اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جنگ ستیزی و پاسداری از صلح در آثار میخائیل نعیمه
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 60
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل جنگ ستیزی و پاسداری از صلح در آثار میخائیل نعیمه یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل جنگ ستیزی و پاسداری از صلح در آثار میخائیل نعیمه شامل 80 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل جنگ ستیزی و پاسداری از صلح در آثار میخائیل نعیمه را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل جنگ ستیزی و پاسداری از صلح در آثار میخائیل نعیمه با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل جنگ ستیزی و پاسداری از صلح در آثار میخائیل نعیمه بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل جنگ ستیزی و پاسداری از صلح در آثار میخائیل نعیمه با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جنگ ستیزی و پاسداری از صلح در آثار میخائیل نعیمه وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل جنگ ستیزی و پاسداری از صلح در آثار میخائیل نعیمه با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل جنگ ستیزی و پاسداری از صلح در آثار میخائیل نعیمه مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جنگ ستیزی و پاسداری از صلح در آثار میخائیل نعیمه :
چکیده:
جنگ و صلح، دو مفهوم دیر آشنایی است که بشریت را از ابتدای خلقت همواره به سوی خود فرا خوانده است. میخائیل نعیمه ادیب و متفکر لبنانی به عنوان قطب اندیشه مهجری، زبان و قلم را در خدمت پاسداری از حریم انسانیت و سوق دادن جهان به سوی امنیت و صلحی همه جانبه و دور ساختن از تشنج و بحران قرار داده است.
ادبیات در همه شاخه های نظم و نثر برای او بلندگویی است تا برای رسیدن به بهشتی موعود، برادری، مساوات، گذشت و ایثار را تبلیغ کند.
کلید واژه ها:
ادبیات معاصر، لبنان، جنگ و صلح، میخائیل نعیمه
به تصریح قرآن مجید، بشر از ابتدای خلقت با واژه جنگ و صلح آشنایی داشته است.
آنگاه که هابیل «علیه السلام » دست برادری به سوی قابیل دراز کرد،با او از در صلح درمی آمد که لئن بسطت الی یدک لتقتلنی ما انا بباسط یدی الیک لاقتلک (۱)
و ترس از خدا را علت اصلی دوری از نزاع شمرد: انی اخاف الله رب العالمین. (۲) اما قابیل دست رد به سینه او زد و اولین جنگ تاریخ بشری را که نتیجه ای جز خسران نداشت، آغاز کرد. فقتله فاصبح من الخاسرین. (۳)
با نگاهی دقیقتر به قرآن و تاریخچه تخاصم، می توان آن را در زمانی دورتر و قبل از خلقت آدمیزاد، جست. آنجا که شیطان از در نزاع با دست پرورده جدید خداوند برآمده، خود را از او برتر دانسته و غضبناک از رحم الهی، چنین می گوید: رب بما اغوتینی لازینن لهم فی الارض و لاغوینهم اجمعین (۴) و بار دیگر سوگند خورد که: فبعزتک لاغوینهم اجمعین. (۵)
آنگاه که نسل بشر محدود به دو تن می گشت، یکی از آن دو حقوق دیگری را محترم نشمرد و غضبناک و انتقامجویانه، قصد جان دیگری کرد; از آن پس با افزایش نفوس، اقوام، قبایل و نژادهای مختلف همواره به حق خود قانع نشده از محدوده خود پا فراتر نهادند و دریاچه زلال صفا و صمیمیت را با خودخواهیهای مکرر گل آلود کردند.
شاید ذکر این نکته خالی از ضرورت نباشد که بین جنگ، جهاد و دفاع تفاوت بسیار است و آنچه در این مقال به آن پرداخته ایم، تخاصمی است که بدون در نظر گرفتن اهداف عالی و از روی خودبزرگ بینی، و بی توجهی به مرز اندیشه ها و اختیارات خدادادی انسان و به قصد تجاوز به حقوق دیگران صورت می گیرد و توجیه آن فقط با روانکاوی در بعد سیری ناپذیر نفس زیاده خواه اماره امکان پذیر خواهد بود.
از سوی دیگر، تاریخ تمدن بشری همواره بیش از آنکه شاهد صلح و صفا بین قبایل و نژادهای مختلف باشد، روایتگر درگیریها، جدالها و کشتارها بوده است.
