اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نمازجمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۴ / ۸ / ۱۳۸۰
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 67
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل نمازجمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۴ / ۸ / ۱۳۸۰ – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل نمازجمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۴ / ۸ / ۱۳۸۰ شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل نمازجمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۴ / ۸ / ۱۳۸۰:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل نمازجمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۴ / ۸ / ۱۳۸۰ به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نمازجمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۴ / ۸ / ۱۳۸۰ به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نمازجمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۴ / ۸ / ۱۳۸۰ با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل نمازجمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۴ / ۸ / ۱۳۸۰ با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نمازجمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۴ / ۸ / ۱۳۸۰ با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نمازجمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۴ / ۸ / ۱۳۸۰ را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نمازجمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۴ / ۸ / ۱۳۸۰ :
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین والصلاه والسلام علی رسول الله و علی آله الائمه المعصومین.
(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم, ان الانسان خلق هلوعا اذا مسه الشرجزوعا واذا مسه الخیر منوعا) (اوصیکم عبادلله بتقویالله واتباع امره).
بحث قرآنی ما در خطبه های اول به مبحث اخلاق رسیده بود و قرار شد تا بحث اخلاق را طبق روال قرآن ادامه دهیم و با کتب کلاسیک اخلاق ممکن است شیوه بحث تفاوت داشته باشد البته مضامین زیاد فرقی ندارد. اولین چیزی که در قرآن مورد توجه قرار گرفته و اولین پدیده ضداخلاقی تکبر بود که مربوط به شیطان است که در قرآن وجود دارد و دومین بخش آن حسد بود که باز هم مربوط به شیطان است و اینها در زمان شروع خلقت انسان که ترتیب تاریخی آن را مراعات می کنیم و از این جهت دارای تقدم بود البته در مقابل کبر و حسد, تواضع و انساندوستی, خیرخواهی و فروع دیگری را مطرح کردیم که درچندین خطبه تابحال گفته شده است. سومین موردی که به ترتیب تاریخی در قرآن مطرح می باشد مساله حصر و اغواگری است که این پس از رفتن حضرت آدم در بهشت اتفاق افتاد و آن دو عنوان قبل از ورود انسان به بهشت می باشد و در بدو آفرینش و لحظه آفرینش انسان بوده اما اینجا انسان آفریده شده وارد بهشت شده و نعمتهای خدا و موجودیت جهان در اختیار اوست و باید از این موهبت ها استفاده و تکالیف هم دارد, حضرت آدم وارد بهشت می شود اینجا سومین سو خلق و انحراف اخلاقی پیش میآید که آن دو مورد قبلی مربوط به شیطان بود و مورد سوم اغواگری است که یکی از فصول اخلاقی به شمار می رود و بعدا به آن می پردازیم که متعلق به شیطان است و در اثر اغواگری و فریب کاری شیطان آدم از