خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مقررات کیفری، جرایم و مجازات ها در تورات
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 47
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل مقررات کیفری، جرایم و مجازات ها در تورات یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل مقررات کیفری، جرایم و مجازات ها در تورات شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل مقررات کیفری، جرایم و مجازات ها در تورات را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل مقررات کیفری، جرایم و مجازات ها در تورات با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل مقررات کیفری، جرایم و مجازات ها در تورات بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل مقررات کیفری، جرایم و مجازات ها در تورات با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مقررات کیفری، جرایم و مجازات ها در تورات وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل مقررات کیفری، جرایم و مجازات ها در تورات با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل مقررات کیفری، جرایم و مجازات ها در تورات مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مقررات کیفری، جرایم و مجازات ها در تورات :
چکیده این مقاله به بررسی اصول و مقررات کیفری، جرایم و مجازات هایی که در توارت ذکر شده، می پردازد. در بخش نخست به اصولی همچون: شدت مجازات ها، فلسفه مجازات ها و تناسب جرایم و مجازات ها اشاره شده است. در بخش دوم انواع جرایم و مجازات ها مانند جرایم علیه اشخاص، جرایم جنسی و جرایم علیه اموال برشمرده شده است و در بخش پایانی نیز وضعیت قضایی بنی اسراییل در زمان حضرت موسی (ع) و مقررات آیین دادرسی کیفری در آن زمان مورد بررسی قرار گرفته است.
مقدمه امروزه مطالعات تطبیقی در همه رشته های علوم به ویژه علوم انسانی دارای جایگاه ویژه ای است. در بررسی های تطبیقی نباید تنها به مطالعه دیدگاههای موجود بسنده کرد; بلکه کنکاش در سیر تاریخی تحولات را به عنوان بخشی از مطالعات تطبیقی نباید از نظر دور داشت. بدینسان محقق با یک چشم، حال و آینده را نظاره می کند و با چشمی دیگر گذشته را می نگرد. در عرصه پژوهش های دینی، مطالعه احکام و مقررات ادیان پیشین دارای اهمیت به سزایی است; زیرا ادیان الهی دارای جوهر و حقیقت واحدی هستند. از این رو شناخت احکام و مقررات آیین یهود و مسیحیت ما را با سیر تغییر و تحولاتی که در احکام ادیان الهی رخ داده، آشنا می سازد. در این نوشتار، اصول و مقررات کیفری و جرایم و مجازات ها در آیین یهود گردآوری شده است. برای دستیابی به مقررات کیفری شریعت موسی(ع) راههای گوناگونی وجود دارد. مراجعه به آیاتی از قرآن کریم ۱ و روایات معتبری که احکام شریعت موسی(ع) را بیان کرده، یکی از این راهها است. مطالعه در تورات به عنوان یکی از منابع اصلی شناخت این دین نیز دارای اهمیت خاصی است. این نوشتار به گردآوری آنچه در تورات در این باره وجود دارد، پرداخته است. گرچه این مقررات، تحلیل و کنکاش گسترده ای را می طلبد، ولی ارائه آن به صورت یک جا و بدون تجزیه و تحلیل نیز چه بسا دست مایه خوبی برای پژوهشگران باشد. هر چند ما مسلمانان معتقدیم که در تورات، تحریف هایی صورت گرفته، اما این بدان معنا نیست که هر آن چه در تورات آمده، مطالبی تحریف شده است. قواعد و مقررات اجتماعی، حقوقی و اخلاقی فراوانی در تورات وجود دارد که نمی توان در الهی بودن آن تردید نمود شرح بسیاری از ماجراهایی که برای موسی(ع) و بنی اسراییل پیش آمده، با اندک تغییری در قرآن مجید که تحریفی در آن صورت نگرفته و هیچ باطلی در آن راه ندارد ۲ نیز ذکر شده است. گفتنی است مقررات کیفری که در تورات آمده، مربوط به پس از مبعوث شدن حضرت موسی(ع)به پیامبری و خروج بنی اسراییل از مصر و استقرار آنها در بیابانهای اطراف مصر است. پس این مقررات، ناظر به قوانینی که در دوران حاکمیت فراعنه بر مصر نسبت به مصریان و بنی اسراییل اجرا می شده، نیست. عباراتی که از تورات نقل شده، عینا همان متنی است که توسط ولیم گلن از اصل زبان عبرانی به فارسی ترجمه شده و در سال ۱۲۷۳ش برابر با سال ۱۸۵۶ میلادی توسط دارالسلطنه لندن به چاپ رسیده است.
