اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عوامل تغییرات اجتماعی در نهج البلاغه
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 57
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل عوامل تغییرات اجتماعی در نهج البلاغه یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل عوامل تغییرات اجتماعی در نهج البلاغه شامل 110 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل عوامل تغییرات اجتماعی در نهج البلاغه را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل عوامل تغییرات اجتماعی در نهج البلاغه با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل عوامل تغییرات اجتماعی در نهج البلاغه بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل عوامل تغییرات اجتماعی در نهج البلاغه با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عوامل تغییرات اجتماعی در نهج البلاغه وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل عوامل تغییرات اجتماعی در نهج البلاغه با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل عوامل تغییرات اجتماعی در نهج البلاغه مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عوامل تغییرات اجتماعی در نهج البلاغه :
یکی از مهم ترین مباحث اجتماعی، که در طول تاریخ مورد بحث متفکران بوده مساله «تغییرات (دگرگونی ها) در جوامع انسانی »، می باشد; زیرا بدون تردید هیچ جامعه ای نیست که در گذر زمان در معرض تغییر قرار نگیرد و دچار تحول نگردد. در بحث از تغییرات اجتماعی موضوعاتی مانند عوامل، شرایط، روش ها و کارگزاران تغییر مورد بررسی قرار می گیرد.
دراین نوشتار برآنیم تا به مطالعه عوامل تغییرات اجتماعی از دیدگاه نهج البلاغه بپردازیم.بحث ازاین عوامل در جامعه شناسی اهمیت بسیاری دارد. جامعه شناسان و صاحب نظران اجتماعی عوامل گوناگونی از قبیل ایدئولوژی، تضاد، اقتصاد، تکنولوژی، جمعیت، نخبگان و رهبری برای تغییر اجتماعی معرفی کرده اند. «پیش از جامعه شناسان، فلاسفه تاریخ نیز عواملی را به عنوان عنصر مسلط در تحولات اجتماعی ذکر کرده اند و نظراتی در این باره داده اند. یک نظر این است که بگوییم نوابغ عامل مؤثر بوده اند. نظریه دوم انباشته شدن دانش است و در واقع، دانش را عامل تحول تاریخ می داند که پس از انباشته شدن منشا تحولات گردیده است. عوامل دیگری که ذکر کرده اند عبارتند از: اختراعات، نژادها، شرایط اقتصادی و مختصات جغرافیایی » (۱)
حال با مراجعه به نهج البلاغه، عوامل تغییر جامعه را از نظر حضرت علی علیه السلام جستجومی کنیم.برخی از این عوامل، که در این مقاله طرح می شوند، به این شرح اند: ایمان دینی، اخلاقیات، جهاد، امر به معروف، نهی از منکر، رهبری، وحدت و انسجام اجتماعی.
۱- ایمان و عقاید
در کلمات امیرالمؤمنین علیه السلام ادیان، بخصوص دین مبین اسلام، به عنوان عامل کلی تغییر در جوامع معرفی شده است. در برخی عبارات به طور کلی، درباره دین بحث شده و از تحرک آفرینی و تحول زایی آن یاد شده است. طبق بیانات حضرت، وقتی در یک جامعه عقاید و ارزش های دینی میان مردم جریان نداشته باشد، پراکندگی و تفرق اجتماعی پدید می آید و قوه محرکه ای که بتواند انرژی موجود در جامعه را به فعلیت درآورد و آثار و نتایج عینی از آن تحصیل نماید، مفقود خواهد بود.
«فانظروا الی مواقع نعم الله علیهم حین بعث الیهم رسولا فعقد بملته طاعتهم و جمع علی دعوته الفتهم، کیف نشرت النعمه علیهم جناح کرامتها و اسالت لهم جداول نعیمها»; (۲)
پس بنگرید که نعمت های خداوند چگونه بر آنان (امت های پیشین) فرو ریخت، هنگامی که پیامبری بر ایشان برانگیخت، پس آنان را به اطاعت خداوند درآورد و با خواندن به سوی خدا آنان را مؤتلف ساخت، چه سان بالهای نعمت و کرامتش را بر سر آنان گسترانیدوجویبارهای آسایش و فراوانی برایشان جاری شد!
