خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نهاد مرجعیت شیعه و نقش آن در تحوّلات اجتماعی ایران معاصر
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نهاد مرجعیت شیعه و نقش آن در تحوّلات اجتماعی ایران معاصر قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سیمای امیرمؤمنان علیه السلام از منظر نهج البلاغه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سیمای امیرمؤمنان علیه السلام از منظر نهج البلاغه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
09ساعت
34دقیقه
03ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آزادی و آزادگی در شعر شیعی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 54

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی و آزادگی در شعر شیعی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی و آزادگی در شعر شیعی شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی و آزادگی در شعر شیعی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل آزادی و آزادگی در شعر شیعی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل آزادی و آزادگی در شعر شیعی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل آزادی و آزادگی در شعر شیعی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آزادی و آزادگی در شعر شیعی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل آزادی و آزادگی در شعر شیعی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل آزادی و آزادگی در شعر شیعی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آزادی و آزادگی در شعر شیعی :

چکیده

بدون شک، آزادی یکی از بزرگ ترین موهبت های الهی به انسان است که در سرشت وی قرار داده شده است. در این زمینه، مذهب شیعه به لحاظ تعالیم و شیوه های تربیتی و سلوک عملی پیشوایان، از تمایز ویژه ای برخوردار است که در شعر شاعران نیز انعکاس یافته است. در این مقاله تلاش شده است تا مفهوم «آزادی» و «آزادگی» در آثار ۱۸ تن از شاعران برجسته شیعی، از کسایی مروزی قدیمی ترین شاعر شیعه، تا حکیم صفای اصفهانی در دوره مشروطیت بررسی شود. دوره مورد نظر یک دوره هزار ساله (از قرن چهارم تا چهاردهم هجری) را دربرمی گیرد. در بیان موارد، ترتیب تاریخی رعایت شده است تا خواننده با سیر تاریخی موضوع در این دوره هزار ساله آشنا شود.

مقدّمه

«آزادی» از جمله مفاهیمی است که از دریافت آن احساس خاصی به انسان دست می دهد و آدمی میان خود و آن مفهوم رابطه عاطفی محسوسی می یابد. این از آنجا ناشی می شود که انسان فطرتا جویای آزادی است و از اینکه چیزی یا کسی یا گروهی، آزادی وی را سلب کند و او را زیر بار خویش بکشد، بیزار است.

با توجه به اینکه دین برای بشر امری فطری است و مسائل دینی هم مبتنی بر فطرت انسان ها و نیازهای آنان تنظیم شده، از این رو، در دین مبین اسلام به مسئله دوست داشتن آزادی، که در سرشت انسان ها وجود دارد نیز توجه شده است.

آزادی در مکتب اسلام

آزادی از نظر اسلام، دارای دو مفهوم کلی است: نخست «رهایی انسان از قید و بند نفس امّاره و وسوسه های شیطانی و امور مادی». قرآن کریم در این باره می فرماید: «زُیِّن لِلناسِ حُبُّ الشهواتِ مِن النِساءِ والبَنینِ والقَناطیرِ المُقنطَرهِ مِن الذّهَبِ والفضَّهِ والخیلِ المسوَّمهِ والانعامِ والحرثِ ذلکَ متاعُ الحیوهِ الدُنیا واللّهُ عِندهُ حُسنُ المآبِ قُل أَؤُنبِّئکُم بِخیرٍ مِن ذلکُم لِلّذینَ اتّقوا عِندَ رَبِّهم جنّاتٌ تَجری مِن تَحتها الانهارُ خَالدینَ فیها و اَزواجٌ مُطَهَّرهٌ و رِضوانٌ مِنَ اللّهِ واللّهُ بَصیرٌ بِالعبادِ» (آل عمران: ۵ ۱۴)؛ عشق به امیال نفسانی و دوست داشتن زن و فرزندان و همیان های زر و سیم و اسبان داغ بر نهاده و چارپایان و زراعت در چشم مردم زینت یافته است. همه این ها متاع زندگی این جهانی هستند، در حالی که بازگشتگاه خوب نزد خداست. بگو: آیا شما را به چیزی بهتر از این ها آگاه کنم؟ برای آنان که پرهیزگاری پیشه کنند، نزد پروردگارشان بهشت هایی است که نهرها در آن ها روانند. اینان با زنان پاکیزه، در عین خشنودی خدا، جاودانه در آنجا خواهند بود. و خدا از حال بندگانش آگاه است.

