خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آسیبها، تهدیدات و آفات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آسیبها، تهدیدات و آفات قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث ۱
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث ۱ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
15ساعت
36دقیقه
01ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث (۲); کتابت

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 53

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث (۲); کتابت؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث (۲); کتابت با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث (۲); کتابت:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث (۲); کتابت به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث (۲); کتابت با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث (۲); کتابت تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث (۲); کتابت را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث (۲); کتابت :

در شماره پیشین، «حدیث»، «اثر»، «سنّت» و «خبر» را از نگاه فرهنگ نویسان و عالمان حدیث، بررسی کردیم. اینک، در بررسی چگونگی تدوین حدیث و نشر آن، سخن را با چگونگی کتابت آن در عصر رسول الله(ص)، ادامه می دهیم.

کتابت حدیث
حدیث و سنّت پیامبر، چگونه به دست نسلهای واپسین رسیده است؟ و پیامبر در ثبت و ضبط این مجموعه چه موضعی داشته است؟ در آن روزگاران و در حیات پربرکت رسول اللّه(ص)، صحابیان با این گنجینه گرانقدر چگونه برخورد می کردند؟ … اینها و جز اینها، پرسشهایی است که درباره بخشی از تاریخ حدیث و نشر و تدوین آن مطرح است. اینک بنگریم به این سؤالها چگونه پاسخ داده شده است.
عالمان و محدّثان عامّه بر این باورند که حدیث تا پایان قرن اوّل هجری، تدوین نشده است. برخی نیز فراتر از آن را پنداشته اند. سیوطی می گوید:
«تدوین حدیث، به سال ۱۰۰هجری و به امر عمربن عبدالعزیز آغازشد».۱
کسان دیگر نیز این سخن را گفته اند و آغاز تدوین را به او نسبت داده اند؛ امّا در اینکه عمربن عبدالعزیز چگونه تدوین حدیث را آغاز کرد و آن را به چه کسی و یا کسانی وانهاد، همداستان نیستند. سیوطی و برخی دیگر گفته اند که وی آن را به صورت اعلام عمومی به همگان رساند۲؛ امّا در برخی گزارشها آمده است که او به عالمان مدینه نوشت که احادیث پیامبر را بنویسند و از تباهی و نابودی آنها جلوگیری کنند.۳
بخاری نقل کرده است که عمربن عبدالعزیز نامه ای به أبوبکربن حزم۴ نگاشت، و وی را بدین کار گماشت و بدو تأکید کرد تا علم را بگستراند، و مجالسی برای تعلیم آن به پا دارد و در مساجد، تعلیم احادیث را به مذاکره بگذارد، و وی بر این کار همّت گمارد و احادیث را در کتابی جمع کرد.۵
در برخی از نصوص تاریخی آمده است که وی این کار را به «کثیربن مرّه»۶ وانهاد و در برخی دیگر آمده است که او محمدبن شهاب زهری را به تدوین حدیث گمارد۷ و نگاشته های زهری را به اقالیم اسلامی گسیل داشت. زهری این مطلب را می گفت و بدان می بالید که حدیث را پیشتر از او کسی تدوین نکرده است.۸
عالمان و محدّثان عامه بر پیشآهنگی زهری در تدوین حدیث تأکید کرده اند، و این مطلب در میان آثار آنان از شهرت بسیاری برخوردار است.۹
عمربن عبدالعزیز به سال ۱۰۱هجری درگذشته است؛ از این روی، بر فرض اینکه وی فرمان تدوین حدیث را در آخرین سال زندگی اش صادر کرده باشد، سال ۱۰۱هجری، بر پندار کسانی که بر این باورند، آغاز تدوین حدیث خواهد بود. امّا برخی دیگر از گزارشها نشانگر این هستند که وی، فرمان تدوین را ابلاغ کرد، امّا بر اجرایش توفیق نیافت. بدین سان، کسانی آغاز تدوین حدیث را به دورتر از این تاریخ رسانده اند. برخی آغاز تدوین حدیث را به امر هشام بن عبدالملک و به همت محمّدبن شهاب زهری به سال ۱۲۴هجری رسانده اند؛ اگرچه از تاریخهای ۱۰۴، ۱۰۵، ۱۱۰، ۱۲۱ و… نیز یاد شده است.۱۰
اکنون باید اندکی از سر تأمّل به این پاسخها نگریست که آیا به واقع چنین بوده است؟ آیا اسلام دین فرهنگ و تمدن و پیامبر مبلّغ علم و فرهنگ، بر این امر تأکید نکردند، و بدان حساسیت نورزیدند؟
آیا یک قرن ننگاشتن و ضبط و ثبت نکردن و جلوگیری نمودن از هرگونه ثبت و تدوین، حرکتی در جهت تباهی و ضایع شدن حدیث و بخش عظیمی از میراث فرهنگی نبود؟
برخی مستشرقان و کسانی از نویسندگانی که از آبشخور آنان بهره می گیرند، با تأکید بر این دیدگاه (عدم تدوین حدیث در قرن اوّل) و مسایل دیگر، یکسر به انکار و نفی حدیث و سنّت پرداخته اند. اکنون باید ببینیم واقعیت چیست؟

