خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پیوند اعضا
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پیوند اعضا قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل موضوع احترام در فقه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل موضوع احترام در فقه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
18ساعت
08دقیقه
35ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل رساله خطی نماز جمعه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 79

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل رساله خطی نماز جمعه شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل رساله خطی نماز جمعه در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل رساله خطی نماز جمعه با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل رساله خطی نماز جمعه نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل رساله خطی نماز جمعه هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل رساله خطی نماز جمعه اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رساله خطی نماز جمعه :

نوشته: محمد بن حسن از فقهای ناشناخته قرن دوازدهم ه.ق

مقدمه محقق:

مساله وجوب نماز جمعه یا عدم وجوب آن، از عصر غیبت حضرت ولی امر ارواحنا لمقدمه الفداء در جوامع فقهی شیعه مطرح شد، مخصوصا زمانی که ستمگران بر امت اسلامی مسلط گردیده و احکام خداوند را به فراموشی سپردند و در اثر آن، عده ای قائل به حرمت آن شدند بنابر این که یکی از شرایط وجوب آن، حضور امام معصوم یا نایب خاص آن حضرت است و این که نماز جمعه یکی از مناصب خاص ولی امر است چنان که در دعای روز جمعه صحیفه سجادیه آمده است:

اللهم ان هذا المقام لخلفائک و مواضع امنائک فی الدرجه الرفیعه التی اختصصتهم بها، قد ابتزوها و انت المقدر لذلک…

حتی عادصفوتک و خلفاؤک مغلوبین مقهورین مبتزین، یرون حکمک مبدلا و کتابک منبوذا…().

در مقابل آنها، عده ای حضور نایب عام حضرت ولی عصر(ع) را، که فقهای عادلند، در اقامه نماز جمعه کافی دانسته و قائل به وجوب تخییری آن شده اند.

براساس این دو مبنا در طول تاریخ شیعه و در اثر تحولات سیاسی و قدرت فقها و عدم آن، حکم نماز جمعه مختلف بود،تا آن که درزمان مرحوم مجلسی که علما موقعیت خاصی داشتند و مورد احترام سلاطین و صاحبان قدرت بودند، اغلب فقهای آن عصر فتوا به جواز نماز جمعه داده اند، از جمله خود مرحوم علامه مجلسی اعلی الله مقامه و همچنین کتاب ها و رساله های بسیاری در این زمینه به رشته تحریر درآوردند.

مرحوم مجلسی در بحار الانوار باب جداگانه ای در این زمینه با عنوان «باب وجوب صلاه الجمعه و فضلها و شرائطها و آدابها واحکامها» گشوده و در این باب، آیات متعددی را که دلالت بر وجوب نماز جمعه دارند ذکر کرده است، از جمله آیه: «حافظوا علی الصلوات والصلاه الوسطی وقوموالله قانتین» و آیه «یا ایها الذین آمنوا اذا نودی للصلاه من یوم الجمعه فاسعوا الی ذکرالله وذروا البیع ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون»() و آیه «یا ایها الذین آمنوا لا تلهکم اموالکم ولا اولادکم عن ذکر الله ومن یفعل ذلک فاولئک هم الخاسرون».()

سپس اقوال مفسران را در این باره ذکر کرده، در ذیل آنها آورده است:

بدان که خداوند سبحان در این سوره شریفه(سوره جمعه) تاکید نموده بر امری که برای آن این سوره نازل شده و آن وجوب نمازجمعه، و در مقدمه و آخر سوره با انواعی از تاکیداتی که همانند آنها در هیچ عبادتی نیامده است، تاکید نموده است و همین نشانه ای است بر این که این عبادت از مهم ترین آنها و با فضیلت ترین آنها است نزد او و همچنین محبوب ترین آنها و آن از چند وجه.

سپس سه وجه را فرموده که در وجه سوم هیجده گونه از تاکید را ذکر نموده، هیجدهمین آنها تاکید به وسیله «ان کنتم تعلمون» است واظهار داشته که آن بر چهار نوع بیان شده است. در وجه چهارم آورده است:

این که خداوند حکم را بعد از ذکر این آیه از چند وجه تاکید نمود، که وجه یازدهم آن تعقیب این سوره است به سوره منافقین که نشانگر این است که تارک این فضیلت بدون علت، منافق است().

