خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ارزیابی معرفت انسان نسبت به خدای متعال از دیدگاه اسلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ارزیابی معرفت انسان نسبت به خدای متعال از دیدگاه اسلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شناخت خدا مبنای شناخت وظائف انسان
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شناخت خدا مبنای شناخت وظائف انسان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
17ساعت
10دقیقه
40ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مبانی معرفت شناسی مفاهیم ماورای طبیعی دینی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 71

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مبانی معرفت شناسی مفاهیم ماورای طبیعی دینی، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی معرفت شناسی مفاهیم ماورای طبیعی دینی شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی معرفت شناسی مفاهیم ماورای طبیعی دینی:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی معرفت شناسی مفاهیم ماورای طبیعی دینی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مبانی معرفت شناسی مفاهیم ماورای طبیعی دینی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مبانی معرفت شناسی مفاهیم ماورای طبیعی دینی را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبانی معرفت شناسی مفاهیم ماورای طبیعی دینی :

چکیده

در این مقاله به طور اختصار در دو مقوله بحث شده است:

الف – موانع ومشکلاتی که برای انسان در باب فهم مفاهیم ماورای طبیعی دینی پیش می آید موانعی از قبیل انس به محسوسات، محدودیت زبان بشری وتطور زبان.

ب – مبانی وصول به معرفت مفاهیم ماورای طبیعی دینی.

در این قسمت مسائل زیر بحث شده است:۱ – راههای شناخت کدام است ومفاهیم دینی را چگونه واز چه راهی می توان شناخت؟

۲ – آیا هستی دارای مراتب است؟ حقایقی که مفاهیم دینی از آنها حکایت می کند در کدام مرتبه هستی جای می گیرند؟

۳ – فاعل شناسنده باید چه ظرفیتها وصلاحیتهایی داشته باشد تا شایستگی درک این مفاهیم را داشته باشد.

۴ – خداوند با چه زبانی بابشر سخن گفته وبه عبارت دیگر زبان دین چه زبانی است؟ آیا الفاظ دینی در همان معنایی استعمال می شوند که در عالم محسوسات به کار می روند یا اینکه زبان تمثیلی وسمبلیک است ومفاهیم به نحو مشترک معنوی در حقایق محسوس ومعقول به کار می روند واین مفاهیم محسوس همچون اصل وجودات محسوس آیه ونشانه آن مفاهیم نا محسوس هستند؟

نتیجه اینکه گذر از آن موانع ومعرفت به این مبانی می تواند ما را به معرفت آن حقایق برساند.

«الحمد لله علی ما عرفنا من نفسه والهمنا من شکره وفتح لنا ابواب العلم بربوبیته ودلنا علیه من الاخلاص له فی توحیده » (۱)

بدیهی است که شناخت مفاهیم ماورای طبیعی دینی همواره در طول تاریخ بشر از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است وهیچ گاه جوامع بشری از اعتقاد به یک سلسله مفاهیم مقدس فوق مادی خالی نبوده است. بدیهی است که اعتقاد هر فرد بر مبنای نحوه معرفت او از هستی پدیدار می گردد، اما این معرفت از دوره ای تا دوره ای و جامعه ای تا جامعه دیگر واز انسانی تا انسان دیگر متفاوت است، چنان که در خود اسلام

«اگر تصویرهایی که از خدا وصفات او از پیامبر و نقش او در طول چهارده قرن گذشته در اندیشه های مسلمانان آشکار شده است در کنار هم بچینیم ومقایسه کنیم آنها را بسیار متفاوت خواهیم یافت. هر کس وهر گروه مساله اولوهیت، توحید، نبوت ومعاد را به گونه ای متفاوت با دیگران یافته وبیان کرده است. همه دنبال حقایق مشترک گشته اند ولی آنچه فهمیده وبیان کرده اند وصورت هایی که از آن ترسیم نموده اند بس متفاوت بوده است » (۲)

در بستر تاریخ انسانهایی را می بینیم که ماهیت حقایق فوق طبیعی بر آینه وجودشان تجلی نموده وجذبه های حقیقت آنها را مجذوب خود کرده وآنها را به اوج قله انسانیت ومقام خلیفه اللهی صعود داده است. گروهی دیگر تنها بر مبنای ابزارهای معرفتی خویش، بهره ای از حقیقت بردند وبه همان میزان در راستای کمال انسانی گام برداشتند.

