خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱۳ / ۳ / ۱۳۷۹
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱۳ / ۳ / ۱۳۷۹ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله جنتی ۳ / ۴ / ۱۳۷۹
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله جنتی ۳ / ۴ / ۱۳۷۹ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
04ساعت
59دقیقه
02ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۲۰/۳/۱۳۷۹

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 68

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۲۰/۳/۱۳۷۹؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۲۰/۳/۱۳۷۹ با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۲۰/۳/۱۳۷۹:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۲۰/۳/۱۳۷۹ به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۲۰/۳/۱۳۷۹ با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۲۰/۳/۱۳۷۹ تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۲۰/۳/۱۳۷۹ را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۲۰/۳/۱۳۷۹ :

خطبه اول

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین والصلاه والسلام علی رسول الله و علی ائمه المعصومین اوصی عبادالله بتقوی الله و اتباع اوامره،

اعوذبالله من الشیطان الرجیم،

«ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم »

با تذکر اکید در مورد توجه به وظایف اسلامی و انسانی و مراعات حدود الهی در همه احوال در زندگی امت عزیزمان بحث قرآنی مان را ادامه می دهیم که مدتهاست این بحث در خطبه اول مطرح است، تابحال چند بخش از مباحث قرآنی مطرح شده، آخرین بخش آن که به بخش اخلاق رسیده بود و در درس اخلاق مساله اعتدال که یک بحث محوری است در علم اخلاق، چند خطبه خواندیم، گرچه این بحث نیاز به مطالب بیشتری دارد که مطرح کنیم چون مطالب فراوانی هنوز هم در اخلاق و هم در بحث های دیگر قرآنی داریم به همان مختصر اکتفا می کنیم و بحث اخلاقی را از دید قرآن ادامه می دهیم.

یکی از مسائلی که در علم اخلاق یعنی در مقدمه بحث ها مورد توجه است تقسیم بندی از مباحث اخلاقی علم اخلاق از بعد نظری و عملی و تطبیقی در سه بخش مورد تحلیل قرار میدهند، البته مسئله مهم من بعد عملی است که می خواهیم بعدا وارد شوم و نمونه های مهمی از موارد مهم حضور تقوی در جامعه، یا ضدتقوی و اخلاق را مطرح کنم.

اخلاق را از بعد عملی بررسی کنیم که نوعا هم همراه با تقوی است.

