اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث ۱
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 74
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث ۱؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث ۱ شامل 95 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث ۱ را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث ۱ با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث ۱ با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث ۱ تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث ۱ را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث ۱ :
محمدعلی مهدوی راد
تعاریف
سخن از حدیث و چگونگی گزارش آن و انتقالش به نسلهای بعد و کیفیت تدوین و ثبت و ضبط آن، از جمله پژوهشهای مهمی است که با همه پربرگ و باری نگاشته ها درباره آن، زوایای تاریک و نکات ناگفته در آن بسیار است. پیشتر از آنکه از چگونگی نشر و تدوین حدیث سخن رود، شایسته می نماید این واژه و همگنان آن تعریف شود.
«حدیث» در لغت:
در کهنترین فرهنگ های لغت، حدیث بدین سان معنا شده است:
از هر چیز، تازه و نو آن؛ «شاب حدث» و «شابه حدثه» پسر و دختر نوسال و جوان.[۱]
احمد بن فارس می گوید:
(ح د ث) یک ریشه دارد، که بر ناپیدایی که پیدا شده دلالت می کند. گفته می شود چیزی پیدا نبود سپس پیدا شد. «حدیث» هم از همین باب است؛ چون سخنی است که اندک، اندک یکی پس از دیگری پیدا می شود.[۲]
ابن منظور آورده است که:
حدیث آن است که گوینده آن را به زبان می آورد، و بدین معنا تفسیر شده است کلام الهی «و اِذْ اَسَّرَ النّبیُ اِلی بَعْضِ اَزْواجِهِ حدیثاً» که مراد، مطلق کلام است.[۳]
طریحی نیز به لحاظ لغت، «حدیث» را مرادف «کلام» می داند و می نویسد:
از آن روی کلام را حدیث گفته اند که اندک، اندک به وجود می آید.[۴]
و مرحوم آیت الله مامقانی در توضیح آن نوشته اند:
بنابراین حدیث، پدید آمدن چیزی است که نبوده است؛ پس حدیث، ضد قدیم است. گویا آنچه در روایتی آمده است که «ایاکم و محدثات الأمور» این معنا باشد، که به گفته ابن فارس، یعنی آنچه در کتاب و سنت و اجماع عالمان شناخته نیست و نبوده است.[۵]
فیّومی نوشته است که:
حدیث به گفته ها و گزارشها اطلاق می شود.[۶]
این نکته مؤید است به آنچه برخی از عالمان آورده اند که تازیان در روزگار جاهلیت بر روزهای مشهور خود، «الأحادیث» می گفتند، به لحاظ اینکه در آن روزها، حوادث بسیار رخ می داد و گزارش می شد و نقل می گردید.[۷] برخی از پژوهشیان معاصر پس از گزارش تفصیلی اقوال لغویان درباره حدیث، نتیجه گرفته اند که:
معنای اصلی این واژه، شکل گیری چیزی است پس از آنکه نبوده است. این تکوّن و تجدد، اعم است از اینکه در جواهر باشد یا اعراض، در اقوال باشد و یا در افعال… بنابراین حدیث، هر آن چیزی است که با یاد کرد پدید می آید، نقل می شود، گزارش می شود و بدین سان در معنای حدیث به تازه پدید آمدن و گزارش شدن، توجه شده است.[۸]
بنابراین، حدیث که به لحاظ لغت و وضع اوّلی آن به «جدید من الأشیاء» و «حدوث امر بعد أن لم یکن» اطلاق می شده است، در نهایت با توجه به آن معنای لغوی در ادامه استعمال، بر مطلق کلام اطلاق شده است.
