خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آیینه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آیینه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مبانی روش شناسی علوم قرآنی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مبانی روش شناسی علوم قرآنی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
18ساعت
01دقیقه
55ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شر از منظر قرآن کریم

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 41

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل شر از منظر قرآن کریم – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل شر از منظر قرآن کریم شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل شر از منظر قرآن کریم گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شر از منظر قرآن کریم با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شر از منظر قرآن کریم از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شر از منظر قرآن کریم با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل شر از منظر قرآن کریم را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شر از منظر قرآن کریم :

عضو هیات علمی دانشگاه قم

چکیده

با توجه به طرح مجدد موضوع شر توسط فیلسوفان جدید بویژه فیلسوفان دین و تفسیرهای متفاوتی که از سوی فیلسوفان الهی و

متکلمان در شرق و غرب، در گذشته و حال از آن شده و نقدهایی که بر بسیاری از آن تفسیرها وارد شده است، مناسبت دارد که

دیدگاه قرآن را در این زمینه جویا شویم

.

نگارنده در این مقاله با تفکر و تعمق در آیات کریمه الهی برای تحلیل مساله شر تلاش تازه ای را معمول ساخته است تا به کمک

قرآن که تبیان کل شی ء است، برای بسیاری از اموری که شر نامیده می شود، پاسخ مناسب عرضه کند

.

کلید واژه ها: خیر، شر، نفع، ضرر، علم خدا، قدرت خدا، خیرخواهی خدا، عدل خدا، رحمت و حکمت خدا

.

۱ .

مقدمه

بررسی زندگی انسان ها و جوامع بشری به روشنی نشان می دهد که برخی از آنها در طول حیاتشان از بیشترین و بهترین امکانات

اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برخوردارند و گروهی دیگر جز رنج و درد، فقر و گرسنگی، گرفتاری و مصیبت از این جهان نصیب

، قادر

(۳)

، عادل

(۴)

، حکیم و خیرخواه مطلق و

مهربان ترین مهربانان است

(۵)

.

در آیات کریمه قرآن ملاحظه می شود، همان خدایی که سلیمان را آن چنان سلطنت و قدرت می دهد که بر انس و جن و پرندگان

حکم می راند

(۶)

و بادها را در تسخیر خود دارد

(۷)

، ایوب علیه السلام را با ابتلای به بیماری ها و مرگ عزیزان آن چنان دچار رنج و

محنت می کند که شکایتش به درگاه او بلند می شود و ندا می دهد: «انی مسنی الضر

» (۸) ;

حال آن که هر دو از صالحان و انبیای

الهی بودند و حتی قصه آن دو هم در قرآن کریم در کنار یکدیگر ذکر می شود

(۹)

.

بلایای طبیعی نیز پنجه در پنجه بشر افکنده و او را به دیار نیستی می کشاند; چنان که گاه طوفانی سهمگین شهری را با همه

ساکنانش از مرد و زن، و پیر و جوان زیر و رو می کند و گاه زلزله ای مهیب آن را به اعماق زمین فرو می برد و گاه آتشفشانی آن را به

آتش می کشد و زمانی سیلی ویران گر آن را در هم پیچیده، از صفحه روزگار برمی چیند

.

درندگان نیز در صحرا و دریا در کمین آدمیان نشسته اند; چنان که گاه چوپان فقیری که همه دارایی و امید خانواده و فرزندانش که

چند گوسفند اوست، طعمه گرگان می شود و گاه با نیش زهرآگین ماری دفتر حیات انسانی را می بندد

.

