📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
21ساعت
38دقیقه
34ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل موقوفه اَوَد؛ ریشه و روند تاریخی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 78

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل موقوفه اَوَد؛ ریشه و روند تاریخی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل موقوفه اَوَد؛ ریشه و روند تاریخی شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل موقوفه اَوَد؛ ریشه و روند تاریخی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل موقوفه اَوَد؛ ریشه و روند تاریخی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل موقوفه اَوَد؛ ریشه و روند تاریخی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل موقوفه اَوَد؛ ریشه و روند تاریخی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل موقوفه اَوَد؛ ریشه و روند تاریخی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل موقوفه اَوَد؛ ریشه و روند تاریخی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل موقوفه اَوَد؛ ریشه و روند تاریخی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل موقوفه اَوَد؛ ریشه و روند تاریخی :

رفتار کمپانی هند شرقی انگلیس با مسلمانان این کشور در دوره ننگین استعمار، به حدی غیرانسانی و اجحاف آمیز بود که در خود انگلستان کتابی توسط اندیشمندان آن کشور منتشر شد به نام «عذر تقسیر به پیشگاه محمد(ص) و قرآن» و تو حدیث معضل بخوان از این مجمل!

و اما منطقه اًوًد که هم اکنون ایالت او تربرادش نامیده می شود، مرکز حکومت سلسله ای از سادات شیعه مذهب که هم وزیران و رجال اصلی امپراتوری تیموریان در هند بودند و هم خود پس از آن، سالها پادشاهی مستقلی داشتند. ازآن سرزمین زرخیز بخشی از املاک و عواید وقف طلاّب و روحانیون عتبات عالیات شده بود که در توسعه و تحکیم حوزه های دینی عراق تأثیر بسیاری داشت. اما سلطه تدریجی کمپانی هند شرقی بر هندوستان و انقراض امپراتوری اسلامی هند، اوضاع این موقوفات و عایدات را دگرگون کرد.

در مقاله ای که پیش رو دارید چگونگی دست اندازی انگلیسی ها بر موقوفات اًوًد و سعی در استفاده استعماری از آن به تفصیل آمده است؛ همچنین چگونگی برخورد علمای شیعی هند مانند مرحوم سلطان العلما و مرحوم سیدمحمدعباس شوشتری، و علمای نجف و کربلا مانند مرحوم شیخ انصاری و مرحوم صاحب عروه با موقوفاتی که به دست انگلیسی ها افتاده بود و عواید آن قرار بود در میان طلاب و علما توزیع شود؛ مورد مطالعه و دقت قرار گرفته است. به امید توجه و استفاده شما عزیزان و گرامیان.

————-

اَوَد، از مناطق شیعه نشین شمال هند است که در قرون ۱۲ و ۱۳ قمری سلسله ای از سادات ایرانی تبار و شیعه بر آن حکومت داشته اند. برخی از اعضای این سلسله، از دیرباز مبلغی هنگفت را وقف عتبات عالیات کرده بودند که تحت نظارت فقها به مصرف طلاب و روحانیون برسد. از این پول، در تواریخ با تعابیر گوناگون: «وثیقه هندی»، «خیریه هندیه»، «پول هند»، «تنخواه هند»، «موقوفه اَوَد» و غیره یاد می شود.

انگلیسیها پس منقرض ساختن حکومت اود (۱۲۷۳ ق / ۱۸۵۶ م) و سرکوب وحشیانه قیام مردم آن سرزمین (۱۲۷۵ ق / ۱۸۵۸ م) موقوفه را در اختیار گرفته و بر توزیع آن در عراق چنگ انداختند. بدیهی است آنان همه جا موذیانه در پیِ مقاصد شوم خویش بودند و بدین جهت نیز هر از گاه از مُفاد وقفنامه تفسیری جدید کرده و بالأ خره نیز چون از طریق مجتهدان به مقصود خود نرسیدند، پس از اشغال نظامی عراق در جنگ جهانی اول (به نوشته مرحوم آقا نجفی قوچانی:) با این بهانه که پول مزبور را «مجتهدین به فقرای طلاب نمی دهند و» ما «به دست خود تقسیم» می کنیم! اداره ای باز کرده و خود مستقیماً به پخش وجوه پرداختند!