گروهی دیگر معرفتشان از حقایق هستی از دایره اوهامشان فراتر نرفته بنابراین به جای پیوستن به ذروه توحید، خود را با صنمی از اصنام طبیعی یا اسطوره ای از اساطیر تاریخ سر گرم نمودند. پس این نکته مبرهن می گردد که مبانی معرفتی هر فرد و جامعه ای مبنای عقیده وایمان وعمل اورا تشکیل می دهد.

در این جا این سؤال اساسی رخ می نماید که چگونه می توان در شناخت حقایق هستی به معرفت صحیح دسترسی پیدا کرد وراه رسیدن به معارف یقینی کدام است؟

می دانیم که مفاهیم دینی از یک سلسله حقایق وجودی ماورای طبیعی حکایت می کنند وایمان به آن حقایق در گرو معرفت آنها ودرجات ایمان به درجات معرفت وابسته است ، پس ضروری است که مبانی معرفت شناسی خود را منقح نموده تا در معرفت حقایق دینی دچار انحراف نگردیم، علاوه بر آن ریشه انحرافات عقیدتی را که ریشه در فهم انحرافی مفاهیم قدسی دینی دارد بیابیم. توضیح اینکه مفاهیمی چون خدا واسماء وصفاتش، غیب وشهادت، توکل وتوسل، دعا وشفاعت، قضا وقدر، عرش و کرسی، لوح و قلم، قیامت وبرزخ، بهشت وجهنم، روح مبانی معرفت شناسی …

و ملک، وحی و کتاب و… همه مفاهیمی هستند که از یک سلسله حقایق ماورای طبیعی حکایت می کنند و عدم شناخت درست آنها موجب برخی انحرافها از صراط مستقیم الهی و گمراهی ها و الحادها در اسمای الهی گردیده است. به عنوان مثال چرا گروهی همواره خواسته اند خدا را در پس پرده مجهولات خویش جستجو کنند وهر زمان که علل طبیعی مجهولی کشف شد، خدای آنان یک گام به عقب نشست؟ چرا گروهی با تمسک به آیات وروایات، خدا را همچون انسانی تنومند نشسته بر تختی مادی در آسمان ها پنداشته اند؟ چرا دعا وشفاعت که وسائط تعالی انسان از حظیره خاک به عالم افلاک است ابزار دست رمالان و ورد نویسان دنیا پرست قرار می گیرد؟ چرا توسل وتوکل که دو سلاح در دست مصلحان در راستای صلاح وسداد است در دست چهره های زر و زور و تزویر، مسکن توده های عامی قرار می گیرد؟ آیا همه اینها حاکی از این نیست که مادر باب معرفت شناسی در معارف دینی دچار ضعف وکج اندیشی هستیم وروشهای صحیح معرفت مفاهیم دینی به رویمان گشوده نشده است؟

در این بحث کوتاه در صدد هستیم به پاره ای از موانع معرفت اشاره کنیم ومبانی وصول به شناخت صحیح در مفاهیم دینی را بیابیم – ان شاء الله.

موانع معرفت مفاهیم ماورای طبیعی:

۱ – انس به محسوسات

ما انسانها به دلیل انس با محسوسات وغوطه وری در مادیات مایلیم مفاهیم قدسی ماورای طبیعی را هم در حد محسوسات و وابسته به محسوسات تنزل دهیم وانتظار داریم باهمان معیار ومیزان عالم محسوس، حقایق عالم غیب را در تور معرفت خویش قرار دهیم. چنان که علامه طباطبایی می فرماید:

«عادت ما چنین است که وقتی الفاظ را می شنویم معانی مادی یا وابسته به ماده از الفاظ به ذهن متبادر می شود پس وقتی الفاظی مثل حیات وعلم وقدرت وسمع وبصر وکلام واراده و رضا و … ر می شنویم آنچه به ذهن تبادر می کند وجودات مادی این مفاهیم است و وقتی می شنویم «ان الله خلق العالم وفعل کذا وعلم کذا واراد او یرید او شاء او یشاء کذا» فعل را مقید به زمان می کنیم چون در زندگی روزمره اینگونه عادت کرده ایم…» (۳)

به دلیل این عادت و انس با عالم ماده است که وقتی مفاهیم ماورای مادی را می شنویم نمی توانیم تصوری روشن از آنها داشته باشیم، لذا دچار حیرت می شویم.

