خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آداب قضاوت(۱)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آداب قضاوت(۱) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تطفیف (کم فروشی)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تطفیف (کم فروشی) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
13ساعت
53دقیقه
48ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پژهشی در تشریع اذان و فصول آن در پرتو کتاب و سنّت

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 77

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل پژهشی در تشریع اذان و فصول آن در پرتو کتاب و سنّت شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل پژهشی در تشریع اذان و فصول آن در پرتو کتاب و سنّت در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل پژهشی در تشریع اذان و فصول آن در پرتو کتاب و سنّت با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل پژهشی در تشریع اذان و فصول آن در پرتو کتاب و سنّت نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل پژهشی در تشریع اذان و فصول آن در پرتو کتاب و سنّت هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل پژهشی در تشریع اذان و فصول آن در پرتو کتاب و سنّت اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پژهشی در تشریع اذان و فصول آن در پرتو کتاب و سنّت :

چکیده

نویسنده دراین مقاله دو موضوع اساسی را در باره اذان بررسی می کند: یکی جایگاه اذان در تشریع اسلامی و دیگری تاریخ ورود تثویب در اذان نماز صبح. در باره موضوع اوّل به این نتیجه می رسد که هیچ انسانی در تشریع اذان دخالتی نداشته و روایاتی در منابع اهل سنت که نشان می دهد اذان به «عبداللّه بن زید» در خواب الهام شده و پیامبر(ص) آن را از او گرفته، از نظر دلالت و سند ضعیف و بی پایه است. در موضوع دوم به این نتیجه می رسد که به اعتراف صحابه و تابعین «تثویب» بدعت است و پیامبر در این زمینه دستوری صادر نکرده، بلکه این مسأله پس از رحلت حضرت و در زمان خلیفه دوم اتفاق افتاده است. در خاتمه بدعت بودن اذان دوم در نماز جمعه و حذف «حیعله» از اذان اثبات می شود.

معنای لغوی و شرعی اذان و جایگاه موءذّن نزد خداوند

اذان در لغت به معنای «اعلام کردن» است. خداوند در قرآن می فرماید:

و أذانء مِن اللّه و رسوله إلی الناس یومَ الحجّ الأکبر…؛۱

و این، اعلامی است از ناحیه خداوند و پیامبرش به مردم در روز حج اکبر که….

اما در شرع به معنای اعلام دخول وقت نماز واجب است، با الفاظ مشخص و کیفیت مخصوصی که از جانب پیامبر رسیده است. اذان یکی از بهترین اعمالی است که به واسطه آن به خداوند تقرب جسته می شود؛ و در آن فضیلت فراوان و اجر عظیمی است.

شیخ طوسی در تهذیب از معاویه بن وهب و او از امام صادق(ع) روایت کرده:

مَن أذَّن فی مصر مِن أمصار المسلمین سنه، وجبت له الجنّه؛۲

رسول خدا(ص) فرمود: هرکس در یکی از شهرهای مسلمانان به مدت یک سال اذان گوید، بهشت بر او واجب می شود.

همچنین از سعد اسکاف نقل کرده است که از امام باقر(ع) شنیدم که می فرماید:

مَن أذَّن سبع سنین احتساباً جاء یوم القیامه و لاذنب له؛۳

هرکس هفت سال «قربهً الی اللّه» اذان گوید، روز قیامت در حالی وارد محشر می شود که هیچ گناهی ندارد.

شیخ صدوق نیز از عرزمی و او از امام صادق(ع) نقل کرده است:

أطول الناس أعناقاً یوم القیامه الموءذّنون؛۴

سر بلندترین افراد در روز قیامت، موءذّن ها هستند.

احمد بن محمد برقی در محاسن از جابر جعفی و او از امام باقر(ع) روایت کرده:

الموءذّن المحتسب، کالشاهر بسیفه فی سبیل اللّه، القاتل بین الصفّین؛۵

رسول خدا(ص) فرمود: کسی که «قربهً الی اللّه» اذان گوید، مانند مجاهدی است که شمشیرش را در راه خدا از نیام کشیده و در صف حق علیه باطل مبارزه می کند.

روایات دیگری هم وجود دارد که کلیه طبقات مردم را به ترویج اذان و انجام آن تشویق کرده، و از اینکه اذان در انحصار ضعیفان جامعه باشد، ابراز کراهت می کنند.

ما در این مقاله در دو مقام به بحث می پردازیم:

۱. اذان را خداوند تشریع کرده و انسان هیچ دخالتی در تشریع آن نداشته است.

۲. بررسی تاریخ گفتن جمله «الصلاهُ خیرء من النوم» و اینکه این عبارت بخشی از اذان نیست و باصلاحدید برخی وارد اذان شده است.

مقام اوّل

۱. جایگاه اذان در تشریع اسلامی

اذان و اقامه از اجزای اصلی دین و از شعائر آن می باشد که خداوند سبحان آن را بر قلب سرور پیامبران نازل کرد. خداست که نماز را واجب کرد و اذان را نیز همو واجب گردانید و منشأ تمامی احکام، یکی است، در تشریع آنها هیچ انسانی نه در خواب و نه در بیداری شرکت نداشته است؛ اساساً شأن هر عبادتی که انسان با آن خالق و پروردگارش را عبادت می کند، این است. ما در تشریع اسلامی عبادتی را نمی یابیم که انسان ها آن را وضع، آنگاه شارع امضا و تصویب کرده باشد؛ مگر در موارد خاصی که از طرف پیامبر ثابت شده است.

در تأیید این مطالب همین بس که در تمامی فصول و بخش های اذان، از تکبیر گرفته تا تهلیل، صبغه الهی و گوارایی کلام و بلندی معانی را می توان دید که شعور انسان را به مفاهیمی والاتر و اصیل تر از آنچه عقل انسان ها می تواند درک کند رهنمون می شوند. چنانچه اذان و اقامه منبعی غیر از وحی داشت، از چنین گوارایی و صبغه الهی برخوردار نبود.