یکی از موهبت هایی که خدا در وجود او قرار داده بود و از یکی از استعدادهایی که در وجودش بود استفاده نامناسب کرد و دچار حرص شد و زیاده خواهی بیش از حق خواهی و از حدودی که نظام آفرینش برای او درنظر گرفته بود تجاوز کرد و خواست از نعمات الهی استفاده کند که مساله نزدیک شدن به شجره ممنوع است قبل از این اغواست که شیطان آمد و آدم را فریب داد و به آدم گفت شما فانی هستید و دوره عمرت تمام می شود اگر از این درخت و از این میوه استفاده کنی خودبخود مخلد خواهی شد و جاوید خواهی ماند و اینکه شما را از این میوه منع کرده اند برای این است که بقا همیشگی و جاودانی و خلود دست پیدا نکنی و آنچه که در قرآن با صراحت آمده.این موضوع است که این فریب کارگر افتاد و آدم از درخت ممنوعه توام با اخطار قبلی و قرآن می فرماید که خداوند به آدم و حوا گفته بود از این درخت استفاده نکنید این خطرناک است ولی اشتباه آدم این اتفاق را پیش آورد که دچار زیاده خواهی و توسعه طلبی ناحق و خروج از حدی که برایش تنظیم شده بود, گردید.البته یک بحث های آنچنانی مطرح است که اگر آدم پیغمبر است که هست این اغفال چگونه اتفاق افتاد, اگر انبیا معصومند این اشتباه و عصیان چرا پیش آمد.و حالا بحث های کلامی که اینجا نمی خواهم وارد شوم چون بحث اخلاقی داریم.مضملش این است که بعضی ها می گویند آدم آن زمان هنوز پیغمبر نبوده و نبوت بعدا برای حضرت آدم پیش آمد که یکجور جواب است و بعضی ها می گویند که این عصیان در حد ترک اولی است و گناه محسوب نمی شود گرچه در قرآن تعبیر عصیان دارد و از اینگونه جوابها داده می شود ولی به هرحال این دیگر صراحت قرآن است ما کاری نمی توانیم بکنیم و اینکه این اتفاق افتاده است و بعدهم تعبیر قرآن این است که وقتی که از این درخت ممنوعه استفاده کرد و زیاده خواهی نامطلوب کرد و دچار گمراهی و بدبختی شد که دیگر در بهشت نمی توانست بماند و زمینی شد و در زمین هم آن حوادثی که تاکنون بر سر بنیآدم آمده است.
این شروع یک ضداخلاق و حرکت نامناسب به عنوان مبدا بسیاری از مشکلات در زندگی انسان و نوع بشر تا قیامت در قرآن به این صورت مطرح است که این قابل توجه می باشد قرآن داستان سرایی نکرده و یک مطلب مهمی را می خواهد به ما بیاموزد در تاریخ بقیه انبیا هم این مسائل مطرح است نه خودشان به عنوان برخورد آنها با پدیده شوم حرص مثلا در زندگی داود(ع) شما می خوانید که یک دعوایی را خدمت ایشان می برند که یک نفر گله داری که نود ونه گوسفند داشته به یک انسانی که فقط یک گوسفند داشته تعرض می کند و برای اینکه گوسفند خودش را بیشتر کند و آن بدبخت را از یک گوسفندش هم محروم کند.
ان هذا اخی له تسع وتسعون نعجه ولی نعجه واحده من یک گوسفند دارم و او نود ونه گوسفند ولی طمع و حرص او آنقدر زیاد است که به من می گوید این یک گوسفند را هم به من بده, البته حضرت داود(ع) قضاوت می کند که این ظلم است و نباید چنین کاری بشود, من فقط این را می خواهم بگوئیم اینکه در برنامه انبیا و اینکه قرآن از هزاران و شاید میلیونها مورد از تاریخ حضرت داود و یک مورد اینجوری را نقل می کند و تاکید دارد برای یک درس مهمی است و می خواهد به ما بگوید که این حرص اگر در انسان پیدا شود و اگر زیاده خواهی و توسعه طلبی پیدا شود چه بر سر انسان میآورد که نود ونه گوسفند دار به یک گوسفند برادرش تعبیر هم برادر است, ان هذا اخی این بیگانه نیست یعنی تحمل نمی کند که این مقدار دارایی در دست دیگران باشد و این حالت انسان است.
