اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل راه نیافتن باورها و ارزش ها به حوزه کنش ها و هنجارها
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 66
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل راه نیافتن باورها و ارزش ها به حوزه کنش ها و هنجارها شامل 108 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل راه نیافتن باورها و ارزش ها به حوزه کنش ها و هنجارها در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل راه نیافتن باورها و ارزش ها به حوزه کنش ها و هنجارها با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل راه نیافتن باورها و ارزش ها به حوزه کنش ها و هنجارها نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل راه نیافتن باورها و ارزش ها به حوزه کنش ها و هنجارها هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل راه نیافتن باورها و ارزش ها به حوزه کنش ها و هنجارها اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
1. در میان مکاتب و دیدگاههای مختلفی که به تبیین و تحلیل تحولات اجتماعی و کنش های انسانی در جوامع بشری پرداخته اند، همچون مارکسیسم، نخبه گرایی، کارکردگرایی، ساخت گرایی و… به نظر می رسد دیدگاه فرهنگ گرا، دیدگاهی است که نسبت به دیگر نظریه های رقیب، تا حدی به مبانی اندیشه اسلامی نزدیک تر است.
بر اساس نظریه فرهنگ گرا (Culturalism Theory) ، کنش های فردی و جمعی افراد در جوامع مختلف، تحت تاثیر فرهنگ به عنوان کل پیچیده ای (Complex whole) از اعتقادات، باورها، ارزشها و آداب و رسوم موجود آن جامعه شکل می گیرد. (۱) از این دیدگاه، فرهنگ زیربنای تحولات اجتماعی و تعیین کننده راه زندگی انسانهاست و به زندگی آنان معنی و هدف می بخشد.
ابونصر فارابی (۲۵۹-۳۳۹ ق) با تکیه بر همین دیدگاه، جامعه های انسانی را بر اساس فرهنگ و ارزشهای غالب در آنها به شهرها (مدینه ها)ی فاضله و غیر فاضله تقسیم می کند: «شهری که قصد (ساکنینش) از اجتماع در آن، تعاون در چیزهایی است که آنها را به سعادت می رساند در حقیقت مدینه فاضله است.» (۲) مدینه غیر فاضله (جاهلیه) در اقسام خود به همان نسبتی که فرهنگ و خلقیات مردمانش رو به سقوط و تباهی می رود، از مدینه فاضله فاصله می گیرد. مدینه های کرامیه، جماعیه، تغلبیه، ضروریه، نزاله و… هر یک دارای فرهنگهایی از قبیل بزرگی جویی، آزادیخواهی (از هر قید و بندی)، اعتقاد به اصل «الحق لمن غلب »، اکتفا کردن به ضروریات مادی زندگی و… هستند (۳) . هر چند برخی از پژوهشگران به فارابی نسبت داده اند که علی رغم اعتقاد به تحول پذیری ذاتی انسان، مدینه های غیرفاضله را قابل دگرگونی تکاملی ندانسته، به گونه ای که گویی آن روشها یا ثابت است و یا منجر به تباهی و فنای محض می شود (۴) ، باید گفت فارابی در «سیاست مدنیه » پدید آمدن مدینه فاضله از بطن مدینه های ضروریه و جماعیه را آسان تر و ممکن تر دانسته است (۵) . بدین ترتیب فارابی، حیات و دگرگونی جامعه های مختلف را بر اساس فرهنگ حاکم بر آنها تحلیل و تبیین می کند.
از متفکران غیر مسلمان نیز ماکس وبر (۱۸۶۴-۱۹۲۰م) نقطه ثقل تحلیل های جامعه شناختی خود را بر فرهنگ می گذارد (۶) و «جامعه شناسی تفهمی » خود را بر «درون فهمی » و شناخت و تحلیل انگیزه های افراد در رفتاری که از خود بروز می دهند، بنیان می نهد و از این طریق فرهنگ را مبنای انگیزه ها و رفتارهای آدمی معرفی می کند: در نهایت امر فقط ارزشهایی که هر کس می پذیرد به زندگی او در جامعه مفهوم می بخشد و این مفهوم را آنچه که فرهنگ نامیده می شود استوار می کند. (۷) فرهنگ، انگیزه ، رفتار
هر چند تبیین نظر اسلام در مورد دلایل و عوامل ظهور و بروزتحولات اجتماعی و رفتارهای انسانی، خود می تواند دستمایه پژوهشی ژرف و کارساز قرار گیرد، در این مقاله نگارنده در صدد است با مفروض گرفتن نظریه اصالت فرهنگ و از منظر آن به بررسی یکی از معضلات و ناهنجاریهای موجود در جامعه بپردازد. این امر که نشانه هایی از بحران شخصیت را نیز با خود به همراه دارد و براحتی در زندگی روزمره فردی و اجتماعی ما ملاحظه می شود، عبارت است از فقدان همخوانی و هماهنگی میان رفتارها و کنش های فردی و اجتماعی غالب افراد جامعه با اعتقادات و ارزشهایی که ابراز می کنند و خود را به آن پایبند نشان می دهند. و به عبارت دیگر راه نیافتن باورها و ارزشها به حوزه کنش ها و هنجارها.
