خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نظریه صدرالمتألهین در معنا شناختی اوصاف حق تعالی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نظریه صدرالمتألهین در معنا شناختی اوصاف حق تعالی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاق فضیلت مدار
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاق فضیلت مدار قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
04ساعت
58دقیقه
53ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ابعاد اخلاقی پژوهش علمی(۱)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 56

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
4 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل ابعاد اخلاقی پژوهش علمی(۱)!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل ابعاد اخلاقی پژوهش علمی(۱) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل ابعاد اخلاقی پژوهش علمی(۱) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل ابعاد اخلاقی پژوهش علمی(۱) شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل ابعاد اخلاقی پژوهش علمی(۱) استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل ابعاد اخلاقی پژوهش علمی(۱) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل ابعاد اخلاقی پژوهش علمی(۱) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل ابعاد اخلاقی پژوهش علمی(۱) حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل ابعاد اخلاقی پژوهش علمی(۱) به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ابعاد اخلاقی پژوهش علمی(۱) :

تاریخ دریافت:۱۲/۹/۸۰ 
تاریخ تأیید: ۲۶/۱۰/۸۰
چکیده:
علم و اخلاق همیشه در نزد بشر منزلت ویژه ای داشته است. غالبا چنین انگاشته می شود که نقش آفرینان حوزه علم، یعنی دانشمندان، همواره در محدوده کار خود فقط به آنچه هست نظر دارند و نسبت به آنچه باید باشد دغدغه ای ندارند. این دیدگاه قهرا به تز بی طرفی علم نسبت به ارزشها می انجامد.
نویسنده مقاله حاضر تز دیگری را پیش می کشد که بر اساس آن مسائل ارزشی، بویژه مسائل اخلاقی با پژوهش علمی گره خورده است. کسانی که برای آراستن علم، سخن را به پیرایش آن از ارزشها می کسانند، درباره ماهیت پژوهش علمی به خطا رفته اند. نمی توان پژوهش علمی را بدون مواجهه با مسائل ارزشی و اخلاقی به انجام رساند. از این رو باید در فکر چاره ای برای این مسائل بود، نه این که آنها را نادیده گرفت یا به پنهان کردن آنها اقدام کرد. نمونه هایی از این مواجهه در مقاله حاضر گردآورده شده است.
واژگان کلیدی: پژوهش علمی، جنبه های اخلاقی علم
«به نظر من برای انسانها بهتر است که خانه بسازند، کشتزارها را شخم بزنند یا دست کم تخم درختان را بکارند، به جای این که صرفا به جمع چند گل یا میوه بپردازند. باید از چنین سرگرمیهایی [مشغولیهایی] تمجید کرد نه منع، اما نباید از امور مهمتر غفلت کنیم. ما بخاطر استعدادهای خود در مقابل خداوند و جامعه مسؤولیم.» لایب نیتس، قواعدی برای پیشرفت علوم و فنون.
غالبا گفته می شود، عینی گرایی و بی طرفی یک دانشمند خلاق، او را از دیگران متمایز می کند. از این رو می گویند: دانشمند به شیوه ای سخت غیر احساسی و غیر شخصی به کار خود مشغول است و هیچ انگیزه ای جز عشق به دانش و شوق به کشف اسرار طبیعت او را تحت تأثیر قرار نمی دهد.
این تصور عموما مقبول که پژوهش علمی را امری بی روح، خشک و غیر انسانی معرفی می کند، به هیچ وجه به افراد بی اطلاع و بیگانه از علم محدود نشده، بلکه بسیاری از فصیح ترین سخنگویان خود را در خود جامعه علمی یافته است؛ بویژه عالمان علم الاجتماع، مایلند حامیان بی پرده و صریح این دیدگاه باشند که دانشمند خود را درگیر صدور احکام ارزشی نمی کند و علم، یعنی علم واقعی، فقط به آنچه هست می پردازد و اصلاً به آنچه باید باشد دلمشغولی ندارد. هر گزارشی از نمونه های عینی که در آن طرز تلقی ها، ارزشها و ویژگیهای شخصی دانشمندان کار ایشان را تحت تأثیر قرار داده یا بر یافته های ایشان اثر گذاشته است با این تقسیم دو گانه (dichotomy) تحقیر کننده کنار گذاشته می شود که چنین مسائلی شاید بر روانشناسی یا جامعه شناسی پژوهش علمی تأثیری داشته باشد، اما هیچ ربطی به منطق علم ندارد.
