فایل پاورپوینت کامل ارزیابی معرفت انسان نسبت به خدای متعال از دیدگاه اسلام؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ارزیابی معرفت انسان نسبت به خدای متعال از دیدگاه اسلام، محتوای خود را در قالب 43 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل ارزیابی معرفت انسان نسبت به خدای متعال از دیدگاه اسلام با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ارزیابی معرفت انسان نسبت به خدای متعال از دیدگاه اسلام آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل ارزیابی معرفت انسان نسبت به خدای متعال از دیدگاه اسلام بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل ارزیابی معرفت انسان نسبت به خدای متعال از دیدگاه اسلام ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ارزیابی معرفت انسان نسبت به خدای متعال از دیدگاه اسلام، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ارزیابی معرفت انسان نسبت به خدای متعال از دیدگاه اسلام :
اشاره
در نوشتار حاضر، لب و مغزای دیدگاه فلسفه اسلامی در بحث معرفت و شناخت نسبت به ذات و صفات خدای متعال به صورتی موجز و فشرده آورده شده است. با همه تشکیکاتی که امروزه در باره شناخت انسان از خدا و صفات او صورت می گیرد، اصول ثابت و مبرهنی در فلسفه و کلام اسلامی وجود دارد که قابل انکار نیست و مناقشه در آنها همچون مناقشه در بدیهیات است. معرفت
۱- آیا حصول علم و معرفت برای انسان ممکن است؟ برخی پنداشته اند و ممکن است چنین بپندارند که اساسا امکان علم و معرفت برای انسان وجود ندارد!
سستی و بطلان این پندار نیاز به بحث ندارد. چرا که محتوای خود این پندار و مدعی مصداقی از علم و معرفت است. بنابراین، مدعی ناقض خود است.
این یک امر وجدانی و غیر قابل انکار است که ظرف ذهن ما از کودکی تا کنون، مظروف فراوانی را در خود جای داده است و این مظروف همان است که ما از آن با عنوان «علم و دانش » یاد می کنیم. اصل تحقق پدیده علم و معرفت در وجود آدمی از وجدانیات است و کسی را از پذیرش این مطلب گریزی نیست. حتی آنان که بالصراحه منکر علم هستند ناخودآگاه مثبت علم می باشند و لذاست که سفسطه محض و سوفیسم مطلق به نظر ما محال است و تنها یک فرض ذهنی است و مصداق خارجی ندارد. بنابراین، ما معتقدیم که اصل تحقق علم برای انسان امری ممکن است و ادعای امتناع آن بالبداهه باطل است.
۲- آیا علم و معرفت برای انسان فعلیت پیدا کرده است؟ ممکن است کسی بگوید که اصل امکان علم و معرفت انسانی را می پذیریم، اما چگونه اثبات می کنید که این امکان، فعلیت و تحقق عینی پیدا کرده است؟ به نظر ما این مطلب نیز چندان نیازی به بحث ندارد. تنوع و تعدد شاخه های علوم و معارف، بهترین و محکم ترین شاهد برای اثبات این مدعی است. همین مدعی که «امکان علم و دانش انسانی، تحقق و فعلیت خارجی نیافته است » خود معرفتی بالفعل و ناقض محتوای گزاره فوق است. بنابراین، ما معتقدیم علم و معرفت انسانی نه تنها ممکن است، بلکه تحقق خارجی نیز یافته و مصداق عینی دارد.
۳- متعلق معرفت و دانش بشری چیست؟پس از پذیرش امکان و وجود علم برای انسان، جای این سؤال وجود دارد که انسان به چه چیزهایی می تواند علم پیدا کند؟ ممکن است گفته شود انسان می تواند تنها به خود علم پیدا کند و نه به غیر خود. این سخن به نظر ما باطل است; زیرا اولا، با علم حضوری می یابیم که متعلق بسیاری از معرفت های ما غیر از خود ماست. موضوع شناخت آدمی تنها خود او نیست، بلکه بسیاری از پدیده های جهان خارج در حوزه فیزیک و شیمی، کیهان شناسی و… متعلق شناخت انسان واقع شده اند. ثانیا، اگر متعلق شناخت انسان تنها خود او بود نمی بایست امروزه شاخه های گوناگون علوم بشری در زمینه جهان شناسی و… را می داشتیم. ثالثا، محتوای خود این مدعی که «انسان می تواند تنها به خود علم پیدا کند و نه به غیر خود» مصداقی از علمی است که در متعلق آن، دیگری یعنی غیر فاعل شناسایی ماخوذ است. و این خود نشانگر این است که انسان می تواند به وجود غیر خود، پی ببرد.بنابراین، انسان می تواند به غیر خود علم داشته باشد و ما معتقدیم که دایره معرفت انسانی فراتر از خود فاعل شناسایی است و هم انسان و هم غیر انسان می توانند موضوع و متعلق معرفت انسان باشند و انسان می تواند به خود،به آدمیان دیگر و غیر آدمیان علم پیدا کند.
