اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل براهین وجودشناختی و جهان شناختی در نهج البلاغه
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 74
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل براهین وجودشناختی و جهان شناختی در نهج البلاغه!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل براهین وجودشناختی و جهان شناختی در نهج البلاغه بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل براهین وجودشناختی و جهان شناختی در نهج البلاغه از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل براهین وجودشناختی و جهان شناختی در نهج البلاغه شامل 78 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل براهین وجودشناختی و جهان شناختی در نهج البلاغه استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل براهین وجودشناختی و جهان شناختی در نهج البلاغه با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل براهین وجودشناختی و جهان شناختی در نهج البلاغه قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل براهین وجودشناختی و جهان شناختی در نهج البلاغه حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل براهین وجودشناختی و جهان شناختی در نهج البلاغه به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل براهین وجودشناختی و جهان شناختی در نهج البلاغه :
حق و باطل (۱۸)
اکنون که قرار است مجله تخصصی کلام اسلامی به مناسبت سال پر برکت امام علی علیه السلام مطالب ویژه ی آن حضرت را هم منتشر کند، جا دارد که در این سلسله مقالات، عنان قلم را به سوی کتاب پر ارج نهج البلاغه که ابن ابی الحدید در مقابل کسانی که درباره ی اصالت برخی از مطالب آن شک کرده اند، تمام آن را به دلیل وحدت سبک و سیاق، «ماء واحد» و «نفس واحد» و «صادر از مصدر عصمت » و «ولایت ناب علوی » می داند (۱) بچرخانیم و جلوه های درخشان براهین وجود شناختی و جهان شناختی را در کلام حضرتش پی بگیریم. آنهایی که همه یا بعض نهج البلاغه را زاییده ی فکر گرد آورنده ی برجسته ی آن شریف رضی یا دیگران می دانند، به دلایلی واهی تمسک کرده اند که ذکر آنها در اینجا برای آگاهی بیشتر خوانندگان، مفید است. شبهات آنها بدین قرار است:
۱. مطالب نهج البلاغه حکایت از پختگی اندیشه می کند; حال آن که عصر امام، عصر پختگی اندیشه نبوده است.
۲. در این کتاب درباره ی صحابه مطالبی گفته شده که با شخصیت والای انسان وارسته ای چون علی علیه السلام منافات دارد.
۳. نهج البلاغه عباراتی مسجع دارد و در سطح بسیار بالایی از دقت توصیف، برخوردار است. این ویژگی ها در نثر آن عصر، سابقه نداشته است.
۴. نامه هایی که شریف رضی در این کتاب آورده، قبل از او در جایی ثبت نشده است. (۲) باید دانست که صرف نظر از مقام امامت و علم لدنی آن حضرت، استعداد سرشار و دقت نظر و استفاده وافی از تعلیمات قرآن و پیامبر، او را به درجه ای از پختگی اندیشه رسانید که بیان مطالبی که در نهج البلاغه آمده، نه تنها از او بعید نیست، بلکه در شان اوست و اگر غیر از این بود، جای تعجب بود.
آنچه در نهج البلاغه درباره ی صحابه بیان کرده، حق اوست. چرا نباید حضرتش مهر از لب و قلم برگیرد و دسیسه ها و ظلم ها و حق کشی های برخی از صحابه را در حق خود و خانواده اش بر ملا سازد؟
عبارات مسجع و دقت توصیف در نظم و نثر عرب سابقه ای ممتد دارد و می توان نمونه های فراوانی از آن را، در عصر جاهلیت و در میان مخضرمین جستجو کرد. هر چند در کلمات حضرت، سجع و دقت توصیف، به اوج کمال رسیده است.
و اما بخش نامه ها، درست است که قبل از شریف رضی به خاطر سیاستهای شوم اموی انتشار پیدا نکرده و عباسیان نیز تمایلی به انتشار آنها نداشته اند، ولی خواص و علمای حدیث و تاریخ از آنها مطلع بوده اند و اکنون نیز محققان به مصادر آنها، همچون بقیه دست یافته اند.
