خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله امامی کاشانی ۱۶/۱۰/۱۳۷۹
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله امامی کاشانی ۱۶/۱۰/۱۳۷۹ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۲ / ۱۰ / ۱۳۷۹
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۲ / ۱۰ / ۱۳۷۹ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
15ساعت
01دقیقه
04ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۹ / ۱۰ / ۱۳۷۹

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 78

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۹ / ۱۰ / ۱۳۷۹ – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۹ / ۱۰ / ۱۳۷۹ شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۹ / ۱۰ / ۱۳۷۹:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۹ / ۱۰ / ۱۳۷۹ به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۹ / ۱۰ / ۱۳۷۹ به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۹ / ۱۰ / ۱۳۷۹ با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۹ / ۱۰ / ۱۳۷۹ با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۹ / ۱۰ / ۱۳۷۹ با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۹ / ۱۰ / ۱۳۷۹ را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۹ / ۱۰ / ۱۳۷۹ :

خطبه اول

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله الناشر فی الخلق عدله و الباسط فی الجود یده نحمده فی جمیع اموره و نستعینه علی رعایه حقوقه نشهد ان لا اله غیره و ان محمد «صلوات نمازگزاران » عبده و رسوله ارسله به امره صادعا و به ذکره ناطقا نادی امینا و مضی رشیدا و خلف فینا رایه الحق من تقدمها مرق و من تخلف عنها زهق و من لزمها لحق.

اوصیکم عباد الله و نفسی بتقوی الله فان خیر الزاد التقوی.

شما برادران و خواهران را و خود را توصیه و سفارش می کنم به رعایت تقوی و مراعات حدود الهی مراقبت نفس در این زمینه اجازه بفرمایید که همین خطبه ای که از کلمات حضرت امیرالموءمنین سلام الله علیه هست ترجمه کنم سپاس خدایی را که فضل و کرمش منتشر است و با فضل و بخشش و جودش دست بازی دارد و همه چیز در سایه خیر وجود اوست این بحث خاص خودش را دارد که هیچ چیز از فیض وجودات الهی محروم و دور نیست اگر خیلی شی ء است و اگر موجودی موجود است و از جود وجود فیاض مطلق برخورد دارد که موجود است که معنی الباسط بالجود یده با خیر مطلق و دائم و همیشگی همه موجودات هستند نحمده فی جمیع اموره خدایا سپاسگذاریم در همه کارهایی که با قدرت و اراده الهی انجام می گیرد که آنچه که از ناحیه خداست خیر است و قابل حمد و ستایش و نستعینه علی رعایه حقوقه از خدا کمک می خواهیم که بتوانیم حقوق خدا رعایت کنیم بدون اعانه و کمک خدا نمی شود بنده خوب خدا بود چون که شیطان دشمن آشکار و مسلطی است که از هر طرف سراغ انسان می آید باید از خدا کمک خواست که انسان بتواند از شر شیطان محفوظ بماند بنابراین از او باید کمک گرفت بعد شهادت به توحید و رسالت و درباره رسول خدا ارسله به امره صادقا صادعا خداوند پیامبر را فرستاد که اوامر او را ابلاغ می کند و ناطق به اوامر او هست و بذکره ناطقا نادی امینا و مضی رشیدا در دعوت خود امانت را حفظ کرد و با امانت نجا کرد و دعوت کرد و آنچه که خدا فرموده بود همان را از مردم می خواست و مضی رشیدا قسمت اصلی این جمله است خلف فینا رایه الحق پیامبر چون رسید و رحلت اش رسید و عازم گذشت از این جهان بود رایه حق را و پرچم حق را و علامت حق را و راه حق را در ما خلف و گذاشت و رفت مشخص کرد که پس از من دنبال چه کسی باید بروید خلف فینا رایه الحق و آن همه روایت ادله تاریخ بیانات و به خصوص مثل حدیث غدیر حدیث منزله حدیث غدیر که آخرین حدیث در این رابطه است و ثقلین من تقدمها مرق آنان که از این رایه حق پیش بیافتند جلوتر بروند و از خودشان حرف بزنند و سلیقه خود و قرائت رویش بگذارند مرق یعنی از حق خارج شدند از دین خارج شدند و من تخلف عنها زهق کسانی که عقب بیافتند و از پیش نیافتند و رها کنند و عقب بیافتند زهق اینها لایه آن کافر شدند و ازبین رفتند و من لزمها لحق آن کس که این رایه حق و راهپیمایی حق را و این پرچم حق را که پیامبر مشخص فرمود با او حرکت کرد دنبال او حرکت کرد چپ و راست نرفت و او را رایه و پرچم و علامت را در جلو به اش نگاه کرد و بدنبال او رفت کسی که این کار را کرد لحق و به مقصد رسید و ملحق شد و به هدف اصلی رسید این بهترین سفارش و وصیتی است که می شود گفت وصیت به تقواست که انسان مراقب باشد از رایه حق به چپ یا راست جلو یا عقب تمایل هم پیدا نکند چه رسد که حرکت کند به دنبال همان رایه حق کند طبعا به نتیجه خواهد رسید آن کس که این رایت و این پرچم و این حقی که پیامبر مشخص کرده است فاصله گرفت خود به خود اما من الزاهقین هست و اما من المارقین.