کتابت و فرهنگ
بی گمان، کتابت، در گسترش دانش و جاودانه سازی ابعاد فرهنگ، نقش شگرفی دارد. نگارش و ثبت و ضبط، هماره نشانه والایی و بالایی تمدّنها بوده و از مظاهر گران ارج تمدن و دانش به شمار می رفته است.
کتابت، هماره مهمترین وسیله ثبت افکار، آگاهیها و انتقال معارف و اخبار بوده است.۱۱
دکتر نورالدین عتر می نویسد:
کتابت، یکی از مهمترین وسایل حفظ معلومات و انتقال آن به نسلها بوده است. یکی از عوامل مهم حفظ حدیث نیز با همه گفتگوهایی که در چگونگی آن هست کتابت بوده است.۱۲
محقّقی دیگر نوشته است:
خط و نگارش، یکی از نمودهای تمدّن و نشانه ای از آثار اجتماع و فرهنگ است؛ این است که هماره امّتهای متمدّن و فرهنگ دوست، بدان همّت می ورزیده اند.۱۳
و به تعبیر پژوهشگری دیگر:
بی گمان، کتابت، اگر نگوییم مهمترین عامل، قطعا از مهمترین عوامل حفظ و حراست از حدیث بوده است.۱۴
نگاهی گذرا به تمدّنهای گونه گون، نشانگر آن است که جامعه های متمدّن، به کتابت و نگارش ارج می نهادند و انسان هماره آن را وسیله ای برای گسترش و انتقال فرهنگها و ثبت و ضبط حوادث تلقّی کرده و از آن بهره جسته است. قرآن کریم و سنّت قویم نبوی، این عرف عقلا و شیوه پسندیده انسانها را ارج نهاده و بر آن تأکید ورزیده است.۱۵

قرآن و کتابت
گفتیم قرآن، این پیام الهی که در جهت هدایت انسان و برکشیدن او به قلّه کمال است، با «تعلیم» و «قرائت» و «قلم» آغازشد و بدین سان جایگاه بلند دانش و اهمیّت کتابت در این مکتب با اوّلین بخش پیام بلند رسول اللّه(ص) اعلام گردید.
خداوند بزرگ در جهت عظمت بخشیدن به «قلم»، بدان سوگند یاد می کند۱۶، و آن را نعمتی بزرگ شمرده، خود را بدان می شناساند و می فرماید:
إقرأ باسم ربّک الذی خلق، … إقرأ وربّک الأکرم الذی علّم بالقلم.۱۷
خطیب بغدادی می گوید:
خداوند مؤمنان را به کتابت فرمان داده و آنان را به این مهم مؤدّب ساخته و فرموده است: ولأتسأموا أن تکتبوه صغیرا أو کبیرا الی أجله، ذلکم أقسط عنداللّه وأقوم للشّهاده وأدنی ألاّ ترتابوا.۱۸
و از نوشتن مدّت دین خود، چه کوچک و چه بزرگ ملول مشوید؛ این روش نزد خدا عادلانه تر است و شهادت را استواردارنده تر و شک و تردید را زایل کننده تر.
افزون بر اینها، وجود الفاظ گونه گون در قرآن کریم از ماده «کتب» به مفهوم کتابت در ۵۷مورد و واژه کتاب در ۲۶۲مورد و «الأقلام» در برخی موارد، نشانگر این جایگاه بلند و مرتبت عظیم است.۱۹
خطیب بغدادی پس از آنکه آیه «دین» را آورده و از آن، تأکید قرآن بر کتابت را بهره می گیرد (که پیشتر آوردیم)، می نویسد:
وقتی خداوند بر کتابت «دین» در جهت حفظ و حراست آن، و جلوگیری از هرگونه تردید در آن، امر می کند، باید بر حفظ و حراست علم و حدیث و حقایق دینی برای جلوگیری از تردیدها و شک و شبهه که حفظ و حراستش دشوارتر است تأکید کند.۲۰
سخن ارجمند یکی از محقّقان عرب را بیاوریم که نوشته است:
قرآن کریم نه تنها در تاریخ عقیده ها و باورها راه درخشانی گشود، بلکه در تاریخ معارف بشری نیز با گرامیداشت عالمان و ارج گذاشتن به اندیشه وران، و با سوگند به نگاشته ها و قلم و نبشتارها که برترین ارجگذاری است چنین کرد. قرآن، اوّلین کتاب عربی است که به گونه ای دقیق و پیراسته، شکل کتابی کامل به خود گرفت.۲۱
بدین سان، قرآن کریم اوّلین راهنمای مسلمانان در ثبت و ضبط و کتابت بوده است. آغازین تشویقها و ترغیبها از قرآن سرچشمه گرفته است و قرآن کریم بر شیوه پسندیده انسانی، و عرف قطعی عقلا، در کتابت و ثبت و ضبط علم و آگاهیها تأکید ورزیده است.

