بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت جنتی ۲۵ / ۳ / ۱۳۸۰
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت جنتی ۲۵ / ۳ / ۱۳۸۰ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
03ساعت
23دقیقه
30ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱ / ۴ / ۱۳۸۰

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 40

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱ / ۴ / ۱۳۸۰؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱ / ۴ / ۱۳۸۰، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱ / ۴ / ۱۳۸۰ با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱ / ۴ / ۱۳۸۰ آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱ / ۴ / ۱۳۸۰ به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱ / ۴ / ۱۳۸۰ ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱ / ۴ / ۱۳۸۰، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱ / ۴ / ۱۳۸۰ را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱ / ۴ / ۱۳۸۰ :

خطبه اول

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله الذی لااله الا هو عالم الغیب و الشهاده وهو الرحمن الرحیم و الصلاه و السلام علی اشرف الانبیاء و افضل الرسل محمد وآله الطاهرین

اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله فان خیر الزاد التقوی

شما برادران و خواهران نمازگزار و خود را به رعایت تقوی و رعایت حدود واحکام الهی سفارش و توصیه می کنم چون که تقوی بهترین وسیله ی نجات انسان است از لغزشگاهها و فراز و نشیبها و حول و حراسهای قیامت در مسئله ی تقوی معمولا ما یک حدیث را به عرضتان می رساندیم امروز هم یک حدیث کوتاهی را از زبان حضرت اباعبدالله امام صادق علیه السلام که از رسول خدا نقل می کنند عرض می کنم، عن ابی عبدالله علیه السلام این حدیث در آخر کتاب من لایحضره الفقیه است که وصایای پیغمبر را مرحوم صدوق مفصل نقر کردند یکیش هم این حدیث هست

عن ابی عبدالله علیه السلام عن آبائه علیهم السلام قال: قال رسول الله: من احب ان یکون اکرم الناس ان یتقی الله

کسی که دوست دارد که گرامیترین مردم باشد محترمترین مردم باشد فالیتق الله پس باید از خدا به پرهیزد تقوی را پیشه کند

که این اشاره ی به همان آیه ی شریفه است که

ان اکرمکم عند الله اتقاکم

و من احب ان یکون اتقی الناس فالیتوکل علی الله تعالی

خوب کسی که می خواهد اکرم الناس باشد فالیتق الله کسی می خواهد در تقوی برتر باشد و بهترین متقی باشد حضرت فرمود فالیتوکل علی الله باید خدای را وکیل خودش بداند به خدا تکیه کند به دوستش به رفیقش به حزبش به گروهش به محیطش به همکارهایش به شرایط به اینه ها تکیه نکند همه جا خدا را در نظر بگیرد و به خدا تکیه بکند و یا خدا را وکیل خودش بداند طبعا اتقی الناس خواهد بود یعنی وقتی جزو خدا به کسی دیگری توجه وعنایت ندارد به هیچ چیز خلافی دست نمی زند ولی اگر انسان از خدا دور شد از خدا فاصله گرفت فکر کرد غیر خدا هم کاری می تواند انجام بدهد بهرحال می رود سراغ دیگران و در آن حال ممکن است که گاهی از مرد تقوی خارج بشود حالا من بحثم شرح و تفصیل حدیث نیست به طور خلاصه عرض می کنم بعد فرمود

