📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
22ساعت
01دقیقه
13ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی دردیدار اعضای بسیج و پرسنل اداره کل اطلاعات استان همدان

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 41

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی دردیدار اعضای بسیج و پرسنل اداره کل اطلاعات استان همدان شامل 81 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی دردیدار اعضای بسیج و پرسنل اداره کل اطلاعات استان همدان در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی دردیدار اعضای بسیج و پرسنل اداره کل اطلاعات استان همدان با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی دردیدار اعضای بسیج و پرسنل اداره کل اطلاعات استان همدان نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی دردیدار اعضای بسیج و پرسنل اداره کل اطلاعات استان همدان هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی دردیدار اعضای بسیج و پرسنل اداره کل اطلاعات استان همدان اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!

الحمدلله ربّ العالمین والصّلاه والسّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم محمّد و علی اله الأطیبین الأطهرین سیّما بقیّهاللَّه فی الارضین.
بسیار جلسه نورانی و مالامال از اخلاص و صفاست. طبیعت جلسه یی که تشکیل شده از جوانان بسیجی؛ پسران و دخترانی که سرمایه ی بسیار باارزش جوانیِ خودشان را به طور داوطلبانه به میدان آورده اند تا از آن برای خدا، اسلام، پیشرفت کشور و عزت ملت ایران استفاده کنند و همچنین جوانانی که سربازان گمنام انقلاب و امام هستند – که نام مناسبی بر روی آنهاست – یعنی برادران و خواهران مشغول در مجموعه ی اطلاعات کشور، طوری است که اگر انسان در چنین جمعی تموّج صفا و اخلاص را مشاهده کند، چیز شگفت آوری نیست. شما عزیزان من بدانید که این کار بزرگ و معجزه آسا؛ یعنی قیام یک دولت اسلامی و مستقل، آن هم در این منطقه ی بسیار حساس عالم – که حقیقتاً کار نشدنی بود – نشد، جز به کمک و پشتوانه ی همین اخلاصها و همین صفاها. به اوضاع کشورهای عربی، کشورهای حاشیه ی خود ما و مجموعه ی کشورهای اسلامی نگاه کنید و ببینید که اگر بخواهد تلاشی در این کشورها صورت بگیرد که اندکی با منافع قدرتهای مسلط عالم اصطکاک داشته باشد، چطور جنجال و غوغا درست می کنند و چطور مانع از هرگونه حرکتی می شوند که به نفع عزت ملیِ این کشورهاست. به اطراف خودتان نگاه کنید؛ این عراق را ببینید – بقیه ی کشورهای اسلامی را نمی خواهم نام بیاورم – این پدیده ها را که انسان مشاهده کند، آن وقت می فهمد که کشوری مثل ایران در قلب این منطقه ی حساس، آن هم با داشتن این همه ذخایر مادی و معنوی – که همیشه یک بهشت گمشده برای استعمارگران بود و هر جا که دست پیدا می کردند، برای آنها یک موهبت عظما محسوب می شد – و در حالی که این کشور یکسره پایتخت اقتدار منطقه ییِ امریکا محسوب می شد، چطور ناگهان تبدیل شد به قله یی از مقاومت و احساس عزت و اسلام خواهی و مقابله ی با زورگویی و کامجویی و زیاده طلبی امریکا. این یک معجزه است؛ اصلاً قابل تصور نبود؛ اما این معجزه اتفاق افتاد. معجزه های اجتماعی برخلاف معجزه ی اژدها شدنِ عصای موسی است؛ چون آن طور معجزه ها ربطی به اراده ی انسان