بنابراین، هر مسلمان چاره ای جز پذیرفتن این دو امر ندارد:

الف) تشریع اذان و اقامه به خداوند بر می گردد و اوست که اذان و اقامه را به بنده اش وحی کرد و بشر نقشی در تشریع آنها ندارد.

ب) همچنان که اصل اذان، وحی الهی است که بر قلب پیامبر نازل شده، هر فصلی از آن نیز وحی الهی به سوی پیامبر(ص) است، پس هیچ انسانی نمی تواند فصلی را از آن کم و یا بخشی را به آن اضافه کند.

۲. تاریخ تشریع اذان در احادیث اهل بیت(ع)

ائمه اهل بیت(ع) متفقند بر اینکه اذان یکی از امور عبادی است که از منزلت ویژه ای برخوردار است و خداوند آن را تشریع کرده و جبرئیل آن را به رسول خدا(ص) و رسول خدا نیز آن را به بلال یاد داده است.

این امر از نظر ائمه اهل بیت(ع) مسلّم بوده و روایات و سخنان آنها در این زمینه فراوان است که ما در اینجا مقدار اندکی از آنها را از باب نمونه، ذکر می کنیم:

۱. ثقه الاسلام کلینی، به سند صحیح از زراره و فضیل، از امام باقر(ع) روایت کرده:

لمّا أُسری برسول اللّه(ص) إلی السماء فبلغ البیت المعمور، و حضرت الصلاه، فأذّن جبرئیل(ع) و أَقام فتقدم رسول اللّه(ص) و صفّ الملائکه و النّبیّون خلف محمّد(ص)؛

وقتی رسول خدا(ص) در سفر معراج به بیت المعمور رسید، هنگام نماز شد، جبرئیل اذان و اقامه گفت و رسول خدا جلو ایستاد و ملائکه و پیامبران پشت سر محمد(ص) به صف ایستادند.

۲. کلینی با سند صحیح از امام صادق(ع) روایت کرده:

لمّا هبط جبرئیل بالأذان علی رسول اللّه(ص) کان رأسه فی حجر علیّ(ع)، فأذّن جبرئیل و أقام، فلمّا انتبه رسول اللّه(ص) قال: یا علی سمعت؟ قال: نعم، قال: حفظتَ؟ قال: نعم. قال: ادعُ بلالاً، فدعا علیّ(ع) بلالاً فعلّمه؛

چون جبرئیل اذان را بر رسول خدا(ص) فرود آورد، سر او در دامان علی(ع) بود، جبرئیل اذان واقامه گفت.۶ وقتی رسول خدا بیدار شد، فرمود: علی، آیا شنیدی؟ عرض کرد: آری۷، فرمود: آیا حفظ کردی؟ عرض کرد: آری. پیامبر(ص) فرمود: بلال را فراخوان! علی(ع) هم بلال را فراخواند و پیامبر اذان را به او یاد داد.۸

۳. کلینی با سند صحیح دیگری از عمربن اذینه از امام صادق(ع) نقل می کند که فرمود:

ما تروی هذه(الجماعه)؟ فقلت: جعلت فداک فی ماذا؟ فقال: فی أذانهم… فقلت: إِنّهم یقولون إنّ أُبیّ بن کعب رآه فی النوم. فقال: کذبوا فانّ دین اللّه أعزّ مِنْ أن یُری فی النوم. قال: فقال له سدیر الصیرفی: جلعت فداک فأحدث لنا من ذلک ذکراً. فقال أبوعبداللّه(الصادق)(ع): إنّ اللّه عزّو جلّ لمّا عرج بنبیّه(ص) إلی سماواته السبع إلی آخر الحدیث الأوّل؛۹

این گروه چه می گویند؟ عرض کردم: فدایت شوم در چه موردی؟ فرمود: در مورد اذانشان… ، عرض کردم: می گویند که ابیّ بن کعب آن را در خواب دیده است. امام فرمود: دروغ می گویند؛ زیرا دین خداوند عزیزتر از آن است که در خواب دیده شود. راوی می گوید: سپس سدیر صیرفی به امام(ع) عرض کرد: فدایت شوم! در باره اذان چیزی برای ما بفرما. امام صادق(ع) فرمود: وقتی خداوند پیامبرش را به آسمان های هفت گانه عروج داد… تا آخر حدیث اوّل.

۴. محمدبن مکی، شهید اوّل، در ذکری الشیعه از فقیه شیعه در اوایل قرن چهارم، یعنی ابن ابی عقیل عمانی، نقل می کند که وی از امام صادق(ع) روایت کرده است که ایشان گروهی را که می پندارند پیامبر(ص) اذان را از عبداللّه بن زید۱۰ گرفته است، لعن کرد و فرمود:

ینزل الوحی علی نبیّکم فتزعمون أنّه أخذ الأَذان من عبداللّه بن زید؟!؛۱۱

بر پیامبر شما وحی نازل می شود؛ آن وقت شما می پندارید که او اذان را از عبداللّه بن زید گرفته است؟!

این روایات را تنها شیعه از امامان اهل بیت(ع) نقل نکرده اند؛ بلکه حاکم و غیر او هم عین همین معنا را از ایشان نقل کرده اند. اینک به برخی روایاتی که در این زمینه از طریق اهل سنت نقل شده، اشاره می کنیم:

۵. حاکم از سفیان بن اللیل نقل کرده است:۱۲پس از ماجرای صلح حسن بن علی با معاویه، من به مدینه نزد او آمدم در مجلسی نشسته بود، سخن از اذان شد، یکی از حضار گفت: اذان با روءیای عبداللّه بن زید آغاز شده است. حسن بن علی به او فرمود:

إنّ شأن الأذان أعظم من ذلک، أذّن جبرئیل(ع) فی السماء مثنی مثنی، و علّمه رسول اللّه و أقام مرّه مرّه فعلّمه رسول اللّه(ص)؛۱۳

شأن و منزلت اذان بزرگتر از این است. جبرئیل در آسمان اذان گفت و هر جمله را دو بار ادا کرد و آن را به رسول خدا(ص) تعلیم داد و در اقامه هر جمله را یک بار ادا کرد و آن را به رسول خدا(ص) یاد داد.