۴- ابزار شناخت و معرفت انسانی چیست؟ ابزار شناخت انسان به طور عمده عبارت است از: حس، عقل و قلب. بسیاری از دانش های ما نسبت به خود و جهان خارج از طریق حواس به دست می آیند; مانند علم به رنگ ها، مزه ها، بوها و عوارض قابل لمس اجسام از قبیل نرمی، زبری و امثال آنها. از خواص مشترک محسوسات، زمان مندی و مکان مندی آنهاست.
حقایقی همچون روابط ریاضی، مسائل منطقی و فلسفی، که اموری محسوس نیستند، به وسیله عقل درک می شوند. مفاهیمی همچون نقطه، خط، سطح، نامتناهی و… از واقعیتی نفس الامری برخوردارند که تنها عقل به درک آنها نایل می شود.
درک حسی و عقلی از قبیل علم حصولی است. انسان در کنار درک حصولی، با قلب و نفس ناطقه خود اموری را با علم حضوری وجدان می کند. در شناخت حضوری، صورت ذهنی واسطه نیست و عالم و معلوم و علم یکی است و هم از اینروست که علم حضوری خطاناپذیراست. از مصادیق روشن و غیر قابل انکار علم حضوری، علم انسان به وجود خویش است. علم حقیقتی مجرد است و لذا، باید عالم نیز مجرد باشد. به عقیده ما نفس انسان مجرد است و مدرک حقیقی در تمام ادراکات هموست و بدن تنها نقش ابزاری دارد.
۵- آیا خدا می تواند متعلق معرفت انسان باشد؟ خداوند یک موجود مجرد است لذا، حس بدو نمی رسد. از این رو، شناخت حسی ظاهری به خداوند ناممکن است. اما خداوند می تواند متعلق ادراک عقلی و قلبی واقع شود. ادراک عقلی – چنان که گفتیم – ادراکی حصولی است و به واسطه صورت ذهنی حاصل می شود. به تعبیر دیگر، ادراک عقلی از خدا ادراکی مفهومی است. اما ادراک قلبی، حضوری است ولی باید توجه داشت که مخلوق به اندازه سعه وجودی و کشش و ظرفیت خود می تواند علم حضوری به خالق خود داشته باشد. از این رو، انسان گرچه می تواند علم حضوری به خدا داشته باشد، اما این علم خدا را کماهو حقه فرا نمی گیرد و لذا، انسان نمی تواند ادعا کند که با علم حضوری به خدا، بر او احاطه یافته است.
به عقیده ما انسان می تواند نسبت به خدا و اوصاف او فی الجمله علم و معرفت عقلی و قلبی داشته باشد. و اگر کسی منکر هر نوع معرفتی به خداوند شود، در پاسخ او باید گفت: اولا، اگر بشر نمی توانست هیچ گونه علمی – اعم از تصوری و تصدیقی – به خداوند پیدا کند، می بایست اصلا مفهومی از خدا در ذهنیت بشر نمی بود و حال آن که این مفهوم از قدیمی ترین مفاهیم در قاموس فکر بشر است. این خود نشان می دهد که ذهن انسان می تواند لااقل تصوری از خدا داشته باشد و این خود نوعی از علم است. ثانیا، چون تصدیق بدون تصور محال است اگر کسی منکر امکان معرفت به خدا شود ناخودآگاه اعتراف کرده است که در ذهن خود تصوری از خدا دارد، مگر اینکه لفظ خدا را مهمل بداند و این مدعی نامقبول است. ثالثا، ادعای مذکور، خود نوعی معرفت تصدیقی به خداست و با این مدعی که انسان نمی تواند هیچ گونه معرفتی به خدای متعال پیدا کند، منافی است.
۶- آیا همه معرفت های انسان به خدا، یقینی و مطابق با واقع است؟ به عقیده ما غیر از معصومان صلی الله علیه وآله وسلم هیچ کس نمی تواند ادعا کند که همه شناخت هایش به خداوند، صددرصد مطابق با واقع است. البته ممکن است خود، آنها را یقینی (به معنای روان شناختی آن) بداند اما نمی تواند ادعا کند که همه این شناخت ها با واقع و نفس الامر مطابق است.<
راهنمای خرید:
همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.