۱- اصول کلی مقررات کیفری در آیین یهود ۱-۱- شدت مجازات ها
اصولا آیین یهود، شریعت دشواری بوده است. به طور طبیعی این دشواری در قواعد و مقررات کیفری نیز جلوه گر شده است; به گونه ای که یکی از اهداف شریعت عیسی(ع) تخفیف احکام و مقررات شریعت موسی(ع) بوده است. آیه پنجاهم از سوره آل عمران، یکی از برنامه های حضرت عیسی (ع)را حلال نمودن برخی از آنچه که در شریعت موسی(ع)حرام بوده، معرفی می کند. 3 با مقایسه ای هر چند اجمالی میان مقررات کیفری آیین یهود با اسلام می توان به روشنی اذعان نمود که در شریعت اسلام به عنوان آخرین دین الهی نیز روند تخفیف و تسهیل استمرار یافته و اسلام، آسان ترین دین الهی است. ۲-۱- فلسفه مجازات ها
بر پایه آیات تورات موجود، فلسفه مجازات ها عمدتا «ارعاب » و «بازدارندگی عمومی » بوده است; مثلا در سفر تورات مثنی، فصل ۱۳، آیه ۱۱ در بیان فلسفه مجازات مرگ برای کسی که مردم را به ارتداد دعوت می کند آمده است: «تا تمامی اسرائیلیان بشنوند و بترسند و بار دیگر چنین امر شنیع را در میان شما مرتکب نشوند.» در فصل ۱۹ از همین سفر در تشریح اعمال مجازات برای شاهد دروغین آمده است: «و این که بقیه مردمان بشنوند و بترسند و من بعد مثل این اعمال شنیع را در میان شما مرتکب نشوند.» و در فصل ۲۱ از همین سفر در آیه ۲۱ درباره فلسفه اعمال مجازات سنگسار برای فرد شرور و یاغی می گوید: «تا تمامی اسرائیل بشنوند و بترسند.» آیه ۱۴ از فصل ۲۰ سفر لویان درباره جمع میان ازدواج با دختر و مادر وی می گوید: «اگر کسی دختری و مادرش را به زنی بگیرد، فجور است، او و ایشان هر دو سوخته شوند تا آن که در میان شما فجور نشود.» آیه ۲۲ از فصل ۲۲ سفر تورات مثنی پس از مقرر نمودن مجازات مرگ برای مرد و زن شوهردار می گوید: «بدین منوال شرارت را از اسراییل دور کن ». 4 ۳-۱- اصل شخصی بودن مجازات ها
در آیاتی از تورات آمده است که گناه پدران به پسران منتقل می شود. مثلا در سفر خروج، فصل ۲۰، آیه پنجم آمده است که: «من که خداوند خدای توام غیورم که گناه پدران بر پسران تا پشت سیم و چهارم بغض کنندگان خود می رسانم.» همچنین در سفر اعداد، فصل ۱۴ آیه ۱۸ آمده است که: «خداوند دیرخشم و بسیار رحیم است و بخشنده عصیان و گناه; اما خبیثان را به هیچ وجه ابراء ننموده، عقوبت گناه پدران از پسران تا سیم و چهارم پشت می کشد.» همین مضمون در سفر خروج، فصل ۳۴، آیه ۷ نیز آمده است. این مضامین را نباید مغایر با اصل شخصی بودن مجازات ها دانست; زیرا این گونه آیات در صدد بیان آثار وضعی و وراثتی گناه و خباثت به نسلهای آینده است; و نه انتقال کیفر و مجازات ظاهری به آنان. در منابع اسلامی نیز نصوصی یافت می شود که چنین آثاری را برای گناه به رسمیت می شناسد. آیه ۱۶ از فصل ۲۴ سفر تورات مثنی به اصل شخصی بودن مجازات ها تصریح نموده است. این آیه می گوید: «به عوض اولاد، پدران کشته نشوند و هم اولاد به عوض پدران کشته نشوند، هر کس به سبب گناه خود کشته شود.» ۴-۱- تناسب جرایم و مجازات ها
اصل تناسب «جرم » و «مجازات » در بسیاری از موارد مورد توجه قرار گرفته است. بر پایه آیه ۲ از فصل ۲۵ سفر تورات مثنی در طرح دعوای کذب، اندازه مجازات به میزان شرارت کسی است که طرح دعوای کذب نموده است. طبیعی است که تشخیص میزان شرارت بر عهده قاضی خواهد بود. بر پایه آیه ۱۹ از فصل ۱۹ سفر تورات مثنی کسی که مرتکب جرم شهادت دروغ شود، محکوم به تحمل همان عملی می شود که در صورت اثبات شهادت وی متوجه مشهود علیه می شد. در جرم سرقت، اوضاع و احوال و شرایط ارتکاب جرم تا اندازه زیادی موجب تفاوت مجازات ها می شود. بر پایه آیات ۳ – ۲ از فصل ۲۲ از سفر خروج، مجازات شروع به سرقت در شب همراه با نقب زدن، مرگ است; ولی همین عمل در