همه این بلاهای طبیعی یک طرف و فرعون ها و نمرودها و قارون ها و ابوجهل ها و ابولهب ها از طرف دیگر حیات اجتماعی و

سیاسی و اقتصادی جوامع را به مخاطره می اندازند . فرعون قومی چون بنی اسرائیل را به ستم خود گرفتار ساخته، فرزندانشان را

در برابر چشمشان از دم تیغ می گذراند

(۱۰)

و نمرود ابراهیم پرچمدار توحید را به کوهی از آتش می افکند

(۱۱)

و قارون که کلیدهای

خزانه او را چندین مرد تنومند بر دوش می کشیدند، فخر فروشانه به میان مردم می رفت

(۱۲)

و بیچارگان جز آه سرد فقر و حسرت

ناداری چاره دیگری نداشتند و ابوجهل و ابولهب بر پشت بلال و یاسر و سمیه ستمگرانه تازیانه می نواختند و مستانه فریاد بر

می کشیدند

.

در اینجا سؤال این است که خدا چرا موجودات درنده و درنده خو را آفرید؟ چرا شهرها و آبادی ها را به زلزله ها، سیلابها و آتشفشانها

دچار می کند؟ چرا فرعونیان و نمرودیان را بر مردم مسلط می گرداند؟ چرا یکی را کر، دیگری را کر و لال، و سومی را فلج و زمینگر

می آفریند؟ چرا بعد از همه این عذاب ها و شکنجه ها در دنیا عذاب مرگ و برزخ و قیامت کبری را برای بندگانش مهیا نموده است؟

این سؤالات، بعضی مردمان را به انکار خدا

(۱۳)

و برخی را به ثنویت کشانده

(۱۴)

و برخی دیگر را به انکار قدرت مطلق یا علم مطلق و

یا خیرخواه مطلق بودن او سوق داده است

(۱۵)

.

پاسداری از اعتقاد به خدای یکتای قادر مطلق و عالم مطلق و مهربان ایجاب می کند که به این سؤالات و اشکالات که همواره در

ذهن ها می خلد، پاسخ داده شود

.

در این مقاله سعی بر آن است که این سؤالات به لسان قرآن و برهان پاسخ داده شود

.

قبل از پاسخگویی به آنها بررسی این موضوعات ضروری می نماید: مفهوم شر، مصادیق شر، حقیقت شر، شناخت مجموعه هستی،

شناخت انسان و هدف از حیات انسان در نگاه قرآن، تفاوت دیدگاه قرآن و عرف در نگرش به خیر و شر

.

۲ .

مفهوم شر و مصادیق آن

راغب اصفهانی در مفردات می نویسد

:

شر چیزی است که همه از آن روی گردان اند; چنان که خیر چیزی است که همه آن را خواهان اند

.

حکما نیز در تعریف اصطلاحی شر گفته اند

:

شر فقدان ذات یا فقدان کمالی از کمالات شی ء است، از آن جهت که آن شی ء شانیت داشتن آن کمال را دارد

(۱۶)

.

چنان که در معنای خیر گفته اند

:

خیر چیزی است که همه آن را خواهان اند و به واسطه آن بخشی از کمالاتش حاصل می شود

.

برای شناخت روشن خیر و شر باید مصادیق کمال هر موجودی را بشناسیم تا سلب و فقدان کمال را که هر موجودی از آن گریزان

است، دریابیم

.

اولین کمالی که همه خواهان آن و از سلبش گریزان اند، ذات و نفس خودشان است . هر موجودی خواهان خودش است و از فانی

شدن خود می گریزد . پس بقای ذات، خیر و فنای آن شر است; نیز کمالات شی ء نظیر حیات، علم، قدرت، شجاعت، مال، مقام

رفیع، آرامش روحی، امنیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، خیرند و در مقابل مرگ، جهل، ضعف، ترس، فقر، ذلت، اضطراب و

تشویش روحی، فقدان امنیت جانی، مالی، اجتماعی، شغلی و مانند آنها شرند; نیز آنچه ما را به خیر برساند، نافع و مفید و آنچه به

ما شر برساند، ضار یا مضر خوانده می شود

(۱۷)

;

مثلا بیماری شر است; اما پرخوری که سبب آن است ضار و مضر نامیده می شود

;

نیز بی نیازی خیر و کسب نافع خوانده می شود

(۱۸)

.

