خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حقوق متقابل مردم و حکومت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حقوق متقابل مردم و حکومت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل صحیفه امیرمؤمنان(ع)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل صحیفه امیرمؤمنان(ع) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
23ساعت
55دقیقه
54ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ذات و صفات الهی در کلام امام علی علیه السلام

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 46

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل ذات و صفات الهی در کلام امام علی علیه السلام؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ذات و صفات الهی در کلام امام علی علیه السلام، محتوای خود را در قالب 84 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل ذات و صفات الهی در کلام امام علی علیه السلام با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ذات و صفات الهی در کلام امام علی علیه السلام آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل ذات و صفات الهی در کلام امام علی علیه السلام به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل ذات و صفات الهی در کلام امام علی علیه السلام ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ذات و صفات الهی در کلام امام علی علیه السلام، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل ذات و صفات الهی در کلام امام علی علیه السلام را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ذات و صفات الهی در کلام امام علی علیه السلام :

چکیده:

ذهن بشر سرشار از پرسش هایی در مورد مبدا آفرینش عالم است: آیا جهان را خالقی است؟ آیا می توان خالق عالم را شناخت؟ آیا می توان وجود چنین خالقی را از راه عقل اثبات کرد؟ آیا در متون دینی راهی برای اثبات وجود خدا وجود دارد؟ تقریر آن چگونه است؟ و پیش فرض های پذیرفته آن کدام اند؟ آیا خداوند دارای صفت است؟ رابطه صفت با ذات خداوندی چگونه است؟ آیا صفت عین ذات خداست یا زائد بر ذات اوست؟ آنچه می خوانید تلاشی است که درصدد پاسخ گویی به پرسش های فوق از منظر حضرت علی علیه السلام است.

عسکری سلیمانی امیری

مقدمه

آیا از نظر امیرالمؤمنین علیه السلام ممکن است بر وجود خداوند متعال علم استدلالی و برهانی اقامه کرد؟ و آیا در کلام حضرتش، استدلالی بروجود خدای متعال آمده است؟ اگر پاسخ مثبت است، تقریر استدلال چگونه است؟ آیا خدا را می توان به صفتی متصف کرد؟

پیش از ورود به بحث، لازم است توجه کنیم که واژه «خدا» و معادل های آن در زبان های گوناگون، این مفهوم را به ذهن القا می کند که مسمای آن بر فرض وجود، دارای همه کمالات است. از این رو، اگر خدا موجود است، تمام افعالی که در عالم موجود می شوند، به خدای متعال مستندند; زیرا هر کمالی که در عالم وجود رخ می نماید، پرتوی از کمال مطلق و بی پایان اوست. بنابراین، اگر برهانی بر وجود او اقامه شود، به دلیل پدیده بودن، مستند به خدای متعال است; یعنی این خداست که خود را این گونه معرفی کرده است.

بدین روی، کسی که خدای را پذیرفته تمام پدیده ها را به او نسبت می دهد و توحید افعالی در گفتار و رفتار او نمایان می شود; چون او را کامل مطلق یافته و کمال مطلق او اقتضا دارد که ظهور هر ظاهری به او مستند باشد.

از سوی دیگر، کامل مطلق بودن خدا اقتضا می کند که در وجودش محدودیت و نقص و ضعفی نباشد، از این رو، هر اثری در هر جا، اثر اوست و از وجود او نشات می گیرد. بنابراین، درکلام امیرالمؤمنین علیه السلام، که امیر موحدان است، توحید افعالی موج می زند و بیانات او در ذات و صفات خدا براساس توحیدافعالی است. اگرعقل خدای را اثبات می کند، این خداست که خود را توسط عقل به ما نشان می دهد. با توجه به این مطلب، ورود به بحث میسر می گردد.

برهان بر وجود خدا در کلمات امام علی علیه السلام

اولین سؤال درباره خدای متعال – که بر فرض وجود، بی نهایت است و هیچ نوع نقصی ندارد – این است که آیا چنین مفهومی از خدا مصداق دارد و بر فرض وجود مصداق، آیا ما می توانیم او را بشناسیم، اگر چه به کنه وجودش نتوان رسید و یا از این مقدار نیز محرومیم؟ آیا می توان استدلالی بر وجود خدا اقامه کرد؟

از کلمات امیرالمؤمنین علیه السلام معلوم می شود که «خدا» مصداق دارد و بشر از معرفتش بکلی ممنوع نشده است: «لم یحجبها [العقول ]عن واجب معرفته » (۱); عقول را از معرفت به مقدار ضروری خود مانع نگشته است.

