اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خطبه های نمازجمعه تهران به امامت حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۵ / ۴ / ۸۰
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 46
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل خطبه های نمازجمعه تهران به امامت حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۵ / ۴ / ۸۰ شامل 120 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل خطبه های نمازجمعه تهران به امامت حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۵ / ۴ / ۸۰ در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل خطبه های نمازجمعه تهران به امامت حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۵ / ۴ / ۸۰ با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل خطبه های نمازجمعه تهران به امامت حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۵ / ۴ / ۸۰ نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل خطبه های نمازجمعه تهران به امامت حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۵ / ۴ / ۸۰ هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل خطبه های نمازجمعه تهران به امامت حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۵ / ۴ / ۸۰ اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خطبه های نمازجمعه تهران به امامت حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۵ / ۴ / ۸۰ :
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین والصلوه والسلام علی رسول الله و علی آله الائمه المعصومین.اعوذ بالله من الشیطان الرجیم سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار.
اوصیکم عبادالله بتقویالله و اتباع اوامره.
امیدواریم که همت همه ما متوجه این باشد که گوهر تقوی را که حقیقتا سرمایه سعادت دست تقویت کنیم در وجود خودمان و در محور تقوی برنامه ریزی و عمل کنیم.
در بحث اخلاق تاکنون به چند فصل از نظر قرآن پرداخته ایم امروز هم یکی از فصلهای بسیار بسیار مهم و سرنوشت ساز اخلاقی را مطرح می کنم و آن مساله صبر است.
اهمیتی که در قران به صبر داده شده به کمتر واژه ای یا مفهومی و موضوعی داده شده است.و هرچه که در مورد صبر انسان در قرآن بیشتر مطالعه می کند به عمق این مفهوم راه و استراتژی بیشتر توجه می کند و می فهمد.
این تعبیری که علی بن ابیطالب امیرالمومنان(ع) فرمودند که صبر در مقایسه با ایمان انسان به منزله سر انسان از جسد انسان است تشبیه مهمی است.یعنی جسد بدون سر هیچ است و ایمان بدون صبر هم چیزی ندارد.این گوشه ای از حقیقت است هم در تاریخ و هم در جامعه شناسی و هم در روانشناسی با پایه های علمی این مساله ها را می شود اثبات کرد.در قرآن حدود ۱۰۰ آیه با لفظ صبر یا استقامت و مقاومت به این مضمون پرداخته است.اگر از لفظ کنار برویم وبه مفهوم آیات نگاه کنیم, خیلی زیاد است.بسیاری از آیات قرآن لفظ صبر را ندارد اما صبر را به عنوان مهمترین ارزش برای بشریت وسیله سعادت و وسیله تکامل معرفی می کند.
تاریخ انبیا در قرآن آمده است و مقایسه که می کنید مرتب برخورد می کنید که برمی گردد.قرآن به انبیا, حضرت آدم تا پیغمبر اسلام(ص) اینها را مطرح می کند.قرآن که کتاب تاریخ نیست و تکرار هم اینجور نیست که خداوند احتیاج به پر کردن کتاب و زیاد کردن آیه داشته باشد بلکه به تنهاسبها زندگی ائمه بشریت را که همین انبیا هستند به عنوان الگو مطرح می کند و جالب است شما زندگی انبیا را که وقتی قران را مطالعه می کنید یک محور مهم کار قران توجه به جهاد و صبر و تحمل و تلاش برای اهدافی که برای آن مبعوث شده اند است.یعنی مهمترین نقطه در تاریخ انبیا که قسمت عظیمی از قرآن را گرفته است همین صبر است آنهم نه صبر به معنای انحرافی که باید توضیح بدهم که این اشتباه نشود با آنچه که واقعیت صبر است.
به خود پیامبر(ص) می فرماید که ((فاصبر کما صبر اولی العزم من الرسل)) به پیغمبر می فرماید خوب پیامبر که اصلا صبورترین انسان دنیا بودند ولی باز پیغمبر(ص) را مورد خطاب قرار می دهد قران و تاکید می کند که اهمیت قضیه روشن باشد.می فرماید همانطور که اولی العزم انبیا صبر کردند در تاریخ و نمونه هایش را در قرآن برای تو گفته ایم شما هم صبر کن.اما اولی العزم چیست.