با ملاحظه این جهات بود که شخصیتهایی چون شیخ انصاری (که اول بار در زمان او کنسولگری انگلیس در پخش موقوفه دخالت کرد) از قبول پول مزبور از دست کنسول انگلیس امتناع جستند و با این کار، دیپلماسی لندن را در دستیابی به اغراض دراز مدت خویش ناکام گذاشتند.

مع الاسف طرح خام (و نوعاً مغرضانه) موضوعِ «پخش موقوفه در عراق»، محملِ بسی خلط مبحثها و عقده گشاییها شده و برخی (همچون میمندی نژاد، اسماعیل رائین و محمود محمود) واقعیت و پندار را درهم آمیخته اند. مقاله حاضر، ضمن بحثی گسترده پیرامون ریشه و روند تاریخیِ موقوفه اود، برخورد مدبرانه امثال شیخ انصاری و صاحب عروه با آن را معلوم می سازد.

۱. حکومت اَوَد، از طلوع تا غروب

اَوَد ه۱(

Avadh

) – منطقه ای بسیار قدیمی، زرخیز، و شیعه نشین در شمال هندوستان است که بین دو رود مشهود جُمنا و گنگ قرار گرفته و مرکز آن لَکهنَو می باشد. این منطقه، که در حال حاضر یکی از استانهای هند – ایالت اوتر پرادش فعلی – به شمار می رود، در سالهای ۱۱۳۵ – ۱۲۷۳ قمری / ۱۷۲۲ – ۱۸۵۶ میلادی قلمرو حکومت سادات شیعه اَوَد بوده و از اواسط نیمه دوم قرن ۱۸ میلادی کشوری مستقل محسوب می شده است.۲ حکام اود، چنانکه گفتیم، اصالتاً ایرانی و از تبار یکی از سادات محترم نیشابور بوده اند.۳ نیای بزرگ آنان، میر محمدامین موسوی مشهور به سعادت خان است که از احفاد امام هفتم علیه السلام۴ و از بزرگان و محترمان نیشابور محسوب می شد. پدر سعادت خان، میرزا ناصر۵، از کارگزاران بهادر شاه اول – سلطان شیعی مذهب تیموری هند۶ – بود و پس از مرگ وی که در زمان شاه سلطان حسین صفوی رخ داد، سعادت خان از خراسان به هندوستان رفت و در دهلی اقامت گزید و بزودی در دستگاه فرخ سِیَر – امپراتور تیموری – به مقامات عالی رسید.۷ چندی بعد محمدشاه گورکانی، جانشین فرخ سیر، به میر محمد امین لقب بهادر داد و نیز حکومت اود را به او واگذار نمود (۱۱۳۴ ق / ۱۷۲۲ م). دیری نپایید که او را برهان الملک نامیدند. بدین گونه پایه حکومت این سلسله بر آن دیار گذاشته شد.۸

حکام مزبور تا مدتها اسماً تابع امپراتوری تیموری (و از جمله ارکان آن) بوده و از آنها با عنوان نَو اب و وزیر (قائم مقام و وزیر امپراتور در اَوَد) یاد می شد. اما با افول امپراتوری تیموری و تبدیل سلاطین آن به حقوق بگیران کمپانی (۱۷۶۵ م) پایه استقلال این خاندان از حکومت دهلی ریخته شد و از ۲۹ تشرین ثانی ۱۸۱۹ م، که هفتمین نواب این سلسله (غازی الدین حیدر) تاجگذاری کرد، حکام اود عنوان پادشاهی یافتند. اسامی اعضای سلسله اود و مدت حکومت آنان از قرار زیر است: ۱. سعادت خان برهان الملک (۱۱۵۲-۱۱۳۵ ق) ۲. ابوالمنصور خان صفدر جنگ (۱۱۶۸-۱۱۵۲ ق) داماد و خواهرزاده سعادت خان ۳. میرزا جلال الدین حیدر شجاع الدوله (۱۱۸۹-۱۱۶۸ ق) فرزند صفدر جنگ ۴. آصف الدوله (۱۲۱۲-۱۱۸۹ ق) فرزند شجاع الدوله ۵ . میرزا وزیر علی خان (۱۲۱۳-۱۲۱۲ ق) پسرخوانده آصف الدوله ۶. سعادت علی خان یمین الدوله (۱۲۳۰-۱۲۱۳ ق) فرزند آصف الدوله ۷. سلطان غازی الدین حیدر (۱۲۴۳-۱۲۲۹ ق) فرزند سعادت علی ۸ . سلطان نصیرالدین حیدر (۱۲۵۳-۱۲۴۳ ق) ۹. محمدعلی شاه (۱۲۵۸-۱۲۵۳ ق) فرزند سعادت علی ۱۰. امجد علی شاه (۱۲۶۳-۱۲۵۸ ق) ۱۱. واجد علی شاه (۱۲۷۲-۱۲۶۳ ق) فرزند امجدعلی ۱۲. برجیس قدر (ذی قعده ۱۲۷۳ شعبان -۱۲۷۴ ق) فرزند واجدعلی.