۲. پیش از ورود به بحث این نکته را باید تذکر داد که انگشت گذاشتن بر روی برخی از معضلات فکری فرهنگی جامعه، اولا به معنی نادیده گرفتن فضایل و ارزشهای آن نیست. ثانیا اگر این کار به روش علمی تحقیقی و به دور از احساسات و سیاست زدگی صورت گیرد، بیشتر می توان به حل آن معضلات و صیقل یافتن هر چه بیشتر اندیشه و عمل جامعه امید بست. خواننده فهیم بخوبی می داند که مسکوت گذاشتن یک درد اجتماعی، هر چند با دهها توجیه و مصلحت اندیشی صورت گیرد، نه تنها اندکی از تاثیرات زیانبار آن نمی کاهد، که در غفلت سرخوشانه ما آن درد، ریشه های خود را محکم می کند و حوزه های وسیعتری از حیات فردی و اجتماعی ما را در بر می گیرد.
۳. در بیان عناصر و مؤلفه های فرهنگ هر جامعه، غالبا سه عنصر را نام می برند: باورها (Cognitions) ، ارزش ها (Values) و شناخت ها و گرایش ها (Attitudes) . (۸) مفروض دیدگاه فرهنگ گرا این است که برآیندی از این سه عنصر به شکل یک الگوی کلی و راهنمای عمل (Style of life) ، کنش و رفتار فردی و اجتماعی انسان را سمت و سو می دهد و عامل مبین رفتار انسانی است. (۹) این دیدگاه برای اثبات درستی مفروض و شیوه تحلیل خود، دلایل و شواهد فراوانی نیز، حاضر و آماده در اختیار دارد. اما از آنجا که در ابتدای مقاله با مفروض گرفتن این دیدگاه، بررسی صحت و سقم آن را به مجالی دیگر واگذار کردیم، در اینجا (آن چنان که در پژوهشهای علمی پذیرفته شده است)، با فرض صحیح بودن آن بحث کرده، پس از ذکر نمونه هایی به منظور تبیین موضوع مقاله، تمرکز خود را معطوف به امری دیگر، یعنی بررسی ریشه ها و دلایل این معضل فرهنگی اجتماعی می نماییم.
نگاهی نه چندان دقیق به روابط انسانی موجود در جامعه ما بیننده را با مواردی رو به رو می سازد که با توجه به آموزه های دینی و ارزشهای فرهنگی مورد قبول اکثریت مردم بسختی مورد انتظار و توجیه پذیرند. در حالی که فرهنگ ما، خصوصا به لحاظ عناصر ادراکی و ارزشی آن، سرشار از مفاهیم و الگوهای مثبت و سازنده است، این باورها و ارزش ها کمتر (آن چنان که در یک فرایند جامعه شناختی مورد انتظار است)، به صورت هنجار درمی آیند و به عرصه زندگی فردی و اجتماعی راه می یابند.
به عنوان نمونه علی رغم اعتقاد به لزوم تواضع و فروتنی در مقابل دیگران، هر کس و از هر قشر و گروهی که باشند، در عمل نوعی رابطه قدرت بر روابط انسانی موجود در جامعه ما، حاکم است; به طوری که با اندکی دقت به عنوان مثال می توان چندین گونه برخورد و مواجهه، بسته به مقام و موقعیت و میزان «کارآمدی » مخاطب، تشخیص داد.
نمونه ای دیگر: در حالی که در حوزه باور و اعتقاد، رعایت قانون و احترام گذاشتن به آن امری لازم و حتی واجب شرعی تلقی می شود، در حوزه کنش و رفتار، قانون و مقررات امری است که باید به هر صورت ممکن و با توسل به هر حیله شرعی و عرفی از آن فرار کرد و تن دادن به آن نوعی ضعف و ساده لوحی تلقی می شود.