در فقره پیشین همین خطبه، اوضاع جوامع مزبور پیش از بعثت پیامبران الهی توصیف شده و تفرق و ضعف و زبونی آن جوامع توضیح داده شده است:
«فالاحوال مضطربه و الایدی مختلفه والکثره متفرقه فی بلاء ازل و اطباق جهل من بنات موؤده و اصنام معبوده و ارحام مقطوعه و غارات مشنونه »;
حالت هایشان مضطرب و دست هایشان به خلاف هم در کار و جمعیت هایشان در بلایی سخت و جهالتی استوار پراکنده بود. در زنده به گور کردن دختران و پرستیدن بتان و قطع پیوند ارحام و غارت یکدیگر دست و پا می زدند.
کارکردی که در این عبارت به دین نسبت داده شده، جالب توجه است. دین شامل مجموعه دستورات، احکام و عقایدی است که رویکرد اهالی یک جامعه را نسبت به جهان و جامعه ترسیم می نماید و مواضع انسان ها را در روابط متقابل تنظیم می کند. بنابراین، اعضای جامعه ای که خلا دینی دارد (مانند جوامعی که در نهج البلاغه توصیف شده است) دچار اضطراب فکری، تشویش روحی و تشتت عملی می شوند.
وقتی آن حضرت در جامعه خود، که مرکب از جمعیت مسلمان است با ضعف و سستی در عمل مواجه می شود، بر می آشوبد و دیانت آنها را به خاطرشان می آورد و از اینکه علی رغم دینداری، متفرق و متزلزل اند، اظهار شگفتی می نماید; زیرا توقع آن است که اگر اعضای جامعه ای حقیقتا دیندار و مؤمن اند، متحد و مستحکم باشند و در حرکت اصلاحی و اجتماعی تردید به خود راه ندهند. آن حضرت در دو موضع از نهج البلاغه با یک عبارت می فرمایند: «لله انتم اما دین یجمعکم » راستی شما چه مردمی هستید؟ آیا دینی نیست که متحدتان سازد؟ (۳)
توقع امام علیه السلام از یک جامعه دینی آن است که از نظر اجتماعی دارای پیوندهای مستحکم باشد و با هدفمندی و راه شناسی، در موضع گیری های اجتماعی از تردید، ضعف و دودلی مبرا باشد. و این نتیجه چیزی جز ترویج و تشریع دین و پیاده شدن احکام و قوانین دینی نیست. به همین دلیل، با بعثت و ظهور پیامبران علیهم السلام، مردم از پراکندگی و اضطراب به سوی همدلی و یگانگی و سیادت اجتماعی هدایت می شوند و گروه های ضعیف و فرودست به ارجمندی و سالاری می رسند. نهج البلاغه این موضوع را چنین توصیف می کند:
«قد تربعت الامور بهم فی ظل سلطان قاهر و آوتهم الحال الی کنف عز غالب و تعطعفت الامور علیهم فی ذوی ملک ثابت، فهم حکام علی العالمین و ملوک فی اطراف الارضین یملکون الامور علی من کان یملکها علیهم و یمضون الاحکام فی من کان یمضیها فیهم »;
به برکت دین، زندگیشان سامان یافت، در سایه دولتی قوی به عزت رسیدند و کارهاشان استوار گردید و دولتشان نیرومند شد، چنان که بر جهانیان و پادشاهان زمین در این کرانه و آن کران حاکم شدند، کار کسانی را به دست گرفتند که بر آنان حکومت می کردند و بر کسانی فرمان راندند که فرمانبردار آنان بودند.
علاوه بر بحث در مورد آثار کلی ادیان، در برخی عبارات، بخصوص درباره نتایج و ثمرات دین اسلام سخن گفته شده وهمان آثار اجتماعی – یعنی تحول آفرینی و عزت بخشی – به اسلام نسبت داده شده است. در خطبه ۱۹۸ می فرمایند:
«اذل الادیان بعزته و وضع الملل برفعه و اهان اعداءه بکرامته و خذل محادیه بنصره و هدم ارکان الضلاله برکنه »;
اسلام با عزتش، دیگر دین ها را خوار و با سربلندیش، دیگر ملت ها را پست و بی مقدار و با ارجمندی اش، دشمنان را بی اعتبار و با یاری کردنش، مخالفان خود را واگذارد و با استواری پایه اش اساس گمراهی را ویران کرد.