×××
ابن ابی الحدید می گوید:
«و اعلم ان التوحید و العدل و المباحث الشریفه الالهیه ما عرفت الا من کلام هذا الرجل و ان کلام غیره من اکابر الصحابه لم یتضمن شیئا من ذلک اصلا و لا کانوا یتصورونه و لو تصوروه لذکروه و هذه الفضیله عندی اعظم الفضائل » . (۳) «بدان که توحید و عدل و مباحث شریف الهی، به جز از کلام این مرد شناخته نشده و کلام دیگر بزرگان اصحاب، به هیچ وجه، متضمن چنین مطالبی نیست. آنها تصور چنین مطالبی نمی کردند و اگر تصور می کردند، به زبان می آوردند. نزد من، این فضیلت، بزرگترین فضایل است » .
این نکته را متذکر شویم که امیرالمؤمنین علیه السلام هرگز در خطبه ها و نامه ها و کلمات قصار نهج البلاغه در صدد این که به سبک فلاسفه و متکلمان به بحث درباره ی خداشناسی و اقامه ی برهان و پاسخگویی شبهات بپردازند، نیستند. دلیل آن هم روشن است. مخاطبان خطابه ها و مکاتبات آن بزرگوار، نه منکر خدا بوده اند و نه طلبه و دانشجو. بلکه مستمعین یا کارگزارانی بوده اند که از رهنمودهای آن حضرت در زندگی عادی و زندگی سیاسی و اجتماعی بهره مند شده اند.
امام علیه السلام در لابه لای سخنان و مطالب خود، هم سعی در اصلاح و تکمیل عقاید آنها داشته اند و هم سعی در اصلاح اخلاق و رفتار آنها. به همین سبب است که نهج البلاغه دریای بیکرانی است که اگر انسان های عالم و متفکر در اعماق و درازا و پهنای آن به غواصی و شناگری بپردازند، به مطالب بسیار گسترده و متنوعی دست می یابند; مطالبی که برای تمام عالمان و متخصصان رشته های مختلف، مفید است.
بی جهت نیست که نهج البلاغه را دون کلام خالق و فوق کلام مخلوق دانسته اند. آنهایی که می خواهند با قرآن مبارزه کنند، باید توجه داشته باشند که قرآن برادر کوچکتری به نام نهج البلاغه دارد. آنها اول باید به مصاف این برادر کوچکتر بروند. اگر در مبارزه ی با آن، طرفی بستند، خود را برای رفتن به مصاف برادر بزرگتر، آماده کنند و اگر شکست خوردند، برای همیشه از فکر معارضه و مبارزه با قرآن، دست بکشند.
مروری دوباره بر براهین و راه های خداشناسی
همان طوری که گفته ایم، بر طبق یک دسته بندی، براهین خداشناسی به براهین وجود شناختی و جهان شناختی تقسیم می شوند.
برای براهین وجود شناختی یا صدیقین، تقریرات مختلفی وجود دارد. گویی اندیشمندان شرق و غرب، در این راه به مسابقه پرداخته اند، تا دقیق ترین و صحیح ترین و استوارترین برهان وجود شناختی را عرضه کنند. غربی ها در این راه به اعتراف خودشان شکست خورده و علی الظاهر به بن بست رسیده اند. مروری بر بحثی که درباره ی برهان وجودی آنسلم داشته ایم، این حقیقت را روشن می کند. (۴) ولی شرقی ها یعنی اندیشمندان اسلامی ایرانی در این راه گامهای مؤثر و مثمری برداشته اند که باید گفت: سعیشان مشکور!
براهین جهان شناختی هم اشکال و اقسام مختلفی دارد که باید آنها را بر سه دسته کنیم: مبدا شناختی، غایت شناختی و تجربه ی دینی.
براهین مبدا شناختی عبارتند از: برهان علت اولی (همان برهان وسط و طرف شیخ الرئیس) و برهان امکان که در نوشته های اکویناس منعکس شده و همان برهان امکان و وجوب بوعلی سینا است. براهین دیگری از قبیل برهان ماهیت و برهان حدوث و برهان حرکت و برهان ترکب جسم نیز در همین لیست جای می گیرند.