البته معنای قطعی نمی توانیم برای اولی العزم بگوییم بعضی ها گفته اند منظور همه انبیا است و می خواهد بفرماید همانطور که انبیا صبر کردند منتهی قبلش اسم آنها را لقبی به آنها داده بنام اولی العزم که عبارتند از انبیا و رسل.بعضی ها گفته اند نه منظور پنج پیغمبری است که کتاب شریعت داشتند و دین آوردند و کتاب آوردند که معروفترین نظریه است.بعضی ها گفته اند نه ۱۸ نفرند و آنهایی که در سوره انعام که از ردیف هم آمده اند که یک سیاق که همان سیاق صبر است.و بعضی ها ۹ پیغمبر گفتند یا شش پیغمبر گفتند.اما به نظر می رسد بهترینش همان همه انبیا هستند.انبیا اصلا آن حرکت اساسی شان نیاز به صبر داشت.آنها آمده اند جامعه ای را اصلاح کنند و اصلاح جامعه از آن بعدی که انبیا می خواهند صبر لازم داشته است و آنها اگر می خواهستند صبر نداشته باشند نمی توانستند آن اهدافی که آنهمه مخالف و دشمن و شیاطین مانع آن بودند تحقق پیدا کند.حالا به هر حال ما الان نمی خواهیم آنرا بحث کنیم.چه ۵ پیغمبر و صاحب شریعت معروف باشند و چه همه انبیا باشند و جه جمعی از آنها باشند به هر حال از پیغمبر می خواهد که صبر کند.روایات را هم که نگاه کنیم آنقدر زیاد در مورد صبر روایات داریم که من هیچ لازم نمی دانم خطبه کوتاهی که می خواهم عرض کنم روایات بگویم که خیلی روایات زیاد است.
اصلا زندگی ائمه, بزرگان, شخصیت ها, پیامبران, وقتی که نوعا در روایت میآیند محورش صبر و تلاش و تحمل و بردباری در راه انجام وظایف است که طبیعتا خیلی فراوان است که یکی از معروفترینش همین جمله ای بود که از علی بن ابیطالب عرض کردم.چند نکته مهم را می خواهم در مورد صبر عرض کنم که فقط جهتی است برای مطالعه و پیگیری اهل نظر که معمولا در خطبه ها ما روی این بحث ها بیش از این نمی توانیم بپردازیم.یک مساله اینست که یک تقسیم بندی در صبر شده, معمولا در همه ابعاد است.یکی صبر در طاعت یعنی انسان تکالیفش را انجام دهد, خوب باید کمی تحمل داشته باشد.دوم صبر در مقابل معصیت یعنی در مقابل هوای نفس که اگر انسان بخواهد معصیت نکند هوای نفسش به او فشار میآورد.و بخاطر فشاری که از هوای نفس دارد اگر صبر کند و هوای نفس را ندیده بگیرد و سرکوب کند این هم صبر است.سومش هم گفته اند صبر در مقابل مصیبت ها که معمولا هم در اختیار انسان نیست.
زندگی همیشه مشکلات دارد, مصیبت دارد ممکن است معطوف به وظایفمان هم نباشد و حوادث دنیاست.که البته معنایی که الان می خواهم صبر را مطرح کنم و قران خود هم همین را می فهمم قطعا باید یک راه چهارم را هم به آن اضافه کنیم که من ندیدم, حالا شاید من تتبعم کافی نبوده است.کتابهای اخلاق اصولا صبر در مقابل مسائلی که در زندگی روزمره, حتی مباهات وبرنامه های زندگی, طالب مسائل اصطلاحی اگر بخواهیم بپردازیم نه طاعت به این معنا نه مقابل معصیت و نه در مقابل مصیبت است.ولی هر برنامه ای انسان داشته باشد هر هدفی داشته باشد, هر حرکتی بخواهد بکند درس می خواهد بخواند, تحقیق می خواهد بکند, کاری می خواهد بکند, تولید می خواهد بکند, مسائل اجتماعی را می خواهد داشته باشد هر حرکتی که معنا دارد هدفدار می خواهیم داشته باشیم احتیاج به مقاومت و پشتکار و پیگیری دارد.و تقسیم کردن آن به این سه نوع, مگر اینکه بگوییم طاعت, منظور همه وظایف است, خوب این منظور نهایی این که می گویند نیست, از مثالهایی که می زنند می فهمیم که این را نمی خواهند بگویند, تازه بعضی از اینها وظیفه هم نیست.اما بالاخره کار دنیاست, کار زندگی است و نمی شود گفت اینها احتیاج به مقاومت ندارد.بنابراین آنچه لب قرآن است اینست که انسان باید روحیه پیگیری, مقاومت, استقامت و تحمل را در خودش تقویت کند برای اینکه به اهدافش برسد.این یک نکته است.نکته دیگر مساله انگیزه صبر است.که بسیار بسیار مهم است.ممکن است آلان بعضی جاها, آدمهایی هستند که صبر هم می کنند اما با انگیزه های فاسد.اتفاقا در قرآن هم مواردی از اینها هست و تعبیر صبر هم شده است.خوب این صبری که ما داریم بحث می کنیم نیست.