۶. متقی هندی از شهید زیدبن علیّ بن الحسین(ع)، از پدرانش از علی(ع) روایت کرده است:

أنّ رسول اللّه(ص) عُلِّمَ الأذان لیله أسری به و فرضت علیه الصلاه؛۱۴

رسول خدا(ص) اذان را در شب معراج و وقتی که نماز بر او واجب شد، فرا گرفت.

۷. حلبی از ابی العلاء نقل می کند:

به محمد بن حنفیه گفتم: ما می گوییم که اذان با روءیایی که یکی از انصار در خواب دید، آغاز شد. راوی می گوید: محمدبن حنفیه با شنیدن این سخنان به شدت ناراحت شد و گفت: قصد یکی از پایه های احکام اسلام و نشانه های دین خود را کرده اید، پنداشته اید که سبب آن، روءیای مردی از انصار بوده است، روءیایی که احتمال صدق و کذب آن می رود و ممکن است از خواب های پریشان باشد.

راوی می گوید: به او گفتم: این سخن میان مردم شایع شده است. محمد بن حنفیه گفت: این سخن، به خدا قسم باطل است… .۱۵

۸. متقی هندی از مسند رافع بن خدیج نقل کرده است:

چون رسول خدا(ص) به آسمان عروج کرد، اذان به او وحی شد و او آن را به زمین آورد و جبرئیل آن را به او تعلیم داد. طبرانی نیز این روایت را در اوسط از ابن عمر نقل کرده است.۱۶

۹. از روایت عبدالرزاق از ابن جریج از عطا معلوم می شود که تشریع اذان با وحی خداوند سبحان بوده است.۱۷

۱۰. حلبی می گوید:

احادیثی وارد شده که نشان می دهد اذان، قبل از هجرت و در مکه تشریع شده و یکی از این احادیث، حدیثی است که طبرانی از ابن عمر نقل کرده است… . آنگاه حلبی در ادامه، روایت هشتم را نقل می کند.۱۸

این بود تاریخ و کیفیت تشریع اذان که شیعه آن را از سر چشمه زلال اهل بیت(ع) گرفته است و اهل بیت(ع) نیز آن را با نقل راستگویی از راستگویی از رسول خدا(ص) روایت کرده اند، چنان که گفتیم روایات دیگری هم آن را تأیید می کنند.

۳. کیفیت تشریع اذان در روایات اهل سنت

در روایات اهل سنت احادیثی در باره کیفیت تشریع اذان نقل شده که نسبت دادن آنها به پیامبر(ص) صحیح نیست. چکیده مفاد این روایات که تفصیل آنها را نیز خواهیم آورد، این است که:

رسول خدا(ص) به نماز جماعت بسیار اهمیت می دادند اما در اینکه چگونه مردم را با توجه به دوری مسافت و پراکندگی مهاجران و انصار در کوچه های مدینه برای اقامه نماز جماعت گرد هم آورند، در تحیّر بود تا اینکه برای حل این مشکل با اصحاب مشورت کرد و آنها چند راه حل پیشنهاد کردند:

الف) اینکه پرچمی نصب کنند و هرکس آن را دید، دیگران را خبر کند. پیامبر این پیشنهاد را نپسندید.

ب) برخی پیشنهاد کردند که برای این کار از شیپور یهودیان استفاده شود. این پیشنهاد نیز خوشایند پیامبر نبود.

ج) برخی دیگر پیشنهاد کردند که همچون مسیحیان از ناقوس استفاده شود. پیامبر ابتدا از این پیشنهاد خوشش نیامد، ولی بعد دستور داد این کار را بکنند، پس ناقوسی از چوب ساخته شد تا با نواختن آن، مردم برای نماز گرد هم آیند.

و) پیامبر گرامی اسلام بر همین تصمیم پا برجا بودند تا اینکه عبداللّه بن زید آمد و به او خبر داد که بین خواب و بیداری، فردی را دیده است که نزد او آمده و اذان را به او یاد داده است. عمربن خطاب بیست روز قبل همین خواب را دیده بود اما از نقل آن امتناع ورزیده بود، بعد از نقل خواب عبداللّه بن زید، عمر نیز خواب را به پیامبر گفت. پیامبر فرمود: چه چیزی باعث شد که خوابت را از من کتمان کنی؟ عمر گفت: عبداللّه بن زید در نقل این خواب از من سبقت گرفت و من حیا کردم که آن را نقل کنم. رسول خدا(ص) به بلال فرمود: بایست و بنگر که عبداللّه بن زید چه فرمانی می دهد. پس عبداللّه بن زید اذان را به بلال یاد داد و بلال اذان را فرا گرفت و اذان گفت.

این خلاصه ای بود از آنچه محدثان اهل سنت در باره کیفیت تشریع اذان روایت کرده اند. ضروری است که متون و اسناد این روایات مورد بررسی قرار گیرد.