براهین غایت شناختی همان است که گاهی برهان نظم و گاهی برهان حکمت و عنایت نامیده می شود و می تواند تقریرات مختلفی داشته باشد.
تجربه ی دینی هم امروز مورد استقبال شدید غربیان خداجوی است. آنهایی که امروز به خاطر تشکیکات بی شمار فلسفی و کلامی سرخورده ی از براهین شده اند، برای تجربه ی دینی اهمیت زیادی قایلند و حق هم همین است. هر چند بهتر است این را به عنوان راه یا راه ها مطرح کنیم، نه به عنوان برهان یا براهین; چرا که تجربه ی دینی شخصی است و هر شخصی ممکن است از راه یک تجربه یا تجربه های درونی به چنان یقین جازمی نایل شود که ارباب براهین کلامی و فلسفی به گردشان هم نرسند. بی جهت نیست که در روایتی از روایات اهل بیت علیهم السلام چنین آمده است:
الطرق الی الله بعدد انفاس الخلائق. (۵) «راه های (انسان) به سوی خدا، به شمار نفس های آفریدگان است » .
از آنجا که مردم، از نظر استقامت در طریق و سرعت و عدم سرعت، یکسان نیستند، امام صادق علیه السلام در ذیل عبارت فوق به دو آیه ی قرآنی استناد جسته اند:
۱. «هم درجات عند الله…» . (۶) «مردم در نزد خدا درجاتی اند» .
جالب این است که نفرموده است: دارای درجات; بلکه فرموده است: خود، درجاتند. این درجات، مطابق آیه ی قبل به دنبال کردن خشنودی یا خشم خداوند، بستگی دارد. (۷)
۲. «…یرفع الله الذین آمنوا منکم و الذین اوتوا العلم درجات…» . (۸) «خداوند، درجات کسانی که از شما ایمان آورده و به آنها علم داده شده، بالا می برد» .
معلوم می شود مؤمن بدون علم، دارای یک درجه است (یا این که خود، یک درجه است) ; ولی مؤمن عالم، دارای درجات است و از این رو مطابق صدر آیه باید در مجالس به آنها جا داد و باید در برابر آنها قیام کرد و آنها را در زندگی اجتماعی و سیاسی مقدم داشت; چرا که خدا آنها را مقدم داشته است. معنای شایسته سالاری همین است.
امام صادق علیه السلام در روایتی که به آن اشاره شد، فرموده است: «برای هر کسی راهی است که خداوند، او را به آن راه هدایت کرده است; مشروط به این که از مردمی باشد که اهل هدایتند» . (۹) هیچ بشری نیست که راهی به سوی خدا نداشته باشد. کفار هم از این قاعده، مستثنی نیستند. «ای تو را با هر دلی راهی دیگر» . آنها که راه را گم کرده اند، به اختیار خود، شایستگی هدایت را از دست داده اند. در حقیقت، هدایت هست; ولی هدایت پذیر نیست.
از روایت مزبور چنین استفاده می شود که مردم در راه خداشناسی به فطرت خود واگذار شده و از آنها استدلال نخواسته اند. تعمق برای زیادت بصیرت و مخصوص برخی از مردم است. استدلال برای نجات گمراهان است. افهام و عقول مردم، در پذیرش مراتب عرفان وتحصیل اطمینان و بر حسب علم و کشف و عیان، متفاوت است. گر چه اصل معرفت، فطری یا ضروری است، یا این که انسان با مختصر تنبیهی به آن، هدایت می شود; ولی طایر اندیشه ی برخی از انسانها بلند پرواز است و نباید بال و پر آنها را قیچی کرد.
