اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل هدایتگری در هنر دینی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 76
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل هدایتگری در هنر دینی؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل هدایتگری در هنر دینی انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 117 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل هدایتگری در هنر دینی:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل هدایتگری در هنر دینی آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل هدایتگری در هنر دینی با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل هدایتگری در هنر دینی از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل هدایتگری در هنر دینی، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل هدایتگری در هنر دینی :
چون خداوند دست به کار آفرینش زد همه چیز را همچون خود زیبا، چون خداوند کامل و جمیل آفرید تا جلوه ای از زیبائی، جمال و کمال او
باشد
.
او در آفرینش، آن چنان زیبائی، هماهنگی، تناسب و کمال به خرج داد که در نهایت، این آفرینش خود را سزاوار بالاترین ستایش هستی، دانست و
فرمود: فتبارک اللّه احسن الخالقین(۱) آفرین بر خدا زیباترین پدید آورندگان، و سپس با صراحت اعلام کرد
:
دیدگان به پهنه گسترده هستی بنگرند و در آن به جستجو بپردازند. هرگز کژی، کاستی و ناهماهنگی نخواهند دید و باز دیگر بار بنگرند و پی جوئی
کنند، در پایان این همه پی جوئی خسته و وامانده برخواهند گشت(۲) و شگفت زده و حیرت زده از اینهمه زیبائی و جمال و کمال اعتراف خواهند کرد که
: «
فتبارک اللّه احسن الخالقین».(۳
)
در این میان از اقیانوس بی انتهای جمال و کمال خویش جرعه ای به کام آدم ریخت و در او ودیعه ای نهاد تا او نیز زیباشناس و زیبا آفرین باشد و بدین
گونه هنر آفریده شد. به دیگر سخن؛ خداوند چون همه موجودات را آفرید به هر کدام سلاحی شایسته داد تا از هستی خود به دفاع برخیزند و از نابودی و
تباهی خود جلوگیری کنند و چون نوبت به انسان رسید و سخن از دفاع انسان از ثروت انبوه خود که شامل تمامی استعدادها و کرامت ویژه الهی، فرهنگ و
فکر و اندیشه او است به میان آمد خداوند برای دفاع انسان سلاح هنر را در اختیار او گذاشت تا با این سلاح از فکر، کرامت، فرهنگ خویش، به دفاع
بپردازد و در غوغای گذر روزگار از بین نرود و در لابلای چرخ زمان فراموش نشود
.
هنر به انسان قدرت گذار از سه مرز را عنایت کرد
:
۱
مرز زمان
۲
مرز مکان
۳
مرز ظاهر
هنر فراتر از زمان
امروز اندک نیستند اقوام و ملتهایی که به طور کلی از صحنه روزگار محو شده اند و غبار گذر زمان آنان را چنان در خود فرو برده است که به طور کامل
فراموش شده اند ولی آنچه که بر قدرت گذر زمان و غبار گذشت شب و روز فائق آمده است و در تمامی طول روزگاران باقی است تنها جلوه های هنری
آنان است
.
براستی از قوم عرب جاهلی چه چیز، به جز معلقات سبع و شعرهای پراکنده ای که تنها نمود هنری آن جامعه است، در تاریخ می توان جست؟
آیا حمورابی، کورش و خسرو پرویزها جز در پرتو برخی آثار باقی مانده هنری دوران خویش زنده شده و به یاد می آیند؟
دیریست که شیرین و فرهاد و خسرو و همه قوم و قبیله و ثروت و قدرتشان نابود شده است و از آنان تنها نقشی بر دیوار که آمیخته با هنر و برآمده از
هنرمندی است به یادگار مانده است
.
هنر در گذر از تنگنای مکان
از سوئی دیگر اعمال انسان ها هر کدام رنگ جغرافیائی خاصی خورده است و محدود به مکانی خاص می شود به طوری که برای سایر اماکن و مناطق،
ناشناخته و غیر مأنوس است
.
ولی هنر آشنا با همه مرزها و مناطق است و مرز نمی شناسد و در همه جا قدر می بیند و بر صدر می نشیند
.