و من احب ان یکون اغنی الناس فالیکن بما عند الله عزوجل اوثق منه بما فی یده

کسی که می خواهد بی نیازترین مردم باشد چون فالیتوکل علی الله یعنی فقط خدا را در نظر می گیرد کار به هیچ کس ندارد یعنی از همه خودش را بی نیاز می داند حالا اگر کسی بی نیازترین مردم باشد باید این حالت را در خودش بوجود بیاورد که فالیکن بما عند الله عزوجل اوثق منه بما فی یده آنچه که در اختیار خودش است ریاستش است ثروتش است قدرتش است شهرتش است قلمش است بیانش است زیباییش است فامیلش است دوستانش است بهرحال در دست خودش یک چیزهایی هست آنچه پیش خداست را بیشتر اطمینان می کند و وثوق پیدا بکند اوثق بما عند الله از آن چیزی که به دست خودش است بدن این شهرتها این دوستان این گروهها این رفقا این ثروت این قدرت اینها همه اش گذراست اینها چند روز هست و بعداش هم نیست مثل خود انسان و فرد انسان که چند روز است و بعدش هم نیست این چند روز که هست آزوده می شود مراقبت بکند مواظبت کند از حریف خودش پایش را بیرون نگذارد بهرحال بداند که آنچیزی که دست خداست بیشتر به دردش می خورد تا این که در دست خودش است حالا در این باب روایاتی دیگری هم هست و بحثهای مبسوطتری دیگری هم هست که وقت خودش است که وقتی انسان به خدا متکی شد خدا او را تنها نمی گذارد ولی اگر به غیر خدا متکی شد خدا می گوید خوب برو سراغ همین رفیقت دیگر سراغ همان حزبت همان گروهت همان دوستت همان زبانت همان قلمت همان چیزهایی که به اش خیلی متکی هستید برو سراغ همان دیگر رهایش می کند وقتی خدا انسان را رها کرد دیگر معلوم است که چه کسی سراغش می آید آن روایت می گوید وقتی خدا انسان را رها کرد شیطان می آید سراغش و گاهی خود شیطان هم می گوید خیلی نیازی هم نیست که من سراغت بیایم وقتی خدا رهایت کرد من چرا سرمایه گذاری رویت بکنم خود به خود راه من را انتخاب خواهید کرد بنابراین تقوی و پرهیز از گناه و تخلف از تعدی و تجاوز بهرحال با مراقبت زندگی کردن یک فضیلتی است امتیازی است که انسان در زندگیش باید بیشتر از هر چیزی به اش توجه بکند و بارها هم گفتیم این مسئله را باید از زندگی فردی و شخصی و درون خانه شروع کرد تا زندگی اجتماعی وحکومتی و پست و مقام و دیگر مراحل زندگی البته همه جا هم باید از خدا کمک خواست که خدا به انسان کمک بکند امیدواریم که همه ی ما بتوانیم در دوران زندگیمان از توکل به خدا و اعتماد و وثوق به خدا فاصله نداشته باشیم و خدا هم ما را حفظ کند و نگه دارد تا بتوانیم در راه او حرکت کنیم انشاءالله.

