اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ایمان گرایی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 48
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ایمان گرایی؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل ایمان گرایی انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 106 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل ایمان گرایی:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل ایمان گرایی آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل ایمان گرایی با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل ایمان گرایی از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل ایمان گرایی، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ایمان گرایی :
نویسنده با طرح مبنای ایمانگرایی و مبناگرایی به این نکته اشاره می کند که ایمانگرایان صرفا می پذیرند که دعاوی خداشناختی عقلانی نیست، ولی مبناگرایانی نظیر جان لاک معتقدند که اگر باوری عقلانی نباشد باید آن را مردود شمرد.
در قسمتی از مقاله به دو نوع ایمانگرایی اشاره شده است. این دو نوع را می توان در آثار سورن کرکگور (و به تبع او در بین متکلمان معاصر) و لودیگ ویتگنشتاین (و به تبع او در بین فیلسوفان دین) مشاهده کرد.
نویسنده با مقایسه نظریه کرکگور و مولوی، طرز تلقی کرکگور را از کتاب مقدس برای گفتگوهای اسلام و مسیحیت قابل توجه می داند و معتقد است ایراداتی که بر کرکگور وارد است بر ایمانگرایانی نظیر ویتگنشتاین وارد نیست.
قصود از براهین سنتی وجود خدا اغلب این نبوده که شواهدی برای متقاعد ساختن غیرمومنین فراهم آورد، بلکه این براهین به عنوان بخشی از یک طرح کلی که توماس آکویناس آن را «ایمان در جستجوی فهم » توصیف می کرد، تعبیر و تفسیر می شد. با بالاگرفتن اهمیت معارضه طرفداران اصالت شواهد (۱) ، به این براهین به عنوان شواهد مثبت وجود خدا توسل جستند. از آنجا که دلیل قیاسی تنها در صورتی معتبر است که اطلاعات موجود در نتیجه آن، در مقدمات آن نیز منطوی باشد، بسیاری از فلاسفه ادعا کرده اند که این براهین نمی تواند شواهدی برای اثبات وجود خدا فراهم کند. چون وجود خدا در مقدمات هریک از آن براهین و یا در نظامی که در آن، برهان اقامه می شود، از پیش فرض گرفته شده است. ان شاءالله در درس نوشته های بعدی پاره ای از براهین سنتی را بررسی خواهیم کرد، اما فعلا فرض می کنیم که براهین سنتی نمی تواند شواهد کافی و وافی برای متقاعد ساختن منکرین عقلگرای وجود خدا فراهم کند. در این صورت باز تعدادی دفاعیه در جانبداری از باورهای دینی باقی می ماند که می توان در پاسخ به معارضه قائلان به اصالت شواهد اتخاذ کرد.
یکی از این پاسخها که در سالهای اخیر در ایالات متحده بسیار مورد توجه واقع شده، پاسخی است که پلانتینجا و آلستون ارائه کرده اند که در درس نوشته پیش فرصتی یافتیم تا به بررسی آن بپردازیم. اینان معارضه قائلان به اصالت شواهد را می پذیرند، اما می کوشند این امر را اثبات کنند که گونه های سنتی و متداول مبناگرایی (۲) مخدوشند و در چهارچوب مبناگرایی اصلاح شده دعاوی خداشناختی را می توان به مدد تجربه های کاملا متعارف دینی توجیه کرد. و یا اینکه این دعاوی عقلانی است، چون مشاهدات دینی را می توان در چهارچوب نظام عقاید مبنا و اساس به شمارآورد. پیش از این در بحث خویش به این نکته اشاره کردیم که چنین رهبردهایی هرچند به لحاظ بینشهای معرفت شناختی ارزشمندی که به دست می دهند سزاوار بحث و بررسی اند، نمی توانند از عهده معارضه قائلان به اصالت شواهد برآیند.پاسخهای دیگری که به معارضه قائلان به اصالت شواهد داده شده، شامل توسل به شواهدی ناشی از تجربیات هیجان انگیز دینی، شواهدی ناشی از معجزات، طرحهای توجیهی عملگرایان و ایمانگرایی (۳) است. از این دیدگاهها شاید معروفترین دیدگاه در میان متکلمان و فلاسفه دین در آمریکا، گونه های ایمانگرایی باشد که در این مقاله موضوع بحث ما را تشکیل می دهد.
