اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شناسان
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 45
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل شناسان؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل شناسان شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل شناسان را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل شناسان با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل شناسان با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل شناسان تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل شناسان را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شناسان :
آقای غلامرضا متفی فر دارای دانشنامه کارشناسی ارشد تعلیم و تربیت و عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) بوده که در حال حاضر محقق حوزه و دانشگاه است. ایشان صاحب تألیفات و تحقیقاتی در زمینه تعلیم و تربیت است که از آن جمله مشارکت در تألیف کتاب «فلسفه تعلیم و تربیت» و «تربیت عاطفی» را می توان نام برد.
آموزش جنسی در مدارس
حجه الاسلام غلامرضا متقی فر
«محقق حوزه و دانشگاه»
چکیده
به موازات پیشرفت علمی انسان در زمینه های گوناگون، مخصوصا علوم انسانی، ابعاد وجودی انسان و نیاز هر یک از ابعاد او نیز روشن تر می شود. به عنوان مثال، تربیت عقلانی انسان که در آن بر آموزش چگونه فکر کردن، کیفیت آموختن، تصمیم گیری، تجزیه و تحلیل و اقامه دلیل تأکید می شود، همچنین تربیت عاطفی انسان که در آن، چگونگی بروز عواطف، منشاء احساسات و نحوه کنترل آنها مورد بحث واقع می شود و تربیت اجتماعی که در آن شیوه های روابط اجتماعی، قوانین مدنی، برخورد با مشکلات اجتماعی، جامعه پذیری، حقوق شهروندی و پدیده شهر نشینی را مورد بررسی قرار می دهد و سرانجام تربیت اخلاقی که در آن از ارزش ها و باید و نبایدهای تربیتی سخن گفته می شود، مورد توجه جدّی مربیان اندیشمند بوده است.
یکی دیگر از ابعاد تربیتی انسان، که زمان چندانی از طرح آن نمی گذرد و مخصوصا در جامعه ما کمتر به آن توجه شده است، تربیت یا آموزش جنسی است. البته این گفته تازگی ندارد که غریزه جنسی از ابتدای خلقت با آدمی همراه بوده و نقشی دوگانه در جهت تخریب یا سازندگی شرایط زندگی انسان ایفا کرده است، اما طرحی که مخصوصا در کشورهای شرقی به تازگی رخ نموده و با نقد و نظرهای فراوانی مواجه شده است، این است که آیا می توان یا لازم است آموزش جنسی را به عنوان یک درس در برنامه های آموزشی مدارس بگنجانیم؟ این مسئله سوگیری های متفاوت و گاه متناقض اندیشمندان تربیتی در این باره را در پی داشته است، به گونه ای که گروهی این امر را فسادانگیز و مخرب دانسته، گروهی دیگر از ضرورت اجتناب ناپذیر آن سخن به میان آورده و گروه سوم راهی میانه را در پیش گرفته اند. گشایش باب گفتگو و کنکاش در این زمینه، می رود تا سرانجام از میان تاریکی ها و ابهام ها، راه روشنی فراروی برنامه ریزان آموزشی قرار دهد.
در پژوهش حاضر، موضوع اساسی و مهم آموزش جنسی در مدارس، همراه با چالش های پیش روی آن مورد توجه قرار گرفته؛ هر چند با توجه به ابعاد بحث انگیز موضوع و نیاز به حساسیت و دقت در آن در بسیاری از موارد، نگارنده به جزییات نپرداخته، اما تلاش کرده است برخی سؤالات اساسی در این زمینه را پاسخ گوید. برخی سؤالاتی که در این مقاله، به آنها پاسخ داده می شود عبارتند از:
۱ آیا پرده پوشی در وادی اطلاع رسانی جنسی به سلامت فردی و اجتماعی دانش آموزان کمک می کند؟ اگر چنین است میزان این پرده پوشی چه اندازه است؟ (اختلاف اساسی در تعیین این سطح است و موافقت یا مخالفت با آموزش جنسی، ناشی از همین اختلاف می باشد).
۲ آیا این فرض که سطوحی از اطلاع رسانی جنسی به سلامت جامعه کمک می کند، رد می شود؟
۳ آیا با فرض پرده پوشی، آنچه را که سلامت جامعه می خوانیم، تضمین خواهد شد؟
۴ آیا کتمان اطلاعات جنسی، بر حرص و عطش کسب اطلاعات نمی افزاید؟
۵ با فرض خودداری از اطلاع رسانی جنسی، آیا علاقه مندان، این اطلاعات را از منبع دیگری کسب نخواهند کرد؟
۶ آیا خودداری نظام تعلیم و تربیت از اطلاع رسانی جنسی به جوانان، موجب تداعی این اندیشه در ذهن آنان نمی شود که متولیان دینی و حکومتی، قادر نیستند احساس و عشق آنان را درک کنند؟
۷ آیا بی توجهی در اطلاع رسانی به موقع در امور جنسی، موجب تسریع در گسترش امراضی از قبیل سفلیس، سوزاک و مهم تر از آنها، غول ایدز که به نظر دانشمندان، مهم ترین راه انتقال آن فعالیت های جنسی است، نخواهد شد؟
امید است این نوشتار گامی هر چند مختصر در جهت رسیدن به هدف مطلوب باشد. پیش از ورود به بحث، ضروری است مفاهیم کلیدی اندکی توضیح داده شود.