در تاریخ اقوام عرب نیز جنگهای متعدد و دراز مدت به وقوع پیوسته است. از جمله جنگ چهل ساله داحس و غبراء که نتیجه حماقتهای شخصی بوده و درگیریهای مدام دو قبیله عبس و ذبیان را به دنبال داشت .و نیز جنگ بسوس بین دو قبیله بکر و تغلب که تنها به خاطر کشته شدن شتر کلیب به راه افتاد .
چنین ستیزه گریها، انسانها را هرچه بیشتر از انسان بودن تهی کرده به دستجات مختلف حیوانات وحشی شبیه می نمود. از این رو از تمدن، آبادی و سکونت خبری نبود و نابودی نسلها و اصلها و تباهی فرهنگها کمترین حاصل آن به شمار می رفت.
تاریخ ادبیات عرب نیز چون دیگر زبانها متکفل ثبت و ضبط وقایع مختلف زندگی و از جمله چنین درگیریهایی بوده است. دیوان شعرایی چون مهلهل، زهیر بن ابی سلمی و حتی امرء القیس خبر از وقوع تنشهای متعدد می دهد که در مواردی، با پا درمیانی پیامبر قوم، که همان شاعر قبیله بوده، پایان می یافت.
با توسعه دانش بشری، جنگهای تن به تن و برخاسته از حسد و فزون خواهی، شکل دیگری به خود گرفت. در این زمان سودجویانی با عنوان سیاستمدار ملتها و نژادهای مختلف را به جان هم انداخته از این راه به اهداف چند سویه خود می رسند.
امروزه دیگر مساله درگیریها بر سر دیر یا زود رسیدن اسبهای مسابقه به خط پایان یا چریدن شتری در زمین دیگری نیست. اکنون مردان میدان سیاست به دستاویزهای مختلفی سربازان خود را قانع می کنند تا طلبکارانه قصد سرزمین و جان مردم دیگر را کنند ; جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نمونه بارز چنین تجاوزاتی بوده است.
شاعر معاصر چون نیاکان خود، توان پا درمیانی و خاتمه دادن به ستیزه جوییها را ندارد، اما بخوبی از عهده انعکاس واقعیتها و ارائه پیشنهادها و راه حلها برای حل منازعات برمی آید.
ادبای مهجر که از سر اجبار دیار و کاشانه خود را ترک کرده، در کشورهای مختلف جهان آواره گشته اند، گویا هنوز در میان مردم خویش می زینند که خامه آنها با همه تلخکامیهای خاور زمین آشناست. اینان غیرتمندانه و متعهدانه تدوینگر ادبیاتی هستند که با نام ادب سیاسی و در بعدی وسیعتر به نام ادب اجتماعی بروز می کند.
میخائیل نعیمه (۶) به عنوان سخنگوی ادبیات مهجری سهم بسزایی را در ارائه این گونه ادبی داشته است.
ارزیابی مساله جنگ و نقطه مقابل آن یعنی صلح، برای ادیبی که خود در کارزار حضور مستقیم داشت، واقع بینی را به ارمغان آورده است. او که در سال ۱۹۱۸ میلادی از جانب ارتش امریکا به فرانسه اعزام شده بود، جنگیدن در صف مخالفان انسانیت را نپسندید و ارتش را ترک کرد. سپس در دانشگاه رین فرانسه مشغول فراگیری تاریخ ادبیات، هنر و زبان فرانسوی شد. (۷)
شاید علت عقب نشینی او از جنگ را بتوان دراین جمله اش خلاصه کرد: «الموت امر لا مفر منه ولکن الویل ثم الویل للذی یجعل من نفسه اداه لموت غیره ». (۸)
وی در جای دیگر می گوید: “انسان در زمان صلح، گرانقدر است ; اما در جنگ با پشه فرقی نمی کند.» (۹)
او از خونریزی ابراز انزجار می کند (۱۰) و صفیر گلوله را زشت ترین صداها می دانست. (۱۱)
نعیمه که در طول عمر، شاهد وقوع دو جنگ جهانی بود، آزموده های شخصی خود را چنین توصیف می کرد: « در آنجا دیدم که فرد چگونه از انسانیت خویش غافل می شود و بصورت ابزار جنگی در می آید. او به امر قدرتی خارجی، به مهره شطرنجی می ماند که با فقدان شخصیت انسانی، بیخود از خود و به هدف کاشت و برداشت مرگ به حرکت در می آید (۱۲) و پی در پی جرعه های بغض، کینه، قتل و غارت را سر می کشد.» (۱۳)
با چنین دیدی به ارتش و سربازان، بدیهی است که او وجود آنها را عامل اصلی بروز انتقامجویی ها و زیاده طلبی ها بداند. (۱۴) او می گوید: «اگر صلح بتواند سلاح را از دست مدافع خود (سرباز) خلع کند، زمین خاستگاه صلح خواهد شد. (۱۵) به این ترتیب، ضرورت وجود وزارتی به نام وزارت جنگ نیز بکلی زیر سؤال می رود.» (۱۶)
او در نامه ای به سرباز گمنامی که در جنگ جهانی اول جان باخته، تمام کین خود را نثار گردانندگان اصلی جنگ که از دور، دستی بر آتش دارند، می گرداندو شاه، شخص اول مملکت، را سرزنش می کند که با فرستادن جنگجویان به کارزار، حفظ تاج و تخت خود را ضمانت می کند. وزیر جنگ، به نظر او، تنها به فکر افزودن مساحت سرزمینش می باشد و برای او حق، عدالت و آزادی مفهومی ندارد. فرماندهان جنگی نیز آرزوی گرفتن مدالهای افتخار را در سر می پرورانند.
