اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روایات و احکام زن
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 79
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل روایات و احکام زن؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل روایات و احکام زن انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 95 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل روایات و احکام زن:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل روایات و احکام زن آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل روایات و احکام زن با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل روایات و احکام زن از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل روایات و احکام زن، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روایات و احکام زن :
در سنن ابی داود از اسماء انصاریه بنت یزید بن سکن روایت کرده که گفت: در زمان رسول خدا همسرم مرا طلاق داد، و تا آن ایام زن مطلقه عده نداشت، در همان روزهائی که من مطلقه شدم حکم عده طلاق نازل شد،(۱) که می فرمود: و المطلقات یتربصن بانفسهن ثلاثه قروء، پس به حکم این حدیثاسماء انصاریهاولین زنی است که بر آیه مربوط به عده طلاق عمل کرده است.
و در تفسیرعیاشی در ذیل آیهو المطلقات یتربصن بانفسهن ثلاثه قروء،از زراره روایت آمده که گفت: من از ربیعه الرای شنیدم که می گفت: یکی از نظرات من این است که منظورازقرءهایی که خدای تعالی در قرآن نام برده همان طهر و پاکی بین دو حیض است نه خود حیض، من وقتی این را از ربیعه شنیدم به خدمت امام ابی جعفر(ع)شرفیاب شده جریان را به عرض آن حضرت رساندم.
…………………………………….. (۱)سنن ابی داود، ج ۲ حدیث ۲۲۸۱
صفحه : ۳۷۷
فرمود: ربیعه این حرف را به رای خود نزده بلکه ازعلی ع به او رسیده، عرضه داشتم: خدا شایسته ات بدارد مگر رای علی(ع)این بوده؟فرمود بله آن جناب قرءرا طهر وپاکی از حیض می دانسته که در آن حال خون در رحم جمع می شود چونقرءبه معنای جمع شدن است.و این جمع شدن خون همچنان ادامه دارد تا ناگهان سرازیر می شود و حالت حیض پدید می آورد.
عرضه داشتم خدا شایسته ات بدارد، اگر مردی همسر خودرا قبل از آنکه با او جماع کرده باشد در حالت طهارت زن و در حضور دو شاهد عادل طلاق دهد آیا او نیز باید عده نگه دارد؟با اینکه شوهر به او نزدیکی نکرده؟فرمود بله، وقتی داخل حیض سوم شد عده اش تمام شده و می تواند شوهرکند… (۱) مؤلف: این معنا به چند طریق از آن جناب نقل شده، و اینکه زراره بعد از کلام امام که فرمود: ربیعه این حرف را به رای خود نزده بلکه از علی(ع)به او رسیده است، پرسیده بودخدا شایسته ات بدارد مگر رای علی(ع)این بوده،از این جهت بوده که در بین اهل سنت معروف شده بود که رای علی(ع)این است که منظور ازقروءحیض ها است، نه طهرها وپاکی ها،به شهادت روایتی که در تفسیر الدر المنثور آمده و از شافعی و عبد الرزاق و عبد بن حمید وبیهقی از علی بن ابیطالب(ع)نقل کرده که فرمود: شوهرزن مطلقهمی تواند به او رجوع کند، تا زمانی که از حیض سوم غسل نکرده باشد، بعد از آن دیگر نمی تواند رجوع کند، و بر همه مردان حلال است که با وی ازدواج کنند. (۲) ولی ائمه اهل بیت منکر این نسبت هستند و به آن نسبت می دهند که فرموده: قرءهاعبارتنداز پاکی و طهرها، نه حیض ها، همچنانکه در روایت ربیعه هم همین را به آنجناب نسبت دادند، البته این نظریه را به عده ای دیگر از اصحاب مانند زید بن ثابت وعبد الله بن عمر و عایشه نسبت داده اند، و از ایشان روایت هم کرده اند.
