شکوه ناله های «اثیر الدین اخسیکی» با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل طرحی از مراثی و شکوه ناله های «اثیر الدین اخسیکی» را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل طرحی از مراثی و شکوه ناله های «اثیر الدین اخسیکی» :
زمانه سخت رکاب همی کند به جفا
جهان ادبیات فارسی، بویژه دنیا شعر پارسی، سرشار است از پدیده ها و موضوع های شگفت که مشاهده دقیق و عمیقی را می طلبد، زیرا ممیزه هنر شعر فارسی به عنوان گران بارترین میراث فرهنگی جامعه کهنسال ما، تفکر است. تفکری که منفعلانه محض نیست، بلکه عرصه ای است از کنش و واکنش و جدالی سرشار از صحنه های گیرا، گستره ای لبالب از شادی و غم، و کر و فر پیشروی و بازپس نگری که مباد در ورطه ای درافتد و برنخیزد.
فرارفتن از فرود تا بینهایت بدون مرز و احساس شرح صدر و فراخی وجود آدمی که جهان با تمام گستردگی دربرابرش ذره ای جلوه ندارد، در ادبیات عرفانی یکسوی تفکر و اندیشه را درشعر فارسی می نمایاند و سوی دیگر آن را درگیری شاعر- آدمی با ناملایمات روزگار و واقعیات ملموس می سازد که دراین فاصله مرگ وسیع ترین بخش این فاصله را پر می کند و لابه لای این سقف سنگین- مرگ باوری و مرگاندیشی- را تنگناهای روابط عینی زندگی می سازد که گله گذاری ها و آه و ناله ها و شکوه ها و شکایت ها (بث الشکوی ها) از آن برمی خیزد.
نگاهی به این وادی فراخ و فراخنای بیکران درشعر شاعران دستمایه تحقیقی سترگ می تواند باشد.
به طور کلی مراثی و بث الشکوی ها با گوناگونی و تنوعی که درشعر فارسی دارد، در بسیاری از آثار پرشکوه و تأمل برانگیزند زیرا در بسیاری از سروده ها، اندیشه های شگرف و احساس و عاطفه غنی درکنار تنوع زاویه دید، مجموعه ای بدیع را در دسترس قرار می دهد. درهمین نگرش ها شخصیت شاعران بخوبی نمایان می شود و ضعف و قدرت آنها خود را بروز می دهد. نوشتارذیل طرحی است از سروده های اثیر(الدین) اخسیکتی در پهنه مراثی و بث الشکوی ها. نمونه ای از یک کار گسترده تر و ادامه دار را نشان می دهد که بخشی از آن بزودی پایان می یابد.
اثیر نام اوست و منسوبست به اخسیکت از قراء فرغانه. و خود آورده است که «اثیراخسیکتی»؛
«چون پرسیدی با تو بگویم که کیم
استاد سخن اثیر اخسکتیم»
بعدها تذکره نویسان از او به «اثیرالدین» نیز یاد کرده اند «اثیرالدین اخسیکتی»
زمان تولد وی نامعلوم است اما براساس معاشرت با درباریان و مدح حکام معلوم می دارد که شاعری از قرن ششم است و مرگ وی را دهه هفتم این قرن نوشته اند. دکتر ذبیح الله صفا در جلد دوم تاریخ ادبیات ایران دو قول ۷۵۰ و ۵۷۷ را ترجیح می دهد.
می گویند در دمادم مرگ دو بیت زیر را گفته است:
چو از سوگ من بازگردند قومی
نهاد بخاک اندر اخسیکتی را
بیامرز یا رب مرآن را که گوید؛
بیامرز یا رب مر، اخسیکتی را
اثیرالدین اخسیکتی شاعر را، دلبستگی به فرم، که درفنون بلاغت می جوید و رفتن درپی صنعت های ادبی ازلطف سخن دور می کند و از آب احساس و عاطفه درشعر فرو می کاهد. اما تمام ابیاتش درحصار فرمگرایی و اندیشه های علمی رایج زمان نماند، اثیر را ادبیات نغز و آبدار با تصویرهای گرم وگیرا کم نیست. گرچه دوگانگی موجود در غالب اشعار شاعر، از اصالت و جزالت و گوارایی آن فروکاسته و سبب شده است اقبال مخاطبان شعر فارسی به آثار وی کمتر باشد و درمیان منتقدان و علاقه مندان ، شاعری با مرتبه و جایگاه متوسط شناخته شود و زیر سایه بزرگان عصر خویش مانند انوری ابیوردی قرارگیرد.
شاید همین دریافت از سروده های اثیرالدین سبب شده تا وی نتواند در حد انتظار، مشتریان درباری و حواشی دربارها را راضی کند و جایگاه مشخص و مقبولی نزد سلاطین و صدور وصاحبان نفوذ و قدرت بیابد لذا از کم لطفی و توجه کمتر به خود نگران بود. سفرهای وی که علت دورماندن از دیار آشنا و همگنان را در پی داشت و نیز نیافتن دوستان و مجالسان همدل در بلاد غریب که بتواند بدانان پشتگرم باشد، از اثیر، شاعر مأیوس و شکوه گر ساخت. درنتیجه احساس تنهایی و بهره لازم از عمر نابردن و رسیدن به سنین پیری موجب فرسایش روح و جسمش گردید. چنین آفاتی، چشم انداز روابط اجتماعی شاعر، را تیره کرد و تحمل مشقات و رنج ها، برای شاعر غیر ازبدبینی به مردم و جامعه حاصلی درپی نداشت. او نیز، چنان سکه رایج دوران، تمام آفات و گرفتاری ها را به پای روزگار و چرخ گردون می نویسد، عذر و بی وفایی و جفاکاری و تنگی معیشت و مرگ نیز از مختصات همیشگی زمانه و فلک گوزپشت است!