این دیدگاه که علم «از ارزش آزاد» است، بقدری مقبولیت گسترده یافته که این عنوان شاخص و متمایز کننده، هر چند تا حدی مخوف، را برای خود کسب کرده است: تز بی طرفی علم نسبت به ارزشها.
تز اصلی پیشنهادی من این است که شکاف و جدایی فرض شده میان رشته های ارزشی از یک سو و علوم غیر ارزشی از سوی دیگر بر دیدگاههای اشتباهی درباره ماهیت پژوهش علمی مبتنی است. در مقام توجه بسیار زیاد به منطق انتزاعی پژوهش علمی، افراد فراوانی که درباره روش علمی تحقیق می کنند بصیرت خود را نسبت به این واقعیت از دست داده اند که علم یک امر بشری است که انسان ساخته شده از گوشت و خون آن را انجام می دهد و بنابراین پژوهش علمی باید به نحو غیر قابل اجتنابی یک چهره هنجاری را نمایش دهد. هدف من بررسی کردن این قضیه است که مسائل ارزشی، بویژه مسائل اخلاقی، در مواضع متعددی در چارچوب پژوهش علمی غفلتا ظاهر می شوند. من برای مستدل کردن این امر تلاش خواهم کرد که دانشمند، وقتی لباس خود را در آزمایشگاه می پوشد، انسانیت مشترک و تواناییهای ارزشی خویش را کنار نمی گذارد و نمی تواند کنار بگذارد. مباحث اخلاقی و جمعی شدن پژوهش علمی
پیش از پرداختن به مسأله ابعاد اخلاقی پژوهش علمی ذکر چند نکته مقدماتی بی مناسبت نیست.
در مقام بررسی مباحث اخلاقیی که در علوم پیش می آید، قصد من این نیست که به همه مشکلات اخلاقی مختلفی توجه کنم که در ارتباط با کاری پیش می آید که هنگام بدست آوردن کشفیات علمی با آنها انجام می شود. من می خواهم خود را به کار علمی فی حد نفسه مشغول کنم و تا آن جا که ممکن است، کاربردهای تکنولوژیک و اقتصادی علم را نادیده بگیریم. ما با مباحث بسیار واضح اخلاقی که باید در رابطه با بکارگیری یافته های علمی در جهت تولید ابزارهای خیر یا شر انجام شود، دل مشغول نخواهیم شد.
پرسشهای گوناگونی که درباره اخلاقی بودن بکارگیری کشفیات علمی از طرف اشخاصی غیر از خود دانشمندان مطرح می شود – پرسشهایی از آن قبیل که سازمانهایی همچون انجمن مسؤولیت اجتماعی در علم بسیار بدانها می پردازند – غالبا اهمیتی ندارند. ما همه می دانیم که می توان یافته های علم را در جهت تولید داروهای شگفت آور بکار گرفت که سلامتی انسان را ببار می آورند یا در جهتِ تولید اسلحه های میکروبی بکار بست که نابودی او را رقم می زنند. پرسشهایی از قبیل: با ثمرات درخت علم، که هم تلخ است و هم شیرین، چه باید کرد؟ مشکلاتی نیستند که در داخل علم مطرح باشند و همچنین انتخابهای اخلاقیی نیستند که در پیش روی خود دانشمند قرار بگیرد. همین واقعیت پرسشهای یاد شده را بیرون از منطقه محدود توجه من قرار می دهد. این پرسشها به بهره برداری از پژوهش علمی مربوط می شوند، نه به فعالیت علمی و بنابراین در داخل علم بگونه ای که در این جا به ما مربوط شود، به وجود نمی آیند.