بنابر این حوادث طبیعی نظیر زلزله، سیل، آتشفشان، قحطی، و اعمال خلاف اخلاق مانند دزدی، ضرب و جرح ظالمانه، فحشا و

گناه ضار و سبب شرند; لذا این امور از آن جهت که سبب فقدان کمال و ایجاد درد و رنج اند، شر نامیده می شوند

.

به طور کلی اسباب شرور را به دو قسم می توان تقسیم کرد

:

۱ .

اسباب طبیعی: مثل; زلزله و سیل و دیگر بلاهای آسمانی که از اراده بشر خارج است

;

۲ .

اسباب اخلاقی: یعنی شروری که ناشی از اراده و اختیار انسان است; مثل; بخل، حسد، گناه و فحشا

.

۳ .

حقیقت شر

یکی از موضوعاتی که دیدگاههای گوناگونی درباره آن عرضه شده است، حقیقت شر است; به گونه ای که برخی چون ثنویه برای شر

واقعیتی مستقل از خیر قایل شده و از این رو برای آن مبدئی مستقل پنداشتند تا به خیرخواه بودن حق تعالی خللی وارد نیاید . در

مقابل، فیلسوفان از افلاطون تا فیلسوفان اسلامی نظیر ابن سینا و ملاصدرا و شیخ اشراق شر را امری عدمی می دانند و برای آن

مبدئی مستقل نمی جویند; چون خداوند را فیاض علی الاطلاق دانسته، آنچه را از او صادر می شود، فیض وجودی می خوانند; چون

برای شر، ذات و حقیقتی مستقل قایل نیستند و آن را بی نیاز از جعل جاعل می دانند; به این ترتیب دامن کبریایی خداوند از شر

آفرینی مبرا شمرده می شود و دیگر حاجتی نخواهد بود که قدرت یا رحمت او مقید خوانده شود

.

برخی گفتند: شر معدوم است

(۱۹)

;

اما باید این نکته را متذکر شویم که بین دو قضیه شر معدوم است و شر امر عدمی است، تقاوت

وجود دارد . دو قضیه «شر معدوم است » و «شر موجود است » ، در تقابل با یکدیگر قرار دارند و رابطه آن دو تناقض است; اما وقتی

می گوییم، شر عدمی است، مراد از این عدم، عدم ملکه است; یعنی موجودی شانیت کمالی را دارد; اما فاقد آن است; مثل کوری

برای انسان و سایر حیوانات یا جهل برای انسان . بدیهی است که شر از نوع دوم است

.

در اینجا باید بین آنچه که سبب این عدم هاست و آنچه که بالذات شر است، تفکیک به عمل آورد; مثلا صلح و امنیت و آرامش به

تعبیری عبارت از نبرد جنگ و نزاع است و جنگ امر وجودی است و غالبا در عرف عامه مردم جنگ شر و صلح و آرامش خیر

نامیده می شود; اما چون اصل در حیات انسان آرامش است و جنگ موجب سلب این آرامش می شود، آنچه حکما گفته اند که هر

چه وجودی است، خیر و هر چه عدمی است، شر است، مشکل شر را چنانکه باید، حل نمی کند

.

۴ .

شناخت هستی

برای حل مشکل شر باید دیدگاهمان را نسبت به مجموعه هستی و جایگاه انسان در این مجموعه روشن نماییم

.

هستی از دیدگاه قرآن و برهان از مبدا واجب الوجود که وجودی تمام تر و کامل تر از آن قابل تصور نیست، آغاز می شود و به همان

مبدا ختم می یابد

.

«

هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن

» (۲۰)

و «الیه یرجع الامرکله

» (۲۱) .

