خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مقایسه کتاب علی(ع) وصحیفه آن حضرت در جوامع روایی فریقین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مقایسه کتاب علی(ع) وصحیفه آن حضرت در جوامع روایی فریقین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ذات و صفات الهی در کلام امام علی علیه السلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ذات و صفات الهی در کلام امام علی علیه السلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
22ساعت
56دقیقه
08ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حقوق متقابل مردم و حکومت

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 40

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق متقابل مردم و حکومت شامل 115 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق متقابل مردم و حکومت در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل حقوق متقابل مردم و حکومت با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق متقابل مردم و حکومت نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق متقابل مردم و حکومت هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل حقوق متقابل مردم و حکومت اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حقوق متقابل مردم و حکومت :

چکیده

فایل پاورپوینت کامل حقوق متقابل مردم و حکومت از جمله مباحثی است که همواره مطرح بوده و در آغاز باید دید که این حقوق چگونه معنی و مفهوم پیدا می کند و اصولا خاستگاه این معنی و مفهوم چگونه از حکومت نشات می گیرد؟

گاهی حکومت برای خاندانی از اشراف بنیان نهاده شده است، طبیعتا حاکم تمام نیرو و توان خود را در راستای تامین مطامع و منافع پشتوانه های قدرت خود به کار می بندد .

گاهی حکومت برای تامین منافع و مصالح طبقه ای یا قشری و یا حزبی خاص تشکیل می گردد و در این صورت طبقه حاکم تنها در خدمت همان گروه خاص گام برمی دارد، نه در جهت منافع توده مردم .

و بالاخره گاهی حکومت از توده مردم نشات گرفته و خود را خدمتگذار مردم می داند، یعنی همان حکومتی که در نهج البلاغه و سیره امیرمؤمنان (ع) از آن سخن به میان می آید . در اینجاست که فایل پاورپوینت کامل حقوق متقابل مردم و حکومت معنی پیدا می کند . این مقاله در حد امکان به این مسئله پرداخته است .

حکومت در اصل نهادی اجتماعی است، زیرا، طبیعت اجتماع وجود حکومت را ایجاب می کند . اما این نهاد در اسلام علاوه بر صبغه اجتماعی، طبیعت دینی هم دارد، برای اینکه جامعه اسلامی در درجه اول جامعه ای دینی است، یعنی مبدئی که در تنظیم امور اقتصادی، سیاسی و نظامی از آن الهام گرفته می شود، تنها شریعت الهی است .

امام (ع) در میان همین حقیقت در جواب خوارج – روزی که فریاد برآوردند: حکومت خاص خداست – فرمود:

«کلمه حق یراد بها الباطل! نعم انه لاحکم الا لله، ولکن هؤلاء یقولون: لاامره الا لله، و انه لابد للناس من امیر بر او فاجر یعمل فی امرته المؤمن، و یستمتع فیها الکافر، و یبلغ الله فیها الاجل، و یجمع به الفی ء، و یقاتل به العدو، و تامن به السبل، و یؤخذ به للضعیف من القوی، حتی یستریح بر، و یستراح من فاجر .» (۱)

کلمه ای حق است که با آن، منظور باطل خود را بیان می کنند . آری، همانا که جز خدای را فرمان نیست، اما اینان می گویند: جز خدای را امیری نیست . حال آنکه مردمان را ناچار باید امیری باشد خواه نیکوکار خواه بدکار تا در آن حکومت، مؤمن به کار آخرت پردازد، و کافر از دنیا بهره مند و برخوردار گردد، و خداوند مرگ مردمان را به هنگام برساند، و غنیمت به کمک آن امیر گرد آید و به مدد او با دشمن نبرد شود، و راهها امنیت یابد، و حق ناتوان از توانا گرفته شود تا نیکوکار آسایش یابد و بدکار در امان ماند .