روز تنها موجب کفاره است. همچنین اتلاف یا فروش مال دزدیده شده توسط سارق موجب تشدید مجازات می شود. مجازات سرقت در فرضی که مال دزدیده شده نزد سارق، سالم یافت شود، رد دو برابر مال سرقت رفته است; ولی اتلاف آن مستلزم رد چهار یا پنج برابر مال سرقت رفته است. در سرقت حیوانات، حتی بسته به نوع حیوان سرقت رفته، مجازات ها متفاوت است; در حالی که مجازات سرقت یک گوسفند و کشتن یا فروختن آن رد چهار گوسفند است، همین عمل در مورد گاو موجب رد پنج گاو است. ۵-۱- وحدت قوانین کیفری در قلمرو بنی اسراییل
از آیات متعددی از تورات استفاده می شود که در میان بنی اسراییل کسانی به عنوان «غریب » زندگی می کرده اند و احکام شریعت همان گونه که بر بنی اسراییل جاری می شده در حق آنان نیز اعمال می شده است. در سفر لویان، فصل ۱۹، آیه ۳۴ آمده است که: «غریبی که در میان شما ساکن است، برای شما مثل متوطنان شما خواهد بود و او را مثل خودت دوست داری; زیرا که در زمین مصر غریب بودید، خدای شما منم.» همچنین در فصل ۲۴ از همین سفر در آیه ۲۲ آمده است که: «از برای شما قانون یکی است. خواه غریب و خواه متوطن باشد; چون که خداوند خدای شما منم.» آنچه گفته شد، منافاتی با این مساله ندارد که طبقه بردگان نیز در میان بنی اسراییل وجود داشته و گاه دارای احکام و مقررات خاصی بوده اند. ۶-۱- مجازات حیوانات
دامنه اعمال مجازات ها گاه شامل حیوانات نیز می شده است. بر اساس آیات ۲۸ و ۲۹ از فصل ۲۲ سفر خروج هرگاه گاوی با شاخ خود مرد یا زنی را بزند و وی را بکشد، گاو سنگسار خواهد شد. اعم از آن که گاو عادت به شاخ زدن داشته باشد، یا به طور اتفاقی کسی را بکشد. آیه ۳۲ از فصل ۲۱ سفر خروج نیز می گوید: «اگر گاو، بنده و یا کنیزکی را به شاخ زده باشد، سی مثقال نقره به صاحب ایشان داده شود و خود گاو سنگسار شود.»
۲- جرایم و مجازات ها ۱-۲- جرایم علیه اشخاص
۱-۱-۲- قتل: در آیین یهود دو نوع قتل مطرح بوده است; قتل عمد و قتل خطایی. موارد قتل عمد در آیاتی از تورات ذکر شده است. مثلا در سفر اعداد، فصل ۳۵، آیات ۱۶- ۲۱ آمده است: «و اگر او [مقتول] را به آلت آهنین به حدی بزند که بمیرد، زننده قاتل است و قاتل البته کشته شود.» «و اگر او را به سنگی که سبب قتلش باشد بزند که بمیرد، زننده قاتل است و قاتل البته کشته شود.» «و اگر به چوبدستی که باعث قتلش باشد بزند که بمیرد، زننده قاتل است و قاتل البته کشته شود.» «و اگر او را از روی عداوت هدف نماید و یا این که بر او از کمین گاهی چیزی بیندازد که بمیرد و یا این که از روی کینه به دست خود بزند که بمیرد، پس زننده البته کشته شود، چون که قاتل است، ولی مقتول وقتی که به قاتل برخورد، او را بکشد.» در مورد قتل به تسبیب در سفر خروج، فصل ۲۱، آیه ۲۸ آمده است: «و اگر گاوی مردی و یا زنی را شاخ زند، چنانکه بمیرد، آن گاو البته که باید سنگسار شود و گوشتش نباید که خورده شود، اما صاحب گاو مبری خواهد بود. اما اگر آن گاو قبل از آن عادت شاخ زدن می داشت و صاحبش آگاهی داشته، او را حبس نکرد که او مرد و یا زنی را کشت، گاو سنگسار کرده شود و صاحبش نیز کشته خواهد شد.» قتل خطایی نیز در سفر تورات مثنی، فصل ۱۹، آیات ۴ و ۵ این گونه تشریح شده است: «… هر کسی که همسایه خود را به نادانستگی کشته باشد، در حالتی که پیش از آن با او عداوتی نداشت » «برفرض اگر کسی با همسایه خود جهت بریدن درخت ها به جنگل برود و دستش برای قطع نمودن درخت، تبر را بردارد و آهن از دسته بیرون رفته، به آن همسایه بخورد که بمیرد…» مجازات قتل عمد، قصاص بوده است. در سفر تکوین، فصل نهم آیات ۶ و ۷ آمده است: «و یقین که خونهای شما را که جانهای شماست، طلب خواهم نمود، بلکه از دست هر حیوان و از دست انسان طلب