سعادت خان و دامادش (صفدر جنگ) در دستگاه امپراتوری مسلمان تیموری هند مقامات مهمی یافته، عقل منفصل و بازوی تحرک محمد شاه گورکانی بودند و در راه حفظِ شوکتِ آن امپراتوری شمشیرها زدند.۹ سعادت در ماجرای حمله نادر شاه افشار به هند (که عملاً نتیجه ای جز تضعیف امپراتوریِ «مسلمانِ» تیموری در برابر کمپانیِ تازه نفسِ «انگلیسی» نداشت) در نبرد کرنال شرکت جست و در جنگ با نادر تهوری چشمگیر نشان داد.۱۰ وی در آن معرکه مجروح و اسیر شد و چندی بعد، در روز اشغال دهلی (توسط نادر) و شبی که فردای آن خطبه سلطنت به نام نادر خوانده شد، بر اثر جراحات وارده (یا اندوه شدیدِ ناشی از اهانت نادر به وی) درگذشت یا به قولی به او سم خوراندند و اموالش نیز به دستور نادر مصادره شد (نوروز ۱۱۵۱ ق).۱۱ قیام مردم دهلی بر ضد نادر، که به قتل و غارت فجیع آنان از سوی وی انجامید، چند ساعت پس از تشییع پیکر سعادت خان صورت گرفت و برخی، مرگ مشکوک سعادت خان را از جمله عللِ شورش دهلی شمرده اند.۱۲

سعادت خان، جای خود را به دامادش صفدر جنگ داد که وی را نخستین «نو اب وزیر» یعنی نواب اود و وزیر امپراتور خوانده اند.۱۳ صفدر نیز در طول عمر سیاسیِ خویش شُرور و آفات زیادی (همچون حمله قبایل روهیلا در روهیلکند و تجاوز احمد شاه دُر انی، وردست بلند پرواز نادر، به هند) را از سر دولت تیموری دفع کرد۱۴؛ هر چند که سستیِ امپراتور و سعایت اطرافیان وی، نقشه ها و آمال بلند صفدر در راه تجدید عظمت آن امپراتوری اسلامی را خنثی کرد و رشد و تهاجم روزافزون استعمار انگلیس نیز، که در پوشش فریبنده «کمپانی تجاری هند شرقی» عمل می کرد، مزید بر علت شد. جان هالیستر وی را «یک شیعه متقی» می شمارد که «سخت به رعایت آداب مذهب خود پایبند بود».۱۵ صفدر در ۱۱۶۸ ق/۱۷۵۴ م درگذشت و میدان را به فرزندش شجاع الدوله وانهاد. قبر صفدر در دهلی، نزدیک قبر همایون، از مقابر بسیار زیبای هند است.۱۶ سه سال پس از مرگ صفدر، انگلیسیها که مرکز عملیات خود را شهر کلکته قرار داده بودند با نیرنگ و تزویر و بند و بست با خائنان بومی، سراج الدوله (حاکم بنگال) را در نبرد پِ لاسی شکستی سخت داده و به قتل رساندند و در پی این پیروزی، بر منطقه مهم بنگال تسلط یافتند و به غارت وسیع آن سرزمین پرداختند (۱۱۷۱ ق/۱۷۵۷ م). چهار سال پس از پیروزی مزبور نیز بریتانیا رقیب سخت جانِ فرانسوی خویش را، در پی ۱۵ سال جنگ قدرت، از پیش پای برداشت و عقد پیمان ۱۷۶۳ م پاریس بین فرانسه و انگلیس «تفوق کمپانی را در هندوستان مسلم داشت».۱۷ اینک نوبت آن بود که انگلیسیها مستقیماً قلب امپراتوری تیموری را هدف گیرند.