پیش از پرداختن به توصیف پاره ای از مباحث اخلاقی که بر رفتار پژوهش در علوم تأثیر می گذارد، مایلم درباره دلیل وجود این مباحث سخنی بگویم. پرسشهای اخلاقی – یعنی مباحث ناظر به رفتار درست یا نادرست – از معاشرت مردم با یکدیگر به وجود می آیند و ضرورتا به وظایف، حقوق و الزاماتی مربوطند که در هر نوع از روابط میان اشخاص وجود دارد. برای رابینسون کروزو [که تنها و به دور از جامعه بسر می برد]، اگر اصلاً مشکل اخلاقی پیش آید، بسیار اندک است. یکی از چشمگیرترین جنبه های علم زمان ما میل دو جهتی آن به جمعی شدن تلاش و تمرکز زدایی کار اجتماعی است.
دانشمند منزوی که در تحقیق و آزمایشگاه خود به تنهایی تلاش و کوشش می کند، تقدم را به آزمایشگاه نهادی شده می دهد، همانطور که مقاله علمی تقریبا به نحو اجتناب ناپذیری کار چند مؤلف شده و محاسبه علمی از پشت یک پاکت به کامپیوتر الکترونیکی منتقل شده است. دیدگاه فرانسیس بیکن که پژوهش علمی را یک تلاش جمعی می داند به رسمیت شناخته شده است. امروز دانشمند معمولاً به عنوان بخشی از یک گروه و به عنوان «عضوی از یک تیم» عمل می کند نه به عنوان یک جزء منفرد و جدا.
پدیده جمعی شدن پژوهش علمی به نحو فزاینده ای به تاکید برجسته تری بر ملاحظات اخلاقی در داخل خود علم می انجامد. اگر بخواهم تشبیهی را بکار بگیرم، هر چه این اتاق شلوغ تر می شود، دقت بیشتری در آداب و رسوم لازم می شود؛ هر چه افراد در بخش خاصی از پژوهش بیشتر می شوند، موقعیت احتمالا بیشتری برای مباحث اخلاقی پیش می آید. به نظر می رسد پدیده های جمعی شدن و افزایش نفوذ اجتماعی علم جدید نیروهای عمده ای هستند که فضای خوبی را برای ملاحظات اخلاقی در چارچوب عملیاتی علم جدید به بار می آورد. مسائل اخلاقی ناظر به اهداف پژوهش
شاید اساسی ترین و فراگیرترین وجهی که در آن مشکلات اخلاقی مربوط به پیگیری پژوهش علمی به وجود می آید، در رابطه با انتخاب مسائل پژوهشی، تعیین کردن اهداف پژوهشی و توزیع منابع (انسانی و مادی) برای دنبال کردن کارهای پژوهشی است. مشکل اخلاقی در رابطه با انتخابهای ناظر به اهداف پژوهش در هر سطحی از اجتماع – سطح ملی، سطح نهادی و سطح فردی – به وجود می آید. اکنون می خواهم به ترتیب هر یک از این سطوح را به اختصار بیان کنم.
سطح ملی: در رابطه با سطح ملی، مسأله ای عادی است که دولت ایالات متحده بشدت درگیر حمایت از پژوهش شده است. سطح کنونی هزینه دولتی در رابطه با پژوهش و توسعه ۴/۸ بیلیون دلار است، که در حدود ۱۰ درصد بودجه مرکزی و ۶/۱ درصد تولید ناخالص ملی است. اگر این رقم، رقم کمی به نظر می رسد، باید چشم انداز تاریخی را بررسی کرد.
نرخ افزایش این قلم بودجه ای در ده سال گذشته ۱۰ درصد در هر سال بوده است که نشان می دهد، که هر هفت سال دو برابر می شود.