ما در خطبه اول معمولا بحث در شکل حکومت اسلامی از دید قانون اساسی داشتیم بحثمان رسید به بندهای اصل سوم یک یک بحث کردیم رسیدیم به بند ۱۴ از اصل ۳ قانون اساسی متن بند ۱۴ اینه که دولت موظف است و بارها هم گفتیم مقصود از این دولت مجموع حاکمیت است نه فقط قوه مجریه تامین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضائی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون ملاحظه می کنید که این بند سه تا مطلب را ذکر کرده و با باب عدل یکی به دیگری را پیوند داده و سه بحث مهم هم هست بحث اول تامین حقوق هست دولت موظف است حقوق مردم را تامین کند تامین همه جانبه همه جانبه حداقل حدود اصلی را شامل می شود مثل حق حیات حق تحصیل حق کار حق مسکن حق ازدواج و حق بهره برداری از منابع اجتماعی که شاید بسیاری از دوستان یادشان باشد ما اینجا یک دور درباره این حقوق قبلا بحث کردیم و نسبت به هر کدام مختصری توضیح دادیم دولت باید این حقوق را تامین کند معنی حاکمیت بر یک سرزمین این است که وقتی کسی در آن سرزمین به دنیا می آید و روی این سرزمین زندگی می کند تا زنده است و تا لحظات آخر زندگیش و تا حتی گذشتش از این جهان حقوقی دارد و این حقوق را حکام باید تامین کنند صرف نظر از تلاشهایی که خودش باید انجام بدهد وظایفی که هر فردی برای خودش دارد حکومت در حکومت اسلامی و شاید حداقل این بخش در هر حکومتی هست که این مقدار حقوق را وظیفه حکام می داند شرایط زندگی کردن مردم را فراهم می کند آب و نانش باید فراهم بشود گرسنگی نباید در بین مردم باشد برهنگی نباید در بین مردم باشد بیماری کشنده نباید در بین مردم باشد و همینطور بی سوادی نباید در بین مردم باشد حکومت موظف است این بلایا را برطرف کند بتواند زندگی کند و پس از زندگی تحصیل و وظائف علمیش را فراهم کند امکانات پشت علمیش را فراهم کند حالا در قانون اساسی اگر حیاتی دیدیم تا بخشش که دولت موظف است مجانا تهیه کند که هنوز این امکان فراهم نشده که جز یک مقدارش بهرحال تحصیل اشتغال ازدواج مسکن اینها چیزهایی است که بسیارش تلاشهای فردی کافی نیست افراد تلاشهای خودشان دارند ولی حکومت باید به این مسائل توجه بکند پس تامین حقوق همه جانبه که مقصود از همه جانبه حداقل این حقوق اصلی هست و یا به تعبیری که عرض کردم برخورداری از مزایای اجتماعی به عهده حکومت و دولت هست. قید از زن و مرد که ذکر کرده شاید هم یک مقدار توضیحی باشد بهرحال هر فردی و هر کسی از این حقوق باید برخوردار باشد فرقی بین زن و مرد نمی کند زنان هم حق حیات حق تحصیل حق کار حق ازدواج حق برخوردار از موارد اجتماعی این حقوق را دارند عرض کردم یک وقت ما اینجا مقداری صحبت کردیم دولت باید تامین کند و فرقی بین زن و مرد نیست جنسیت نقشی ندارد و موجب تبعیض نیست و طبعا باید گفت که از دوران کودکی تا سالمندی و رسیدن مرگ که اشاره کردم حقوق کودکان حقوق نوجوانان جوانان مرد و زن کامل و سالمندان حقوق همه اینها در هر مرحله ای باید تامین بشود این حاکم اسلامی اینجور وظیفه دارد که اینها را تامین بکند.

