خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شناسان
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شناسان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شناسان
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شناسان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
21ساعت
39دقیقه
49ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شناسان

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 61

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شناسان؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل شناسان انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل شناسان:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل شناسان آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل شناسان با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل شناسان از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل شناسان، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شناسان :

آقای دکتر شیخ عبدالمعبود از متصدیان دانشگاه کمبریج است و تحقیقاتی را در زمینه تعلیم و تربیت اسلامی انجام داده است. وی با اینکه به مدت ۱۰ سال در دانشگاه راج شاهی بنگلادش و دانشگاه یوتا در آمریکا به تدریس نیز اشتغال داشته است اما حوزه اصلی علاقه مندی ایشان در تعلیم و تربیت اسلامی است و در همایش های مختلف در اروپای شرقی و میانه، آمریکا، بنگلادش، هندوستان و مالزی شرکت و سخنرانی داشته است ایشان ویراستار ارشد مجله فصلنامه آموزش اسلامی کمبریج بوده و تاکنون مقالات بسیاری از ایشان در مجلات بین المللی انتشار یافته است.

کاوشی در آموزش جنسی با نگرش اسلامی

مؤلف: دکتر شیخ عبدالمعبود

مترجم: حجه الاسلام غلامرضا متقی فر

«محقق حوزه و دانشگاه»

مقدمه

آموزشی که مسایل جنسی را مورد توجه قرار دهد، در اسلام از جایگاه ویژه ای برخوردار است. مقررات مربوط به رفتار جنسی، مسایل دینی و فقهی(۱) از قبیل نماز، روزه، غسل، بلوغ، ازدواج و طلاق، حفظ قرآن، حج و غیره را تحت الشعاع قرار داده است. بنابراین، شناخت مسایل جنسی در خلاء و بدون توجه به سایر امور زندگی امکان ندارد. امور جنسی، بخشی از زندگی است که قوانین اسلامی خاص بر آن حاکم است. به آموزش جنسی، نه تنها به عنوان درسی از برنامه آموزشی مدارس، بلکه باید به عنوان بخشی از یک نظام عقیدتی نگریست. تضاد بین ایمان مردم از یک طرف و محتوای آموزش دینی در مدارس بریتانیا، به خوبی مشهود است، اما به تضاد بین دین مردم و آموزش جنسی به آسانی نمی توان پی برد؛ زیرا ماهیت دینی آموزش جنسی را، آنچنان که باید، نمی توان شناخت. باید بر این نکته تأکید کرد که مشکلات مربوط به آموزش جنسی، بیش از آن که فرهنگی باشد، دینی است. بخشی از مباحث مطرح در اخلاق اسلامی، به بررسی رفتارهای متفاوت جنسی اختصاص دارد که به عقیده مسلمانان معتقد به مبدأ و معاد، به عنوان مقررات حاکم بر رفتارهای جنسی محسوب می شود. آموزش جنسی در اسلام، به دلیل تأثیر گذاری بر عقاید اساسی انسان ها، باید به صورت آرمانی با تمام مقولات و راهکارهای عملی به مسلمانان منتقل شود.

آیه مبارکه «ان صلوتی و نسکی و محیای و مماتی للّه رب العالمین؛ بی تردید نماز، عبودیت، زندگی و مرگ من از آن خدا، پروردگار جهانیان است»،(۲) دیدگاه همه جانبه به آموزش جنسی را توجیه می کند. مطابق دیدگاه اسلام، تصریح قرآن و سیره عملی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ، تمام فعالیت های انسان، باید تحت فرمان خدای متعال هدایت شود. این اصل اساسی، تمام ابعاد زندگی انسان، از جمله آموزش جنسی را تحت تأثیر قرارداده است.

کسانی که امروزه به اسلام ایمان می آورند، مانند پیشینیان، به مسایل اساسی اخلاق و رشد معنوی خود، توجه چندانی ندارند.

آموزش جنسی از دیرباز در انگلستان، نه تنها برای مسلمانان، بلکه برای معتقدان به سایر ادیان، موضوعی مسئله ساز بوده است. دانش آموزان و سازمان های آموزشی، به صورت های متفاوت، اعتراض خود را به کیفیت آموزش جنسی مدارس اعلام کرده و به موفقیت هایی نیز نایل شده اند. در گذشته، آموزش جنسی به عنوان درسی مستقل در برنامه های آموزشی کشورهای مسلمان نشین مطرح نبوده است، بلکه در ضمن تدریس معارف دینی گنجانده می شده و در ضمن عناوینی از قبیل رعایت بهداشت، مسایل خانوادگی، ارزش ها، کرامت انسانی، حیا و عفت(۳) ، تحسین و ستایش(۴) و فعالیت های ممنوع، با استفاده از زبان غیر صریح و غیر مستقیم آموزش داده می شود. جوانان مسلمان، رفتارهای جنسی، آداب و رسوم، فضایل، رذایل و تابوها را، نه از طریق برنامه رسمی مدارس، بلکه از جامعه می آموزند. در جوامع مسلمان، فشار سختگیرانه اجتماعی و تفکیک دانش آموزان پسر و دختر در مدارس، به هیچ وجه اقتضا نمی کند، آموزش جنسی از نوع غربی آن در دوره های ابتدایی یا متوسطه به اجرا درآید. بی خبری دانش آموزان ابتدایی از کیفیت خلقت انسان و بی اطلاعی دانش آموزان متوسطه از شیوه های مختلف جلوگیری از حاملگی، امری غیر معمول نیست، بلکه کاملاً طبیعی است. به نظر می رسد در جامعه ای که رفتار جنسی آزاد نیست، اطلاع درباره راه های جلوگیری از حاملگی، تنها برای کسانی که ازدواج کرده اند لازم است. به طور کلی جوامع مسلمان، به این نظر پیامبر توجه دارند که دانش بی فایده را نباید آموخت، زیرا روز قیامت از عمر و امکانات آدمیان سؤال می شود که چرا آن را در راه های نامشروع به هدر داده اند.(۵)