ما داست حضرت شعیب(ع) که با امت او بحث می شود را گفتم هزاران فصل گفتنی دارد ولی نقطه ای که حضرت شعیب روی آن تکیه می کند البته در قرآن فقط, قرآن به این تکیه دارد که مبارزه مهم حضرت شعیب با امتش و مردمش بر سر این بود که اینها زیاده خواه بودند و کم فروشی می کردند و حق دیگران را ضایع می کردند و حرص داشتند و به عنوان یک فساد معرفی می کند و راه اصلاح می دهد که جلوی مردم را بگیرد که زیاده خواهی وانحصارطلبی و حرص نداشته باشند و در مابقی انبیا هم هست که من حالا دو سه مورد را فقط گفتم که ببینید مسیر آموزش قرآن در مباحث اخلاقی اینگونه است و آن آیه ای که اول صبحت خواندم و با این توضیحاتی که دادم یک بحث فلسفی و روانشناسی مطرح می کند قرآن می فرماید ((ان الانسان خلق هلوعا و اذا مسه الشر جزوعا و اذا مسه الخیر منوعا این یکی از روحیات انسان را می فرماید و می گوید انسان اینگونه خلق شده که حریص است و هلو خلق شده که در هلوع چندین نکته ذکر کرده اند که خلاصه اش این دو معناست یکی حریص و یکی کم طاقت و غیرصبور, انسانی که نه طاقت و تحمل دارایی زیاد را دارد و نه طاقت و تحمل فقر زیاد را دارد و نمی تواند در بی چیزی خودش را حفظ کند و نه می تواند در عین دارایی و مکنت تعادلش را حفظ کند و حرص هم دارد ((ان الانسان خلق هلوعا)) هلوع معنایش این است و آن دو آیه بعد می تواند تفسیر همین هلوع باشد و می تواند خودش مضمون مستقل باشد که می فرماید ویژگیهایش این است که اگر شری, مصیبتی به او برسد داد و فریادش بلند می شود و جزع وفزغ می کند و اگر چیزی به او برسد و منعم بشود کارش به اطراف برسد آنموقع هم خودبزرگ بینی در او غالب می شود و دچار کبر و نخوت و سپس تجاوز و تعدی به حقوق دیگران و کوچک شمردن دیگران می شود و این یکی از صفات بد انسان است و یکی از روحیات بد انسان به شمار میآید اینجا یک بحث بسیار مهمی مطرح است که من می خواهم فقط به طرح آن بپردازم و امیدوارم که دیگر آقایان علما, فضلا و دانشمندان بیشتر به این بحث ها بپردازند این بحث های روانشناختی و اخلاقی است و نیاز روز جامعه ما هم در سطح فرد و هم در سطح جامعه و هم در سطح بین الملل می باشد که حالا یک مقدار آن را باز می کنم می گویند انسان اینجوری است اگر انسان اینگونه است پس آیات دیگر قرآن چه می گوید, قرآن که می فرماید:((ولقد خلقناالانسان فی احسن تقویم)) انسان را در بهترین حالات و ارزشمندترین محتوی آفریدیم, خوب چگونه است که انسان هلوع است یا ((ولقد کرمنا بنیآدم)) خداوند بر سر بنی آدم تاج کرامت قرار داده و آیات فراوان دیگر, ما تردیدی نداریم که انسان احسن مخلوقات و تردیدی نداریم که گل سرسبد موجودات است و تردیدی نداریم که خداوند می نازد به این مخلوق پیچیده و مهم و پراسرارش و آثار حکمت الهی در انسان به وفور وجود دارد در تک تک سلولهای انسان که صحبت از میلیاردهاست هر سلولی اسرار و حکمت هایی دارد این انسان, انسان موجود بدبخت وفاسد نیست اما این صفات را که خداوند می فرماید چیست؟ اینها بسیار مهم است اگر تفسیر این آیات موازی با هم دیده شود یک نکته اساسی اینجا روشن می شود و آن اینکه خداوند در وجود ما برای تکامل, رشد و کمال یک استعدادها و منابع عظیم بی پایانی گذارده و عمده انسان هم همین استعدادهایش است و ارزش عالی انسان در این استعدادهائی است که خداوند به او داده و می تواند تا مقام قرب الهی پیش برود و آنچنان پرواز کند که بال وپر جبرئیل هم بسوزد اگر بخواهد او را همراهی کند آنچنان پرواز کند که ((حتی اجعلک مثلی او مثلی)) نمونه ای خدایی می تواند از وجود انسان بیرون آید در اینها تردیدی نیست ولی همین انسان هلوع و حریص هم هست ما تفسیر محکم تر هلوع را حریص می دانیم انسان حریص هم هست کار مهم آفرینش این است که این استعداد را در ما قرار داده و ما را هدایت کرده تا این استعداد بی پایان را در مسیر تکامل فی سبیل الله و راه خداوند بکار بریم, این حرص اگر در مسیر درست قرار گیرد و بال پرواز انسان به لاینتهی بشود آن انسانیت واقعی ما خودش را نمایان می سازد ((ولقد کرمنا بنی آدم)) تحقق پیدا می کند و ((لقد خلقناالانسان فی احسن تقویم)) نیز محقق می شود ولی همین استعداد بی پایان و حرص و آز اگر در مسیر اشتباه, استفاده از حقوق دیگران, تنگ کردن میدان و فرصت دیگران, تجاوز به حقوق دیگران و زیاده خواهی از حقوق و حدودی که خداوند برای او تعیین کرده, قرار گیرد آن انسان در مسیر شیطان است و همان روایتی که سراغ حضرت آدم آمد و همان گرفتاری که شیطان برای انسان بوجود آورد اینجاست که اغواگری شیطان نقش اساسی دارد عرض کردم که روایت حضرت آدم(ع) به دنبال اغواگری شیطان تحقق پیدا می کند.