حاکم اود، در آن زمانه پرآشوب، شجاع الدوله بود. وی در نیمه نخست حکومت، از یکسو برای دفع ماراتاهای هندو (که حاکمیت اسلامی را در هند، آماجِ حملات خود قرار داده بودند) با احمدشاه دُر انی همدست شد و از سوی دیگر به عنوان یکی از وزرای مهم دولت تیموری، به اخراج انگلیسیها از بنگال همت گماشت.۱۸

کمپانی هند شرقی، اکنون، سخت خطرناک شده بود و باید برای دفع آن اقدامی اساسی می شد. نبرد بوکسار بین شاه عالَم دوم (امپراتور تیموری) و قشون کمپانی، آخرین تلاش دولت تیموری برای پایان دادن به سلطه روزافزون انگلیس در هند بود که مع الأ سف با شکست و فرارِ سختِ قشونِ شاه عالم (۱۱۷۸ ق/۱۷۶۴ م)، دولت تیموری توان و شوکت دیرینه را یکسره درباخت و شجاع الدوله نیز که همراه امپراتور در نبرد شرکت داشت از حکومت اود خلع شد۱۹ و قلمروش به اشغال قوای کمپانی درآمد. پیمان تحمیلی ا آباد (۱۱۷۹ ق/۱۷۶۵ م) امپراتور را به فردی زیردست و حقوق بگیرِ کمپانی تنزل داد۲۰ و منطقه مهم اود نیز، به استثنای کوره و ا آباد، به شجاع الدوله باز گردانده شد (دو بخش مزبور نخست به امپراتور پیشکش گردید و سپس در سال ۱۱۸۷ ق/۱۷۷۳ م از وی جبراً ستانده شد و در ازای پرداخت ۵ میلیون روپیه به حاکم اود فروخته شد).۲۱

بدین گونه چراغ دولت تیموری خاموشی گرفت و از این پس، تنها فروغ دولت «شیعی» اود بود که، در آن شرایط خطیر و حساس، با تلؤ لؤ خویش شمال هند را روشن می ساخت.۲۲ سر هنری لارنس، شجاع الدوله را «شهریاری باکفایت و پرقدرت و داهی» می شمارد که «از صفات خاص سلاطین چیزی کم نداشت».۲۳ همسر شجاع الدوله، باهو بیگم، نیز بانویی شریف و باکفایت بود.۲۴ مع الأ سف، حکومت شیعیِ اود، در دوران تلؤ لؤ خویش، از محاصره افعی استعمار بریتانیا که منطقه را در چنبرِ اشغال خویش داشت رنج برده و مجبور بود شکنجه مرگ تدریجی را تحمل کند. چه، با حوادثی چون قتل سراج الدوله، شکست فرانسه و هزیمت امپراتور، و بویژه با حضور نیروهای نظامی کمپانی در اود و عزل و نصب شجاع الدوله، طبعاً گوشمالیِ کمپانیِ «حریص و قهارِ» هند شرقی، از توان شجاع الدوله و اخلاف وی خارج بود و کمپانی نیز سال به سال حلقه محاصره را تنگتر می ساخت.