اما آن دو بخش که یکی اخلاق نظری است و یکی تطبیقی و مقارنه، امروز مختصری درباره آنها می گویم.بحث هایی که در اخلاق نظری مطرح می کنم، یکی فلسفه اخلاق است و یکی بحث اتلاق اخلاق است و دیگری مسئله وجود مصالح و مفاسد حقیقی در پشت دستورات اخلاقی است که آیا واقعا این حکمت هایی که در علم اخلاق توصیه می شود به واقعیت های مصلحت آمیز و یا مفسده انگیز متکی است یا مصلحت ظاهری و سطحی است، قبح و قسن ذاتی که در خیلی جاهای دیگر مطرح است اینها بحث هایی است که در مباحث نظری اخلاق بحث می شود، من نمی خواهم خیلی در مورد آنها صحبت کنم و در مقارنه و تطبیق مقایسه مکتب های اخلاقی، هم بحث آن خیلی وسیع است اختلافات اساسی در مبانی اخلاق و پایه و محورهای احکام اخلاقی و حکمت عملی است که در طول تاریخ بوده و به چند مورد مهم آن اشاره می کنم و بعد یک نقطه از این دو قسمت تطبیقی و نظری را عرض می کنم که یک بحث مهمی است و بعد به آینده واگذار می کنیم اگر فرصتی بود توضیح بیشتری پیرامون آن می دهیم در مقارنه و تطبیق مبانی اخلاقی چند محور به چشم می خورد.در مکتب سقراط و افلاطون که شاید بنیانگذار این علم اخلاق جاری و کلاسیک هستند آنها محور را علم و دانش در اخلاق می دانند، بعد از آنها ارسطوست که پیشتر به عقل و تحلیل های عقلی در پایه مسائل اخلاقی اهمیت می دهد و این دو محور تا چند قرن اخیر همه جا در مکاتب اخلاقی مورد بحث و مورد توجه بوده است، در قرون اخیر افرادی به تبعیت از هیگل که فیلسوف معروف قرن است آمدند و بیشتر رفتند به سراغ قانون و مقررات و گفتند محور اخلاق صحیح، قانون مقررات انطباق با قانون و مقررات داشتن زندگی انسان است و بعد از آن در اروپا یک بحث بسیار جدی مطرح شده که آن مطلب چهارم است که درباره آن مقداری حرف می زنم، آن افکار عمومی را محور اخلاق قرار دادند و گفتند که آنیکه افکار عمومی و جامعه می پسندد آن محور اخلاق است و باید منطبق با آن کار کرد.قبل از اینها که مربوط به دوران قبل از میلاد است مکتبی به سوفسطایی ها منتسب است که آنها اصولا خود انسان و خواست انسان و میل انسان را محور اخلاق قرار دادند و گفتند هرچه آدم خودش بخواهد همان اخلاقی است و دلیلی ندارد ما خودمان را گرفتار باخته های دیگران بکنیم، اخلاق عنوان فردی دارد و آنهم عنوان میل و خواست است که البته در اروپای جدید بعد از هیگل و اینها، این نظریه نظریه سوفسطایی دوباره توسط نیچه به خصوص احیا شد که او باعث شد این فکر به سور مختلف در اروپا شکل پیدا کند و نیچه ای ها خیلی جاها را قبضه کردند و افکارشان شیوع پیدا کرد و مکتب اصالت الذه که اصل را در زندگی بشر لذت و خوشگذرانی می بیند از شاخه های همین افکار سوفسطایی است که عملا در فرهنگ غرب تاثیر زیادی گذاشته است، چیزهای دیگری هم هست و من نمی خواهم همه شاخه های اینها و یا حتی مکتب های اصولی اینها را مخصوصا در شرق که چیزهای دیگری هم بود مطرح کنم چون خوب معلوم است که افکار عمومی مخاطب ما اکثرا خیلی آمادگی وارد شدن در این مسائل تاریخی مکتبی که اگر بخواهد باز بشود باید به اصطلاحات علمی مطرح شود خیلی ندارد ولذا ما خلاصه و ساده کردیم، اسلام در مقابل همه اینهاست نه به این معنا که همه حرفهای اینها را رد می کند، من اگر اسلام را می گویم بیشتر قرآن را می گویم چون محور بحث من بحث های قرآنی است، قرآن بگونه ای با اخلاق و پایه هایی که اخلاق بر آنها متکی است برخورد می کند که نقاط مثبت همه این چند مکتب را دارد و نقاط منفی و اشکالات جدی که به هر یک از اینها وارد است آنها را ندارد، هم علم و دانش، هم عقل و خرد.هم قانون و مقررات و هم افکار عمومی و هم خواست خود انسان در خیلی از موارد، همه اینها می تواند در پایه های علم اخلاق سهم داشته باشد و ما نمی توانیم منحصر کنیم علم اخلاق را که می خواهد همه زندگی انسانها را آنهم از دید قرآن که همه ابعاد تاریخ را شامل شود محدود شود به یک بخش از اینها که هر بحث دیگری کنیم خوب می گوید این بحث اخلاقی نیست و باید در فلان علم به دنبالش میرویم، پس در تعارنه مکتب های اخلاقی ما نظریه جامع داریم از قرآن که همه نقاط مثبت را می توانیم جز پایه های اخلاق حساب کنیم و حقیقتا هم هست نه اینکه حالا یک مصالحه ای و داوری صلح اندیشی می خواهیم بکنیم بین اختلاف نظرها، واقعیت این است.