این شیوه بیان وجوب، بعضی از علمای متاخر از عصر مجلسی را بر آن داشته که ردی بر بیان مرحوم مجلسی به رشته تحریردرآورند. مؤلف این رساله در جواب آنها به نوشتن این جزوه پرداخته است و در پیش گفتار این رساله می نگارد:

و بعد، چون مسموع شد که علامه ثانی و عالم و عامل به فرائض و نوافل سبحانی ملامحمد باقر مجلسی طاب ثراه و جعل الجنه مثواه در کتاب بحار الانوار کلامی افاده نموده است که مشعر به این که تمام سوره مبارکه جمعه متضمن ترغیب و تحریض بر ادای فریضه جمعه، و تمام سوره منافقین مشتمل بر زجر و منع از ترک و اهمال آن است، و بعضی از فضلاء عصر ایدهم الله و سلک بنا و بهم سبیل الرشاد تشنیع بلیغ نموده است بر کلام و مرام آن عالی مقام…

هدف مؤلف اثبات اصل وجوب نماز جمعه و این که تارک آن بدون عذر منافق است، لذا به تمام مسائل مربوط به نماز جمعه نپرداخته، بلکه بحث در آنها را موکول به رساله ای مفصل تر کرده، چنان که پس از ذکر آیه نهم از سوره جمعه آورده است:

و در فوائد و مسائل دیگر که مستنبط از این آیه شریفه می شود رساله ای علی حده نوشته ام، که مشتمل است بر اکثر مسائل نماز جمعه ().

مرحوم شیخ آقا بزرگ از این رساله در «ذریعه» چنین یاد کرده است:

رساله فی صلاه الجمعه و القول بوجوبها، للمولی محمد بن الحسن، اولها: «الحمد الله الذی اوضح لنا الحق و سلک بنا الی فرض الجمعات…» مرتبه علی مقدمه و بابین، و فیها رفع التشنیع علی المجلسی فی اشعار کلامه فی البحار بان تمام سورتی الجمعه و المنافقین نزلتا تحریضا الی صلاه الجمعه فی الاولی و تحذیرا عن ترکها فی الثانیه. کانت ضمن مجموعه من رسائل الجمعه رایتها فی مکتبه الخوانساری ().

درباره مؤلف این رساله اطلاع زیادی در دست نیست جز نکاتی که از خود این رساله به دست آمده و همچنین بعضی از کتب تراجم از او آورده اند. خلاصه آنها چنین است:

۱. نام او «مولی محمد بن حسن» است چنان که بزرگ در ذریعه آورده اند().

۲. وی بعد از فوت مرحوم مجلسی این رساله را به رشته تحریر درآورده چنان که از عبارات ترحیم و دعا برای علامه مجلسی برمی آید().

۳. تاریخ تحریر این نسخه در سال ۱۱۲۸ بوده است().

۴. مؤلف، چنان که از این رساله به دست می آید، رساله دیگری درباره مسائل نماز جمعه به رشته تحریر در آورده که اکثر مسائل نمازجمعه را در برگرفته است.

۵. او از علمای والامقام عصر بعد از مرحوم مجلسی بوده و از علمای مخالف خود، به نیکی و تعظیم یاد می کند، چنان که درباره علت تدوین این رساله گفته است: « بعضی از فضلای عصر ایدهم الله تعالی و سلک بنا و بهم سبیل الرشاد.» این عبارت می رساند که مؤلف در درجه اعلایی از متانت و ادب در مباحثه و مناظره علمی بوده است.

به امید این که بتوانیم با نشر این اثر آشنایی بیشتر با خصوصیات او و دیگر مؤلفاتش داشته باشیم.

نسخه حاضر گویا همان نسخه ای است که مرحوم آقا بزرگ طهرانی آن را در کتابخانه خوانساری ملاحظه کرده است .

فیلم آن شماره ۵۲۶ در مرکز احیاء میراث اسلامی قم، و نسخه ای از آن به شماره ۲۵۱ در تاریخ ۳۰ محرم ۱۴۱۷ عکس برداری شده است و اصل آن در کتابخانه فاضلی در خوانسار می باشد و تاریخ کتابت آن ۱۱۲۸ هجری قمری است و این رساله از ص ۳۵۸ تا ص ۳۹۴ از مجموعه یاد شده می باشد.