در واقع ایمانگرایی به هیج وجه تلاش برای رویارویی با معارضه قائلان به صالت شواهد نیست، بلکه رد و انکار کل طرح قائلان به اصالت شواهد نسبت به تفکر دینی است. ایمانگرایان با آنان که معارضه قائلان به اصالت شواهد را عنوان می کنند مبنی بر اینکه دعاوی دینی تنها در صورتی می تواند عقلانی باشد که نوعا در چهارچوب نظریه معرفت شناختی مبناگرایان موجه باشد، اتفاق نظر دارند; اما در مرحله بعد به جای تلاش برای نشان دادن اینکه چگونه دعاوی دینی می تواند اساسی باشد یابر مبنای دیگر دعاوی تجربی موجه باشد یابه صورت ماتقدم اثبات شود، ایمانگرایان صرفا می پذیرند که دعاوی خداشناختی عقلانی نیست. دیدیم که مبناگرایان سنتی ای همچون لاک برآنند که اگر باوری عقلانی نباشد، باید آن را مردود شمرد. لاک ادعا می کرد قبول یک باور غیرعقلانی مایه وهن است. اینجاست که ایمانگرایان مخالفت می ورزندو برآنند که معیارهایی فوق معیارهای عقل وجود دارد که به مدد آنها باید به ارزیابی باورها پرداخت و با التفات به چنین معیارها باید باورهای دینی را بسیار ارزشمند شمرد، حتی اگر با معیارهای عقلی در تعارض باشد.
دو نوع ایمانگرایی وجود دارد که امروزه در بین فیلسوفان دین در آمریکا از بیشترین شهرت برخوردار است. یک نوع از مکتوبات سورن کرکگور (۱۸۵۵-۱۸۱۳) را به دست می آید و دیگری از آثار لودیگ ویتگنشتاین (۱۹۵۱-۱۸۸۹). نخست به بررسی آرای فیلسوف دانمارکی و تاثیر آن خواهیم پرداخت.
به نظر آکویناس ایمان از ارزش والایی برخوردار بود، اما نسبت به عقل دون رتبه تلقی می شد. آموزه های کلیسا که حقانیت و صدقشان را نمی شد به مدد عقل اثبات کرد، باید براساس ایمان (تعبدا) پذیرفته می شد. از دیدگاه او تا آنجا که ممکن است انسان باید عقل خویش را به کار گیرد و تنها در جایی که دلیل عقلی یافت نمی شود، به ایمان تکیه زند. اما به نظر کرکگور برتر دانستن عقل از ایمان خطاست. به نظر وی ایمان برترین فضیلت است و آنچه ما آدمیان را بیش از هر چیز انسان می سازد، ایمان است و نه عقل. کرکگور در این رای حتی تا آنجا پیش رفت که معتقد شد معرفت مابعدالطبیعی نامطلوب است; زیرا سد راه تلاش و کوشش توام با عدم اطمینان که برای رشد و تکامل روحی ضروری است به شمار می آید. پاسخ کرکگور به معارضه قائلان به اصالت شواهد در دو بخش است: نخست وی منکر این امر است که بتوان این معارضه را به زبان خود آن (با همان الفاظ و مفاهیم خود آن) رد کرد. از دیدگاه وی باورهای دینی را نمی توان براساس مبانی عقلی تایید کرد. در مرحله دوم وی برآن است که حتی اگر امکان چنین امری باشد بهتر خواهد بود که باورهای دینی خویش را به مدد ایمان و بدون توسل به عقل حفظ کنیم. در این طرز تفکر ایمان نه تنها برتر از عقل، بلکه در تعارض با عقل تلقی می شود. کرکگور نه تنها معتقد است که ایمان برتر از عقل است، بلکه عقل مانع ظهور تام و کامل شود و نشاط ایمان است.