این کلام امام (ع) که «مردمان را ناچار باید امیری باشد» ، ضرورتی را بیان می کند که واقعیت اجتماع آن را می طلبد، و هرگز از آن چاره نیست، و اگر چه در نبودن فرمانروایی عادل حکومت حاکمی به کار به نهایت زیانبار است، ولی با وصف این زیانباری، از هرج و مرجی که پیوندهایی اجتماع را از هم پاره می کند بهتر است .

و البته ناگفته نماند که امام (ع) در اینجا به ماهیت حکومت اسلامی نظر ندارد، بلکه تنها قصد وی اثبات ضرورت حکومت در برابر هرج و مرج طلبی خوارج است .

صفات امام یا حاکم

در آغاز بحث، این سؤال مطرح است که اگر امامت امر لازمی باشد، آیا صحیح است که هر کسی به آن رسید بدون توجه به شخصیت و لیاقتش، صاحب مقام امامت شمرده شود، یا اینکه باید کسی آن مسئولیت را به عهده گیرد که به داشتن صفاتی از دیگر مردم ممتاز باشد؟

مسلمانان به اتفاق معتقدند که تنها کسی به مقام امامت می تواند برسد که از شرایط ویژه ای برخوردار باشد، ولی در داشتن یا نداشتن شرایط اختلاف نظر دارند .

ما اکنون درصدد آن نیستیم که شرایط امام حاکم را از نظر جمیع فرق اسلامی بیان کنیم . درباره این موضوع در کتاب «نظام الحکم و الاداره فی الاسلام » بحث کافی کرده ایم .

اما باید بگوییم که در نهج البلاغه تفصیل دقیق این شرایط بیان نشده است، یا لااقل در آنچه از کلام امام (ع) در دست ما هست، بخش مستقلی در بیان این موضوع وجود ندارد، بلکه ایشان (ع) در ضمن گفته های خویش به بعضی از شرایط اشاره فرموده، و از بقیه آن چشم پوشیده اند .

او این شرایط را برای امام لازم می داند:

باید کریم النفس باشد، تا شدت حرص و طمع، او را به تجاوز به اموال مسلمانان برنینگیزد; باید عالم باشد، زیرا که امام باید مسلمانان را به علم و آگاهی راهبری کند، وگرنه امت را به ضلالت خواهد افکند; نرمخوی و بلندنظر باشد; در تقسیم بیت المال عدالت پیشیه گیرد، و به رعایت مساوات بکوشد، و به حکم تمایلات و هوس خود شخصی را به دیگری ترجیح ندهد; در دادرسی و قضاوت پاک باشد، تا دست به رشوه نیالاید، زیرا این کار او را از صدور حکم عادلانه بازخواهد داشت; بالاخره باید سنت را به کار بندد و حدود را جاری کند اگر چه به زیان نزدیکترین خویش او باشد و همانگونه که انتظار دارد دیگران حق او را ادا کنند، وی نیز ادای حقوق دیگران را بر خود فرض بشمارد .

امام (ع) فرمود:

«و قد علمتم انه لا ینبغی ان یکون الوالی علی الفروج و الدماء و المغانم و الاحکام و امامه المسلمین البخیل فتکون فی اموالهم نهمته و لا الجاهل فیضلهم بجهله و لا الجافی فیقطعهم بجفائه و لا الخائف للدول فیتخذ قوما دون قوم و لا المرتشی فی الحکم فیذهب بالحقوق و یقف بها دون المقاطع و لا المعطل للسنه فیهلک الامه » . (۲)

بی تردید دانسته اید که سرپرست ناموس، خون، اموال، احکام و امامت مسلمانان نباید: بخیل باشد که چشم حرص بر اموالشان دوزد، و جاهل که با نادانی خود به گمراهیشان برد، و بیدادگر که به ستمکاری پریشانشان سازد، و در تقسیم اموال بی عدالت که گروهی بر گروهی دیگر برتر دارد، و رشوه ستان که حقوق مردم تباه سازد و حدود الهی را ضایع گذارد، و فروگذارنده سنت که امت را به نابودی کشد .