از آنجا که زمان دو برابر شدن تولید ناخالص ملی ما حدود ۲۰ سال است، دولت ما با نرخهای کنونی باید همه پول ما را حدود شصت و پنج سال صرف علم و تکنولوژی کند. اما حتی امروز، خیلی پیش از این که به این وضع نامناسب برسیم، دولت ما، یعنی خود جمعی ما، بشدت درگیر سرمایه گذاری در کار علمی شده است. و چون کسی که پول می دهد تا نی زده شود، می تواند بگوید که چه آهنگی نواخته شود. [یعنی کسی که پول تحقیقات را فراهم می کند، می تواند جهت آن را هم تعیین کند] جامعه ما با انتخابهای مشکلی در رابطه با یک سرشت منصفانه اخلاقی، درباره جهت تلاشهای پژوهش مواجه است. اجازه بدهید نمونه اندکی را ذکر کنم.
در اتحاد جماهیر شوروی، ۳۵ در صد از کل پژوهش و پرسنلی تعلیم دیده دانشگاهی در رشته های مهندسی مشغولند؛ در حالی که ۱۰ در صد در علم طب و داروسازی می باشند. آیا این نسبت ۵/۳ به ۱ تکنولوژی به طب، الگویی را تعیین می کند که ایالات متحده، باید آن را برگزیند؟ دقیقا ما چگونه باید در مقام توزیع بودجه های حمایتی دولتی میان حوزه های مختلف کار علمی «تقسیم پول کنیم»؟
در کشور ما مسؤولیت چنین انتخابهایی البته محلی شده است. کمیته مشورتی ریاست جمهوری درباره علوم و شورای مرکزی علم و تکنولوژی مکانیسمی را برای تعیین یک بودجه فراگیر علمی و بدین وسیله برای اخذ تصمیمهای مشکل جهت توزیع منابع ارائه می دهد. این تصمیمها، که سنجش میان انجام تحقیقات فضایی و انجام آزمونهای زیست شناختی یا سنجش میان کاری در رابطه با انرژی اتمی و اقیانوس شناسی را اقتضا می کند، از جمله دشوارترین انتخابهایی است که باید جامعه علمی انجام دهد، یا به نیابت از ایشان انجام شود. ورود ملاحظات سیاسی می تواند مباحث اخلاقیی را که در چنین انتخابهایی وجود دارند، پیچیده کند؛ اما نمی تواند آنها را کنار بگذارد.
آنچه امروز بطور غیر قابل مناقشه بزرگترین مشکل اخلاقی درباره خط مشی عمومی علمی می باشد، دقیقا مساله ای از این نوع است. من به انتخابهای دشواری اشاره کردم که هزینه های شگفت آور ابزارهای تحقیق فضایی پیش می کشند. این هزینه ها را که یک برنامه نظام مند درباره سفرهای فضایی انسان ایجاب می کند، بگونه ای هستند که به قربانی کردن منابعی ضرورت می بخشد که جامعه ما می تواند هم آنها را به پیشرفت دانشی فی حد نفسه در حوزه های دیگری جز فضا، مثل طب و کشاورزی، اختصاص دهد و هم می تواند به حوزه های دیگر تکنولوژی اختصاص دهد که مستقیما بر رفاه انسان تأثیر دارد.
اکنون به عنوان مسأله ای ناظر به دانش مشترک، با توجه به این واقعیت که علم نوین ابزارهایی را در پیشرفت تقریبا نامحدود شرایط مادی زندگی برای دست کم، نیمی از جمعیت سیاره ما، فراهم می آورد. آیا ما با از دست دادن این فرصت، بخاطر این که لازم می دانیم که برای جنگ سرد چیزهای بزرگی را تولید کنیم، اخلاقا موجه ایم؟ هیچ پرسش دیگری نمی تواند بیشتر از این ویژگی اخلاقی مربوط به مشکل اهداف پژوهشی در سطح ملی را واضح بیان کند.