۲. سیاست استعمار در محو تدریجی حکومت اود

طبق پیمانی که در ۱۷۷۳ م با جبر و زور بر شجاع الدوله تحمیل شد وی متعهد گشت ماهانه ۲۱۰ هزار روپیه به قشون کمپانی – که به اعتراف خود انگلیسیها، حکومت اود هیچ نیازی به آن نداشت – بپردازد. وارن هِستینگس، رئیس کمپانی و نخستین فرمانروای کل انگلیسی هند، در سال نخست حکومت آصف الدوله (فرزند و جانشین شجاع الدوله) این رقم را تا ۲۶۰ هزار روپیه در ماه بالا برد و او را وادار ساخت که از خالصجات بنارس و جَونپور و غازی پور نیز که درآمد آن بیش از ۲ میلیون روپیه بود چشم بپوشد (۱۱۸۹ ق / ۱۷۷۵ م)۲۵. هستینگس این مبلغ را در سالهای ۱۱۹۱ و ۱۱۹۳ ق / ۱۷۷۷ و ۱۷۷۹ م باز هم افزایش داد و به اعتراض آصف الدوله که از این همه اجحاف به تنگ آمده بود اعتنایی نکرد.۲۶ علاوه وی «بخشی از املاک و خزانه بیگم اود، مادرِ» آصف الدوله را نیز مصادره کرد. جرمِ بیگم اود، باهو بیگم، کمک رساندن به چیت سنگ، خانِ بنارس، بود که در سال ۱۱۹۶ ق / ۱۷۸۱ م توسط انگلیسیها از مقام خود عزل شده بود۲۷ و این امر نشان می دهد که مصادرات مزبور، گذشته از حرصِ بی پایان کمپانی، ریشه در هراس بریتانیا از دولت اود داشت و واکنشی در برابر مخالفتهای مستقیم و غیرمستقیمِ آنان با نفوذ استعمار در منطقه بود.

آصف الدوله پس از مرگ پدر بیدرنگ سِمَت نو اب اود را یافت.۲۸ بعدها شاه عالَم (امپراتور تیموری) او را به وزارت نصب کرد و این مقام پاداش کوششی بود که وی برای رهایی شاه از ستم ضابطه خان کرده بود. پایتخت اود در زمان او از فیض آباد به لکنهو (واقع در ۲۰ فرسنگی فیض آباد) منتقل شد.۲۹

سعادت علی خان بهادر (جانشین آصف) در دو سه سال نخست سلطنت، اهل باده گساری و زیاده رویهای دیگر بود. اما خوشبختانه، در ۱۲۱۶ ق / ۱۸۰۱ م در پی بیماریی که برای وی رخ داد، به پیشگاه حضرت عباس علیه السلام متوسل شده نذر کرد که در صورت شفا، توبه کرده و به صلاح گراید. او به عهد خویش وفا کرد و در سالهای باقی عمر مملکت را به نحوی مطلوب سامان داد. هالیستر، ضمن اشاره به این مطلب، از اروین (مورخ هند پژوه غربی) نقل می کند که در باره سعادت علی می نویسد: «شاید او باکفایت ترین و پیشروترین حاکم محلی باشد که در آن روزگار می زیست». سپس می افزاید: «با وجود اینکه تقریباً نیمی از اراضی اود را به کمپانی هند شرقی واگذار نمود، قبل از مرگ ۱۴ کرور [ هر کرور ۱۰ میلیون روپیه]، که تمام عوارض آن پرداخت شده بود، به صورت اندوخته در خزانه جمع داشت و از این رو او را ” دوست رعایای خود می خواندند”».۳۰

هستینگس از مادر و نیز جده آصف الدوله مبلغی هنگفت به زور ستاند و یک پنجم آن را که بالغ بر حدود ۱۰۰ هزار لیره استرلینگ می شد خود شخصاً به جیب زد!۳۱ اخاذیهای پیاپیِ وارن هستینگس حتی در مجلس وقت لندن غوغا بپا کرد و موجب محاکمه صوری (و البته در نهایت، تبرئه) او گردید. به نوشته نهرو: سلفِ هستینگس، لرد کِ لایو، نیز (که از وی با عنوانِ پُرطمطراقِ «بنیانگذار امپراتوری انگلیس در هند» یاد می شود) به علت همین نوع اعمال در ۱۱۸۱ ق / ۱۷۶۷ م به لندن احضار شده و حتی در ۱۱۸۸ ق/۱۷۷۴ م دست به خودکشی زده بود.۳۲ چرا که کلایو هم پس از قتل سراج الدوله و تسلط بر استانِ زرخیزِ بنگال «مبلغی در حدود ۵/۲ میلیون روپیه برای خود برداشت و چون به این مبلغ هم راضی نبود یک جاگیر (= مِلکِ) بسیار باارزش برای خود تعیین کرد که هر سال چندین صد هزار روپیه درآمد داشت! سایر انگلیسیان نیز به همین قرار به خودشان پاداش دادند»۳۳!