حدیث در اصطلاح
عالمان و محدثان، حدیث را به صورتهای مختلف تعریف کرده اند. شهید ثانی رضوان الله علیه پس از آنکه می گوید خبر و حدیث مترادفند، آورده است:
مراد از خبر، حدیث است؛ اعم از اینکه قول پیامبر ص می باشد یا امام ع ، و قول صحابی باشد یا تابعی و یا عالمان و صالحان و همگنان آنان، و چنین است فعل و تقریر آنها. این معنا در استعمال این واژه مشهورتر است و با عموم معنای لغوی سازگارتر.[۹]
این تعریف حدیث، چنانکه تصریح شده است مستند است به معنای لغوی آن. عالمان و محدثان عامّه نیز غالباً حدیث را بدین گونه تعریف کرده اند و خبر را مترادف آن دانسته اند. سیوطی از عالمان و محدثان گزارش کرده است که آنان در تعریف حدیث می گفته اند:
حدیث یعنی فعل، قول و تقریر پیامبر ص ، صحابیان و تابعین و… و خبر را عالمان فن حدیث، مترادف حدیث دانسته اند؛ بنابراین، خبر و حدیث، بر «مرفوع»، «موقوف» و «مقطوع» اطلاق می شود.[۱۰]
البته در میان عالمان عامه تعاریف دیگری نیز برای حدیث یاد شده است، و فرقهایی بین خبر و حدیث نهاده شده است. سیوطی در ادامه سخن پیشین می گوید:
… و گفته شده است که حدیث بر آنچه از رسول الله ص نقل شده اطلاق می شود و خبر بر آنچه از دیگران گزارش شده است؛ از این روی به آنکه اشتغال به سنت داشت «محدث» می گفتند و گزارشگران حوادث و مسائل تاریخی را، أخباری و….[۱۱]
برخی از محققان اهل سنت معتقدند که حدیث در آغاز فقط به قول رسول الله ص اطلاق می شده است و پس از وفات آن بزرگوار، معنایش وسعت یافت و اکنون اطلاق می شود به آنچه از پیامبر نقل است: قول، فعل و تقریر رسول الله ص .[۱۲]
ابن حجر می گوید:
در اصطلاح شرع، گزارش هر آنچه را که به پیامبر منسوب است، حدیث گویند و این گویا در برابر قرآن است که «قدیم» است.[۱۳]
شیخ بهایی ره در آغاز رساله کوتاه خود «الوجیزه»، حدیث را بدین گونه تعریف کرده است:
حدیث، سخنی است که قول، فعل و تقریر معصوم ع را گزارش می کند.[۱۴]
این تعریف، به نقد کشیده شده است. گفته اند این تعریف نه جامع است و نه مانع. از یک سوی حدیثی که نقل به معنا شده باشد داخل در این تعریف نیست، پس جامع نیست؛ از سوی دیگر، عبارات بسیاری از فقیهان پیشین را که در آثار فقهی خود عین عبارتهای حدیث را با حذف سند و در قالب فتاوی می آوردند، فرا خواهد گرفت؛ مانند «شرایع» علی بن بابویه، «المقنع» و «الهدایه» صدوق، «النهایه» شیخ و… پس مانع نیست.
شیخ بهایی رضوان الله علیه در پایان کلام خود آورده است که:
بعید نیست که حدیث، «سخن» معصوم و یا «حکایت» سخن، فعل و تقریر معصوم باشد.[۱۵]
میرزای قمی رضوان الله علیه در تعریف حدیث نوشته است:
حکایت سخن، فعل و تقریر معصوم را، حدیث گویند.[۱۶]
مرحوم آیت الله مامقانی نیز پس از گزارش دیدگاههای مختلف، نوشته اند:
گروهی از عالمان گفته اند «حدیث» در اصطلاح، عبارت است از گزارش قول، فعل و تقریر معصوم.[۱۷]
آنچه در این تعریف آمد، توان گفت مشهورترین تعریف است که عالمان و محدثان شیعه بدان پرداخته اند و نیز روشنترین و استوارترین تعریف.
خبر
گزارش از واقعه ها و حادثه ها را خبر گویند. خبر، عبارت است از گزارش هر آنچه بشود آن را گزارش کرد. خلیل بن احمد فراهیدی می گوید:
خبر، گزارش است؛ که به أخبار جمع بسته می شود.