چنانکه استاد مطهری می فرماید:

«اشکال مسائل ماوراء الطبیعی در مرحله تصور است نه در مرحله تصدیق … بر خلاف سایر علوم.» (۴)

۲ – محدودیت زبان بشری

زبانی که با آن سخن می گوییم زبان بشری است وبیشتر برای مفاهیم مادی ساخته شده است وگنجایش بیان ماهیت مفاهیم قدسی را ندارند واز طرفی خدای سبحان وقتی می خواهد با انسان سخن بگوید چاره ای نیست جز اینکه آن حقایق قدسی را تنزیل داده ودر قالب همین الفاظ بگنجاند – چنانکه می فرماید:

«و انه لتزیل رب العالمین…بلسان عربی مبین » (۵) تا میسور فهم انسانها شود اما با همه این احوال گنجاندن معانی فوق طبیعی در قالب الفاظ رایج، بسی دشوار است، چنان که فارابی در رساله جمع بین رایین سخنی به این مضمون دارد«ما معانی را آن چنانکه هستند وادراک می کنیم نمی توانیم به الفاظی که رایج است تعبیر کنیم، اینها مبین ومعرف آن معانی لطیف ودقیق نیستند»

پس از آن گفته: «اگر از من بخواهی الفاظی دیگر ابتداء وراسا برای آن معانی وضع کنم که مودی آنها شود برایم مقدور ومیسور نیست چرا که هر گونه لفظی را وضع کنیم باز همه آنها از این عالم طبیعت برخاسته اند وهرگز برای ایفای مقاصد ومعانی کافی نخواهند بود» (۶).

استاد مطهری در همین زمینه می فرماید:«محدود بودن مفاهیم الفاظ وکلمات از یک طرف وانس اذهان به مفاهیم حسی ومادی از طرف دیگر، کار تفکر وتعمق در مسائل ما وراء طبیعی را دشوار می سازد… حقیقت این است که مفهوم سهل وممتنع در مورد مسائل الهی بیش از هر مورد دیگر صدق می کند… زیرا معانی ماوراء الطبیعی را در محدوده مفاهیم وتصورات عادی وارد کردن ودر قالب الفاظ وکلمات جای دادن شبیه دریا را در کوزه ریختن است.

معانی هرگز اندر حرف ناید که بحر بیکران در ظرف ناید» (۷)

سر مطلب این است که «همه الفاظ وعبارات محدودند وبدون استثنا مادی اند وبه صفات ماده متصف وعالم علم وغیب معانی اند وغیر متصف به اوصاف واحکام ماده، پس چگونه موجود محدود می تواند مبین و معرف نامحدود باشد» (۸)

۳ – تطور زبان

زبان های بشری همواره در حال تغییر و تطورند و «معنای واژه ها در طول زمان تغییر پیدا می کند از یک واژه در عصرهای مختلف معناهای گوناگون فهمیده می شود» (۹)

الفاظی نظیر کتاب و لوح و قلم در هزار سال قبل متناسب با ابزار آن زمان فهمیده می شد اینک که چهارده قرن با عصر نزول قرآن فاصله داریم آیا می توانیم به آسانی ادعا نمائیم معانی که از یک واژه در این زمان به ذهنمان متبادر می شود همان معانی است که در عصر نزول فهمیده می شد؟ پس به طور کلی مادر مواجهه با مفاهیم قدسی ماورای طبیعی با دو سنخ مشکل مواجه هستیم اولی در ناحیه ادراک است ودومی در ناحیه تبیین و تفسیر مدرکات که از ناحیه زبان والفاظ حاصل می گردد. چنان که امام خمینی در باره دشواری تبیین آنچه که انبیا یافته اند می فرماید:

«داستان هر یک از انبیا مثل آن آدمی است که خواب دیده ومناظر فوق عادی را مشاهده کرده لکن زبانش عقده (گره) دارد و مردم هم کر هستند، عقده پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله از همه بیشتر بود برای اینکه آنچه یافته بود آنچه از قرآن در قلب او نازل شده بود – آن را برای چه کسانی بیان کند؟ مگر آنکه رسول الله او را به مقام ولایت تامه منصوب کرده است [یعنی] علی علیه السلام » (۱۰)

شاید به دلیل همین محدودیتهای ذهنی وزبانی است که در روایات ما آمده:

«قصرت الالسن عن بلوغ ثنائک وعجزت العقول عن ادراک کنه جمالک » (۱۱)