و در مجمع البیان از امام صادق ع روایت کرده، که در ذیل جملهو لا یحل لهن ان یکتمن ما خلق الله فی ارحامهن، فرمود: منظور حمل است و حیض. (۳) و در تفسیرقمی آمده است که خدای تعالی سه چیز را به خود زنان واگذار کرده(که خود آنان باید طبق واقع از آنها خبر دهند، زیرا این چند چیز اموری است که به غیر خود زن
…………………………………….. (۱)تفسیر عیاشی، ج ۱ ص ۱۱۴ (۲)تفسیر الدر المنثور، ج ۱ ص ۲۷۵ (۳)مجمع البیان، ج ۱ ص ۳۲۶
صفحه : ۳۷۸
کسی از آن خبردار نمی شود، تا بر طبق آن شهادت دهد)و آن عبارت است از پاکی و حیض وحاملگی. (۱) و نیز در همان تفسیر آمده که امام ع در ذیل جملهو للرجال علیهن درجهفرمود: حق مردان بر زنان بیشتر است از حقی که زنان بر مردان دارند. (۲) مؤلف: این مطلب با تساوی حقوق زن و مرد منافات ندارد، به همان بیانی که در ذیل جمله نامبرده گذشت.
و در تفسیر عیاشی در ذیل آیهالطلاق مرتان فامساک بمعروف،او تسریح باحسانازابی جعفر ع روایت آورده که فرمود: خدای تعالی تا دو نوبت طلاق دادن زن را برای مرد جائزدانسته، بار سوم که او را به خانه آورد یا باید به خوبی نگه دارد، و یا به احسان او راتسریح و رها کند، که رها کردن به احسان، همان طلاق سوم است. (۳) و در تهذیب از ابی جعفر ع وایت شده که فرمود: طلاق سنتاین است که مردی همسرش را طلاق دهد، البته در حالی که زن در حال حیض نباشد، و در آن پاکی باوی جماع هم نکرده باشد، آنگاه به او رجوع نکند تا سه پاکی اش تمام شود، وقتی سه دوره ازپاکی او تمام شد دیگر رابطه ای بین آن دو نمی ماند آن وقت همسرش یکی از مردانی خواهد بودکه اگر خواست از او خواستگاری کند، و اگر پذیرفت می تواند دوباره با وی ازدواج کندو اگرنخواست نمی کند و اما اگر خواست قبل از تمام شدن پاکی هایش به او رجوع کند، دو نفر را بررجوع خود شاهد گیردو رجوع می کند که در این صورت با اینکه طلاقش داده بود باز زن اوست.. .(۴)
…………………………………….. (۱)تفسیر قمی، ج ۱ ص ۷۴ (۲)مصدر مزبور (۳)تفسیر عیاشی، ج ۱ ص ۱۱۶ (۴)تهذیب، ج ۸، ص ۲۵
حکمت تحریم رجوع بعد از طلاق سوم
و در کتاب فقیه از حسن بن فضال روایت آمده است که گفت: من از حضرت رضاع پرسیدم علت این که مرد بعد از طلاق سوم نمی تواند در عده رجوع کند، چیست؟فرمود:خدای عزوجل برای دو نوبت اجازه طلاق به مردان داده، و فرموده: الطلاق مرتان فامساک بمعروف او تسریح باحسان، ومنظور ازتسریح، طلاق سوم است، که بعد از آن دیگر نمی تواند با همسرش ازدواج کند، برای اینکه نافرمانی خدا را کرده، چون خدای تعالی طلاق را دوست نمی دارد و اگر ازدواج با همسر مطلقه را بعد از طلاق سوم تحریم کرده، علتش
صفحه : ۳۷۹
این است که نخواسته مردم امر طلاق را سبک بشمارندو با طلاقهای پی درپی زنان را اذیت کنند…(۱)
در باره وقوع سه طلاق با یک لفظ یا در یک مجلس از نظر خاصه و عامه
مؤلف: مذهب ائمه اهل بیت ع بطوری که شیعه روایت کرده این است که طلاق با یک لفظ و یا در یک مجلس، فقط یک طلاق است، هر چند که گفته باشد: طلقتک ثلاثا- من سه بار طلاقت دادم، و اما اهل سنت و عامه روایاتشان مختلف است، بعضی از آن روایات دلالت دارد بر اینکه سه طلاق به حساب می آید و چه بسا که اهل سنت همین نظریه را از علی و جعفر بن محمد ع هم روایت کرده اند.