خواهم نمود و جان انسان را از دست هر برادرش خواهم طلبید.» «و ریزنده خون انسان خونش از انسان ریخته خواهد شد; زیرا که خدا انسان را به صورت خود آفرید.» اجرای قصاص در مورد قاتل عمدی الزامی بوده و اولیای مقتول مجاز به دریافت دیه در مقابل عفو قاتل نبوده اند. در سفر اعداد فصل ۳۵، آیه ۳۱ آمده است که: «و از برای جان قاتلی که واجب القتل است، دیه گرفته نشود. البته کشته شود.» 5 درباره شیوه اجرای کیفر قصاص، نوع خاصی تعیین نشده است; ولی از برخی آیات استفاده می شود که در جرایم مستوجب اعدام، به دار آویختن مجرم، متداول بوده است. آیه ۲۲ و ۲۳ از فصل ۲۱ سفر تورات مثنی می گوید: «و اگر در کسی خطای مستلزم مرگ باشد و او کشته شود و او را بر دار آویزان کنی » «نعش او در شب بر دار آویزان نماند، بلکه او را باید که در همان روز مدفون نمایی; چون شخصی که بر دار آویخته شد، ملعون خدا است تا آن که زمینی که خداوند خدایت جهت ارثیت به تو می دهد، ملوّث نشود.» حکم قصاص حتی در مورد مولایی که بنده یا کنیز خود را می کشت نیز اجرا می شد. در سفر خروج فصل ۲۱، آیه ۲۰ و ۲۱ آمده است که: «و اگر کسی بنده خود و یا کنیزک خود را به چوب دستی به حدی بزند که زیر دستش بمیرد، البته از او انتقام باید کشیده شود.» «اما یکی دو روز زنده بماند از او انتقام کشیده نخواهد شد; زیرا که زرخرید اوست.» برای کسانی که مرتکب قتل خطایی می شدند، شهرهایی به عنوان نقاط امن و پناهگاه در نظر گرفته شده بود و قاتل ملزم بود تا مدت معینی در همان شهرها بماند و از آنجا خارج نشود. در سفر اعداد، فصل ۳۵، آیات ۹- ۱۵ آمده است که: «و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت » «که با بنی اسراییل متکلم شده، به ایشان بگو هنگامی که از اردن به کنعان عبور نمایید» «آنگاه از برای خودتان شهرها تعیین نمایید. تا آن که برای شما شهرهای مختص، ملجا باشد تا خونی ۶ که شخصی را خطا می کشد به آن جا بگریزد» «و برای شما آنها شهرهای مختص به ملجا از ولیّ مقتول باشند تا که خونی پیش از آن که جهت فتوا در حضور جماعت بایستد، نمیرد.» «و از آن شهرهایی که می دهید [داده می شوید] شش شهر برای شما ملجا باشد.» «سه شهر در این طرف اردن و سه شهر در زمین کنعان بدهید تا که شهرهای مختص به ملجا باشد.» «این شش شهر از برای بنی اسراییل و هم برای غریب و کسی که در میان ایشان متوقف است، ملجا باشند تا هر کسی که شخصی را خطا بکشد، در آن جا بگریزد.» فلسفه پیش بینی این شهرها جلوگیری از قتل قاتل خطایی توسط اولیای مقتول بوده است. در سفر تورات مثنی فصل ۱۹، پس از ذکر موارد قتل خطایی، در آیات ۷-۶ می گوید: «مبادا که ولیّ مقتول خونی، را وقتی که دلش حرارت دارد تعاقب کرده و به سبب مسافت راه به وی رسیده او را بکشد، در حالتی که مستوجب مرگ نبود; چون که بر مقتول پیشتر عداوتی نداشت.» «بنابراین من امر فرموده، می گویم که از برای خود سه شهر جداکن.» شهرهای پناهگاه تنها برای قاتلان خطایی نقطه امن بود. هرگاه کسی که مرتکب قتل عمدی شده به این شهرها پناه می برد، او را گرفته و قصاص می کردند. در سفر تورات مثنی، فصل ۱۹، آیه ۱۲-۱۱ آمده است که: «اما اگر کسی همسایه خود را مبغوض دارد و به قصد او در کمین باشد و بر او مقاومت نموده، زخم کاری بزند که بمیرد و به یکی از آن شهرها بگریزد» «آن گاه مشایخان شهر خونی فرستاده، او را از آن جا بگیرند و او را به دست ولی مقتول تسلیم نمایند تا که بمیرد». امنیت قاتل خطایی تنها تا زمانی بود که وی در شهرهای مقرر ساکن بود. چنانچه قاتل از محدوده این شهرها خارج می شد، و ولی مقتول او را می کشت، قصاص نمی شد. در سفر اعداد، فصل ۳۵، آیات ۲۶-۲۹ آمده است: «و اگر خونی گاهی از حدود شهر ملجایی که به آن گریخته