اگر فکر, عقیده و راه درست باشد و راه خدایی باشد راه انسانی باشد, راه برای حرکت صالح و سالم باشد.در چنین راهی مقاومت به هر قیمت البته نسبی این ارزش صبر را دارد.
حالا اگر کسی یک دندگی بکند, کارهای بدی که می کند خوب او هم صبر می کند با مشکلاتش می سازد اما اینکه صبر ممدوح نیست, این یک دندگی و لجاج است و بنابراین این بحثی که ما داریم و این همه داریم از صبر تعریف می کنیم این صبر, صبری است که برای هدفی مقدس, راه مقدس, فکر درستی, فکر مفیدی انجام شود.که تعبیر قرآن هم همین است که انسان در مسیر خدایی صبر کند و لحظه به لحظه هم نتیجه می گیرد.البته این منظر قیامت هم نمی ماند صبر نتایجش همیشه همراهش است.اینهم یکی از نکات بسیار بسیار مهم مساله صبر و بردباری است.در مقابل صبر, یک نقطه بعدی که می خواهم عرض کنم, وادادگی و جزع است.البته معمولا در روایات و در کتب اخلاق در مقابل صبر جزع را میآورند یعنی بی تابی.اما فکر می کنم که باید عمومی تر از این مطرح کنم.وادادگی و بی تفاوتی در مقابل مسائل مهم عقیدتی و اجتماعی جامعه و فردا که جزع هم یکی از آنهاست.باز تعبیری از امیرالمومنین علی بن ابیطالب است که می فرماید کسی که با صبر و مقاومت و پشتکار موفق نتواند بشود, وادادگی و بی تابی او را نابود می کند.تعبیرات بسیار بسیار گویایی است برای این مفهوم مهم اجتماعی و اخلاقی در زندگی بشریت.
این هم یک نکته بود که می خواستم عرض کنم.نکته خیلی مهم سیاسی اجتماعی در بحث صبر آن تلقی انحرافی است که در خیلی از شرایط تاریخی ما بخصوص شیعه از آن واژه عظیم شده و هنوز هم در بخشی از جامعه می شود که صبر را یک معنای منفی از آن بگیرند.این خیلی مهم است.ما قبل از انقلاب به این نوع صبر انحرافی می گفتیم که صبری است که اسرائیلیات و عوامل نفوذی یهودیها در صدر اسلام وارد معارف اسلام کرده بودند.این صبری که ما صحبت می کنیم, موتور حرکت است, عامل محرک است, نیروی انسان را بالا می برد, ضعف ها را از وجود انسان می ریزد, و در هر حال انسان را مقاوم می کند.اما بعضی ها معنای صبر را اینطور کردند که آرام بنشیند و توجهی به وظایف و حوادث و شرایط نداشته باشد و بگوید که خداوند اصلاح می کند و صبر بکنیم.اصلا چنین صبری در هیچ جای از روایات ما ممدوح نیست.در منابع ما محقق نیست مگر آن مواردی که همان اسرائیلیات است که بحث شده و نمونه هایی از آن می توان پیدا کرد.انبیا که پیغمبر مامور می شود که صبر کند مگر صبرشان این طور بود که بنشینند و همه چیز را به امید خدا بگذارند.بیشتر این صبرها در میدان جهاد است, بیشتر این صبرها در مبارزه است.بیشتر این صبرها که در قرآن آمده در درگیریهای با عوامل مقتدری است که فساد در جامعه ایجاد می کنند, اینها مسائل بسیار مهمی است که ما بعضی ها حالت تقدس هم به خودشان می گیرند و خیال می کنند که این صبر است و این صبر نتیجه بخش است و بخصوص در زمان غیبت حضرت ولی امر این مساله بسیار جدی شده و بسیاری از آدمهایی که می خواهند عمل نکنند و تلاش نکنند و کار نکنند و مبارزه نکنند و آسایش داشته باشند در پشت این واژه مقدس قرار می گیرند و می گویند که ما صبر می کنیم.