وجوه تشابهی را بین طرز تلقیهای کرکگور و مولوی می توان یافت. هر دوی آنان عالمان را به باد تمسخر می گرفتند و رهبرد خشک و بی روح کتابی آنان را در ارتباط با دین با رهبرد یک عاشق در برابر هم می نهادند. به نظر مولوی حتی تفکر واقعا نادرست دینی یک شبان که می گوید: «چارقت دوزم کنم شانه سرت »، دارای ارزش معنوی عمیقی است. در داستان مثنوی خدا به موسی می گوید: «ما درون را بنگریم و حال را / نی برون را بنگریم و قال را». بنابراین آنچه حائز اهمیت است، خشوع درونی نیایشگر است. کرکگور هم می گوید:
در سیر آفاقی تامل در این است که آیا شئ عینی خدای حقیقی است. در سیر انفسی تامل در این است که آیا انسان با یک حقیقت به نحوی مرتبط شده است که ارتباط وی حقیقتا یک ارتباط خدایی باشد. حقیقت در کدامیک از این دو نهفته است؟ کسی که با علم تباه نشده باشد، هیچ تردیدی در این موضوع نمی تواند داشت.
اگر انسانی که در فرهنگ مسیحی زندگی می کند با تصور درستی از خدا و با معرفت خدا به خانه خدا، خانه خدای واقعی، برود و به نیایش بپردازد، اما با حال و هوای نادرست، و در مقابل فردی که در سرزمین بت پرستی زندگی می کند با عشق کامل به امر نامتناهی به نیایش بپردازد، هرچند به صورت یک بت چشم دوزد، بیشترین حقیقت در کجاست؟ انسانی که از سر صدق و صفا خدا را می خواند، هرچند یک بت را می پرستد، یا آن دیگری که خدای واقعی را به دروغ می خواند و بدین جهت در واقع بت را می پرستد. (۴)
همچنین مولوی در مثنوی خویش، عالم را که تفکرش برگرفته از دودی است که می کوشد از رهگذر آن پی به وجود آتش ببرد، با عاشق که در آتش می سوزد، مقایسه می کند. به نظر کرکگور وضعیت حتی از این هم وخیمتر است. برای شرح و بسط تمثیل مولوی می گوییم دود حاصل از تفکر عالم از آن نوع دودی است که به هنگام خاموش شدن آتش حاصل می شود.
اصل موضوع اینجاست و باز به الهیات نظری برمی گردم. برای چه کسی برهان طلب می کنند؟ ایمان که بدان نیازی ندارد. آری، ایمان باید آن را همچون دشمن بداند، اما وقتی که ایمان شروع به احساس شرمساری می کند، وقتی همچون زن جوانی که دیگر عشق داشتن برایش کافی نیست و در نهان از عاشق خویش احساس شرمساری می کند و به این جهت باید عشق خویش را به تایید دیگران برساند که طرف او واقعا مردی کاملا استثنایی است.
همینطور وقتی که ایمان دچار تزلزل می شود و شور و نشاط خود را از دست می دهد، وقتی که ایمان از ایمان بودن می افتد، آنگاه برهان ضروری می شود تا از جانب الحاد شایسته احترام باشد. (۵)
به نظر کرکگور ایمان و یقین ناسازگارند و از آنجا که راه نجات و رستگاری از ایمان بی نهایت شورانگیز میسر است، باید از یقین دوری جست; حتی اگر قابل تحصیل باشد. وقتی که دلایل کافی برای تصمیم درباب یک موضوع به نحوی از انحا در کار باشد، دیگر نیازی به به کارگیری عزم و اراده نیست. اما تعهد پرشور تنها از طریق به کار گرفتن اراده به دست می آید و به همین دلیل مقتضی عدم کفایت شواهد است. تعریف کرکگور از حقیقت که دائما نقل و تکرار می شود چنین است: بی یقینی آفاقی که در فرایند تصاحب پرشورترین سیر باطنی سخت بدان می چسبیم، حقیقت است. در برخی از موارد کرکگور این نکته را با لحن تندتری بیان می دارد و می گوید دین نه تنها بی یقینی آفاقی است، بلکه باید نامعقول باشد. وقتی نامعقولیت دین با وضوح هرچه تمامتر آشکار شود، پرشورترین تلاش ممکن برای ایمان آوردن لازم خواهد بود. کرکگور اعمال چنین تلاش متعالی را از جانب اراده برای ایمان باشور و شوق بی نهایتی که برای رستگاری ضروری می داند، مرتبط می سازد.