و نیز فرمود:

«و لا یقیم امر الله سبحانه الا من لا یصانع و لا یضارع و لا یتبع المطامع » . (۳)

تنها کسی امر خدای را بر پای می تواند داشت که در احقاق حقوق مدارا نکند و به ملایمت و فروتنی نگراید، و در پی طمع نباشد .

و درباره امام و رهبر فرمودند:

«من نصب نفسه للناس اماما فلیبدا بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره و لیکن تادیبه بسیرته قبل تادیبه بلسانه و معلم نفسه و مؤدبها احق بالاجلال من معلم الناس و مؤدبهم » . (۴)

هر که خود را پیشوای مردم داند، باید که بیش از دیگران به تعلیم خویش بپردازد، و پیش از آنکه بگوید رفتار خویش را رهنمای تادیب آنان گرداند، و آن که به تعلیم و تهذیب خویش می کوشد از آن که آموزگار و ادب آموز دیگران است، به احترام و گرامی اشت شایسته تر است .

این سخن، بیانگر فلسفه ای است که به نظر امام حکومت، به عنوان ضرورتی اجتماعی و تامین کننده مصالح جامعه، بر آن استوار است، و هرگز حکومتی نمی تواند در پی مصالح جامعه برآید مگر اینکه انسانی در راس آن قرار گیرد که دارای همه این مشخصات، و آگاه از مسئولیت خود باشد . اما وقتی حاکم مسئولیت خود را نشناسد، و در اصلاح جامعه و پیشبرد آن نکوشد بی تردید دستگاه حکومت ابزار ستمی بیش نخواهد بود .

حکومت از نظر امام (ع)، حاکم و مردم

حقوق مردم بر حاکم، معنی خود را از طبیعت حکومتی می گیرد که او در پیش گرفته است . گاهی حکومت برای خاندانی از اشراف بنیان گذاشته می شود، و تمام نیروی خود را در خدمت کسانی که پشتوانه قدرت او هستند به کار می برد .

گاهی برای تامین مصالح طبقه ای از طبقات جامعه به وجود می آید، در این صورت حاکم و دستگاه حکومت تنها در خدمت آن طبقه است و هرگز به مصلحت توده مردم نمی اندیشد مگر اینکه غیرمستقیم، منافع آن به طبقه حاکم بازگردد .

و بالاخره گاهی حکومت برای توده مردم بنیان می گردد، و اینجا حاکم تنها برای ملت کار می کند . در نوع اخیر، مردم نسبت به حکومت حقوقی دارند که شایسته است به آن بپردازیم .

اما نخست باید پرسید که نهج البلاغه چه نوع حکومتی را نوید می دهد؟

وقتی به نهج البلاغه مراجعه می کنیم می بینیم حکومتی که علی (ع) خود در پیش گرفته است و کارگزارانش را بر آن فرمان می دهد، حکومتی است که تنها برای توده مردم به وجود آمده است .

ما در مقاله «جامعه و طبقات اجتماعی در نهج البلاغه » گوشه ای از این معانی را بیان کرده ایم و دیدیم که امام (ع) در عهدنامه خود به مالک اشتر، چگونه اساس محکم و استواری وضع می کند تا حکومتی برای توده مردم، و تنها توده مردم، بنیان شود; حکومتی که تنها به منافع طبقه خاصی نیندیشد و حقوق مردم را صرف رفاه و خوشبختی آن طبقه نسازد .

در این بخش به بیان شواهدی می پردازیم که به خوبی نشان می دهد حکومت علی (ع) تنها درصدد تامین مصالح مردم بوده، و بر چنین حکومتی نیز توصیه می کرد . امید است که بتوان در این مقال تصویری از حکومت را از نظر امام علی (ع) نشان دهد .