برای حضرت آدم سجده کردن تبدیل می شود به حرصی که به شجره ممنوعه تجاوز می کند و از میوه ای که نباید استفاده بکند, استفاده می کند و شیطان بر او مسلط می شود و گرفتار مسیر تنزل می شود.و سقوط می کند که نمونه سقوط بزرگش حضرت آدم است که در قرآن به هبوط تعبیر می شود و از بهشت الهی به زمین پرگرفتار وارد می شود.بنابراین مسئله حرص را بسیار جدی بگیرید, عرض کردم این حرص می تواند در مسیر تکامل انسان برای نقدکردن استعدادهای بی پایان انسان مورد استفاده قرار بگیرد که این با ((احسن تقویم)) و ((کرمنا بنی آدم)) و اینها سازگار است و می تواند انسان را به طرف جهنم و خلود در آتش پیش ببرد که این همان شقاوت است که خدا می فرماید ((ما شما را آفریدیم)), ((انا هدیناکم السبیل اما شاکرا و اما کفورا)) پس این انسان شناسی, این روانشناسی انسان این جامعه شناسی, این بحث مهم فلسفی و جهان بینی به نکته بسیار ظریفی می رسد که مربوط به خود ما است که از این استعدادهای خداوند چگونه استفاده کنیم.اخلاق اسلامی متکفل این است که انسان را هدایت کند, راهنمایی کند که در مسیر درست از نعمتهای الهی بهره بگیرد و کفران نکند ((اما شاکرا و اما کفورا)) این کفران انتخاب بسیار, بسیار بدی است که متاسفانه سراغ خیلی ها میآید.امروز جوامع بشری هم از لحاظ مرزی, هم از لحاظ اجتماعی داخلی و هم از لحاظ بین المللی گرفتار این مصیبت بزرگ حاکمیت حرص و ولع و آز ناموزون, نامشروع و انحرافی شده اند.
اگر این مصیبتهائی که امروز در آمریکا و در افغانستان و فلسطین و اینجا و آنجا می بینیم در تحلیل نهایی شما می رسید به همین آز و به این حرص و خودخواهی, توسعه طلبی غیرمجاز و زیاده خواهی ناحق که اوج آن در انحصارگری است و انحصاری که ۹۹ گوسفندی یک گوسفندی هم نمی خواهد برای دیگران شاهد باشد.به این حالت می رسد که ما داریم آثارش را در همه جا می بینیم.