دیدگاه اسلام درباره نظافت شخصی و ابعاد اخلاقی و معنوی آموزش جنسی، در راستای باورهای دینی است و با دیدگاه سکولاریستی که بر جنبه های بیولوژیکی و بهداشت جنسی انسان، بدون توجه به مسایل دینی تأکید می کند، تفاوت فراوان دارد. اصول یهودی و مسیحی حاکم بر زندگی جنسی مردم غرب، را به سوی شیوه جدید زندگی پیش می رود و با هر موضوع شخصی و اجتماعی، بدون اندک توجهی به هنجارهای دینی، سازگار است. زمینه های مشترک اسلام و مسیحیت در هنجارهای اساسی، بیش از نقاط مشترک ایدئولوژی غرب مدرن و مسیحیت است، اما بسیاری از مردم غرب، آن اندازه از اصول دینی خود فاصله گرفته اند که باید یک مسلمان پیدا شود و نقاط تلاقی بین این دو دین را یادآوری نماید.(۶) مسلمانان در غرب، در شرایطی زندگی می کنند که ابتدایی ترین ارزش ها به صورت جدی زیر سؤال رفته است و پیوسته با این موضوع درگیرند که چگونه این ارزش های اساسی انسانی را حفظ کرده و نسل جوان خود را از خطرات محافظت کنند.

به صورت سنتی، آموزش جنسی، با توجه به جایگاه انسان در مجموعه خلقت و هدف او از زندگی این جهانی، که همان آمادگی برای جهان آخرت است، قابل تعریف است. تعیین محتوای آموزش جنسی برای مسلمانان، از اهمیت زیاد برخوردار است، زیرا این محتوا، محدوده سخن درباره آن و همچنین اتخاذ تصمیم صحیح درباب مسایل جنسی را تعیین می کند، اما نگرش دینی نسبت به آموزش جنسی و ارزش های خانوادگی، به صورت روشن از برنامه مدارس ایالتی(۷) رخت بر بسته و همین امر منشاء اساسی تضاد میان دیدگاه اسلام و سکولاریسم شده است. در صفحات آینده، ماهیت این تضاد، به صورت جزیی بررسی شده و پیشنهادهایی برای بهبود وضعیت فعلی مدارس ایالتی ارایه شده است.

جهان بینی اسلامی

آموزش جنسی در اسلام، بر جهان بینی اسلامی درباره ماهیت انسان و رابطه او با خالق مبتنی است. مطلوب اسلام این است که عناصر جسمانی و روانی انسان ها، هماهنگ و متحد بوده و برای شکوفایی کامل استعدادهای او، عنوان نماینده خدا بر روی زمین، متعادل و هماهنگ عمل کنند. اسلام غرایز جسمانی انسان را انکار نکرده و خواهان سرکوب آن نیست، اما با آزادی بی قید و بند آن نیز موافقت نمی کند؛ بلکه جهت و بستر ارضای غرایز را به صورتی کنترل شده و روش مند تعیین می کند، آن گونه که همزمان با کنترل عواطف و امیال، بتوان قوای عقلانی خود را نیز تقویت کرد.

اسلام برای حفاظت از پاکدامنی(۸) و صداقت مردان و زنان، مقررات سختی که برای رشد اخلاقی معنوی آنها لازم است وضع نموده است. مردان و زنان مؤمن، موظفند از عفت و پاکدامنی خود، با نهایت دقت پاسداری کنند.

اسلام برای حفاظت از پاکدامنی(۹) و صداقت مردان و زنان، مقررات سختی که برای رشد اخلاقی معنوی آنها لازم است وضع کرده است. مردان و زنان مؤمن، موظفند از عفت و پاکدامنی خود، با نهایت دقت پاسداری کنند.

ضرورت رعایت عفاف در جملات ذیل به خوبی بیان شده است:

تمام مؤمنان اعم از زن و مرد موظفند عفت را رعایت کنند. زن و شوهر می توانند هر گونه بهره برداری جنسی از یکدیگر داشته باشند، اما بیرون از حریم خانواده، هیچ گونه رفتار جنسی مجاز نیست. کارهایی از قبیل عریان کردن بدن و بی حیایی، که موجب وسوسه و تحریک غریزه جنسی می شود، از نظر اسلام حرام است. باید از چشم دوختن به نامحرم پرهیز و از خلوت کردن زن و مرد نامحرم با یکدیگر جلوگیری نمود.