روز قیامت در بسیاری از روایات است که از تفسیر آیه وثور استفاده کرد که یک عده ای بدون حساب وسریعا وارد بهشت می شوند اینها همانهایی هستند که ملائکه به استقبال آنها میآیند و می گویند که شما بااین سرعت سبقت گرفتید بر دیگران و به آنها می گویند بخاطر صبر به بهشت می روید.آنهایی که صبر را با این مفهوم مثبت و قرآنی و الهی, سازنده, نیروی محرک, مجاهدت ساز بتوانند صبور باشند عاقبت خوب دارند.در موقع صبر آدم مشکلاتی را تحمل می کند اما عاقبت درست است.
گرچه ممکن است در همین تحمل مشکل و تلخ باشد, میوه شرینی است که از این لحظات تلخ زندگی انسان بدست میآید.
یک مطلب هم باز می خواهم بیشتر تاکید کنم نمونه هایی را از همین مساله ای که الان مطرح کردم, عرض می کنم, شما ببینید تاریخ معاصر را می گویم و خیلی به گذشته ها برنمی گردم چون زیاد شاخ و برگ دارد.
هرجا صبر مثبت و سازنده همراه جهاد, مبارزه, تلاش, فداکاری و ایثار در جامعه اسلامی پیدا شده جوامع اسلامی نتیجه گرفته اند و هر جا خمودی, کسالت, وادادگی و شاید جذع و آه و ناله خواسته جای مقاومت مردانه را بگیرد ذلت و بدبختی پیش آمده است.
همین تاریخ فلسطینی ها را بنگرید این فلسطینی ها در هر مقطعی که تلاش, جهاد و حرکت کردند نتایجی گرفتند و هرجا زود فرار کردند و تسلیم شدند دشمن جلو آمد و این وضع را به وجود آورد اینها الان نزدیک پنجاه سال است که در اردوگاهایشان زندگی می کنند,ممکنه با اینها که صحبت کنیم چرا در اردوگاه و چه می توانیم بکنیم بگویندمستضعفیم, مستضعف از رجال, نسا وولدان در اردوگاهها زندگی می کنیم .
چهار میلیون مسلمان, آواره, ضعیف و مظلوم اطراف همین مرزهای فلسطینی در تانک های کوچک زندگی می کنند من قبل از انقلاب در سوریه به یکی از این اردوگاهها رفتم واقعا انسان سرتاپا محزون می شود یک اندوه در وجود خودم احساس می کنم آنها با نهایت فقر, بدبختی و تنگدستی زندگی می کردند یک اتاق زن, بچه و پدر و مادر که معمولا این خانواده ها پر فرزند هستند و با جیره محدود سازمان ملل که مقداری برنج و روغن به اینها می دهند.
این چه حرفی و چه صبری است یعنی این صبر را اسلام می پسندند همین ها ممکنه فکر کنند ما داریم صبر می کنیم بدتر از این کسانی هستند که قدرت, دولت و پول هم دارند پنجاه شصت کشور اسلامی و آنها در این مصیبت دارند صبر می کنند.
آیا قبول می کنیم این مصداق صبر را بر مصیبت و صبر بر اطاعت است, هیچی از اینها نیست و ضد است این تصور تا باشد هیچوقت انسان حرکت و مجاهده نمی کند و خیال می کند که در حال عبادت است اما قرآن می فرماید بدترین ضررها این است که انسان عمل بدی را انجام دهد و خیال کند که خوب عمل می کند.