با ظهور دین اسلام و گرایش مردم به آن، سایر ادیان جعلی و بی ریشه بودند و یا آنها که با وارد شدن خرافات و اضافات از هویت اصلی خود دور شده، کارکرد خود را از دست داده و مسیر ضعف و انحطاط پیموده بودند به تدریج، از گردونه خارج شدند و هرچه بر شوکت و استواری جامعه اسلامی افزوده و شناخت مردم از اسلام بیش تر می گردید تمایل و باور به دیگر ادیان سست تر می شد. در نتیجه، جوامع غیر اسلامی در مقابل حرکت تمدن نوپای اسلامی خود را در معرض نابودی و هلاکت قرار می دادند. البته این تا زمانی بود که باورهای دینی مسلمانان و وحدت فکری آنان محفوظ مانده بود; زیرا اساسا وقتی محور عقیدتی، که وحدت بخش و انسجام آور است، ضعیف گردد، نمی توان توقع داشت که قوت و شوکت جامعه تداوم یابد. از این رو، آن حضرت عزت و ارجمندی مسلمانان را به قرآن، که محور فکری – عقیدتی آنهاست، نسبت می دهد:
«و عزا لاتهزم انصاره و حقا لاتخذل اعوانه » (۴)
[قرآن] ارجمندی است که یارانش را شکست و ناپایداری نباشد و حقی است که یاورانش را زیان و خواری نباشد. در جای دیگر به نقل از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله اهمیت این کتاب و لزوم پای بندی به آن را یادآوری می کند:
«بر شما باد به کتاب خدا، که ریسمانی استوار و نوری آشکار و درمانی سوددهنده و تشنگی را فرونشاننده، چنگ زننده را نگاهدار و در آویزنده را نجات بخش است.» (۵)
البته هر عاملی در صورتی می تواند بر جامعه تاثیر بگذارد که شرایط مناسب فراهم باشد. دین به عنوان «عامل تغییر» حرکت می آفریند، مشروط بر آنکه ایمان و عمل دینی در جامعه جریان داشته باشد; وگرنه دینی که در کتاب باشد و مورد توجه قرار نگیرد، قطعا تاثیر اجتماعی محسوسی نخواهد داشت. دین اسلام نیز وقتی محور فکری مردم قرار گرفت، جامعه را دگرگون ساخت و ذلت و زبونی عرب جاهلی را به عزت و ارجمندی تبدیل کرد:
«و قد بلغتم من کرامه الله لکم منزله تکرم بهااماؤکم و توصل بها جیرانکم »;
از کرامت پروردگار به جایی رسیدید که کنیزان شما را حرمت می گذارند و همسایگان شما را ارجمند می شمارند. این تحول در موقعیتی است که پس از سال ها تلاش پیامبرصلی الله علیه وآله، مردم به اسلام گرویده اند و تحت لوای یک آیین و یک رهبر گرد آمده اند.
۲- اخلاقیات
از جمله عواملی که در تحول جامعه مورد توجه قرار گرفته و مهم تلقی شده، خصلت های اخلاقی اعضای جامعه اعم از خصال حسنه و سیئه است. از نظر امیرالمؤمنین علیه السلام تخلق اعضای جامعه به برخی خصال می تواند آثار عینی اجتماعی و عمومی داشته باشد. خصلت های مزبور وقتی در حد گسترده ای میان مردم جاری شود تبدیل به یک پدیده اجتماعی می شود و نتایج اجتماعی دربر خواهد داشت. به عنوان مثال، در یکی از خطبه های خود، آن حضرت درباره یکی از جوامعی که از نظر ایشان وضع مطلوبی پیدا کرده بود، سخن می گوید و علت رشد آنها را چنین ارزیابی می کند:
«قوم والله میامین الرای، مراجیح الحلم، مقاویل بالحق، متاریک للبغی; مضوا قدما علی الطریقه و اوجفوا علی المحجه، فظفروا بالعقبی الدائمه و الکرامه البارده » (۶)
به خدا سوگند، مردمی بودند مبارک رای، آراسته به بردباری، راست گفتار، وانهنده ستم و زشتکاری، پیش افتادند و راه راست در پیش گرفتند و در آن ره شتابان رفتند. پس پیروز شدند به نعمت جاودان و کرامت گوارا و رایگان.