حیا و عفت، مانند سایر صفات اخلاقی، جزیی از ایمان است. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می فرمودند: شما برای من چند کار را تضمین کنید، من نیز در مقابل، بهشت را برای شما ضمانت می کنم: در مقام تکلم دروغ نگویید، به امانت خیانت نکنید، خلف وعده نکنید، چشمان خود را از نامحرم حفظ کنید و شهوت جنسی خود را کنترل کنید. تخلف جنسی، گناه بزرگی است. گناهی نابخشودنی که تنها راه بخشش آن، توبه کردن به درگاه خدا و بازگشت به باورها و رفتارهای شایسته است. همچنین می فرمودند: هیچ گناهی بیش از زنا، خدا را به خشم نمی آورد. اگر آنچه را که من می دانم شما می دانستید، از خنده ها کاسته و بر گریه های خویش می افزودید.(۱۰)

میل جنسی امری طبیعی است، اما تنها راه ارضای طبیعی آن، ازدواج است. پرهیز از کارهایی که میل جنسی را بر می انگیزد، واجب و هر رفتاری که انسان ها را به ارضای جنسی غیر مجاز سوق دهد، شدیدا تحریم شده است.

برترین ملاک در امور جنسی، تقوا(۱۱) با توجه به «خدا آگاهی»(۱۲) است. نقل شده که پیامبر می فرمودند: با زنانی ازدواج کنید که دارای ویژگی اصالت خانوادگی(۱۳)، زیبایی زنانگی و تعبد نسبت به دین باشند.(۱۴)

اولین ملاک در گزینش همسر، تعبد و توانایی های شخصی اوست و سایر ملاک ها، از جمله زیبایی جسمانی و مثل آن در درجه دوم اهمیت قرار دارد.

اسلام بر ازدواج به عنوان وظیفه ای دینی که از طریق مقررات اجتماعی محقَّق می شود و باید از بیش ترین استحکام ممکن برخوردار باشد، تنها از طریق علاقه شدید زن و مرد به یکدیگر و بر اساس ساختار خانواده تأکید می کند. به هر حال، ازدواج در اسلام، مانند مسیحیت به تقدس بخشیدن(۱۵) نیاز ندارد، زیرا رفتار جنسی از طریق ازدواج، خود امری مقدس است که برای آن محدوده قانونی تعیین شده است.

باید زمام شهوات انسان ها را به دستورات اسلام سپرد و در این زمینه به تقدس سازی نیازی نیست. ازدواج در اسلام، برآمده از روابط عاشقانه قبل از ازدواج نیست، بلکه بر دو پایه شناخت و درک متقابل در سایه ارزش ها و تعبد بر اطاعت خدا استوار است و همین امر، شالوده مستحکم زندگی مشترک را بنیان می نهد. اسلام برای برقراری رابطه زن و مرد، محدودیت هایی تعیین کرده؛ به گونه ای که بتوانند با نهایت سازگاری، اعتماد متقابل و پاکدامنی، با یکدیگر تعامل داشته باشند. این موضوع، رابطه بهتر زناشویی و زندگی خانوادگی آرام و ماندنی که به نفع تمام اعضای خانواده، اعم از شوهر، همسر و کودکان باشد را تضمین می کند و دستاورد آن، با لذّات گذرای جنسی خارج از محدوده ازدواج قابل مقایسه نیست.

جامعه اسلامی تحقیر بانوان از طریق سوء استفاده جنسی، برای امیال شهوانی یا تبلیغات تجاری، را به هیچ وجه مجاز نمی شمارد. برخلاف باور رایج غربیان، در اسلام، زنان دارای شرافت و کرامت بوده و باید مورد احترام باشند. بانوان را نباید ابزار ارضای جنسی دانست و به هیچ وجه نباید از آنها سوء استفاده جنسی کرد. حق بهره برداری جنسی زنان، تنها از آن شوهران است و بس. زیبایی زنان نباید مردان اجنبی را به سوی آنها جذب کند. ارضای شهوات جنسی خارج از محدوده ازدواج، ارزش های اخلاقی را تنزل داده، پایه های ازدواج را سست نموده، خانواده ها را ناپایدار کرده و شیرازه جامعه را از هم فرو می پاشد. رعایت عفت جنسی منحصر به زنان نیست، بلکه مسئولیتی است که ایفای آن بر هر زن و مرد مسلمان واجب است.(۱۶) در واقع، رابطه معنوی زن و مرد، به عنوان مبنای اجتناب ناپذیر رابطه جنسی، امری ضروری است. این ماهیت مثبت و خدامحوری مسایل جنسی، در چندین جای قرآن مورد اشاره قرار گرفته است.(۱۷)

از آن جا که خانواده سنگ زیر بنای جامعه است، اسلام به ارزش های خانوادگی که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود، اهمیت فراوان می دهد. این ارزش ها را که می توان در آیات قرآن، احادیث و رفتارهای سنتی مسلمانان پیدا کرد، طی قرن ها جوامع اسلامی سراسر دنیا را تحت تأثیر قرار داده است. مسلمانان برای این سنت ها بیش ترین ارزش و احترام را قایلند، زیرا بدون آن، انسجام، نظم و توافق خانواده ها به صورت جبران ناپذیری از بین خواهد رفت. این ارزش ها روابط اعضای خانواده را از طریق سلسله مراتب، که متضمن احترام متقابل و عشق اعضای خانواده به یکدیگر است، تعیین می کند. پیامبر اسلام می فرمایند: کسی که به پیران احترام نگذارد و نسبت به جوانان مهربان نباشد، از من نیست. احترام و محبت، شالوده خانواده است که محیطی پایدار برای تمام اعضای خانواده فراهم می آورد. قرآن کریم درباره جایگاه پدر و مادر می فرماید: «و قضی ربّک الاّ تعبدوا الاّ ایّاه و بالوالدین احسانا.»(۱۸)