نمونه این سخن، ترجمه سخنان حافظ شیرین سخن و امثال او به چندین زبان زنده دنیاست
.
هنر مسلط بر دل و ذهن
توان سومین هنر آن است که تنها گوش را نمی نوازد بلکه هوش را برمی انگیزد و عواطف، احساسات، عقل و وجدان را تحت سیطره خود قرار می دهد
.
گاه مصرع شعری در درون انسان آنچنان طوفانی برمی انگیزد که هزاران صفحه استدلال و برهان از ایجاد آن ناتوانند. و گاهی نثری بلیغ و جان دار و
وعظی هنرمندانه آنگونه انسانی را متحول می کند که تحت تاثیر این هنر، برای تمام عمر روشی مغایر با گذشته خویش در پیش می گیرد
.
هدایت و هنر
این سه توان هنر (گذر از زمان، مکان و ظاهر) باید که در خدمت تعهد، ایمان و ارزشهای اسلامی قرار گیرد و به عبارت دیگر معارف الهی را باید بر
مرکب هنر نشاند تا در تمامی مرزها و همه زمانها و عمق جانها نفوذ کند و سیطره و سلطه خویش بگستراند
.
هدایت گرایی قرآن و هنر
در راستای به خدمت گرفتن هنر برای هدایت گری است که می بینیم خدای هنر آفرین نیز در هدایت جوئی بندگان خویش از سلاح فصاحت، بلاغت و
تناسب به گونه ای استفاده می کند که با نهایت سرافرازی تحدی می کند و اعلام می دارد که کسی را توان آوردن سخن هنرمندانه هم سنگ قرآن نیست
.
و این قدرت و توان هنری قرآن است که چون ولید بن مغیره مرد شماره یک عرب جاهلی به مسجد الحرام می آید و چند آیه ابتدای سوره غافر را
می شنود آنگونه متحول می شود که از میان مردم می گریزد و به گوشه خانه خویش پناه می برد و چون جماعت قریشیان به او اعتراض می کنند پاسخ می دهد
:
«
فما اقول فیه فواللّه ما منکم رجل اعلم فی الاشعار منّی و لا اعلم برجزه منی و لا بقصیده و لا باشعار الجن و اللّه ما یشبه الذی
یقول شیئا من هذا و اللّه ان لقوله لحلاوه و انه لیحطّم ما تحته و انه لیعلو و لا یعلی
.»
«
من درباره سخنان محمد صلی الله علیه و آله وسلم
چه بگویم! بخدا سوگند هیچکدام از شما آگاهتر از من نسبت به شعر عربی نیستید هیچکس چون من از رجزها و
قصیده ها و اشعار جن شناخت و بصیرت ندارد ولی آنچه را من از محمد شنیدم به هیچکدام شباهت ندارد سخن او را شیرینی ویژه ای است، کلام او تمامی
سخنان دیگر را فرو می کوبد و خود برتری می یابد و هیچ سخنی بر او فزونی و برتری ندارد.»(۴
)
و بنا به روایتی دیگر گفت: سخنان او را شیرینی خاص و طراوت ویژه ای است شاخه هایش پربار و ریشه هایش محکم و استوار است
…
تسلیم در برابر هنر قرآن
و چون گروهی بنای معارضه با قرآن می گذارند و هر یک عهده دار نگاشتن قسمتی از کتابی همانند قرآن می شوند یکسال برای این کارمهلت ومدت
تعیین می کنند و پس از یکسال تلاش و صرف فکر و اندیشه و دقت در آیات و مضامین این کتاب آسمانی در کنار کعبه گرد هم می آیند تا محصول یکساله
خود را عرضه کنند اولین نفر آغاز سخن می کند و می گوید من در بررسیهای خود چون به این آیه رسیدم «قیل یا ارض ابلعی مائک»(۵) هر چه در آن
اندیشه سوختم و به تفکر نشستم و به عظمت و ظرافت هنری و بلاغت و فصاحت آن اندیشیدم بیشتر باورم آمد که نگاشتن همانند آن غیر ممکن است
.