به نوشته مورخان: هستینگس از دو راه کوشید تا سلطه کمپانی را بر نو اب اود و قلمرو حکومت وی تعمیق بخشد. راه نخست، افزایش نیروهای نظامی کمپانی در منطقه بود که تأمین هزینه هنگفت آن بر دوش حکومت، و در واقع بر دوش مردم اود، سنگینی می کرد و راه دیگر، تعیین و تحمیلِ چند تن هندی از عمال و جواسیس انگلیس – به عنوان وزیر – بر حاکم اود بود.۳۴

سالهای پایانی قرن ۱۸، دوران تحرک و قیام چشمگیر شیعیان جنوب هند بر ضد سلطه انگلیس بود که در قالب مبارزات سخت حیدر علی و فرزند شجاعش تیپو سلطان (در میسور) با کمپانی بروز یافته بود.۳۵ در آن جنگ سرنوشت، پیداست که حکومتِ شیعی و تحت فشارِ اود نیز نمی توانست خاموش بنشیند و مستقیم یا غیرمستقیم با قیام شیعیان جنوب هند همدلی نکند. چنانکه انگلیسیها نیز حزم و احتیاط را در بستنِ روزنه هایی می دیدند که جنبه هواکِش تنور جنگ شیعه در میسور را داشت و چه بسا به این آتش، هیمه نیز می رساند. تصادفی نیست که می بینیم در سال ۱۲۱۳ ق/۱۷۹۸ م یعنی در بحبوحه درگیری تیپوسلطان با کمپانی و یک سال پیش از قتل او، لرد ولسلی (فرمانفرمای کل انگلیسیِ هند، و برادر بزرگِ «فاتحِ واترلو») میرزا وزیر علی خان – حاکم وقت اود – را به جبر و زور از کار برکنار می سازد و حکومت را به برادر وی، سعادت علی خان که در بنارس می زیست واگذار می کند و همزمان، قراردادی بر پادشاه جدیدِ اود تحمیل می کند که بر اساس آن، سعادت علی مجبور می شود به عنوان تأمین هزینه نظامیانِ تحت امرِ کمپانی، سالانه ۶/۷ میلیون روپیه به انگلیسیها باج دهد.۳۶ ج.ر.کلو، عزل وزیر علی را ناشی از «قیامِ کوتاهِ» او بر ضد انگلیسیها دانسته است.۳۷ وزیر علی توسط سر جان شور، فرمانفرمای کلکته، عزل و برکنار گردید و در سال ۱۲۳۲ در زندان درگذشت.۳۸

یک سال پس از عزل وزیر علی، ولسلی با استفاده از زور و نیرنگ و نیز بهره گیری از خائنان داخلی توانست خطرناکترین دشمن استعمار در هند (تیپو سلطانِ شیعه فرزند حیدرعلی و فاطمه) را از سر راه بردارد (۱۲۱۴ ق/۱۷۹۹ م) و با این پیروزی، فرصتی تاریخی به دست آوَرَد که پایه های سلطه انگلیس بر سراسر هند (و از جمله: اود) را هر چه محکمتر سازد. به نوشته پاچنسکی، نویسنده منتقد و موشکاف آلمانی، بر اساس معاهده ای که در ۱۲۱۶ ق/۱۸۰۱ م توسط لرد ولسلی با زور بر سعادت علی خان (فرزند آصف الدوله) تحمیل شد، وی ناگزیر شد از تمامی منطقه روهیلکند و نیز بخشی از سرزمین دو آب صرف نظر کند و درآمد آنها را به پرداخت هزینه قوای اضافی انگلیس اختصاص دهد!۳۹ و این رشته، هنوز سری دراز داشت…

سعادت علی جای خود را به فرزندش غازی الدین حیدر (۱۲۴۳-۱۲۲۹ ق/۱۸۲۷-۱۸۱۴ م) سپرد. غازی الدین در عید غدیر ۱۲۳۴ تاجگذاری کرد و شب اول محرم ۱۲۳۵ پادشاهی مستقل از دهلی گردید.۴۰ به نوشته هالیستر: «در روزگاری که غالباً به ارزشها و علایق انسانها بها نمی دادند، غازی الدین این علایق و ارزشها را محترم می داشت».۴۱