عبدالله یوسف علی در تفسیر آیه فوق می گوید: «اولاً در این آیه، فقط احترام به والدین مورد نظر نیست، بلکه به مهربانی از روی علاقه و شفقت نیز توصیه شده است. ثانیا این فرمان، با فرمان اطاعت از خدای یگانه در کنار هم آمده است و این بدان معناست که عشق به والدین نوعی عشق به خداست، یعنی در واقع زحمات پدر و مادر با هیچ چیز قابل جبران نیست. ثالثا میزان تعالی معنوی انسان ها به این صورت آزمایش شده است. اگر نسبت به کسانی که با از خود گذشتگی ما را بزرگ کرده اند، با ملایمت رفتار نکنیم یا نامهربانی کنیم، چگونه از خدای متعال امید عطا و بخشش داشته باشیم؟»

این مضمون در روایات متعدد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مورد تأکید قرار گرفته است. مثلاً ایشان در روایتی می فرمایند: «شاد کردن پدر، شاد کردن خدا و ناراحت کردن او ناراحت کردن خداست.» یا می فرمایند: «بهشت زیر پای مادران است.»(۱۹) این سفارش ها به معنای احترام گذاشتن و عشق ورزیدن به تمام اعضای خانواده و سایر بستگان است.

در نتیجه محبت دوجانبه و درک متقابل، زمینه فردگرایی و خود محوری، از بین رفته و انسان ها با ایثار، تسامح، درک دیگران و پذیرش مسئولیت رفتار خود و احساس مسئولیت در برابر دیگران، پرورش خواهند یافت.

نقش مکمّل زن و مرد

چون دین اسلام با اهداف و کمال نهایی انسان ها سروکار دارد، برای رسیدن انسان ها به سعادت و لذت دنیا و آخرت، محدوده جنسی باید تجلی اصول معنوی و اخلاقی باشد.

مطابق دیدگاه اسلام، تعادل اجتماعی و روانی از طریق ایفای نقش مکمل، نه مخالف، زنان و مردان که بهترین سود آن به جامعه می رسد، امکان پذیر است. چون امور جنسی با تقدیر خدای متعال ایجاد شده، از اهمیت متافیزیکی عمیقی برخوردار است.

برخلاف تلاش هایی که در سال های اخیر در جهت اثبات تساوی زن و مرد صورت گرفته، اسلام، در عین این که خلقت آن ها را از حقیقت واحده می داند، تفاوت اساسی میان این دو جنس را، به عنوان بخشی از نقشه لایتغیر خدای متعال به انسان ها آموزش می دهد.(۲۰) زن و مرد از طریق یکسان سازی(۲۱) دو جنس، هرگز به توانش کامل خود دست نیافته و به واقعیات درونی و والاتر زندگی نمی رسند. در بسیاری از جنبه های ظاهری زندگی، اصول اسلامی بر عفت جنسی و جدایی دختر و پسر مبتنی است. نقش مکمل زن و مرد، از مشارکت زنان مسلمان در تقریبا تمام کارها از مدیریت کشور گرفته تا مالکیت تجارتخانه های عمده یا حتی کار در مغازه های قصابی ممانعت نمی کند. جوامع اسلامی، هیچ زمانی از وجود بانوان سرشناس و چهره های دینی و روشنفکر تهی نبوده است.

سید حسین نصر در این باره می گوید: هر جنس به گونه ای مثبت، تجلی یکی از صفات الهی است. به این ترتیب، نه تنها انحراف و کجروی جنسی، گامی بلند به سوی انحراف از کمال معنوی و مانعی بزرگ در راه آن است، بلکه به معنای از دست دادن ویژگی های مردانگی و زنانگی و حرکت روان شناختی و عاطفی به سوی نوع رایج خنثی گرایی(۲۲) و مطابق ادلّه اسلامی، باختن جبران ناپذیر خویشتن و در نهایت، سقوط از کمال اولیه انسانی است. پیامبر بزرگوار اسلام به مردان و زنانی اشاره می کنند که پوشش یا نحوه رفتار آنها، برعکس لباس جنس خویش خواهد بود و این امر را یکی از علایم دوره آخرالزمان می داند. در اسلام، زن و مرد به عنوان دو مخلوق مجزای خدای متعال تلقی می شوند که هر یک از آنها تجلی برخی اسما و صفات اویند، اما در وحدتی مکمّل، به سوی تعادل(۲۳) و کمال که خدای متعال برای آنها تقدیر کرده و هدف هستی قرار داده در حرکتند.

این دو جنس چنان به یکدیگر عشق و محبت می ورزند که هر یک حمایت، آرامش و رضایت خاطر خویشتن را در دیگری می جوید. رابطه زوجیت که از خلال آن، هر یک آرامش را در کنار دیگری می جوید، منحصر به رفتارهای جنسی نیست، بلکه روابط روان شناختی و معنوی را نیز شامل می شود.

مبانی ایدئولوژیکی آموزش جنسی در مدارس بریتانیا

تعلیم و تربیت، فعالیتی ارزش محور(۲۴) است. هر نظام تعلیم و تربیت و مجموعه عناصر آن، تحت یک نظام فلسفی یا ایدئولوژی فراگیر به وحدت می رسد و جهت گیری آن به مقتضای زمان و همراه با تحول در وضعیت اجتماعی سیاسی کشورها متفاوت است. با نگاهی به پرونده دولت های پیشین انگلستان در باب آموزش جنسی، به این نتیجه می رسیم که هنجارهای ارزشی سنتی به تدریج تغییر کرده است.