و لیکن از بعضی دیگر از روایات آنان که صاحبان صحاح مانند مسلم و نسائی و ابی داود و غیر ایشان نقل کرده اند برمی آید که واقع شدن سه طلاق با یک لفظ چیزی بوده که عمر(خلیفه دوم)آن را در سال دوم و یا سوم خلافت خویش وضع نمود، از آن جمله درتفسیر الدر المنثور است که عبدالرزاق و مسلم و ابو داود و نسائی و حاکم بیهقی از ابن عباس روایت کرده اند که گفت: طلاق در یک جلسه،در زمان رسول خدا ص و ابی بکر و دو سال از خلافت عمر یک طلاق بود(هر چند که در یک جلسه می گفتندتو را سه طلاقه کردم)،بعد از دو سال عمر در باره این مساله گفت: مردم در باره طلاق که شارع برای آنها مهلت قرارداده بود از من می خواهندکه به عجله انجام شود، و چه خوب است ما خواسته آنان را امضاکنیم، و امضا کرد (۲) و در سنن ابی داود از ابن عباس روایت کرده که گفت: عبد یزید پدر رکانه، مادررکانه را طلاق داد، و زنی از قبیله مزینه گرفت، آن زن نزد رسول خدا(ص)آمدو عرضه داشت: همانطور که این یک موی من(موئی از سر خود گرفته بود)به درد موی دیگر نمی خورد، عبد یزیدهم برای من مثل همان است، (کنایه از این است که او مردی ندارد)پس بین من و اوجدائی بینداز. (۳) رسول خدا(ص)را غیرت گرفت و رکانه و برادرانش را خواند آنگاه به اهل مجلس خود فرمود: به نظر شما آیا این پسر از نظر فلان و فلان شباهتی به عبد یزید دارد، و آیا این پسردیگر از نظر فلان و فلان شبیه عبد یزید نیست؟همه گفتند بله پس رو کرد به عبد یزید و فرمود:
…………………………………….. (۱)فقیه، ج ۳ ص ۳۲۴ حدیث ۱۵۷۰ (۲)تفسیر الدر المنثور، ج ۱ ص ۲۷۹ (۳)سنن ابی داود، ج ۲ حدیث ۲۱۹۶
صفحه : ۳۸۰
این زن مزینه ای را طلاق بده، او هم طلاق داد، بعد فرمودبه همسر اول خود ام رکانه رجوع کن، عرضه داشت آخر من گفته امتو را سه طلاقه کردم، فرمود: می دانم، ولی درعین حال رجوع کن، آنگاه این آیه را تلاوت کرد: یا ایها النبی اذا طلقتم النساء فطلقوهن لعدتهن. (۱) (این حدیث به توضیحی مختصر نیازمند است، و آن این است که عقد نکاح در چند جااز ناحیه زن قابل فسخ است، و زن بدون احتیاج به طلاق شوهر می تواند عقد را فسخ کند، یکی از آن موارد عارضه عنن یعنی قیام نکردن آلت تناسلی مرد است)مترجمرسول خدا(ص)از ادعای آن زن مزینه ای چنین فهمید که می خواهد بگوید، عبد یزیدبه چنین عارضه ای مبتلااست، و رسول خدا(ص)برای اینکه اثبات کند که در او چنین عارضه ای هست یا نه، فرزندان عبد یزید را خواند، و همه حضار در مجلس شهادت دادند که ازنظر قیافه، این اشخاص فرزندان عبد یزید هستند پس معلوم شد عبد یزید عنن نداشته و گرنه دارای فرزند نمی شد، در نتیجه، نزدیکی نکردنش با همسر جدیدش از بی میلی بوده، (روایات دیگری که این قصه را نقل کرده اندو در کنز العمال و غیره آمده و ذیلا از نظر خواننده می گذرد، مؤید این معنا است،چون در آنها آمده که عبد یزید از طلاق همسرش سخت اندوهناک بوده است).
