اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۹ / ۹ / ۱۳۷۸
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 70
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۹ / ۹ / ۱۳۷۸ یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۹ / ۹ / ۱۳۷۸ شامل 114 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۹ / ۹ / ۱۳۷۸ را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۹ / ۹ / ۱۳۷۸ با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۹ / ۹ / ۱۳۷۸ بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۹ / ۹ / ۱۳۷۸ با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۹ / ۹ / ۱۳۷۸ وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۹ / ۹ / ۱۳۷۸ با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۹ / ۹ / ۱۳۷۸ مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۹ / ۹ / ۱۳۷۸ :
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و الصلوه و السلام علی رسول الله و علی آله الائمه المعصومین.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و کذالک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا.
اوصیکم عباد الله بالتقوی الله و اتباع اوامره.
در روز مقدس آغاز ماه مبارک رمضان شرایط مناسبی است که همان بحث اخلاقی که از هفته ها پیش شروع شده بود امروز هم ادامه داشته باشد و در خطبه دوم درباره ماه مبارک رمضان بخصوص حرف می زنیم.
در بحث اخلاق اعجاز قرآن از بعد نظام اخلاقی به مطالب زیادی اشاره کردیم و رسیده ایم به یک نقطه مهمی که در کتب و تعالیم اخلاقی جزو بحث های اساسی بوده و آن اعتدال است.در همه کتب اخلاقی از قدیم تا امروز اعتدال به عنوان یک محور بزرگ دیده شده و آنقدر اهمیت به آن داده اند که بسیاری از اخلاقیون اصلا تعریف کل اخلاق را به اعتدال کرده اند.گفته اند آن نقطه اعتدال فضایل اخلاقی بر محور آن نقطه شکل می گیرد و هرچه خارج از اعتدال باشد جزو رذایل و خارج از اخلاق است.البته ما با این وسعت و به این قاطعیت قبول نداریم ولی قبول داریم که اعتدال یک اصل بسیار بسیار مهمی در اخلاق است.بد نیست که یک سابقه تاریخی این بحث را عرض کنیم چون یک بحثی است که همه کتابهای اخلاقی دارند و مهم هم است که مردم هم توجه داشته باشند.اصلا اخلاق بصورت باب بندی شده و تنظیم شده بصورت علمی و مدرسه ای مربوط به یونان قدیم است و از زمان سقراط، ارسطو و افلاطون و اینها است.در اسلام هم معارف اسلامی آنچه که مربوط به قرآن و سنت و اینهاست به موارد اخلاق بیشتر پرداخته اند نه به اخلاق به عنوان یک بحث علمی.اما علمای اخلاق آنهایی که درباره اخلاق کتاب نوشته اند همان محور یونان قدیم را گرفته اند همان باب بندی که سقراط و شاگردانش کرده بودند همان را تکمیل کردند و با استفاده از منابع اسلامی و قرآن یک نوآوریهایی کردند. آنها آن زمان گفته بودند که چهار اصل محور اخلاق است، حکمت، عفت، شجاعت و عدالت. بعضی ها خداشناسی را هم اضافه می کردند حالا شاید خداشناسی در مقوله اخلاق باشد ولی یک مبنای بزرگی برای اخلاق بوده است. اصلا این محور علم اخلاق بوده، علمای اسلامی آمدند این را بصورت علمی و به قول خودشان با علم النفس و روانشناسی تبیین کردند.تبیین آنها هم جالب است.آنها گفتند که انسان سه قوه اساسی دارد یکی قوه ادارک یعنی فهمیدن و درک کردن، دوم قوه جاذبه یعنی تمایلات نفسانی یعنی هرچه که انسان مایل است که داشته باشد از همه انواع خواسته ها و شهوات، و سوم قوه دافعه که محور دفاع و غضب و دفع ضررهاست.