صدرالمتالهین در برهان صدیقین این سخن زیبای الهی را در قالب برهان عقلی چنین بیان می دارد

:

وجود حقیقتی عینی، واحد و بسیطی است که بین افرادش در برخورداری از اصل واقعیت تفاوتی نیست، مگر از جهت کمال و

نقص، شدت و ضعف و نظایر آنها . نهایت کمال وجودی مرتبه ای است که تمام تر و کامل تر از آن نیست و حتی تمام تر از آن نتوان

تصور کرد و آن وجودی است که وابسته به غیر نیست; زیرا هر چه وابسته به غیر باشد، ناقص و نیازمند به موجود تمام تر از خویش

است; پس این موجودی که در اعلی مرتبه هستی و قائم به ذات است، واجب الوجود [و مبدا هستی] است; اما بقیه که به او وابسته

و قائم هستند، افعال و آثار اویند و برای آنها قوامی نیست، مگر بواسطه او

(۲۲)

.

صدرالمتالهین از همین برهان، توحید و سایر صفات کمالی خدا مانند علم، قدرت، اراده، حیات، قیومت و فیاضیتش را نتیجه

می گیرد

(۲۳)

;

زیرا وجودی که حقیقت صرف و در اعلی مرتبه است، کمالاتش هم باید در اعلی مرتبه باشد . پس هیچ بخل و نقصی

در او متصور نیست و او جواد و رحمان و رحیم است و هستی ممکنات ظهور و نمود رحمت او هستند

.

جهان با همه افلاک و اقمارش، پستی و بلندیش، و کوه ودشت و دریایش ظهور رحمت او و از عنایت اوست و قرآن این معنا را چه

زیبا بیان کرده است: «الذی اعطی کل شی ء خلقه ثم هدی

» (۲۴) .

برابر بینش قرآنی و بر مبنای برهان، هستی در قوس نزول از خدای

سبحان آغاز می شود و تا ادنی مراتب وجود ادامه می یابد و در قوس صعود از ادنی مرتبه وجود آغاز و به همان مبدا ختم می گردد

;

در این دیدگاه هر موجودی در جایگاه خودش مرتبه ای از کمال وجودی دارد . بعضی از مراتب آن خیر و کمال تام اند و آن

موجودات مجرد عقلی محض هستند و بعضی از مراتب آن که به ماده آمیخته اند، چون در مرتبه پایین تری هستند، وجودشان به

عدم و خیرشان به نقص و شر آمیخته است و لازمه اتم و اکمل بودن مجموعه عالم آن است که همه مراتب هستی از فرشته و انسان،

جن و شیطان، پرنده و چرنده، درنده و خزنده و همه موجودات بری و بحری وجود داشته باشد; البته کسی که بخواهد در جهان

هستی جزئی نگری کند و یا از زاویه منافع محدود شخصی خود به آن بنگرد، ممکن است، جز بی نظمی و شر نبیند; چنان که

برخی فیلسوفان وجود حوادث ناخوشایند را دلیل بر عدم علم و قدرت و خیر مطلق خدا و ذات واجب الوجود دانستند

(۲۵)

.

یکی از مصادیق شر که قرآن هم آن را شر رساننده معرفی کرده، شیطان است . شیطان در لسان قرآن موجودی وسوسه گر، گمراه

کننده و دشمن انسان و شر رساننده به او معرفی شده است . اینک این سؤال مطرح است که چرا خداوند چنین موجود شری را که

منشا بسیاری از شرور اخلاقی است، آفریده است

.

علامه طباطبایی در این زمینه دو نکته را خاطرنشان ساخته، می نویسد

:

۱ .

هر چیزی که متعلق خلقت و آفرینش الهی است، فی نفسه (وجودش بدون اضافه غیر) خیر است; چون خدا کسی است که

مخلوقاتش را نیکو آفریده و پروردگار جهانیان است

(۲۶)

.

۲ .