اودر ادامه نامه خود، سرباز را مورد خطاب قرار داده، از او می پرسد که مرگ اوهدفدار بوده، یا ناخواسته کشته شده است؟
او نظر خود را در مورد جنگ جهانی اول، این گونه بیان می کند: «هرگاه درباره جنگی که پایان پذیرفت (جنگ جهانی اول) با خود می اندیشم، سنگینی اینهمه خسارت وارد شده بر مردم را بر دوش خود احساس می کنم. واقعا حاصل چهار سال کارزار چه بود؟ دهها میلیون کشته، زخمی، آواره، مسکین، یتیم، بیوه به اضافه خرابیها… و سرمایه هایی که به گلوله، بمب، توپخانه و ناو تبدیل شد. (۱۷)
به اعتقاد نعیمه، تنها طرف برنده جنگ، شیطان است. در قاموس او، شیطان مرادف با تمام گرایشهایی است که در مسیر شناخت انسان، آزادی و توکل او به وجود مطلق، مانع ایجاد می کند و هر نوع جنگی، از زمان هابیل و قابیل تاکنون، دلیل بر این است که انسان مغرور به قدرت و معرفت خویش، هنوز با قدرت حق و شناخت صحیح فاصله بسیار دارد. (۱۸) او جنگ جهانی دوم را بیش از هر جنگ دیگری مایه مسخ انسان به وسیله شیطان می خواند. (۱۹) و در جای دیگر نیز شیطان را عامل اصلی بروز جنگها می داند. (۲۰)
فقدان ضمیر انسانی، فوران روحیه غارتگری، غرور سرکش، (۲۱) بربریت و وحشی گری، (۲۲) پیروزی جهل بر معرفت و ترس بر آسایش، کفر بر ایمان، درد بر لذت و مرگ بر زندگی (۲۳) عوامل اصلی بروز جنگ از دیدگاه نعیمه است. او می گوید تا زمانی که پول تنها قبله گاه جانیان باشد، اخلاق در معرض فساد قرار خواهد گرفت و جنون جنگ، انسان را از نظام هستی ساقط خواهد کرد. (۲۴) به عقیده نعیمه تا زمانی که انسان به بلوغ فکری نرسد، جنگ او را رها نخواهد کرد. (۲۵)
نعیمه با الهام از آیین مقدس اسلام، تنها دشمن انسان را نفس او می شمرد و با این بینش صوفیانه، انگیزه جنگ را اینگونه توجیه می کند که جنگ در گوش انسان، دشمنی خارجی مطرح کرده، وی را علیه آن تحریک می کند. (۲۶)
به نظر او زیانهای مادی ناشی از جنگ هرقدر بزرگ باشد، با آسیبهای جبران ناپذیری که به روح و روان انسان و ایمان او به خدا وارد می شود، قابل مقایسه نیست. (۲۷) او می گوید: بزرگترین شر جنگ، کشتن روح قبل از کشته شدن جسم است. (۲۸) اعلان جنگ، اعلان شکست انسانی است. در هر جنگی، عقل انسان به زنجیر کشیده، فکر او فاسد، قلب او شکسته و بارقه های خیالش خاموش می شود. مفاهیمی چون عدالت، توپخانه لاف زدن می شود. مهربانی، بمب افکن ویرانگر گشته و حقیقت، تانک آتش انداز می شود. محبت نیز به شمشیری در دست کین، و راستی به صمغی جویدنی در دهان ریا تبدیل می گردد. جوانمردی، نعل خست و طهارت، خلخال پای پلیدی خواهد شد. آزادی مزه جنجال می دهد و ایمان مرکب امیال پست می گردد. (۲۹)
با مشاهده بلایای حاصل از جنگ و بی توجهی عاملان اصلی جنگ به سرنوشت انسان، نعیمه مشارکت لبنان و دیگر کشورهای عربی را در جنگ حماقت محض می شمرد. (۳۰)
او می گوید: «ویرانی لبنان، جیبهای بسیاری را انباشته می کند. (۳۱) مسلم است که دلالها، واسطه ها، کسانی که کارزارهای گل آلود تنها موقعیت پیشرفت آنان است و کشورهایی که تمام جنگ افزارهای قدیم و جدید خود را در طی جنگ به فروش رسانیده اند، هیچگاه خواهان تمام شدن این بحران نیستند.