سطح نهادی: اکنون اجازه بدهید به سطح نهادی بپردازیم – یعنی سطح ناظر به نهاد آزمایشگاهی یا اداری یا پژوهشی. در این جا بار دیگر مباحث اخلاقی مربوط به اهداف پژوهش بگونه های متفاوتی مطرح می شوند که باسرمایه گذاری در کار و تلاش یا به بیان دیگر، با انتخاب برنامه های پژوهشی ارتباط دارد.
یک مشکل بسیار فراگیر در سطح نهادی، بحث کلاسیک پژوهش محض یا پایه ای در مقابل پژوهش کاربردی یا عملی است. این مشکل همیشه با ماست و همیشه دشوار و سرکش است، زیرا هر چه سهم پژوهش «کاربردی» بیشتر باشد، بیشتر می تواند، منافع مستقیمی را برای بشر ببار آورد؛ و هر چه سهم پژوهش «بنیادی» بیشتر باشد، اهمیت علمی آن زیادتر است و بیشتر می تواند در توسعه خود علم سهیم باشد. شکی نیست که متأسفانه غالبا وضع از این قرار است که به این بحث در مرتبه ای نسبتا با اهمیت پرداخته نمی شود، بلکه به نفع پایان این طیف در طرف کاربردی، بحث را از راه این واقعیت روزمره، اما غیر قابل گریز، حل می کنند که تأمین مالی آن آسانتر است.
تقریبا لازم نیست اضافه کنم که می توان، این بحث اخلاقی را در سطح نهادی هم به شکلهای به مراتب دقیق تر مطرح کرد. مثلاً مدیریت یک آزمایشگاه ویروس شناسی چه بسا لازم باشد، انتخاب کند که آیا منابع محدودش را به تولید واکسنی بر ضد نوعی ویروس اختصاص دهد که معمولاً بی ضرر است و فقط برای عده کمی کشنده است یا در مقابل به تولید واکسنی بر ضد نوع دیگری از ویروس اختصاص دهد که هر چند کسی را نمی کشد برای عده زیادی بسیار آزارنده است.
سطح فردی: مشکلاتی که دردناکتر و عمیق تر احساس می شوند، غالبا در واقع بزرگترین مشکلات نیستند، بلکه مشکلاتی هستند که بیشتر با ما در ارتباطند. در سطح فردی هم ممکن است، مسأله اخلاقی اهداف پژوهش و توزیع تلاشها یعنی مسأله اخلاقی ناظر به خود فرد پیش بیاید و دردناکترین مشکلات را حاضر کند. برای مثال، دانشمند جوانی ممکن است عمیقا در فکر این پرسش باشد که آیا خودش را وقف کارهای محض کند یا کاربردی. هر انتخابی مشکلات خودش را در مقابل او حاضر می کند و این مشکلات هر چند لازم نیست، ضرورتا ماهیت اخلاقی داشته باشد، می تواند دارای چنین ماهیتی باشد.
اکنون که فقط درباره علم کاربردی سخنی می گوییم، کاملاً روشن است که مشکلات خصلتا اخلاقی ممکن است، برای دانشمند کاربردی در رابطه با ماهیت کاربرد محل بحث مطرح شود. روشنترین مورد این مشکل وقتی پیش می آید که بخواهیم میان امری نظامی و غیر نظامی انتخابی انجام دهیم – مثلاً بمبهای اتمی بسازیم یا اشعه های ×؛ گازهای سمی بسازیم یا مسکّن های درد. درباره مسأله فشار ملاحظات اخلاقی بر وجدان فرد، من نمی توانم از نقل سخن مختصر، اما بلیغ س. پ. اسنو،(C.P.Snow) که در زندگینامه خویش آورده است، چشم پوشی کنم:
«من بیست سال افسر بودم. در آغاز جنگ به زندگی افسری وارد شدم، به همان دلیلی که دوستان علمی مرا، وادار کرده بود تا اقدام به ساختن اسلحه کنند. تا یک سال پیش من در این شغل ماندم، به همان دلیلی که دوستان علمی مرا، سربازان غیر نظامی کرده بود. زندگی افسری در انگلستان، کاملاً مانند زندگی یک سرباز مقرراتی نیست؛ اما به آن بسیار نزدیک است. من فکر می کنم مزایای بسیار بزرگ مردانی را که این زندگی مقرراتی را دارند می دانم. همچنین می دانم که در تله اخلاقی افتاده بودم. من سوار پله برقی شده بودم [یعنی ارتقاء شغلی پیدا می کردم و می فهمیدم که اوضاع و احوال از چه قرار است]. من می توانم نتیجه را در یک جمله بیان کنم: من می رفتم که در پشت نهادی پنهان شوم؛ من قدرت نه گفتن را از دست می دادم.»