تعریف مفهومی
الف) «مفهوم جنسیت» در روان شناسی عبارت است از:
۱ مجموعه وجوه تمایز بین دختر و پسر از قبیل تفاوت های جسمانی روانی و کارکردهای اجتماعی؛
۲ ویژگی هایی که موجب جذب جنس مقابل به جنس دیگر می شود.(۱) این ویژگی ها وضعیت جسمانی و حالات روانشناختی را شامل می شود. در این مقاله، جنسیت به هر دو مفهوم بکار گرفته شده است.
ب) تربیت یا آموزش جنسی
۱ تربیت یا آموزش جنسی نیز در اصطلاح دو معنا دارد: در یک معنا، مقصود از تربیت یا آموزش جنسی، آن است که به هر یک از دو جنس دختر و پسر بیاموزیم، مطابق هنجارهای جنس خود عمل کنند. به عنوان مثال، در جامعه فعلی، با خرید عروسک برای دختران و تشویق آنان به بازی های آرام، همچنین خرید دوچرخه برای پسران و ترغیب آنان به بازی های پر تحرک، در واقع هنجارهای اجتماعی هر جنس را به آنان آموزش می دهند و انتظار دارند فرزندان بر اساس آن عمل کنند. روشن است که هنجارهای اجتماعی هر یک از دو جنس پسر و دختر، در همه جای دنیا یکسان نیست، بلکه وابسته به نقشی است که هر یک از این دو در ایفای زندگی اجتماعی بر عهده گرفته اند. در عین حال، در این گونه تربیت، تأکید بر آن است که از تداخل نقش ها و در نتیجه، ابتلا به بحران هویت و بروز رفتارهای غیر مورد انتظار از جنس خاص جلوگیری شود.
معنای دوم آموزش یا تربیت جنسی، در اختیار گذاردن اطلاعات لازم در باب مسایلی است که به نوعی با غریزه جنسی انسان ها مرتبط است. محتوای این موضوع به صورت فراگیرتر، در مباحث آینده بیان خواهد شد.
ناگفته نماند، برخی دانشمندان بین آموزش و تربیت جنسی تفاوت قایل شده اند. به گفته «و. د. کوچتکف و و. م. لاپیک»، در کتاب های پزشکی عمومی، «تربیت جنسی» غالبا به معنای آموزش جنسی استعمال می شود در حالی که تربیت جنسی معنای وسیع تری دارد. تربیت، نه تنها احساس جنسی را دربرمی گیرد، بلکه دارای ویژگی رشد شخصیت اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی نیز هست.(۲)
تاریخ آموزش جنسی در مدارس
کمتر اندیشمندی است که نداند اصولاً ریشه این مبحث یعنی آموزش جنسی در مدارس رسمی به کشورهای غربی باز می گردد. به درستی روشن نیست که بنیانگذار این اندیشه چه کسی و در کجا بوده است و اگر قرار باشد، بررسی دقیقی در این باره صورت گیرد، باید تاریخچه تربیت و آموزش هر یک از کشورهابه صورت جداگانه بررسی شود که این کار از عهده یک مقاله خارج است. اما به دلیل آن که انگلستان غالبا در این گونه موضوعات پیشقدم بوده و اخیرا نیز در همین زمینه قوانینی به تصویب رسانده، مناسب به نظر می رسد که تاریخچه آموزش جنسی در این کشور موردبررسی قرار گیرد.(۳)
قبل از آن، یادآوری این نکته لازم است که بررسی موضوع آموزش جنسی، از چند جهت دارای اهمیت است: ۱ ارضای غریزه جنسی از نیازهای اولیه انسان هایی است که به بلوغ جنسی رسیده اند و بر اساس هِرَم «مازلو»، تا زمانی که حداقلی از نیازهای اولیه برآورده نشود، نمی توان انتظار داشت، انسان ها به سایر نیازهای خود بیندیشند. طبیعی است که نیازهای اولیه را نیز باید طبقه بندی کرد؛ اما با فرض تأمین خواب و خوراک و پوشاک، می توان انتظار داشت نیاز جنسی در مرحله بعد از آن قرار گیرد.
۲ به عقیده روان فایل پاورپوینت کامل شناسان و مشاوران خانواده، بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی و طلاق ها و اختلافات خانوادگی، ناشی از کاستی ها یا فزون خواهی ها در حیطه جنسی است.