هم عقلها از ادراک کنه صفات جمال حق تعالی عاجزند وهم زبانها از توصیف او. چرا که نا محدود نه در اذهان محدود می گنجد که تصور گردد ونه الفاظ که برای معانی محدود ومحسوس و وابسته به محسوسات وضع شده اند ظرفیت تفسیر حقایق نامتناهی ونامحسوس را دارا هستند، اما می دانیم که خداوند آن حد از معرفت را که لازمه عبودیت ماست از ما محجوب نساخته است چنانکه امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید«لم یطلع العقول علی تحدید صفته ولم یحجبها عن واجب معرفته » (۱۲)

پس بر ماست که طریقه معرفت او ودیگر حقایق قدسی را پیدا نموده وزبانی را که او با ماسخن گفته بشناسیم، به امید آنکه با دستیابی به اعتقادات حقه باب تسبیح وتقدیس حق آنگونه که شایسته مقام عز ربوبی است به رویمان گشوده شود تا در زمره عباد مخلص او در آییم. ان شاء الله.

مبانی وصول به معرفت مفاهیم ماورای طبیعی دینی

برای نیل به این مقصود لازم است: ۱ – راه های معرفت را بشناسیم ومشخص کنیم در معرفت حقایق ماورای طبیعی کدام سنخ از روشهای شناخت می تواند راهگشای ماباشد. ۲ – مراتب هستی را شناخته وجایگاه حقایق ماورای طبیعی را در سلسله مراتب هستی معین نماییم. ۳ – بررسی نماییم که فاعل شاسنده باید دارای چه ویژگیهایی باشد تا شایستگی دریافت وظرفیت تحمل این معانی را داشته باشد. ۴ – منقح نمائیم که خداوند باچه زبانی با بشر سخن گفته والفاظ بشری چگونه می تواند منعکس کننده آن حقایق غیبی وسرمدی باشد.

۱ – راههای شناخت

یکی از مسائلی که به قدمت تاریخ تفکر بشر سابقه تاریخی دارد مساله شناخت ومنابع وراههای شناخت است، اولا آیا بشر توانایی شناخت جهان خارج را دارد وبالاتر اینکه آیا حقیقت و واقعیتی خارج از ذهن داریم یا اینکه هرچه می گوئیم منشایی جز اوهام ذهنی ندارد؟ از اینها گذشته کسانی هم که معرفت را ممکن دانسته چهار دسته اند:

الف – برخی آن را محدود به حس نموده و هرگونه معرفت غیر حسی را انکار کرده اند،ب – گروهی دیگر آن را منحصر در عقل کرده وشناختهای غیر عقلی را بی اعتبار دانسته اند.

ج – گروه سوم نه به حس اعتماد نموده ونه به عقل وگفتند معرفت حقیقی تنها از طریق شهود درونی واز راه دل قابل تحصیل است.

د – عده ای هیچ یک از طرق مذکور را در شناخت حقایق ماورای طبیعی معتبر ندانسته مگر از طریق وحی. تفصیل افکار هر یک از این نحله های فکری را باید از کتب تاریخ فلسفه وکلام جست (۱۳).

براستی در میان این همه اختلاف نظر در بحث معرفت کدامین سخن قول صواب وکدامین طریق صراط اقدم است؟ حقیقت این است که راههای شناخت هر یک در جای خود دارای ارزش واعتبار می باشند و می توانند برای ما منشا یک سلسله از آگاهیها باشند.

الف – شناخت حسی: حواس پنچگانه برای دریافت جزئیات که بذرهای اولیه برخی از مراتب دیگر معرفت نظیر معرفت عقلی است بسیار با اهمیت است.

ب – معرفت عقلی: عقل برای ساختن مفاهیم کلی عقلی یعنی معقولات اولی ومعقولات ثانوی فلسفی ومنطقی نقش اساسی دارد وهر کدام از اینها به گونه ای موجب وسعت آگاهی ما از هستی می شوند در مرتبه بعد همین شناختهای تصوری زیر بنای شناختهای تصدیق ما را تشکیل می دهند وما را در ساختن استنتاجهای منطقی ، بویژه ساختن برهان یاری می دهند (۱۴).