رساله محتوی ۴۲ مطلب از قرار ذیل است:

۱. مقدمه ای در مورد روز جمعه،

۲. نسبت دادن وجوب اقامه نماز جمعه به علامه مجلسی،

۳. فهرست ابواب و فصول رساله،

۴. علت استحباب خواندن سوره جمعه و منافقین در روز جمعه،

۵. چگونگی دلالت آیات سوره جمعه بر وجوب نماز جمعه،

۶. استدلال به آیه «یسبح الله ما فی السماوات وما فی الارض…»، ۷. استدلال بر وجوب نماز جمعه به آیه «هو الذی بعث فی الامیین رسولا…» برای وجوب نماز جمعه،

۸. استدلال به آیه «ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء… »،

۹. استدلال به آیه «وآخرین منهم لما یلحقوا… »،

۱۰. استدلال به آیه «مثل الذین حملوا التوراه ثم لم یحملوها…»، ۱۱. بیان چندین مقدمه در این باره،

۱۲. مقدمه اول: غرض قرآن از بازگو نمودن اخبار و قصه های امت های گذشته،

۱۳. مقدمه دوم: در آنچه استفاده می شود از تکذیب آیات به وسیله رد و قسم،

۱۴. مقدمه سوم: تاویل نصوص و تحریف آنها بدون دلیل موجب گمراهی مردم و هلاک آنها می شود،

۱۵. آیات سوره جمعه از روشن ترین ادله بر وجوب اقامه جمعه است،

۱۶. کتاب های بنی اسرائیل بود که آنها را هلاک و متفرق ساخت و آنها را از پیروی دستورات الهی بازداشت،

۱۷. گناهان موجب دوری از خداوند می شود چنان که درباره آدم و حوا صورت گرفت،

۱۸. با وجود حکم شرعی نباید به گفته های غیر شارع درباره نسخ حکم یا تخصیص آن توجه نمود،

۱۹. عمل به آنچه خداوند نازل نفرموده موجب گمراهی از حق و سقوط در شبهات می شود،

۲۰. استفاده از آیه «قل یا ایها الذین هادوا ان زعمتم انکم اولیاء الله»،

۲۱. برداشت از آیه «ولا یتمنونه ابدا بما قدمت ایدیهم»،

۲۲. استفاده از آیه «قل ان الموت الذی تفرون منه فانه…»،

۲۴. برداشت از آیه «یاایها الذین آمنوا اذا نودی للصلاه من یوم الجمعه…»،

۲۵. استفاده دلالت این آیه بر استمرار وجوب جمعه،

۲۶. ندا عام است و برای همه مردم مستمر است،

۲۷. وجوب سعی تا روز قیامت،

۲۸. «من یوم الجمعه» دلالت بر دوام وجوب در هر روز جمعه است،

۲۹. «ذکر الله» دلالت بر دوام استمرار و دوام فریضه دارد،

۳۰. برداشت از آیه «فاذا قضیت الصلاه فانتشروا فی الارض…»، ۳۱. برداشت از آیه «واذا راوا تجاره او لهوا انفضوا الیها…»، ۳۲. فصل دوم در آیات منافقین ناظر به کسانی است که جمعه را ترک می کنند،

۳۳. استفاده از آیه «اذا جاک المنافقون قالوا نشهد انک لرسول الله»،

۳۴. استفاده از آیه «اتخذوا ایمانهم جنه فصدوا عن سبیل الله»،

۳۵. برداشت از آیه «ذلک بانهم آمنوا ثم کفروا فطبع علی قلوبهم»، ۳۶. برداشت از آیه «واذا رایتهم تعجبک اجسامهم وان یقولوا تسمع لقولهم»،

۳۷. برداشت از آیه «واذا قیل لهم تعالوا یستغفر لکم رسول الله لووا رؤوسهم»،

۳۷. استفاده از آیه «سواء علیهم استغفرت لهم ام لم تستغفر لهم»، ۳۸. استفاده از آیه «یقولون لئن رجعنا الی المدینه لیخرجن الاعز منها الاذل»،

۳۹. اشارات سوره منافقین،

۴۰. برداشت از آیه «یا ایها الذین آمنوا لا تلهکم اموالکم ولا اولادکم عن ذکر الله»،

۴۱. برداشت از آیه «وانفقوا من ما رزقناکم من قبل ان یاتی احدکم الموت»،

۴۲. برداشت از آیه «ولن یؤخر الله نفسا اذا جاء اجلها والله خبیر بما تعملون».