ندارد؛ اما معجزه های اجتماعی به طور مستقیم به اراده ی انسانها ارتباط پیدا می کند؛ «انّ اللَّه لا یغیّر ما بقوم حتّی یغیّروا ما بأنفسهم». هرگاه ملتی تصمیم بگیرد، اراده کند، اقدام کند، حرکت متناسب با هدفش را انجام دهد، آن وقت معجزه ی اجتماعی اتفاق می افتد. البته در تحولات اجتماعی حق بودن کافی نیست. خیلی اوقات امواج باطل می آید حق را لگدکوب می کند و عبور می کند. حق بودن به اضافه ی اقدام، عمل، اراده و به اضافه ی ایستادگی و پایداری است که آن معجزه را تحقق می بخشد. این پایداری، این ایستادگی، این تصمیم و این فداکاری در صحنه ی جامعه و کشور ما به برکت همین اخلاصها، بینشها و بصیرتها که امروز در جمع جوانان مؤمن و بسیجی کشور ما متبلور است اتفاق افتاد، که یک نمونه ی باارزش آن را این جا مشاهده می کنیم. اما آنچه بزرگتر از آن حادثه ی بزرگ و باورنکردنی بود، این است که نظام جمهوری اسلامی با وجود همه ی امواج متلاطم و خصمانه ی در پیرامون خود، هم ماند و هم رشد کرد. امروز داستان جمهوری اسلامی، داستان بیست سال قبل نیست؛ آن روزها طمع دشمنان به نابودی این انقلاب از لحاظ منطق سیاسی موجود دنیا یک چیز نشدنی نبود؛ اما امروز نشدنی است؛ چرا؟ چون این نهال ریشه دوانده است؛ تنه بزرگ کرده و شاخ و برگ داده است. به همین دلیل است که امروز دشمنان ما نسبت به این پدیده ی عظیم که روزبه روز رشد می کند، عصبانی ترند و غیظشان بیشتر است. چه کسی خیال می کرد نظام جمهوری اسلامی در سال ۵۹ که جنگ تحمیلی را بر ما تحمیل کردند و آرپی جی برای زدن نداشت و نمی توانست تولید کند، امروز در مقوله ی تسلیحات، پیشرفتهایی کرده باشد که برای آنها خیره کننده است؛ اسم موشک شهاب ۳ الان در همه ی خبرها و تلکسها و خبرگزاریهای دنیا مرتب تکرار می شود. در زمینه ی علوم پیشرفتش آن چنان است که مجموعه ی جوانان دانشمند و نخبه ی این نظام، که متصل و متعلق به این نظامند، در اغلب آزمونهای جهانی سرآمد می شوند. در زمینه ی فناوری به جایی رسیده که برخلاف همه ی اقران خود بدون استفاده ی از کمک و راهنمایی و دستگیری دیگران می تواند فناوری و غنی سازی هسته یی را خودش تولید کند؛ این پیشرفتها تن قدرتهای متجاوز را می لرزاند. آنها وقتی بعد از بیست وپنج سال به صحنه ی جامعه نگاه می کنند و این قشر جوانِ مؤمنِ پُرشور و بااخلاص – مثل شماها – و ایمان اسلامی، خلوص، صفا و نشاط جوانی و میل حرکت به جلو را در شما می بینند، هر کدام از اینها مثل تیری به چشم و به قلب آنها فرو می رود. چه بکنند در مقابل این پدیده ی عظیم؟ تهدید به حمله ی نظامی می کنند، فایده یی ندارد؛ تهدید به محاصره ی اقتصادی می کنند، فایده یی ندارد؛ محاصره ی اقتصادی را تا حدود زیادی عمل می کنند، اثر نمی بخشد؛ سعی می کنند در داخل کشور قشر جوانِ فعال را به سمت مسائلی که اخلال کننده ی کارهاست بکشانند، با برخوردها مواجه می شوند. درباره مسائلی که اخلال کننده ی در کارهاست، ما باید هوشیار باشیم؛ هم دستگاه ها باید هوشیار باشند، هم خودِ جوانها. همین جا بگویم که من به مسأله ی شیوع اعتیاد و حالت ولگردی و بیکارگی و به بعضی از تحرکات سیاسی به هیچ وجه به چشم یک پدیده ی عادی و متعارف نگاه نمی کنم. پشت همه ی اینها، دستها و مغزهای پلید و توطئه گرِ دشمن را من مشاهده می کنم؛ البته باید مبارزه کنیم. مگر از دشمن می شود انتظار دشمنی