نعیمه با نگاه تیزبین به بررسی بی عدالتیهای جنگ پرداخته، سنگدلیهای آن را بر ملا می کند. به نظر وی جنگ باعث می شود، انسان به عدالت حکم نکند: «من سیئات الحرب انها تجلس البطوله الزائفه علی عرش البطوله الحقه فتدعو الذی یقهو اخاه بطلا و تبالغ فی تمجیده و تکریمه و الذی یقاهر نفسه لیحسن معامله اخیه الانسان تدعوه جبانا و تنبذه نبذ النواه.» (۳۲)
گرانی از دیگر عوارض ناشی از جنگ است ; اما نعیمه به این مساله اقتصادی چندان از بعد مادی نمی نگرد. او بالا بودن هزینه تحصیل را طرح می کند و این نشان دهنده وارستگی نعیمه از مسائل جزئی و توجه خاص او به امر تربیت انسانهاست. (۳۳)
شعر نعیمه نیز خالی از جنگ و حوادث مابعد آن نیست. او در دیوانش صحنه غمبار پس از کارزار جهانی اول را توصیف کرده، عذر تقصیر را به گردن غربی و شرقی هر دو می افکند:
اخی ان ضج بعد الحرب غربی باعماله و قدس ذکر من ماتوا و عظم بطش ابطاله فلا تهزج لمن سادوا و لا تسمت بمن دانا بل ارکع صامتا مثلی بقلب خاشم دام لنبکی حظ موتانا اخی ان عاد بعد الحرب جندی لاوطانه و القی جسمه المنهوک فی احضان خلانه فلا تطلب اذا ماعدت الاوطان خلانا لان الجوع لم یترک لنا صحبا نناجیهم سوی اشباح موتانا اخی ان عاد یحرث ارضه الفلاح او یزرع و یبنی بعد طول الهجر کوخا هده المدفع فقد جفت سواقینا و هد الذل ماوانا و لم یترک لنا الاعداء غرسا فی اراضینا سوی اجیاف موتانا اخی، قد تم مالو لم نشاه نحن ماتما و قد عم البلاء و او اردناه نحن ما عما فلا تندب فاذن الغیر لا تصغی لشکوانا بل اتبعنی فاذن الغیر لا تصغی لشکوانا بل اتبعنی لنحفر خندقا بالرفش و المعول نواری فیه موتانا اخی! من نحن؟ لا وطن و لا اهل و لا جار اذا نمنا، اذا قمنا، و دانا الخزی و العار لقد خمت بنا الدنیا کما خمت بموتانا فهات الرقش و اتبعنی لنحفر خندقا آخر نواری فیه احیانا… (۳۴)
ترکیب ویژه قصیده، اختیار وزن و بحر مناسب، تفصیل جنگ از زبان راوی خسته با نفسهای بریده، نوحه، زاری و تحسر او را از مصایب پی در پی بخوبی به تصویر می کشد.
بوی تعفن مرگی ناخواسته، از همه ابیات، مشام را می آزارد. گویی بر قصیده، خاک گورستان پاشیده اند که هیچ نور زندگانی از آن به چشم نمی خورد.
روش بیدارگری نعیمه در به زیر بار جنگ نرفتن متنوع است. او با استفاده از اسلوبهای مختلف انشایی و خبری، انسان را به تفکر وا می دارد
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