ج – معرفت عرفانی: یکی دیگر از منابع معرفت ما «دل » است چه بسا که صفحه دل تجلی گاه انواری از معرفت ربوبی و عالم قدسی می گردد که نه تنها با حواس ظاهری وروشهای تجربی، بلکه با فعالیتهای ذهنی و براهین عقلی هم قابل تحصیل نیست، تا جایی که عرفا عالیترین منبع کشف حقیقت را «دل » دانسته و می گویند:

«علم تام به ماوراء الطبیعه وحقایق ملکوت عالم از تجافی عالم ماده واتصال واتحاد با حقایق غیبی حاصل می گردد… وانبیا به مشاهده حضوری، حقایق را در عالم علم ربوبی ومراتب علم حق شهود می نمایند وصافترین علم همین علم شهودی حضوری است. این علم مقدم بر رسیدن حقایق از طریق نظر است » (۱۵)

اما چگونه «دل » می تواند کانون کشف حقایق باشد؟ آنچه که قاطبه اهل طریقت بر آن متفق اند این است که تزکیه نفس از ارجاس مادی وانجاس دنیوی ومخالفت باخواسته های نفسانی وچشم پوشی از لذات دنیوی ودر پیش گرفتن تقوای الهی در جمیع شئون زندگی قلب را آماده می سازد که مرءات تابش نور حق گردد، همان گونه که قرآن کریم می فرماید: «واتقوا الله ویعلکم الله » (۱۶) اگر خدا ترس باشید خدا شما را به حقایق هستی عالم می گرداند ودر جای دیگر می فرماید: «ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا» (۱۷) اگر از خدا (در ارتکاب به معاصی) پروا داشته باشید خداوند به شما بینشی عطا می کند (که به برکت آن حق را از باطل تمییز می دهید). استاد جلال الدین آشتیانی در مقدمه شرح قیصری بر فصوص الحکم ابن عربی در سر تحصیل محیی الدین به مقام استادی اهل معرفت می گوید:

«منشا این همه تحقیقات وسبب بروز این حقایق علمی صفای باطن وروشنی ضمیر ومواظب هر طاعت وملازمت بر عبادت وپیروی از باطن شریعت حقه محمدی و تلطیف سر ونظر و تجرید روح ونفس از آلایش مادی است (۱۸). سالکان مسلک برهان از ماوراء حجاب به واقع علم پیدا می کنند ولی علوم اهل ریاضات ومکاشفات بلا هم واسطه از حق اول ماخوذ است وحقایق را به شهود عیانی می یابند… به همین مناسبت اهل نظر اذعان [حکما وفلاسفه] دارند که علم حاصل از طریق تصفیه که از آن به عین الیقین و حق الیقین تعبیر کرده اند صافتر وکاملتر از علم حاصل از طریق برهان است » (۱۹).

البته این به معنای نفی روش عقلی وتحصیل نظری نیست بلکه این را باید مقدمه دانست نه غایت قصوای حرکت انسان در مسیر معارف، چنان که عارفان طریقه حکمت و حقیقت نیز بر این نکته معترفند:

«معرفت و تحقیق علم وتحصیل معارف از طریق نظر [طریقه عقلی] بذر وماده مشاهده ومکاشفه است » (۲۰).

پس بر رهروان صراط معرفت وپویندگان کمال حقیقت فرض است که بذر تحقیق نظری را در سرزمین جان خویش که با حکمت عملی وریاضات شرعی مهیا وحاصلخیز شده ببیفشانند وبا استغاثه به درگاه رب العالمین از او بخواهند تا باران رحمتش را بر آن ببارد واز نور معرفتش بر آنان بتاباند تا به حقایق هستی بینا وآگاه گردند»

د – شناخت های وحیانی: یکی دیگر از منابع اصیل معرفت که ویژه انبیای الهی ومتدینان به ادیان الهی است، شناخت هایی است که از طریق وحی برانسان ارزانی شده است.

چنان که خدای سبحان به رسول اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: «وعلمک ما لم تکن تعلم » (۲۱) ای پیامبر ما از طریق وحی چیزهایی به تو آموختیم که در توان تو نبود که از جانب خودت وبا تلاش خودت بدان دسترسی پیدا کنی، آری بعد از آنکه پیامبر سالیان دراز متفکر در آثار صنع ربوبی ومتغمر در تهذیب درونی بود ودر کمال قوه نظری (۲۲) و حکمت عملی منفرد در صحنه گیتی شد، برای رسیدن به کمال نهایی و مقام خلیفه اللهی ضروری بود که در محضر حق زانو بزند واز سر چشمه وحی الهی جرعه جرعه بنوشد تا سیر او کامل گردد یعنی عالم به علومی گردد که هیچ دانشمند تجربی وحکیم حکمت نظری و عارف معرفت عرفانی را بدون اتصال به وحی بدان راهی نیست، وتنها مؤمنین به نبی هستند که به واسطه رسول حق صلاحیت دریافت این علوم را پیدا می کنند. چنان که قرآن مکرم می فرماید: «…علمکم ما لم تکونوا تعلمون » (۲۳) خداوند به نعمت وجود پیامبر شمارا عالم به علومی گردانید که خودتان با طرق بشری توان دریافت آن را نداشیتد چنانکه عالم ربانی مفسر محدث شیخ محمد رضا قمی ذیل این آیه می فرماید:

«مالم تکونوا تعلمون، اشاره دارد به لم تکونوا تعلمون بالفکر والنظر ولا طریق له سوی الوحی » (۲۴).