در خطبه ی اول ما بحثی داشتیم درباره ی شکل حکومت اسلامی از دید و نظر قانون اساسی بحث منتهی شد به اصل پنجم که درباره ی مسئله ی ولایت فقیه بحث می کند و می گوید که در زمان غیبت کبری ولایت امر و امامت امت به عهده ی ولی فقیه جامع شرایطی است که اصل را خواندیم یک مقدار هم صحبت شد و عرض کردیم که مسئله ی ولایت فقیه یک مسئله جدید و تازه نیست از اول زمان غیبت تا امروز مورد بحث بوده که به هرحال امام و رهبر و مسئول امت اسلامی وقتی غیبت کرد و نبود تکلیف امت چیه خوب در دوران غیبت صغری به وسیله ی نواب خاص اداره می شد و بعد که دوران غیبت صغری پایان یافت و نوبت غیبت کبری رسید که فلسفه ی غیبت یک بحث جدایی است که در جای خودش بحث شده اداره ی امت به عهده ی فقهای جامع شرایط مذکور در روایات عدیده ای که از زبان همه ائمه ی قبل و هم در توقیعات یعنی نوشته های خود حضرت بقیه الله آمده است برگزار شد و از آن روز به بعد فقها مسئول اداره ی امت شدند البته در حوزه ی این مسئولیت و به اصطلاح ماها زیر و سعه ی دایره ی اختیارات بحثهای فراوانی بوده برخی آنقدر محدود کردند که فقط به امور حسبیه اکتفا کردند یعنی آن جاهایی که در حقیقت تعدد مطلوب هست و چیزهایی خداوند می خواهد به دست هر کس باشد این کار را می خواهد البته بهتر هم هست به دست ولی و حاکم و آن کسی که مسئولیت امت دارد انجام بگیرد اگر نشد عدول اگر نشد فساق اگر نشد ظلمه بالاخره باید این کار انجام بگیرد این یک تفکر هست که برخی معتقدند و دیگران هم فراوان هستند فقهایی که می گویند از امامت یعنی آنچه که به عهده امام هست در زمان غیبت به عهده نائب هست و نائب امام باید کارهای امام را انجام بدهد این نظر دوم هم گاهی مطلق هست یعنی همه چیز را حتی جهاد ابتدایی و حتی نماز جمعه و برخی دو سه تا چیز را استثنا کردند از جمله جهاد ابتدایی هست و از جمله نماز جمعه هست که در جای خودش این بحثها انجام گرفته است و بسیاری فقها هستند حتی جهاد ابتدایی را هم اگر شرایطش فراهم باشد در زمان غیبت کبری برای نائب امام لازم می دانند اگر شرایط فراهم شد و در نماز جمعه هم اختلافی یک مقدار ست بهرحال گفتیم که ما اینجا دنبال اثبات این بحث نیستیم چون این بحث مبسوط در طول تاریخ ۱۰۰۰ ساله بحث شده و بخصوص پس از پیروزی انقلاب در طول این ۲۰ سال کتابهایی زیادی نوشته شده مقالات زیادی شده بحثهای مختلفی انجام گرفته و کسانی اگر واقعا مسئله را از نظر تحقیقی به اش برسند امکانات خیلی فراهم شده است پیش از گذشته فراهم شده یعنی بحثها بازتر و دقیقتر شده که اشاره کردیم از جمله همان کتاب ولایت فقیه شخص امام راحل رضوان الله تعالی علیه که یک دوره درسش را در نجف فرمودند بعدها هم برخی فقهای دیگر در قم و در حوزه های دیگر هم درس گفتند هم بحث کردند هم مقاله نوشتند موضوع مبسوط بحث شده اینجا جای بحثش نیست اما مناسب هست که یکی دوتا شبهه که چون بحث ما از نظر قانون اساسی و شکل حکومت هست برخی شبهاتی که این اواخر در ذهن مردم آوردند و طرح کردند در حدی که مناسب با این تریبون هست مطرح و بحثش می کنیم از جمله این هست خوب فقیه مشخصا که معین نشده است که نائب هست عنوان مشخص شده و طبعا اینجا عنوان کلی که هر روز دارای مصادیق عدیده ای هست چطور می تواند مسئولیت را به عهده می گیرد و دوستان روحانی می دانند قبل از پیروزی انقلاب همین اشکال را خیلی می پرورنداند و می گفتند این انقلاب به پیروزی نخواهد رسید و نمی تواند اداره کند به دلیل این مبنای فقهی و این مبنای فکری که در هر زمانی یک عده فقها وجود دارند که جامع شرایطند و حکومت که نمی شود عده ای انجام می دهند حکومت بهرحال تصمیگیریهای قاطع لازم دارد مدیریت جامعه نیاز به تصمیم دارد و فقها وقتی متعدد شد این تصمیم یکی می گوید جنگ باشد یکی می گوید جنگ نباشد یکی می گوید این کار انجام بگیرد یکی می گوید انجام نگیرد و نمی شود اداره کرد بنابراین این مبنای فقهی مانع است این یک شبهه که بعدها هم خیلی رویش بحث کردند که خوب شما حکومتتان را مردم سالار می دانید رای مردم را قائل هستید در همین قانون اساسی اصلا شما اصل ۶ دنبال مسئله ی ارای مردم هست اصل ۵ می گوید از ولایت فقیه اصل ۶ می گوید از آراء مردم وهمین دوتا اصل کنارهم که قرار می گیرد اصلا باهم یک مقداری مثلا تهافت دارد که باز در جلسه گذشته اجمالا عرض کردم اصل ۵ می گوید ولایت امر و امامت امت به عهده ی فقیه جامع الشرایط است اصل ۶ می گوید امور جمهوری اسلامی ایران با آراء مردم عمل می شود بعد هم تصریح می کند می گوید مثل انتخابات رئیس جمهور انتخابات مجلس شورای اسلامی و انتخابات شوراها و موارد دیگر در اصل تصریح می کند بنابراین همین دوتا اصل در قانون اساسی که حالا شما الان دارید شکل حکومت را از نظر قانون اساسی بحث می کنید همین دوتا اصل یک مقداری توضیح لازم دارد اگر امر دست ولی امر است خوب آرا مردم یعنی چی اگر امر دست آرا مردم است و حکومت اسلامی مردم سالار است پس ولی امر عهده دار اداره ی امت هست و امام امت هست یعنی چی این دوتا باهم یک مقدار شکل ظاهریش باهم نمی خواند خوب این یک شبهه است که معمولا در نوشته ها مقالات گفته ها و به خصوص در جاهایی که به نظر ما جای بحثش نیست بحث شده این که می گویم جای بحثش نیست چون بارها اینجا عرض کردم برخی مسائل هست که چون دقیقتر است و حساستر است خوب من خیلی به طور خلاصه عرض می کنم دوتا مطلب را می توانم در این خطبه چون فرصت هم خیلی زیاد نیست به طور خلاصه به عرضتان می رسانم مطلب اول این است که در جلسه ی گذشته گفتیم که پیامبر خدا هم پیامبر بود و هم امام بود و امامتش به اتکای آیات شریفه بود و مسلمانها به امامت پیامبر ایمان آوردند چنانچه به رسالتش ایمان آوردند و آیات امامت غیر از آیات رسالت است