بخش دوم امنیت قضائی عادلانه برای همه تعبیر اینه دیگر امنیت قضائی عادلانه برای همه امنیت قضائی غیر از امنیتی است که دولت برای زندگی مردم باید فراهم بکند مثلا دزدی نباید باشد تجاوز نباید باشد آن امنیت در بخش عمده خودش مسئولش شورای امنیت کشور است یا شورای امنیت ملی در اصلی به عهده وزارت کشور است و در اصلی به عهده شورای امنیت ملی که جهات ملی را باید فراهم کنیم این مسئله که در این بند آمده است امنیت قضائی است امنیت قضائی مسئله جدایی است یعنی هر کس بتواند به دستگاه قضائی مراجعه کند و مطمئن باشد که با مراجعه به دستگاه قضائی حقش استیفا می شود و رعایت می شود و حقش را می گیرند و اگر ظلمی به او شده است با ظالم برخورد می کنند و حق را به مظلوم می دهند و حتی در مسائل کیفری هم اگر کسی مرتکب جرمی شده و اقرار می کند به آن جرم مطمئن باشد که بیش از حق مجازاتش نمی کنند مجازاتی که برای او قائلند مطابق قانون هست مطابق حد هست و عادلانه قضاوت بگونه ای باید باشد که مردم احساس امنیت قضائی بکنند هر کس بتواند مراجعه بکند طبعا دستگاه قضا هم هر کس بتواند احضار کند و با او سئوال و جواب کند هر کس متهم شد دستگاه قضا حق داشته باشد او را احضار بکند و به طور خلاصه مسئولی یک مسئلیت خاصی وجود ندارد کسی نمی تواند بگویم من وکیل مجلس شورای اسلامی هستم من وزیر هستم معاون وزیر هستم مشاورم فلان مقام را دارم هیچ فرقی نمی کند در قضای اسلام و در نظام حکومت اسلامی مصنویت قضائی وجود ندارد امنیت قضائی باید باشد البته همینطور که می دانید در قوانین برخی مصالح رعایت شده است مثلا اگر استانداری را بخواهند احضار کنند و متهم شد نمی تواند بگوید چون من استاندار هستم دادگاه نمی آیم دادگاه می تواند احضارش کند و باید بپذیرد و بیاید منتهی به خاطر مصالح قانون می گوید در حوضه کاریش احضار نشود بیاید مرکز استاندار فلان استان بیاید تهران که در محیط کارش آسیب نبیند و ممکن است بعد که آمد و سئوال و جواب شد اصلا تبرئه شد و مسئله نبود صرف اقدار چیزی بدی نیست من یک بار اینجا عرض کردم بعضیها فکر می کنند که اگر کسی را به دادگاه احضار کردند یعنی جرمی مرتکب شده است یعنی آدم بدی است نه اینطور نیست آن موقعی که من یک مسئولیتی داشتم یک بار اینجا خدمتتان عرض کردم حتی من خودم به دادگاه هم احضار شدم و هم رفتم و پاسخ گفتم و هم شکایت کردم برای توضیح احضار شدم و رفتم و دادگاه مرکز عدل است دادگاه مرکز حق است رفتن دادگاه دلیل این نیست که کسی که احضار می شود آدم بدی است و آدم گنهکاری است حتما خوب قانون می گوید استانداران را در مرکز احضار می کنند در مراکز استان حاکم محل کارشان است نباید احضار بشوند و یا درباره نمایندگان مجلس مثلا یک نماینده ای احیانا متهم شد و دستگاه قضائی می خواهد احضارش بکند آن می گوید باید با اطلاع رئیس مجلس باشد شاید آن روزی که شما این نماینده محترم را احضار می کنید در دستور باشد و حضور او ضرورت دارد او مثلا مخبر کمیسیون هست یا رئیس کمیسیون هست و یا اصلا نصاب لازم هست و با دعوت یک نماینده یا چند نماینده احیانا نصاب لازم در بحثهای علنی کار ما بدست نیاید فعلا لازم است با اطلاع رئیس مجلس باشد حالا من اینجا دنبال این بحث نمی توانم بروم وقت زیادی لازم دارد که محاکم احضار می کنند مقامات را و اشخاص را و تقریب نیروهایی که در درون دستگاههای قضائی که در همه جای دنیا معمول هست و در کشور ما هم این تقسیم بندیها وجود دارد آیا تقسیم بندیهای قضائی می بایست حتما بر اساس جرائم باشد که مثلا یک جرم نظامی را سازمان قضائی نیروهای مسلح باید رسیدگی بکند یک جرم کیفری را باید دادگاهها و محاکم کیفری رسیدگی بکنند یک شکایت حقوقی را دادگاههای حقوقی رسیدگی می کنند دعاوی مدنی را دادگاههای مدنی رسیدگی می کنند راجع به وقف راجع به طلاق است راجع به نکاح است راجع به داد و ستدهاست دادگاههای متعارف تقسیم بندیها بر اساس جرائم یا دعاوی است آیا این اصل چه ریشه حقوقی دارد چه اشکالی دارد که اگر جایی تقسیم بندیها براساس اخلاق باشد این یک بحثی است که حقوقدانها بررسی کنند و بررسی شده و بعضیها معتقدند هیچ اشکالی ندارند و شاید همین اصل که در قانون اساسی آمده نظامیان را درست است که جرائم نظامیشان را می دهد می گوید باید می آید در سازمان قضائی نیروهای مسلح ولی حالا اگر دادگاهی برای اصناف تشکیل شد که دعاوی بازاریان و اصناف در چنین دادگاههایی رسیدگی بشود بر اساس اصناف تقسیم بشود دادگاه عرض شود که اجاریان مثلا دیوان عدالت اداری به شکایتی که علیه مسئولان اداری رسیدگی می شود و همینطور تا اشاره کنم به دادگاه ویژه که براساس صنف تقسیم بندی شده این که بعضی تصور می کنند این یک امر خیلی خلافی است و خیلی بعید است نه اینطور نیست اصلا پایه حقوقی محکمی ندارد که حتما باید تقسیم بندیها براساس جرائم باشد تقسیم بندی قطعا لازم هست و این بحث را مفصل ما در مسئله دادگاههای عمومی انقلاب که سیستم قضائی کشور اطلاق شد مفصل بحث کردیم که آنروز بعضیها هو می کردند یا علیه این سیستم که اکثر قضات راضی هستند و پیشرفت داشته جوسازی می کردند می گفتند که تقسیم بندی برداشته است در حالی که اینجوری نبوده و در حقیقت دادگاههای عمومی و انقلاب جلوی مفاسد سرگردان کردن پرونده ها را گرفته بود که یک پرونده