اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۵ /۱۲ /۱۳۷۹
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 41
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۵ /۱۲ /۱۳۷۹؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۵ /۱۲ /۱۳۷۹ با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۵ /۱۲ /۱۳۷۹:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۵ /۱۲ /۱۳۷۹ به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۵ /۱۲ /۱۳۷۹ با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۵ /۱۲ /۱۳۷۹ تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۵ /۱۲ /۱۳۷۹ :
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله الذی لااله الا هو عالم الغیب و الشهاده و هو الرحمن الرحیم و الصلاه و السلام علی اشرف الانبیاء و افضل السفراء و خاتم الرسل محمد و آله الطاهرین.
اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله فان خیر الزاد التقوی.
برادران و خواهران نمازگزار خود و شما را توصیه و سفارش می کنم به رعایت تقوی و مراعات حدود و احکام الهی که بهترین و زاد توشه ی این راه پر فراز و نشیب زندگی است که بتواند ما را در همه ی این راز و نشیبها و عقباتی که در پیش داریم رهنمود باشد و حفظ کند انشاءالله.
یک جمله ای از حضرت جواد امام محمد تقی سلام الله علیه اینجا به عرضتان می رسانم در ارتباط با همین بحث حضرت فرمود المؤمن یحتاج الی توفیق من الله و واعظ من نفسه و قبول ممن ینصحه با این که انسان خدا و رسول را قبول دارد اعتقادات الهی و ایمانی را قبول دارد در عین حال نیازمند به این سه مطلب هست اول توفیق الهی یعنی فراهم آمدن اسباب و وسائلی که انسان را به طرف خیر هدایت کند و از شرور باز دارد در فراز و نشیبهای زندگی و در برخوردها و پیش آمدها و حوادث نشست و برخواستها که گاهی به طور قهری و طبیعی انسان در یک سزای قرار می گیرد اینجا توفیق الهی لازم هست که انسان اولیها محفوظ بماند و به طرف خیر و خوبیها حرکت کند توفیق را بیشتر همینجور معنا کردند البته خود انسان نقش مهمی دارد در فراهم آوردن ابزار و وسائل ولی بیشتر ضمن توجیه اسباب و وسائل یعنی رو آوردن به اسباب و وسائل توجیه اینجا به معنای آن توجیهی که طرف را توجیه بکنند نیست یعنی روآوردن به مسائل و ابزارهایی که انسان را به خیر ببرد برخی از چیزها هست که در اختیار انسان نیست حوادث عمومی و مقدرات کلی و پیشامدها که در حوزه ی داخلی زندگی پیش می آید در محیط کار پیش می آید در محیط جامعه پیش می آید توفیق الهی یک کمک بزرگی است که مؤمن با آن نیازمند است و بعد از درون خودش خود خویش را نصیحت کند واعظ من نفسه به خودش می گوید من چرا اینقدر مغرورم چرا اینقدر خودم را بزرگ می بینم چرا من فکر می کنم همینجوری که من فکر کنم همه باید مثل من فکر کنند و فکر خودم را فکر همه ی مردم می دانم و هرچی می خواهم بگویم می گویم همه اینجور هستند یا همه همینجور باید باشند و دهها صفتی که در انسان هست انسان باخودش صحبت کند با خودش، خودش را نصیحت کند ببیند چه جور آدمی هست پیش از این که دیگران انسان را ارزیابی کنند و برادران مؤمن به مومن