۴. روایاتی که در «سنن» اهل سنت در باره کیفیت تشریع اذان آمده است

۱. ابو داود(۲۰۲ ۲۷۵ه) روایت می کند: عباد بن موسی ختلی و زیاد بن ایوب که نقل عباد کامل تر است و این دو از هشیم و او از ابو بشر؛ و نیز زیاد از ابوبشر از ابی عمیربن انس از برخی عموهای انصاریش نقل کرد:

پیامبر اهتمام داشت که چگونه مردم را برای نماز جمع کند. فردی به او گفت: هنگام نماز پرچمی برافراز، تا وقتی مردم آن را ببینند، دیگران را خبر کنند. پیامبر(ص) این پیشنهاد را نپسندید. برخی دیگر از شیپور یهودیان یاد کردند، پیامبر این پیشنهاد را نیز نپسندید و فرمود: این سنت یهود است. برخی دیگر از ناقوس نام بردند، پیامبر فرمود: ناقوس از مسیحیان است. عبداللّه بن زید (ابن عبدربه) در حالی که این دغدغه رسول خدا(ص) برایش اهمیت داشت، به خانه آمد و اذان را در خواب دید. صبح روز بعد نزد رسول خدا(ص) آمد و گفت: «من بین خواب و بیداری بودم که فردی نزد من آمد و اذان را به من یاد داد».

عمربن خطاب نیز قبل از او چنین روءیایی را دیده بود اما بیست روز از افشای آن خودداری کرد.۱۹بعد که خواب خود را برای پیامبر نقل کرد، پیامبر به او فرمود: «چه باعث شد که مرا از آن آگاه نکنی؟» عمر گفت: «عبداللّه بن زید از من پیشی گرفت و من دیگر حیا کردم». سپس رسول خدا به بلال فرمود: «بایست و بنگر عبداللّه بن زید به تو چه فرمان می دهد، آن را انجام ده. » از آن پس بلال اذان می گفت.

ابو بشر می گوید: ابو عمیر به من گفت: انصار چنین می پندارند که اگر عبداللّه بن زید در آن روز بیمار نبود، پیامبر(ص) او رابه عنوان موءذّن نصب می کرد.

۲. از محمد بن منصور طوسی از یعقوب از پدرش از محمد بن اسحاق ؛ از محمد بن ابراهیم بن حارث تیمی از محمد بن عبداللّه بن زید بن عبدربه نقل است که او گفت:

پدرم، عبداللّه بن زید گفت: وقتی رسول خدا دستور داد ناقوسی بسازند تا با صدا در آوردن آن مردم را برای نماز گرد هم آورند. در خواب دیدم که مردی ناقوس بر دست، دور من چرخید. به او گفتم: این ناقوس را می فروشی؟ گفت: با آن چه می کنی؟ گفتم: با آن مردم را برای نماز فرا می خوانم. گفت: آیا تو را به چیزی بهتر از آن راهنمایی کنم؟ به او گفتم: آری، گفت: بگو: اللّه أکبر، اللّه أکبر، اللّه أکبر، اللّه أکبر، أشهد أن لااله إلاّاللّه، أشهد أن لااله إلاّاللّه، أشهد أنّ محمداً رسول اللّه، أشهد أنّ محمداً رسول اللّه، حیّ علی الصلاه، حیّ علی الصلاه، حیّ علی الفلاح، حیّ علی الفلاح، اللّه اکبر، اللّه اکبر، لاإله إلاّ اللّه.

آنگاه کمی از من دور شد و گفت: به هنگام اقامه نماز چنین می گویی:

اللّه أکبر، اللّه أکبر، اشهد أن لاإله إلاّ اللّه، أشهد أنّ محمداً رسول اللّه، حیّ علی الصلاه، حیّ علی الفلاح، قد قامت الصلاه، قد قامت الصلاه، اللّه أکبر، اللّه أکبر، لاإله إلاّ اللّه.

صبح روز بعد نزد رسول خدا(ص) آمدم و آنچه را که دیده بودم، برای او نقل کردم، فرمود:

آنچه دیدی روءیای صادقه است، ان شاء اللّه، پس برخیز و نزد بلال برو و آنچه را که در خواب دیدی، به او بگو تا او با آن الفاظ اذان بگوید، صدای او از صدای تو رساتر است.

من با بلال برخاستم و آنچه را که در خواب دیده بودم، به او القا کردم و او هم آن را تکرار کرد.

راوی می گوید:

عمر در خانه خود صدای اذان را شنید، از خانه خارج شد و در حالی که عبایش را می کشید، گفت:

«ای رسول خدا! قسم به آنکه تو را به حق به پیامبری برگزید! همانند آنچه او در خواب دید، من نیز دیدم.» رسول خدا(ص) فرمود: فللّه الحمد.۲۰

۳. همین حدیث را ابن ماجه نیز(۲۰۷۲۷۵ه) با دو سند زیر نقل کرده است:

از ابوعبید، محمد بن میمون مدنی، از محمدبن سلمه حرّانی از محمد بن اسحاق از محمد بن ابراهیم تیمی از محمد بن عبداللّه بن زید از پدرش نقل شده است:

رسول خدا(ص) به شیپور فکر می کرد و نیز دستور داد تا ناقوسی از چوب بتراشند، تا اینکه اذان در خواب به عبداللّه بن زید تعلیم داده شد… تا آخر حدیث.

۴. از محمد بن خالد بن عبداللّه واسطی از پدرش از عبدالرحمن بن اسحاق از زهری از سالم از پدرش نقل شده است:

پیامبر(ص) در باره چیزی که مردم را به نماز فراخواند از آنان نظر خواهی کرد. گروهی شیپور را پیشنهاد کردند که او این پیشنهاد را نپسندید، چون شیپور رسم یهودیان بود. گروهی دیگر ناقوس را پیشنهاد کردند که آن را نیز چون رسم مسیحیان بود، نپسندید، تا اینکه در آن شب مردی از انصار که به او عبداللّه بن زید می گفتند و عمر بن خطاب روءیای اذان را دیدند…

زهری می گوید: بلال در اذان نماز صبح، عبارت «الصلاه خیرء من النوم» را افزود و رسول خدا(ص) هم آن را تثبیت کرد… .۲۱

۵. ترمذی این حدیث را با این سند نقل می کند:

از سعید بن یحیی بن سعید اموی از پدرش از محمدبن اسحاق از محمد بن ابراهیم بن حارث تیمی از محمد بن عبداللّه بن زید از پدرش نقل شده است: وقتی صبح شد، نزد رسول خدا(ص) آمدیم و من روءیایی را که دیده بودم نقل کردم… تا آخر حدیث.