برای این که روشن شود اصولاً اندیشه آموزش جنسی در مدارس از چه زمانی مطرح شده است، لازم است سیر تاریخی آموزش جنسی را ملاحظه کنیم.
انگلستان: به نظر می رسد زمان زیادی نباشد که مسئله آموزش جنسی در مدارس غربی مطرح شده است و در مجموع قدمت آن به یک قرن نمی رسد؛ اما مشکل این است که آغاز و مراحل آن به صورت دقیق ثبت نشده است.
«میشل جی. ریس» در این باره می گوید: تا کنون بررسی اختصاصی درباره تاریخ آموزش جنسی در مدارس انگلستان صورت نگرفته است. به گفته وی، «ماری آن دگت» در مقدمه ای که بر کتاب آموزش روابط جنسی(۴) نوشته است، پیشینه آموزش جنسی را تا سال ۱۹۷۸ دقیقا بیان و آثار نویسندگانی از قبیل «باری»، «دالاس«، «پیرسون»، «لامبرت»، «رید» و «ونت» را درباره تاریخ آموزش جنسی در مدارس بررسی کرده است. به گفته همین نویسنده، آخرین مطالعات را در این باره «کلی» (۱۹۹۲)، «ریز» (۱۹۹۳)، «تامسن» (۱۹۹۴) و «ونت» (۱۹۹۵) انجام داده اند.
ایشان در ادامه می افزاید: در قرن حاضر، آموزش جنسی از جهت هدف، روش شناسی، فرضیات اساسی، محتوا و سیاق متحول شده است. اصلی ترین هدف این نوع آموزش در دوران معاصر، بررسی شیوه هایی است که شرایط اجتماعی و سیاسی زمان، فرضیات اساسی و اهداف و محتوای آموزش جنسی مدارس را تحت تأثیر قرار می دهد. علاوه بر این، تربیت جنسی مدارس، به حدّی در معرض طوفان تحولات سیاسی اجتماعی بوده که تلاش برای ارایه گزارشی طولی از روند آن در گذر زمان، احتمالاً بی نتیجه است. حداکثر این است که می توان عوارض این گونه آموزش ها، از قبیل افزایش امراض قابل انتقال یا ترس از کاهش ارزش های اخلاقی، را اعلام و کیفیت تأثیر آن بر برنامه آموزشی و درسی را بیان نمود.
پیش از جنگ جهانی دوم: اطلاعات چندانی درباره آموزش جنسی پیش از جنگ جهانی دوم تا سال ۱۹۳۹ در دسترس نیست. تحقیقاتی در این باره، به خصوص توسط «هام فیزر» (۱۹۹۸) همراه با گزارش هایی شفاهی ارایه شده، اما این گزارش ها ناقص است و باید با تحلیل های مستند و عملی تر و احیانا مصاحبه با دست اندرکاران آموزش جنسی آن دوره تکمیل شود.
احتمالاً پیش از جنگ جهانی دوم، این گونه آموزش ها از نظر قانونی ممنوع بوده است (باری، ۱۹۷۹). اما احتمال دیگر آن است که آموزش جنسی درآن زمان، بیش تر متوجه دختران بوده و از احساسات نوع دوستانه سرچشمه می گرفته، با این هدف که از سقوط دختران جوان در موقعیت های نامطلوب جلوگیری کند.
دهه های چهل، پنجاه و شصت: جنگ جهانی دوم برای بیش تر مردم اروپا و برخی کشورهای دیگر، نتایج رقّت باری در پی داشت. از جمله آن که هر جا گروهی سرباز دور هم جمع می شدند، مقاربت های نامشروع و در نتیجه، امراض مسری مقاربتی افزایش می یافت. به نظر می رسد هدف اصلی آموزش جنسی پس از جنگ جهانی دوم، ممانعت از گسترش امراض مقاربتی، به ویژه سفلیس و سوزاک بوده است. بررسی متون درسی آن زمان، مثلاً، دستگاه تولید مثل خرگوش ها یا گرده افشانی گیاهان گل دار، حاکی از آن است که بسیاری از مدارس در سال های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ در باب آموزش جنسی با احتیاط سخن می گفته اند و معلمان، مخصوصا به کودکان و بالاخص به آن ها که درمدارس خصوصی تحصیل می کرده اند، درباره پیامدهای خطرناک استمنا هشدار می داده اند.
دهه هفتاد: به گفته «ونت» (۱۹۹۵)، آموزش جنسی مدارس در دهه هفتاد، از پایه دگرگون شده؛ یعنی در درس زیست شناسی، درباره دستگاه تولید مثل انسان، مفصلاً بحث شد و علاوه بر این، شیوه های جلوگیری از بارداری به صورتی گسترده آموزش داده شد. در آن زمان، بیش تر بر ارایه دقیق اطلاعات تأکید می شد و هدف از طراحی برنامه های آموزش جنسی، کاهش ناآگاهی، جرم و جنایت، شرم و حیا و اضطراب و نگرانی بود. مسایلی نیز که در این زمینه مورد بررسی قرار می گرفت، بیش تر در برنامه های آموزش شخصی و اجتماعی و امثال آن مطرح می شد تا در درس زیست شناسی.