محمد رسول الله

یک آیه است ولی

النبی اولی بالمؤمنین

آیه دیگری است

اطیعوا الله و اطیعوا الرسول

آیات دیگری است

ماکان لمؤمن و لا مؤمنه اذا قضی الله و رسوله امرا

آیات دیگری است اینها در ارتباط با امامت پیامبر خداست و او در ارتباط با رسالت پیامبر خداست و پیامبر خدا امام هم بود به جعل الهی و مردم ایمان به امامت پیامبر آوردند و این امامت که جعل از طرف خدا بود ومردم اطاعت کردند از راه ایمان به امام بعد منتقل شده امیرالمؤمنین سلام الله علیه داستان غدیر، حدیث منزله و دهها حدیث که در باب امامت بحث شده بعداش ائمه ی ما یکی پس از دیگری تا امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف اینها اشخاص معینی بودند که این اشخاص معین جعل شدند و نصب شدند و منصوبند از طرف خداوند برای امامت اما در زمان غیبت کبری شخص معینی نصب نشده است گفتند مراجعه کنید وقتی من نیستم تا من نیستم مراجع کنید به فقیهی که این شرایط را دارد خوشبختانه در نظام علمی و فقهی شیعه که باب علم را باز می داند و اجتهاد را مفتوح می داند و همواره حوزه هایش حوزه های واقعا مفید و رشیدی بوده و همیشه مجتهدین متعددی داشتند و فقهای متعددی خوب اینها مصداق این عنوان هستند به کی باید مراجعه کرد قبل از آن که حاکمیت اسلام به دست فقیه مشخصی به طور رسمی قرار بگیرد گفتیم همه اشان حاکمند به اطلاق ادله ولذا در طول غیبت کبری فقهای عظام ما در هر شهرستانی در هر استانی در هر حوزه که زندگی می کردند الان هم همینجور است در هر جا که خارج از قلمرو حکومت اسلامی هست و نفوذی دارند ولایت دارند براساس همین ادله ولذا تصرف می کنند در اموال امام زمان سلام الله علیه در شئون غیب و قصر در جعل قیم و در اوقاف و در چیزهای دیگری که شرعا می توانند دخالت کنند اما بعد از این که یکی معین شد و حکومت به اصطلاح ما مبسوط الید شد فقیهی دیگری فقیه است نه حاکم مجتهد است نه ولی و اجتهاد و ولی باهم فرق می کند یک جلسه هم اینجا مفصلی این مسئله را بررسی کردیم هر ولیی باید مجتهد باشد اما هر مجتهدی ولی نیست شرط ولایت امر و امامت امت مجتهد بودن است و صلاحیت داشتن فتوا اما هر کس صلاحیت داشتن فتوا دارد ولی امر نیست این را مفصل بحث کردیم یک جلسه به اصطلاح اصول موسوعه اینجا تقلی می کنیم و می گذریم بنابراین فقها در زمان بسطیت با زمان قبضیت تفاوت می کند قبل از اعلام حکومت رسمی همه اشان ولایت دارند به اطلاق ادله و تصرف کردند و می کنند و می توانند می کنند اما در زمان بسطیت هر فقیهی ولی نیست هر ولی باید فقیهی باشد این هم مفصل بحث شده است می رسد سراغ تعیین فرد که به هر حال فقها متعدد هستند خوب باید یکیشان انتخاب بشود مثل زمان ما که اسلام حاکم شده مسلمانها مبارزه کردند حکومت طاغوت را ازبین بردند حکومت اسلام را برقرار کردند مبانی اسلام ملاک حکومت است حکومت حکومت اسلامی می خواهد باشد ولیش هم باید ولی اسلامی باشد و بر اساس احکام اسلامی ولی باید فقیه جامع الشرایط باشد فقهای جامع الشرایط هم که متعدد هستند اینجا مسئله ی انتخاب مردم مطرح می شود منتها انتخاب تخصصی است یا انتخاب دو درجه ای می بینید خیلی فرق می کند یک وقتی شما کسی را انتخاب می کنید برای کاری می خواهد در شورای شهر برود نظر بدهد راجع به شهرداری تهران خوب همه ی مردم می گویند فلانی بهتر سرش می شود می تواند او برود شورای شهر و نظر بدهد این مشکلی ندارد