مصوبه (Act) 1986 با این جمله «… با توجه به ملاحظات اخلاقی و ارزش های زندگی خانوادگی…» بر اهمیت امور جنسی تأکید می کند. در بخشنامه (Circular) 11/78 آمده است: باید به کودکان کمک کرد خطرات جسمانی، عاطفی و اخلاقی لاابالی گری و رفتار ناسنجیده جنسی… را بشناسند. در مقابل، باید منافع ازدواج پایدار و زندگی خانوادگی و مسئولیتهای والدینی(۲۵) را به کودکان آموخت. بخشنامه ۹۴/۵ می گوید: باید دانش آموزان را تشویق کرد ارزش خانواده پایدار و مسئولیت والدینی را بدانند.

برای مقایسه، به تفاوت واژه های کلیدی در عبارات فوق توجه کنید. مثلاً عبارت «زندگی خانوادگی» جایگزین «ازدواج پایدار و زندگی خانوادگی» شده است. در این بخشنامه، «زندگی پایدار خانوادگی» تعریف نشده، اما واضح است که تعریف «خانوادگی» ضمن اینکه محدوده ازدواج را شامل می شود، زندگی مشترک زن و مرد بدون قید و بند تزویج و پذیرش مسئولیت خانوادگی را نیز در بر می گیرد. بنابراین، از دانش آموزان درخواست می شود ارزش زندگی پایدار خانوادگی و ازدواج را درک کنند. اما سؤال این است که اگر زندگی پایدار مشترک که مبنای آن ازدواج نیست نیز با ارزش باشد، در آن صورت ازدواج چه ارزشی دارد؟ این است که می توان گفت بین ارزش هایی که به جامعه منتقل می شود، تضاد ماهوی وجود دارد.

عبارت «یک سلسله رفتارها» به جای عبارت «رفتار جنسی غیر رسمی و ناسنجیده» آمده است. بی تردید رفتار جنسی نسنجیده و غیر رسمی بین جوانان بسیار رایج است، اما روشن نیست که آیا «یک سلسله رفتارها» مصوبه ۸۴/۵، رفتار غیر رسمی و ناسنجیده در مصوبه ۸۷/۱۱ را نیز شامل می شود یا نه؟ در صورتی که این قید را نیز شامل شود، نشان می دهد تصریح آنها در عبارت سابق، به این دلیل است که دست اندرکاران، جوانان را به هدایت روشن و صریح در این موارد نیازمند می دانسته و اشاره صریح آنان، هشداری است به خطرات این رفتارهای خاص.

در مصوبه شماره ۹۴/۵ همچنین آمده است:

هدف آموزش جنسی، آگاه کردن جوانان با روابط عاشقانه(۲۶)، ماهیت امور جنسی و فرآیند تولید نسل است. همزمان باید دانش آموزان را به سوی کسب فهم و نگرشی آماده کند که روابط خود را در قالب رفتاری مسئولانه و سالم بنگرند.

در این مصوبه، معنای «روابط عاشقانه» و «رفتار مسئولانه و سالم» توضیح داده نشده است، اما یقینا مقصود از آن، روابط جنسی است. سؤالی که مجددا پیش می آید، این است که آموزش جنسی، درباره این روابط چه اطلاعاتی را باید در اختیار بگذارد؟ علاوه بر این، شاید «رفتار مسئولانه و سالم» به معنای پرهیز از حاملگی و کاهش خطرات، ایدز و سایر امراض مسری مقاربتی باشد. گزینش دقیق واژه ها، همراه با باز گذاشتن راه برای تفاسیر گوناگون، نشانگر این واقعیت است که رویکرد سنتی اخلاقی، تنها یکی از احتمالات فراوان این محدوده است، اما از دیدگاه دینی، رابطه ناسنجیده جنسی، رفتاری غیر اخلاقی و گناه است و روح معنویت انسان ها را تباه می کند. به بیان روشن تر، در محدوده این اندیشه، نظام اخلاقی و معنوی به حاشیه رانده شده و این امر با تلاش های قابل تحسین اخیر دولت، برای اینکه نظام اخلاقی و معنوی را در متن تعلیم و تربیت قرار دهد، سازگار نیست. بخشنامه یا مصوبه، هیچ کدام درباره پرهیز از ارضای جنسی قبل از ازدواج با روابط نامشروع(۲۷)، به عنوان مناسب ترین راه برای کنترل امراض مقاربتی و حاملگی های ناخواسته یا مناسب ترین راه برای تشکیل خانواده پایدار، سخن نگفته اند.

مروری بر متون درسی مدارس نشان می دهد تعابیری از قبیل: دختر، پسر و مرد وزن، جانشین واژه های شوهر و همسر شده است. مسایل مربوط به والدین و اصول عفت و بکارت(۲۸) به حاشیه رانده شده یا نامربوط و غیر طبیعی به نظر می رسد. این تحول در کاربرد کلید واژه ها، با بخشنامه شماره ۱۹۹۳ تعلیم و تربیت منافات ندارد، اما به این معنا نیست که این محدوده مطلقا غیر اخلاقی است. در واقع، غالب مسلمانان با بسیاری از موضوعات این قلمرو، مثل اهمیت خود نگهداری(۲۹)، کرامت انسان، احترام به خود و دیگران، مسئولیت پذیری، حساسیت نسبت به نیازها و دیدگاه های دیگران، وفاداری و پایبندی در امور جنسی(۳۰) موافقند. البته مسایلی از این قبیل، با دیدگاه مذهبی، همپوشی فراوان دارد، اما مسایل اساسی، از قبیل عقیده به مسئولیت داشتن در برابر خدای متعال و گناه بودن برخی اعمال، نادیده گرفته شده و فعالیت های جنسی قبل از ازدواج و روابط نامشروع، به عنوان اموری کاملاً طبیعی و قابل قبول، آموزش داده می شود یا با واگذاری داوری درباره آن به جوانان، به سادگی از کنار آنها عبور می شود؛ در حالی که داوری درباره مسایل مهمی از این قبیل را، نمی توان به افراد واگذار کرد. هر چند انتخاب، امری فردی است، اما رفتار فردی، هنجار ایجاد نمی کند.