و زبیدی نوشته است:
عالمان لغت و اصطلاح گفته اند خبر در لغت و اصطلاح، چیزی است که از دیگران نقل می شود و ادیبان بر آن افزوده اند که خبر، آن است که ذاتاً احتمال صدق و کذب دارد.[۱۸]
امّا توان گفت که تعریف زبیدی چندان دقیق نیست، و چنان نیست که «خبر»، ویژه گزارش از غیر باشد. بلکه عرفاً و لغهً، به آنچه گزارشگر از خود گزارش می دهد نیز خبر اطلاق می شود؛ چون «أخبار» به معنای «أعلام» است، و از این روی «عالم» را «خبیر» گفته اند. پس هر کس دیگری را از چیزی بیاگاهاند، او را خبر داده است، چه از خود و چه از دیگری.[۱۹]
اکنون بنگریم خبر به معنای «گزارش» با حدیث چه ارتباطی دارد. پیشتر از شهید ثانی نقل کردیم که آن دو را مترادف دانسته بود. کسان دیگری از محدثان نیز بر این ترادف تصریح کرده اند. ابن حجر می گوید:
نزد عالمان فن حدیث، خبر و حدیث مترادف هستند.
برخی از پژوهشیان معاصر نیز بدین معنی تصریح کرده اند:
خبر در اصطلاح محدثان با حدیث یکسان است؛ گو اینکه در موارد بسیاری در علوم دیگر، از خبر، معنی مقابل با انشاء مراد می شود. توصیف محدثان به «أخباری» نیز به معنای اوّل است یعنی کسانی که با خبر و حدیث در آمیخته اند و آن را چونان شغلی برخود در زندگی برگزیده اند[۲۰].
اکنون اندکی در آنچه آوردیم دقت کنیم. حقیقت آن است که خبر و حدیث، به لحاظ لغوی و استعمال عمومی، تفاوت بنیادی با هم ندارند. ابوالبقاء ایوبّ بن موسی حسینی می نویسد:
حدیث، اسم است از «تحدیث» که به معنای «اِخبار» بوده است، سپس به گزارش قول، فعل و تقریر منسوب به پیامبر ص اطلاق شد.[۲۱]
چنانکه پیشتر آوردیم، این معنا در ادب جاهلی کاملاً شناخته بود؛ آنان به «روزهای مشهور»، «الأحادیث» اطلاق می کردند[۲۲]، و گزارشگران حوادث و وقایع تاریخی را «أخباریون» می گفتند[۲۳]. علّامه شیخ عبدالنّبی کاظمی می نویسد:
پیشینیان اهل حدیث شیعی و سنی بر اهل تاریخ و همه کسانی که چونان آنان اخبار را جمع می کردند، بدون توجه به چگونگی گزارشها، اخباری می گفتند.[۲۴]
آنچه این مطلب را استوار می دارد این است که ابتدا آنچه به نگارش در می آمده است بیشتر سیره پیامبر بوده است. نگاه تاریخی به سیر «تدوین» در تاریخ اسلام این نکته را به روشنی می نمایاند که رشته های نگارشها کم کم اندکی از هم جدا شد و محدثان، بعدها عنوان مستقل پیدا کردند؛ از این رو این دو بدین سان تعریف شدند که:
حدیث آن چیزی است که از معصوم پیامبر و امام نقل شود.
و خبر آن است که، از غیر آنان گزارش شود.