اما یک وقتی یک کار تخصصی را می خواهد کسی را انتخاب کنید مثلا در بین پزشکان یک پزشک را می خواهید انتخاب بکنید برای متصدی شدن مثلا جراحی قلب جراحی چشم آیا هر کس مدرک دارد کافی است یا عامه ی مردم می توانند انتخاب کنند یک پزشک متخصص در یک را در یک مسئله ی حساس یا نه می گویید پزشکانی که در این رشته تحصیل کردند از بین خودشان یک متخصص را انتخاب بکنند این می شود انتخاب درجه دو یا دو درجه ای یعنی شما پزشکان را شناسائی می کنید بعدا به پزشکان می گویید یک پزشک برای تصدی این بیمارستان که فقط مال جراحی قلب است به عنوان ریاست و مسئول امور می خواهیم انتخاب بکنیم یا همینطور مهندسان و دیگر تخصصها یک مقدار مثال را بازتر بکنم رئیس مجلس شورای اسلامی، خوب رئیس مجلس شورای اسلامی اداره کردن مجلس شورای اسلامی کار ساده نیست نمایندگان که اینها شاگرد نیستند اینها بچه مدرسه ای که نیستند اینها نماینده ی مردمند حالا در هر حال یکی هم باید رئیس باشد یعنی باید بتواند اداره بکند بتواند بر اساس آیین نامه عمل بکند و اداره کند در مورد اختلاف نظر بتواند تصمیم بگیرد کارهای جانبی را به خوبی بتواند انجام بدهد خوب رئیس مجلس چگونه انتخاب می شود مستقیما مردم انتخاب می کنند که فلان آقا رئیس مجلس شورای اسلامی بشود نه، با دو درجه انتخاب عمل می شود یعنی مردم نمایندگان را انتخاب می کنند نمایندگان رئیس مجلس را انتخاب می کنند نه تنها رئیس مجلس نواب رئیس هم همینجور منشیان هم همینجور هیئت رئیسه هم همینجور با دو درجه انتخاب می شوند یعنی مردم انتخاب کردند ریاست مجلس را یا نیابت ریاست مجلس را اما با یک واسطه این کار به نظرم من در هیئت دولت هم همینجور است به خاطر این که وقتی رئیس جمهور وزرایی را به مجلس پیشنهاد می کند و مجلس رای اعتماد می دهد در حقیقت مردم نمایندگان را انتخاب کردند و نمایندگان هم به کسی را به عنوان وقتی رای اعتماد می دهند یعنی می گویند ایشان می تواند وزیر فلان وزارتخانه باشد پس در حقیقت وزیر این وزارتخانه هم انتخاب شده ی مردم است با درجه ی دو انتخاب کارهای تخصصی مشکلتر است و نیاز به قت بیشتری دارد تاانتخاب کارهای عادی در مسئله ی انتخاب یک فقیه بین فقها عین مسئله همینجور است ولذا قانون اساسی آمده است در اصل ۱۰۸ خبرگان را معین کرده گفته مردم خبرگان را انتخاب می کنند خبرگان را انتخاب کنند یعنی چه همینجور که می دانید انتخابات خبرگان استانی است دیگر مثلا بر اساس جمعیت در فلان استان که یک میلیون جمعیت دارد مثلا یک نفر دو نفر خبرگان دارد از یک میلیون به بالا دو نفر خبرگان دارد در فلان استان که جمعیتش بیشتر است سه نفر چهار نفر خبرگان دارد یعنی مردم یک مجتهدی را که مجتهدشناس باشد بتواند بشناسد آیا این مجتهد درجه ی عدالتش چقدر است درجه ی تقوایش چقدر است درجه ی تصمیم گیریش چقدر است قدرت مدیریتش چقدر است شناختش نسبت به شئون امت اسلامی چقدر است میحط اجتماعی را چگونه می تواند بفهمد و درک بکند و اداره بکند انتخاب می کنید مردم خبرگان را انتخاب می کنند بعد خبرگان می آیند و ازبین مجتهدین یک نفر انتخاب می کنند پس آن مصداق فقیه جامع الشرایطی که می خواهد ولایت امر را به عهده بگیرد و به عنوان نائب امام زمان عمل بکند انتخاب مردمی دارد دو درجه ای به دلیل تخصص یعنی خبرگان مجتهدشناسند آنها می آیند یکی را انتخاب می کنند اینجا دیگر شما هی به حرفهایی حاشیه ای یا