در واقع کرکگور برای اعتقاد به این امر که شور و نشاط دینی مقتضی ناموجه بودن و یا حتی نامعقول بودن آفاقی آن است دلایلی ارائه می کند که در اینجا به ذکر سه دلیل می پردازیم: خطر کردن، بها و اراده.
کرکگور اظهار می دارد که بدون خطر کردن ایمانی وجود نمی تواند داشت. اهمیت این امر را می توان با یک مثال روشن ساخت. فرض کنید معشوقه شما در آستانه مرگ است. اگر شما یکی از کلیه هایتان را هدیه کنید، پنجاه درصد امید زنده ماندن دارد. اما اگر شما از آنجا که خطر عظیم است، اهدا کنید، نشانگر میزان عشق شما خواهد بود. حال، فرض کنید در صورت اهدای کلیه تنها پنج درصد امید زنده ماندن برایش وجود دارد، اگر بازهم تصمیم بگیرید کلیه تان را اهدا کنید، این بیانگر میزان فوق العاده عشق شماست. نتیجه هرچه مخاطره آمیزتر باشد، شور و عشق بیشتر برای خطر کردن مورد نیاز خواهد بود. اما این امر فقط نشان می دهد که اگر آدمی به میزان بالایی عشق بورزد آماده خواهد بود که خطرهای عظیم را به جان بخرد. اما نظر کرکگور این است که نه تنها شور و شوق برای خطر کردن لازم است، بلکه خطر کردن نیز برای شور و شوق لازم است. کاملا روشن نیست که چرا کرکگور چنین خطری را برای شور و شوق ضروری می بیند، شاید احساس می کند که بالاترین درجه شور حقیقی تنها زمانی واقعی خواهد بود که جلوه گر شود و جلوه گری عظیمترین شور مستلزم عظیمترین خطر کردن است.
دومین عنصر شور و نشاط دینی که کرکگور بر آن تاکید می ورزد، بها یا فداکاری یا تحمل رنج است. شوق به تحمل رنج بیشتر گواه شور و هیجان بیشتری است، امادر اینجا باز به نظر می آید کرکگور این امررا ضروری دانسته که اگر قرار است شورو هیجان عظیم واقعی باشد، باید درتحمل رنج عظیم جلوه گر شود. رنجی که آدمی در سیر و سلوک دینی تحمل می کندزمانی افزایش می یابد که اهداف آن سیر و سلوک نامحتمل و یا بهتر بگوییم نامعقول باشد. به نظر می آید کرکگور این فکر را کاملا جدی گرفته که آنچه به بهای اندک به دست آید، ارزش اندکی هم خواهد داشت. و از این نتیجه می گیرد که چون دین عمیقترین حرمت و احترام را می طلبد، باید آن را به بیشترین بهای ممکن به دست آورد. وی می نویسد: «دختر جوانی که واقعا اسیر عشق است، هرگز به ذهنش خطور نمی کند که سعادت خویش را به بهای گزافی به دست آورده، بلکه با خود فکر می کند آن را به بهای کافی به چنگ نیاورده است.»
نتیجه منطقی این طرز تفکر ریاضتگری افراطی است. هرچه آدمی در امور دینی نج بیشتری را تحمل کند شور و شوق بیشتری را از خود به نمایش می گذارد. اگر یک احتمال در کار باشد که چنین رفتاری مقبول درگاه خداوند نمی افتد، این تنها خطر را افزایش خواهد داد و نمایش شور بیشتری را مجاز خواهد داشت. کرکگور بالصراحه زندگی راهبانه را مردود می شمرد; آن هم ظاهرا به این جهت که وی احساس می کند دلمشغولی به آداب و شعائر آدمی را از خدا دور می سازد. با این حال، در دیدگاه کرکگور به دیانت، امری را نمی یابیم که با پیگرد رنج بی جهت به عنوان جلوه ای از شور و حرارت دینی مخالف باشد.