دیگری پاسخ داد من به هنگام مطالعه آیه «فلما استیئسوا خلصوا منه نجیّا.»(۶
)
به همین نظریه رسیدم و دست از کار بداشتم
.
در این هنگام امام صادق علیه السلام
از کنار آنها گذشت و نگاهی به آنها کرد و این آیه را برخواند «قل لئن اجتمعت الانس و الجن علی ان یأتوا بمثل
هذالقرآن لا یأتون بمثله و لو کان بعضهم لبعض ظهیرا.»(۷
)
ای پیامبر ما اعلام کن که اگر آدمیان و جنیّان گرد هم آیند تا همانند قرآن بیاورند از آوردن همسان آن ناتوانند اگر چه بعضی مدد کار بعض دیگر
باشند.(۸
)
و این اوج هنر نمائی خدا در کتاب هدایت بشر است
.
سنت و هنر
در تاریخ موارد بسیار متنوعی را می یابیم که معصومان علیهم السلام
از سلاح هنر در هدایت گری انسانها استفاده کرده اند
.
بلندای فصاحت و بلاغت در خطبه های رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم
و غوغای زیبائی در نهج البلاغه امام علی علیه السلام
و اوج هنر آفرینی و شورگستری، در خطبه
حضرت فاطمه علیهاالسلام
و دخترش حضرت زینب علیهاالسلام
و امثال آن بهترین درس برای هدایت گران و آمران به معروف و نیز شاهد صدقی بر سخن ماست
.
هنر شعر در سنت
معصومین علیهم السلام
هماره با بهره جوئی از هنرمندی و حس زیبایی شناسی و تحریک احساسات لطیف انسانی سعی در هدایت افراد داشته اند
.
و در این راستاست که شعرهای مختلفی از آنان به یادگار مانده است
.
کلام منظوم شاعرانه به گونه ای غریب در دل می نشیند و به خوبی در حافظه جای می گیرد از آن رو هماره حکومتها برای تبلیغات خود از این سلاح بهره
می جستند و آشکار است همانگونه که از این سلاح بسیار برنده برای تباهی و زشتی و پلیدی استفاده شده است شایسته و سزاوار است در مسیر صحیح و
برای راهیابی به ارزشهای الهی و انسانی و بازداشت از گناه و تباهی از آن استفاده شود
.
از این رو تمامی معصومین علیهم السلام
بجز پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم
را می بینیم که به مناسبتهای گوناگون اشعاری سروده، یا خوانده اند
.
البته شعر نگفتن رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم
نیز علتی داشت زیرا یکی از اتهامهائی که مشرکان برای مقابله با رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم
و بی اهمیت قلمداد کردن اعجاز
جاوید او (قرآن) بیان می کردند این بود که او را شاعر می خواندند
.
و چون شعر در ذهن و زبان عرب جاهلی آمیزه ای از خیال و دروغ بود این نکته باعث شد که خداوند مقام والای رسالت را از این اتهام بپیراید و بگوید
«
و ما هو بقول شاعر».(۹
)
اما در کلمات دیگر معصومین علیهم السلام اشعار فراوانی یافت می شود که به حق می توان گفت شعر را آبرو بخشیده و شاعران را مایه افتخار گردیده است
.
بر خلاف آنچه در آن روزگار مشهور بود که «نیکوترین شعر دروغ ترین آن است» آنان با اشعاری سرشار از حقیقت اثبات نمودند که شعر می تواند
وسیله ای رسا و توانمند در خدمت حقیقت گذاری و باطل ستیزی باشد و اتهام زشت دروغ زنی و افترا پراکنی را از دامان شعر متعهد، والا و همراه با شعور
ستردند
.
در این رابطه به دیوان منسوب به امیر مؤمنان علیه السلام
و امام حسین علیه السلام
و اشعار متنوعی که در حافظه تاریخ و دل کتابها از ائمه علیهم السلام به یادگار مانده است
می توان مراجعه کرد
.
به عنوان نمونه می توان به شعر خوانی امام هادی علیه السلام در مجلس متوکل اشاره کرد
.