کتابت و سنّت
پیامبر اکرم(ص)، مبلّغ و مبیّن قرآن کتاب علم و قلم و بیان که فلسفه وجودی مکتبش را گسترش آگاهی و نشر دانش معرفی می کند و می فرماید: «بالتعلیم ارسلت»۲۲، و بدین سان نشان می دهد که زدایش جهل و گستراندن دانش و آگاهاندن انسان، سرلوحه دعوتش است، آیا می تواند نسبت به این عامل مهم (کتابت) در گسترش فرهنگ و توسعه علم غفلت ورزد و اصحاب و معتقدان مکتبش را بدان فرانخواند؟ عبداللّه بن عمرو می گوید:
پیامبر(ص) فرمود: دانش را به مهار کشید.
گفتم: چگونه؟
فرمود: با نگاشتن و ثبت و ضبط کردن.۲۳
محدّثان آورده اند که مردی از انصار در محضر رسول اللّه(ص) می نشست، و سخنان آن بزرگوار را می شنید و به وجد می آمد و خوش می داشت، امّا نمی توانست حفظ کند. به پیامبر شکایت برد و گفت، کلام شما را می شنوم، امّا نمی توانم حفظ کنم؛ پیامبر فرمود:
حفظ را با دست راست یاری کن۲۴ [یعنی آنچه می شنوی بنویس]
رسول اللّه(ص) با فرمان عامّی در جهت تبیین وظایف پدران، بر همین امر تأکید ورزیده و فرموده است:
حقّ الولد علی الوالد أن یحسّن إسمه ویزوّجه إذا أدرک ویعلّمه الکتاب.۲۵
حقّ فرزند بر پدر است که نامی نیکو بر او نهد و در زمان مناسب او را زن دهد و کتابت را بدو بیاموزد.
پیامبر اکرم(ص) آنقدر بر این حقیقت فرهنگی تأکید می ورزید که فدای اسیران جنگی را تعلیم بی سوادان قرارداد. این نکته را بسیاری از مورّخان آورده اند. ابن سعد می نویسد:
فدای اسیران بدر، چهارهزار درهم و کمتر از این بود و آنکه چیزی نداشت، باید به فرزندان انصار کتابت می آموخت.۲۶
ماوردی می نویسد:
فدای اسیران بدر، چهارهزار درهم بود و نیز تعلیم خط و کتابت به بی سوادان.۲۷
بر پایه این تعلیمات است که عالمان و بزرگان، کتابت را مهمترین آموزه مکتب و برترین عامل حراست علوم شرعی انگاشته اند و بدان تأکید ورزیده اند. علاّمه حسین بن عبدالصمد حارثی همدانی می نویسد:
خط از بزرگترین امور مهم دینی و دنیوی است که بسیاری از امور دینی و علمی بر آن استوار است.۲۸
فقیه بزرگ، زین الدین بن علی «شهید ثانی» در اثر ارجمند خویش (منیهالمرید) آورده است:
کتابت از مهمترین مطالب دینی و بزرگترین وسیله حفظ کتاب و سنّت و علوم شرعی و عقلی است. کتابت به لحاظ حکم شرعی، بر اساس علم مکتوب تقسیم می شود؛ بدین سان که اگر دانشی که نگاشته می شود وجوب عینی داشته باشد، کتابت آن نیز واجب عینی خواهد بود؛ چون حفظ و حراست از آن متوقف بر کتابت است؛ و اگر واجب کفایی باشد، نگاشتن و کتابت آن نیز کفایی خواهد بود.۲۹
چنین بوده است که مسلمانان، کاتبان دانش و نگارندگان معارف را بزرگ می داشتند، و دانایان و آگاهان را بر پایه این تعالیم ارج می گذاردند؛ و با این تأکیدها و تنبّه ها و آموزه ها بود که قرآن کریم و آیات آن، پیوسته نگاشته می شد و در ثبت و ضبط آن، هرگز دریغ روا نمی داشتند.
اکنون باید به این پرسش پاسخ داد که اگر نگارش و نوشتن و خط، مظهر تمدّنها بوده، و انسانهای فرهیخته هماره از آن در جایگاه بزرگترین عامل انتقال فرهنگ و دانش بهره گرفته اند و خداوند به «قلم» سوگند یاد کرده و کتابت را بزرگ شمرده، و پیامبر بدان فرمان داده است و قرآن بر پایه این تأکیدها و ترغیب ها پیوسته نگاشته شده است، آیا پذیرفتنی است که پیامبر از ثبت و ضبط آثار رسالت نهی کرده باشد؟ یا از کنار آن بی تفاوت گذشته باشد؟
به دیگر سخن، وقت آن است که لختی بر سر چگونگی تدوین حدیث و آنچه بر آن رفته است تأمل کنیم، و در پرتو اسناد تاریخی بنگریم واقعیت چیست.