… بث الشکوی های اثیر از جفاکاری زمانه، سبب ناله هایی از روی استیصال و فراگیر و مأیوسانه می شود!
تعرضی مرسان زمانه عرض مرا
که مر تو را دگری هست و من همان دارم
گزند عالم پیر از بقاش دور که من
همه امید باقبال این جوان دارم
(ص. ۴۳۶)
روزگار و جهان و چرخ فلک، در مرثیه ها نیز مادر مصیبت اند. آدمی گرفتار در چنگال آنها، مفری برای نجات ندارد.
نه موضع سرپنجه است دست کوته دار
که آسمان ز حریفان زور بازو نیست
بطره و رخ و شام و سحر مباش گرو
که هست ماشطه جادو، عروس نیکو نیست
دم اجل چه روی بر دم اهل هیهات
شکارگاه اسد جای صید آهو نیست
در این نشیمن از آن همنشین نیابی تو
که پر باز بساط گذار تیهو نیست
(صص ۵۹-۶۰)
یا؛
در گلشن ایام نسیمی ز وفا نیست
در دیده افلاک نشانی ز حیا نیست
بر خوانچه مینای فلک خود همه قرص است
و آن هم ز پی گرسنه چشمان چو ما نیست
پهنای فلک خبر ندارد که به تحقیق
بر مائده او جز این ترش ابا نیست
هر لحظه جوانی بکشد عالم اگر چند
جز بر سر پیران اثر گرد دعا نیست
(ص. ۶۵)
یا،.
کدام طبع، کازین می خراب می نشود
کدام بحر، کازین تف سراب می نشود
سپید کرد هزاران هزار دیده فلک
کازین نهیب یکی جفت خواب می نشود
… زمانه سخت رکابی همی کند به جفا
عنان آه، چرا سست کوش باید داشت
فلک به تعزیت ما کبود پیرهن است
برش بآه جگر، لعل پوش باید داشت
(صص ۴۶۷-۴۶۹)
در دیده زمانه نشان حیا نماند
در سینه سپهر، امید وفا نماند
(ص. ۸۷)
– حسب حال و شکایت از مردم (عراق) ؛ در این قصیده ۴۳ بیتی، اثیرالدین اخسیکتی که دیگر جوان نیست سخت از مردم عراق، بی وفایی های آنان ، جفا و بدعهدی شان نسبت به خود دلگیر است. از محیطی که در آن غریبه ای است و آشنا و همدمی ندارد، رنجیده خاطر است. حتی بشارت ها هم جز ظاهری خوشنما اما درونی خالی و زجر دهنده ندارند و بر رنج و عذاب هنرمندی دور مانده از زاد و بوم می افزایند.
شکست دور سپهرم بپایمال زحیر
بریخت خون جوانیم غبن عالم پیر
همی نفر نفر آید بلا بساخت من
از این نفر نفر ای دوستان نفیر نفیر
چو چرخ بی سر و پایم چو خاک بیدل و زور
ز خاک دیرنشین و ز چرخ زود مسیر
… چو من سلیم دماغی شکسته دل نه سزاست
که هست جمع سلامت مسلم از تکسیر
در این سواد که یک یونس است و سیصد حوت
در این خراب که یک یوسف است و پنجه پیر
چمانه فلک از صفو خرمی است تهی
خزانه زمی، از نقد مردمی است فقیر
پیاز وار به شمشیر هجر مثله شوند
اگر دو دست به یک پیرهن روند چو سیر
مخالفان لجوجند در ولایت طبع
بگاو کاو زمین و هوا و آب و اثیر
… چو نبض واقعه من طبیب عشق بدید
چه گفت؟ گفت که این ورطه ایست سخت قعیر
… بدین معالجه گر به شدی، شدی، ورنه
برو بنال که یا جابراً لکل کسیر
(صص. ۱۵۱-۱۵۵)
– گلایه از هنری که برای هنرمند مفید نیست؛ اثیر نیز مانند اکثر شاعران مدعی است که هنرمندی گرفتار بی هنران است. اقلیم هنر دچار آب و هوایی مسموم و فرساینده جسم و جان هنرمند است. در چنین وانفسایی، اثیر انگشت حیرت با دندان می گزد که چگونه توانسته هنوز زنده بماند.
چرخ دولابی ام افکنده چو یوسف در چاه
وای سیاره ی او کاز نظر آرد رسنم
آب ناخورده از این برکه نیلوفرگون
همچو نیلوفر تا حلق چرا در لژنم
روی پرواز نمی بینم از این تنک قفس
که زمین وار فرو رفته بقصد ز منم
بلعجب تیز هوائی است در اقلیم هنر
که به بستان هنر خار کند یاسمنم
ای دریغا که چو گل عمر سبکپای برفت
که نخندید چو اقبال گلی در چمنم
گر در این غصه بمیرم عجبم می ناید
یعلم الله که من اندر عجب از
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