گاهی سالها سرگردان بودیم گفته است در صلاحیت من نیست او می گفت در صلاحیت من نیست و گاهی هم همینجور دست به دست می گرداند که اصلا اسم پیدا کرده بود پرونده های سرگردان بهرحال امنیت قضائی یعنی هم قضات بتوانند هرکسی را که متهم شد دعوت کنند و هم مردم بتوانند هر شکایتی دارند به دستگاه قضائی مراجعه کنند ولی یک تصور دیگری وجود دارد که کسانی فکر می کنند که عادلانه باید باشد و امنیت باید باشد یعنی مطمئن بشوند که قاضی حق را رعایت کرده خوب این جای بحث مطرح می شود که حق به نظر کی دو نفر که باهم اختلاف دارند و به دادگاه مراجعه کردند و قاضی حکمی کرده به نظر کی حق باید رعایت بشود به نظر هر دوی مراجع کنندگان غیر ممکن هست بالاخره یکیشان یا ناراضی است یا معتقد است که کاملا حقش رعایت نشده به نظر وکلای پرونده ها که معمولا وکیل هر شاکی و مدعی طرفدار همان موکلش هست و می خواهد نظر موکلش را ثابت کند خوب وکیل آنطرف آنطرف را می خواهد به نظر کی باید عادلانه باشد یا امنیت باشد و اطمینان باشد که قاضی درست عمل کرده کمی عنایت بفرمایید دقیقتر مسئله روشن بشود که قانون اساسی که می گوید امنیت قضائی نمی گوید به نظر افکار عمومی فلان آقا رسما در سخنرانیهایش می گوید آدم تعجب می کند همینجوری هرچی از دهنشان درمی آید یا هرچی قلمشان می آید می نویسند می گوید اگر حکم قاضی برخلاف افکار عمومی باشد این حکم مثلا یا ناعادلانه است یا غیر قابل اجراست واقعا این بحث دقت کنید قاضی وقتی حکم کرد سیستم قضائی اجازه می دهد که محکوم درخواست تجدیدنظر کند می گوید من راضی نیستم این احتمالا دقت نشده است خوب مدرک ذکر می کند می رود تجدیدنظر ، تجدیدنظر نظر می دهد چندتا قاضی دیگر هستند می رسند نظر می دهند باز طرف می گوید من راضی نیستم احتمال می دهم طرف نفوذ کرده باشد حکم می آید دیوان دیوان عالی دو سه نفر قاضی می رسند دوباره می گوید من ناراضی نیستم فکر می کنم در دیوان چنین و چنان شده ست خوب به اصطلاح آقایان ماده ۳۵ وجود دارد که دادستان وارد می شود یک دور دیگر می تواند برسند باز مرحله دیگری وجود دارد که احاطه دادرسی در حقیقت در موارد حساس و دعاوی مهم یعنی سیستم عادلانه است و این سیستم را مجلس شورای اسلامی تعیین کرده قاضی نظر خودش نیست یعنی یک حکمی که به مرحله نهائی برسد و برای اجرا به دائره اجرا ابلاغ بشود و به خصوص در مسائل حساس و مهم حداقل چهار پنج مرحله رسیدگی شده هفت هشت دهتا قاضی رویش نظر دادند براساس قوانینی که مجلس شورای اسلامی تصویب کرده است که دستگاه قضائی اینچنین باید رسیدگی کنند عمل کرده حالا می گوید نه خیر افراد عمومی را قبول ندارم یا افرادی که اصلا در جریان پرونده نیستند فقط یک چیزهایی شنیدند یا یک چیزهایی برایشان گفته شده علیه یک پرونده یا مسئله ای وارد معرکه می شود که خوب الان من خیلی این بحث را باز نکنم خوشبختانه در نظام جمهوری اسلامی ایران دستگاه قضائی همواره مستقل بوده و کار خودش را بر اساس قانون عمل کرده و طبق قانون عمل می کرده و گوش به حرف هیچ کس هم نمی داده و تحت تاثیر احدی هم قرار نمی گرفته و این احیانا توقعی که هست پرونده قضائی بیاید در قوه مجریه یا در یک قوه دیگری یا هیئت دیگری بیرون از دستگاه قضائی توقع بیجایی است و این توقع درست نیست و نباید چنین بشود هر پرونده باز در سیستم قضائی بگردد به مرحله آخرش ممکن است یک سال طول بکشد تا مسائل مهم که حد اقل هفت هشتا قاضی ببینند چند مرحله بگذرد خوب باید ببینند ما تا آن روزی که بودیم و خداوند توفیق عنایت کرده بود در برابر این قبیل جریانها سخت مراقب بودیم و مقابله می کردیم که هیچ هیئتی هیچ گروهی هیچ طبقه ای نمی تواند وارد پرونده بشود جز دستگاه قضاست از سیستم خودش از مسیر خودش طرف هرکی می خواهد باشد و پرونده هرچی می خواهد باشد چه حقوقی چه کیفری چه کوچک چه بزرگ است که حالا من دیگر این بحث خیلی دنبال نکنم پرونده های مهمی که بود و هم اکنون هم هست همواره دستگاه قضائی گرفتار این بحثها هست اصلا قضای کشور معنایش اینه در بحثهای جزئی و پرونده های ریز که مهم نیست شاید روزانه دهها حکم صادر می شود اجرا می شود مسائل جزئی محلی و غیر محلی ولی مسائل حساس و مهم کیفری که گاهی ما اینجا تعبیر می کردیم به مسائل که ملی شده است این توقع درست نیست که بگوییم افکار عمومی چه بگویند و یا مثلا وکلا چه بگویند حقوقدانها چه بگویند حقوقدانها چه بگویند که بالاخره این حقوقدانها قاضی شد بله نظرش معتبر است وکیل شد دفاعیاتش مورد توجه است ولی یک حقوقدان آزاد است می گوید به نظر من اینطور است به نظر شما اینجور است که نظر شما برای خودتان حجت است خودتان می توانید تکیه کنید ولی فاصل قضیه نیست و نمی توانست قضیه را تمام بکند بهرحال در قضاء مصونیت وجود ندارد همه مردم حق دارند به دستگاه قضائی مراجعه کنند دستگاه قضائی حق دارد هر متهمی را احضار بکند و برسد و باید عادلانه باشد و عادلانه یعنی قوانین حاکم بر دستگاه قضائی دقیقا عمل بشود چون این قوانین را مجلس شورای اسلامی تعیین کرده قاضی که نمی تواند خودش عمل کند چون حکمش دقیقا مستند باید بنویسد مدرک باید بنویسد همه خصوصیات را باید بنویسد تا حکم کند والا همینجور نمی تواند حکم بکند این هم مسئله دوم که تا حدودی شاید در اینجا کافی باشد که توضیح داده بشود