بدین جهت بود که رسول خدا(ص)دستور داد زن جدیدش را طلاق بدهد و در تفسیرالدر المنثور از بیهقی از ابن عباس روایت کرده که گفت: رکانه همسرش را در یک مجلس سه طلاقه کرد، بعد پشیمان شد، و از دوری او سخت اندوهناک گردیده و جریان را ازرسول خدا(ص)پرسید.حضرت پرسید، چه جور طلاقش دادی؟عرضه داشت: در یک مجلس سه طلاقه اش کردم، حضرت فرمود خیلی خوب پس یک بار او را طلاق داده ای، و اگر می خواهی رجوع کنی همین اکنون رجوع کن، به همین جهت فتوای ابن عباس این بود که طلاق تنها درهنگام پاکی صحیح است، و طلاق سنتی هم که خدا بدان امر کرده و فرموده: فطلقوهن لعدتهن،همین است. (۲) مترجم: در این روایت دو سؤال هست: اول اینکه: چرا در روایت بالا به نقل سنن ابی داودقصه مربوط به پدر رکانه یعنی عبد یزید بود، و در نقل الدر المنثور مربوط به خود رکانه آمده؟جواب این سؤال این است که اولامن در الدر المنثور در تفسیر آیه مورد بحث و آیه سوره طلاق چنین نقلی نیافتم، و تنها همان
…………………………………….. (۱)سوره طلاق، آیه ۱ (۲)تفسیر الدر المنثور، ج ۱ ص ۲۷۹
صفحه : ۳۸۱
روایت ابی داود آمده، و ثانیا اگر در جای دیگر در الدر المنثورنقل شده علت اینکه قصه رامربوط به رکانه دانسته به احتمال قوی این است که وی بعد از نقل روایت قبلی گفته است: این روایت صحیح نیست، چون عبد یزید اسلام را درک نکرده، و قبل از اسلام فوت کرده بود.
سؤال دوم این است که: چطور الدر المنثور بعد از نقل حدیث،مسئله طلاق در پاکی را نتیجه آن دانسته، و به آیه فطلقوهن لعدتهن، استشهاد کرده؟جوابش این است که به حکم روایات شیعه و سنی، طلاق سنت که آیه نامبرده ناظر به آن است، آن طلاقی است که شرائطصحت راداشته باشد و یکی از این شرائط این است که شوهر طلاق را در طهری واقع سازد که در آن پاکی با وی جماع نکرده باشد(پایان سخن مترجم).
مؤلف: این معنا در روایات دیگر نیز آمده، و بحث در اینکه عمر به چه مجوزی سه طلاقه را در یک مجلس اجازه داده است، نظیر آن بحثی است که در مسئله متعه حج گذشت.
بعضی از مفسرین و یا فقها در باره واقع نشدن سه طلاق در یک مجلس استدلال کرده اند به آیهالطلاق مرتانو گفته اند که دو نوبت و سه نوبت طلاق بر طلاق در یک مجلس که بگوئی: من تو را سه طلاقه کردم، صادق نیست، همچنانکه همین صادق نبودن در مورد لعان(نفرین کردن)مورد اتفاق همه است، که باید هر یک از شوهر و زن چهار مرتبه خدارا شاهد بگیرند که تفصیلش در سوره نور در جلد ۲۹ این کتاب خواهد آمد.