آنها هر یکی یک بخشی را گرفته اند شاید به تناسب اقتضائات زمان خودشان و یا افکار خودشان ولی قرآن که از بام دنیا نازل شده و همه چیز را زیر نظر می گیرد و با فطرت انسان طرف است، آن، اینطوری عمل نمی کند، اصولا اینطوری است، محور اخلاق، اصل اول آن، آن استعدادها و خواست ها و تقاضاهایی است که در وجود همه انسانها خداوند قرار داده است، که همه چیز هست و علاوه بر این هدایتی است که عقل را هادی اصلی قرار داده برای آن قرائض و تعدیل خواسته های قرائض و وحی ای را هم حامی عقل قرار داده که اگر عقل نتوانست به همه زوایای بسیار پیچیده مسائل اجتماعی و فردی برسد، وحی ای به کمک او می آید، بنابر این، اینها هم عقل است و هم علم است و هم افکار عمومی است، هم خواسته های خود انسان هست، و خیلی چیزهای دیگری هم باز ملاک است، یک محور جامعی، اسلام قرار داده که ما می توانیم بحث اخلاق را بر همه این پایه ها ببینیم، همین جا که مقارنه و تطبیق می کنیم یکی از بحث های ما نسبیت اخلاق است، یکی از بحث های بسیار جدی که این چند قرن اخیر به خصوص در بین اخلاقیون و فلاسفه وجود دارد مساله این است که آیا واقعا اخلاق، اصول ثابت دارد یا اینکه نسبی است، نسبی یعنی به مقتضی زمان و مکان و افکار عمومی و شرایط ارزش های اخلاقی هم عوض می شود این خیلی بحث مهمی است که در دنیا اتفاق افتاده مخصوصا از بحث هایی که ویلدورانت کرد و به خصوص در کتاب لذات فلسفه وضع عمومی پیدا کرده در بسیاری از دانشگاههای دنیا هم این بحث ها هست و قرنها هم بوده است، این بحث ضمن اینکه اصلا جنبه علمی و روانشناسی دارد ولی از لحاظ اجتماعی و سیاسی تاثیرهای عجیب و قریبی در تاریخ گذاشته و امروز هم دارد که یک کمی به این می پرداریم.

ما از دید اسلامی قبول داریم که مواردی هست که مسائل اخلاقی تابع شرایط و زمان و مکان است، این هست اما تکیه اصلی اسلام در بحث اخلاق اینها نیستند، برای مباحث اخلاقی بیش از شصت مورد در کتب اخلاقی ما هست که همه اینها در قرآن آیه آمده و در سنت و سیره برای اینها نمونه های خوبی داریم، اینها از اصول ثابت هستند و نمی شود اینها را نسبی حساب کرد، مثلا چند تا از اینها را مثال می زنیم بعد انشاالله در بحث اخلاق عملی که وارد می شوم یکی یکی اینها را بررسی می کنیم، اینها چیزهایی هستند که ارزشهای ثابت بشری هستند، مثلا راستگویی و دروغگویی، نمی شود گفت که راست گفتن ارزشش نسبی است مثلا در زمان حضرت نوح خوب بوده، در زمان حضرت عیسی می توانست خوب نباشد، یا پیش از میلاد و یا بعد از میلاد و این یک بحث یک موضوع اخلاقی است و ارزش ثابت برای انسان، یا سپاس و شکر در مقابل ناسپاسی ارزش می شود و سپاس مندی در مقابل منعم بی ارزش می شود، ارزشش را از دست میدهد و تابع زمان و مکان و شرایط، سن و تغییر جامعه است. اینها نسبی نیستند اینها ثابت اند.کسانی که می گویند اخلاق نسبی است باید همه اینها را بپذیرند.یعنی در یک زمانی عدل مقبول است و یک جایی هم اصلا باید ظلم کرد در یک شرایط زمانی ومکانی، و خیلی از عناوینی که شما می دانید در اخلاق داریم، ما همه این موارد ثابت را می پذیریم که در یک زمانی، در یک شرایطی ممکن است اتفاقی بیفتد و یک استثنایی بخورد.این نمی شود که ارزش عدالت از بین می رود.در یک شرایطی است که با یک کسی، با یک جایی، بخاطر شرایطی که آن دارد جور دیگری رفتار می شود که البته آن را هم را باز به عدل بر می گردانیم. و دروغ گفتن، هیچوقت نمی شود گفت که دروغ گفتن خوب است، اما مواردی هست که می گویند در جایی اگر نشد تقیه کنید، اگر نشد به صور دیگری بگویید دروغ مصحلت آمیز را البته با یک شرایطی بپذیرد.این نه اینکه ارزش صدق وراستی نسبی است، در همان موقع هم راست گفتن در ذات خودش بهتر است.اگر یک اتفاقی افتاد و بنا شد راست گفته نشود آن موقع یک استثنایی است که برای آن استثنا یک مصلحت اقوا لازم است که خوب در خیلی از جاها می شود به آن توجه کرده اسلام آن طوری خشک نیست، فرض کنیم کسی جانش در خطر است و الان بناست همه چیزش از بین برود و یا جان یک عده ای را باید به خطر بیندازد با یک راست گفتن، در جبهه و یا در جای دیگری یا در یک بازجویی، آیا آنجا باز راست گفتن هم باید باشد یا نه.