امید است تصحیح و نشر این رساله گامی باشد به سوی اهتمام بیشتر به این فریضه، و آشنایی بیشتر با ویژگی های این روز و نماز آن وحضور هرچه با شکوه تر در مراسم روز جمعه.

همچنین از استاد ارجمند جناب حجت الاسلام و المسلمین جلالی به جهت در اختیار قرار دادن و پیشنهاد تحقیق این رساله، تشکر وقدر دانی می شود.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد الله الذی اوضح لنا الحق، و سلک بنا الی فرض الجمعات، و بعث فی الامیین رسولا منهم یتلو علیهم الایات، و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه() و یهدیهم الی طریق النجاه، و آخرین منهم لما یلحقوا بهم و هو العزیز الحکیم، ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء() من عباده المقیمین بوظائف الصلوات و فرائض العبادات، فصلی الله علیهم اجمعین صلاه متتالیه بتتالی السنوات، متوالیه بتوالی الساعات، باقیه ببقاء الجمعات و الجماعات.

و بعد، چون مسموع شد که علا مه ثانی() و عالم و عامل به فرائض و نوافل سبحانی ملا محمد باقر مجلسی طاب ثراه وجعل الجنه مثواه در کتاب «بحارالانوار»() کلامی افاده نموده است که مشعر است به آن که تمام سوره مبارکه «جمعه» متضمن ترغیب و تحریض بر اداء فریضه جمعه و تمام سوره «منافقین» مشتمل بر زجر و منع از ترک و اهمال آن است و بعضی ازفضلای عصر() ایدهم الله و سلک بنا و بهم سبیل الرشاد تشنیع بلیغ نموده است بر کلام و مرام آن عالی مقام به این که در سوره مزبوره به جز سه آیه آخر او هیچ دخلی و نسبتی به نماز جمعه ندارد، و حکایت یهود و تورات است، و مجرد آن که سوره مزبوره مسمات به سوره «جمعه» شده باشد، دلیل فضیلت جمعه نمی شود، چنانچه سوره «بقره» و «فیل» دلیل فضیلت این دو حیوان نیست، و همچنین فرموده در سوره «منافقین»: این که این سوره مشتمل است بر مذمت منافقین و هیچ نسبت به جمعه ندارد، به خاطر()این حقیر محمد بن الحسن رسید که توضیح نمایم مقصود صاحب بحار را بر وجه اختصار، که تا ظاهر شود حق آن برای اهل اعتبار، و زیاده شود بصیرت اهل استبصار در آیات و اخبار ائمه اطهار صلوات الله علیهم مادام اللیل و النهار و این رساله مشتمل است بر یک مقدمه و دو باب:

باب اول: در اشارات آیات سوره جمعه،

باب دوم: در اشارات سوره منافقین.

مقدمه

اول باید دانست که استحباب خواندن تمام سورتین مزبورتین در شب جمعه و روز جمعه در نماز جماعت و غیر آن() به جهت آن است که خواننده و شنونده خبردار شود که صباح روز جمعه است و به حضور نماز و خطبه آن مهیا شود و اگر مانعی باشدرفع نماید مع الامکان. و همچنین خواندن سورتین مزبورتین در نماز جمعه().

اگر گویند که: وجوب خواندن سوره «جمعه» و «منافقین» تحصیل حاصل است، به جهت آن که هر که حاضر شده، امر او به حضور، بی فائده است، و آن که حاضر نیست، به او چه فائده ای می رسد؟ چه امر به او نمی رسد و نمی شنود.