البته این یک بحث مهم, مادری است که من فکر می کنم یک خطبه کافی نیست مطالب دیگری هست که در خطبه بعدی گفته خواهد شد.همین آیاتی که عرض کردم ((ان انسان خلق هلوعا, اذا مسه الشر جزوعاواذا مسه انحیر منوعا)) بعدش می فرماید ((الاالمصلین مگر انسانهای مصلی بعد هفت, هشت صفت را برای انسانهای مصلی می فرماید.می گوید آنهایی که خدا را می شناسند, آنهایی که به آخرت و عاقبت ایمان دارند, آنهایی که به جزا و مکافات ایمان دارند, آنهایی که مراعات عهد و پیمان می کنند, آنهایی که اموال خودشان را هم به دیگران می بخشند, حق معلومی در اموالشان هست, نشان می دهد که آن معارف اسلامی که ما در اخلاق مان و فقه مان داریم آنها برای همین است که ما را هدایت کند در جهت تکامل و دیگر آن انسان اگر هم حریص باشد, حرص درست دارد برای رسیدن به خدا و مسابقه در راه حق است.
بسم الله الرحمن الرحیم
انا اعطیناک الکوثر
فصل لربک و انحر
ان شانئک هو الابتر
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
((الحمدالله رب العالمین والصلوه والسلام علی رسول الله و علی علی امیرالمومنین و علی الصدیقه الطاهره و سبطی الرحمه و علی بن الحسین و محمدبن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمدبن علی و علی بن محمد و حسن بن علی و الخلف الهادی المهدی)).
((اوصیکم عبادالله بتقوی الله فانه من یتق الله یکفر عنه سیئاته و یعظم له اجرا.
در مناسبتهای هفته اولین مناسبتمان میلاد باسعادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) را داریم که منشا این همه خیر و برکت و هدایت و عظمت در جامعه بشری و به خصوص در جامعه اسلامی و بالاخص در بین پیروان مکتب اهل بیت است.که این روز عزیز را به شما برادران و خواهران و همه امتمان تبریک عرض می کنم.
به مناسبت همین میلاد مقدس روز پاسدار را در تاریخمان تعبیه کردیم که به علامت پیروی نیروهای ایثارگر و فداکار انقلابمان از اباعبدالله و جانفشانی هائی که با پیروی از درس عاشورا کردند از اول انقلاب تا امروز پاسداران بزرگوار انقلاب در مصاف با اشرار و در مصاف با دشمن قدار بعث عراق در جنگ تحمیلی راه مولای خودشان امام حسین(ع) را پیمودند و امروز هم مایه خیرو برکت و آرامش خاطر, اعتماد و امنیت کشورمان هستند که به خصوص این روز را به این عزیزان پاسدار انقلاب و اسلام تبریک عرض می کنیم و نیز میلاد مقدس حضرت ابوالفضل العباس(ع) را داریم که یک اسطوره ای در تاریخ هستند و شخصیتی که در کربلا درخشیدند و علمدار امام حسین(ع) که با آن ایثاری که در لحظه خطر کردند و برای آوردن آب آن ایثار جانانه را کردند و با دست قطع شده شان تلاش کردند تا آب به خیمه برسانند یک نمونه از فداکاری را در تاریخ ثبت کردند و به همین دلیل جانبازان عزیز ما که مناسب ترین و نزدیک ترین قشر جامعه ما به این صفات حضرت ابوالفضل(ع) هستند, هم شجاعتشان, هم صبرشان, هم ایثارشان آن روز را برای خودشان انتخاب کردند و ما روز جانباز را داریم که حقیقتا بدون اغراق جانبازان ما مشعل هدایت برای ما و نشانه های فداکاری و گذشت و صبر و تحمل در تاریخ ما هستند و خاطره کربلا و ابوالفضل را زنده می کنند.
بنده این روز را به آنها تبریک عرض می کنم و از امت عزیزمان می خواهیم عمیقا به این یادگارهای باارزش دوران ایثار و فداکاری و دفاع مقدس و این نمونه های حقیقی و واقعی صلابت, فداکاری و ایثار توجه داشته باشند و نگذاریم آنها احساس غربت و انزوا کنند که البته این وفاداری در مردم هست باید باز هم تذکر دهیم هم مسئولان و همه مردم توجه بیشتری کنند و از خانواده های خوب این عزیزان که صبر بیشتری از همه دارند برای تحمل مشکلات باید قدردانی بکنیم.