اگر اهداف آموزش جنسی سال های مزبور، همان باشد که ذکر شد، آیا عاقلانه تر نبود به جای تأکید بر مسایلی از قبیل کاهش شرم و حیا، بر خویشتن داری، رعایت حریم دیگران و شرم و حیای معقول تأکید می شد؟
دهه هشتاد: در دهه هشتاد، آموزش جنسی با اهداف گسترده تری دنبال شد. استقبال فزاینده از اندیشه «فمینیستی»، منجر به افزودن برنامه هایی شد که شاگردان را به بررسی نقش زنان و مردان در جامعه تشویق می کرد. هدف آن بود که دانش آموزان اصل تفاوت های جنسی و همچنین میزان آن را درک کنند. همزمان با آن، برنامه های آموزش جنسی اهدافی از قبیل کسب مهارت برای تصمیم گیری، برقرار کردن رابطه با دیگران، ایفای نقش پدری و مادری و تعیین خط مشی در زندگی شخصی را دنبال می کرد.
به موازات تأکید بر مهارت ها، در برنامه های آموزش جنسی، این بحث مطرح شد که چگونه می توان جوان را قادر کرد مستقل بیندیشد و در مسایل جنسی آگاهانه تصمیم بگیرد. این مباحث، بسیاری از والدین را به دلیل آنچه «آزادی های رو به افزایش آموزش جنسی در مدارس» خوانده می شد، به شدت به هراس افکند. نگرانی و هراس والدین، یگانه ارمغان آزادی های جنسی نبود، بلکه پیامدهایی بالاتر از آن مانند سفلیس و ایدز نیز داشت.
هجوم بیماری ایدز
ساخت داروهای آنتی بیوتیک پس از جنگ جهانی دوم، نگرانی مردم از افزایش بیماری های سفلیس و سوزاک را کاهش داد، اما چیزی نگذشت که این وضعیت، ناگهان در سال های آخر دهه ۱۹۸۰ تغییر کرد. دانشمندان پی بردند که عامل بیماری موسوم به ایدز، همجنس گرایی است که به وسیله آمیزش معمولی جنسی نیز انتقال می یابد. این عامل که ویروس اچ. آی. وی. (H.I.V) نام گرفت، به سرعت بسیاری از کشورهای دنیا را درنوردید. ترس و وحشت، قریب به بیست و پنج سال بر جهان حاکم گردید و احساس می شد بسیاری از مردم به این ویروس آلوده و به بیماری ایدز مبتلا شده اند و سرانجامی جز مرگ ندارند. علاوه بر این، دانشمندان به این نکته پی بردند که هر کسی ممکن است سال ها به این مرض آلوده باشد، اما خود از آن اطلاعی نداشته و هیچ علامت آلودگی هم نداشته باشد. این در حالی است که برای آلودگی به این ویروس و بیماری ایدز، هیچ درمانی نمی یافتند. مجله امریکایی «پلین تروس» با استناد به آمار دریافتی از مدیران، می نویسد: امراض مقاربتی در امریکای جنوبی و دنیای غرب، از مهار پزشکان خارج شده است.
در همان زمانی که آموزش جنسی در انگلستان تبدیل به یک بازی سیاسی شده بود، ایدز به موضوعی بهداشتی تبدیل شد و درگیری بر سر این موضوع بالا گرفت که والدین حق دارند جست وجو کنند که آیا دخترانشان پیش ازسن شانزده سالگی،داروهای ضد حاملگی مصرف می کنند یا نه؟ در این زمان، قدرت رو به افزایش جنبش وابسته به زنان، مجبور به نگرشی دوگانه در باب آموزش جنسی شد. سراسیمگی در وضع قانون و صدور بخشنامه های دولتی در خصوص آموزش جنسی، که تا امروز هم ادامه دارد، ثابت کرده است که برنامه آموزش جنسی، نباید تهی از ارزش های اخلاقی باشد.
دیدگاه های مختلف درباره آموزش مسایل جنسی
در این جا، مناسب است به دیدگاه های موجود در این زمینه و بیان موافقت ها یا مخالفت ها درباره آموزش جنسی در مدارس اشاره شود. روشن است که در باب آموزش جنسی نیز، مانند هر موضوع مهم دیگری، نظرات و دیدگاه های مختلفی وجود دارد، که در این جا به آنها اشاره می شود.
دیدگاه اول
این دیدگاه بر ممانعت از هرگونه ارضای جنسی تأکید می کند و معتقد است ارضای آن، آدمی را از رسیدن به کمال انسانی باز می دارد. آثار این نحوه نگرش به دوران حاکمیت قانون کلیسا بر اروپا باز می گردد. شهید مطهری به نقل از «برتراند راسل»، فیلسوف مشهور، می گوید: «عوامل و عقاید مخالف جنسیت در اعصار خیلی قدیم وجود داشته و به خصوص در هر جا آیین مسیحیت و بودا پیروز شده، عقیده مزبور نیز تفوق یافته است.