نصیحت کنند و آینه ی یکدیگر باشند و عیوب و نواقص را بگویند خود انسان خودش را نصیحت کننداین واعظ درونی خیلی مهم است یعنی انسان خودپسندیش کنار برود خودخواهیش کنار برود غرور وکبر و نفرتش کنار برود برای دیگران برای جامعه برای نظام برای مردم برای خدا برای ارزشها برای مقدسات احترام قائل باشد به قول معروف عوامانه پایش را از گلیم خودش درازتر نکند گلیمش را بشناسد اندازه ی خودش بشناسد در اندازه ی خودش راه برود و هکذا این یک واعظ درونی است که مؤمن به آن نیازمند است البته این به معنای رکود، رکون و خمودی نیست این بحثی است در جای خودش باید بررسی شود انسان باید مؤمن باید زیرک باشد فهیم باشد هوشیار باشد متحرک باشد ولی خودش هم گاهی خودش را باید نصیحت بکند این دومین چیزی است که حضرت جواد سلام الله علیه می فرمایند ایثار مؤمن به آن نیازمند است و قبول ممن ینفعک حالا خود انسان خودش را نصیحت بکند و گاهی می پذیرد نمی پذیرد یک بحث است بحث دیگری است این است که دیگران که انسان را نصیحت می کنند به پذیرد ببیند آن کسانی که نصیحت می کند و خیرخواه هست او چه می گوید و مطلبی که می گوید اگر به خیر و صلاحش هست برای دنیایش برای آخرتش برای رشدش سلامتش برای هر بخشی اگر کسی نصیحتش کرد قبول کند نگوید که من بزرگتر از آن آقا هستم من سوادم بیشتر است من مقامم بالاتر است من درس بیشتر خوندم من خطم خوبتر است من بیانم خوبتر است نه خیر گاهی ممکن است یک کودکی یک جوانی یک نوجوانی یک آدم دیگری که در سمتهای ظاهری دنیا کوچکتر از انسان هست اما مطلبی را به انسان تذکر می دهد نصیحت بکند و انسان باید ببیند این مطلب چیه و قبول کند نصیحت ناصحین را این هم سومین چیزی است که حالت رد نداشته باشد که هر کس نصحیت می کند فورا می گوید که دیگر حالا رسیدیم به جایی که شما می خواهی نصیحت بکنید یعنی هم خودش را خیلی بالا می گیرد هم طرف را خیلی تحقیر می کند یعنی دوتا زشتی اخلاقی برایش پیش می آید چه خبر است که یک کسی نصیحتش کرده نمی خواهد این نصیحت بشنود نه قبولا ممن ینصحک وقتی کسی نصیحتش می کند آن نصیحت را گوش کند و بپذیرد این سه خصلت هست که امام جواد سلام الله علیه می فرمایند که آدمهای مؤمن به این خصلتها نیازمندند یعنی آدم مسلم و مؤمن و متدین با این که خوب از جهت دین مشکلی ندارد ولی محتاج این سه چیز هست اینها را رعایت کند طبعا ایمانش تکامل پیدا می کند و انشاءالله می رسد به همان درجه ای که در همه ی جهاد و خطرات محفوظ بماند.
ما در خطبه اول بحث شکل حکومت اسلامی را از دید قانون اساسی بررسی کردیم اصل سوم را که ۱۶ بند داشت در هر جلسه ای یکی از این بندها را بررسی کردیم رسیدیم به آخرین بند اصل سوم قانون اساسی بند ۱۶ که مربوط به سیاست خارجی کشور هست در نظام حکومت اسلامی قانون اساسی برای سیاست خارجی کشور در یک بند در این اصل سوم بحث می کند و به دلیل اهمیتی که سیاست خارجی دارد یک فصل جداگانه ای هم در فصل دهم قانون اساسی باز کرده و تعدادی اصل هم آنجا تکلیف را مشخص کرده حالا ما چون با ترتیب بحث می کنیم هر وقت به آنجا رسیدیم باید مفصلتر آنجا صحبت بشود ولی در آن بند ۱۶ که مربوط به یاست خارجی هست تعبیرش این هست تدوین سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلام تعهد برادرانه نسبت به همه ی مسلمانان حمایت بی دریغ از مستضعفان جهان این سه مطلب هست که در این بند ۱۶ آمده است که تکلیف سیاست خارجی کشور را به شکل کلی معین کرده خوب قبلا روشن هست که معنای این که سیاست تدوین سیاست خارجی کشور یعنی نمی شود دربهای کشور را بست و گفت ما در خانه ی خودمان هرجور دلمان می خواهد زندگی می کنیم و کاری به کار دنیا نداریم و به دنیا هم هیچ ارتباطی نمی خواهیم داشته باشیم یا نباید داشته باشیم و اصولا یک منطقه ی بسته ی را درست کنیم بگوییم اینجا می خواهیم زندگی کنیم نه در نظام اسلامی چنین چیزی نیست در نظام اسلامی ارتباط با دیگر کشورها دیگر ملتها دیگر مذاهب و دیگر انسانها یک اصل هست اسلام اصولا برای گروه خاصی و منطقه ی خاصی و زمان خاصی نیامده است برای بشریت آمده است و برای همه است حالا شما می گویید که در زمان پیغمبر اکرم کشور اسلامی کجا بوده و کشورهای دیگر کجا بوده این بحث تاریخی سر جای خودش وقتی می گوییم کشور اسلامی یعنی قلمرو حاکمیت مقررات اعلام شده از طرف حاکم اسلام خوب معلوم است که قدرت حاکمیت پیغمبر اسلام در جزیره العرب روزهای اول در مدینه و تا حدودی اطراف مدینه آهسته آهسته مکه فتح شد در مکه بسیاری از مناطق اطراف هم فی الجمله فتح شد وسیعتر شد شعاع قلمرو حاکمیت احکام اسلامی که به وسیله ی حاکم اعلام می شود همان کشور اسلامی است و خود به خود توسعه پیدا می کند یا خدای ناکرده تضیعی پیدا می کند خوب همان روز می دانید ایران برای خودش یک کشور جدای مستقل شاهنشاهی بوده روم یک کشور جدای مستقل شاهنشاهی بوده و بزرگترین قدرتهای آنزمان بودند و کشورهای دیگر که با سیستمهای گوناگون وجود داشتند و اسلام دنبال دعوت همه ی آنها بوده پس نکته ی اول این است که این تصور نشود که ما وقتی حکومت اسلامی داریم یعنی هیچ ارتباطی با هیچ کس نداشته باشیم نه خیر با دنیا باید مرتبط بود با کشورهای دیگر باید مرتبط بود باید رفت وآمد داشت باید داد و ستد داشت نشست و برخواست داشت گفتگو داشت تبلیغ داشت ترویج داشت اسلام را حقائق اسلام را برای دنیا و برای مردم باید گفت و با آنها نشست و برخواست و داد و ستد هم باید داشت منتهی ضوابطی ذکر می کند اول می گوید معیارهای اسلامی خوب معیارهای اسلامی برای سیاست خارجی می شود که بحث طولانی ببرد ولی به طور اجمال بنده عرض می کنم که معیارهای اسلامی یعنی از ساده ترین مباحث و مطالب گرفته تا پیچیده ترین و حساسترین مسائل ساده ترین مثل، مثلا در دنیا رسم هست آقایان با خانمها دست می دهند در اسلام دست دادن آقایان با خانمها ممنوع است خوب حالا ما با یک کشور دیگری ارتباط داریم رفت و آمد داریم یا ما می رویم یا آنها می آیند بگویند این ادب اجتماعی است می بایست رعایت بشود نه خیر اسلامی می گوید نباید رعایت بشود و باید در عمل بفهمانید که ما چنین چیزی را رعایت می کنیم خوشبختانه در اوائل انقلاب همین کار انجام گرفت و امروز دنیا این مسئله را می دانند یا فرض کنید که شرکت در میهمانیهایی که مشروبات الکلی صرف می شود خوب طبعا شرکت در این جلسات حرام شرعی هست حتی نشستن کنار میزی که روی این میز مشروب الکلی وجود دارد