سومین عنصر در دیدگاه کرکگور نسبت به شور دینی اراده است. در این ارتباط، اراده دارای دو عملکرد است: نخست، آدمی که خیر اعلای او سعادت ابدی است باید به اراده خویش همه خشنودیهای متناهی را به حد اموری تنزل دهد که به خاطر سعادت ابدی باید از آنها چشم پوشید. به بیان دیگر آدمی باید آماده فداکاری و از خود گذشتن باشد. عملکرد دوم و مهمتر اراده این است که باور هر انسان، فی نفسه باید عملی ارادی باشد. یکی از دلایلی که کرکگور نامعقولیت یا دست کم بی یقینی آفاقی را به عنوان موضوع باورهای دینی لازم می شمرد، این است که اگر شواهد کافی برای تایید یک اعتقاد در بین باشد آدمی خود به خود بدان معتقد می شود و نیازی به به کارگیری اراده ندارد. تنها در فائق آمدن بر گرایش طبیعی خود به ایمان به چیزی که بهترین شواهد را داراست به کارگیری اراده لازم می شود.
دلبستگی پرشور به یک باور تنها زمانی امکان پذیر است که به قدرت عزم و اراده پذیرفته شود. وقتی که اعتقادی به طور طبیعی شکل گیرد، نمی توان با شور و حرارت بدان ایمان آورد و یا دست کم به نظر می آید که دیدگاه کرکگور چنین باشد.
این دیدگاه مستلزم یک سلسله مسائل بحث انگیز است. یکی از آنها مسلک اصالت اراده (۶) است. یعنی این آموزه که باورها می تواند از روی اراده تحصیل شود. مساله دیگر عبارت است از اخلاق باورهاست و سرانجام موضوع سازه های نظری و عملی ایمان یا اعتقاد است.
اینکه باورها صرفا از طریق به کارگیری اراده به دست می آید به هیچ روی روشن نیست. این همان مساله اصالت اراده است. کرکگور شکل بسیار حاد و تند اصالت اراده را قبول دارد و چنین می نماید که به نظر وی آدمی می تواند به مدد اراده قویم و استوار خویش مستقیما باورهایی را که به لحاظ سیر آفاقی نامعقول می داند، تحصیل کند. از آنجا که اصالت اراده کرکگور فرضی است و از آن جانبداری نشده، لزومی نمی بینیم در این باب شرح و بسط دهیم; جز اینکه برخی از دیدگاههای بدیل را یادآور شویم. ممکن است کسی بر این نظر باشد که هیچ اعتقادی نمی تواند مستقیما از فعل اراده به دست آید. موضوع دیگر آن است که باورها می توانند به نحو غیرمستقیم به وسیله اراده تحصیل شود. مثلا من می توانم با افرادی که دارای اعتقادی اند که خود مایل به کسب آنم، ارتباط برقرار کنم; با این ذهنیت که می توانم از طریق چنین ارتباطی کم کم در اعتقاد آنان سهیم گردم. دیدگاههای تلفیقی از این دو نیز قابل دفاع است که بر طبق آن باید قائل شد بعضی از باورها ممکن است مستقیما و بعضی دیگر به طور غیرمستقیم از اراده به دست آید و بعضی هیچ ارتباطی با اراده ندارد.
اگر باورهای دینی از آن نوع باشد که مستقیم یا غیرمستقیم از طریق اراده به دست می آید، این سؤال باقی می ماند که آیا چنین کاری درست است؟ این همان بحث اخلاق باورهاست. بنا به نظر پاره ای از فیلسوفان وادارساختن خویش به اعتقاد به یک امر، خطاست. اعتقاد صرفا باید تحت تاثیر کثرت شواهد و دلایل متعدد باشد و حتی الامکان اراده را باید از صحنه خارج کرد. تنها نقش مشروع اراده این است که آدمی باید اراده کند تا شواهد کافی برای داوری مسؤولانه و کسب باورهای قابل اعتماد فراهم آورد. بی شک، نزاع لاک با آدمهای پرشور و احساساتی لحن اخلاقی به خود می گیرد. لاک انسانهای پرشور و احساس را به خاطر اعتقاد براساس شواهد نارسا توبیخ می کند. به
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