جواب آن که: نفع بسیار دارد به هر دو، به جهت آن که هر دو طائفه عازم شوند بر حضور جمعات آینده، و توطین نفس سرکش برمواظبت و مداومت و عدم اهمال به سبب شنیدن و خواندن و وعظ و تنبیه، و حذر از ترک در جمعه مستقبله، هر چند به واسطه بوده باشد، نسبت به غائبین به واسطه حاضرین، و این دلیل است بر این که تمام آیات سورتین مزبورتین دخلی تمام دارد در ترغیب در فعل فریضه مزبوره و الا استحباب مخصوص باید به آیه جمعه می بود، بلکه استحباب سوره «بنی اسرائیل» در شب جمعه و «کهف» در روزجمعه، و همچنین سوره «الرحمن» و امثال آن که در احادیث وارد شده() مستفاد می شود آن که تمام این سور مزبورات متضمن ترغیب عظیم است در فعل فریضه مزبوره، و همه کس او را نمی فهمند، خصوصا منکرین این فریضه، و تارکین او سه جمعه متوالیه بدون عذر() لهذا احادیث بسیار واقع شده در ذکر فضیلت تلاوت این سوره در اوقات مزبوره() یا به جهت آن که مشتمل بوده باشند بر امر به ذکر خدا و نهی از غفلت از آن() و چون اعظم «از» همه ی اذکار صلاه جمعه است، تکاهل و تغافل ننمایند در آن، به جهت آن که در این سوره() مواعظ بالغه چندی بوده باشد که باید در هر هفته اقلایک بار آدمی متلفظ شود به آنها، خصوصا امام، خود متذکر شود و تذکیر مردمان نماید به آن، چنانچه وارد شده است اخبار بسیار که متضمن کراهت سفر کردن و اشتغال به امور دنیا است در روز جمعه و عمل و کسب و بیع و شراء و تحصیل منافع دنیوی ()، بلکه حرمت آنها هرگاه مستلزم فوت حضور به فریضه ی مزبوره بوده باشد(). و همچنین استحباب خواندن تمام سوره «جمعه» و «اعلی» در نماز شام و سوره «جمعه» و«توحید» در نماز صبح و نماز جمعه، بنابر مذهب جماعتی که در نماز سوره «را» واجب نمی دانند()، چه اگر جمیع آیات سورتین متضمن ترغیب در نماز جمعه نمی بودبایست استحباب مخصوص به خواندن آیه جمعه بوده، نه استحباب خواندن تمام سورتین، چنانچه مخفی نیست بر متامل.

باب اول

در بیان کیفیت تضمن آیات سوره جمعه بر فریضه مزبوره

آیه اولی: «یسبح الله ما فی السماوات وما فی الارض الملک القدوس العزیز الحکیم» اخبار است به تجدد و استمرار تسبیح جمیع خلایق، خدای تعالی را در ازمنه آتیه الی یوم القیامه، پس شما نیز ای بنی آدم غافل مشوید از ذکر و تسبیح او، خصوصا در روز جمعه،پس دلیل بر مشروعیت و ترغیب در فریضه جمعه و خطبه آن است که مشتمل بر ذکر و تسبیح خدای تعالی است، اما مطابقه، چون رکوع و سجود، و اما به استلزام ، چون خطبه و سایر اذکار و افعال از قیام و رکوع، که هر یک مستلزم تنزیه و تقدیس حضرت پروردگار است. جل شانه.

و در این جا اشاره است به طریق مجاز به آن که تسبیح خالق همچون در جمیع ازمان اجماعی جمیع اهل زمین و آسمان است، ومطلوب و مرغوب فیه جمیع مردمان است دائما، خصوصا در روز جمعه که ماموربه است، چنان که در آیه جمعه تصریح به آن می شود، تا آن که مستفاد شود آن که تشکیک جماعتی از متاخرین که بعد از نزول این آیه خواهند نمود در فریضه جمعه بی وجه و بی جا است، چه او زیاده بر تسبیح و ذکر نیست، و هیچ آفریده «ای» از تسبیح و ذکر ممنوع نمی باشد. و در لفظ مضارع()تنبیه است بر آن که اقوال و افعال او بر وفق حکمت و صواب مستمر است، که کسی را نمی رسد که هیچ یک از قول یا فعل او را تغییریا تخصیص به زمانی دون زمانی، یا انسانی دون انسانی بدهد، مگر به مخصصی که از جانب خدا باشد یا رسول(ص) ، چه اگر دیگری را روا باشد تخصیص و تقیید کلام خدا و رسول(ص) وائمه(ع) از جانب خود، لازم آید حکمت آن دیگر از بشر() وسفاهت خالق اکبر تعالی الله عن ذلک علوا کبیرا.