چه تعدادی از دانشمندان روزگار ما مسافرانی هستند که بر پله برقی اسنو سوارند و حساسیتهای اخلاقی خود را نسبت به پرسش اهداف شخصی، کُند می کنند؟ خود من با بیش از یک دانشمند آشنا شده ام که به جای این که کاری کنند که نفع عمومی دارد، کاری کردند که توانستند به پست دولتی برسند. مشکلات اخلاقی در رابطه با استخدام در فعالیتهای پژوهشی
استخدام و تخصیص پرسنل پژوهشی برای طرحها و فعالیتهای خاص، طیف کاملی از مشکلات را پیش می کشد که ماهیت اخلاقی دارند. من فقط دو نمونه روشنگر را بیان می کنم.
شکی در صدق این مطلب نیست که دانشمندان دانشمند می شوند، بخاطر علاقه ای که به علم دارند. خود را وقف یک حرفه علمی کردن به معنای درگیر شدن با کار علمی است: انجام دادن علم، نه نگاه کردن به علم حاصل شد. جمعی شدن علم یک نوع جدید، یعنی مدیر، را می آفریند – مدیر علم که وجودش هم مشکلات عملی و هم اخلاقی را پیش می آورد. آلوین وینبرگ،(Alvin Weinberg) مدیر لابراتور ملی اُک رِج،(Oak Ridge National laboratory) مطلب را به شیوه ذیل بیان می کند:
«جایی که مبالغ هنگفتی از پول عمومی صرف می شود، باید مدیران زیادی باشند تا بنگرند آن پول بشکل معقولی مصرف شود. همانطور که مصرف پول آسانتر از مصرف فکر است، این که به دانشمندان دیگر گفته شود که چه کنند و چطور عمل کنند راحت تر از این است که خود انسان وارد عمل شود. جامعه بزرگ علمی به گرفتن هر چه بیشتر رؤسا [یعنی مدیران] تمایل دارد. مشکل است کارگرانی را تشخیص دهیم که شکمهایشان کنار میز کار است، چون بر سر راه آنقدر رئیس قرار گرفته که شکمهایشان پشت میز گرانبهای ریاست است. متاسفانه علمِ زیر نفوذ مدیران، علمی است که فقط مدیران آن را می فهمند و چنین علمی اگر بی معنا و پوچ نشود، به سرعت نحیف و کم مایه می گردد.»
واقعیتهایی که وینبرگ بیان کرد، چند وجه اخلاقی دارد:
اوّلاً، دلمشغولی وینبرگ به این مطلب است که مدیران چه کاری را می توانند نسبت به علم انجام دهند. و این مطمئنا مشکلی است، مربوط به لوازم اخلاقی برخاسته از این واقعیت که دانشمندان وظیفه خاصی را در جهت ترفیع خود علم به عنوان یک امر بشری در حال پیشرفت دارند. از سوی دیگر، مشکل اخلاقی در رابطه با خود دانشمند وجود دارد، زیرا دانشمندی که مدیر شده، غالبا دانشمندی است که عشق و علاقه اول خود را از دست داده است.