خوب اشکال شرعی دارد یعنی حرام است و جایز نیست خوب در کلیه رفت و آمدهایی که انجام می گیرد خوشبختانه در داخل کشور که چنین چیزی نیست اما در خارج که گاهی ممکن آداب و رسوم آن کشور باشد حتما می بایست کسانی که از ناحیه جمهوری اسلامی شرکت می کنند به عنوان نمایندگی هیئت یا به هر صورتی که هست از جمهوری اسلامی هستند در این مهمانی یا شرکت نکنند و یا جداگانه و در شرایطی که رعایت این حدود و احکام بشود اینها مسائل ساده و ابتدائی خوشبختانه باز دنیا همین مسائل را می دانند و معمولا رعایت می کنند کنار هم نشستن مرد مثلا سفیر نماینده یا عضو هیئت از جمهوری اسلامی ایران کنار یک خانمی که کاملا بی حجاب هست و با لباسهای کذایی هست خوب معلوم است که این خلاف مقررات اسلامی است خلاف معیارهای اسلامی اینها مسائل ساده است از ساده ترین مسائل تا پیچیده ترین مسائل پیچیده ترین مسائل هم کم نیست مثال می زنم یکی دوتا مسئله که مثلا شما با یک کشوری دادوستد اقتصادی پیدا می کنید بعد آقای صاحب کارخانجات و دستگاههای تولیدی دنبال این هستند که به نوعی کشور شما را باز خودشان می کنند اینجا باید مراقب باشید که چگونه عمل می کنید اگر برسد به سلطه ی آن کشور بر شما سلطه ی اقتصادی این خلاف معیار اسلامی است نباید سلطه پیدا بکند ولی معامله باید کرد معامله هیچ اشکالی ندارد خرید فروش بالاخره محصولاتی دارد شما هم محصولاتی دارید شما هم باید محصولات کشورتان را به خارج صادر کنید شما هم نباید به قول بعضی از مسئولان فقط کشور مثلا فرش و کشمش باشید که شما می توانید صنایع گوناگون داشته باشید و دارید بحمدالله الان و صنایع غیر نفتیتان که صادر می شود و صادرات غیر نفتیتان باید توسعه بدهید بتوانید ببرید بفروشید بخرید خوب این دادوستدها همه اش باید باشد و این دادوستدها کاملا طبیعی و معمولی است ولی پیچیدگیها هم دارد خوب این پیچیدگیها را باید با معیارهای اسلامی رعایت بشود و عمل بشود تا می رسد به مسائل بالاتری مثل مسائل سیاسی که ارتباطها برسد به ارتباطهای سیاسی خوب در ارتباطهای سیاسی به عنوان مثال من ذکر می کنم بحثهای فراوانی هست مثلا به عنوان حقوق بشر به عنوان سیستم قضائی شما که در کشور شما حقوق بشر رعایت نمی شود با ملاکاتی که غرب دارد یا در کشور شما سیستم قضائیتان با استاندارهای بین المللی تطبیق نمی کند یا به قول خودشان استاندارهایی که خودشان دارند خوب این بحثهایی است که بهرحال در این رفت وآمدها گزارشگری به اینجا می آید چنانچه همین چند روز پیش ۷ یا ۸ میهمان کشورتان بودند و یا یک هیئتی بیاید و یا شما می روید واین دادوستدها و معاملاتی که مقابله ها و رفت وآمدهایی که انجام می گیرد در ارتباط با مسائل سیاسی اگر رسیدید به مسائل قطعی اسلام نمی توانید بگویید حقوق بشر این را می گوید و اسلام این را می گوید ما اسلام می گذاریم کنار به خاطر حوق بشر غرب ، به خاطر حقوق بشر غرب حقوق اسلامی را کنار بگذاریم چنین چیزی نمی تواند باشد تا برسد به مسائلی مثلا نظامی و قراردادهای نظامی عضویت در پیمانهای نظامی منطقه ای عضویت در پیمانهای مثلا متعهدها یا غیرمتعهدها اینها یک مسائلی است بسیار پیچیده و حساسی است در یاست خارجی باید کاملا معیارهای