حرفهای گاهی حرفهای گفت ناموزون که چنین نظر بوده است چنان نظر بوده است کی انتخاب کرده خبرگان شما مجتهدین عدول هستند اینها که در مجلس خبرگان جمع می شوند دورهم منتخبین شما هستند که مجتهد شناسند و عادلند اینها آدمهایی نیستند که حزبی کار کنند گروهی کار کنند جناحی کار بکنند نمی دانم دینشان خدای ناکرده به خاطر دنیای این و آن ازدست بدهند اینها می آیند یک فقیهی را انتخاب می کنند بعد هم همین خبرگان همینطوری که می دانید در استدامه و دوام بقای شرایط رهبری مسئول هستند یعنی نه تنها روزی که انتخاب می کنند دوام و ادامه هم به عهده خبرگان است و خود به خود که آیا شرایط انتخاب که از اول بوده است سلامت، قدرت استنباط، قدرت مدیریت، تدبیر، حافظه، تشخیص و دیگر شرایطی که هست آیا وقتی سالها می گذرد باقی است یا باقی نیست این به عهده خبرگان است خبرگان هم جلسه ای دارد هیئتی را دارد مامور کرده این هیئت هست مرتب هم کار می کند مرتب هم جلسه دارد و به دلیل حساسیت وقت و به دلیل تخصصی بودن وقت هم جلساتش مرتب برقرار می شود و مسائلش محرمانه است مثل مذاکرات خود خبرگان که محرمانه است مثل که مجلس شورای اسلامی گاهی یک بحثی را محرمانه جلسه را محرمانه می کند و یک بحثی را محرمانه مطرح می کند و می گوید هر وقت شرایط عوض شد این جلسه بعد مثلا مصبباتش علنی خواهد شد و این حق را قانون اساسی به مجلس داده اینجا هم به همین کیفیت این یک بحث که ولی امر و فقیهی که مسئولیت امامت امت را به عهده می گیرد منافات ندارد با این مطلب که اصل ۶ می گوید اداره امور جمهوری اسلامی ایران با آراء مردم است چرا به خاطر این که به وسیله ی مردم با انتخاب دو درجه ای به دلیل تخصص انتخاب می شود ریشه مسئله هم این است که ائمه اشخاصشان معینند و منصوبند ولی در زمان غیبت عنوان منصوب است و عنوان شخص معین ندارد وبرای شخص معین انتخاب لازم دارد و دقت باید کرد در انتخاب، انتخاب چون تخصصی است مثل یک پزشک بین پزشکان و یک مهندس بین مهندسان و یک نماینده بین نمایندگان در مجلس شورای اسلامی مثلا برای ریاست وهگذا یک فقیه بین فقها برای بعهده گرفتن اداره ی امور امت این یک مطلب مطلب دوم که در جلسه گذشه هم اشاره کردم و نیاز به دقت بیشتری دارد خوب حالا مردم خبرگان را انتخاب کردند خبرگان هم کسی را به عنوان ولی امر انتخاب کرد یعنی مردم حق حاکمیت دادند به ولی امر ین نکته اصلی بحث است که فرق مردم سالاری یا دموکراسی در غرب و دیگر کشورها با مردم سالاری در اسلام و شایسته سالاری در اسلام و مردم سالاری دینی در اسلام هرجور تعبیر بکنید همین یک بحث است شک نیست که اگر مردم را حکومت نباشند حکومت کاری نمی تواند انجام بدهد شک نیست که مردم با پیامبر خدا همینطور نیامده بودند حضرت نتوانستد کاری انجام بدهند ولی وقتی انصار و مجاهدین و کسانی که روزهای اول آمدند خدمت حضرت باهم توافق کردند و هجرت شکل گرفت مردم همکاری کردند حکومت شروع شد هرچه که عرض شود بیشتر مردم آمدند حکومت اسلامی بیشتر توانست پیش برود هر کجا مردم رها کردند طرف نتوانست عمل بکند در این مسئله شک نیست حضور مردم دباره ی یک روند و یک قدرت بزرگترین نقش دارد حساسترین نقش را دارد انصار و مهاجرین وقتی باهم توافق کردند و تعهد کردند که ما پشت سر ما هستیم پیامبر توانستند حکومت اسلامی را با آن قدرت جلو ببرند ول

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.