در این هفته سالگرد شهادت آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی فرزند امام راحل را داریم که می دانیم نقش موثری در پیروزی انقلاب داشتند, شهادت ایشان قلب امام و عموم مردم ما را غمناک کرد.خون مقدس ایشان باعث تحرک جدیدی در جبهه انقلاب شد که دیگر این تحرک آرام نگرفت تا به پیروزی نهایی رسیدیم که من این مصیبت را به همه مردم و به خصوص بیت مکرم امام راحل تسلیت عرض می کنم.
روز آمار را داریم که بنده به همه مردم تاکید می کنم و همه مسئولان که به آمار اهمیت بدهند.آمار درست آئینه ایست که انسان می تواند واقعیت جامعه اش را ببیند و نقاط ضعف و قوت را ببیند و برای جبران نقاط ضعف چاره اندیشی کند و راه درست را در مسیر اداره جامعه انتخاب کند هر وقت آمار می تواند در جواب سئوالات در توضیحات در بیان کردن حقیقت کمک بکند که ما یک آمار جامع و کاملی را در کشورمان در اختیار داشته باشیم ماها که مسئولیت اجرایی کشور را در سالهای زیاد در اختیار داشتیم می دانیم که چقدر آمار برای تصمیمات درست به نفع مردم موثر است.
و مهمترین بحثی که برای خطبه دوم در نظر گرفتم باز شرایط موجود دنیا, منطقه, ایران و جامعه مان است که فکر می کنم توضیح دادن برای مردممان و تحلیل کردن شرایط موجود یکی از وظایف مهم خطبای جمعه باشد که بنده این وظیفه را انجام می دهم.
در این بحث مخاطب من خیلی ها هستند آنچه که برای شما مردم می گویم برای اطلاع بیشتر عرض می کنم و آنکه نظر دارم که باید بالاخره تاثیر بگذارد هم آمریکا, هم اسرائیل است هم سازمان ملل است هم مساله فلسطین, هم مساله افغانستان, هم امت اسلامی مان و به خصوص دولتهای اسلامی هستند که در این مسائل به نحوی موثرند و واقعا یک قطعه خیلی مهم تاریخ ما دارد عبور می کند و احتمالا سرنوشت بسیاری از چیزها را تحت تاثیر قرار خواهد داد.اگر خوب هدایت شود ممکن است که از این حوادث دنیا خیر ببیند و اگر بد هدایت شود که متاسفانه دارد بد هدایت می شود, ممکن است برای دنیا یک مصیبت عمیقی را خلق بکند.
بنده به سرعت و فهرست وار عرض می کنم.چیزی که الان مثبت است باز این است که ماهیت و خطر و مرز تروریسم خوب روشن شده است.تقریبا همه دنیا الان و به خصوص دوستها الان احساس می کنند که چه خطری از ناحیه تروریسم جامعه امروز دنیا را تهدید می کند.این چیز خوبی است.
حوادث تلخی ما را به اینجا رسانده است ولی همین حوادث تلخ باید اتفاق می افتاد تا اینکه بفهمیم که این جریان بسیار خطرناک است و امروز با حوادثی که در آمریکا پیش آمده و به خصوص بعد از ۱۱ سپتامبر مطرح شده مسئله سیاه زخم و ترور با میکروب و عوامل خطرناک مثل سیاه زخم یک دغدغه جدی در افکار کسانی که می فهمند معنای این یعنی چه و چه خطری دارد را به وجود آورده است.
این فضا به عنوان یک سرمایه در اختیار بشر است در اختیار دولتها و سازمان ملل است, افکار عمومی هم به اندازه کافی توجیه شده ما باید از این زمینه استفاده بکنیم, همکاری بکنیم که تروریسم را که به اوجش دارد نزدیک می شود, مهار کنیم و اگر می توانیم ریشه کن کنیم.