بود بیرون آید» «و ولیّ مقتول او را در بیرون حدود شهر ملجاش بیاید و ولیّ مقتول، خونی را بکشد، خون بر او نیست » «زیرا که در شهر ملجاش تا وفات کاهن بزرگ بایست که بماند، اما بعد از وفات کاهن بزرگ، آن خونی به زمین موروثی خود ۷ برخواهد گشت » «و این احکام از برای شما در همگی مسکنهای شما در تمامی قرنهای شما قانون فتوا باشد.» چنانکه از این آیه استفاده می شود مدت زمانی که مرتکب قتل خطایی باید در شهرهای پناهگاه اقامت کند تا زمانی است که کاهن بزرگ آن شهر که در هنگام ورود قاتل وجود داشته، فوت نماید. در این باره در آیه ۲۵ از فصل ۳۵ سفر اعداد نیز آمده است: «و جماعت، خونی را از دست ولیّ مقتول رهایی دهند و هم جماعت وی را به شهر ملجاش که به آن گریخته بود، برگردانند که در آن جا تا وفات کاهن بزرگی که به روغن مقدس، مسح شده بود، ساکن باشد». ظاهرا هر گاه قاتل پیش از این موعد، شهرهای پناهگاه را ترک می کرد و به وطن خود بازمی گشت، می باید دیه پرداخت نماید; ولی در غیر این صورت ملزم به پرداخت دیه نمی شد. در سفر اعداد، فصل ۳۵، آیه ۳۲ آمده است: «و به خصوص کسی که به شهر ملجاش گریخته است، دیه مگیرید; تا آن که جهت سکونت در زمین ۸ برگردد، پیش از وفات کاهن.» درباره میزان دیه ای که در این گونه موارد باید پرداخت شود به نص روشنی برخورد ننمودیم; تنها در سفر خروج، فصل ۲۱، آیه ۳۰ در مورد کسی که توسط گاو به قتل رسیده، آمده است که: «و اگر دیه بر او گذاشته شود، آنگاه فدیه جان خود را موافق هر چه که به او مقرر شده، تسلیم نماید.» روشن نیست که آیا میزان دیه تابع خواست و رضایت اولیای مقتول است یا توسط قاضی یا با روش دیگری معین می شود، یا میزان مشخص و معینی داشته که در عرف بنی اسراییل معلوم بوده است؟ ۲-۱-۲ راههای ثبوت قتل: قتل با شهادت دو نفر و بیشتر ثابت می شد، ولی با شهادت یک نفر ثابت نمی شد. در سفر اعداد، فصل ۳۵، آیه ۳۰ آمده است که: «هر کس که شخصی را بکشد، آن قاتل به گواهی شاهدان کشته شود، اما یک کس تنها بر شخصی شهادت ندهد تا آن که کشته شود» حکم موارد لوث بر اساس آیات ۱-۹ از فصل ۲۱ از سفر تورات مثنی چنین بوده است: «اگر مقتولی را در زمینی که خداوند خدایت برای ارثیت به تو می دهد، در صحرا افتاده بیابی و معلوم نشود که قاتل او کیست » «آنگاه مشایخ و قاضیان تو بیرون رفته، مسافت شهرهایی که در اطراف قتیل است، بپیمایند» «و مقرر است آن شهری که به قتیل نزدیکتر است، مشایخ آن شهر، گوساله ماده ای که به کار شیار نرفته و پالهنگ ۹ نکشیده است بگیرند» «و مشایخ آن شهر آن گوساله را به دره ای ناهموار که هیچ شیار و کشته نشده باشد، فرود آورند و همان جا در دره، گردن گوساله را قطع کنند» «و کاهنان بنی لیوی نزدیک آیند، چون که خداوند خدایت ایشان را برگزیده است تا آن که او را خدمت کنند و به اسم خداوند دعای خیر بخوانند و انفصال هر نزاع و هر صدمه، مطابق حکم ایشان باشد» «و تمامی مشایخ آن شهری که به قتیل نزدیک است، دستهای خود را بر گوساله ای که در دره سر بریده شده است، بشویند «و متکلم شده بگویند که: این خون را دستهای ما نریخته است و چشمان ما ندیده است » «ای خداوند! قوم خود اسراییل را که باز خریده ای بیامرز و قوم خود اسراییل را به خون ناحق منسوب مکن و خون از برای ایشان عفو کرده خواهد شد.» «بدین منوال خون ناحق را از میان خود رفع خواهی کرد، چون آنچه که در نظر خداوند راست است، به عمل می آوری.» ۳-۱-۲ مسئول اجرای قصاص: آیه ۱۹ از فصل ۳۵ از سفر اعداد می گوید: «ولی مقتول خودش قاتل را بکشد، وقتی که به او برخورد، بکشد.» در آیه ۲۱ از همین فصل و سفر نیز می گوید: «… ولی مقتول وقتی که به قاتل برخورد، او را بکشد.» نباید از این گونه آیات چنین برداشت شود