باز نمونه ای دیگر:در عناصر ادراکی فرهنگ ما، از جمله در احادیث و روایات منقول از ائمه طاهرین(ع)، کار و تلاش و گذراندن زندگی از حاصل دسترنج و تلاش مفید به حال جامعه (اعم از کار فکری و بدنی) مورد تاکید بسیار واقع شده است و ائمه ما علی رغم در اختیار داشتن ثروت کافی، هیچ گاه از کار و تلاش سازنده باز نمی ایستادند (۱۰) . از حیث جنبه های احساسی فرهنگ نیز امروزه ما در صحبتهایمان برای کار و تلاش صادقانه ارزش زیادی قائل هستیم اما در عمل، کسانی در نظر ما موفق محسوب می شوند و مورد تکریم و اعجاب قرار می گیرند که بتوانند با کار کمتر و راحت تر، درآمد بیشتری کسب کنند و در مدت کمتری به جمع آوری ثروت های کلان توفیق یابند.
باز هم نمونه ای دیگر: در حالی که عمل به وعده و خوش قول بودن از ارزشهای مسلم فرهنگی و دینی ماست، امروزه در چارچوب روابط اجتماعی مبتنی بر قدرت، کسی که بموقع و سر وقت در جلسات و قرارها حاضر شود، بیکار و فاقد موقعیت بالای اجتماعی تلقی می شود و برعکس، فردی که دیگران را منتظر می گذارد و «به دلیل کثرت مشاغل و مسؤولیتهای گوناگون » فرصت انجام تعهدات خود را ندارد، از موقعیت و «پرستی ژ» اجتماعی برخوردار می گردد. زیر پا گذاردن حقوق اجتماعی دیگران، بزرگ نمایی و مهم دانستن کارهای خود، تحقیر و بی اهمیت جلوه دادن کارها و فعالیتهای دیگران ،تفاخر و تبختر، فقدان تساهل و تسامح در برخوردهای فردی و اجتماعی و نمونه هایی از این دست در میان گروهها و قشرهای مختلف بالا و پایین جامعه بوفور یافت می شود. هرچند در کنش های سیاسی اجتماعی گروههای مختلف، از خرد و کلان، می توان نمونه های فراوان و بااهمیت تری نیز سراغ گرفت که از تاثیرات منفی بیشتری نیز برخوردارند، نگارنده با ذکر مثالهای فوق تعمدا مایل است تحلیل را در سطح خرد و حوزه فرهنگ عمومی نگاه د ارد تا از پیچیدگی غیر ضرور بحث و تداخل حوزه ها جلوگیری شود.
۴. کنش نابهنجار تا زمانی که بار ضد ارزشی خود را حفظ کرده و کنش گر، خود را در مقابل جامعه و وجدان خود خلافکار احساس می کند، به لحاظ اجتماعی چندان نگران کننده نیست. چرا که همین بار منفی توان محدودسازی کنش نابهنجار و جلوگیری از تسری آن به عرصه رفتارهای بهنجار اجتماعی را دارد. اما هنگامی که در یک فرایند نزولی، کنش های نابهنجار و ضد ارزشی آن چنان در عرصه عمل اجتماعی جا باز می کنند و عادی می شوند که بتدریج بار منفی خود را از دست داده، خود به صورت منشا ارزشها و هنجارهای جدید ظاهر می شوند، جای نگرانی و احساس خطر وجود دارد. چرا که به لحاظ جامعه شناختی، ارزش ها غالبا هنجارهایی متناسب با خود تولید می کنند (۱۱) . توضیح آنکه ارزش ها تصوراتی کلی از یک امر مطلوب و خواستنی هستند که به قلمرو تصورات ذهنی و احساسات درونی انسان تعلق دارند. این مفاهیم و تصورات کلی هنگامی که بخواهند تحقق خارجی بیابند و رفتارهای بیرونی فرد را جهت دهند، به صورت هنجار در می آیند. به عنوان مثال تواضع یک ارزش است، ولی سلام کردن و جلو پای دیگران بلند شدن، یک هنجار. احترام به قانون یک ارزش است، اما توقف پشت چراغ قرمز یک هنجار. تحصیل دانش ارزش است، ولی در فلان سن خاص به مدرسه رفتن یک هنجار.