۶. ترمذی می گوید:

ابراهیم بن سعد از محمد بن اسحاق این حدیث را کامل تر نقل کرده است. ترمذی سپس اضافه می کند: عبداللّه بن زید همان ابن عبدربه است و از او جز این یک حدیث که در مورد اذان است، حدیث دیگری نقل نشده است.۲۲

آنچه نقل شد، روایاتی بود که صاحبان از سننی که کتب آنان صحاح سته اهل سنت شمرده می شود نقل کرده اند. این کتب دارای چنان اهمیتی است که دیگر کتب سنن مانند سنن دارمی یا دارقطنی یا بیهقی یا روایاتی که ابن سعد در طبقات نقل کرده است، هیچ یک به پایه صحاح ششگانه نمی رسد. به لحاظ همین جایگاه ویژه صحاح ششگانه، روایات این سنن معروف را از روایات کتب دیگر جدا کردیم.

اینک برای روشن شدن حقیقت به بررسی متن و سند این روایات می پردازیم، سپس روایاتی را که در متون دیگر آمده است، ذکر خواهیم کرد.

تحلیل مضمون روایات گذشته

روایاتی که ذکر شد، به جهات مختلف شایستگی ندارند که مورد استدلال قرار گیرند، از جمله:

جهت اوّل: ناسازگاری این روایات با مقام نبوت

خداوند سبحان به پیامبرش فرمان داد تا با موءمنان در اوقات مختلف نماز بگزارد. طبع قضیه اقتضا دارد که کیفیت تحقق این امر را به او بیاموزد. بنابراین معنا ندارد که پیامبر اکرم(ص) چندین روز چنان که در روایت اوّل از ابو داود نقل شده بیست روز متحیر باشد و نداند چگونه مسئولیتی را که بر عهده او گذاشته شده است انجام دهد، از این رو گاهی به آن و گاهی به این متوسل شود تا او را در شناسایی اسباب و ابزارهای این مقصود راهنمایی کنند! در حالی که خداوند سبحان در باره او می فرماید: و علَّمک مالم تکن تعلم، سپس می افزاید: «وکان فضل اللّه علیک عظیماً۲۳ مراد از «فضل» در آیه شریفه، به قرینه جمله ما قبل آن «علم» است.

نماز و روزه از امور عبادی هستند و از امور عرفی مانند جنگ نیستند که چه بسا پیامبر در مورد آنها با اصحاب خویش مشورت می کرد البته مشورت پیامبر با اصحاب در امور عرفی مانند جنگ نیز از روی جهل او به تصمیم بهتر نبوده، بلکه به منظور مشارکت دادن آنان در امور و جلب قلوب آنان بوده است. چنان که خداوند می فرماید:

و لو کنت فظّاً غلیظ القلب لانفَضّوا مِن حولک فاعْفُ عنهم واسْتغفرْلهم و شاورْهم فی الأمر فإذا عزمتَ فتوکّلْ علی اللّه؛۲۴

اگر تند خوی و سخت دل بودی، مردم از گرد تو متفرق می شدند، پس از آنان درگذر و از خدا برای آنها طلب آمرزش کن و در کارها با آنان مشورت کن، آن گاه آنچه را خود تصمیم گرفتی با توکل به خدا انجام بده.

آیا این، وهن دین نیست که روءیا و خواب های افراد عادی منشأ امر عبادی بسیار مهمی همچون اذان و اقامه باشد؟

به همین دلیل بایستی گفت: اینکه منشأ اذان، روءیا باشد، دروغی است که به شریعت بسته شده است. بعید نیست که خویشاوندان عبداللّه بن زید این روءیا را شایع و پخش کرده باشند تا فضیلتی برای قبیله و خاندان آنان محسوب شود. از این رو در برخی مسانید مشاهده می کنیم که فقط عموزاده های عبداللّه بن زید، راویان این حدیث هستند و حُسن ظنّ به آنها موجب شده که به این روایات اعتماد شود.

جهت دوم: وجود تعارض اساسی بین روایات یاد شده

روایاتی که در مورد اذان و کیفیت تشریع آن ذکر شده، از جهات مختلفی با یکدیگر تعارض اساسی دارند:

الف) مقتضای روایت اوّل(روایت ابی داود) این است که عمر بن خطاب بیست روز قبل از عبداللّه بن زید، اذان را در خواب دیده است. در حالی که مقتضای روایت چهارم(روایت ابن ماجه) این است که عمر و عبد اللّه بن زید در یک شب اذان را در خواب دیده اند.

ب) براساس برخی از این روایات، روءیای عبداللّه بن زید مبدأ تشریع اذان است و وقتی عمربن خطاب اذان را شنید، نزد رسول خدا(ص) آمد و گفت که او هم آن روءیا را دیده اما خجالت کشیده آن را نقل کند.

ج) در برخی دیگر از این روایات، مبدأ تشریع اذان شخص عمربن خطاب است، نه روءیای او، زیرا او بود که پیشنهاد داد مردم را برای نماز صدا بزنند که صدا زدن مردم برای نماز صورت دیگری از اذان است. ترمذی در سننش نقل کرده: وقتی مسلمانان به مدینه آمدند… برخی پیشنهاد کردند: شاخی(یعنی بوقی) مثل شاخ یهودیان بگیرید. اما عمربن خطاب گفت: آیا مردی را روانه نمی کنید که برای نماز ندا در دهد؟ پس از آن رسول خدا(ص) فرمود: بلال! بلند شو و برای نماز ندا سرده(یعنی اذان بگو).۲۵

این روایت را نسایی۲۶ و بیهقی۲۷ نیز در سننشان ذکر کرده اند.