که ولی مقتول حتی بدون حکم محکمه می توانسته قاتل را بکشد; زیرا قراینی نشان می دهد که احاله قصاص به ولی مقتول پس از حکم قاضی است; مثلا در آیه ۱۹ از فصل ۳۵ از سفر اعداد پس از شرح قتل خطایی و عمدی می گوید: «آن گاه جماعت در میان زننده و ولی مقتول، موافق این احکام فتوا دهند.» ۴-۱-۲ آدم ربایی و به برده گی گرفتن انسان آزاد: مجازات این جرم، اعدام بوده است. در سفر خروج، فصل ۲۱، آیه ۱۶ آمده است: «و اگر کسی مردی را دزدیده، او را بفروشد، و یا این که نزد وی یافت شود، البته باید که کشته شود». همچنین در سفر تورات مثنی، فصل ۲۴، آیه ۷ آمده است: «اگر کسی یافت شود که نفسی از برادرانش بنی اسراییل را دزدیده و او را مال التجاره کرده، بفروشد، آن دزد باید بمیرد، بدین منوال شرارت را از میان خود دور نما.» ۵-۱-۲- سقط جنین: در باره سقط جنین در سفر خروج، فصل ۲۱، آیه ۲۲ آمده است: «و اگر مردمان منازعه نمایند و زن حامله چنان زده شود که اولادش سقط شود و اذیت دیگر به زن نرسد، آن گاه موافق هر چه که شوهر زن به او بگذارد، البته باید جریمه شود و در حضور قاضیان ادا نماید.» ۶-۱-۲- ایراد ضرب و جرح عمدی: ایراد ضرب و جرح عمدی، جرم و مجازات آن، قصاص به مثل و در مواردی تنها جزای نقدی بوده است. در سفر خروج، فصل ۲۱، آیات ۲۲-۲۵ آمده است که: «و اگر مردمان منازعت نمایند…» «آنگاه جان عوض جان باید داده شود» «چشم به عوض چشم، دندان به عوض دندان، دست به عوض دست، پا به عوض پا» «سوختن به عوض سوختن، زخم به عوض زخم، لطمه به عوض لطمه ». همین مضامین در آیه ۲۱ از فصل ۱۹ سفر تورات مثنی نیز آمده است. همچنین در سفر لویان، فصل ۲۴، آیه ۱۹ آمده است که: «و اگر کسی همسایه خود را معیوب سازد; چنانکه عمل نموده است، به او همان عمل کرده شود; شکستگی عوض شکستگی، چشم عوض چشم، دندان عوض دندان، چنانکه انسانی را معیوب کرده است، چنین به او عمل شود.» ایراد ضرب و جرح بر پدر و مادر مستوجب مجازات مرگ بوده است. در سفر خروج، فصل ۲۱، آیه ۱۵ آمده است که: «کسی که پدر و مادرش را بزند، البته باید کشته شود». جنایات مولی بر بنده تا زمانی که باعث مرگ بنده نمی شد، مستوجب قصاص و مقابله به مثل نبود و تنها باعث آزادی بنده می شد. در سفر خروج، فصل ۲۱، آیات ۲۶ و ۲۷ آمده است: «و اگر کسی چشم بنده خود و یا چشم کنیزک خود را بزند به حدی که ضایع شود، او را به سبب چشمش به آزادی رها نماید» «و اگر دندان بنده خود و یا دندان کنیزک خود را بیندازد، او را به مکافات دندانش به آزادی رها نماید.» ایراد ضرب و جرح عمدی خفیف موجب قصاص نبود; ولی ضارب موظف بود هزینه درمان مضروب و تاوان بیکاری او را در صورتی که ضرب و جرح باعث از کارافتادگی مضروب شود بپردازد. در سفر خروج، فصل ۲۱، آیات ۱۸ و ۱۹ آمده است که: «و اگر مردمان منازعه نمایند و کسی رفیقش را با سنگ و یا مشت بزند که نمیرد، لکن بستری شود» «اگر برخیزد و با چوب دستی بیرون رود، آنگاه زننده مبری خواهد شد; جز این که [باید] تاوان بیکاری اش را ادا نماید و او را بالکل معالجه نماید.» ۲-۲- جرایم جنسی
زنا یکی از جرایم مسلم و قبیح به شمار می آمده و مجازات آن به تفصیل زیر بوده است. ۱-۲-۲- زنا با دختر باکره غیر نامزد: در سفر تورات مثنی، فصل ۲۱، آیه ۲۸ و ۲۹ آمده است: «اگر مردی دختر باکره نامنسوبه ۱۰ را بیابد و او را به دست آورده، با او بخوابد و هر دو گرفتار شوند» «آنگاه مردی که با او خوابیده است، پنجاه مثقال نقره به پدر دختر بدهد و او از برایش زن باشد به سبب این که وی را خوار نموده است و تا تمامی عمرش مختار نیست که او را مطلقه سازد.» از آیه ۱۶ فصل ۲۲ از سفر خروج استفاده می شود که این حکم مربوط به زمانی است که پدر دختر به ازدواج وی با زانی راضی