این حقیقتی غیر قابل تردید است که علم به صفات جمال وجلال خدا وعلم به معاد وطریق آخرت واحوال قیامت ومقام رضا ورضوان ومراتب جنت ودرکارت جحیم وحالات نفس بعد از مرگ و… همه از مسائلی است که نه با عقل تجربی ونه باقوه نظری ونه باکشف باطنی قابل تحصیل است بلکه تنها از طریق وحی است که دریچه ای به سوی این معارف به روی انسان مؤمن وعبد خدا گشوده می گردد. چنانکه حکیم متاله وصدر المتالهین می فرماید:

باید دانست که مراد از معرفت خدای تعالی وعلم به معاد ومسیر آخرت آن اعتقادی نیست که افراد عامی آموخته اند… و (نیز) آن راهی نیست که اهل کلام [معتزله واشاعره] رفته اند… و ایضا چیزی نیست که با صرف بحث های عقلی حاصل آید. چنان که شیوه اهل نظر و غایت اصحاب مباحثه و تفکر است.

به تحقیق که همه اینها ظلمات محض هستند… بلکه معرفت الله و علم معاد و… نوعی معرفت یقینی است و آن ثمره نوری است که خداوند به سبب اتصال او به عالم قدس و پاکیها و به سبب خلوصش در مبارزه با جهل و اخلاق ذمیمه در قلب مؤمن می افکند و… و من از اینکه مدتی عمرم را در آراء متفلسفه و مجادله اهل کلام سپری کردم در درگاه خدا استغفار نمودم… تا اینکه آخر الامر به نور ایمان و تایید خدای منان بر من آشکار شد که قیاسهایشان بی نتیجه و راهشان غیر مستقیم است، آنگاه زمام امورم را به دست خدای سبحان و رسول منذرش سپردم وبه هر آنچه که از او به ما رسیده ایمان آوردم و تصدیق کردم و… به صراط هدایت او اقتدا نمودم و آنچه که نهی نمود پرهیز کردم… تا اینکه خداوند [نور معرفتش] را بر من گشود پس به برکت متابعت آن به فلاح و رستگاری دست یافتم. (۲۵)

آری این اعترافات حکیم عارفی است که پس طی مسیر عقل وعرفان زانو زدن در مکتب نبی اکرم را تنها راه فلاح در رسیدن به کمال معرفت یقینی ونجات معنوی می داند نه تنها ایشان، بلکه ابن سینا استاد یگانه فلسفه مشاء هم به این حقیقت معترف است ومی گوید:

«مباحث حکمت الهی برتراز آن است که باتفکر بشری وضع شده باشد بلکه واضع آن خداوند حکیم می باشد که توسط پیامبران به انسان هارسیده است » (۲۶)

پس مفاهیم دینی که مجموعه حکمت الهی را تشکیل می دهد واضع آن خداوند ومعلم آن انبیای الهی هستند، البته مراد ما نفی سایر مراتب شناخت نیست بلکه شناختهایی که از طریق علوم تجربی وفلسفه وعرفان به دست می آیند همه در جای خویش معتبرند. معتقدیم که به عدد انفاس خلایق راه رسیدن به خدا وجود دارد اما مدعی هستیم که سایر راههای معرفت بدون تمسک به معارفی که انبیای الهی آورده اند به بیراهه رفتن است.