این مرحله از آزادی، نخستین و مهم ترین گام در راه رهایی انسان از قید و بندها و موانع رشد و تعالی است و به تعبیر دیگر، پایه و زیربنای هر حرکت و هر عملی محسوب می شود.

پس از این مرحله، نوبت به «آزادی اجتماعی» انسان می رسد. در این مرتبه، انسان پس از رهایی از بت های نفسانی، باید بت های اجتماعی را از بین ببرد و خود را از هرگونه قید و بند و اسارت و بردگی نجات بخشد. قرآن مجید در این زمینه چنین می فرماید: «قُل یَا اَهلَ الکتابِ تَعالَوا الی کلمهٍ سواءٍ بَیننا و بَینکم اَلاّ نَعبدَ الاّ اللّهَ و لانُشرکَ بِه شیئا ولایَتّخذَ بعضُنا بعضا اربابا مِن دونِ اللّهِ» (آل عمران: ۶۴)؛ بگو: ای اهل کتاب، بیایید از آن کلمه ای که پذیرفته ما و شماست، پی روی کنیم: اینکه جز خدای را نپرستیم و هیچ چیز را شریک او نسازیم و بعضی از ما بعضی دیگر را سوای خدا به پرستش نگیرد.

قرآن با طرح مسئله توحید، همگان را به پرستش و اطاعت از خداوند سبحان دعوت می کند. بنابراین، در این مرحله، یکتاپرستی موضوع اصلی و اساسی است و بر همین اساس، استثمار افراد و به بردگی کشاندن آن ها در همه زمینه ها نفی می گردد و شالوده جامعه ای موحّد و آزاد ریخته می شود. البته بحث آزادی های فردی، نکته جداگانه ای است که زمینه طرح آن در اینجا نیست؛ فقط باید دانست که آزادی های فردی از نظر شرع، دارای حد و مرز معیّنی هستند و این گونه نیست که انسان بتواند هر کاری که دلخواه اوست انجام دهد؛ زیرا این خود مغایر و منافی با آزادی های دیگر انسان هاست و به طور کلی، حدود این امر هم مبتنی بر نیازهای فطری بشر مشخص شده است.(۱)

آزادگی در مکتب اهل بیت علیهم السلام

در احادیث و روایات پیشوایان ما، عنایت خاصی به آزادی و آزادگی انسان ها شده است. ایشان بر پایه آیات قرآنی به تبیین آن پرداخته اند. حضرت علی علیه السلام در نامه ای که خطاب به امام حسن علیه السلام نوشته اند، چنین می فرمایند: «اَکرِم نَفسکَ عَن کُلّ دنیّهٍ و اِن ساقتکَ اِلی الرغائبِ فاِنَّک لَن تعتاضَ بِما تَبذلُ مِن نَفسِکَ عوضا و لاتکن عبدَ غیرِکَ و قد جَعلَکَ اللّهُ حُرّا و ما خیرَ خیرٌ لایَنالُ اِلاّ بشرٍّ و یُسر لایَنال الاّ بِعُسرٍ»؛(۲) نفس خود را از هر زبونی و پستی دور بدار، هرچند تو را به نعمت های بی شمار رساند؛ زیرا هرگز در برابر آنچه از نفس خویش صرف می کنی، عوضی نخواهی یافت. و بنده دیگری مباش که خداوند تو را آزاد گردانیده است. و چه خیری است در آن نیکی که جز با بدی نرسد؟ و چه سودی دارد گشایشی که جز با دشواری به دست نمی آید؟

سرور آزادگان جهان، حضرت امام حسین علیه السلام ، در روز عاشورا در کشاکش نبرد خونین با سپاه یزید می فرماید: «یا شیعهَ آل ابی سفیانَ اِن لم یَکُن لَکم دینٌ و کنتم لا تَخافونَ المعادَ فکُونوا اَحرارا فی دُنیاکم»؛(۳) ای پیروان خاندان ابی سفیان، اگر دین ندارید و از روز جزا نمی هراسید، دست کم در زندگی آزادمرد باشید.