البته ابن حجر ندا کردن برای نماز را به گفتن «الصلاه جامعه»۲۸ تفسیرکرده است؛ اما دلیلی بر این تفسیر وجود ندارد.

د) مبدأ تشریع اذان، پیامبر اکرم است. بیهقی روایت کرده: … پس اصحاب پیشنهاد کردند که به هنگام نماز ناقوس نواخته یا آتشی برافروخته شود. سپس بلال مأمور شد تا اذان را به صورت فصول جفت واقامه را به صورت فصول فرد، بگوید.

بیهقی می گوید:

این روایت را بخاری از محمد از عبدالوهاب ثقفی، و مسلم از اسحاق بن ابراهیم نقل کرده است.۲۹

با این همه تناقضی که در نقل این روایت وجود دارد، چگونه می توان بر این نقل ها اعتماد کرد؟

ه) مطابق حدیث اوّل، هنگامی که عبداللّه بن زید روءیای خود را برای پیامبر(ص) نقل می کرده، عمر حضور داشته ؛ اما مطابق حدیث دوم، حضور نداشته است، زیرا در این حدیث، به دنبال نقل روءیای عبداللّه بن زید برای پیامبر، وقتی بلال اذان می گفت، عمر صدای اذان را شنید و از خانه اش خارج شد.

جهت سوم: چهارده نفر خواب دیدند، نه یک نفر

از روایت حلبی چنین استفاده می شود که بیننده اذان در خواب منحصر در عبداللّه بن زید و عمر بن خطاب نبوده، بلکه ابوبکر نیز ادعا کرده همان خوابی را که آنها دیده اند، او نیز دیده است. گفته شده هفت نفر از انصار و نیز گفته شده چهارده نفر۳۰ مجموعاً ادعا کرده اند که اذان را درخواب دیده اند. شریعت محل عبور هر رهگذر نیست، اگر شریعت و احکام شرعی تابع روءیا و خواب اشخاص باشد، فاتحه اسلام را باید خواند.

جهت چهارم: وجود تعارض بین نقل بخاری و نقل دیگران

روایتی که بخاری نقل کرده، صراحت دارد که پیامبر(ص) در مجلس مشورت با صحابه به بلال دستور می داد برای نماز ندا سر دهد و عمر به هنگام این فرمان، حضور داشته است. بخاری از ابن عمر نقل کرده است:

وقتی مسلمانان به مدینه آمدند، اجتماع می کردند و مترصد وقت نماز می شدند و کسی برای نماز ندا نمی داد. روزی در این زمینه با هم سخن می گفتند، گروهی گفتند: همچون مسیحیان ناقوسی اختیار کنیم. برخی گفتند: شیپوری مثل شیپوری که یهودیان دارند برگیریم. اما عمر گفت: آیا نمی خواهید مردی را روانه کنید که برای نماز ندا سردهد. رسول خدا(ص) فرمود: بلال! برخیز و ندای نماز سرده.۳۱

اما احادیث روءیا صراحت دارند که وقتی عبداللّه جریان روءیایش را برای پیامبر نقل کرد، پیامبر به بلال دستور داد اذان گوید و عمر در این جلسه حضور نداشته است و اذان را در خانه اش شنید، پس از شنیدن اذان، در حالی که لباسش را می کشیده، از خانه اش خارج شده و به پیامبر عرض می کند: قسم به آن که تو را به حق به پیامبری برانگیخت، من نیز همان خوابی را که عبداللّه دیده، دیده ام.۳۲

نمی توان روایت بخاری را بر ندا به «الصلاه جامعه» و احادیث روءیای اذان را به «فرمان به اذان گفتن» حمل کرد؛ زیرا اوّلاً این جمع، شاهد ندارد، ثانیاً اگر پیامبر به بلال دستور می داد که با صدای بلند و مکرر بگوید «الصلاه جامعه»، مشکل حل می شد و موضوعی برای حیرت باقی نمی نماند. این قراین نشان می دهد که دستور پیامبر به ندا سردادن، همان فرمان دادن به گفتن اذان مشروع بوده است.۳۳

بررسی سندهای روایات یاد شده

وجوه چهارگانه ای که گذشت مربوط به محتوای احادیث یاد شده بود و برای سلب اعتماد از آنها کفایت می کند. اینک به بررسی اسناد این روایات می پردازیم و خواهیم گفت که یا اسناد آنها به پیامبر اکرم(ص) نمی رسد و یا اگر می رسد، سلسله سند، مشتمل بر فردی مجهول یا مجروح یا ضعیف و متروک است.

روایت اوّل: که ابوداود آن را نقل کرده بود، ضعیف است، زیرا:

اوّلاً: روایت به راوی یا راویان مجهولی منتهی می شود، راوی این روایت آن را به نقل از یکی از عموهای انصاری خود آورده است.

ثانیاً: کسی که از یکی از عموهای انصاری خود این روایت را نقل می کند، ابو عمیر بن انس است که ابن حجر در مورد وی می نویسد: این فرد از عموهای انصاری خود که از اصحاب پیامبر بوده اند، در مورد روءیت هلال و اذان، حدیث نقل کرده است. ابن سعد در مورد او گفته است: ثقه و قلیل الحدیث بوده است.

ابن عبدالبرّ در مورد او گفته است:

مجهول است و به روایت او استناد نمی شود.۳۴

جمال الدین مزّی چنین اظهار نظر کرده است:

این روایات(یعنی آنچه او در باره موضوع روءیت هلال و اذان، روایت کرده است) همه آن چیزی است که از این شخص در کتب حدیث وجود دارد.۳۵

روایت دوم: کسانی در سلسله سند این روایت وجود دارند که نمی توان به روایت آنها استناد کرد، نظیر:

۱. ابوعبداللّه، محمد بن ابراهیم بن حارث بن خالد تیمی، متوفای حدود سال ۱۲۰ هجری.