درست است که از طریق علوم تجربی خدا ثابت می شود اما آن خدایی که الهیات طبیعی (۲۷) ثابت می کند همچون اعت ساز لاهوتی است که صرفا سازنده جهان است ودیگر جهان را بدو نیازی نیست (۲۸) وخدایی که ارسطو ثابت می کند تنها محرک اول است، حتی خدایی که عرفان منهای شریعت نبوی معرفی می کند خدای مستجمع اسماء الحسنی و صفات العلیا، نیست و تازه این اول راه است و معارف الهی و مسائل غیبی در باب لوح وقلم، عرش وکرسی و… آن قدر کثیر و عمیق است که در توان اندیشه آدمی نیست تا بتواند مستقلا بدان دست رسی پیدا کند، اینجاست که گروه زیادی از فلاسفه وحکما و جهانبینان شرقی وغربی به این واقعیت اعتراف نموده می گویند:

اندیشه های رسمی وعقل نظری که بر مبنای پدیده شناسی فعالیت می کنند نمی توانند درباره ذات وشئون خداوندی به نتیجه صحیح برسند بلکه به دلایل کاملا قانع کننده ورضایت بخش می گویند حتی اندیشه وعقل نظری از نفوذ به پشت پرده نمودها وپدیده های جهان نیز ناتوان است » (۲۹)

به گفته اکویناس شارح بزرگ ارسطو و مبدع الهیات فلسفی مسیحی:

«وحی واجب است زیرا مهمترین حقایق الهی (الهیات) در دسترس عقل نیست » (۳۰).

۲ – شناخت مراتب هستی

یکی دیگر از ارکان اساسی معرفت مفاهیم ماوراء الطبیعی دینی شناخت مراتب هستی است. موضع گیری هر کسی در برابر قبول یا رد این مفاهیم مبتنی بر مبنای فکری او در هستی شناسی است. طبیعی است کسانی که هستی را منحصر در عالم محسوس مادی می دانند هر گونه مفهومی را که حکایت از هستی ورای عالم مادی نماید، منکر باشند ویا تفسیر مادی وجسمانی نمایند همانند ماتریالیستها. اما قاطبه فیلسوفان الهی هستی را ذو مراتب می دانند دست کم آن را به دو مرتبه مادی ومجرد از ماده تقسیم می کنندکه در اصطلاح دینی عالم غیب وشهادت نامیده می شود. محققان در فلسفه اسلامی برای عالم غیب (مجردات) نیز مراتبی قائلند که اولین مرتبه آن مرتبه عالم مثال یا عالم برزخ نامیده می شود چنانکه قرآن کریم فاصله مرگ تا قیامت کبری را بدین نام می خواند ومی فرماید:

«ومن ورائهم برزخ الی یوم یبعثون » (۳۱)

از خصوصیات این مرتبه این است که موجودات این عالم فاقد جرمند لکن دارای ابعاد ماده می باشند.

مرتبه دیگر عالم مجردات محضه است البته این عالم خود مراتبی دارد از مجردات امکانی گرفته تا عالم اسما وصفات الهی وفوق آن عالم عز ربوبی که مجرد از هر گونه تعیین اسمی و تقید مفهومی است. ملا صدرا می فرماید:

«او [خداوند] فاعل حقیقی ومبدا اصلی ایجاد این نشئه جسمانی است لکن پس از ایجاد سایر عوالم وجود واستیفای مراتب موجودات (عقلانی که برتر وبالاتر از عالم جسمانی اند) به ایجاد این نشئه ونشئات دیگری که بعد از این نشئه جسمانی اند پرداخت ومراتب عالیه وجود را ابداع نمود وسپس موجوداتی که به سوی مبادی بازگشت می کنند پدید آورد. پس نهایت وجود، بر عکس هدایت اوست زیرا سلسله وجود در قوس نزول (عقل، نفس، طبیعت و ماده) است… سپس سلسله وجود از عقل آغاز می گردد وبالاخره به عاقل (که عقل اول وذات مقدس الهی است) منتهی می گردد ومابین عقل که سر سلسله مبدعات است وعاقل که علت اولی ومبدا کل است مراتب ومنازل متعددی است که در جهت شرف وکمال متفاوت اند» (۳۲).

علامه طباطبایی در تایید همین مطلب می فرماید:

وجود امکانی که فعل خدای تعالی است [به اعتبارات مختلف] تقسیم هایی دارد. یکی از آنها این است که وجود امکانی تقسیم می شود به مادی ومجرد ومجردات تقسیم می شوند به مجرد عقلی ومجرد مثالی… پس عالم عقلی عالم مجردات تامه است [یعنی] هم در ذاتشان وهم در فعلشان از ماده وآثار ماده مجردند وعالم مثال از ماده مجرداست، لکن از آثار ماده مثل شکل داشتن و بعد داشتن و وضع داشتن ونظایر آن مجرد نیست… وعالم ماده عالمی است که موجودات آن از تعلق به ماده خالی نیست وهمه آنها منغمر در حرکت جوهری یا عرضی هستند (۳۳).