پس سه قوه را از لحاظ روانشناسی در انسان اصالت دادند.آن موقع علوم روانشناسی مثل حالا نبود که زوایای وجود انسان را همه را باز کرده باشد.خوب در سطح علوم و آن روز حرف می زدند. گفتند این سه قوه موجودی انسان است این سه نیرو و سه قوه در پی تعادلش یک محور اخلاقی است، فضیلت است و دو طرف افراط و تفریطش، رذیلت است ضداخلاق است.مثلا گفتند که قوه ادراک اگر معتدل باشد نتیجه اش حکمت است.حکمت یک اصل اخلاقی است.اگر افراط و تفریط داشته باشد به دو طرفش که برسیم.طرف پائین اش بلاهت و کند فهمی است که رذیلت است، طرف زیاد به افراط هم که کشید تبدیل به شکاکی و جربزه و اینها که قابل ستایش نیست.پس محور اصلی ادراک اینست که آدم حکمت داشته باشد در اطلاعاتش. خوب این نقطه اعتدال می شود.در مورد دافعه گفتند محور اصلی اش شجاعت است اگر از محور اصلی به طرف چپ و راست منحرف شود یا تبدیل به ترس و جین می شود و این رذیلت اخلاقی است و یا تبدیل به تهور و گستاخی و بی باکی می شود که آنهم رذیلت اخلاقی است پس اینجا هم نقطه اعتدال است که فضیلت اخلاقی را شکل می دهد.و در مورد قوه جاذبه هم گفتند آن نقطه اعتدال تمایلات انسانی، اسمش عفت است عفت نفس، که درخواسته ها میانه روی می کند.خوب خواسته ها خیلی فراوان است.انواع تمایلات نفسانی آن نقطه اعتدالش عفت نفس است.اگر زیاده روی کند و اگر کم خواهی کند هر دواش رذیلت است.زیاده روی تبدیل می شود به شرح که نقطه شر است درخواسته های انسانی است و کمی آن نیز تبدیل می شود به خمودگی و سردی که یک انسان بی خاصیت می سازد.که اصلا به دنبال تامین نیازهای بشری نمی رود.پس می بینید شجاعت، عفت، حکمت با تبیین علمای صدر اسلام تا زمان اخیر ما در کتابهای اخلاقی معمولی که الان هست اینها می شود نقطه اعتدال سه قوه اصیل انسانی.حالا اگر آن دو قوه در اختیار قوه ادراک و حکمت قرار گیرند نتیجه اش یک محصول با ارزشی است که آن عدالت است، که اصل چهارم و محور چهارم اخلاق می شود.من این حرفها را خیلی با واقعیتهای علمی و روانشناسی دقیق نمی بینم، اما به هر حال یک برداشتهایی است که قابل توجه است و آن نقطه قابل بحث من قابل استدلال است با همین بحثها که می خواهم عرض کنم.به هر حال اینها همه همتشان این بوده که بگویند اعتدال نقطه اصلی و منشا اساسی در پرگار همه اخلاقیات است و دهها محور و صفت و اصل اخلاقی یا فضیلت و یا رذیلت است که اینها همه باید در این محور توجیه شوند.اگر اعتدال را انسان از دست بدهد دیگر هیچ چیزی ندارد.این همه حرف بود.ما قبول داریم که اعتدال بسیار مهم است اما اینکه حالا مثلا آدم اگر در ادراکش زیاده روی کند و بیشتر بفهمد باید اسمش را بگذاریم جربزه و شکاکیت، اینها را قبول نداریم. خوب می شود آدم خیلی افراط کند در فهمیدن و شکاک نباشد و واقع بین باشد با واقعیات کار کند.و این دو طرف نقطه اعتدال همیشه فکر کنیم فضیلت نیست و رذیلت است اینها از مطالبی است که خیلی قابل قبول نیست.ولی تا حدودی یعنی باید انصاف داد که کاری که این بزرگان کردند و این زحمتی که کشیدند و تفصیل فصول و بصورت کلاسیک درآوردند علم اخلاق را، این کار با ارزشی بوده و آن نقطه ای که امروز مورد استناد من در بحثم هست اینست که به هر حال به اتفاق همه علمای اخلاق اصل اعتدال یک اصل بسیار با ارزشی در تاریخ است از زمان حکمای یونان قدیم که علم تا آنجایی که شناخته می شود و در مکتب یونانیها ریشه مهمی دارد و تا امروز این محور برای علوم اخلاقی و دانشمندان علم اخلاق محفوظ مانده که باید اهمیت دهیم.
کلی قضیه در قرآن و در نهج البلاغه در همه آثار سنن ما هم دیده می شود.