((وهم یحسبون انهم یحسنون صنعا)) یک حرکتی به نام انتفاضه کردند و شما می بینید که دنیا را چگونه تکان داده است و تا بحال حدود ۵۰۰ شهید داده اند شاید فلسطین یک میلیون شهید تاکنون داده باشد اما حالا ۵۰۰ شهید دادند و دنیا را اینجوری به حرکت آوردند آمریکا, اروپا ترسیدند کشورهای عربی و اسلامی دنبالشان آمدند یک حرکتی در دنیا دیده می شود اسرائیل دست و پای خودش را جمع می کند همین حالا اگر این واژه را ما اینجوری به عنوان یک تکلیف قرآنe به مردم بگوئیم خلی خوب اینها بگویند ما داریم صبر می کنیم.
عده ای تحت بدترین شرایطی که اسرائیل برای آنها تحمیل کرده و در حال جهاد هستند تا خودشان را نجات دهند این قدر نتیجه بخش است و لبنانی ها مثل بهتری است, لبنانی ها خیلی وضعشان بد بود جنگ داخلی و این همه فشاری که بر روی آنها بود و بدترین نوع زندگی در جنوب لبنان بخاطر همین شرایطی که تحمیل کرده بودند تفرقه, جنگ, فساد و چیزهای عجیب و غریب وقتی که تصمیم گرفتند جهاد کنند, مقاومت کردند استقامت نمودند حرکت کردند و صبر داشتند اسرائیل بمباران کرد آنها صبر کردند و امروز عزیز شده اند و دشمن هم می پذیرد اینها در جامعه یک حرکت مثبت تاریخی, عزیز و کریم هستند.
قبل از آن الجزایریها کمی به عقب برگردیم الجزایر چه مدت طولانی مستعمره فرانسه بود و اینهمه ستم می دید وقتی که الجزایریها دست به مجاهده زدند جهاد کردند و گفتند یک میلیون شهید هم دادند و فرانسه را بیرون راندند و استقلال خودشان را بدست آوردند گرچه باز آن روحیه در حال ضعیف شدن است و دوباره دارند گرفتار مشکل می شوند خود ایران ما بیشتر مثالم روی ایران است ما که در حوزه و در صحنه های سیاسی و مذهبی جامعه بودیم و این تفسیرهای منفی از صبر را از بعضی ها می فهمیدیم حتی در خود حوزه ما را شماتت می کردند و می گفتند:ما مامور به صبریم و اینجور معنا می کردند.ما اگر هزار سال دیگر هم صبر می کردیم رژیم سلطنتی پهلوی کنده نمی شد و می ماند.
مردم مقاومت کردند, شهید دادند, به خیابانها آمدند مشکلات را تحمل کردندعده ای از نیروهای پیشتاز و سابقون حاضر شدند به زندانها بروند, شکنجه و شهید شوند و یک قدری مقامت کردیم تا ببینیم چطور می شود, شجره خبیثه را از زمین در بیاوریم و شجره طیبه را جایگزین کنیم همیشه این جنگها در تاریخ بوده است.
انبیا همین مسائل را داشتنداند و همیشه آدمهای منفی باف بوده اند و می گفتند معنای صبر اینهاست که گفتم ریشه کسانی که این حرفها را می زنند از روایات نفوذیهای یهودیان صدر اسلام بوده است ما به این وضع رسیدیم الان هم انقلاب است و شما اگر دوران دفاع مقدس آن حضور حماسی بی نظیر نیروهای مردمی, نیروهای مسلح, ارتش و سپاه در جبهه نداشتیم و مقاومت و صبر نمی کردیم و صبر از نوع اردوگاه فلسطینی ها می نمودیم چه اتفاقی می افتاد همه چیز را می بردند الان هم همین موضوع است اگر ما فکر می کنیم این دین, حق است و خدا آن را حفظ می کند و ما مامور به صبریم اینها جواب نمی دهد و خداوند هم بنایش بر این نیست و به پیامبرش می فرماید اینجوری صبر و جهاد کن, حالا اگر ما می توانستیم وقت بگذاریم و چند آیه ای که از صبر بیان کردم هر آیه آن را حداقل یک خطبه در تفسیرش عرض کنیم مردم بیشتر می توانستند به محتوی صبر اسلامی و قرآنی واقف شوند.ولی خوب این قدر فرصت نیست و بطور محدود عرض کردم نتیجه می خواهم بگیرم که این مهمترین استراتژی حرکت سیاسی, اجتماعی اسلام صبر به این معنای مثبت, سازنده و محرک که قرآن با این اهتمام به آن پرداخته و بیش از یکصد آیه و تاریخ انبیا را شاهد آن می گیرم این می تواند برای جامعه, آینده, نسل های بعدی و اهداف الهی قرآنی ما راه موفق و منصوری باشد و انشاالله بقیه بحث های مربوط به این را از رسانه ها و خطبای دیگر و سایر جاهائیکه به این مسائل می پردازند بیشتر بشنویم.