شود. در این آیه آمده است: «اگر کسی دختری که منسوب به مردی نباشد، فریب داده، با او بخوابد البته به او مهر بدهد تا که زنش باشد و اگر پدرش هیچ راضی نشود که او را به وی دهد، به قدر مهر دوشیزگان نقره به او بسنجد.» ۲-۲-۲- زنا با دختر باکره ای که دارای نامزد است: در این فرض مجازات موردی که جرم در شهر انجام گیرد با موردی که جرم در صحرا و بیابان صورت گرفته باشد، متفاوت است. آیات ۲۳-۲۷ فصل ۲۲ از سفر تورات مثنی در این باره می گوید: «اگر دختر باکره به مردی نامزد شود و دیگری او را در شهر بیابد و با او بخوابد» «آنگاه ایشان را هر دو به دروازه آن شهر بیرون آورده، ایشان را با سنگ سنگسار نمایید تا بمیرند; دختر را به سبب این که در شهر بود و فریاد نکرد و مرد را به سبب این که زن همسایه خود را خوار کرده است. بدین منوال شرارت را از میان خود دور کن » «اما اگر مردی دختر نامزدی را در صحرا بیابد و آن مرد به او زور آمده، با او بخوابد آنگاه آن مردی که با او خوابیده است به تنها بمیرد» «و به دختر چیزی کرده نشود; با دختر گناهی که مستلزم مرگ است نیست; زیرا چنانکه مردی بر همسایه خود برخاسته، او را کشته است. این کار چنین است » «از آن جایی که او را در صحرا یافت و دختر نامزد فریاد کرد و از برایش رهاینده ای نبود». چنانکه ملاحظه می شود تفاوت مجازات در این دو فرض در واقع به دلیل رضایت و عدم رضایت دختر باکره به زنا است. ۳-۲-۲- زنا با زن شوهردار: مجازات زنا با زن شوهردار اعدام بوده است. در سفر لویان، فصل ۲۰، آیه ۱۰ آمده است که: «و کسی که با زن غیری زنا کند، یعنی با زن همسایه خود زنا نماید، البته زانی و زانیه کشته شوند» همچنین در سفر تورات مثنی، فصل ۲۲، آیه ۲۲ آمده است که: «اگر مردی با زن شوهرداری یافت شود که بخوابد، پس هر دوی ایشان، مردی که با آن زن خوابید و آن زن نیز بمیرند; بدین منوال شرارت را از اسراییل دور کن.» ۴-۲-۲- زنای دختر کاهنان: در مورد دختر کاهنان مجازات زنا شدیدتر بوده و به شکل سوختن آنها بوده است. در سفر لویان، فصل ۲۱، آیه ۹ آمده است که: «و دختر هر مرد کاهنی که خود را به زنا پلید سازد، او پدر خویشتن را پلید ساخته است، به آتش سوخته شود.» ۵-۲-۲- زنا با محارم: زنا با محارم دارای مجازات اعدام بوده است. در سفر لویان، فصل ۲۰، آیه ۱۴ آمده است: «اگر کسی دختری و مادرش را به زنی بگیرد، فجور است، او وایشان هر دو سوخته شوند تا که در میان شما فجور نشود.» همچنین در آیه ۱۱ و ۱۲ آمده است: «و کسی که با زن پدرش بخوابد، کشف عورت پدرش را نموده است، البته ایشان هر دو کشته شوند; خون ایشان بر گردن خود ایشان است » «و اگر کسی با عروس خود بخوابد، البته ایشان هر دو کشته شوند چون که مخالطه نموده اند، خونشان بر گردن خود ایشان است.» محارم باب ازدواج در آیات ۷-۱۸ از فصل هیجدهم سفر لویان به تفصیل بیان شده است. ۶-۲-۲- زنا با کنیزکان: مجازات این جرم، تعزیر و تازیانه بوده است. در سفر لویان، فصل ۱۹، آیه ۲۰ آمده است: «هر کسی که با زنی خوابیده، جماع نماید در حالتی که کنیزک و مخطوبه به شوهری است، نه بازخرید شده و نه آزاد شده، آن زن را تازیانه باید زد، ایشان کشته نشوند، زیرا که او آزاد نیست.» «و مرد، قربانی تقصیری خود یعنی قوچ قربانی تقصیری را به حضور خداوند به در خیمه مجمع بیاورد.» ۷-۲-۲- لواط: لواط، جرم و مجازات آن، هم برای فاعل و هم برای مفعول، اعدام بوده است. در آیه ۲۲ از فصل ۱۸ سفر لویان آمده است که: «با ذکوری مثل خوابیدن با زن مخواب که فسق است.» و در آیه ۱۳ از فصل ۲۰ همین سفر نیز آمده است که: «و اگر کسی با ذکوری مثل خوابیدن با زن جماع نماید چون که هر دوی ایشان به مکروهه اقدام نموده اند، البته کشته شوند، خون ایشان بر