آن هنگام که شبانه به خانه حضرت می ریزند و آن حضرت را دستگیر کرده به بزم میگساری می آورند و متوکل با بی شرمی به آن حضرت می گوید
:
برای ما شعری بسرای آن حضرت پس از استنکافی کوتاه هفت یا هشت بیت شعر می خواند و چنان مجلس بزم و رقص و شادخواری و گناه را دگرگون
می کند که حتی شخص متوکل تحت تاثیر قرار گرفته، آنقدر می گرید که صورتش از گریه خیس می شود و با احترام آن حضرت را به خانه برمی گرداند.(۱۰
)
تشویق هنرمندان در مسیر مبارزه با منکرات
دین به همان اندازه از فرو رفتگان وادی لذت و غرق شدگان گرداب بی خودی و تباهی دور است و با آنها بیگانه، که از غافلان از جلوه های محبت و
عاطفه و ذوق و زیبائی
.
خداوند زیبا است و زیبائی را دوست دارد و تمامی دستورات خود را در هاله ای از زیبائی و ذوق و لطافت عرضه کرده است بنابراین اولیاء او که آئینه
خدا نمایند نیز به زیبا گویان و زیبا نویسان که در مسیر زیبائی مطلق و زدودن زشتی ها باشند علاقمند و آنها را مورد لطف و تشویق قرار می دهند و در این
تشویق مرز و مکانی نمی شناسند
.
الف) کوبنده تر از هر سلاح
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم
وارد مکه می شود تا عمره القضا را انجام دهد مسلمانی (عبداللّه بن رواحه یا کعب بن مالک) در محضر آن حضرت شروع به شعر
خواندن می کند و با زبان شعر از شخصیت رسول اکرم دفاع می کند
.
عمر بن الخطاب پیش می آید و به وی اعتراض می کند: آیا در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم
و در حرم امن الهی شعر می گوئی؟
!
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم
روی به عمر کرده، می فرماید: او را واگذار، سوگند به آن خدائی که جانم در اختیار اوست سخن او بر کفار شدیدتر و سخت تر است
از افکندن تیر. و در روایتی دیگر فرمود سخن او شدیدتر است از ضربات شمشیر(۱۱
)
ب) جنگ هنری
نبرد در راه خدا در دین مقدس اسلام دارای ارزش فراوان و ارج بسیار است تا آنجا که آن را شرط نجات انسان مسلمان در قیامت دانسته اند و فرموده اند
: «
آنکس که جهاد نکند و یا خود را برای جهاد آماده نسازد منافق می میرد.»(۱۲
)
اما براستی آیا این جهاد تنها نبرد با شمشیر و تیر و سایر سلاحهاست؟ تنها مجاهد کسی است که سلاح برداشته و با افراد مسلحی همانند خود در جبهه
نبرد رو به رو می شود و می کشد و کشته می شود؟
دقت در آیات و روایات بیانگر این نکته است که دائره جهاد بسی وسیعتر از نبرد رویاروی و مسلحانه است
.
در اسلام جهاد با مال نیز نوعی جهاد خوانده شده است و نبرد با سلاح هنر و تبلیغ نیز از اقسام جهاد فی سبیل اللّه شمرده شده است
.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم
به حسّان بن ثابت که شاعری چیره دست بود فرمود: «یا حسان اهج المشرکین و جبرئیل معک. اذا حارب اصحابی
بالسلاح فحارب انت باللسان» ای حسان مشرکین را بدگوی و جبرئیل تو را مدد می رساند چون یاران من با سلاح می جنگند پس تو با زبان خود نبرد
کن.(۱۳
)
ج) دادخواهی با زبان هنر
قرآن در آیاتی از سوره شعراء شاعران را مذمت می کند و آنان را افرادی بی ثبات و گویندگان بی عمل می خواند ولی در نهایت گروهی را استثناء
می کند: آنانکه ایمان آورده و عمل صالح بجا می آورند و خدای را بسیار یاد کرده و چون مورد ستم قرار گیرند دادخواهی و نصرت طلبی می نمایند.(۱۴
)
چون این آیات نازل شد شاعران مسلمان به هراس افتادند حسان بن ثابت و کعب بن مالک و عبداللّه بن رواحه گریان به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم
شتافتند و عرض کردند: ای پیامبر، خدا این آیات را نازل فرمود و او می داند که ماشاعرایم
.