نکردن داشت؟! پشت سرِ سوق دادن جوانها به بی بندوباری، ولنگاریِ شهوانی و جنسی – که دارند برای این کار تلاش می کنند – دست و سرانگشت دشمن هست. مسأله، مسأله ی سیاسی است؛ مسأله ی امنیتی است؛ مسأله ی اجتماعیِ معمولی نیست. شما جوانها همیشه به یاد داشته باشید که پشت سر مسأله ی اعتیاد، مسأله ی گرایش به سمت لاابالیگری و رهاییِ شهوانی و جنسی و مسائلی از این قبیل، دستها و مغزهای سیاسی است، که در اتاقهای سیاستگذاری در دنیا برای این کار نقشه کشی ها انجام می شود. این را ما روی حدس نمی گوییم، اینها را دانسته ایم؛ فهمیده ایم و شناخته ایم. البته باید مبارزه و تلاش کرد. آنها جنجال هم می کنند؛ چند سال قبل که قاچاقچی ها را اعدام کردند، رادیوهای خارجی می گفتند: چهره های آزادیخواه را اعدام می کنند! البته از نظر آنها واقعاً قاچاقچی تریاک آزادیخواه است؛ چون دلش می خواهد تریاک و هروئین در مملکت آزاد باشد! اگر امروز با مفاسد اخلاقی و با بی بندوباری در جامعه مقابله ی صحیح و هوشمندانه شود، آنها جنجال می کنند؛ این بدیهی است. جنجالِ آنها حقیقت را عوض نمی کند، وظیفه را هم عوض نمی کند؛ مسؤولان باید بدانند چه می کنند. دشمن با تبلیغاتی که در دست دارد، حرفی ندارد. اگر لازم باشد روز روشن را بگوید شب است و یک عده آدم ساده نگر را هم با ابزارهای هنری و روشهای گوناگون تبلیغی قانع کند، این کار را در دنیا می کند. من دیشب در جمع دوستان – آقایان علماء و طلاب – گفتم امروز دستگاه های تبلیغاتی وابسته به صهیونیسم و امریکا و در واقع وابسته به سرمایه داران غارتگرِ بین المللی که غالباً رسانه ها مال آنهاست، دارند سر بشریت کلاه می گذارند؛ وانمود می کنند طرفدار دمکراسی اند، درحالی که صددرصد دروغ می گویند؛ وانمود می کنند طرفدار حقوق بشرند، درحالی که صددرصد خلاف واقع می گویند و به طور کامل دروغ می گویند. این کمپانیها و تراستها و کارتلهای بین المللی اصلاً چیزی که به فکرش نیستند و برای آن اندک احترامی قائل نیستند، حقوق ملتهاست؛ حقوق بشریت است. آیا اصلاً به ذهن و فکر آن شرکت نفتی که نفت عراق را یکباره کُنترات می کند و آن را استحصال می کند و می فروشد، خطور می کند که فلان خانواده ی فقیر در بصره یا ناصریه یا عماره یا کرکوک یا موصل یا بغداد چه جوری زندگی می کنند و این مال آنهاست؟ نه؛ در محاسبات و چرتکه اندازیِ آن شرکت جز سود برای خود و برای کمپانی و جیبهای پُرنشدنیِ خودشان، محاسبه ی دیگری وجود ندارد؛ آن وقت دم از حقوق بشر می زنند. آنها درباره ی همه ی موضوعات داخل کشور تبلیغات می کنند، که تبلیغات آنها ارزشی ندارد. امروز ملت ما به برکت کمک الهی، توانسته است ریشه ی استبداد را در این کشور بزند. انقلاب اسلامی دو موضوع را در این کشور نهادینه کرد: یکی، آزادی و دیگری، استقلال. آن جامعه یی که دو هزار و پانصد سال دچار دیکتاتورزدگی و استبدادزدگی بود – جامعه ی بزرگ ایرانی ما، که واقعاً عادت کرده بودیم به استبداد – امروز دیگر به برکت انقلاب این طوری نیست و اگر کسی هم خدای نخواسته یک وقت به ذهنش خطور کند که با مردم مستبدانه برخورد کند، مردم دیگر قبول نمی کنند. حالا شما ببینید درباره حضور استبداد در نظام جمهوری اسلامی، چقدر اینها تبلیغ می کنند. این حرف، مثل این است که بگویند این روز، شب است! استقلال را هم نظام جمهوری اسلامی در ایران نهادینه کرد. این