از ضروریات اولیه یک حکومت مردمی و صالح، پیوند معنوی مابین رئیس حکومت و توده مردم است . حاکم آنگاه می تواند به این توفیق دست یابد که آمال و آلام مردم را درک کند، نیازها و زمینه نگرانیشان را بشناسد و با توجه به این آگاهی در تامین مصلحتشان همت گمارد، و هر کاری را در راه اصلاح مردم جهت بخشد، و سرانجام به توده مردم اطمینان دهد که نگهبان مصالح و مراقب خیر آنهاست، بر تمامی امور احاطه داردو در مصلحتشان می کوشد، تا حکومت او را به جان و دل و محبت و ایثار بپذیرند، و در هر جایی و هر کاری با آن همکاری و همدستی کنند .

اما اگر حاکم، دریچه قلب خود را بر آنان ببندد و چشم نظارت و عنایت از آنان فروپوشد، توفیق این حسن تفاهم هرگز به دست نخواهد افتاد، چرا که بدون شناخت واقعیت حال مردم، چگونه می توان به صلاح آنان قدم برداشت، و نتیجه چنین بیگانگی آن است که پشتوانه محبت و حمایت توده مردم از او سلب شود، و آنان احساس کنند که مسئول حکومت همانند انگلی که بر پیکر جانوران می چسبد و از خون آنان تغذیه می کند، بیگانه خطرناکی است که بر آنان تحمیل شده است .

امام فرمود:

«و اشعر قلبک الرحمه للرعیه و المحبه لهم و اللطف بهم و لا تکونن علیهم سبعا ضاریا تغتنم اکلهم فانهم صنفان اما اخ لک فی الدین و اما نظیر لک فی الخلق یفرط منهم الزلل و تعرض لهم العلل و یؤتی علی ایدیهم فی العمد و الخطا فاعطهم من عفوک و صفحک مثل الذی تحب و ترضی ان یعطیک الله من عفوه و صفحه » . (۵)

دل سراپرده محبت توده مردم کن، بر آنان مهرورز و با آنان نرم باش . مباد که چون درنده شکارافکن به خونریختن آنان پردازی، چه آنان بر دو گروهند: یا در دین با تو برادرند، یا در آفرینش با تو برابر . اما از آنان لغزش سر می زند، و بیماریهای روانی بر آنان عارضی می گردد و خواه ناخواه به ناروا دست می زنند، پس آن سان که دوست می داری خدای بر تو ببخشاید و از گناهانت درگذرد، تو نیز بر آنان ببخشای و از خطاهاشان درگذر .

برای اینکه این رابطه دوجانبه برقرار گردد و قابل دوام باشد، بر حاکم است که با توده مردم درآمیزد تا مستقیما از خواسته های آنان آگاه شود، چه دوری و جدائیش از مردم، او را از واقعیت احوال آنان بی خبر نگاه خواهد داشت، و این کار خود بخود مایه انصراف قلوب و سبب بیزاری مردم را فراهم خواهد ساخت .

امام (ع) فرمود:

«فلا تطولن احتجابک عن رعیتک فان احتجاب الولاه عن الرعیه شعبه من الضیق و قله علم بالامور و الاحتجاب منهم یقطع عنهم علم ما احتجبوا دونه فیصغر عندهم الکبیر و یعظم الصغیر و یقبح الحسن و یحسن القبیح و یشاب الحق بالباطل و انما الوالی بشر لا یعرف ما تواری عنه الناس به من الامور و لیست علی الحق سمات تعرف بها ضروب الصدق من الکذب » . (۶)

چنین مباد که دیری از توده مردم چهره بپوشی، چه روی نهان داشتن حکمرانان از توده مردم شعبه ای از تنگ حوصلگی و اندک آگاهی داشتن از کارهاست . اگر حکمران از مردم روی نهان کند، به اموری که از او پنهان است آگاه نمی تواند شد; از این رو، کار بزرگ در نظر توده مردم خرد می نماید و کار خرد بزرگ، نیکو زشت جلوه می کند و زشتی نیکو، و حق به باطل درمی آمیزد . همانا که فرمانروا بشر است و از کارهایی که مردم از او پوشیده می دارند بی خبر، و حق را نشانه هایی نیست که با آن نشانه ها راستیها از دروغها شناخته آید .