از نظر امیرالمؤمنین علیه السلام ملاک درستی راه و کرامت انسانی، ارزش های دینی است و در این عبارت، عامل نیل به چنین هدفی، ترویج خصال حسنه اخلاقی مانند صداقت، بردباری و عدالت معرفی شده است. در اینجا یک نمونه از این گونه خصال اخلاقی را، که در نهج البلاغه مورد توجه قرار گرفته است، مطرح می کنیم:
امیرالمؤمنین علیه السلام مکررا والیانش را به خطر تملق اطرافیان، که باعث غرور و خودبینی آنها می گردد، هشدار می دهد; زیرا این خصال موجب سرکشی زمامداران می شود و جریان امور بر آنان مشتبه می گردد:
«به پارسایان و راستگویان بپیوند و آنان را چنان بپرور که تو را فراوان نستایند و با ستودن کار بیهوده ای که نکرده ای خاطرت را شاد ننمایند که ستودن فراوان خودپسندی آرد و به سرکشی وادارد.» (۷)
در فقره دیگری از همین نامه می فرمایند:
«بپرهیز از خودپسندیدن و به خودپسندی مطمئن بودن و ستایش را دوست داشتن که اینها همه از بهترین فرصت های شیطان است تا بتازد و کرده نیکوکاران را نابود سازد.» (۸)
طبق عبارات فوق، تعریف و تمجید بی مورد از سردمداران می تواند باعث خودپسندی آنان شود و در آن صورت، تملق و چاپلوسی در جامعه رواج پیدا می کند، ارتباطات صادقانه مردم با حکام محدود و مشکل می شود و در نتیجه، فرایند کنترل اجتماعی غیر رسمی و عمومی مخدوش می گردد و ملاک درستی برای ارزیابی و سنجش میزان توفیق حکام و جلب رضایت مردم توسط آنها باقی نمی ماند و بالاخره، نظام اجتماعی به نابسامانی می گراید.
۳- جهاد
«جهاد» یکی از دستورات مهم دین اسلام است که برای دفاع نظامی از مصالح جامعه و سرکوب دشمنان دین تشریع شده است. در کلیه جوامع انسانی، دفاع از کیان جامعه به عنوان یک موضوع بسیار مهم، مورد توجه قرار گرفته و برای آن سرمایه گذاری و برنامه ریزی می شود. از این رو، در جوامع امروزی دنیا، هیچ کشوری نیست که خود را از ارتشی که دفاع از حریم کشور را عهده دار گردد و امنیت جامعه را تضمین نماید، بی نیاز بداند. شریعت اسلام این نیاز اجتماعی را در قالب یک دستور دینی ارائه کرده و احکام آن را بیان نموده است.
امام علی علیه السلام درباره آثار جهاد در سرنوشت جامعه، در خطبه ۱۱۰ ، «جهاد در راه خدا» را موجب سربلندی اسلام و عزت جامعه اسلامی معرفی می کنند:
«الجهاد فی سبیله، فانه ذروه الاسلام »;
جهاد در راه خدا موجب اعتلای اسلام است. آن حضرت جهاد را سبب پیروزی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بر دشمنان دین می خواند:
«اشهد ان محمدا عبده و رسوله دعا الی طاعته و قاهر اعدائه، جهادا علی دینه »;
گواهی می دهم که محمدصلی الله علیه وآله بنده او و فرستاده اوست. مردم را به طاعت خدا خواند و دشمنان او را با جهاد در دین مقهور گرداند.
همان طور که جهاد و مبارزه، از نظر امیرالمؤمنین علیه السلام، اسباب پیروزی و عامل عزت و سربلندی است، ترک جهاد و سستی در مبارزه، به عنوان علت زبونی و شکست معرفی شده است; زیرا هر جامعه دارای مزایا و ارزش هایی است که در سایه امنیت محفوظ و محترم می ماند. اگر جوامعی این ارزش ها را نپذیرفته یا نسبت به مزایا و دارایی های آن چشم طمع دوخته باشند، ممکن است حریم آن را برای جلب منافع نامشروع خود بشکنند; متعرض این جوامع گردند و امنیت آنها را زایل سازند. در چنین وضعیتی، بدون شک، جایی برای رشد متعالی جامعه مزبور نخواهد ماند و خواری، ذلت، انحطاط و زبونی نصیب آن خواهد شد. بنابراین، ترک جهاد و مبارزه برای دفاع از حریم جامعه و محافظت از امنیت و آرامش آن، نتیجه ای جز فلاکت و زبونی جامعه ندارد. در خطبه ۲۷ می فرماید:
«هرکه جهاد را واگذارد و آن را ناخوشایند دارد خدا جامه خواری بر تن او پوشاند و فوج بلا بر سرش کشاند و در زبونی و فرومایگی بماند.»