این بحث ها و یا استثناها می تواند اتفاق بیفتد اما نسبیت اخلاق خطرناک است.بسیاری از صاحبنظران این حرف را می زنند که چون بحث نسبیت اخلاق در اروپا در دوره رنسانس و بعد از آن و اضافه شدن مکتب اصالت الذهی ها اینها باعث شد که ضربه شکننده و خرد کننده ای به زیربنای زندگی اجتماعی و اخلاقی و فرهنگی غرب وارد شود.یعنی با این بحث ها در دانشگاهها و مراکز تحقیقی ورسانه ها، در ذهن مردمشان وارد کرده اند که این ارزشها و این اخلاقیات و این فرهنگ و آداب و رسوم و این چیزهایی که ما می بینیم، اینها ارزش مطلق نیستند، اینها نسبی هستند و یک وقتی می توانند باشند و یک وقتی هم می توانند نباشند. چون اینجوری بار آوردند آن شاخه های اصلی فضیلت و تقوا و سازنده انسانها و مقوم معنویت جامعه را پایه اش را در افکار غربی ها سست کردند.فرهنگ غرب در قرون اخیر بر این مبنا شکل گرفت.البته اینجا هم دو بخش است یک بخش همین اصول ثابت است و یک بخش هم آداب و رسوم و چیزهایی است که معمولا در قبایل شکل می گیرد.کشاورز یک جور آداب دارد و دامدار یک جور آداب دارد.صنعتگر یک جور آداب دارد، دانشگاهی یک جور آداب دارد، بازاری هم یک جور آداب دارد، در مراحل تاریخی هم وقتی که نگاه می کنیم در این قطعات به تناسب زندگیها و نوع ارتباطات آداب و رسومی هست، اما همانجا هم آن اصول ثابت، فرض کنید صدق و عدل، شکر که قبلا گفتم اینها ارزش خودشان باقی است.این کاری که فرهنگ غرب با دنیا می کند و تقریبا همه دنیا را آلوده کرده ومساله غرب زدگی بلای جان همه دنیا شده، این دو ریشه به این برمی گردد.

یعنی اصول اخلاقی که انسانها باید حداقلی از آنها را ثابت در زندگی شان داشته باشند که من فکر می کنم در کتابهای اخلاقی ما حدود ۶۰ تا ۷۰ مورد است که حالا اگر در یک خطبه آنها را شمردم و قاعدتا آنها را می دانید منتهی با یک بحث جامع تری باز می کنم، این اصول ثابت را متزلزل کردن بر مبنای این یک فرهنگ آلوده ای و مخلوطی که نقاط مثبت و منفی دارد و لی پشت سرش یک جریان عظیم تبلیغی هم قرار گرفته اینها را در دنیا پخش می کنند، از کودکی تا پیری همراه مردم است، بلایی برای مردم شده بخاطر همین زیربنای فکری نادرست که نسبی کردن اخلاق است.گفتم مواردی ما می توانیم در یک زمانی از یک اصلی چشم بپوشیم اما این غیر از نسبی بودن واقعیتش است.در عالم واقع آن در همه احوال ارزشمند است و ضد آن ضد ارزش است.این تفکر که آمده یک بلایی شده و امروز هم دنیای ما گرفتار این بلاست که من می خواهم یک قدری در این بحث مهم مبنایی اخلاقی که مطرح کردم یک نتیجه روشنی هم از مسائل روزمان بگیریم که ببینید چه اطلاعاتی برای بشر پیدا شده است. خوب این افکار اصلی است که تقریبا چند نسل در غرب روی آن کار شده و الان حاکم بر اکثر افکار عمومی غربیها است، با امکاناتی که بتدریج اینها جذب کردند یک شبکه بسیار بسیار نیرومندی هم در دنیا درست کردند که پشتوانه ترویج و حفاظت و توسعه این اشتباهات است.آنوقت ببینید چه بر سر بشریت اینها می توانند بیاورند.