…غیر از این دو آیین، در جاهای دیگر دنیا، ادیان و راهبانی بوده اندکه از مجردزیستن طرفداری می کرده اند … در یونان و روم متمدن نیز، طریقه کلبیون جای طریقه اپیکور را گرفت … سرانجام، این عقیده با اندکی اصلاح، به کلیسا راه یافت.»(۵)
ایشان می افزایند: «قانون کلیسا به صورتی افراطی در محدود کردن روابط جنسی کوشش می کرد و … اساسا در قانون کلیسا، ارتباط جنسی مطلقا ولو با همسر شرعی عملی پلید بود. زن ذاتا موجودی پلید به حساب می آمد و عمل مقاربت، هر چند با همسر شرعی، عمل کثیفی بود. به همین دلیل، افراد مقدس و پاک، افرادی که می توانستند به مقامات عالی روحانی برسند، کسانی بودند که در همه عمر، زنی را لمس نکرده و با او نزدیکی نکرده بودند. پاپ نیز از میان افرادی انتخاب می شود که در تمام عمر ازدواج نکرده باشد.»(۶)
روشن است که پرداختن به علل ورود این عقیده به عالم مسیحیت، بحث اصلی این مقاله نیست، اما اشاره می شود که شاید تفسیرهای نامناسب کلیسا از مجرد زیستن حضرت عیسی علیه السلام ، زمینه راه یابی این اندیشه به آیینی را فراهم کرده باشد که ریشه وحیانی دارد.
هر چند نمی توان با صراحت و یقین بیان کرد، اما این احتمال که وضعیت کنونی غرب واکنشی علیه آن دیدگاه تفریطی گذشته است، چندان دور از حقیقت نیست. گذشته از وضعیت اسف بار جنسی، که امروزه توده مردم با آن دست به گریبانند، متأسفانه بیش از همه، خود کسانی که به عنوان مبلّغ کلیسا، ازدواج شرعی را تحریم کرده اند، در بند انحراف جنسی گرفتار آمده اند؛ یعنی به دلیل فشارهای کلیسا، راه های شرعی را بر خود بسته و به کوره راه های انحراف و آسیب زا روی آورده اند. به عنوان مثال، نشریه پگاه حوزه به نقل از روزنامه «کانزاس سیتی استار»، طی گزارشی چنین می نویسد: «تاکنون سیصد کشیش در امریکا بر اثر ایدز مرده اند. صدها نفر دیگر از آن ها نیز آلوده به ویروس ایدز هستند. خبرنگاران با بررسی برگه های گواهی فوت و پرسش هایی از ۸۰۱ کشیش کاتولیک، به این نتیجه رسیده اند که میزان مرگ و میر بر اثر ایدز در میان کشیش ها، چهار تا هفت برابر میانگین در بقیه مردم است. دو سوم کشیش هایی که مورد پرسش قرار گرفته اند، اظهار داشته اند که مباحث جنسی، در هنگام آموزش های مذهبی آن ها، به ندرت مورد توجه قرار گرفته یا اصلاً به آن توجه نمی شده است. «ایزولوا»، روان شناس نیویورکی که با آنان در ارتباط بوده است، می گوید: در مدارس علوم دینی، هرگونه سؤالی درباره مسایل جنسی، غالبا با این پاسخ از سوی استاد مواجه می شود که اگر هر روز دعاهای دسته جمعی را بخوانی، بقیه مسایل به خودی خود حل می شود. طی نظرسنجی انجام شده، نود درصد کشیش ها اظهار داشته اند که حداقل هر کدام با یک روحانی مسیحی که تاکنون بر اثر ایدز مرده، آشنایی داشته اند.»(۷)
این منبع در پایان، اظهار نظر می کند که «خبر مزبور هر چند با تردیدهایی در محافل کلیسایی روبه رو شده اما نشانگر آن است که مخالفت با غرایز طبیعی انسان در میان اصناف مردم، از جمله روحانیان، چه عواقبی ممکن است در پی داشته باشد. مخالفت کلیسای کاتولیک با ازدواج کشیشان در طول تاریخ کلیسا، موجب مشکلات متعددی برای روحانیان مسیحی بوده است. در این زمینه، کتاب های تاریخی و نیز داستان ها و فیلم های سینمایی، آکنده از رویدادهای سخت و تکان دهنده ای است که بر اثر این تحریم پدید آمده است.»(۸) ناگفته نماند که برداشت های غیرواقعی از برخی تعالیم اسلام نیز، گاهی به موضع گیری هایی از این قبیل دامن می زده که نمونه هایی از آن در تاریخ اسلام ذکر شده است.