سیری در نهج البلاغه
جا دارد که درباره ی براهین و راه های وجود شناختی و جهان شناختی نهج البلاغه، کتابها نوشته شود. شارحان نهج البلاغه در این باره داد سخن داده و بزرگانی درباره ی الهیات و فلسفه ی الهی در این کتاب بی مثل و مانند (البته بعد از قرآن) مقالات و رسالاتی تالیف کرده و سخنان پر مغز آن حضرت، همواره الهام بخش فلاسفه و متکلمان اسلامی بوده است; ولی این مقاله، بدون این که در صدد تقریر براهین باشد و بدون این که مدعی باشد که نهج البلاغه، همچون کتابهای فلسفی و کلامی، به استدلال و اقامه ی برهان پرداخته است، می خواهد از اشارات آن حضرت در جای جای نهج البلاغه الهام گیرد و بگوید که امام علی علیه السلام همان گونه که در مسایل اخلاقی و فقهی و سیاسی واقتصادی و دفاعی و دنیوی و اخروی رهنمودهایی انسان ساز داده، در مسایل فلسفی و کلامی هم رهنمودهای فراوان دارد; بالخصوص در مورد معرفت خداوند.
۱. برهان یا براهین وجودشناختی
همواره متفکران شرق و غرب به این مساله می اندیشیده اند که می توان بدون استفاده از غیر وجود، بر وجود حق استدلال کرد. در غرب، برای نخستین بار، آنسلم در این راه گام نهاد و در شرق، بوعلی سینا. نه تقریر آنسلم مورد قبول متفکران غربی قرار گرفت و نه تقریر بوعلی سینا مورد قبول متفکران شرقی.
برهان وجودی غرب، به جایی نرسید; ولی شرق تلاش کرد که تقریری دقیق و گویا از آن، ارایه دهد. مکتب اشراق بر اساس قاعده ی نور به تقریر آن، پرداخت و حکمت متعالیه بر مبنای اصالت و وحدت و تشکیک وجود و این که وجود بما هو وجود عین تمام و کمال و فعلیت است و اگر نقصان و عدم فعلیت، در ساحت وجود راه می یابد، از ناحیه ی معلولیت ووابستگی است.
صدرالمتالهین درباره ی تقریر خود می گوید:
ان هذه الحجه فی غایه المتانه و القوه، یقرب ماخذها من ماخذ طریقته الاشراقیین التی تبتنی علی قاعده النور. (۱۰) «این استدلال، در نهایت متانت و قوت است و ماخذ آن به ماخذ طریقه ی اشراقیان که مبتنی بر قاعده ی نور است، نزدیک است » .
علت این که می گوید: نزدیک است و نمی گوید: عین آن، این است که نور در حکمت اشراق، اخص از وجود است; چرا که در آنجا موجود است به نور و غیر نور و هر کدام به قائم به ذات و غیر قائم به ذات، تقسیم می شوند. (۱۱) برهان وجودی صدرالمتالهین، مبانی متعدد فلسفی لازم دارد. ولی علامه ی طباطبایی بدون توسل به آن مبانی، می گوید: وجود، واقعیتی است که هر صاحب شعوری به اثبات آن، ناگزیر است و بطلان و رفع آن، مستلزم ثبوت ووضع آن است. همان کسی که می گوید: اشیا در واقع، موهومند، واقعیت را قبول واثبات کرده است. واقعیتی که عدم و بطلان نمی پذیرد، واجب الوجود بالذات است. چیزهایی که در واقعیت داشتن خود به او محتاجند، واجب بالغیر و قائم به اویند. (۱۲) بنابراین وجود خداوند، ضروری و بدیهی است و براهین، نقش تنبیهی دارند.
نهج البلاغه این نقش تنبیهی را به خوبی ایفا کرده است. برخی احتمال داده اند که جمله ی زیر، اشاره به برهان وجودی است:
فهو الذی تشهد له اعلام الوجود علی اقرار قلب ذی الجحود. (۱۳) «اوست که نشانه های هستی برایش گواهی می دهد و دل منکر را به اقرار وا می دارد» .
واضح است که اگر اضافه ی «اعلام الوجود» را اضافه ی بیانی بگیریم، احتمال فوق به یقین می پیوندد، ولی اگر اضافه
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