این حدیث را من یک بار دیگر هم اینجا خدمتتان خواندم در این تعبیری که حضرت امیر سلام الله علیه فرمودند استدلال کردند که این که حضرت در جریان تعمیر کفش بود به اصطلاح که ابن عباس وارد شد دید حضرت تعمیر کفش هستند حضرت به اش فرمودند این کفش چقدر ارزش دارد گفت ارزشی ندارد فرمودند به خدا سوگند که امارت بر شما و ریاست بر شما به اندازه این کفش هم ارزش ندارد الا ان اقیم حقا و ادفع باطلا می فرمایند که من حقی را اقامه بکنم و یا باطلی را دفع بکند که ما اینجا عرض کردیم اقیم حقا و ادفع باطلا غیر از قضاوت در پرونده های معمولی و عادی است که حقی را از ظالمی می گیرند و به مردم برمی گردانند در این جریان حضرت فرمود القوی عندی ضعیف حتی آخذ منه و الضعیف عندی قوی حتی آخذ له آدمهای نیرومند وتوانمند به دادگاه که احضار می شوند اگر حقی کسی پهلویشان هست دستگاه قضائی نمی تواند نگاه بکند که ایشان وکیلند ایشان وزیرند ایشان ثروتمندند ایشان متمکنند ایشان روحانینند ایشان سمت دارند نه باید حق را ازش بگیرد و به صاحب حق بدهد و صاحب حق هم هرچی ضعیف هست قوی است تا وقتی که حق به او داده بشود امنیت در قضاء به معنی اطمینان به این که قاضی بر اساس قانون عمل کرده و اگر کسی شکایت دارد برود شکایت کند دادسرای نیروی انتظامی قضات می رسد که آیا این قاضی خلاف قانون کرده یا نکرده این که به بیرون کشیده بشود و نظر این و آن خود به خودی کار صحیحی به نظر نمی رسد