به هر حال، این دیدگاه به تدریج، از حدّ افراطی سقوط کرد و در دورانی به مرحله تعدیل رسید؛ یعنی ارضای جنسی به صورت معمول و بدون احساس گناه ادامه یافت. در عین حال،مردم مطابق شواهد،عکس وفیلم های آن زمان درکشورهای اروپایی و غربی، وضعیت سنّتی خود را حفظ نمودند و در تمام ابعاد، اعم از اجتماعی و خانوادگی، حریم خانواده را رعایت و از روابط نامشروع پرهیز کردند.
به عنوان مثال، «هومفریس»(۹)، در کتاب «میوه ممنوع» سرگذشت دختری به نام «آداهاسکین» را این گونه نقل می کند: «آداهاسکین دختر مردی معدن کار، در سال ۱۹۱۱ در دهکده معدنی کوچکی متولد شد. در سن شانزده سالگی، او را برای کار به لندن فرستادند. در سال ۱۹۳۰ به خانه برگشت. چیزی نگذشت که با جوان قایق رانی که در همسایگی آنان زندگی می کرد، آشنا شد و پس از چندی از او حامله شد. وقتی که دو خانواده از این اتفاق باخبر شدند، بلافاصله مراسم ازدواج دو جوان را برگزار کردند، اما این مراسم درست در لحظات پایانی به هم خورد، زیرا داماد به دلیل ترس از عواقب آن، به دریا گریخته بود. مادر «آدا» نیز که شرم سراپایش را گرفته بود، با وانمود کردن این که نوزاد از آن خود اوست، دختر را از میان فامیل به منطقه دیگری فرستاد.» همان گونه که ملاحظه می شود، قریب هفتاد سال پیش، یعنی در دهه ۱۹۳۰، رفتارهایی از این قبیل چندان شرم آور بود که خانواده ها از داشتن چنان فرزندانی خجالت زده و سر به زیر بودند. اما این شرایط، هم چنان راه انحطاط را پیمود تا به وضعیت کنونی منجرشد. روشن است، مطابق این دیدگاه که پرداختن به امور جنسی و ارضای آن را از هیچ طریقی مجاز نمی داند، سخن گفتن از آموزش جنسی بیهوده است.
دیدگاه دوم
همان گونه که پیش تر اشاره شد، غرب و کشورهای اروپایی، بیش تر سنّت های پیشینیان خود را، به ویژه در مسایل جنسی، به فراموشی سپرده و رویکرد جدیدی در اخلاق جنسی بنیان نهاده اند که می توان آن را «ولنگاری جنسی» نامید. مظاهر این رویکرد در جامعه و آموزش های مدرسه ای متجلّی شده است. در ضمن بحث، ویژگی های این رویکرد به صورت دقیق تر روشن خواهد شد؛ از این رو، مناسب است پیش از هر بحث دیگری، به ریشه های این رویکرد جدید اشاره شود.
مبانی دیدگاه دوم
۱ باید دید چه تغییرات ریشه ای در اندیشه غربیان ایجاد شده که به سنّت های خود پشت پا زده و در زندگی خود، طرحی متفاوت و نه چندان جدید و ریشه دار در دوران جاهلیت انسان ها در انداخته اند.
گفته شد این امکان که شرایط کنونی در واکنش به تحمیل های کلیسا و برخی مکاتب دیگر ایجاد شده باشد، چندان بعید نیست؛ زیرا به تدریج که کلیسا حاکمیت سیاسی خود را از دست می داد، اندیشه های آن نیز به فرسودگی می گرایید و مردم هم که زمانی خود را مغلوب آن اندیشه ها می دانستند، خود را آزاد دیدند و تلاش کردند برعکس آموزه های کلیسا عمل کنند. اما بنیادی تر از این سخن، آن است که هر اندیشه ای که در شاخه های گوناگون معرفتی عرضه شده و به منصّه ظهور می رسد، بی ریشه و بریده از اندیشه های اساسی انسان در سایر زمینه ها نیست. به عنوان مثال، تغییر در نحوه نگرش به هستی، مبدأ، انسان، دنیا و عقل می تواند کیفیت بینش انسان در سایر حوزه های علوم انسانی، حتی علوم طبیعی را تحت تأثیر قرار دهد. به بیان روشن تر، اگر انسان به این نتیجه برسد که اخلاق جنسی، که زمانی حرف اول را در این زمینه می زد، صرف تصور یا برداشت هایی است که به فراخور ذهنیت، تصور و محیط در انسان ایجاد شده و هیچ حقیقت مستقلی ندارد، در تغییر دلخواه شیوه عملکرد خود در باب غریزه جنسی، مقدمات و مؤخّرات و آموزش آن تردید نمی کند و همین گونه هم هست؛ یعنی آنچه امروزه مشهود است، ناشی از تغییر نحوه نگرش افراد به مسایل اخلاقی، به خصوص اخلاق جنسی است که البته این به نوبه خود در امور اساسی تری نیز ریشه دارد. در همین زمینه بوده که اخلاق جنسی، به اصطلاح نوینی بنیان نهاده شده و مبنای رویکرد در این باره قرار گرفته است. به تحلیل شهید مطهری رحمه الله در این باب، که به گفته خود او، از مجموع گفته ها و نظرات طرفداران این نظام اخلاقی استنتاج کرده است، اصول و پایه هایی که مکتب جدید (اخلاق جنسی) بر آن بنا شده، عبارتند از:
۱ آزادی فردی مطلقا محترم است، مگر آن جا که مزاحم آزادی دیگران باشد (اصل فلسفی)؛
۲ سعادت بشر در گرو پرورش استعدادهای اوست. خود پرستی ها و ناراحتی ها، ناشی از آشفتگی غرایز و بالاخص غریزه جنسی است و آشفتگی غرایز از عدم ارضای آن ناشی می شود (اصل تربیتی)؛
۳ آتش میل و رغبت بشر در اثر منع و محدودیت فزونی می گیرد و در اثر ارضا کاهش می یابد. برای انصراف بشر از توجه دایم به امور جنسی و جلوگیری از عوارض آن، باید هر قید و ممنوعیتی را از میان برداشت.