ابو جعفر عقیلی از عبداللّه بن احمد بن حنبل نقل کرده است:

از پدرم در مورد محمد بن ابراهیم تیمی مدنی شنیدم که گفت: حدیث او بی چیز نیست، او احادیث راویان مجهول را نقل می کند.۳۶

۲. محمد بن اسحاق بن یسار بن خیار که هر چند اساس نقل «سیره ابن هشام است»، اما اهل سنت به روایات او استناد نمی کنند.

احمد بن ابی خیثمه می گوید:

… از یحیی بن معین در مورد او سوءال شد، در پاسخ گفت: چندان نیست، ضعیف است.

احمد بن ابی خیثمه همچنین می گوید:

از یحیی بن معین بار دیگر شنیدم که می گفت: از نظر من محمدبن اسحاق فرد نادرستی است و قوی نیست.

ابوالحسن میمونی در باره او می گوید:

از یحیی بن معین شنیدم که می گفت: محمدبن اسحاق ضعیف است. نسایی در مورد او گفته است: وی قوی نیست.۳۷

۳. عبداللّه بن زید که ناقل حدیث است: در حق او همین بس که قلیل الحدیث است. ترمذی می گوید:

ما از او حدیثی از پیامبر نمی شناسیم، جز همین یک حدیث که در مورد اذان است. حاکم در مورد او گفته است: صحیح این است که او در جنگ احد کشته شد و تمامی روایاتی که از او نقل شده، دارای اسناد منقطع است. ابن عدی هم در مورد او گفته است: از او حدیث صحیحی از پیامبر(ص) جز حدیث اذان نمی شناسیم.۳۸

ترمذی از بخاری نقل کرده است:

از او چیزی جز حدیث اذان نمی شناسیم.۳۹

حاکم در مورد او گفته:

عبداللّه بن زید کسی است که اذان به خواب او آمده است و فقهای اسلام آن را قبول کرده اند. در صحیح مسلم و صحیح بخاری به خاطر یکسان نبودن سلسله سندهای احادیث او، چیزی از او نقل نشده است.۴۰

روایت سوم: در سند این روایت، محمد بن اسحاق بن یسار و محمد بن ابراهیم تیمی به چشم می خورند که در مورد آنها سخن گفتیم.

روایت چهارم: در سند این روایت دو نفر وجود دارد که دیدگاه صاحب نظران را در مورد آنها نقل می کنیم:

۱. عبدالرحمن بن اسحاق بن عبداللّه المدنی

یحیی بن سعید قطان می گوید: در مدینه راجع به او سوءال کردم، کسی را ندیدم که او را ستایش کند. علی بن مدینی هم در مورد او علاوه بر آنچه گفتیم، چنین گفته است:

از سفیان که در مورد عبدالرحمن بن اسحاق از او سوءال شده بود، شنیدم که می گفت: اهل مدینه وی را به خاطر قَدَری مسلک بودنش، از مدینه بیرون کردند و او نزد ما آمد و ما با او نشست و برخاست نمی کردیم.

ابوطالب می گوید:

از احمد بن حنبل در مورد او سوءال کردم، در پاسخ گفت: وی از ابی زناد روایات غیر معروفی نقل کرده است.

احمد بن عبداللّه عجلی می گوید:

حدیثش نوشته می شود، ولی قوی نیست.

ابوحاتم می گوید:

حدیثش نوشته می شود، ولی به احادیث او استناد نمی شود.

بخاری در مورد او می گوید:

وی از جمله کسانی نیست که به حافظه اش اعتماد شود… در مدینه شاگردی جز موسی زمعیّ از او شناخته شده نیست که روایاتی از او نقل شده که تعدادی از آنها مضطرب است.

دارقطنی در مورد او می گوید:

ضعیف است و متهم به قدری بودن است.

احمد بن عدی می گوید:

در احادیث او چیزهایی وجود دارد که مورد قبول نیست و پیروی نمی شود.۴۱

۲. محمد بن خالدبن عبداللّه واسطی(۱۵۰۲۴۰ه)

جمال الدین مزّی او را چنین معرفی می کند:

ابن معین می گوید: شخص مهمی نیست و روایت از پدرش نادرست است. ابوحاتم می گوید: از یحیی بن معین در مورد او پرسیدم، در پاسخ گفت: مردی بد و بسیار دروغگوست… ، و روایات غیر معروفی را نقل کرده است.

ابو عثمان، سعید بن عمرو بردعی می گوید:

از ابا زرعه در باره محمد بن خالد پرسیدم، در جواب گفت: مرد بدی است.

ابن حبان این فرد را در کتاب ثقاتش نام برده و در باره او گفته:

خطا و تناقض گویی می کند.۴۲

شوکانی پس از نقل روایت اذان از او می گوید:

اسناد او بسیار ضعیف است.۴۳

اما روایت پنجم: در سند این روایت اسامی این افراد آمده است:

۱. محمد بن اسحاق بن یسار؛

۲. محمد بن حارث تیمی؛

۳. عبداللّه بن زید.

در جرح دو نفر اوّل پیش تر سخن گفتیم و نیز گفتیم همه آنچه را این دو فرد از سوم روایت کرده، منقطع است. با این بیان، ضعف سند روایت ششم هم روشن می شود.