موضوعی که هر کس طالب دانستن آن است، این است که جوانان در کدام شاخه های تعلیم و تربیت مجازند شخصا دست به تجربه زده و خود قضاوت کنند؟ چرا خانواده ها به فرزندان اجازه می دهند ارزش هایی را فراگیرند که نظام خانوادگی و باورهای دینی آنها را فرو می ریزد. بعد از طرح این سؤالات، سؤالات اساسی تر دیگری نیز مطرح می شود از جمله،این سؤالات که: بالاخره چه کسی مسئول تعیین چارچوب برنامه های آموزشی است؟ تعلیم و تربیت کودکان، بیش از همه، حق چه کسی است؟ ناگفته روشن است که پرداختن به این مباحث، خارج از محدوده این مقاله است.

استفاده از فیلم های ویدیویی و نمودارها، هم می تواند حامل پیام منفی و هم با احترام گذاشتن به اخلاق جنسی، دارای پیام مثبت باشد. پیامی را که دانش آموزان، مثلاً از ورود معلم به کلاس با کوله باری از ابزار آموزش جنسی حاوی بروشورها، همراه با نمودارهای گویا و ابزار جلوگیری از حاملگی دریافت می کنند کاملاً واضح است. نمایش شیوه عملی استفاده از ابزار جلوگیری، همراه با توصیف زنده تغییرات فیزیکی که قبل، در بین زمان مجامعت و بعد از آن انجام می گیرد، دیوارهای شرم را فرو ریخته و دانش آموزان را تشویق می کند که فعالیت های جنسی را عملاً تجربه کنند. پیام دیگری که دانش آموزان از این رفتار معلم دریافت می کنند، این است که احساس می کنند سن آنها به حدی رسیده که می توانند روابط جنسی برقرار کنند. کیفیت نگرش اجتماعی به زندگی مشترک یا زندگی جنسی غیر رسمی بدون ازدواج، به صورت طبیعی در برنامه های درسی منعکس می شود.

تدریس مواد درسی در برخی مدارس، چنان بی پرده است که می توان آن را بی بند و باری(۳۱) نامید. میزان این صراحت، در تمام مدارس یکسان نیست؛ اما به طور کلی آهنگ بسیاری از متون آموزش جنسی، خارج از مقوله اخلاق است. با استناد به برخی مقالات منتشر شده، می توان گفت در میان برخی حامیان این نوع آموزش جنسی، تمایلی وجود دارد که از رهاسازی دانش آموزان از نفوذ خانواده حمایت کند. این امر بدون ترغیب دانش آموزان، با نام آزادی تحقیقات یا تحت عنوان روشنفکری، به مبارزه با ارزش های سنتی دینی، مخصوصا در زمینه ازدواج و روابط جنسی، امکان ندارد. به گفته سید علی اشرف، نیروهای سکولاریست موفق شده اند با نام آزادی فردی، دانش آموزان را وادار کنند آموزش جنسی را به عنوان جزیی از برنامه ملی(۳۲) بپذیرند. امروزه محدوده آموزش جنسی،به حدّی گسترده شده که کودکان زیر یازده سال را نیز تحت پوشش قرارداده است.

در نظام سکولاریستی، جزئیات آموزش جنسی را هر مدرسه به صورت جداگانه تعیین می کند. از دیدگاه آنها، ارزش اخلاقی مطلق، که تمام مدارس موظف به رعایت آن باشند، وجود ندارد. این وضعیت، حاکی از شرایط اخلاقی جامعه ای است که اکنون در آن زندگی می کنیم. در وضعیت سر در گمی اخلاقی، به نظر می رسد هیچ چیز پایدار نیست. اگر فلسفه ای که این جهان بینی بر آن مبتنی است، اطلاق و جاودانگی را نپذیرد، ظهور چنین اعتقادی اجتناب ناپذیر است. ارزش هایی که شالوده این قلمرو را تشکیل می دهد، از نوعی جهان بینی ناشی شده که مستقیما با جهان بینی اسلام، مسیحیت، یهودیت، بودیسم، سیکیسم و هندوئیسم در تضاد است. تمام ادیان بزرگ دنیا، اهمیت ازدواج و ارزش های سنتی زندگی خانوادگی را پذیرفته اند، اما آموزش جنسی به صورت کنونی در مدارس، از طریق درس های علمی یا به صورت آگاهانه از طریق درس های آموزش جنسی، نگرشی مکانیکی نسبت به امور جنسی ارایه می دهد و ارزش هایی را منتقل می کند که غالبا غیر دینی یا ضد دینی است؛ یا این که مدارس گاهی، با وجود اهمیت موضوع، منفعلانه عمل می کند. اما انفعال، فی ذاته یک ارزش است. مدارس موضع گیری انفعالی یا احتمالاً بی طرفی خود را با این اعتقاد توجیه می کنند که وظیفه ندارند یک محدوده ارزشی ویژه را بر دانش آموزان تحمیل کنند. اما در واقع، با تأکید بر ابعاد فیزیکی، شیمیایی، بیولوژیکی و جنبه های لذت بخش ارضای جنسی، ارزش هایی را که شالوده عقیدتی خاصی دارد به دانش آموزان منتقل می کنند و این نوعی تلقین(۳۳) است. در این شیوه، به جای ارایه نگرش اخلاقی به دانش آموزان و هدایت زندگی آنان به آن سو، نسبت به یکی از غنی ترین جنبه های تجربه انسان، یعنی رابطه سرشار از عشق زوجیت، دیدگاهی ماده گرایانه، پست و کاملاً محدود ارایه می شود. هر چند بر جنبه های بیولوژیکی و پزشکی بدن بیشتر تأکید شود، دانش استفاده از ابزار جلوگیری، موقعیت مهم تری در دروس آموزش جنسی می یابد. درست است که دانش آموزانِ کمتر از شانزده سال، قانونا حق مجامعت ندارند، اما به نظر می رسد این نگرش، توصیه به استفاده از ابزار جلوگیری برای آنها را هم کاملاً بجا می داند.