صفحه قبل

آیه ثانیه: «هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته ویزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمه وان کانوا من قبل لفی ضلال مبین»() اشاره است به آن که بعثت رسول واجب است در حکمت الهیه به جهت آن که تلاوت نماید آیات خدا را برمردمان و پاک گرداند ایشان را از لوث گناهان به امر به اعمال صالحات و نهی از منکرات و تعلیم کتاب و حکمت که مسائل شرعیه واحکام فرعیه ضروریه است، و این معنی ممکن نیست در جمیع اوقات و ازمنه، به جهت آن که مردمان محتاجند به تحصیل معاش واشتغال به امور عیال و معاشرت با زنان و اطفال و مؤانست با اقران و امثال، پس لابد باشد در حکمت تعیین وقتی خاص، در روزی خاص، که مردمان را در آن وقت معین، مامور سازند به حضور و اجتماع به ذکر خدا و امور آخرت و شنیدن کتاب خدا و یاد گرفتن احکام شرعی. و بر مردمان در آن روز معهود، واجب باشد که خود را از مهمات دنیویه فارغ سازند و از مشاغل دنیوی بپرهیزند وحاضر شوند به ذکر مذکور() و آن روز جمعه است، چنانچه از برای امم سابقه روزی معین بوده، چون شنبه از برای یهودو یکشنبه از برای نصاری()، پس اگر بر مسلمانان در روز جمعه ترک این معنی روا باشد و به حضور خطبه و نماز مزبورمامور نباشند، البته به تدریج اکثر مردمان به ضلالت و گمراهی می افتند، بلکه رفته رفته از ایمان و اسلام بیرون می روند، چنانچه مشاهد و معلوم است در بعضی از مواضع، که جمعه و جماعات به تشکیک مشککین متروکست، مردمان، جاهل می باشند به احکام شرعی ومرتکب محرمات می شوند، بلکه جاهل به تحریم محرمات و وجوب واجبات می باشند، چه بر خود واجب نمی دانند در هیچ وقتی ازاوقات رفتن به استماع خطبه که ذکر خدا است، که دل کور می شود در اوان واجبات و محرمات خدایی، و از این آیه ظاهر می شود که در هر عصری از اعصار و قریه «ای» از قری، هر گاه احدی بوده باشد که امر به معروف و نهی از منکر نماید و تلاوت کلام وبیان احادیث ائمه(ع) تواند نمود، و اگر موصوف به این صفات متعدد بوده باشند آن که افضل و اکمل و اقرا بوده باشد، باید متصدی این امرشود و بر دیگران واجب است اجتماع بر او و استماع کلام از او بکنند و چون دوام و استمرار این معنی متعذر یا متعسر است، لااقل درهر هفته یک روز معین شده است که آن روز جمعه است، که مردمان اقدام به آن معنی در آن روز بکنند، و اگر در چند جمعه ترک این نمایند و ذاکر و متذکری به هم نرسد، که ذکر خدا نماید، و از معاصی مردمان را حذر فرماید و بر خود واجب ندانند فارغ ساختن خودرا به امور مذکوره، رفته رفته واجبات شرعیه را فراموش می کنند و محرمات دینیه در نظر ایشان حلال می شود چنان که مشاهد است که در اکثر قری نماز صحیح شان چون عنقاء() نایاب است، و چون زنا و سرقت و لواط و خوردن ربا و مال مردم و سنگ کم فروختن و مطلق()، بی حساب واقع است و تکرار و تعدد این گناهان موجب سیاهی دل ها می شود، تا آن که به جایی می رسد که باطل در نظر ایشان حق می نماید و حق در نظر ایشان باطل می نماید، به جهت آن که ذاکری و مذکری ندارند و اگر باشد برخود واجب نمی دانند که حاضر شوند نزد او، لهذا در چند حدیث واقع شده: «من ترکها ثلاث جمعات متوالیه طبع الله علی قلبه»()، بنابر این که جمله «طبع الله علی قلبه» اخباریه باشد() و احتمال دارد که انشائیه دعائیه باشد.

و در آیه سوم: «وآخرین منهم لما یلحقوا بهم وهو العزیز الحکیم» به طریق اعجاز اشعار است به این که در آخر الزمان جماعتی تشکیک در عبادت مزبوره خواهند نمود، و ادعای تخصیص به زمان معصوم و امام معصوم خواهند کرد و خواهند گفت: که این خطاب مشافهه است و شامل زمان معدومین وقت نزول آیه نیست، و غافل اند یا متغافل اند از آن که حکم خدا، مادامی که در زمان رسول منسوخ نشده باشد، باقیست تا روز قیامت، لهذا تکذیب این جماعت فرمود به قول خود: «و آخرین منهم لما یلحقوا بهم» خواه «آخرین» مجرور باشد، که عطف بر «امیین» باشد، و خواه منصوب باشد، که عطف به مفعول «یعلمهم» باشد، تا اشعار باشد به آن که این عبادت اختصاص به زمانی دون زمانی و اشخاصی دون اشخاصی ندارد، سوای آنچه معلوم شد از اقل ما صدق من «یخطب»()، و چون این تشکیک واقع نیست در هیچ یک از فرایض سوای فریضه جمعه، لهذا این آیه در هیچ سوره ای وارد نشده است سوای سوره مزبوره، تا آن که حجت بر تارکین جمعه تمام، و عذر ایشان منقطع باشد، و شبهات ایشان مندفع گردد.