و در مجمع البیان در ذیل جملهاو تسریح باحسان، گفته در اینکهمنظوراز آن چیستدو قول است، یکی اینکه منظور، طلاق بار سوم است، دوم اینکه منظور این است که زن در حال عده را به حال خود بگذارند تا از عده در آید، نقل از سدی و ضحاک، و این معنا ازامام باقر و امام صادق ع نیز روایت شده است. (۱) مؤلف: اخبار همانطور که ملاحظه می کنید در معنای جمله نامبرده مختلف است.
روایاتی در مورد طلاق خلع و مبارات
و در تفسیرقمی در ذیل جملهو لا یحل لکم ان تاخذوا مما آتیتموهن شیئا الا ان یخافاالا یقیما حدود الله…، از امام صادق ع روایت کرده که فرمود: طلاقخلعاین نیست که زن را آنقدر شکنجه دهی تا بگوید مهرم حلال و جانم آزاد، بلکه این در وقتی است که زن بگوید هیچ سوگندی که برای تو می خورم راست نمی گویم،و به آن وفا نمی کنم، و از این به بعد بدون اجازه ات از خانه بیرون می روم، و مرد اجنبی را به بسترت راه می دهم،و ازجنابتی که از جماع تو حاصل شود غسل نمی کنم، و یا بگوید هیچ امری را از تو اطاعت نمی کنم، تا
…………………………………….. (۱)مجمع البیان، ج ۱ ص ۳۲۹
صفحه : ۳۸۲
طلاقم دهی، اگر این را گفت، آن وقت بر شوهر حلال می شود آنچه مهر به او داده، پس بگیرد، و یا علاوه بر آن مقداری هم از مال زن را که زن قادر بر آن است طلب کند،و با رضایت طرفین در طهری که با اوجماع نکرده طلاقش دهد، در حالی که شهود هم حاضر باشند، در چنین شرایطی طلاق بائن خواهد بود، هر چند که یک طلاق است، و دیگر شوهر نمی تواند در عده رجوع کند، و بعد از عده،او هم مانند سایرین یک خواستگار است، اگر زن راضی شد دوباره خود را به عقد او در می آورد، و اگر خواست در نمی آورد،پس اگر خود را به عقد او در آورد، نزد شوهر دو طلاق دیگر محل دارد، و جا می کند. (۲) مترجم: (فرق طلاق مبارات با طلاق خلع این است که در طلاق خلع تنها زن طالب جدائی است،و به همین جهت مرد می تواند هم مهری را که داده پس بگیرد، و هم چیزی از مال زن را مطالبه نموده بگوید: اگرفلان چیز را به من بدهی طلاقت می دهم، ولی در طلاق مبارات هر دو طالب جدائی هستند، و به همین جهت شوهرنمی تواند علاوه بر پس گرفتن مهر چیز دیگری را طلب کند.)در مبارات، مرد شرط می کند که اگر دوباره،به مهریه ات برگردی و آنرا طلب کنی من هم به همسری تو برمی گردم.
و یا بگوید اگر تو چیزی از آنچه را که به من داده ای درخواست کنی من هم به همسری تو برمی گردم.
و نیز فرمود: طلاق خلع و مبارات و تخییر تنها و تنهادر حال پاکی بدون جماع، و با شهادت دونفر شاهد عادل صحیح است، و زنی که به خلع مطلقه شده اگر شوهردیگری اختیار کند و از او هم طلاق بگیرد بر شوهر اول حلال است که با وی ازدواج کند.
و نیز فرمود: مردی که زنش را به طلاق خلع یا مبارات طلاق داده نمی تواند در عده رجوع کند، مگر اینکه زن پشیمان شود، آن وقت می تواند آنچه گرفته به او برگرداند و رجوع کند.
(۳) نازل شد رسول خدا(ص)همسران خودرا در م
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