این هم کار یک دولت و دو دولت و اینها نیست.حقیقتا کار هیچ قدرتی به تنهایی یا با دوتا شریک مثل آمریکا و انگلیس نیست.این یک جریان جهانی است.ریشه ها, عوامل, محرکها و بستری دارد که اگر می خواهیم مبارزه کنیم و باید همه بکنیم, باید برنامه جهانی تهیه کنیم.
البته دولتهایی هستند مثل ما که بیست و دو سال است داریم مرارت تروریسم را در زندگی مان می بینیم و این همه شخصیتهای بزرگوار و امکانات فراوانی که از دست داده ایم و صدمه های فراوانی که خورده ایم به ما این درس را به خوبی داده و این درس را به روانی می دانیم.
خیلی از دولتها این وضع ما را ندارند یعنی کم و بیش بالاخره آنها هم مسائلی دارند.آمریکا به تازگی در این وادی وارد شده است.این ضربه جمع شد و یکباره به آمریکا خورد و اگر جائی غیر از آمریکا بود این همه موج نمیآفرید.موج از آنها به همه دنیا پخش شد.به هر حال آلان شرایط مساعدی برای برنامه ریزی هست.
مهم این است که این شرایط را مغتنم بدانیم برای اینکه این سرطان امنیت زندگی امروز را از جامعه مان, از جامعه بشری به طور کلی بکنیم.
قطعا راه درست این است که سازمان ملل محور شود و بقیه کشورها هم همکاری کنند و بحث جامعی شود و تصمیمات جامعی هم با همکاری کشورها گرفته شود و این هم مقدور است.
متاسفانه آمریکائیها همین فرصت مهم جهانی که خلق شده به دلیل اینکه در خاک آنها اتفاق افتاده, آخرین حادثه مهم اینها آمده این فرصت را مصادره کردند.همان بحث خطبه قبلی من که یک نوع زیاده خواهی, توسعه طلبی, انحصارطلبی آمدند, متولی یک مسئله ای شدند که صلاحیت آنرا ندارند.متولی ناصالح, متولی که خودش باید جوابگوی بسیاری از این چیزها باشد.اگر مطرح شود و بحث شود و یک روز دنیا بنشیند و فکر بکند و ریشه های تروریسم را بررسی کند و راههای علاجی را بررسی کند من فکر می کنم یکی از متهمین بزرگی که به پای میز محاکمه کشیده می شود خود آمریکائیها هستند.
ممکن است مطلبی که میخواهم عرض کنم سوظن باشد ولی حقیقتا محتمل است که یکی از ادله ای که آمریکائی ها دست رد به سینه سازمان ملل و دیگر ناصحان می زنند و نمی خواهند مساله را جهانی و بین المللی کنند همین است که نگران رو شدن تقصیرهای خودشان باشند و فکر می کنم این فضائی که خلق شده یک فرصتی است و یک زمینه مناسبی است که آنها باز هم اهداف انحصارطلبانه خودشان را تعقیب کنند که درست یکی از عوامل شیوع تروریست همین است.یعنی اگر این اتفاق بیافتد و سوظن ما, درست باشد که آمریکا می خواهد فرصت استعماری برای خودش خلق کند, این درست تشدید تروریسم است نه مهار تروریسم.ممکن است یکجائی به یک کسی ضربه بزنند اما خب تروریست که یکنفر و یکجا و یک گروه نیست.جریان عمیقی شده و خودشان گفتند که در ه۶ کشور تروریست ها هستند.خب خیلی ها هستند که تروریست را نمی شناسند تا وقتی که عملیات انجام میدهد و بعد از عملیات تازه آدم می فهمد و همه چیز آن نیز مخفی است.
با این حساب واقعا راه درست اینستکه سازمان ملل متصدی و متولی شود و بنشینند بحث جدی کنند و ببینند که عوامل این اوضاع چیست و چرا اینطور شده است.من فکر می کنم امروز اکثر کسانیکه ابرازنظر کرده اند این واقعیت را گفته اند الان منکر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