عالم آفرینش با همه کثرت اجزا و وسعت طول و عرضش مجموعه ای به هم پیوسته و وابسته است; به گونه ای که اولش به

آخرش برمی گردد; پس آفرینش برخی از آنها مستلزم آفرینش برخی دیگر است; بنابراین اختلافی که بین موجودات عالم است،

موجب قوام عالم است و گرنه چنانچه بین موجودات عالم اختلافی نبود و از نظر کمال و نقص تفاوت نداشتند، میان آنها تمایزی

وجود نداشت; بنابر این وجود شیطان که به بدی خوانده می شود، از ارکان عالم است

(۲۷)

.

با این بیان وجود حیوانات درنده و گزنده مثل گرگ و مار و ملخ هم توجیه می شود . در نظام کل جهان هر چیز در جای خودش

نیکوست; چون آنها را خداوند آفریده است و خداوند هم هر چیزی را به بهترین وجه خلق کرده است

(۲۸)

و نیز او را به راه کمالش

هدایت نموده است

(۲۹)

.

پس بر اساس برهان لمی و بینش قرآنی جهان از بهترین نظام برخوردار است و هر موجودی که در آن

لباس وجود پوشیده خیرش غالب و شرش اندک است . با یک محاسبه ساده ثابت می شود، شمار حیوانات ضار و موذی که به

انسان ها زیان می رسانند، بسیار کم است; به علاوه این زیان رسانی تنها در پاره ای از اوقات رخ می دهد . علاوه بر این آنها از حیث

ذاتشان شر نیستند; بلکه نسبت به انسان شرند

.

میردامادی در این زمینه می نویسید

:

این شر نسبی که عارض برخی موجودات در نظام هستی می شود، شر بودنش از این روست که موجب فقدان کمال فعلی برخی از

موجودات می گردد . این شرها امور نادر و اتفاقی هستند که گاه گاهی برای افراد پیش می آید و این شرهای اندک از لوازم خیرهای

بزرگ و ثابت و همیشگی آن موجودات در نظام کلی وجود است

(۳۰)

.

اکنون خیر بودن شرور با تجربه ثابت شده است; برای مثال مارها سموم هوا را جذب می کنند و از این طریق برای جامعه انسانی

هوای پاک می سازند . پس مصلحت های نهفته ای در خلقت اینهاست که خدای حکیم آنها را خلق کرده است . خیام گوید

:

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

وین حرف معما نه تو خوانی و نه من

این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت

کس نیست که این گوهر تحقیق بسفت

هر کس سخنی از سر سودا گفته است

زان روی که هست کس نمی داند گفت

(۳۱)

علت حوادث طبیعی هم در نظام کلی عالم قابل توجیه است; چون آنچه خدای سبحان پدید می آورد، خیرات وجودی است; اما

اگر آتشی مؤمنی را می سوزاند و دریا جوانی را به کام خود فرو می برد، اینها از لوازم وجود آنهاست

.

خداوند جهان را بر اساس قوانین ثابت و سنن محکمی آفریده است . تبدیل و تغییری در سنن الهی راه ندارد

(۳۲)

;

مگر اینکه خود

خداوند سنتی را به جای سنت دیگر آورد; مانند آنجایی که آتش بر ابراهیم علیه السلام قهرمان توحید سرد و سلامت می شود

(۳۳)

و

آنجا که رود نیل برای نجات موسی و قومش از وسط شکافته می شود

(۳۴)

.

البته همواره چنین نیست که آتش مؤمنان را نسوزاند . در قرآن آمده است

:

قتل اصحاب الاخدود النار ذات الوقود اذ هم علیها قعود و هم علی ما یفعلون بالمؤمنین شهود; کشته باد صاحبان گودالها [که در

آنها] آتش فروزان بود . زمانی که بر [کنار] آنها می نشستند و بر آنچه به مؤمنان می کردند، می نگریستند

.

پس با نگاه کلی بر عالم و بر اساس برهان لمی چون عالم صادر از مبدا خیر و علم و حکمت و قدرت مطلق است، هر قدر از حسن و

جمال که شایسته این نظام بوده است، بر تن آن پوشانده شده است . زمین را چون گهواره ای بر زیرپای آدمیان گسترانده

(۳۵)

و

آسمان ها را با همه زیباییش از سیارات و ستارگان بر بالای سرمان برافراشته است

(۳۶)

.