«الحمدلله الذی اعجز الاوهام ان تنال الا وجوده » (۲);

ستایش خدای را سزد که اوهام (افکار) را در رسیدن جز به وجودش عاجز ساخت. او بزرگ است و بزرگ تر از او نمی توان فرض کرد و از این رو، کسی را توان آن نیست که به کنه حقیقتش برسد. ولی به وجودش علم اجمالی پیدا می کنیم.

حال که به مقدار لازم از معرفت خدای متعال بهره مندیم، آیا چنین معرفتی می تواند معرفتی از راه استدلال باشد؟ به عبارت دیگر، آیا عقل آدمی قادر است وجود خدا را اثبات کند یا چنین علمی به خدای متعال از علوم پایه است که ما قادر بر استدلال آن نیستیم؟

اگر بخواهیم وجود چیزی را اثبات کنیم، باید منطقا سه مرحله را طی کنیم: اولا، معلوم کنیم شی ء مورد نظر ممتنع الوجود نیست; زیرا اگر ممتنع الوجود باشد، ممکن نیست بروجودش برهان آورد. ثانیا، با نفی امتناع، امکان عام آن را ثابت کنیم. ثالثا، وجود آن را به اثبات برسانیم.

گذر از مرحله اول و دوم، اهمیت چندانی ندارد، چرا که با آوردن دلیل بر وجود شی ء مورد نظر، هم زمان معلوم می شود شی ء مورد نظر از ممتنعات نبوده و از امکان عام برخوردار است. از این جا، معلوم می شود کسی که وجود چیزی را انکار می کند، باید نشان دهد شی ء مورد نظر از امکان عام برخوردار نیست; یعنی اثبات کند شی ء از ممتنع های بالذات یا بالغیر است. از این رو، حضرت امیر می فرماید: «لا تستطیع عقول المتفکرین جحده لان من کانت السموات و الارض فطرته و ما فیهن و ما بینهن و هو الصانع لهن فلا مدفع لقدرته » ; (۳) عقل های متفکران انکارش نتوانند کرد; زیرا کسی که آسمان ها و زمین و آنچه در آن ها و بینشان است مخلوق او و او صانع آن ها می باشد دافعی برای قدرت او وجود ندارد.

خدایی که همه قدرت ها از آن اوست، عقول را قادر نساخته که انکار او کنند، گرچه بتوانند به زبان انکارش نمایند; زیرا با ظهور برهان بر وجودش، چگونه می توان وجودش را نفی کرد. این از آن روست که اگر مصنوع عین نیاز به صانع خود باشد، نمی توان به مصنوعی علم داشت که به صانعش نیاز نداشته باشد; زیرا همیشه علم با معلوم خود منطبق است. پس انکار وجودش با داشتن دلیل بر وجودش منطقی نیست. «دلت علیه اعلام الظهور» ; (۴) بر او نشانه هایی روشن دلالت می کند. «فهو الذی تشهد له اعلام الوجود علی اقرار قلب ذی الجحود» (۵); پس او کسی است که نشانه های وجود به نفعش بر علیه اقرار نمودن قلبی انکارکننده شهادت می دهد.

بنابراین، امیرالمؤمنین علیه السلام راه عقل را برای رسیدن به وجود خدا مسدود نمی دانند.

در بعضی کلمات حضرت به این مقدار اکتفا شده است که فکر بشر به وجودش نایل می شود:

«الحمدلله الذی اعجز الاوهام ان تنال الا وجوده »

و از بعضی کلمات دیگر ایشان استفاده می شود که عالم وجود بر او دلالت دارد:

«دلت علیه اعلام الظهور»،

«لم یحجبها عن واجب معرفته فهو الذی تشهد له اعلام الوجود علی اقرار قلب ذی الجحود.»

اما کیفیت استدلال را نمی توان از این کلمات به دست آورد. شاید بتوان گفت: این بیانات مخاطب متفکر را وامی دارد تا اندیشه کند و نحوه استدلال را بیابد. در مقابل، کلمات دیگری از آن حضرت وجود دارد که می توان کیفیت استدلال را به دست آورد:

– «ظهر فی العقول بما یری فی خلقه من علامات التدبیر» ; (۶)

خدا در عقول ظهور کرد به واسطه آنچه در خلقش از نشانه های تدبیر نمایان گردید.