و برای اینکه مابین حاکم و توده مردم رشته محبت استوار بماند و دلهای خلق به حسن ظن و دوستی او بتپد، بر اوست که با کار خود توهم هر نوع ظلم و ستمی را از ذهن مردم بزداید، و برنامه کار و خط مشی خود را صادقانه برای آنان ترسیم کند، تا با ایمان به صلاحیت و شایستگی او و درستی کار و برنامه اش، به تایید روش و سیاست او برخیزند .

حاکم نباید به سبب خدمات خود، بر مردم منت نهد، چرا که مقتضای مقام زمامداری خدمت به مردم است و بی تردید منتگذاری ارزش خدمت او را از میان خواهد برد . به علاوه زمامدار باید در وعده هایی که به مردم می دهد، و در کارهایی که انجام داده است از دروغ و بزرگنمایی بپرهیزد، زیرا وعده دروغ زمینه بدبینی و دشمنی را مهیا می کند و بزرگنمایی نیز عین دروغ است .

امام (ع) فرمود:

«و ان ظنت الرعیه بک حیفا فاصحر لهم بعذرک و اعدل عنک ظنونهم باصحارک فان فی ذلک ریاضه منک لنفسک و رفقا برعیتک و اعذارا تبلغ به حاجتک من تقویمهم علی الحق » . (۷)

اگر توده مردم به اشتباه ستمگرت پنداشتند و بر تو خرده گرفتند، عذر خویش به صراحت با آنان در میان نه و با بیان آن بدگمانیشان را از خویش بگردان، که این کار ترا ریاضت نفس است، و توده مردم را عرض پوزش و مدارا، و به این کار نیازی که تو داری که مردم به حقیقت پی برند، برآورده گردد .

و نیز گفت:

«و ایاک و المن علی رعیتک باحسانک او التزید فیما کان من فعلک او ان تعدهم فتتبع موعدک بخلفک فان المن یبطل الاحسان و التزید یذهب بنور الحق و الخلف یوجب المقت عند الله و الناس قال الله تعالی کبر مقتا عند الله ان تقولوا ما لا تفعلون » . (۸)

بپرهیز از منت نهادن بر توده مردم به احسانی که با آنان می کنی، و بپرهیز از آن که کار خود را از روی افتخار بیش از واقع وانمود سازی، یا به مردم وعده دهی و به تخلف در انجام آن درنگ کنی، چه منت، احسان را تباه سازد، و بزرگتر جلوه دادن کار نور حقیقت را بزداید، و خلاف وعده کردن نزد خدای و خلق موجب کینه و خشم گردد . خدای تعالی فرمود: اگر وعده به جای نیاورید، خدای سخت به خشم درآید .

مطمئن ترین وسیله ای که دوستی حاکم را در دلهای مردم استوار می کند، و آن ها را به همکاری با او و حمایت و دفاع از او برمی انگیزد، همان است که امام در سخنان خود می گوید:

«و اعلم انه لیس شی ء بادعی الی حسن ظن راع برعیته من احسانه الیهم و تخفیفه المئونات علیهم و ترک استکراهه ایاهم علی ما لیس له قبلهم فلیکن منک فی ذلک امر یجتمع لک به حسن الظن برعیتک فان حسن الظن یقطع عنک نصبا طویلا و ان احق من حسن ظنک به لمن حسن بلاؤک عنده و ان احق من ساء ظنک به لمن ساء بلاؤک عنده » . (۹)

هیچ چیز، حسن ظن حاکم را به توده مردم چنان بر نمی انگیزد که احسان او به آنان، سبکبار ساختن آنان و وادار نکردنشان به چیزی که به آن توانا نیستند . در آنچه گفتیم بکوش تا به توده مردم حسن ظن یابی که حسن ظن به توده مردم رنجی سنگین از دل تو برمی گیرد . شایسته ترین کس به حسن ظن تو اوست که درباره وی نیکیها کرده باشی، و ناشایسته تر کسی است که به تیمارش نپرداخته باشی .