حضرت فرمود: آخر این آیات را بخوانید: مگر آنانکه ایمان بیاورند و عمل صالح بجا آورند خدای را بسیار یاد کنند و نصرت طلبی و دادخواهی کنند
اکنون شما (باشعرتان) دادخواهی کنید ولی جز سخن حق بر زبان مرانید و پدران و مادران را به زشتی یاد نکنید.(۱۵
)
در هنگامی دیگر شاعری به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم
عرضه کرد: خداوند درباره
شعر این آیات را فرو فرستاد اکنون نظر شما در
این رابطه چیست؟ حضرت فرمود: بدرستیکه
مؤمن با جان و شمشیر و زبانش نبرد می کند به
خدایی که جانم در اختیار اوست اشعار شما درباره دشمنان چون تیرهایی است که به سوی آنها می افکنید.(۱۶
)
که نمونه هائی از این جهادگران میدان شعر و ادبیات را می توان در چهره فرزدق و کمیت دید
.
د) شعری کوبنده در کنار کعبه
فرزدق در کنار کعبه با سرودن یک شعر تمام هنر خویش را یکجا به کمال در قالب یک قصیده می گنجاند و سپس به همین جرم تمامی حقوق سالیانه
خود را از دست می دهد و به زندانی بین مدینه و مکه منتقل می شود
.
ولی شعر او بر تارک هنر متعهد می نشیند و این یک قصیده او در دادگاه ابدی تاریخ سنگین تر
وبا اهمیت تر از خروار خروار قصاید بلند تملق آمیز
پادشاهان و وزیران و توصیف گل ارج گذاری می شود
.
هشام بن عبدالملک قبل از رسیدن به خلافت و آن هنگام که ولیعهد امپراطوری بزرگ اسلامی بود حج گذارد چون طواف را تمام کرد و خواست
حجرالاسود را ببوسد و بسیاری مردم و ازدحام شگفت آنان مانع از آن شد که دست ولیعهد به حجرالاسود برسد یا اینکه به آن نزدیک شود
.
از این رو چاره ای ندید جز آنکه در گوشه مسجدالحرام به انتظار خلوت شدن اطراف کعبه بنشیند برای او صندلی آوردند و بزرگان شام که به همراهی او
آمده بودند گردش حلقه زدند و همگی انبوه جمعیت طواف کننده و حج گذار را به نظاره و تعجب ایستاده بودند
.
در همین حال مشاهده کردند مردی بسیار زیبا و جذاب که آثار سجده بر پیشانی او آشکار بود به حلقه طواف کنندگان وارد شد و چون به نزدیک
حجرالاسود رسید حاجیان راه بر او گشودند تا به راحتی به نزدیک حجرالاسود رفت و آن را استلام کرد. شگفتا این کیست؟! در این غوغائی که
متشخص ترین افراد نیز در دریای انسانهای طواف کننده و عبادت کننده غرق اند و هیچکس را منزلتی برتر نیست و حتّی ولیعهد و همراهان بسیارش را کسی
به رسمیت نمی شناسد و وقعی نمی نهد این مرد تنها، که اینگونه افراد به او احترام می گذارند کیست؟
یکی از همراهان ولیعهد روی به هشام کرده با کمال شگفتی پرسید: این مرد کیست؟
هشام که به خوبی امام زین العابدین علیه السلام
را می شناخت، برای اینکه مبادا دلهای شامیان به طرف او تمایل پیدا کند اظهار کرد، من او را نمی شناسم در این
جمع شاعری توانمند و هنرمندی چیره دست به نام فرزدق شور ایمان و شرار تعهد او را برانگیخت و دریای درون او را متلاطم کرد، از تجاهل ولیعهد مغرور
سخت برآشفت و انکار نابجای هشام را برنتابید، روی به هشام کرد و با فریادی رسا گفت: ای امیر آیا تو او را نمی شناسی؟
اگر تو او را نمی شناسی من بخوبی می شناسم و اکنون او را معرفی می کنم تا دیگران نیز بشناسند
.