روشن است که پرداختن به هر یک از موارد مزبور، به عنوان عوامل بسترساز یا پشتوانه های نظری این رویکرد، مطالعه و تحقیقی جداگانه می طلبد که این مقال جای پرداختن به آن نیست و تنها برخی عوامل مشهود را یادآور می شود. ناگفته نماند هر یک از عوامل زیر نیز به مباحثی دامنه دار نیاز دارد که در این جا به اشاره ای کوتاه در مورد آنها بسنده می شود.
عوامل زمینه ساز دیدگاه دوم:
الف) نظریه فروید
به نظر برخی از روان فایل پاورپوینت کامل شناسان و در رأس آن ها «فروید»، مهار غرایز و عدم ارضای شهوات، به ویژه غریزه جنسی، موجب ایجاد عقده های روانی خواهد شد. این دسته از دانشمندان، زمانی مشکلات، خشونت ها، ناهنجاری ها و اضطراب های فردی و اجتماعی را ناشی از قید و بندهای جنسی و غرایز سرکوب شده می دانستند و معتقد بودند برای رهایی از آن همه اضطراب و پریشانی فردی و اجتماعی، باید زمینه رهایی انسان ها از هر قید و بندی را آماده کرد و او را در جهت ارضای کامل جنسی، به هر طریق که بخواهد، آزاد گذاشت.
اما طرفداران این نظریه با ملاحظه یک روی سکه، روی دیگر آن را نادیده گرفته اند. اگر قرار باشد انسان با ارضای غریزه جنسی، خود را از شرّ عقده ها برهاند، باید به این سؤال پاسخ دهد که آیا ارضای این غریزه در هیچ زمانی به حد مطلوب خواهد رسید؟ یعنی آیا زمانی می رسد که افراد بگویند دیگر به ارضای جنسی نیازی ندارند و تمام اضطراب ها و مشکلات آن ها برطرف شده است؟ پاسخ بسیار روشن است. هرگز چنین اتفاقی نخواهد افتاد. لذت جنسی دارای دو جنبه جسمانی و روانی است. توان جسمانی آدمی بسیار محدود بوده و ممکن است کسی با یک بار ارضا نیز اشباع شود. اما جنبه روانی، که از آن به هوس یا تنوع طلبی تعبیر می شود، هرگز سیری پذیر نیست. آیا هرگز کسانی که در دوران اقتدار، برای خود حرمسرا داشتند، بدان قانع بودند؟
شهید مطهری پس از بیان مطلبی که مضمون آن نقل شد، در این باره چنین اظهار نظر می کند:
«اشتباه فروید و امثال او، این است که پنداشته اند تنها راه رام کردن غرایز، ارضا و اشباع بی حد و حصر آن است. این ها فقط متوجه محدودیت ها و ممنوعیت ها و عواقب سوء محدودیت ها شده و مدعی اند که قید و ممنوعیت، غریزه را عاصی، منحرف و سرکش می کند. حرفشان این است که برای ایجاد آرامش، باید به آن آزادی مطلق داد. غافل از این که همان گونه که محدودیت، غریزه را سرکوب و تولید عقده می کند، رها کردن و تسلیم شدن و در معرض تحریکات و تهییجات قرار گرفتن نیز، آن را دیوانه می سازد و چون امکان ندارد که هر خواسته ای برای هر فردی برآورده شود، غریزه او بیش تر سرکوب می شود و عقده روانی بیش تری ایجاد می کند. به عقیده ما، برای آرامش غریزه، دو چیز لازم است: ۱ ارضای آن در حد طبیعی؛ ۲ جلوگیری از تحریک و تهییج آن. انسان از نظر حوایج طبیعی، مثل چاه نفت است که تراکم گاز درون آن، خطر انفجار به وجود می آورد. در این صورت، باید گاز را خارج کرد و آن را آتش زد. اما فراموش نکنیم که این آتش را هرگز نمی توان با افزودن طعمه سیر کرد.»(۱۰) به بیان دیگر، هر یک از نیازها و غرایز انسان از قبیل گرسنگی و تشنگی پس از رفع نیاز، تا مدتی آرامش یافته و حسرت اولیه اش تسکین می یابد؛ در حالی که ارضای غریزه جنسی، حداکثر اشباع جسمانی ناشی از ناتوانی در ادامه فعالیت را در پی خواهد داشت، ولی آتش التذاذطلبی روان را برافروخته تر می نماید و آن را در حسرت فزاینده تری فرو می برد و تنها تقوا و کفّ نفس قادر است زمام آن را بکشد و جلودار آن باشد. شاید آنچه در دعاها به نقل از معصومان(ع) آمده، اشاره به همین واقعیت باشد که «الّلهمَّ اِنّی أعوذُ بِکَ مِن نفسٍ لاتَشبعُ؛ خدایا از نفس سیری ناپذیر به تو پناه می برم».