اسلامی در آن رعایت بشود و به همین دلیل ملاحظه می کنید که در فصل دهم که عرض کردم باید در جای خودش مفصلا حث بشود ولی وقتی به مسائل حساس می رسد قانون اساسی یک قیود روشنتری را ذکر کرده و صریحتر می گوید که تفصیلش در جای خودش ملاحظه می کنید در اصل ۱۵۲ قانون اساسی می گوید که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس نفی هرگونه سلطه جویی و سلطه پذیری این یک اصل است یعنی هرگز نباید اجازه داد کسی به ما مسلط بشود یا ما بخواهیم جایی سلطه جویی داشته باشیم و تخلفی بر جایی پیدا کنیم در سیاست خارجی چنین چیزی نباید باشد حفظ استقلال همه جانبه ما باید وابستگی پیدا نکنیم اگر خواست این کار انجام بدهیم به نفع کشورمان به هر کیفیت هست حالا این روزها مثلا مسئله ی سرمایه گذاری مطرح است وامهای خارجی مطرح هست دادوستدهای دیگر مطرح هست مبادلات اقتصادی مطرح است بله خوب اینها لازم هست و باید باشد و کشور نمی تواند که درب را به خودش ببندد اما نمی بایست این اصول را نادیده بگیرد باید مراقب باشد که استقلالش آسیب نبیند یعنی وابستگی پیدا نکند شما گاهی یک صنعتی را ممکن است بگیرد ولی هیچ وقت تکنولوژی آن صنعت را به شما نمی دهند هیچ وقت فنش را به شما نمی دهند ولی شما همیشه برای یک دانه لامپ برای یک دانه چراغ برای یک دانه مثلا قطعه ی جزئی وابسته می شوید و گاهی دستگاه عظیمتان به خاطر یک جزء یک قطعه ی جزئی وابسته است به یک کشور بیگانه است که مجبور هستید در رفت وآمدها و دادوستدها بالاخره تسلیم باشید تا بتوانید این کارخانه تان یا این دستگاهتان یا این هواپیمایتان یا آن وسیله ی نظامیتان را بتوانید اداره کنید اما اگر استقلال داشتید نه از دنیا استفاده باید کرد با دنیا باید دادوستد داشت منتهایش با حفظ استقلال همه جانبه تمامیت ارضی کشور که مسئله خیلی روشن است حق اشغال حتی یک وجب کشور نباید به کسی داد دفاع حقوق این تا اینجایی که از این بند ۶ هم می گفت قسمت دوم بند ۶ که ما بحث می کردیم تعهد برادران نسبت به همه ی مسلمانان مسلمانانی که در دنیا هستند خوب در برخی کشورها مسلمانان اکثریت دارند و شاید حاکمیت هم دارند واصلا کشورشان به نام کشور اسلامی است در بعضی کشورها اکثریت دارند ولی حاکمیت ندارند حتی حاکمیت با این که اکثریت اینطور به ذهنم هست ۹۵% دارند حاکمیتشان لائیک است خوب مسلمانها آنجا دارند زندگی می کنند ۹۵% مردم یک کشوری مسلمانند حکومتش لائیک هست یا یک کشوری نه مسلمان هستند و حاکمیتش هم مسلمان است یا یک کشوری نه حاکمیتش مسلمان نیست مسلمانها به شکل اقلیت زندگی می کنند و در سایر مقررات آن حکومت زندگی می کنند خوب در آنجا این بند می گوید که تعهد برادرانه نسبت به همه ی مسلمانان، مسلمانان در سراسر دنیا هرجا که زندگی می کنند برادر ما هستند و ما برادر آنها هستیم یعنی رابطه ی برادری را باید همه جا حفظ کرد که سند قرآنی هم دارد المؤمنون اخوه و آیات دیگری که در این زمینه ها هست که من اینجا بحث مبسوطی نمی خواهم داشته باشم نتیجه مطلب دوم این است که مسلمانها که در دنیا هرجا دارند زندگی می کنند جمهوری اسلامی و حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بر اساس قانون اساسی باید بداند