وقتی آن حضرت هنگام حمله به سپاه دشمن، رجز می خواند، با لحنی کوبنده می فرمود:

«الموتُ اولی مِن رکوبِ العارِ

والعارُ اولی مِن دخولِ النارِ

اَنا الحسینُ بنُ علیّ

آلیتُ اَن لا اَنثَنی …»؛(۴)

مرگ بهتر از پذیرش ننگ است، و پذیرش ننگ بهتر از قبول آتش است. من حسین بن علی هستم. سوگند یاد کرده ام که در مقابل دشمن سر فرود نیاورم.

این مطالب و ده ها حماسه بی نظیری که امام حسین علیه السلام و خاندان و یاران باوفایش آفریدند و اصلاً کل جریان عاشورا درسی عملی بود به همه انسان ها که نه به کسی ستم کنند و نه زیر بار ستم بروند و حتی با نثار تمام هستی خویش، آزادی و آزادگی را پاس دارند.

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام درباره انسان آزاده می فرماید: «اِنّ الحرَّ حرٌّ علی جمیعِ احوالِه»؛(۵) آزادمرد در همه احوال، آزادمرد است.

آزادگی نزد شاعران شیعه

در طول تاریخ اسلام، شیعه همواره آزادی و آزادگی را سرلوحه برنامه های خویش قرار داده و سیره عملی و سخنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمّه اطهار علیهم السلام بهترین الگو و مناسب ترین سرمشق برای شیعه در این راه بوده اند. پیروان راستین اهل بیت علیهم السلام با تأسّی و اقتدا به ایشان، در طول تاریخ، حماسه های بی شماری آفریدند که تاریخ خون بار تشیّع، خود گواه روشنی بر این مدعاست.

اثر تربیتی مذهب شیعه در این زمینه کم و بیش در بین پیروان آن آشکار بوده است. در این میان، شاعران شیعی نیز از این تأثیر برکنار نبوده اند. هرچند مطالبی که در دیوان های این شاعران وجود دارد همگی به یک شکل و در یک سطح نیستند، اما هر شاعری با توجه به شرایط و اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی و نیز روحیه شخصی خود، در این باره اظهار نظر کرده است. مسائلی که در این اشعار آمده اند به اجمال عبارتند از: نرفتن زیر بار ذلّت و خواری، دوری از سفلگان و انسان های پست، تواضع و کرنش نکردن در برابر همنوع و نیز نزد شاه و درباریان، تشویق و دعوت به نهراسیدن از شاه و دستگاه حاکم، تحمّل تبعید و سختی برای نرفتن زیر بار عقیده باطل، ابراز خوشحالی از عدم قبول ذلّت و زبونی و پذیرفتن هر مشکلی در این راه، خودداری از ستایش و مدح حاکمان ستمگر، نکوهش حرص و طمع که موجب خوار کردن انسان در برابر امیران و پادشاهان می شود، ننگ داشتن و حقیر شمردن خدمت شاهان و درباریان و فخرکردن به عبادت و اطاعت خدای یکتا، دعوت به مردانگی و آزار ندادن آزادگان، تن در ندادن به منّت ناکسان و فرومایگان، فریفته نشدن به شکوه و هیبت ظاهری دستگاه پادشاهان و امیران، بیان این مطلب که خدمت سلطان انسان را از فرمان برداری و پرستش خداوند بازمی دارد، دعوت به ستایش خالق و دوری از ستودن مخلوق، قناعت پیشه کردن و دوری از سؤال از دونان و فرومایگان، پافشاری بر به دست آوردن روزی از راه تلاش و تحمّل سختی و پرهیز از طمع و خدمت این و آن کردن، حفظ عزّت و آبرو و سربلندی در همه احوال، بیان مظالم اجتماعی و دردها و مشکلات مردم با زبان شعر خطاب به حاکمان زمان، تأکید بر خواستن حاجت از خداوند و پرهیز از روی آوردن به خلق، دعوت به فریفته نشدن به جاه و مقام برای به دست آوردن نان، دوری جستن از منصب و لقب و … .