مافیای تبلیغی که امروز در اختیار غربیهاست هیچوقت در دنیا سابقه نداشته و یچوقت بشریت گرفتار این چنین شبکه تار عنکبوتی خطرناک نبوده است.که البته اگر ما می توانستیم در این شبکه مطالب حق و درست بریزیم این شبکه می توانست ظرف چیزهای بهتری باشد و می توانست مفید باشد ولی متاسفانه امروز اینجوری نیست.اینها الان قرنها کار کرده اند، شبکه هایی درست کردند از روزنامه ها، مجلات، فیلم ها، تئاترها، نمایشنامه ها، داستانها و اخیرا رادیو، تلویزیون، ماهواره، اینترنت و همه جا هم افراد خاصی در سراسر دنیا با این شبکه مرتبطند و می گردند در هر کشوری و امروز هم همه دنیا آدمهای مناسب افکار خودشان را پیدا می کنند و مرتبط می کنند با این شبکه، حالا یا روزنامه، یا خبرنگار، یا مفسر ویا محقق و یا هر عنوانی چون بتدریج شکل گرفته الان هم دیگر حالت تصاعدی خطرناکی پیدا کرده چون هر روز در دنیا تعداد زیادی افراد جدید را هم جذب می کنند و شناسایی می کنند و اضافه می کنند.آن شبکه هم پول دارد، هم نیروی انسانی دارد و چون همه جا مؤثر است در دولت ها، در دانشگاهها، در احزاب، در قبیله ها همه جا می تواند حضور داشته باشد، در نیروهای مسلح، در نیروهای انتظامی، در اطلاعات دنیا، می توانند امکانات هم جذب کند. پشتیبانی یک حکومت، گرفتن دهها امتیاز پر سود، شکستن یک حکومت، بدست آوردن بسیاری از منابع.یک شبکه اینجوری را در دنیا درست کردند.و حکومتهای محلی، احزاب و گروهها، آنهایی که می خواهند کار بکنند ابتدا شاید با حسن نیت و برای اینکه از این شبکه استفاده کنند به نحوی بااینها مرتبط می شوند که از امکانات اینها استفاده کنند.فردا می بینند که در دام اینها افتادند.اینها را گرفته اند و برده اند و حالا از آنها استفاده می کنند.یک مصاحبه یک مقاله، یک طرح نظریه، یک داوری، یک چیزی درست می کنند و واقعا شبکه خطرناکی شده است.مدتهاست مساله امپراطوری تبلیغاتی و یا امپراطوری خبری و یا امپراطوری فرهنگی، انحصارات تبلیغاتی در ادبیات فعلی ما سابقه طولانی دارد، ولی حالا دیگر با این فضایی که در دنیا درست شده است واقعیتهای خیلی روشنی در اختیار است و همه این را می دانیم.من این بحث را برای خودم و برای جامعه امان و انقلابمان بسیار مهم می دانم که این بحث را مطرح کنم و من خواهش می کنم از صاحبنظران، اساتید، نویسندگان و صاحبان تریبون این بحث رانقد کنند ببینند که درست است یا نیست.اگر درست است با این بحث باید مردم مان را بیدار کنیم اگر درست نیست خاطر مردم را جمع کنیم.به نظر می رسد امروز دنیای گرفتار یک چنین مافیای خطرناکی است و اینها در هر جای دنیا می توانند دخالت کنند و اهداف خاص خودشان را اجرا کنند.