من آنجا هم تردید نمی بینم یعنی اگر کسی یک بررسی جامع بکند، حالت اعتدال و میانه روی حالت مطلوبی است که قرآن و سنت و سیره ائمه ما آن را قبول دارند.این آیه ای که اول صحبتم خواندم این یک سند خوبی است.البته بعضی از مفسرین این وسط را به معنای اعتدال به این تفسیری که من می گویم نمی گیرند اما به نظرم نظر آنها خیلی قوی نیست بهترین تفسیرش همین می تواند باشد که خداوند به مسلمانان می فرماید شما یک امت معتدلی هستید در مشی و رویه های زندگیتان و با این اعتدال از همه امت های دیگر بهتر هستید، فضیلتتان از این نقطه ها آغاز می شود.و آیه ای که در تعلیمات حضرت لقمان است که می گوید معتدل باش در مشی، البته معمولا مفسرین می گویند منظور اینست که در راه رفتن نه خیلی تند برو و نه خیلی کند، ولی حیف است که قرآن را حمل بکنیم براینکه این آیه فقط می گوید راهت را وقتی که راه می روی زیاد تند نرو و یا خیلی آهسته آهسته راه نرو بلکه می گوید متوسط باش، خوب چرا نگوئیم مشی زندگی، چرا نگوئیم در همه زندگی معتدل نباش با توجه به آیات دیگر.و آیات فراوانی هم داریم.از علی بن ابیطالب(ع) که عزیزترین معلم اخلاق ما هستند در سنت اسلامی مان، کلمات خیلی جالبی در نهج البلاغه است و خیلی فراوان که افراط و تفریط را می کوبند و نقطه حق را نقطه اعتدال و وسط جاده می دانند.من دو سه نوع از آنها را برای شما یادداشت کردم که عرض می کنم.یکی حضرت علی(ع) تشبیه می کند زندگی را که انسانها روی یک جاده ای دارند راه می روند و می فرمایند انحراف به چپ و راست گمراهی است و آن وسط جاده حرکت کردن که همان نقطه اعتدال است این راه خداست و راه درست است.این خیلی حرف مهمی است.این در خطبه شانزدهم است. این در مورد مشی زندگی است.در مورد خودشان حضرت علی(ع) می فرمایند که دو گروه در مورد شخص من، اینجا به عقاید بر می گردد، که علی هستم بدبخت و گمراه می شوند و هستند.یک گروه که خیلی مرا دوست می دارند و اینها افراط و غلو می کنند و ما هنوز در تاریخمان علی الله داریم و یک گروه کینه توز و دشمنی داریم که اینها هم از جاده اعتدال خارج می شوند که حرفهای نادرستی را به من می گویند که آنها هم افراط می کنند و اینها هم هلاک می شوند.ببینید دیگر محوری مثل علی بن ابیطالب برای رهبری پیدا نمی کنیم بعد از پیغمبر(ص)، حضرت علی(ع) افراط در محبت خودشان را هم مایه هلاک می دانند و می فرمایند از بین می رود.این خیلی تفاوت دارد و با بعضی از تصوراتی که بعضی از خشکه مقدسها و آدمهای افراطی دارند که در اینگونه مسائل هرچه می توانند مبالغه کنند و هرچه می توانند حرفهای بی پایه بزنند خیال می کنند خداوند اینها را دوست می دارد.این سند خوبی است.در جمله دیگری که خیلی جالب است هم می فرمایند که اگر می خواهید آدم نادان را بشناسید یک تعریف خیلی روشنی دارد و آن اینست که یا افراطی است و یا تفریطی، معتدل نیست.به هر دنده ای که افتاد می خواهد تا آخرین حدش بتازاند. این آدمهای شعاری، این آدم های خشکه مقدس که فشار می آورند به زندگی مردم، رفتار آنها علامت جهل شان است.خوب اگر ما این کلمات متین، حکمت آمیز و حکمت آموز را خیلی فراوان داریم که من شاید قطره ای از یک اقیانوس را برای شما نقل کردم، اینها را در نظر بگیریم.آن سیر علم اخلاق را هم در نظر بگیریم از سقراط تا امروز، حداقل تا مرحوم نراقی ببینیم همه اشان تکیه آن ها روی اعتدال است.و تکیه اشان روی میانه روی است، تکیه اشان روی پرهیز از افراط و تفریط است، پرهیز از بیرون رفتن از اعتدال مسیر است، اینها را ما جدی بگیریم خیلی چیزها برایمان روشن می شود.این خیلی درس خوبی است در این ماه رمضان که آدم فرصت پیدا می کند به مبانی اخلاقی و عملی و وظایف عبادی و چیزهای دیگر بپردازد.در همه زندگی ما باید معتدل باشیم.این وظیفه ماست.