پس از بیان این مقدّمه، به ذکر نمونه هایی از این سروده ها می پردازیم:

الف. کسایی مروزی

کسایی مروزی خطاب به خود می گوید: باید فرومایگان و سفلگان را لعن و نفرین کنی:

زه ای کسایی، احسنت گوی و چونین گوی

به سفلگان بر فریه(۶) کن و فراوان کن.(۷)

و در جای دیگر، بلند همّتی و مناعت طبع خویش را این گونه نشان داده است:

به خدایی که آفرین کرده ست

زیرکان را به خویشتن داری

که نیرزد به نزد همّت من

ملک هر دو جهان به یک خواری.(۸)

ب. ناصر خسرو

در میان شاعران شیعه، ناصر خسرو بیشترین شعر را درباره آزادی از قید و بندها و آزاده بودن خود و دعوت از انسان ها برای رهایی از اسارت ها و ذلّت ها سروده است. وی تواضع و کرنش در برابر این و آن را به خاطر داشتن آرزوهای باطل می داند.

گرنخواهی ای پسر، تا خویشتن مجنون کنی

پشت پیش این و آن پس چون همی چون نون کنی؟

خم ز نون پشت تو هم در زمان بیرون شود

گر تو خمّ آرزو را از شکم بیرون کنی.(۹)

وی ننگ و عار خود را از رفتن به نزد شاهان این گونه نشان داده است:

گر تو را پشت به سلطان خراسان است

هیچ غم نیست ز سلطان خراسانم

صد گواهست مرا عدل که من زایزد

بر تو و بر سر سلطان تو سلطانم

از در سلطان ننگست مرا زیراک

من به نیکو سخنان بر سر سرطانم.(۱۰)

و در جای دیگر، با غرور و افتخار خاصی به پادشاه طعنه می زند و خود را از هرگونه قید و بند دیگران رها می داند و این آزادی را از سوی خدای خود می شناسد. آزادگی، آرامش و اطمینان خاطر از لابه لای این ابیات موج می زنند:

گرت نخوانم مدیح، تو که امیری

نیز به مهمان و خان خویش مخوانم

گر تو بخوانی مرا، امیر ندانمت

ورت بخوانم مدیح، مرد مدانم

نامه آزادی آمده ست سوی من

پنهان در دل ز خالق دل و جانم

بند ز من برگرفته آمد ازین است

کایچ نجنبد همی به پیش میانم

تا به من این منّت از خدای نپیوست

بنده همی داشتی فلان و فلانم.(۱۱)

ناصر خسرو کسانی را که به او توصیه رفتن به دربار شاهان و امیران می کنند «بد حال» می خواند و علت تنهایی و بی یار و یاوری خویش را نابسامان بودن کار دین می داند:

وآنکه می گوید که «حجت گر حکیمستی چرا

در دره ی یمگان(۱۲) نشسته مفلس و تنهاستی؟» نیست آگه زانکه گر من همچنو بد حالمیپشت من چون پشت او پیش شهان دوتاستی

من نخواهم کانچه دارد شاه ملکستی مرو آنچه من دانم ز هر فن علم ها او راستی

من به یمگان خوار و زار و بی نوا کی ماندمیگر نه کار دین چنین در شور و در غوغاستی؟(۱۳)

وی به دلیل داشتن روح آزاد، با جرئت و شهامت تمام چنین می گوید:

کنون میر پیشم ندارد خطر

گر آنگه خطر داشتم پیش میر

ز دین اند پیشم به دنیا درون

عزیزان ذلیل و خطیران حقیر

اگر میر میرست و کامش رواست

چنان که ش گمانست، گو شو ممیر.(۱۴)

ناصر خسرو در جای دیگر، خود را به دلیل مهار کردن نفس، «پادشاه» می نامد و تاج و تخت خود را «علم و دین» می داند و از همین روی، به مرتبه ای رسیده است که هیچ چیز او را از هدف خویش منحرف نمی کند و با اطمینان خاطر و اعتماد به نفس، شاهان را نزد خود حقیر و ناچیز می بیند و نشان می دهد که با هر کس و در هر موقعیت، برخورد مناسب با آن شخص یا آن زمان را دارد:

چو من پادشاه تن خویش گشتم

اگر چند لشکر ندارم، امیرم

به تاج و سریرند شاهان مشهّر

مرا علم و دین است تاج و سریرم

چو مر جاهلان را سوی خود نخواند

نه بوی نبید(۱۵) و نه آوای زیرم چه کارست پیش امیرم چو دانمکه گر میر پیشم نخواند نمیرم؟ …