دوره آوردن ناوگان دریایی گذشته است، شما به دویست سال که برگردید انگلستان هر جایی را که می خواست بگیرد یک ناوگان دریایی می آورد و تهدید می کرد و کارش را انجام می داد. همین ایران مثلا در زمانی که امیرکبیر می خواست مرزهایش را در ایران محکم کند و متصرفاتی که از دست رفته بود پس بگیرد، ناوگانشان را به بوشهر آوردند و گفتند از شمال شما برگردید تا ما هم برگردیم.یا یک شبکه جاسوسی داشتند می رفتند جایی یک نفر را می کشتند و جایی را نابود می کردند، ترور می کردند و یا امثال اینها.یا شبکه حکومتی داشتند، ارتشهای محلی را داشتند.آن دوره اش دیگر گذشته و کم شده است.بعد از آن شبکه اقتصادی جایگزین شده بود و صنعتی، خوب قدرت عظیمی است، آن شرکتهای بزرگ، پولهای بزرگ، منابع بزرگ، امتیازاتی که گرفته بودند، اینها شبکه ای بود با اینها کار می کردند.آنها هست اما دیگر نقش اصلی را ایفا نمی کند.

قوی ترین امکانی که در این مدت جذب کردند امپراطوری تبلیغاتی و خبری است که بدترین نوع استعمار است شما قرآن را که می خوانید وقتی که اصحاب جهنم را از آنها می پرسند چرا این روزگار تلخ سراغ شما آمده است، می گویند اگر می فهمیدیم و تعقل می کردیم در این آتش سوزان جهنم نبودیم.خوب این شبکه خطرناک فرهنگی و تبلیغی عقل مردم را می گیرد، هوش مردم را می گیرد و تصمیم سازی می کند.لازم نیست تصمیم گیری کند تصمیم سازی می کند.یعنی به گونه ای جریان را پیش می برد که خود مردم فریب بخورند و تصمیم بگیرند که این اتفاقات در دنیا می افتد، بسیار خطرناک است.فکر می کنم آن بحث های عظیمی که در مثلا یک قرن یا نیم قرن پیش ماها و نویسندگان می کردیم و مساله استعمار را بیشتر می بردیم سراغ حکومتها ودولتها و احزاب و اینها، الان استعمار را باید اینجا بکوبیم.و باید مردم مان را بیدار کنیم بخصوص جوانانمان را بیدار کنیم که مواظب باشند که چه شبکه ای آنها را محاصره کرده و چگونه دارد عقلشان و فکرشان فرهنگشان ساخته می شود، آنهم با آن زیربنا که عرض کردم.گفتم آنها اخلاق نسبی را مبنای فرهنگ غرب کردند و اصول اخلاقی حاکم بر جوامع را تضعیف کردند با این شبکه، فرهنگ غربی که ما می گوییم روی علمشان بحثی نداریم، روی تکنیک آنها بحثی نداریم روی کارهای خوب عمرانی وامثال اینها که بحثی نداریم آنها را ما موظفیم برویم وبگیریم و بیاوریم و اقتباس کنیم.اما آن فرهنگی که خطرناک است اینست.این ماهیت قضیه است.شما همین داستان بسیار زشت، مفتضح، همین دو سه روز اخیر را ببینید و ببینید این شبکه چه می تواند بکند.

ما آخرین نمونه را می گوییم اگر بخواهم نمونه بگویم یک کتاب بزرگ می شود نمونه گفت هر چقدر شما بخواهید ما همه هفته نمونه داریم حالا آخرین آن را که می گوییم همین داستان فرد معروف به بهبهانی که شبکه مافیایی غرب راه انداخت. ببینید از هیچی از یک چیزی که آنها در آن محکوم هستند چه ماجرایی در دنیا ساختند، در ظرف دو سه روز، یک آدمی با اسلحه دزدی کرده و سرقت مسلحانه کرده که طبق قانون ما محکوم به اعدام است، از کشور فرار می کند و به عراق می رود آنجا متوسل می شود به یک گروه جنایتکاری که سرتاپایشان ترور و فساد و افساد است و آنها مجبور شدند از ایران فرار کنند، این همه آدم کشتند، این همه انسان شهید کردند، این همه جاسوسی کردند، این همه تخریب کردند و باز با مایت یک دولتی مثل بعث عراق که تا مرفق دستهایش به خون انسانهای شریف آلوده است نوکر اینها بوده بعد به اسم مبادله اسرا این را مخلو

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.