گردن خود ایشان است.» ۸-۲-۲- نکاح با بهایم: نکاح با بهایم جرم و مجازات آن اعدام بوده است. در سفر لویان، فصل ۱۸، آیه ۲۳ آمده است: «با هیچ حیوانات جمع مشو که تا با او ناپاک باشی و زنی پیش حیوانی به قصد جمع شدن نایستد، چون که مخالطه است. » و در سفر خروج، فصل ۲۲، آیه ۱۹ آمده است که: «هر کسی که با حیوانی بخوابد، البته کشته شود.» ۹-۲-۲- افترا به زن پاکدامن و عفیف: این کار جرم و مجازات آن تعزیر و جریمه نقدی بوده است. در سفر تورات مثنی، فصل ۲۲، آیات ۱۳-۱۹ در این باره آمده است: «اگر کسی زنی بگیرد و به او دخول کرده، از او متنفر شود» «و درباره او سخنان افترا بزند و به بدنامی او را شهرت دهد و بگوید که این زن را گرفتم و چون که به او نزدیکی کردم، او را باکره نیافتم » «آنگاه پدر و مادر آن دختر، علامت دوشیزگی دختر را گرفته، پیش مشایخ آن شهر به دروازه بیاورند» «و پدر دختر به مشایخان گوید که دختر خود را به این مرد به زنی دادم و از وی متنفر است » «و اینک در باره او سخنان افترا زده می گوید که دختر تو را باکره نیافتم و حال این که علامت دوشیزگی دخترم این است; پس آن پارچه را پیش مشایخ شهر بگستراند» «بعد مشایخ آن شهر آن مرد را گرفته، تعزیر نمایند» «و او را به یک صد مثقال نقره جریمه نموده، به پدر دختر بدهند، به سبب آن که باعث بدنامی باکره اسرائیلی شده است و او از برایش زن باشد و در تمامی عمرش مختار نیست که او را مطلقه سازد.» در صورتی که ادعای شوهر مبنی بر باکره نبودن دختری که به عنوان باکره ازدواج کرده، ثابت می شد، مجازات زن، سنگسار بود; در ادامه آیات یاد شده آمده است که: «اما اگر قصه راست باشد و علامت دوشیزگی دختر ثابت نشود» «آنگاه دختر را به در خانه پدرش بیرون آورده، و مردمان شهرش او را با سنگ سنگسار نمایند که بمیرد; زیرا که در اسراییل قباحت ورزیده و در خانه پدرش زانیه شده; بدین منوال شرارت را از اسراییل دور کن.» ۳-۲- جرایم علیه اموال
۱-۳-۲- سرقت: مجازات سرقت و ربودن مال غیر بسته به نوع مال سرقت شده و نیز حالت و زمان سرقت، متفاوت بوده است. در سفر خروج، فصل ۲۲، آیات ۴-۱ و ۷ آمده است: «اگر کسی گاوی یا گوسفندی را بدزدد و او را بکشد و یا بفروشد به عوض یک گاو، پنج گاو و به عوض یک گوسفند، چهار گوسفند خواهد داد.» «اگر دزدی در حال نقب زدن یافته شود، به حدی زده شود که بمیرد، به خصوص آن که خون ریخته نشود.» 11 «اما اگر آفتاب بر او طلوع نموده باشد از برایش خون ریخته می شود چون که بایست که مکافات کلی بدهد و اگر چیزی ندارد باید به سبب دزدیش فروخته شود.» «اگر چیز دزدیده شده چه از گاو و چه از حمار و چه از گوسفند به دست او زنده یافت شود، دو مقابله باید رد نماید.» «اگر کسی به همسایه اش نقره و یا ظروف به خصوص نگاه داشتن بدهد و از خانه آن کس دزدیده شود، چنانچه دزد یافت شود باید که دو مقابله ادا نماید.» چنانکه ملاحظه می شود مجازات سارق با توجه به وجود عین مال مسروقه یا تلف شدن آن، متفاوت بوده است. با وجود عین مال، دو برابر آن به مال باخته پرداخت می شد; حال آن که در صورت تلف در مورد گاو، پنج برابر و در مورد گوسفند، چهار برابر پرداخت می شده است. به بردگی گرفتن دزد نیز مجازاتی بوده که هر گاه دزد توان جبران خسارت را نداشته، در مورد او اعمال می شده است. ۲-۳-۲- خیانت در امانت، کلاهبرداری و تصاحب مال غیر: در آیات ۷-۱ از فصل ششم سفر لویان در این باره آمده است که: «و خداوند به موسی بدین مضمون فرمود» «که اگر کسی گناهی ورزیده، تقصیری به خداوند نماید و به همسایه اش درباره امانت و یا شراکت و یا چیزی که به زور و یا به حیله از همسایه اش گرفته باشد، انکار نماید» «و
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