سلطان بعدی اود، نصیر الدین حیدر، در جوانی نذر کرده بود که اگر به سلطنت برسد چهل روز محرم را عزاداری کند و چون به سلطنت رسید به عهد خود وفا کرد. در این مدت او «فقط با بستگان و خدمتکاران ذکور خود زندگی می کرد؛ باده نمی نوشید، ضیافت شام نمی داد و از تجملات مورد علاقه اش دوری می کرد».۴۲ از جمله اقدامات ماندگار وی کمک به چاپ و انتشار اولین شاهنامه مصحح (چاپ تورنر ماکان) است.۴۳

جانشین نصیرالدین، محمدعلی شاه، نیز «بخوبی از عهده امور سلطنتی برآمد و دستگاه حکومت را سر و صورت بخشید و هشت لک روپیه بر اندوخته مالی اود افزود. پلی آهنی روی رودخانه گومتی و جاده شنی به کانپور یادگار دوره او است و نشانه نوع جدیدی از آثار تاریخی است.۴۴ در زمان سلطنت فرزند محمدعلی، امجدعلی شاه، باز هم «اندوخته اود افزایش یافت، به طوری که هنگام مرگش به یک کرور و سی و شش لک روپیه رسید».۴۵

با وجود این توفیقات، سلاطین اود، به یمن الطاف! کمپانی فرنگی، هیچ یک فرجام خوشی نداشتند: نصیرالدین حیدر مرگی مشکوک داشت و گفته می شد که به او زهر خورانده اند.۴۶ پس از مرگ مشکوک نصیرالدین، همسر او (پادشاه بیگم) خواست فرزندش موناجان را بر تخت پادشاهی بنشاند ولی انگلیسیها او و پسرش را تبعید و زندانی کردند۴۷ و به جای وی یکی از برادران غازی موسوم به نصیرالدوله را با لقب محمد علی شاه اجازه سلطنت دادند.۴۸ محمدعلی معتقد بود که مادر وی را مسموم ساخته اند.۴۹ جانشین محمدعلی، امجدعلی شاه بود که چون درگذشت پسر ارشدش، مصطفی علی حیدر، دیوانه خوانده شد و از سلطنت محروم گشت و به جای او پسر دوم سلطان به نام واجد علی شاه بر مسند شاهی نشست۵۰ و بالاخره واجد علی نیز در جمادی الثانی سال ۱۲۷۲ ق/۱۸۵۶ م (به شرحی که خواهد آمد) توسط انگلیسیها از سلطنت خلع و به کلکته تبعید شد و تا پایان عمر در آنجا محصور گردید.۵۱ مظالم بریتانیا در هند (و از آن جمله در منطقه اود) به حد ی زننده و چشمگیر است که حتی افرادی از خود انگلیسیها را نیز به انتقاد واداشته و آنها را وادار ساخته است که در اعتراض به رفتار زشت هموطنان مستعمره چی خود در جهان اسلام (و از آن جمله: هند) کتابی با عنوان «عذر تقصیر به پیشگاه محمد [ ۹]و قرآن» بنویسند و جنایات بیشمار انگلیسیها در ایالت اود را به باد اعتراض بگیرند! به نوشته دیون پورت: «لرد ولسلی» در سال ۱۸۰۱ م با تهدید به اینکه تمام مملکت نواب را به زور خواهد گرفت، نصف مستملکات او را که درآمد مالیاتی سالانه آن بالغ بر ۱ میلیون و ۳۰۰ هزار لیره بود از او گرفت، تا از پرداخت مبلغ ۳۰۰ هزار لیره قبلی که بر او تحمیل شده بود ناراضی نباشد. ولی تحمیل مالیات و عوارض ما به اینجا ختم نشد، به این معنی که در بین سالهای ۱۸۱۵ و ۱۸۲۵ م مبلغی بیشتر از ۴ میلیون لیره به عنوان وام از نواب (غازی الدین حیدر) گرفته شد و به طوری که «لرد بنگتن» فرمانروای کل با بیانی نزدیکتر به حقیقت می گوید این مبلغ به عنوان اعانه اجباری و برای ترس از اقتدار ما بر او تحمیل شد. در مقابل این اعانه، ما فقط لقب خشک و خالی (شاه) به او دادیم و سرزمین بی حاصلی رابه او واگذار کردیم که قدری از زمین مخروبه بهتر بود!۵۲