مسلمانها چه وضعیتی دارند باید بداند با برادرانشان چه جور برخورد می کنند و چه کار می کنند و تا جایی که بتوانند این رابطه ی برادری را حفظ بکند و بخش سومش حمایت بی دریغ از مستضعفان جهان خوب ملتهایی هستند جمعیتهایی هستند در دنیا زندگی می کنند حکومتهای قلدری هم هستند حتی به نام دموکراسی حتی به نام آزادی بر بخشی از این لت حقوقشان را زیرپا می گذارند که الان شما می بینید مثلا مسئله نژادپرستی و فرق داشتن بین سیاه و سفید و پایمال کردن حقوق سیاهان در کشوری که خودش را متمدن تر از همه جا می داند و پیشرفته تر از همه جا می داند و خیلی هم پر مدعا هست مثل آمریکا خوب می دانید وضعیت سیاهپوستان در چه وضعیتی هست حالا مسلمانها یا غیر مسلمانش مسلمانهایشان جای خود دارد که برادر ما هستند و ما برادر آنها غیر مسلمانشان مستضعف خطاب می شوند یعنی قدرت استکباری آنها ضعیف خطاب کرده یعنی قدرت استکباری به آنها زور می گوید مستضعف یعنی کسی که ضعیف شناخته شده توسط حکومت حاکم آنجاست یعنی حکومت او ضعیف به بار آورده حقش پایمال می کند و هم نمی تواند چیزی بگوید نمی تواند کاری بکند عرض شود که خوب بخش سوم از بند ۱۶ این اصل می گوید در نظام اسلامی حمایت بی دریغ یعنی هر کجا که انسانها تحت فشار حکومتهای استکباری هستند باید این انسانهای تحت فشار و تحت قدرت استکبار مورد حمایت قرار بگیرند مورد حمایت در سیاست خارجی یعنی چی؟ یعنی فقط پول دادن هست ممکن است یک جایی پول دادن هم باشد ولی بالاخره در جلسات بین المللی و سازمانهای بین المللی و مؤسساتی که بحث می شود و صحبت می شود جمهوری اسلامی باید حقایق را بگوید ملاحظه خودش را و ملاحظه اینها را نکند می گوید در کشور شما نسبت به این قشر از جامعه دارد ظلم می شود چرا باید مظلوم باشند انسانهایی و مستضعفین را حمایت بکند در بخش سیاسیشان و در بخش اقتصادیشان و در هر قسمت دیگری که توانایی این کار را دارد و لذا می بینید که در همان اصل ۱۵۲ هم در ذیلش می گوید که دفاع از حقوق مسلمانها همین چیزی است که در این بند ۱۶ آماده بود عدم تعهد در برابر قدرتهای سلطه گر هیچ قت شما نمی بایست در ارتباط با یک کشور زورگو و مقتدر برسید به نقطه ای که تعهد نظامی مثلا پیدا بکنید یا تعهدهای دیگری که مجبور بشوید تبعیت بکنید از یک زورگویی و لو خارج از کشورش هم هست او به یک کشور دیگری می خواهد زور بگوید با جمعیت دیگری می خواهد بجنگد شما به خاطر تعهد مجبور بشوید در آن جنگ کمک به او بکنید این کمک به مظلوم است و کمک به مظلوم ممنوع است در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران کونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا باید کمک به مظلوم بکنید از این جهت که حمایتش بکنید ملاحظه کنید که این ذیل اصل با ذیل آن بند ۱۶ هر دو یک مطلب دارد می گوید تقویت می کند می گوید کمک بکنید حمایت بکنید مظلوم را نه کمک بکنید و حمایت بکنید ستم گر را به خاطر تعهدها من این بحث را ببندم که وقتی به مسائل پیچیده و حساس رسیدیم می بینید که باید قانون اساسی خیلی صریح و روشن می گوید که گاهی مباحث هست که دولت نمی تواند تصمیم بگیرد و می بایست حتما مجلس موافقت بکند تا مجلس شورای اسلامی