ملت دیگر به هیچ قیمتی وابستگی به قدرتهای بزرگ را نخواهد پذیرفت. – توجه کنید! آن که معلوم است؛ «مرگ بر امریکا» که هست ان شاءاللَّه – آنچه که من می خواهم به شما جوانهای عزیز و به همه ی بسیجیان و به همه ی جوانهای متعهد کشور بگویم، این است که آنچه تا امروز کرده ایم، خیلی ارزشمند است؛ همین نهادینه کردن آزادی و استقلال در کشور از لحاظ اهمیت و ارزش و دستاوردهای مادی و معنوی که در طول این بیست وپنج سال به برکت نظام جمهوری اسلامی به دست آمده، قابل توصیف نیست، لیکن اینها پایان کار نیست؛ اینها آغاز کار است. ما باید یک کشور نمونه بسازیم و نشان دهیم که اسلام می تواند با اجرای قوانین خود و با حاکمیت خود، انسانها را از لحاظ نیازهای مادی و معنوی اشباع کند؛ ما باید عدالت را در واقعِ جامعه ی خودمان تجسم ببخشیم و روی دست بگیریم؛ به دنیا نشان بدهیم؛ اینها وظیفه ی ماست، که این کارها هنوز نشده است. البته کار خیلی دشوار است و ما آن مقداری که تا حالا سازندگی کرده ایم، دو برابر آن هم باز باید سازندگی کنیم و البته این اهدافی که من گفتم، به طور کامل فقط با سازندگی تحقق پیدا نمی کند؛ ما باید کار کنیم. «الحق اوسع الاشیاء فی التّواصف و اضیقها فی التّناصف»؛ انسان در زبان می تواند مقصود، هدف و خواسته را خوب بیان کند. شما این قله ی الوند را که از پایین نگاه می کنید، به نظرتان می آید که رفتنِ روی قله ی الوند دمِ دست است؛ حالا راه بیفت در این پیچ و خمها، تا ببینی که هر قدمش نیرو و نفس و توان و اراده می طلبد. اگر بخواهیم به قله های بلند انسانیت برسیم – که آنچه که گفتم اینهاست و امروز هیچ کدام از کشورهای دنیا به اینها نرسیده اند – باید کار کنیم؛ باید تلاش کنیم؛ باید دور را ببینیم؛ باید همت را در خودمان حفظ کنیم؛ باید زانوانمان در راه نلرزد؛ باید خستگی را حس نکنیم؛ اراده مان باید تضعیف نشود؛ باید پیش برویم. نه این که این ممکن نیست؛ کاملاً ممکن است. من دیروز در سخنرانی ام گفتم عملی و ممکن است؛ چون خدای متعال ابزاری به بشر داده است که با این ابزار همه ی کارهای دشوار را می تواند انجام بدهد و آن ابزار عبارت است از عقل و اراده. ما ملت ایران به توفیق الهی کمک ابزارِ بسیار کارآمدی هم داریم و آن، جوان بودنِ ملت ماست. من همیشه گفته ام که این یک نعمت بسیار بزرگی است. الان در این جلسه شما نگاه کنید، اکثر جوانند. همدانِ شما از بقیه ی استانهای کشور جوانتر هم هست. این نیروی جوانی را خدا به ما داده، یک چیز دیگر هم خدا به ما داده و آن، تجربه ی پیشروی و موفقیت است. ما مثل کشورهای دیگر نیستیم که بگوییم آیا بکنیم می شود؟ نمی شود؟ شاید نشد؟ ممکن است نشود؟ نه؛ ما امتحان کرده ایم؛ حرکت کرده ایم؛ اقدام کرده ایم و دیده ایم که می شود؛ در صورتی که انسان اراده کند. پس، این تجربه را هم ما داریم. این چشم انداز بیست ساله یی که به عنوان سند ملی و تاریخی برای کشور ما تنظیم شده، توصیه می کنم شما جوانها آن را بگیرید و بخوانید. این چشم انداز با نظر کارشناسانِ مسائل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تنظیم شده و دست یافتنی است؛ می شود به این چشم انداز رسید. اگر این چشم انداز تحقق پیدا کند، بخش مهمی از خواسته های ما – همین هایی که گفتم – تحقق پیدا کرده است؛ اما تلاش و کار می خواهد. دو چیز را باید در نظر داشت: یکی، به فکر