بسم الله الرحمن الرحیم
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین والصلاه والسلام علی رسول الله و علی علی امیرالمومنین و علی صدیقه الطاهره و سبطی الرحمه و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الخلف الهادی المهدی(عج)
اوصیکم عبادلله بتقوی الله و اتباع امره
در مناسبتهای هفته اولین آن میلاد مقدس حضرت امام عسگری(ع) است که میلاد فرخنده ایشان را خدمت شما عزیزان و شما امت بزرگوارمان تبریک عرض می کنم.
چند جمله ای هم از زمان و حضور حیات امام(ع) سخن بگوئیم امام حسن عسگری(ع) و والد بزرگوار ایشان امام هادی(ع) به عسگرین معروف هستند و یکی از وجوه احتمالی تسمیه عسگری این است که در محدوده نظامی خلفای بنی عباس تحت نظر بوده اند و بعید هم نیست که دلیل عمده این لفظ همین بوده باشد حالا چیزهای دیگر هم می گویند دوره بسیار مشکلی در زندگی این دو بزرگوار بوده است و علت آن این بود که شیعه کم کم رشد کرده بود و نهضت های شیعی در سراسر جهان به چشم می خورد و همانطوری که در سریال امام رضا(ع) که از سیما پخش شد و مردم ما تا حدودی از تاریخ آن زمان مطلع شدند در اکثر نقاط دنیا شیعیان نیروی بسیار مقاوم,جدی و صبور و ضد مظالم بنی عباسی در حرکت بودند و بطور طبیعی حکومت وقت بایست آن نقطه مرکزی این جمعیت عظیم را که از غرب آفریقا تا عمق قاره هند و آسیای مرکزی امتداد داشت و از جنوب تا شمال محدوده ماموره کره خاکی دیده می شد برای مهار آن مهمترین نقطه ممکن این بود که نقطه مرکزی را مهار نمایند و آن امامان معصومی بودند که اینها می شناختند نمونه هایش را شما در همان سریال در مورد امام رضا(ع) دیدید که چطور ایشان را به اجبار به ایران آوردند تا تحت نظر باشند و بعد همین وضع درباره امام جواد(ع) بود و همین اوضاع درباره امام هادی (ع) و امام عسگری(ع) حاکم بود که این دو بزرگوار را از مدینه تحت الحفظ به سامرا آوردند و تحت نظر و زندان بودند.
فشار میآوردند اما فشارهای آنها جواب نمی داد حتی در داخل خودشان مشکل داشتند همانطوری که شما در آن سریال می دید, متوکل که بیشتر عمر حضرت عسگری در زمان همین متوکل است فشارش را از عاشورا وکربلا شروع کرده بود چون درست فهمیده بودند که یکی از نقاط نور افشانی این جهاد وسیع عاشورا و کربلا قبر امام حسین(ع) است که داستانهای فشارشان را شما می دانید در درون خودشان نمی گذاشتند در تاریخ نوشته اند آن خوانندگان مغنیه ای که بودند زنانی که برای دربار اینها آوازه خوانی می کردند متوکل یکبار احضارشان کرد گفتند نیست و دستور داد اربابش را بگویند خانم بزرگی بود که مغنیه هایکوچکتری داشت و گفت او را بگوئید گفتند او هم نیست, بعد از مدتی آمدند متوکل گفت کجا بودید گفتند ما به حج رفته بودیم گفت حالا که فصل حج نیست با فشار بیشتر متوجه شد کربلا رفتند حالا این را به عنوان شروع کار مت
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