نمونه دوم من استفاده از دانشجویان بالاتر از دوره لیسانس در پژوهش دانشگاهی است. به نظر من یک مشکل بسیار واقعی در بکار گرفتن دانشجویان در مجموعه عمل کننده به طرحهای پژوهشی وجود دارد. ما شعارهای خوب بسیار زیادی را درباره ارزش چنین کاری جهت تربیت دانشجویان می شنویم. واقعیت واضحی است که نوع کاری که برای انجام طرحها لازم است، همیشه فقط آن نوع کاری نیست که برای تربیت اساسی یک دانشمند پژوهشی در یک حوزه مفروض بهترین ارزش را دارد. گاهی در عوض لطف به دانشجو از راه اعطای یک بورس پژوهشی هنگفت، شاید به او ضرر می رسانیم تا نفع. در پاره ای از موارد که من می شناسم، کار تحقیقاتی که به فرض زمینه تربیتی یک دانشجوی بالاتر از لیسانس بوده، در واقع رشد یک دانشمند پژوهشی را از مسیر خارج یا آن را متوقف کرده است. مشکلات اخلاقی مربوط به روشهای پژوهش
اکنون بگذارید سومین مجموعه از مشکلات اخلاقی را که در پژوهش علمی بوجود می آید آغاز کنم – مشکلاتی مربوط به روشهای پژوهش. شاید این نوع مشکلات در آزمونهای زیست شناختی، طبی و روانشناختی که بکارگیری حیوانات آزمایشگاهی را در بر دارد، بسیار بیشتر بوجود می آید. این مشکلات مربوط به اقداماتی برای جلوگیری از وارد کردن درد و ناراحتی غیر لازم به حیوانات آزمایشگاهی است. در این باره اجازه دهید سخنی را از مارگارت مید (Margaret Mead) نقل کنم:
«رشد اهمیت مطالعه درباره رفتار انسانی، تعداد زیادی از مشکلات جدید اخلاقی را بوجود می آورد که در راس آن، من نیاز به موافقت مشاهده گر و موضوع با پژوهش را قرار می دهم. پژوهشهای ناظر به رفتار حیواناتی غیر از انسان، مجموعه مضاعفی از مشکلات را پیش می آورد: چگونه میل انسان مشاهده گر را به انسان وار دیدن کنترل کنیم و بنابراین مشاهدات او را غیر عادی جلوه دهیم و چگونه هم حیوان و هم آزمایشگر را از تأثیرات خشونت حفظ کنیم. در گفتگوهای راجع به بحث خشونت، معمولا به رسمیت شناخته می شود که بیرحمی در برابر یک موجود زنده ممکن است در موضوع آزمون رنج ایجاد کند، اما کمتر به رسمیت شناخته شده که این کار ممکن است، در آزمایشگر زیان و وخامت اخلاقی ببار آورد.»
نیازی به گفتن نیست که این نوع از مشکلات با شکلهای بسیار زیادی که دارد در آزمونهایی بوجود می آید که زندگی، اعضا، سلامتی یا آسایش انسانی را به خطر می اندازد.
مشکلاتی با یک ویژگی تا حدی مشابه در آزمونهای علم الاجتماع یا روانشناسی پیش می آید که در آن یک مصالحه و توافق درباره حرمت و کرامت یا صداقت انسانی امکان دارد، بطوری که اقدامات درستی لازم است تا رفتار مبتنی بر عدالت و انصاف را تضمین کند. مشکلات اخلاقی مربوط به استانداردهای اثبات
اکنون به مجموعه دیگری از مشکلات اخلاقی در رابطه با پژوهش علمی می پردازم – مشکلاتی که با آنچه، می توان استاندارهای اثبات نامید، گره خورده است. این امور مربوط به مقدار شواهدی است که یک دانشمند، پیش از این که آنها را برای اعلام یافته ها و پیش کشیدن این ادعا که فلان امر را می توان یک واقعیت ثابت شده در نظر گرفت، جمع کرده است. در چه موقعیتی باید شواهد علمی به نحو معقولی آنقدر کافی در نظر گرفته شود، تا دلیل موجهی برای یک نتیجه گیری باشد و چگونه باید بی ثباتی و تردیدهای مربوط به این نتیجه گیری را نشان داد؟
مشکل استانداردهای اثبات ماهیتا اخلاقی است و نه صرفا نظری یا روش شناختی، زیرا شکاف میان فهم و عمل علمی، یعنی میان فکر و کار انجام دادن، را پر می کند. دانشمند نمی تواند به راحتی کل تأثیر اخلاقی چنین پرسشهایی را با این گفته به افراد عادی کنار گذارد که «من به شما واقعیات علمی را خواهم گفت و آنگاه شما در مورد شیوه مناسب عمل تصمیم بگیرید». این مباحث معمولاً چنان از درون با هم ارتباط نزدیک دارند که تنها متخصص علمی است که می تواند درباره تأثیر ملاحظات عام علمی بر یک مورد خاص به شایستگی حکم صادر کند.