حقیرست اگر اردشیرست زی منامیری که من بر دل او حقیرم

به نزدیک من نیست جز ریگ و شورهاگر نزد او من نه مشکین عبیرم …

چو من دست خویش از طمع پاک شستمفزونی ازین و از آن چون پذیرم؟(۱۶)

یکی از مسائلی که تشیّع در طول تاریخ با آن روبه رو بوده، ستم هایی است که به شکل های گوناگون بر پیروان آن واقع می شده اند؛ از آن ها به «مظالم اجتماعی» تعبیر می کنیم. این ستم ها به قدری زیاد بوده اند که گویی همیشه همراه و همدم شیعیان بوده و اصلاً لفظ «شیعه» تداعی کننده این مسائل است. کارهایی از قبیل: تهدید، آزار و اذیت، تجاوز، تبعید، زندان، شکنجه و قتل، همواره در حق پیروان راستین اهل بیت علیهم السلام روا داشته می شده اند و شیعه نیز بردبارانه همه این مصیبت ها را به خاطر آرمان های والای خویش تحمّل می کرده و برای پیشبرد هدف های مقدّس خود، از هر خطری استقبال می نموده و آن را به جان خریدار بوده است.

ناصر خسرو نیز از زمره کسانی است که به خاطر عقیده خویش، رنج فراوان برد و با انواع آزار و اذیت و تهدید مواجه بود و در نهایت، ناچار به ترک شهر و دیار خود شد و ابتدا به مازندران و سپس به یمگان رفت و تا پایان عمر خود، در آن درّه تنگ به سر برد. وی در توصیف تهدیدها و آزارهایی که بر وی واقع شده، گفته است:

این دشنه بر کشیده همی تازد

وآن با کمان و تیر برو خفته

اینم کند به خطبه درون نفرین

وآنم به نامه فریه کند سفته

من خیره مانده زیرا با مستان

هر دو یکی ست گفته و ناگفته …

مستان و بیهشان چو بدیدندم

شمع خرد فروخته بگرفته

زود از میان خویش براندندم

پر درد جان وزانده دل کفته.(۱۷)

و درباره آسودگی افراد فاسد و در خطر بودن خویش چنین آورده است:

می فروش اندر خرابات ایمن است امروز و من

پیش محراب اندرم با ترس و با بیم و هرب.(۱۸)

وی در مورد چگونگی تبعید خود از خانه و کاشانه اش و شیوه برخورد مردم با او می گوید:

پس حیلتی ندیدم جز کندن

از خان و مان خویش به یکباره

چون شور و جنگ را نبود آلت

حیلت گریز باشد ناچاره

آزاد و بنده و پسر و دختر

پیر و جوان و طفل ز گاواره(۱۹) بر دوستی عترت پیغمبرکردندمان نشانه بیغاره …(۲۰)

امروز کوفتم به پی آنک او دیمی داشت طاعتم به سر و تاره.(۲۱)(۲۲)

پیداست کسی که حاضر به تحمّل این همه رنج و سختی برای دین و عقیده خویش باشد، دیگر حاضر نیست زیر بار کسی برود و از هیچ قدرتی به خود هراس راه دهد و اینجاست که آزادانه به بیان فکر خویش می پردازد:

حکیم آن است کو از شاه نندیشد، نه آن نادان

که شه را شعر گوید تا مگر چیزیش فرماید.(۲۳)

ناصر خسرو بی باکانه فریاد برمی آورد:

من آنم که در پای خوکان نریزم

مر این قیمتی درّ لفظ دری را.(۲۴)

وی مدح و ستایش را فقط شایسته خاندان رسالت علیهم السلام می داند و آن را به عنوان توشه ای برای آخرت خود می شناسد:

یاد ازیرا کنم مر آل نبی را

تا به قیامت کند خدای مرا یاد

شعر دریغ آیدم ز دشمن ایشان

نیست سزاوار گاو نرگس و شمشاد.(۲۵)

وی با لحنی حماسی، آزادی خویش را از هرگونه قید و بند مادی و دنیایی این گونه بیان کرده است:

سرم زیر فرمان شاهی نیارد

نه تختی، نه گاهی، نه رودی، نه جامی.(۲۶)