همانگونه که علامه طباطبائی «ره » اشاره کردند وجود امکانی بل مطلق وجود به اعتبارات مختلف تقسیم های متفاوت می پذیرد که در این مختصر نمی گنجد. از جمله عرفا وجود و هستی را به یک اعتبار دارای پنج مرتبه می دانند واز آن به «حضرات خمس » تعبیر می کنند چنان که قیصری در مقدمه خود بر فصوص الحکم ابن عربی می گوید:

«[اول] علم [که] مظهر عالم ملکوت است و آن عالم مثال مطلق است که [دومین عالم در قوس صعود] و مظهر عالم جبروت یعنی عالم مجردات است [که سومین عالم در قوس صعود] ومظهر عالم اعیان ثابته یعنی عالم اسماء الهی وحضرت واحدیت است [که چهارمین عالم در قوس صعود] ومظهر حضرت احدیت [ذات]می باشد» (۳۴) ، « که از آن به غیب الغیوب وغیب مطلق وعنقاء مغرب واسماء والقابی از این قبیل تعبیر می کنند. در این مقام شامخ نه از اسم خبری است ونه از اعیان ومظاهر» (۳۵) چنانکه عطار نیشابوری می گوید:

«دائما او پادشاه مطلق است در کمال عز خود مستغرق است » (۳۶)

پس تا هستی شناسی ما از مرز عالم مادی فراتر نرود ممکن نیست از مفاهیم دینی که حکایت از حقایق قدسی فوق مادی دارند ادراکی داشته باشیم وبه همین دلیل است که ماتریالیست ها آن را انکار وپوزیتویستها قضایای حاکی از آن را بی معنی می دانند (۳۷).

اما حقیقت این است که دیدن این حقایق چشمی دیگر ودریافت آنها عقلی دیگر می خواهد که باید آن را تحت عنوان فاعل شناسنده بحث نمائیم.

۳ – فاعل شناسنده

همان گونه که متذکر شدیم از آنجایی که حقایق الهیه فوق عالم حس ومحسوسات هستند، حواس شایستگی درک آن عالم را ندارد. به دلیل دوری این حقایق از خواص ماده حس گرایان وتجربه گرایان آن را انکار می کنند. پس تا زمانی که انسان خود را از انخمار عالم ماده نجات ندهد وبه تصفیه باطن وتزکیه درون نپردازد، صلاحیت معرفت حقایق ملکوت وما فوق آن را پیدا نخواهد کرد. تا انسان مقامات توابین و خائفین و راغبین و شاکرین و مطیعین و مریدین را طی نکند و به مقام محبین نرسد و آن را پشت سر نگذارد، کی تواند به مقام عارفین بالله برسد وتازه وقتی به مقام عرفان رسید باید به عجز خویش در دریافت حقیقت حق جل عزه اعتراف نماید، آنگاه همچون سید الساجدین بگوید: الهی… عجزت العقول عن ادراک کنه جمالک… ولم تجعل للخلق طریقا الی معرفتک الا بالعجز عن معرفتک…. آنگاه عاجزانه از خدای خویش بخواهد او را در زمره کسانی قرار دهد که نهال شوق در سینه شان غرس شده وسوز محبت در کانون دلشان شعله ور گردیده در نتیجه پرده ها از دیده هایشان کنار رفته و ظلمت شک از وجودیشان رانده شده و سینه هایشان با تحقیق در حقیقت شناسی گشایش یافته است ودر پایان بگوید: «واجعلنا من اخص عارفیک » (۳۸) خدایا مرا از خواص عارفانت قرارده.

این حقیقت مسلم است که تا انسان طی طریق نکند به مقام عرفان حقایق الهیه نمی رسد اینجاست که حکیم اشراقی شیخ اشراق در مقدمه حکمه الاشراق می فرماید:

«کمترین درجات وشرایط خواننده این کتاب این است که بارقه خدایی بر دل او تابش کرده وفرود آمده باشد و ورود آن ملکه وی شده باشد وآنان که از بارقه های الهی بهره ور نشده باشند از این کتاب سودی برنگیرند» (۳۹).

حکیم متاله بل صدر المتالهین بعد از آنکه ایام مدیدی را از مردم عالم نشناس زمانه اش کناره گرفت واز همراهی و مؤانست آنان مایوس شد ودشمنی

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.