نظر سوم که در ذیل این بند آمده است تساوی عمومی در برابر قانون یعنی همه مردم در برابر قانون یکسان هستند خوب این مطلب خیلی روشن هست یعنی حداقل مثلا شما وقتی که از خیابان عبور می کنید به چراغ قرمز که رسیدید حتما باید توقف کنید فرقی نمی کند کی هستید و تفاوت هم نمی کند که اتومبیلتان چه اتومبیلی است یا کسی که موتور گازی دارد و دارد در خیابان عبور می کند و با آن کسی که یک اتومبیل آخر سیستم سوار است هیچ فرقی نمی کند سر چهارراه که رسید باید وقت چراغ قرمز می بیند بایستد و متوقف بشود رعایت مصلحت عابرین ایجاب می کند که این رعایت کند همه مساویند در برابر قوانین عامره هم همینجور است وقتی یک چیز ممنوع شد برای همه ممنوع است وقتی یک چیزی خروجش ممنوع شد برای همه ممنوع است ورودش ممنوع شد برای همه ممنوع است جایز بود برای همه جایز است یک چیزی یک کسی که مثلا پاسپورت سیاسی دارد می شود این کار را بکند ولی دیگری نتواند این کار را بکند پاسپورت سیاسی که دارد به اش اجازه داده نمی شود که یک چیز ممنوع رسمی را به دلیل داشتن پاسپورت سیاسی را بخواهد عمل کند بهرحال همه افراد در برابر قانون یکسانند و در نظام حکومت اسلامی این اصل هست که قانون بر همه حاکم است و امنیت و عدالت در سایه قانون تامین می شود.

بسم الله الرحمن الرحیم

قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد

خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین باری ء الخلائق اجمعین و الصلاه و السلام علی اشرف الانبیاء و افضل السفراء محمد و آله الطاهرین «صلوات نمازگزاران » و علی علی امیرالمؤمنین و علی الصدیقه الطاهره فاطمه الزهراء سیده نساء العالمین و علی سبطی الرحمه الحسن و الحسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.