اظهارات فوق، که اعترافاتی از زبان خود انگلیسیها است، به روشنی از سیاست خشن و وحشیانه بریتانیا در تضعیف و نابودی تدریجی حکومت شیعی اود پرده برمی دارد. کارل مارکس مشهور نیز در مقاله «جنگ ایران وانگلیس» به شدت از طمع کاری و پیمان شکنی و گربه رقصانی انگلیسیها (در پوشش کمپانی هند شرقی) نسبت به حکومتهای بومی هند انتقاد کرده است.۵۳

اما گویی این همه فشار و تحکم، در منطقِ! استعمار انگلیس کافی نبود و لذا انگلیسیها در ۱۲۷۲ ق/۱۸۵۶ م پا را از این حد فراتر نهاده و باکمال گستاخی به واجد علی شاه (آخرین پادشاه اود) پیشنهاد کردند که در ازای گرفتن مبلغی پول، حکومت را مستقیماً به عمال کمپانی واگذارد و چون او نپذیرفت، چنانکه گفتیم، وی را به کلکته تبعید کردند.

از ماجرای تبعید واجدعلی، و نیز رزم جانانه ای که همسر و پسر او با پشتیبانیِ وسیعِ مردم منطقه، در جریان «نبرد استقلال» هند (۱۲۷۴-۱۲۷۵ ق / ۱۸۵۸-۱۸۵۷ م) با قشون انگلیس داشتند، در آینده سخن خواهیم گفت.

۳. سلاطین اَوَد؛ ترویج تشیع و تقویت علما

کشمکشِ حکامِ اود با کمپانی استعماری را دیدیم. از این کشاکش مستمر و فزاینده که بگذاریم، به دو ویژگی بارز این سلسله – ترویج شعائر تشیع، و حُسنِ ارتباط با علمای شیعه – می رسیم. در واقع آنچه که این سلسله را (با وجود فشارهای طاقت فرسایِ استعمار و در شرایطی کاملاً بحرانی) برای مدت نزدیک به یک قرن از انقراض مصون داشت، همین سنت حمایت از تشیع و ارتباط حسنه با علما بود که طبعاً حمایت متقابل روحانیت و مردم منطقه را از آنان در پی داشت و این پشتوانه عظیم مردمی مانع می شد که بریتانیا، با همه شتابی که برای نابودی حکومت شیعی اود و قبضه کامل آن ایالت زرخیز داشت، از مقصد نهاییش پرده برگیرد. همچنانکه اگر این حمایت و همراهی وسیعِ مردمی نبود، حضرت محل (همسر واجد علی شاه) و فرزندش نمی توانستند در نبرد استقلال هند، آن گونه که خواهیم دید، پنجه در پنجه ارتش انگلیس افکنند و تا ماهها پس از سقوط دهلی، دوام آورند…

دوران حکومت سادات اود در هند، یکی از اوراق تابناک تاریخ آن کشور است؛ به گونه ای که نویسنده برجسته و مشهور سنی مذهب هند۵۴، مولوی عبدالحلیم شرر، از دوران حکومت این سلسله با عنوان «آخرین نُمادِ تمدن شرق» یاد می کند: «لَقَد کانَت اَوَد آخِرُ رمزٍ للحَضارهِ الشرقیه».۵۵ سخن عبدالحلیم را اظهارات مورخان غربی و هندو تأیید می کند. پیتر هاردی، هند پژوه انگلیسی، با اشاره به سنتها، آداب و رسوم اسلامی رایج در هند در عصر امپراتوری تیموری می نویسد: «هرچند پس از چپاول دهلی به دست نادرشاه، پایتخت هند بیشتر شور و هیجان و درخشندگی خود را از دست داد، دربار اوده توانست سنتهای کهن را در ا آباد و لکهنو تداوم بخشد».۵۶ نهرو نیز اود را (همراه با شهر اگره و ولایات متحده) در مجموع منطقه ای می شمارد که قلب هند و کانون تمدن آن کشور در قرون قدیم و میانه را تشکیل می داده است. به گفته او: در همین جا بود که انقلاب بزرگ سال ۱۸۵۷ [ نبرد استقلال] شعله کشید و چندی بعد با کمال خشونت و بیرحمی سرکوب گردید.۵۷

ذیلاً به دو ویژگی حکومت اود: ترویج شعائر تشیع، و حُسنِ ارتباط با علمای شیعه، نظری می افکنیم:

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.