و یا گفتند:
حدیث، آن است که از معصوم نقل شود و خبر، اعم از آن است، بنابراین هر خبری را حدیث می گویند و نه به عکس.[۲۵]
که روشن است این تعریفها را محدثان در قرنهای واپسین، بیشتر برای توضیح این جریانها و چگونگی شکل گیری این عناوین و تعریفها به کار برده اند.[۲۶]
با این همه، روشن است که محدثان بر «حدیث» و «احادیث»، فراوان «خبر» و «اخبار» اطلاق می کردند و بر عناوین آثار مدوّن خود که مشتمل بر احادیث بوده است این واژه را می نهادند. نمونه هایی چون «شرح الأخبار» قاضی نعمان (م ۳۷۶)، «الاستبصار فیما اختلف من الأخبار» محمد بن الحسن طوسی (شیخ الطائفه)، «جامع الأخبار» محمد بن محمد سبزواری (م قرن ۷)، «ملاذ الأخیار فی شرح تهذیب الأخبار» علّامه مجلسی و… نشانگر این حقیقت است.
این را نیز بیفزاییم که اکنون قرنهاست که «اخباری» در مقابل «اصولی» نمایانگر دو جریان شناخت در فرهنگ اسلامی و چگونگی نگاه به منابع فکر اسلامی است. روشن است که گستردگی استعمال این دو واژه بر این دو جریان، پس از قرن یازدهم است؛ امّا برخی عالمان، با اسناد به بعضی نصوص نقل شده از سده های پیشین، احتمال داده اند که پیشینه این دو اصطلاح، دست کم تا زمان علّامه حلّی ره می رسد. این مطلب را از عبارت ذیل استظهار کرده اند:
امّا الأمامیه فالأخباریون منهم لم یعولوا فی أصول الدین و فروعه الّا علی أخبار الأحاد المرویّه عن الائمه ع ، والأصولیون منهم کأبی جعفر الطوسی و غیره.[۲۷]
اثر
در چگونگی این واژه نیز چونان «خبر» سخن بسیار است، و عالمان و محدثان در تعریف آن همداستان نیستند. به لحاظ لغت، برجای مانده هر چیزی را «اثر» گویند. وقتی تازیان می گفتند: ذهبتُ فی أثرِ فلانٍ، یعنی او را پیروی کردم، پای برجای پای او نهادم و رفتم. اثر الحدیث، یعنی اینکه کسی از کسانی گزارش کند و آثارشان را باز گوید.
المأثره، مکرمت و بزرگیها را گویند، چون نسل در نسل و عصرها و عصرها گزارش می شود و…[۲۸] بدین سان تعریف عالمان و محدثان از «اثر» نیز به دور از معنای لغوی آن نیست. اکنون تعریفها را بنگریم و سپس چگونگی آنها را:
شایعترین تعریف از «اثر» در میان محدثان این است که «اثر»، آن چیزی است که از صحابه رسیده باشد. تهانوی نوشته است:
یطلق … الآثار علی أفعال الصحابه[۲۹].
و جمال الدین قاسمی در تعریف آن نگاشته است:
اثر، منقول از صحابه را گویند؛ که اطلاق آن بر کلام رسول الله ص نیز صحیح است.[۳۰]
این تعریف، گو اینکه شایعترین تعریف از «اثر» است چنانکه گفتیم و پیشینه ای بس کهن دارد امّا از دقت و استواری لازم برخوردار نیست.