ناصر خسرو پیش از بیدار شدن از خواب غفلت، مدتی در دربار پادشاهان خدمت می کرد. وی ضمن اشاره به این مطلب، حاصل آن را چیزی جز «بندگی و درد و رنج» ندانسته است:

وز رنج روزگار چو جانم ستوده گشت

یک چند با ثنا به در پادشا شدم

گفتم: مگر که داد بیابم ز دیو دهر

چون بنگریستم ز عنا در بلا شدم

صد بندگیّ شاه ببایست کردنم

از بهر یک امید کزو می روا شدم

جز درد و رنج چیز نیامد به حاصلم

زان کس که سوی او به امید شفا شدم …(۲۷)

اما پس از طی دوره بی خبری و غفلت، دیگر ناصر خسرو آن انسان قبلی نیست و به مرتبه ای رسیده که حاضر نیست منّت هیچ کسی را بپذیرد و به پیشگاه هیچ شاهی برود:

بار نخواهم سوی کسی که کند

منّت او پست زیر بار مرا

شاید اگر نیست بر در ملکی

جز به در کردگار بار مرا

چون نکنم بر کسی ستم نبود

حشمت آن محتشم به کار مرا.(۲۸)

وی کسانی را که به آزار افراد آزاده می پردازند، انسان نمی داند و از همه می خواهد از آزار انسان های آزاده بپرهیزند و به این وسیله، انسانیت خویش را به اثبات رسانند:

مردمی ورز و هگرز(۲۹) آزار آزاده مجوی

مردم آن را دان کزو آزاده را آزار نیست.(۳۰)

ج. قوامی رازی

قوامی رازی افراد را از «خدمت در بارگاه ناکسان» بر حذر می دارد و به خلوت کردن در پیشگاه الهی دعوت می کند:

روزها خدمت کنی در بارگاه ناکسان

یک شبی خلوت گزین یک دم برین درگه بنال.(۳۱)

وی برای خدمت شاهان نتیجه ای جز درد و رنج نمی شناسد و معتقد است که فقط در برابر طاعت و عبادت خداوند است که یک کار نیک انسان ده برابر پاداش دارد:

سگی ناحق شناسی را به خدمت ها کمربندی

کزو در صد مکافات عنایت صد عنا باشد

کریمی، پادشاهی را چرا طاعت نمی داری

که گر خیری کنی آنجا، یکی را ده جزا باشد؟(۳۲)

قوامی خدمت کردن را فقط برای حق تعالی روا می داند و آن را سبب به دست آوردن ملک جاویدان می شناسد و در خدمت سلطان بودن را موجب باز ماندن از طاعت الهی می بیند:

بر این درگه همی باید به جان و دل کمر بستن

کزین خدمت به دست آید بقای ملک جاویدان

به خدمت کردن سلطان ز طاعت باز می مانی

اگر گیرد تو را ایزد، حمایت کی کند سلطان؟(۳۳)

و یا می گوید:

به خدمت کردن سلطان تن اندر داده ای هرزه

اگر ایزد کند قهری، حمایت کی کند سلطان؟(۳۴)

وی با یادآوری روز قیامت، خطاب به کسانی که لاف لشکر شاه را می زنند و به سپاه این و آن فریفته شده اند، چنین می گوید:

زین کاروانسرای برون شو که بسته نیست

دروازه های محشر از انبوه کاروان

تا چند لاف لشکر سلطان و سلطنت

غرّه شده به جیش قراخان و خیل خان.(۳۵)

او ستایش را فقط مخصوص خالق هستی می داند و ستودن خلق را به سبب اینکه ثبات ندارند، جایز نمی شناسد و حمد و ثنای الهی را موجب رستگاری و بالارفتن درجات انسان در روز جزا می شمارد:

خالق ستای باش قوامی، به جان و دل

مستای خلق را که نباشد در آن ثبات

آن را کن آفرین که جهان را بیافرید

بگذار بعد ازین هوس و هزل و ترّهات

زیرا که در ستایش پروردگار خلق

روز قیامه هم درجات است و هم نجات.(۳۶)

همان گونه که ملاحظه شد، تأکید قوامی بیشتر بر ستایش و پرستش خداوند و دوری از خدمت و نزدیکی به شاهان است. نزد وی، مفهوم «آزادی» و «آزادگی» عبارت از نفی بندگی غیر خدا و به عبارت دیگر، همان «توحید در عبادت» است.