با وجود این که والدین از برنامه های آموزش جنسی مدارس اطلاع دارند، اما از جزئیات محتوای آن آگاهی کامل ندارند. مثلاً در دروس آموزش جنسی که درباره «معضلات اخلاقی»(۳۴) سخن می گوید، ممکن است سؤالات اخلاقی دانش آموزان مطرح شود، اما مربیان از طریق آن، به نتایجی که مورد نظر خود آنان است می رسند. این را نمی توان هدایت اخلاقی نامید. بسیار نادر است که معلمان دیدگاه های متفاوت درباره چنین مسایلی را به دانش آموزان عرضه کرده و انتخاب را بر عهده خود آنان بگذارند، بلکه غالبا دیدگاه های خود را بر دانش آموزان تحمیل می کنند.

کاهش حاملگی دختران زیر شانزده سال به میزان پنجاه درصد در سال دوهزار و کاهش رویداد ایدز و سایر بیماری های مقاربتی، از اهدافی است که در مقاله مشهور «وایت پیپر»(۳۵) ذکر شده است. آموزش جنسی در مدارس، یکی از شیوه های تحقق این اهداف تعیین شده است. برای رسیدن به این اهداف، دولت گام هایی را به جلو برداشته که از جمله می توان به تحولات اخیر در آموزش جنسی مدارس اشاره کرد. اما سؤال این است که آیا در این تحولات، رابطه انسان با خدا نیز مورد توجه بوده یا فقط اموری از قبیل نحوه استفاده از ابزار جلوگیری از حاملگی مورد تأکید واقع شده است؟

برخورد ارزش ها

متن ذیل که از نامه ای شخصی اقتباس شده، پیچیدگی مشکلی را که ما در حوزه آموزش جنسی با آن مواجهیم، به صورت خلاصه بیان می کند:

«…اما در میان کشورهای اروپایی غربی، انگلستان محافظه کارترین کشور در این زمینه است. به عنوان مثال، اگر در گفت وگو با یک شهروند هلندی، مخالفت خود را با آموزش جنسی در مدارس ابراز کنید، چنان خیره و متعجبانه شما را می نگرد که گویی با آموزش درس جغرافیا مخالفت کرده اید. هلند کشوری است که دریای آن ساحل ندارد. اطلاعیه های روسپی گری بر روی صفحه تلویزیون، حتی برای کودکان، در طول روز نمایش داده می شود. در پروژه های درسی، از دانش آموزان کم سن و سال می خواهند به عنوان یک کار هنری، عضو ویژه بدن انسان را ترسیم کنند. براستی آیا می توانید تأثیر این کار، بر کودکی در این سن که در کلاس نشسته و تمام همکلاسی های او در حال نقاشی کردن اعضای خاص بدن هستند را تصور کنید؟ هفتصد و پنجاه هزار نفر مسلمان در هلند زندگی می کنند، اما اجازه ندارند با معلم خصوصی در خانه ها تحصیل کنند. علاوه بر این، اجازه کناره گیری از برنامه های آموزش جنسی نیز به آنها داده نمی شود. یادآور می شود که در هلند مدرسه متوسطه اسلامی وجود ندارد.»(۳۶)

هر چند وضعیت، در غالب مدارس بریتانیا از هلند بهتر است، اما این امر در بریتانیا موجب تضاد ارزش ها شده است. «نگاه خیره و متعجبانه» هلندی، یا حاکی از نادیده گرفتن سایر فرهنگ هاست و یا حاکی از این انتظار نامعقول است که همگان باید خود را با ارزش های اکثریت تطبیق دهند و نمایش تبلیغات مبتذل در تلویزیون، حاکی از این امر است که احساس شرم در آن جامعه، با آنچه از جامعه مبتنی بر ارزش های دینی انتظار می رود، متفاوت است. نقاشی کردن عضو خاص انسان و تلقی آن به عنوان امری آموزشی، رفتاری غیر اخلاقی است، اما به نظر مسئولان هلندی، کار هنری است.

هر چند ممکن است بریتانیا در مقایسه با برخی همسایه های اروپایی خود محافظه کارتر باشد، اما این بدان معنا نیست که از شرارت هایی که سایر کشورها رنج می برند، کاملاً در امان است. مثلاً نود و سومین مقاله «رمز هدایت»(۳۷) که توسط کمیسیون استاندارهای برون مرزی (ژوئن ۱۹۹۸) منتشر شده است، درباره ابتذال برهنگی نوشت: برهنگی(۳۸) به انسان، آرامش بیشتری می دهد. عریان کردن بدن، تأثیری معقول وهیجان انگیز بر جای می گذارد، با این شرط که از برهنگی سوء استفاده جنسی نشود. توجیه این امر، از مقصد و شایستگی برنامه های فردی ناشی می شود.