گفتم ما با آن تاکید زیاد نمی خواهم بگویم غیر از اعتدال دیگر چیزی در اخلاق نیست آن حرف را نمی شود پذیرفت.اما می شود پذیرفت که بدون اعتدال هم اخلاق الهی، اسلامی و انسانی شکل نمی گیرد. اخلاق اسلامی که شکل نگیرد یعنی جامعه و فرد در محور خودشان نیستند.من حالا اشاره ای به مسائل مختلف می کنم وقتی که ما می گوئیم اعتدال یعنی در همه زندگی.در مسائل عقیدتی، در مسائل عقیدتی ما اگر دچار غلو شویم چه نسبت به انبیا و چه نسبت به اولیا و چه نسبت به رهبران خودمان و چه نسبت به شخصیت های موجودمان، اگر دچار غلو شویم و شعارگونه آنچه که نیست به اینها بخواهیم نسبت دهیم این یک انحراف بزرگ است و نمی گذارد که انسانهای خوب در جامعه تربیت شوند.و آنهارا هم گمراه می کند کسی آمد پیش حضرت علی(ع) یک مداحی غرائی را شروع کرد پیش حضرت، علی فرمود نگو این حرفها را، من آنکه در زبان توست از این کمترم و از آنچه در دلت و در قلبت هست از آن بالاترم. یعنی نه اینقدر آدمی هستم که این حرفهایی که تو می گویی صفات خداست، اینها من نیستم من خیلی کوچکترم.آنکه فکر می کنی من را فریب می دهی و بخاطر حرفهای تو من محبت های ویژه ای نسبت به تو پیدا می کنم من هم از این بزرگترم که گول این حرفها را بخورم و منحرف شوم و خودخواهی ام را اوج دهم.یک اصل است، همان اصل اعتدال در زندگی و شخصیت.ما می دانیم در طول تاریخ افراد غالی خیلی ستم کردند.شیعه را بدنام کردند همین افراد غالی.همین الان در معلومات و کتابهای اهل سنت و تحلیلها و عقاید آنها نسبت به شیعه عقاید تند و دروغی است، البته افرادی در تاریخ بودند و آنطور کردند و اینها هم آنها را سند می کنند و به ما نسبت می دهند.در تخریب اشخاص هم همینطور است.شکستن شخصیت افراد، بدنام کردن انسانهای خوب تاریخ و بزرگان، بیش از آن حدی که هستند اینها را ما تخریب کنیم این هم خطرناک است.همین کاری که مرسوم است در عقاید و کتابهایی که نوشته می شود نسبت به بزرگان اسلام، اهل سنت به بزرگان شیعه اهانت کنند و شیعه به بزرگان اهل سنت اهانت کند، می بینید چقدر آثار بد دارد.می بینید چقدر خسارتهای عمده ای از این ناحیه آمده، خوب این خروج از اعتدال است.اگر با واقعیتها درست برخورد کنیم.در مسائل زندگی تعبیر اعتدال اینجا همین است. اصلا بعضی از مفسرین گفته اند این آیه ابتدای عرایضم شخصا ناظر به اعتدالی است که مسلمانان در مقابل یهودیها و نصرانیها دارند. فرهنگ اساسی آنها ماده پرستی بوده و دنبال پول و مال و منال دنیا بودند و توجهی به معنویات نداشتند، بر عکس آنها شرایطی شد که مسیحیت در دوران فشار ماده پرستان یهودی بر مردم طرفدار دین جدید حضرت مسیح(ع) اینها گرایش پیدا کرده بودند به انزوا و رهبانیت و دیرنشینی و کوخ نشینی، تبدیل شده بودند به افرادی که بیشتر به مسایل معنوی توجه می کنند. اسلام آمد هر دو این جریان افراطی و تفریطی را به هم زد و نه قبول کرد مثل مسیحیها دیرنشینی را و رهبانیت را فضیلت بداند و نه مثل یهودیها که خدایشان پول و طلا و گنج باشد.تصریح قرآن این است که «ما چنین چیزی را به مسیحیت اجازه نداده بودیم که رهبانیت را ابداع کنند، ما از آنها خواسته بودیم دنبال رضایت خدا باشند». آنها رضایت خدا در دیر و کوخ و در رهبانیت جستجو می کنند ولی خداوند این را نمی خواهد، خدا می خواهد که شما بروید از همه زیبائیهای طبیعت استفاده کنید، بر نعمتهای خداوند در طبیعت دست پیدا کنید.تسخیر کنید قوای عظیم طبیعت را.قرآن می گوید بر دوش زمین سوار شوید و زمین با همه منابعش مثل یک اسب راهواری در زیر پای شما باشد، ما این را از شما خواسته بودیم، شما اگر رضایت خدا را می خواهید، این را پیدا کنید، نه اینکه در دیر و ریاضت.به آنهایی هم که دنبال ماده پرستی بودند فرمود «الهیکم التکاثر حتی زرتم المقابر» با آن تهدیدها و دهها و صدها آیه دیگر در هر دو طرفش، این هم زندگی است.