د. نزاری قهستانی

نزاری قهستانی بلند همّتی و آزادگی خویش را به این صورت نشان داده است:

خاک ار خورم به است ز نانی هزار بار

کان را به آب روی بباید خریدنم.(۳۷)

وی در مورد مدیحه هایی که سروده است، توضیحی دارد و در آن بیان می کند که این ستایش ها بر دو دسته اند: یکی از روی تکلّف و ناچاری و دیگری از سر محبت و عقیده. سپس به این نکته اشاره می کند که هیچ گاه به مذلّت و خواری تن مسپرده و با قناعت پیشگی به خود اجازه نداده است که به خاطر طمع به مادیات، هر بی سر و پایی را آفرین کند و او را بزرگ بزرگان و پناه ملت بخواند، و همه این ها را به دلیل لطف و عنایت خداوند و در حق خویش می داند:

گر مدح گفته باشم آن را دو وجه باشد:

یا شیوه تکلّف یا قالب محبت

آن بر سر زبانم، که در میان جانم

تکلیف باز داند صاحب دل از عقیدت

دست طمع نبردم در لقمه مزخرف

دامان جان نکردم آلوده مذلّت

در کوچه قناعت دارم سرای خوبی

ضرّاب کیمیاگر صاحب نقود دولت

هر دم طویله ای دُر بی منّتی ببخشم

حاتم روان ندارد بر کس نهاده منّت

نز بهر کاغذ زر هر لحظه جاهلی را

گویم سر افاضل خوانم پناه ملت

هرگز خرد پسندد کز روی جهل گویم

اینت ای شریف خلقت! اینت ای لطیف خلقت!

حفظ خدای دارد در حفظ من طلسمی

تا همچو گنج گشتم ساکن به کنج عزلت.(۳۸)

نزاری خطاب به خویش می گوید: برخیز و دست از مدح و ستایش مخلوق بردار و با فقر و قناعت روزگار را سپری کن و در عوض، منّت خلق و شاه را هم نداشته باش:

خیز و از مدحت مخلوق فرو شو دفتر

که شد از مدحت مخلوق تو را نامه سیاه

با کهن خرقه قناعت کن و با لقمه فقر

منّت خلق چه کار آیدت و خلعت شاه؟(۳۹)

ه. ابن یمین فریومدی

ابن یمین فریومدی زندگی خود را از راه کشاورزی می گذراند. وی در اشعار خود، بارها به این نکته اشاره کرده است و بیان می کند که من با تلاش و زحمت، روزی خودم را به دست می آورم و هیچ گاه حاضر نیستم برای لقمه نانی، آبرو و عزّت نفس خود را از دست بدهم و منّت ناکسان ببرم:

مرا نیمه نانی که درخور بود

به دست آورم از ره دهقنت

چون دونان نخواهم نمودن دگر

برای دو نان پیش کس مسکنت

من و گنج آزادگی بعد از این

زهی پادشاهی! زهی سلطنت!(۴۰)

و نیز با کلامی طنزآمیز به مسئله «قناعت» پرداخته و «نان خشک حلال» را بر «شکرین لقمه حرام» ترجیح داده است:

دو تای گاو به دست آوری و مزرعه ای

یکی امیر و دگر را وزیر نام کنی

به نان خشک و حلالی کزو شود حاصل

قناعت از شکرین لقمه حرام کنی

وگر کفاف معاشت نمی شود حاصل

روی و شامِ شبی از جهود وام کنی

هزار بار از آن به که بامداد پگاه

کمر ببندی و بر چون خودی سلام کنی.(۴۱)

شهرت عمده ابن یمین به سبب سرودن قطعه های زیبایی است که در آن ها به مسائل گوناگون پرداخته است. از جمله نکته هایی که وی به آن ها توجه ویژه ای داشته، آزادی و آزادگی و بزرگواری روح، و تن ندادن به ذلّت ها و زبونی هاست. وی با بیانی طنزگونه درباره مدح شاهان چنین می گوید:

جفت گاوی را اگر خدمت کنی سالی سه ماه

روزگارت زو شود هر هفته و هر ماه به

ورکنی شاه جهان را هفته ای هفتاد مدح

سخره گویی را بود در پیش او مقدار به

گر تأمّل ها کنی در نفع گاو و مدح شاه

 

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.