و بعضی احتمال داده اند که «آخرین» عطف بر «رسول» باشد و مراد، ائمه معصومین باشند، که مبعوث گردانیده است ایشان را به جهت تلاوت آیات و تزکیه مردمان و تعلیم کتاب و حکمت، و مندرج اند در حکم ایشان علماء که عالم و عامل به اخبار و آثار ائمه اطهاربوده باشند، که ایشان نیز قائم مقام ایشانند خصوصا در زمان غیبت ایشان().

و در آیه چهارم: «ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء والله ذو الفضل العظیم» اشاره است به این که رسالت و امامت و هدایت خلق به تلاوت قرآن و تعلیم کتاب و حکمت، فضل خدا است، موفق می سازد به آن هر که را بخواهد، پس خوش به حال آن که متابعت و تاسی نمایدبه ایشان.

و در «آیه» پنجم: «مثل الذین حملوا التوراه ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفارا بئس مثل القوم الذین کذبوا بآیات الله والله لایهدی القوم الظالمین» که اظهر آیات است به حسب اشاره و اعجاز. و توضیح این بیان، به این وجه عیان می شود به تمهید چند مقدمه:

اول: آن که معلوم است که غرض از آیاتی که مشتمل بر قصص و اخبار و حکایت امم سابقه است، مجرد قصه خوانی نیست، بلکه غرض موعظه و نصیحت و تنبیه برای مردمان است بر قباحت آنچه امم سابقه کرده اند، و تحذیر مخاطبین که مبادا شما نیز کاری کنید که مثل کار ایشان باشد، به طریق مثلی که مشهور است در میان عرب: «ایاک اعنی و اسمعی یا جاره»، و در میان عجم مشهور است: «در بگو دیوار بشنو» خصوص در این آیه که لفظ «مثل» مذکور شده است.

مقدمه ثانیه:

تکذیب آیات بر دو قسم است:

اول: آن که به دروغ نسبت دهد آیات را به آن که: این کلام خدا نیست.

دوم: آن که به دروغ نسبت دهد معنی مقصود از آن را، یعنی تصدیق نکند معنی مقصود آن را.

و قسم اول مخصوص کفار است و قسم ثانی در مسلمانان بسیار است که تکذیب دلالت آیه «ای» از آیات بر مقصود الهی می نمایند، ومذمت در این آیه هر دو قسم را شامل است و اطلاق «ظالم» بر هر دو قسم شده است.

پس هر که در صدد تاویل آیات و روایات داله بر فریضه «ای» از فرایض بوده باشد، به حیثیتی که مشتبه گرداند بر مردمان مقصود خدا راو حق را به باطل ممزوج کند و مردم را از عبادت مزبوره محروم گرداند، ظالم باشد.

پس در نماز فریضه جمعه، هرگاه شارع آیات و اخبار متضمنه وجوب اقامه فریضه مزبوره «را» نصب کرده باشند و جمعی تاویل نمایند، تا آن که همه را به اعتقاد خود از صلاحیت استدلال عاری گردانند و بر مردمان مشتبه گردانند، کدام ظلم از این بدتر می تواند بود؟چنانچه می فرماید: «و من اظلم ممن منع مساجد الله ان یذکر فیها اسمه و سعی فی خرابها»() «و من اظلم ممن افتری علی الله کذبا او کذب بآیاته»() و امثال این آیات().

مقدمه ثالثه:

این آیه دلیل است بر آن که کسی که تاویل نصوص و تحریف آنها از دلالت بر مقصود نماید بدون ضرورت دلیل عقلی یانقلی مردمان را گمراه کرده، خود نیز از حق دور می شود، و لطف الهی که او را به راه راست می دارد، نسبت به او کم می شود، لهذا فرموده: «و الله لا یهدی القوم الظالمین».