بر این اساس عناصر و مؤلفه هایی که در ذهن و ضمیر جامعه به صورت بخشی از فرهنگ عمومی درآیند، چه مثبت و چه منفی، خواه ناخواه، راه خود را به عرصه عمل باز خواهند کرد. باید گفت نمونه های رفتاری فوق نیز غالبا از این گونه اند. یعنی جنبه ضد ارزشی و خلاف بودن خود را از دست داده اند و خود به صورت هنجارهایی برخوردار از پشتوانه ارزشی جدید درآمده اند; به گونه ای که چنانچه کسی از آنها تخطی کندو در صدد عمل طبق معیارهای فرهنگی و اخلاقی برآید، احتمالا مورد اعتراض و نکوهش دیگران نیز قرار می گیرد.
۵. در اینجا همان گونه که در ابتدا اشاره شد، به تاملی درباره دلایل و زمینه های بروز این دوگانگی در باور و عمل از دیدگاهی جامعه شناختی می پردازیم. ابتدا این نکته لازم است گفته شود که در پژوهشهای مربوط به مسائل و موضوعات علوم انسانی، و از جمله پدیده های جامعه شناختی، نمی توان به دنبال یافتن یک «علت » و یا «عامل » مشخص رفت و تک سبب بین بود. چرا که ماهیت این پدیده ها و تفاوتهای ذاتی آنها با پدیده های علوم طبیعی (۱۲) مانع از دستیابی به یک علت مشخص برای بروز آنهاست. به عبارت دیگر هیچ گاه در پدیده های انسانی، برخلاف علوم طبیعی، نمی توان از وارد کردن یک عامل، بروز نتیجه یا نتایج مشخصی را انتظار داشت. به همین دلیل است که غالب پژوهشگران این رشته بیش از آنکه در پی جستجو از رابطه «علت و معلولی » میان پدیده ها باشند، تمایل به یافتن نوعی «تعاقب » و «تقارن » میان آنها دارند (۱۳) . ماکس وبر در تبیین علیت جامعه شناختی آن را جریانی می داند که میان دو نمود، نسبتی منظم برقرار می سازد; بدین صورت که نمود (الف)، نه حتما، بلکه کم و بیش، بشدت باعث تسهیل نمود (ب) می شود. مثلا نظام استبدادی باعث تسهیل دخالت دولت در اداره اقتصاد می شود (۱۴) . به این ترتیب در تجزیه و تحلیل پدیده های فرهنگی و اجتماعی، و از جمله موضوع مقاله حاضر، نیز تنها از زمینه های پیدایش می توان سخن گفت و نه از «علل و عوامل »، (مگر به تسامح).
۱-۵. با بیان این مقدمه باید گفت که یکی از زمینه های پیدایش و رشد دوگانگی میان نظر و عمل در میان ما ایرانیان، وجود نوعی دوآلیسم فکری فرهنگی است که ریشه در اعماق فرهنگ باستانی ما دارد. به عبارت دیگر فرد ایرانی هماره خود را میان دو عنصر بعضا متضاد، یعنی آرمانهای عرشی و زندگی و معیشت فرشی سرگردان و متحیر یافته است. از سویی ویژگی آرمانگرایی و عشق به کمال، خرد و خاطر او را به سوی باور داشتن به کمالات و ارزشها سوق داده و از سوی دیگر زندگی و معیشت مادی با همه الزامات گاه فضیلت کش و عریانیهای چندش آورش، دست و قدم او را به کنش و رفتار فرشی سمت و سو می دهد. به نظر می رسد این امر در پس زمینه (Back ground) شخصیت و منش هر یک از ما به نوعی حضور تعیین کننده دارد; به گونه ای که هماره میان دو قطب متضاد در رفت و آمد هستیم; به گاه سخن گفتن و در عرصه باور و نظر، جان خود را از سرچشمه زلال آرمانها و ارزشهای متعالی سیراب می سازیم و هنگام عمل و در عرصه رفتار فردی و اجتماعی، همچون یک ماشین محاسبه گر فاقد هر گونه احساس و عاطفه تنها به سود و زیان فردی و آنی می اندیشیم. همین جا باید گفت که این حالت با دورویی و نیرنگ و ریا تفاوتی اساسی دارد ونباید با آن اشتباه شود. زیرا در این حالتها فرد، آگاهانه و به عنوان بخشی از یک «کنش عقلانی معطوف به هدف » (۱۵) ، خود را بدروغ معتقد به آرمان و عقیده ای نشان می دهد تا به هدفش برسد. اما در بحث مورد نظر در این مقاله، فرد، از سر ناچاری بی آنکه خود بخواهد و حتی گاه بی آنکه خود بداند، دچار دوگانگی در بینش و کنش می گردد.