به نظر می رسد نظریه فروید عملاً نتوانست مشکلی را بگشاید، بلکه تا حدودی با برداشت های نادرستی که از آن به عمل آمد بر ابعاد مشکل افزوده است. اگرچه خود «فروید» موفق نشد، نتیجه عملی نظریه علمی اش را که با بریدن قید و بندهای جنسی، انسان را از عقده و اضطراب می رهاند، کاملاً ملاحظه کند، ولی همه کسانی که از نزدیک شاهد از هم گسیختگی شیرازه های اجتماعی، افزایش خشونت، اضطراب و تنش های روانی و اجتماعی هستند، قادرند درباره نتایج نظریات او به خوبی قضاوت کنند.
این نکته، بخصوص برای کسانی که تصور می کنند افزایش محرّک های اجتماعی و جنسی به صورت پیوسته برای بیننده و شنونده عادی خواهد شد و از این رو، استفاده آزاد از سایت های ضد اخلاقی در شبکه جهانی ارتباطات (اینترنت) یا روزنامه ها و مجلات مبتذل را در سطح عموم توصیه می کنند تا به این وسیله، از عطش جوانان کاسته شود، قابل توجه است. این راهی است که برخی کشورها رفته اند، اما نه تنها در این جهت موفق نبوده اند بلکه ثمری جز تباهی، خشونت، تحریک و تهییج مداوم، افزایش اضطراب و از هم پاشیدگی خانواده ها حاصل نشده است.
ب) جنبش فمینیسم
از جمله اموری که در جهت بسترسازی بی بند و باری جدید جنسی مؤثر بوده است، «جنبش فمینیسم» و «نهضت طرفداری از تساوی حقوق زنان و مردان» است. مؤسسان و هواداران این اندیشه، با شعار احیای حقوق زنان و برقراری تساوی بین مردان و زنان در زمینه های گوناگون اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی بچه دار شدن و فعالیت های جنسی، افراد زیادی را به سمت این تفکر جذب کرده اند.
ج) نظریه اختلاط (co education)
نظریه اختلاط دختران و پسران در مدارس و مؤسسات آموزش عالی، هر چند ابتدا مطابق اصول روان شناسی و تحقیقات اجتماعی توصیف می شد و فرض بر آن بود که تحصیل مختلط، راه را برای شناخت پیدا کردن دو جنس از یکدیگر باز می کند و مشکل ازدواج را تسهیل می کند، اما به دلیل حذف مسایل اخلاقی و دینی از یک سو و تأکید بر آموزش جنسی در مدارس از سوی دیگر، خسارات ناشی از این گونه اختلاط، به مراتب بیش از منافعی بوده که عاید شد. به هر حال، مطابق این دیدگاه، آموزش جنسی، آن هم با طرح مسایل آمیزش جنسی، باید در متن برنامه های آموزشی و درسی مدارس در تمام سطوح تحصیلی گنجانده شود.
اما به اعتراف برخی محققان غربی، این گونه برخورد با مسایل جنسی، نه تنها دستاورد قابل توجهی به نفع انسانیت به ارمغان نیاورده بلکه زیان های بسیار سهمگینی نیز به او تحمیل کرده است. به گفته «توماس لیکونا» از دانشگاه «مک گیل» کانادا، مطالعه ای که در سال ۱۹۹۳ توسط انجمن امریکایی بانوان دانشگاه انجام شد، نشان داد، از هر پنج نفر دانش آموز، چهار نفر آن ها در معرض آزار جنسی قرار گرفته اند. در نزدیکی «مینیاپولیس»، مادری شکایت می کرد که در سرویس مدرسه، بچه های کلاس سوم و چهارم، دختر کلاس اولی اش را با کلمات هرزه آزار داده و از او درخواست های ناپسندی داشته
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