خوب ما نباید دچار افراط و تفریط شویم، ما بعنوان یک حکومت اسلامی که اتفاقا نکته مهم آن همین چیزی است که من در بحثهایم تکیه می کنم.
قرآن می گوید ما این حالت اعتدال را به شما دادیم یکی از اهدافمان این است که شما نمونه و الگو برای دنیا باشید «و تکونوا شهداء علی الناس » شهداء علی الناس، در تفاسیر خیلی قلم پردازی کرده اند، در قیامت شهادت بدهید، در چه چیز شهادت بدهید.
مرحوم علامه طباطبایی هم بیشتر علاقه شان این است که بگویند این «شهداء علی الناس » این حالت وسط الگویی نیست، بلکه واسطه هستیم بین پیغمبر(ص) و مردم و یک نوع شهادت دیگری را می گویند، اما به نظرم یکی از مبانی روشن این آیه این است که ما باید الگوی مردم دیگر باشیم.همانطور که پیغمبر(ص) الگوی ما هست در جامعه خودمان «و یکون الرسول علیکم شهیدا» الگوی زندگی ما پیغمبر(ص) است و الگوی ملتهای دیگر و مکتبهای دیگر باید ما باشیم.
این الگو بودن ما نیز از اعتدالمان بر می آید، یعنی به دنیا و آخرت توجه کنیم، روح و جسم انسان را در همان حدی که معارف ما به ما ارزش قائل شد. توجه کنیم، اینطور می شود.
در مسایل سیاسی که امروز خیلی مسئله ماست، البته هر دو مسئله ماست یکی مسئله اقتصادی که اعتدال در زندگی است و هم مسئله سیاسی که امروز مطرح است، ما دچار افراط و تفریط هستیم، یعنی افرادی هستند که از آن جاده وسطی و طریق حق که علی ابن ابی طالب می گوید:آنجا بمانید این طرف و آنطرف می روند، باید اعتدال را مراعات بکنیم، افراط و تفریط در درون خودش انهدام خودش را خلق می کند، این چیز مهمی است و موضوع یک بحث اجتماعی است که یک خطبه مستقل می خواهد یعنی آدم مفرط دنبال آن هدفی که می روند اگر از طریق افراط و تفریط برود، درست در جهت منهدم نمودن خودش است یعنی بر خلاف هت حرکت می کند و نمی فهمد، یک روز متوجه می شود که همه چیز از دست رفت. ما امروز اگر به زندگی دنیایمان توجه نکنیم به یک ملت فقیر، جاهل و بیسواد نیازمندی تبدیل می شویم که دستمان باید پیش اجانب و کفار دراز باشد، علم و صنعت و تکنولوژی، حتی موادغذایی و همه چیز را ما باید از آنها بگیریم و بعدا هم باید راهنمای زندگی مان آنها باشند.
اگر هم افراط کنیم و تبدیل شویم به یک مردم مادی که اخلاقیات و معارف انسان ساز اسلام را توجه نمی کنند، در حد اعلا که خوب باشیم تبدیل می شویم به یکی از این کشورهای اروپایی که الان هستند خوب ممکن است یکی زندگی خوبی داشته باشند اما اینها که نمی توانند الگو باشند اینها برای خودشان زندگی آرامبخش و لذت بخشی را تهیه کرده اند، خانواده متزلزل، جامعه متزلزل، همه چیز دچار التهاب، امراض خطرناک از طرق مختلف بر سرشان بریزد، محیط زیستشان را نابود کنند و بشریت را استثمار بکنند و یک جزیره رفاهی برای خودشان به صورت ظاهری درست کنند و انبوه مردم دنیا را فقیر بکنند که وجدان انسان را می کشد و می کوبد، خوب ما چنین نمونه ای می خواهیم باشیم که نمی توانیم باشیم.
بنابر این ما همین راهی که اسلام به ما داده است هم منابع طبیعی را نقد کنیم، سازندگی کنیم، معادن، منابع آسمانی، منابع زمین، انرژی را و نیروهایمان را تربیت کنیم، دانشگاهها را تقویت کنیم، بچه هایمان را باسواد بار بیاوریم، جامعه مان را باسواد بار بیاوریم این کار را انجام دهند، در عین حال توجه به مسایل معنوی، اخلاقی و حکمتهای عظیم الهی که روح قرآنی و اینها
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