آنگاه بدون اندیشه وزمان سوزی چهل بیت شعر ناب در اوج هنرنمائی وزیبائی وفصاحت وبلاغت انشاء کرد
.
|
یا سائلی این حل الجود والکرم |
ای پرسشگر که از کان جود و کرم سراغ می گیری پاسخ پرسش تو نزد من است اگر جویندگان و پرسش گران نزد من آیند . این مرد کسی است که سرزمین مکه گامهای او را می شناسند . و بیت اللّه و حِلّ و حَرَم به عظمت وی آگاهند . این هنرنمائی فوق العاده همراه با این شجاعت و شهامت بی اندازه چنان بر روح و روان جمع اثر گذاشت که طنین زیبا و دلنشین و خرد آفرین و محبت گستر آن را هنوز در فضای مسجدالحرام می توان احساس کرد . دقیقا به اندازه همین تأثیر مثبت در دل دوستان و حتی ناآگاهان، در قلب تیره دشمنان بغض و کینه آفرید. گوئی امواج هزاران تیر زهرآگین به سوی ولیعهد پرتاب شد . هشام لبریز از خشم فریاد کشید: چرا درباره ما اینگونه شعر نمی سرائی؟ فرزدق با کمال شهامت پاسخ داد: تو نیز پدری چونان پدر او و نیائی همچون نیای بزرگوار او و مادری بسان مادر او داشته باش تا تو را همانند وی بستایم و شعر گویم . این جواب کوبنده، سنگین تر ازتمامی آن قصیده بود . هشام دستور داد حقوق فرزدق را قطع کردند و او را به زندانی بین مکه و مدینه منتقل نمودند . امام سجاد علیه السلام فردی را به سراغ این هنرمند متعهد فرستاد و دوازده هزار درهم به وی پیشکش نمود و فرمود به او بگو عذر ما را بپذیر که اگر بیش از این نزد ما بود او را بیش از این می نواختیم و هر ساله به اندازه حقوق دریافتی او که اکنون قطع شده است برای او خواهیم فرستاد . فرزدق پولها را نپذیرفت و گفت: من این اشعار را به خاطر خدا و پیامبر او گفتم این کلمات شعله خشم درونی من بود که بواسطه بی احترامی به خدا و رسول شعله کشید و فوران نمود بنابراین حاضر نیستم در مقابل آن چیزی بستانم . امام زین العابدین علیه السلام دوباره پول را به فرزدق باز فرستاد و فرمود: خدا از اندیشه تو آگاه است و عمل پسندیده تو را پذیرفته است اکنون تو را به حق خودم سوگند می دهم که این پولها را بپذیری. و فرزدق پس از این سوگند امام هدیه آن حضرت را پذیرفت.(۱۷ ) ه) شاعرترین عرب کمیت بن زید اسدی شاعری شیعی است که تمامی زندگی خود را وقف بیان عقاید اسلام راستین «تشیع» کرد و سرانجام پاداش این جهاد مستمر را با شهادت در راه خدا دریافت نمود. هنر و شعر او یکی از نمونه های والای امر به معروف و نهی از منکر با سلاح مؤثر هنر است. علامه سید محسن امین، کمیت را اینگونه معرفی می کند: کمیت شعر شیعی را از حالت رثا و گریه به شعری تعقلی و اندیشه ای سوق داد و استدلالهای محکم و براهین استوار تشیع را در جامه لطیف و پوشش زیبای هنر به جامعه عرضه نمود. او شاعری شیعی است که عقیده او ژرف و خردورزی در شعر او بسیار عمیق و برهانهای او سخت استوار است. براساس عقیده دینی خود مبارزه می کند و تفکر سیاسی مشخصی را دنبال می کند . و با آشکاری تمام به نبرد با حکومت جائر می پردازد. او اولین کسی است که استدلال و برهان و مناظره را در دفاع از علویین در حوزه شعر وارد نمود و از حق پایمال شده و غصب شده آنان دفاع کرد. او سخن خود را با
راهنمای خرید:
|