پس هرگاه این مقدمات ثابت و مبین شد، پس مخفی نماند که این آیه کریمه از ادل آیات است بر تحریض به نماز جمعه به بهترین وجهی از وجوه تحریض و چون بر مخاطبین معلوم بود که جمعی کثیر از یهود، با وجود آن که علم به احکام تورات داشتند، و واجبات و محرمات و احکام او را از تورات دانسته بودند، عمل به بعضی احکام نمی کردند، و مرتکب تحلیل ما حرم الله و تحریم ما احل اللهمی شدند، و بدون حجتی تاویل آیات و تحریف کلم از مواضع خود می نمودند(). حتی آن که عمل به«سبت»() را نیز تحریف کردند، که حق عز شانه واجب گردانیده بود بر ایشان که در روز شنبه مشغول عبادت شوند، وبه هیچ شغلی نپردازند به تخصیص شکاری ماهی() و ایشان حیله کردند و در روز شنبه ترک عبادت کردند، و حوض ها ونهرها که پر از ماهی بود در روز شنبه، راه بیرون رفتن آن را بستند و در روز یکشنبه شکار کردند و مرتکب نهی الهی شدند، حق عزشانه تحذیر می فرماید این امت را از آن که ایشان مبادا بکنند مثل آنچه یهود کردند.

پس اول مذمت یهود فرمود بر عمل بدی که کردند، تا آن که این امت نیز متنبه شوند از آن که مثل کارهایشان نکنند و بدانند که چنانچه بنی اسرائیل تجاوز از «سبت» کردند و کردند آنچه نبایست کرد، ایشان نیز اگر تجاوز از جمعه مامور بکنند و بکنند آنچه ممنوع بودند چون فروختن متاع و تجارت مذموم، محروم از ثواب و مستحق عقاب خواهند بود، چنان که در احادیث بسیار واقع شده که: «هر چه دربنی اسرائیل واقع شده است، در این امت نیز واقع می شود، مساوی و برابر یکدیگر، چنان که مساوی است یک تای نعل با نعل دیگر،و یک پر تیر با پر دیگر»()، پس چنان که بنی اسرائیل بعد از رفتن حضرت موسی به مناجات، گوساله پرست شدند وحضرت هارون هرچند منع کرد فایده نکرد و ممتنع نشدند، همچنین امت پیغمبر ما، بعد از رفتن رسول(ص) به اعلی علیین، ابوبکرپرست شدند، و او را به خلافت نصب کردند و چنان که بنی اسرائیل مخالفت امر الهی نمودند در تجاوز و عدوان از شنبه،همچنین جماعتی از این امت تجاوز می کنند از روز جمعه و به عبادت و ذکر خدا سعی نمی کنند. «و لقد جاءتهم رسلنا بالبینات ثم ان کثیرا منهم بعد ذلک فی الا رض لمسرفون»().

اگر گویند که: بنی اسرائیل دانسته عدول و تجاوز از سبت کرده اند، و ایشان می گویند که: مبادا فعل جمعه مشروع نباشد در زمان غیبت امام.

جواب آن که: معلوم نیست که تمام بنی اسرائیل دانسته مرتکب نهی مزبور شده باشند، بلکه ایشان نیز به تشکیک اهل شکوک، فریب شیطان خوردند، و توهم کردند که حبس ماهی ها در روز شنبه و شکار آن ها در روز یکشنبه مباح است، و فریب خوردن ایشان، عذر درشکار کردن در روز یکشنبه نمی شود، به جهت آن که بعد از ورود منع شکار کردن به نص شارع در روز شنبه، مدعی جواز بای وجه کان که منافی حجت شرعی است واجب التکذیب است و تصدیق او جایز نیست مگر به نصی از شارع ایضا و چون به ایشان نصی ودلیلی کذایی نرسیده بود و مرتکب شکار شدند، بلکه فعل مزبور نفس شکار بود، معذب شدند. و همچنین پدر ما حضرت آدم (ع)،دانسته مرتکب اکل شجره نشد، بلکه به وسوسه شیطان، به این که این شجره خلد و ملک لایبلی است() و قسم خوردن آن ملعون، مرتکب() شد آنچه شد.

و حاصل کلام آن که: بعد از صدور نص شارع بر فعل مامور به، یا نهی او از منهی عنه مادام «که» از جانب شارع مخصصی یا ناسخی صادر نشود، قول غیر شارع که جایز الخطا است مسموع نیست و محض شبهه است، و تصدیق او مجوز و مشروع نیست، لهذا حضرت آدم در اکل شجره منهیه و تصدیق وسوسه و قسم ابلیس معذور نبود، و همچنین یهود در حیل مز

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.