آنچه نقل شد، روایاتی بود که در «سنن» آمده است. اما در غیر این کتب نیز روایاتی در مورد کیفیت تشریع اذان وارد شده که در اینجا روایاتی را که احمد بن حنبل، دارمی و دارقطنی در مسانید خود، و امام مالک در موطّأ و ابن سعد در طبقات و بیهقی در سنن نقل کرده اند، ذکر می کنیم:

روایات اذان در غیر کتب شش گانه

پیش از این از حاکم نقل کردیم که بخاری و مسلم، حدیث عبداللّه بن زید را به دلیل اختلاف ناقلینی که در سلسله سند این حدیث وجود دارد، نقل نکرده اند. از صاحبان کتب ششگانه هم، فقط ابو داود، ترمذی و ابن ماجه، آن را نقل کرده اند. همچنان که گفتیم هم در مضامین این نقل ها تناقض وجود دارد و هم سندهای آنها دچار ضعف است. اینک به بررسی روایاتی می پردازیم که در دیگر منابع روایی اهل سنت که از نظر اتقان و صحت در درجه بعد از کتب ششگانه قرار دارند است، نقل شده است:

الف) روایت مسند احمد بن حنبل

احمد بن حنبل، روایت اذان را در مسندش با سه سلسله سند از عبداللّه بن زید نقل کرده است.۴۴

در سند اوّل، زید بن حباب بن ریان تمیمی(متوفّی ۲۰۳ ه) وجود دارد. علمای رجال او را به کثرت خطا در نقل، وصف کرده اند. وی احادیثی را که به لحاظ سند غریب است، از سفیان ثوری نقل کرده است. ابن معین در این زمینه گفته است: احادیثی که او از سفیان نقل کرده، مقلوبه است.

همچنین در سند اوّل عبداللّه بن محمد بن عبداللّه بن زید بن عبدربّه وجود دارد که از او در صحاح و مسانید حدیثی جز همین یک حدیث وجود ندارد. این روایت را نواده عبداللّه بن زید نقل کرده که متضمن فضیلتی برای خاندان اوست و به همین جهت چندان مورد اعتماد نیست.

سند روایت دوم بر محمد بن اسحاق بن یسار مشتمل است که پیش تر راجع به آن بحث کردیم.

در سند روایت سوم علاوه بر محمد بن اسحاق، محمد بن ابراهیم حارث تیمی وجود دارد و منتهی می شود به عبداللّه بن زید و او بسیار قلیل الحدیث است.

در روایت دوم پس از ذکر روءیا و تعلیم اذان به بلال آمده است:

بلال نزد پیامبر آمد و دید که او خواب است، با صدای بلند فریاد زد: «الصلاه خیرء من النوم» نماز بهتر از خواب است. از آن پس این عبارت در اذان صبح وارد شد!

همین عبارات در ضعف این روایت کفایت می کند.

ب) روایت مسند دارمی

دارمی در مسندش ماجرای روءیای اذان را با سندهای مختلف ذکر کرده که همگی ضعیفند. در اینجا فقط سندهای مسند دارمی رانقل می کنیم:

۱. از محمد بن حمید از سلمه از محمد بن اسحق نقل شده است: وقتی رسول خدا(ص) وارد مدینه شد… .

۲. همان سند قبلی با این تفاوت که پس از محمد بن اسحاق آمده است: این حدیث را محمد بن ابراهیم بن حارث تیمی از محمد بن عبداللّه بن زیدبن عبدربّه از پدرش نقل کرده است.

۳. از محمد بن یحیی، از یعقوب بن ابراهیم بن سعد، از پدرش از ابن اسحاق… باقی سند عین همان است که در سند روایت دوم آمده است.۴۵

سند روایت اوّل منقطع است؛ و سند روایت دوم مشتمل بر محمد بن ابراهیم بن حارث تیمی و سند روایت سوم هم مشتمل بر ابن اسحاق است که حال این دو پیش از این معلوم شد.

ج) روایت مالک در موطّأ

امام مالک ماجرای روءیای اذان را در کتاب الموطّأ خود چنین نقل کرده است:

از یحیی از مالک، از یحیی بن سعید نقل شده است: رسول خدا(ص) خواست دو قطعه چوب برگیرد تا با ضربه بر آنها… .۴۶

سند این روایت منقطع است؛ زیرا یحیی بن سعید بن قیس که روایت را از رسول خدا(ص) نقل کرده قبل از سال ۷۰ ه متولد شده و در سال ۱۴۳ ه در هاشمیه وفات کرده است.۴۷

د) روایت ابن سعد در طبقات

این روایت را محمد بن سعد در طبقاتش با سلسله سندهای موقوف و غیر قابل استناد نقل کرده است۴۸ که اینک به بیان هر یک از آنها می پردازیم:

سند اوّل به نافع بن جبیر منتهی می شود که در دهه ۹۰ و بنابر قولی در ۹۹ ه درگذشته است.

سند دوم به عروه بن زبیر منتهی می شود که در ۲۹ ه متولد شده و ۹۳ ه وفات یافته است.

سند سوم به زید بن اسلم منتهی می شود که در ۱۳۶ ه در گذشته است.

سند چهارم به سعید بن مسیب و عبدالرحمن بن ابی لیلی منتهی می شود که به ترتیب در ۹۴ و ۸۲ یا ۸۳ ه درگذشته اند.

ذهبی در شرح حال عبداللّه بن زید گفته است: سعید بن مسیب و عبدالرحمن بن ابی لیلی از او روایت کرده اند، در حالی که هیچ یک او را ندیده اند.۴۹

ابن سعد همین روایت را با سند دیگری نیز نقل کرده است: احمد بن محمد بن ولید ازرقی از مسلم بن خالد از عبدالرحیم ابن عمر از ابن شهاب، از سالم بن عبداللّه بن عمر از عبداللّه بن عمر نقل کرده: رسول خدا خواست نشانه ای برای جمع شدن مردم در نماز قرار دهد… تا اینکه مردی از انصار که به او عبداللّه بن زید می گفتند، روءیای اذان را دید، عم

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.