هر دانشمند آموزش دیده البته می داند که «معرفت علمی» مجموعه ای از گزاره ها با درجات مختلفی از یقین است. این مجموعه شامل مقدار زیادی گزاره است که کاملاً نامتیقن است و گزاره های بسیاری دارد که به نحو معقولی یقینی است. اما یک پژوهشگر و محقق در مقام ارائه نتایج علمی خاص، و بویژه در ارائه دستاوردهای خویش شاید شدیدا وسوسه شود که به انصاف و عدل درباره درجه یقین و عدم اطمینان پیش آمده رفتار نکند.
از یک سو ممکن است، جایی برای نقشی که به میل طبیعی انسان به اغراق و مبالغه کردن در اطمینان به یافته هایش داده شده، وجود داشته باشد. افزون براین، وقتی که پول و تلاش بسیار زیادی صرف شده است، ممکن است، تضعیف اهمیت دستاوردها با انگشت گذاشتن روی نا امنی های مبانی آن – بویژه در هنگام سخن گفتن با حامیان غیر علمی که پول پرداخته اند – ناراحت کننده باشد. پژوهشهای مجدّد و متعددی که در ده سال گذشته، برای تخمین زدن آثار ژنتیکی و آسیب شناختی غبار رادیواکتیو به عمل آمده فرصتی می دهد، تا حد معرفت و جهل خود را در این حوزه دقیقا معین کنیم.
از سوی دیگر، ممکن است، در مواردی یک محقق بخواهد، یقین درباره یافته هایش را با انتخاب استانداردی از اثبات که بنحو نامعقولی سطح بالا است کم اهمیت تر جلوه دهد. بویژه در پژوهش طبی این کار ممکن است، یعنی در جایی که اعمال خطر آفرین برای زندگی می تواند مبتنی بر یک نتیجه پژوهشی باشد. در این منطقه، پژوهشگر چه بسا بخواهد با مشروط کردن یافته اش، بسیار بیش از آنچه واقعیات ایجاب می کنند، دست به احتیاط بزند. بویژه وقتی با مردم کوچه و بازار ارتباط برقرار می کنیم، بیان کردن درجه دقیق اطمینانی که به یک رأی علمی داریم، آن هم به شکل قانع کننده، شاید کار بسیار پیچیده و سختی باشد. بگذارید این مطلب را با نقل قولی از و.اُ بیکر(W.O.Baker)، معاون پژوهش آزمایشگاههای بِل(Bell Laboratories)، توضیح دهم:
«من عضو گروهی بودم که با حمایت وزارت امور خارجه در آغاز ۱۹۴۶، در ارتش رسما گرد آمده بودند تا یک حدس و تخمین علمی را… در این باره ارائه دهند که دوره احتمالی منحصر بودن آمریکا در داشتن بمب اتمی چقدر است. البته ما این حقیقت مهندسی را دریافتیم که یک کشور دیگر، مخصوصا اتحاد جماهیر شوروی می تواند چند سال بعد همین سلاحها را داشته باشد و ما هم این فاصله زمانی را بدقت تخمین زدیم. تخمین ما که ضبط شد درست نبود و در آن بیش از یک سال اشتباه کردیم و دلیلش این بود ک

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.