که نماینده ی همه ی مردم هست موافقت نکند دولت نمی تواند تصمیم بگیرد لذا می گوید این متن اصل است اصل ۷۷ می گوید عهدنامه ها مقابله نامه ها، قراردادها، موافقت نامه های بین المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد یعنی وقتی با یک کشوری می خواهند یک قراردادی ببندند می بایست البته بین المللی است اصطلاح خاصی دارد منتهایش دولتهای زرنگ امروز می آیند برای این که خودشان از این مخمصه خلاص بکنند شرکتهایی تاسیس می کند بعد هم می گویند یک شرکت داخلی با یک شرکت خارجی دوتایی باهم قرارداد بستند کاری به دولت ندارد دولت با دولت کاری ندارد که دوتا شرکت دارند باهم کار می کنند شرکتهای بسیار بزرگ و وابسته به دولت حالا خوب شرکت هست بله شرکتها تابع مقررات شرکت هستند و در جای خودش که باز ما این بحث را اینجا نمی خواهیم بحث بکنیم اما از نظر کلی مسائل پیچیده و حساسی برای سطح کشور و عامه ی مردم زیانش یا سودش کاملا عمومی و در سطح کشور است ملاحظه می کنید که می گوید باید مجلس ببیند و مجلس تایید بکند البته پس از تصویب مجلس هم باید بیاید شورای نگهبان و شورای نگهبان هم ببیند و اگر اشکالی داشت اشکالش را رفع بکند و برگرداند تا مجلس اشکالش رفع بکند و من در خطبه ی دوم یک بحث کوتاهی در این زمینه انشاءالله خواهم داشت.
بنابراین ما از اصل ۳ که ۱۶ بند را در ارتباط با وظائف حکومت و دولت دارد دیگر فارغ می شویم و وظائف روشن شد بارها هم گفتیم مقصود از حکومت در این اصل کل حاکمیت نه قوه مجریه چه قوه مجریه و چه قوه مقننه و چه قوه قضائیه این ۱۶ بند به عهده ی همه اشان هست که خصوصیاتش را ذکر کردیم.
بسم الله الرحمن الرحیم قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولد ولم یکن له کفوا احد
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله خالق الخلق باسط الرزق فالق الاصباح و الصلاه و السلام علی محمد و آل محمد و علی علی امیر المؤمنین و علی الصدیقه الطاهره سیده نساء العالمین وعلی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الخلف القائم المهدی امناء الله فی بلاده و خلفائه فی ارضه صلوات الله علیهم اجمعین.
طبق نظر مشهورمورخین روزآخر ذی القعده روز شهادت حضرت امام جواد(ع) هست امام جواد از جوانترین امامهای ما بودند که در سن نوجوانی به امامت رسیدند و در سن جوانی یعنی ۲۵ سالگی به شهادت رسیدند در کتب مفصله سبت به امامت در سن نوجوانیشان بحث طولانی شده و استشهادهای لازم انجام گرفته و تشبیه به وضعیت داود که قرآن کریم صریحا می گوید و آتیناه الحکم صبیا و حضرت عیسی که و جعلنی نبیا که این وقتی از ناحیه ی ذات باری هست این کار کاملا معمولی و طبیعی هست مشکلی ندارد حضرت در طول این ۲۵ سال زندگی با خلفای بنی عباس درگیر بودند به خصوص مامون و معتصم شرح حال زندگی حضرت فرصت طولانی می طلبد ولی مقدمات شهادت حضرت از یک جلسه ای که در دربار معتصم تشکیل شد شکل گرفت فضلای عظام و حضرات آیات کاملا ملاحظه فرمودند این روایت را که در باب حدود در وسائل آمده و در کتب تاریخ هم ذکر کردند که جلسه ای گرفته شد و یک سارقی آوردند و سئوال از فقها کرد
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