درختان با طراوت و گلهای رنگارنگ و

دریاهای عظیم و آبشارها و کوه های با جمال و جلال را که هر یک نشان از عظمت و قدرت صانع آن دارند، مسخر انسان نموده است

(۳۷)

.

پس اگر هر از گاهی جنبشی در زمین پدید می آید و در گوشه ای از کره زمین خانه سست بنیانی از جای کنده می شود، این را

نمی توان نقص خلقت و خالق به شمار آورد

.

البته بلاهای طبیعی نظیر زلزله و بادهای طوفنده و صاعقه ها و . . . دلیل دیگری هم دارد که در ادامه مورد بحث قرار می گیرد

.

۵ .

شناخت انسان و غایت حیات او از دیدگاه قرآن

بسیاری از شبهاتی که در خصوص مساله شر برای برخی پیش آمده است، به جهت غفلت از مقام و موقعیت و منزلت انسان و هدف

از حیات اوست . در نظر آنهایی که بنیاد اخلاق را مبتنی بر سود و زیان می شمارند

(۳۸)

یا آنهایی که پایه زندگی را کسب لذت و

خوشی و خودخواهی و نفس پروری می دانند

(۳۹)

، هر چه که با تمایلات نفسانی ناخوشایند باشد، شر است; اما آیا خدا انسان را برای

ارضای تمایلات نفسانی آفرید؟ پاسخ این سؤال را از کلام الهی می گیریم

.

۱-

انسان برگزیده خدا برای خلافت الهی و آگاه به علم اسماء است

(۴۰)

.

خلیفه باید به صفات مستخلف متصف باشد . خدای سبحان

که دارای اسماء حسنی و صفات علیاست، انسان هم باید به همین صفات و اسماء موصوف گردد . خدای سبحان انسان را بر مثال

خویش بیافرید تا اینکه معرفت انسان آینه معرفت رحمان باشد . پس انسان موجودی عالم، قادر، مرید، سمیع و بصیر است و همین

صفات الهی است که او را به مقام خلیفه اللهی رسانده و او را شایسته امانتی ساخته است که آسمان و زمین از برداشتش بیم داشتند

(۴۱)

;

چنان که قرآن کریم می فرماید

:

انا عرضنا الامانه علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان

. . . . (۴۲) ;

ما امانتمان را بر

آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم، آنها از برداشتن آن سر باز زدند و از آن بیم داشتند; اما انسان آن را بر دوش کشید

. . . .

به فرموده علامه طباطبایی این خلافت الهی اختصاص به آدم علیه السلام ندارد . مراد نوع انسان است و معنای تعلیم اسماء هم به

ودیعت گذاشتن این علم در نوع انسان است . اگر انسان به این راه هدایت شود، این امکان برایش

هست که آن را از حالت قوه به فعل

تبدیل کند

(۴۳)

.

پس کرامت و فضیلت انسان از آن روست که حامل امانت الهی است و آن یا عقلی است که مناط انتخاب و مسئولیت پذیری و اختیار

است و یا ولایت الهی و استکمال

(۴۴)

;

بواسطه دین حق از حیث علم و عمل است

(۴۵)

، البته پیداست که تحقق این حقیقت هم جز به

واسطه عقل که اشرف مخلوقات الهی است

(۴۶)

، تحصیل نمی گردد

.

۲-

با آنچه آمد، آشکار می شود که در بینش قرآنی و فلسفه الهی هدف از حیات انسانی در این جهان لذت جویی و کام جویی و

خوشگذرانی نیست که اگر چیزی را منافی خوشگذرانی هایش یافت، شر بپندارد; بلکه هدف پیمودن جاده کمال و رسیدن به قله

سعادت جاودانی و استقرار در جوار رحمت و رضا و رضوان الهی است

(۴۷)

;

اما باید دانست که در این مسیر گردنه های سختی است

که شرط ورود به جنت رضوان الهی گذشتن از آنهاست

.