– «لا تستطیع عقول المتفکرین جحده لان من کانت السموات و الارض فطرته و ما فیهن و ما بینهن و هو الصانع لهن فلا مدفع لقدرته » ; (۷)

– «صار کل شی ء خلق حجه له و منتسبا الیه فان کان خلقا صامتا فحجته بالتدبیر ناطقه فیه » ; (۸)

هر چیزی را که خلق کرد حجت برای اوست و به او نسبت دارد. پس اگر مخلوق صامت باشد، حجتش با تدبیر گویا در آن است.

– «فصار کل ما خلق حجه له و دلیلا علیه و ان کان خلقا صامتا فحجته بالتدبیر ناطقه و دلالته علی المبدع قائمه » ; (۹)

– «الحمدلله المتجلی لخلقه بخلقه و الظاهر لقلوبهم بحجته » ; (۱۰)

حمدخدایی را که با آفرینش مخلوقات برای آن ها متجلی است و برای دل هایشان با حجتش ظاهر است.

– «الدال علی وجوده بخلقه » ; (۱۱). . .

حضرت علیه السلام در این کلمات، به مخلوق، مصنوع و حادث بودن اشیا اشاره می کنند و وجود خدا را به عنوان خالق و صانع و محدث اثبات می نمایند. البته این برهان ها مبتنی بر پیش فرض هایی است که نزد عقل پذیرفته شده. این که حضرت می فرماید: «ظهر فی العقول بما یری فی خلقه من علامات التدبیر» ، اشاره به پیش فرضی دارد; زیرا علامت بر اساس قرارداد در نشانه های قراردادی یا بر اساس قانون تکوینی در نشانه های تکوینی بر ذی العلامه دلالت دارد. با تفحص در کلمات حضرت، می توان دوپیش فرض عقلی برای برهان ها در کلمات حضرت به دست آورد:

۱. فعل بدون فاعل پا به عرصه وجود نمی نهد. این پیش فرض همان اصل علیت است. شیئی که معلول و در وجودش وابسته به غیر باشد بدون علت تامه اش تحقق نمی یابد و امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: «هل یکون بناء من غیر بان اوجنایه من غیر جان » ; (۱۲) بنایی بدون بنا و جنایت بدون جنایت کار تحقق نمی یابد. چون تحقق اثر بدون فاعل مؤثر ممکن نیست.

در جایی دیگر، آمده است: «سئل امیرالمؤمنین علیه السلام عن اثبات الصانع. فقال: البعره تدل علی البعیر والروثه تدل علی الحمیر و آثار القدم تدل علی المسیر فهیکل علوی بهذه اللطافه و مرکز سفلی بهذه الکثافه کیف لایدلان علی اللطیف الخبیر» ; (۱۳). . . بنابراین، آثار دلالت بر صاحب اثر دارند; چون معلولند و معلول بدون علت موجود نمی شود.

با پیش فرض اصل علیت، معلوم می شود مخلوقات عالم دارای خالقند; چون خلق از آن رو که فعل و اثر است، بدون فاعل و مؤثر موجود نمی گردد.

۲. اما این که خالق همان خداوند است، بر پیش فرض عقلی دیگری استوار است که در کلمات امیرالمؤمنین علیه السلام انعکاس یافته و آن این که خالق نباید از سنخ مخلوقاتش باشد; یعنی خالق از آن رو که خالق است، نباید در حکم مخلوق خودش – از آن نظر که مخلوقند – باشد. به عبارت دیگر، ویژگی مخلوق از حیث مخلوق بودن آن است که ناقص و فقیر است و خالق باید از این نقص ها و فقرها مبرا باشد. از این رو، حضرت می فرماید: «لافتراق الصانع والمصنوع و الحاد و المحدود و الرب والمربوب » . (۱۴) صانع و مصنوع در احکام و خواص از هم جدایند و هر دو نمی توانند دارای یک حکم باشند.