اما این همه سفارش برای چیست؟

برای اینکه حکومت تنها برای مردم و مصالح مردم کار کند، و از این است که حاکم باید مصلحت توده مردم را وجهه نظر خود سازد، و اقدامات گوناگون خویش را بر اساس نیازهای جامعه پایه ریزی کند .

اما هیئت حاکمه از برگزیدگان و خواص مردمند، و می پندارند هر چیزی در دست و اختیار آن هاست و گفته و خواسته شان باید اجابت و اطاعت شود . این طبقه در قلمرو حکومت امام هرگز از امتیازی برخوردار نیستند، و افراد آن با تمامی آحاد مردم یکسانند، و از وظایف حاکم است که اگر کسی از اینان از حدود قانون تجاوز کند، یا بیش از حق خود چیزی بخواهد او را هدایت و تنبیه نماید .

امام (ع) فرمود:

«انصف الله و انصف الناس من نفسک و من خاصه اهلک و من لک فیه هوی من رعیتک فانک الا تفعل تظلم و من ظلم عباد الله کان الله خصمه دون عباده و من خاصمه الله ادحض حجته و کان لله حربا حتی ینزع او یتوب و لیس شی ء ادعی الی تغییر نعمه الله و تعجیل نقمته من اقامه علی ظلم فان الله سمیع دعوه المضطهدین و هو للظالمین بالمرصاد .

و لیکن احب الامور الیک اوسطها فی الحق و اعمها فی العدل و اجمعها لرضی الرعیه فان سخط العامه یجحف برضی الخاصه و ان سخط الخاصه یغتفر مع رضی العامه و لیس احد من الرعیه اثقل علی الوالی مئونه فی الرخاء و اقل معونه له فی البلاء و اکره للانصاف و اسال بالالحاف و اقل شکرا عند الاعطاء و ابطا عذرا عند المنع و اضعف صبرا عند ملمات الدهر من اهل الخاصه و انما عماد الدین و جماع المسلمین و العده للاعداء العامه من الامه فلیکن صغوک لهم و میلک معهم » . (۱۰)

در مورد حق خدای و حقوق مردم و شخص خویش و خاندانت و کسانی که به آنان مهر می ورزی انصاف را بپای، که اگر چنین نکنی بیداد کرده باشی، هر که با بندگان خدای بیداد کند، خدای به جای بندگان خود با او خصمی کند و هر که با خدای درافتد، حجتش نپذیرد و تا دست از بیداد نکشد و توبه نکند، همچنان با خدای در پیکار بوده باشد . برای دگرگون ساختن نعمت خدای و دچار شدن به قهر بی امان او، چیزی همچون پای فشاری در بیدادگری نیست، چه، خدای بیش از هر چیز دعای ستمدیدگان می شنود، و در کمین ستمکاران است .

اما باید میانه روی در حق را، و گسترش عدالت را و عمل به آنچه را که بیشتر مایه دلخوشی توده مردم است، بیش از هر چیز دوست بداری، چه ناخشنودی توده مردم خرسندی خواص را بی اثر می سازد و در زمینه خشنودی توده، می توان از ناخرسندی خاصان چشم پوشید هیچیک از توده مردم مانند طبقه خاصان نیستند . اینان در دوران آسانی بر دوش والی بار گرانند، و در روزگار سختی کمتر از همه به یاری او برمی خیزند، و انصاف را خوش نمی دارند، و در طلب پافشاری می کنند، و در برابر عطا ناسپاسند .

و به هنگام منع عطا، پوزش ناپذیر، و در ایام محنت ناشکیبا . همانا که توده مردمند که ستون دینند و سو

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.