این گردنه ها را خدای سبحان اینگونه معرفی می کند

:

و ما ادراک ما العقبه فک رقبه او اطعام فی یوم ذی مسغبه یتیما ذا مقربه او مسکینا ذا متربه ثم کان من الذین امنوا و تواصوا

بالصبر و تواصوا بالمرحمه

(۴۸)

;

و تو چه دانی گردنه چیست؟ برده ای را آزاد کردن یا در روز گرسنگی طعام دادن به یتیمی

خویشاوند یا بینوایی خاک نشین; علاوه بر این از زمره کسانی باشد که ایمان آورده و همدیگر را به شکیبایی و مهربانی سفارش

کرده اند

.

مقام خلافت اللهی به آسانی دست یافتنی نیست; بلکه باید از این گردنه گذشت و از امتحان الهی سرفراز بیرون آمد

:

الذی خلق الموت و الحیوه لیبلوکم ایکم احسن عملا

(۴۹)

;

آنکه مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید (و روشن سازد) که

کدامیک از شما نیکوکارترید

.

امتحان های الهی گاه با نعمت دادن است و گاه با نعمت ستاندن

:

فاما الانسان اذا ما ابتلاه ربه فاکرمه و نعمه فیقول ربی اکرمن و اما اذا ما ابتلاه فقدر علیه رزقه فیقول ربی اهانن

(۵۰)

;

اما انسان چون

پروردگارش او را بیازماید و او را گرامی دارد و به او نعمت بخشد، گوید: پروردگارم مرا گرامی داشت و اما چون او را بیازماید و روزی

را بر او تنگ گیرد، گوید: پروردگارم مرا خوار داشت

.

در جای دیگر می فرماید

:

و نبلو کم بالشر و الخیر فتنه و الینا ترجعون

(۵۱)

;

شما را به خیر و شر مبتلا می کنیم تا بیازماییم و به سوی ما بازگردانیده می شوید

.

پس در بینش قرآن خیر و شر، فقر و غنا، جنگ و صلح، صحت و مرض، همه برای امتحان و آزمایش انسان است و این

امتحان هاست که اگر انسان از آنها پیروز درآید، به مقامات عالی انسانی و قرب الهی می رسد; چنان که در مورد حضرت ابراهیم

می فرماید

:

و اذا ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما

(۵۲)

;

وقتی خداوند ابراهیم علیه السلام را به اموری چند

امتحان کرد و او همه را با موفقیت به پایان برد، فرمود: تو را پیشوای مردمان قرار دادم

.

دسته ای از امتحان های الهی که متضمن تحمل سختی ها و فشارها و رنج ها و مصیبت هاست، برای ترفیع درجات صالحان است; اما

دسته ای دیگر از مصائب و رنجها برای بیداری انسان از خواب غفلت است

.

خدای تعالی در مورد خاندان فرعون می گوید

:

و لقد اخذنا آل فرعون بالسنین و نقص من الثمرات لعلهم یذکرون

(۵۳)

;

و ما فرعونیان را گرفتار قحطسالی و کاهش محصولات

کردیم تا پند پذیرند

.

در بینش قرآن گاهی رنجها و بلاها جنبه تربیتی دارد; اما اگر انسان نه با نعمت دادن شاکر حق و مجذوب دین خدا می شود و نه با

بلاها و سختی ها متنبه می گردد; در این صورت خداوند او را رها می کند تا چند صباحی به عیش و طرب بپردازد; وقتی در شهوات

فرو رفت و با دین حق به ستیز برخاست و هیچ امیدی به هدایت آنها نبود، به یکباره همچون قوم نوح گرفتار طوفان می گردد و

غرق می شود

(۵۴)