زبیدی نوشته است:
بازمانده هر چیزی را «اثر» گویند و نیز خبر را که به «آثار» جمع بسته می شود. این است که گفته می شود «فلان من حمله الآثار» و مراد آن است که آن کس، از محدثان است. پیشوایان حدیث بین خبر و اثر فرق نهاده اند، بدین سان که گفته اند خبر آن است که از رسول الله ص نقل شود و اثر آن است که از صحابه گزارش شود و از کسانی که بدین عنوان شهره شده اند، ابوبکر سعید بن عبدالله بن علیّ طوسی نیشابوری (متولد ۴۱۳) و محمد بن هیاج بن مبادر آثاری انصاری هستند.[۳۱]
از تتبع در آثار عالمان عامه بر می آید چنانچه گفتیم که این تعریف از اثر، کهن است؛ امّا عالمان درباره آن متّفق القول نیستند. دکتر «نورالدین عتر» از حدیث پژوهان معاصر عرب نوشته است:
فقیهان خراسان «اثر» را ویژه «موقوف» اصطلاحی [منقول از صحابه] می دانستند و گروهی خبر را ویژه منقول از پیامبر ص دانستند، امّا سخن مُعْتَمَدی که محدثان بر آنند این است که، همه آنچه یاد شد را اثر توان گفت، چون از «اثرت الحدیث» گرفته شده است، یعنی آن را روایت کردم.[۳۲]
بر این اساس است که ابن حجر، نام کتابش در مصطلح الحدیث را «نخبه الفکَر فی مصطلح أهل الأثر» نامیده است، و حافظ عراقی خود را در منظومه بلندش «الفیه»، «اثری» یعنی محدث خوانده و گفته است:
یقول راجی ربِّه المقتدر
و طبری، محدث و مفسّر بزرگ قرن چهارم، کتاب عظیمش در حدیث را «تهذیب الأثار و تفصیل معانی الثابت عن رسول الله من الأخبار» نامید. آثار متقدمان بسیار است و نیازی به گزارش دیگر آثار نیست.
و سر انجام باید از نویسنده نکته بین صبحی صالح یاد کنیم که نوشت:
هیچ دلیل توجیه کننده ای نداریم که «اثر» را ویژه منقول از سلفِ از صحابه و تابعین بدانیم.[۳۳]
آنچه تا بدین جا آوردیم، تعریف عالمان عامه بود از «اثر»؛ امّا برخی از عالمان و محدثان شیعه بر این باورند که این دو همگون هستند؛ مانند شیخ بهایی ره و شهید ثانی رضوان الله علیه که آورده است:
اثر، اعم از حدیث و خبر است و به هر دوِ آنها اثر گفته می شود امّا به عکس نه[۳۴].
فیلسوف و محدث جلیل میرداماد می نویسد:
در میان عالمان ما رضوان الله علیهم کسانی هستند که از این عنوان تنها منقول از امامان ع را مراد می کردند؛ فقیه محقق، نجم الدین رحمه الله علیه در نگاشته های خود غالباً چنین کرده است. امّا رئیس محدثان شیعه رضی الله عنه از عنوان «آثار صحیح» احادیث رسول الله ص و أوصیای صادق آن بزرگوار را مراد کرده است.[۳۵]
آنچه از تتبع در نگاشته های عالمان بر می آید و عناوین کتابها در سده های آغازین تاریخ اسلام گواهی می دهد، این است که اثر با حدیث مترادف است. و عالمان هماره از «آثار» همان احادیث منقول از معصوم ع را مراد می کرده اند. این اصطلاحها اگر هم در میان آثار شیعی یافت شود نوظهور است. در روایات و در لسان ائمه ع گاهی از احادیث رسول الله ص با عنوان «اثر» یاد شده است.[۳۶]
شیخ مفید ره غالباً «اثر» و «آثار» را به «حدیث» و «احادیث» اطلاق می کند.[۳۷] قاضی ابوحنیفه نعمان بن محمد (م ۳۶۷) یکی از آثارش را «الأقتصار بصحیح الأثار عن الائمه الأطهار» نامیده است. و أبوالقاسم علی بن محمد بن علی خزاز رازی، نیز کتابش را درباره روایات امامت امامان ع «کفایه الأثر فی النّص علی الأئمه الأثنی عشر» نامیده است و ابوعبدالله أحمد بن محمد بن عیّاش جوهری «مقتضب الأثر فی النص علی عدد الأئمه الأثنی عشر» و…
اینها همه بر استواری سخن دکتر «نورالدین عتر» گواهی می دهد که نوشته است:
این سه عنوان، حدیث، خبر و اثر در نزد محدثان به یک معناست.[۳۸]
بر اساس آنچه تا بدین جا آوردیم، اکنون می توان گفت که گمانه های گونه گون در نگاشته های «مصطلح الحدیث» در تفاوت میان عناوین یاد شده، در سده های واپسین چهره بسته است و در میان کتابهای
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