جهاد و دفاع نه تنها لازم، بلکه از نظر امام علی علیه السلام امری خوشایند و پسندیده است; زیرا وقتی مساله دفاع از حریم و کیان جامعه مطرح باشد، برای انسان های غیرتمند و با ایمان چه ارزشی بالاتر از حفظ مرزها و دفع شر دشمنان می ماند؟
آن حضرت در تحریض مردم به جهاد می گویند: «نمی بینید بر مرزهای شما دست افکنده اند و شهرهاتان گشوده و کشورتان ربوده است، در شهرهاتان جنگ برقرار و دشمن با شما در پیکار؟ خداتان بیامرزد!گروه گروه روبه جنگ دشمنتان روید و در خانه ها و شهرهاتان درنگ مکنید که به ستم و خواری دچار شوید. (۹)
در خطبه دیگری صریحا ترک جهاد را عامل ذلت قوم خود می شمارند و یک قاعده کلی ارائه می دهند:
«فوالله، ما غزی قوم قط فی عقر دارهم الاذلوا» (۱۰)
به خدا سوگند با مردمی در آستانه خانه شان نجنگیدند، جز آنکه جامه خواری بر آنان پوشاندند. در ادامه، عواقب طبیعی سستی آنها را به رخشان می کشد:
«فتواکلتم و تخاذلتم حتی ثنت علیکم الغارات و ملکت علیکم الاوطان »;
هیچ یک از شما خود را برای جهاد آماده نساخت و از خوارمایگی، هرکس کار را به گردن دیگری انداخت تا آنکه از هر سو به شما تاختند و شهرها را یکی پس از دیگری از دستتان برون کردند.
۴- امربه معروف و نهی از منکر
یکی دیگر از عوامل تغییر در نهج البلاغه امر به معروف و نهی از منکر است که دارای کارکرد مراقبت اجتماعی است. نظام مراقبت اجتماعی در هر جامعه، ارزش و آثار مهمی دارد. در فرهنگ اسلامی و از جمله در کلمات امیرالمؤمنین علیه السلام بهای فراوانی به این پدیده داده شده است. علاوه بر نظارت های رسمی، که در حیطه نظام قضایی و سیاسی جا می گیرد و آن حضرت در دستوراتشان به والیان و نمایندگانشان به کرات مورد توجه و تاکید قرار می دهند، بر نظارت اجتماعی عمومی و غیر دولتی نیز تاکید می کنند، به طوری که آن را از عوامل رشد و تعالی و یا انحطاط و سقوط جامعه می دانند. نظارتی که از ناحیه عموم مردم مسلمان اعمال می شود در قالب «امر به معروف و نهی از منکر» مطرح می گردد. توصیه به نیکی ها و منع از تخلفات شرعی و اجتماعی، علاوه بر آثاری که بر دیگران دارد، موجب تحکیم و تقویت باور و توجه خود آمران به معروف و ناهیان از منکر می شود. بنابراین، دستور مزبور علاوه بر آثار بیرونی، اثرات روانی و درونی هم دارد که وقتی عمومیت و شمول پیدا کند، تبدیل به نتایج اجتماعی می گردد.
در فرهنگ اسلامی، امر و نهی افراد هم خطاب به عموم مردم است و هم متوجه مسؤولان، حکام و زمامداران. در صدر اسلام و زمان حاکمیت امیرالمؤمنین علیه السلام موارد فراوانی از این گونه برخوردها و تذکرها از ناحیه مردم عادی خطاب به شخص اول جامعه مشاهده شده است.
این پدیده اجتماعی دارای آثار و نتایج گسترده ای می باشد. «هر جامعه هنگامی عمر می کند که عوامل پیونددهنده افراد، نهادها و بخش های آن، که عبارت از عوامل ذهنی، معنوی و فرهنگی است، همچنان مقاوم و مستحکم باقی بماند و خللی شیرازه درونی آن را سست نکند. تواصی به ارزش ها، هنجارها و معروف های جامعه و تناهی از زشتی ها، کژی ها و منکرهای اجتماعی بر قوت و استحکام شیرازه و نظام باطنی و معنوی جامعه می افزاید و آن را از آسیب پذیری مصونیت می بخشد. بنابراین، نظارت ملی و مراقبت عمومی شرط بقای موجودیت جامعه است.» (۱۱) با این مقدمه، چند جمله از بیانات آن حضرت را درباره امر به معروف و نهی از منکر مرور می کنیم:
«فان الله سبحانه لم یلعن القرن الماضی بین ایدیکم الا لترکهم الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فلعن الله السفهاء لرکوب المعاصی و الحکماء لترک التناهی » (۱۲)
همانا خدای سبحان مردم دوران گذشته را، که پیش از شما بودند
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