۲-۵. حاکمیت درازمدت حکومتهای استبدادی پادشاهی و سلطه بی چون و چرای آنها بر مقدرات و جان و مال مردم این سرزمین، از آنجا که فقدان امنیت فردی و اجتماعی را با خود به همراه داشته است، تاثیرات عمیق و زیانباری را بر شخصیت و منش فرد ایرانی برجای گذاشته که برخی از آنها در طول سده های پی درپی به صورت لایه ضخیمی از عادتهای رفتاری و گفتاری و نیز گونه خاصی از ساخت یابی اجتماعی، ته نشین شده اند. انفکاک میان باور و کنش، یکی از طبیعی ترین آثار و نتایج این امر است که به صورت یک ساز و کار دفاعی در مقابل استبداد و بی قانونی حاکم، ظاهر گردیده است. به دلیل پرداختن برخی از نویسندگان به ابعاد مختلف این مساله، در اینجا به همین مختصر بسنده می شود. (۱۶)
۳-۵. از دیگر زمینه هایی که موجب پیدایش پدیده اجتماعی مورد بحث گردیده، ورود تدریجی، اما شدیدا اثرگذار عنصری جدید به نام فرهنگ غربی به ساحت فرهنگی جامعه ماست. می دانیم که تا یکی دو سده پیش از این، دو لایه فرهنگی موجود در کشور ما، یعنی فرهنگ ملی باستانی و فرهنگ اسلامی شیعی، طی سده های متوالی، با تاثیر و تاثر متقابل همراه حسن همجواری، به برآیند (سنتز)ی طبیعی دست یافته بودند که براحتی عرصه های مختلف حیات مادی ومعنوی انسان ایرانی را پوشش می داد و کمتر میان آرمانها و ایده آلهای ترسیم شده از سوی منابع فرهنگی با زندگی روزمره او و اقتضائات و مناسبات گونه گون آن، دوگانگی و ناسازگاری پیش می آمد. به عبارت دیگر میان جنبه های معنوی و مادی فرهنگ ایرانی سازواری قابل لمسی ایجاد شده بود که کمتر فرد را میان آمال و آرزوهای مصنوعی و غیرطبیعی برنیامده از زمینه های فرهنگی و مناسبات خاص اجتماعی از یک سو و واقعیتهای سخت و عریان زندگی از سوی دیگر، سرگردان و متحیر وامی گذاشت; بلکه آمال و آرزوهای مادی و معنوی او را غالبا با عطف نظر به ساخت و روابط اجتماعی موجود، و زندگی و معیشت او را به نحوی هماهنگ با آرمانها و ارزشهای مورد قبول وی ترسیم می کرد.
اما ورود برخی عناصر و نمودهای فرهنگ و تمدن غربی، به مثابه طلایه داران سپاهی عظیم با داعیه هایی بزرگ همراه دلایل و شواهدی حاکی از قدرت و پیروزی (همچون توان شگفت فنی صناعی و قدرت مهیب تسلیحاتی نظامی) بتدریج، اگر نگوییم به یکباره، بسیاری از معادلات و مفروضات مسیطر بر ذهن و ضمیر ایرانی را بر هم زد و انگاره های جدیدی در مقابل چشمان حیرت زده او پدید آورد; انگاره هایی که با پشتوانه ای از موفقیتها و پیروزیها، به عنوان دلایل حقانیت و حقیقت، خود را بی نیاز از هرگونه استدلال و برهانی جلوه گر می ساخت. (۱۷)
تحیر و اعجاب حاصل از مشاهده پیروزیها و پیشرفتهای علمی فنی غرب که اتفاقا با ناکامیها و شکستهای پی در پی ما در عرصه های مختلف از جمله در روابط و جنگهای خارجی همراه بود، با ایجاد تصور تقابل اخلاق با علم و حفظ ارزش با موفقیت در عمل، به نابودی و ویرانی مستمر پشتوانه های اخلاق در جامعه منجر شد و نوعی یراگماتیسم افراطی را بر اذهان برخی گروههای فکری و فرهنگی حاکم ساخت; به گونه ای که گویی تنها معیار اصالت و حقانیت هر بینش و ارزشی هما