در جای دیگری می فرماید:

«لا یقال کان بعد ان لم یکن فتجری علیه الصفات المحدثات و لا یکون بینها و بینه فصل و لا له علیها فضل فیستوی الصانع و المصنوع و یتکافا المبتدع و البدیع » ; (۱۵)

صانع نباید در احکام، هم عرض مصنوع باشد، از آن حیث که مصنوع است، بلکه باید بر مصنوع خود برتری داشته باشد. از این رو، اگر برای صانع حکمی بیان گردد که مستلزم تکافؤ و برابری مصنوع با صانع باشد، آن حکم بر صانع راست نمی آید. بدین روی، اگر گفته شود که خدا نبود و موجود شد، در این صورت، حکم برتری خداوند متعال بر بندگان و مخلوقاتش نادیده گرفته شده و نشانه های مصنوع بودن در او فرض گرفته شده است:

«و اذا لقامت آیه المصنوع فیه و لتحول دلیلا بعد ان کان مدلولا علیه. » (۱۶)

هر چیزی که در مخلوق از آن نظر که مخلوق است، یافت شود در خالقش یافت نمی شود:

«کل موجود فی الخلق لا یوجد فی خالقه و کل ما یمکن فیه یمتنع فی صانعه. » (۱۷)

«فمن ساوی ربنا بشی ء فقد عدل به و العادل به کافر بما تنزلت به محکمات آیاته و نطقت به شواهد بیناته » ; (۱۸). . .

او چون خالق است، عدلی ندارد. «و [ل ]شهاده العقول انه جل جلاله لیس بمصنوع » ; (۱۹) بنابراین، احکام مصنوع راندارد.

توضیح مطلب و تقریر برهان

اگر موجودی مصنوع، محدث و مبتدع باشد، در وجودش قائم بالذات نیست، وگرنه مصنوع و محدث و مبتدع نبود: «کل قائم فی سواه معلول » (۲۰) و به دلیل اصل علیت، چنین وجودی قائم به غیر است و آن غیری که معلول را وجود می دهد، به فرض عقلی، یا قائم بالذات است و یا همچون خود معلول، قائم به غیر است.

فیلسوفان در ادامه این استدلال می گویند: اگر علت آن قائم به غیر، خود معلول باشد، به دلیل معلول بودنش به علتی نیاز دارد و علت آن، یا علت دیگری است و یا معلول خودش. در صورت اول، مستلزم تسلسل است و در صورت دوم، مستلزم دور. سپس با ابطال دور و تسلسل، این فرض را رها می کنند و به فرض بدیل برمی گردندواثبات می کنندواجب الوجود، که همان خداست، موجود می باشد.

اما امیرالمؤمنین علیه السلام میان دو فرض عقلی مزبور، مستقیما قائم به غیر بودن را از علت نفی می کند و قائم بالذات بودن را اثبات می نماید; زیرا چیزی که قائم به غیر است، نمی تواند قیوم دیگری باشد. به عبارت دیگر، اگر بپرسیم چرا شیئی که قائم بالذات نیست موجود است، در پاسخ، نباید علتی را معرفی کرد که در این پرسش با شی ء اول شریک است. پس این راه بسته است و به همین دلیل، دور و تسلسل در علل، باطل. پس راه پاسخ گویی به این پرسش، منحصر است به این که بگوییم: خدا که قائم بالذات است، ایجادش کرد.

به عبارت روشن تر، موجودی که قائم به ذاتش نیست، چرا موجود است؟ اگر پاسخ دهیم، موجودی همچون خودش آن را ایجاد کرد، ذهن پرسشگر متقاعد نمی شود; زیرا در این صورت، علت مانند معلول است که چرا موجود است. پس پاسخ به پرسش مزبور در صورتی قانع کننده است که علتی معرفی شود که در آن، این پرسش مطرح نباشد. پاسخی که موجب شود همان پرسش تکرار گردد صرفا پاسخ را یک یا چند مرحله به عقب می برد، نه این که حقیقتا پاسخ پرسش باشد; زیرا تکرار پرسش ها دلیل بر این است که ذهن هنوز متقاعد نشده و پاسخش را نیافته است. پس راه انحصاری برای پاسخ به این پرسش که چرا موجود قائم به غیر موجود است، این می باشد که پاسخ دهیم موجودی که قائم به ذات خود و معلول علتی نیست بلکه علت همه موجودات است، آن را به وجود آورده و او همان خداوند متعال است. و چون او قائم به ذات خود است، سؤال نمی شود چرا موجود است; زیرا قائم بالذات موجودی است که باید موجود باشد و اگر پرسش کنند که چرا موجود است پاسخ این است که چون قائم بالذات است، موجود است.

آیا خدا صفت دارد؟

این پرسش تعجب آور است. مگر می توان گفت که خدا هیچ صفتی ندارد؟ مسلما خداوند متعال

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.