وظیفه کمیسیون استاندارهای برون مرزی رادیو و تلویزیون، ترسیم این خط مشی هاست؛ زیرا مردم بریتانیا، عموما «درباره نمایش های جنسی، آزادمنشانه و راحت تر عمل می کنند.» از این گفته، به سؤال مهم تری دست می یابیم و آن این است که: چگونه می توان درباره «شایستگی» یک برنامه منحصر به فرد، داوری کرد؟

منشاء ارزش هایی که تصاویر بدن برهنه انسان را توجیه می کند کدام است؟ غیر از تحریک جنسی انسان ها، پخش تصاویر هیجان انگیز چه تأثیر دیگری بر جای می گذارد؟ از دیدگاه اسلام، این امر، نفرت انگیز و از جهت اخلاقی کاری پست است. ارزش های مبتنی بر آزادی(۳۹)، روح حاکم برنامه های آموزش جنسی فعلی است، اما سؤال این است که آیا این دسته ارزش ها ذاتا خوب است؟ اگر ارزش ها ناشی از اصول و باورهای بنیادی است، پس باید ارزش های مثبت و منفی را از یکدیگر تفکیک کرد. مقصود از ارزش های مثبت، ارزش هایی است که دین و احساس اخلاقی، آنها را ذاتا خوب می داند و از جهت معنوی سودمند است؛ در برابر، ارزش هایی وجود دارد که از جهت دینی و اخلاقی نارواست و خسارات معنوی به بار می آورد. ارزش های مثبت، کمک می کند انسان ها استعداد کامل خود را بشناسد و از طریق درک واقعیات برتر، به موفقیت هایی نایل آیند. ارزش های منفی، با رها کردن هیجان ها و امیال افسار گسیخته، انسانیت انسان را تخریب می کند. به فرموده قرآن کریم، خدای متعال انسان را به بهترین سرشت(۴۰)، یعنی با بهترین و خالص ترین سرشت آفریده است که با پرورش ارزش های مثبت، می توان از آن حراست کرد. از طرف دیگر، ارزش های منفی، آدمی را از خدای متعال دور کرده و او را تا دَرَک اسفل تنزل خواهد داد.(۴۱)

عقیده به مثبت یا منفی بودن ارزش ها، نسبت به مناطق جغرافیایی متفاوت است. ارزش هایی که در یک منطقه مثبت است، ممکن است در منطقه دیگر منفی باشد. مثلاً، تمجید از دختر جوانی که لباس های فاخر به تن کرده ممکن است در یک جامعه ارزش به حساب آید، اما در جامعه دیگر، شدیدا نکوهیده باشد یا مثلاً در فرهنگ خاصی، بسته به شرایط، یک ارزش گاهی مثبت و زمانی منفی باشد. دروغ گفتن، یک ارزش منفی است، اما همین عمل، برای نجات جان یک انسان، ارزش مثبت دارد.

برخورد ارزش ها را می توان به برخورد باورهای دینی معنا کرد. امروزه در بریتانیا افراد مختلف و رفتارهای جنسی متنوعی وجود دارد، اما آیا می توان تمام این رفتارها را لزوما خوب دانست؟ آیا می توان دانش آموزان را بدون هیچ مدافعی در این شرایط، بی پناه رها کرد؟ مخصوصا این سؤال مطرح است که چه نوع ارزش هایی باید مبنای آموزش جنسی قرار گیرد؟ جواب تمام این سؤال ها از دیدگاه اسلام، از برخی جملات فوق روشن می شود، اما مجموعه ارزش هایی که دانش آموزان در مدارس بریتانیا با آن مواجهند، با ارزش های دینی تفاوت زیاد دارد و احتمالاً از جهت ارزشی نیز تداخل هایی وجود دارد. مثلاً این واقعیت که خویشتن داری(۴۲) برای جوانان مجرد امن ترین رویکرد به امور جنسی است، در مدارس ترویج نمی شود، بلکه از آنها انتظار دارند ارزش های شخصی خود را تغییر داده و به شیوه ای مسئولانه عمل کنند.

اندیشه رایج در این باب که دانش آموزان باید ارزش های اخلاقی و شخصی خود را، نه تنها در امور جنسی، بلکه در تمام جنبه های زندگی توسعه دهند، نیاز به بررسی دقیق دارد. ما در شرایطی زندگی می کنیم که تجارب جنسی، بخشی از زندگی نوجوانان را تشکیل می دهد. رسانه های گروهی، جامعه و همچنین مدارس نیز، نوجوانان را به همین جهت سوق می دهد. ارزش های اخلاقی را در خلاء نمی توان توسعه داد. به تعبیر دیگر، کسی قادر نیست ارزش های اخلاقی خود را بدون اتخاذ از یک منبع، توسعه دهد. در شرایط فعلی، ارزش های اخلاقی، هماهنگ با جامعه ای که روابط آزاد جنسی بر آن حاکم است، توسعه می یابد. پذیرش نوع ارزش ها، بستگی به عرضه آنها دارد. به علاوه، ارزش ها تا زمانی که با درون سازی(۴۳) و عمل کردن به آن سروکار داشته باشد،

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.