تدوین حدیث
آنچه هیچ شبهه و تردیدی را برنمی تابد، وجود نصوص فراوان و احادیث بسیاری است که نشان می دهد پیامبر(ص) به نگارش حدیث و ثبت و ضبط گفتار خود فرمان می داده است، و بدان اهتمام می ورزیده است. پیامبر اکرم گاه مستقیما به کتابت حدیث امر کرده است و گاه چون از نگاشتن استفسار کرده اند، پاسخ مثبت داده است و گاه کاتبان و نگارندگان را ستوده و دیگرگاه در کلام او از ابزار و ادوات نگارش، به تعظیم و تکریم سخن رفته است.
علی(ع) می گوید پیامبر فرمود:
اکتبوا هذا العلم.۳۰
این دانش را بنویسید.
پس از فتح مکّه، پیامبر(ص) در میان مردم به پاخاست و خطبه ای ایراد کرد. ابوشاه مردی از یمن برخاست و گفت: یا رسول اللّه، این خطبه را برای من بنویسید. پیامبر(ص) فرمود:
اکتبوا لأبی شاه.۳۱
برای ابوشاه بنویسید.
این حدیث را بزرگان محدّثان اهل سنّت نقل کرده و بر صحّت و استواری آن گواهی داده اند؛ عبداللّه بن حنبل می گوید:
در کتابت حدیث، صحیح تر و استوارتر از این حدیث، روایت نشده است.۳۲
و ابن صلاح نوشته است:
از احادیث صحاح که بر جواز کتابت دلالت می کند، حدیث ابوشاه یمنی است.۳۳
از پیامبر اکرم(ص) به طرق مختلف نقل شده است که:
قیّدوا العلم بالکتاب.۳۴
دانش را با نگاشتن، مهار و حراست کنید.
عبداللّه بن عمرو می گوید:
به پیامبر(ص) گفتیم:
چیزهایی از شما می شنویم که نمی توانیم حفظ کنیم؛ آیا آنها را بنویسیم؟
پیامبر فرمود:
بلی؛ اکتبوها.
بلی، آنها را بنویسید.۳۵
همو می گوید:
من هرآنچه از پیامبر می شنیدم می نوشتم و با این کار، می خواستم از تباهی آنها جلوگیری کنم. قریش مرا از این کار بازداشتند و گفتند: «هرآنچه از پیامبر می شنوی می نویسی، و حال آنکه پیامبر بشری است که در حال خشنودی و ناخشنودی سخن می گوید؟». من از نوشتن بازایستادم، و سخن قریشیان را به پیامبر بازگفتم. پیامبر فرمود:
اکتب، فوالذی نفسی بیده ما خرج منه الاّ حق.
بنویس به خداوند سوگند از این (اشاره به دهان مبارک)، جز حق خارج نخواهد شد.۳۶
رافع بن خدیج می گوید:
ما در حال گفتگو بودیم که پیامبر بر ما گذشت و فرمود: «درباره چه چیز گفتگو می کنید؟». گفتیم: آنچه از شما شنیده ایم. فرمود: «گفتگو کنید و بدانید که آنکه بر من دروغ بندد، جایگاهش آتش خواهد بود». پیامبر رفت، و گروهی که گفتگو می کردند، ساکت شدند. پیامبر بازگشت و از سکوتشان سؤال کرد. گفتند، به خاطر سخنی است که از شما شنیدیم [آنکه بر من دروغ بندد …]. پیامبر فرمود:
انّی لم ارد ذلک؛ انما اردت من تعمّد ذلک.
من آنچه را شما پنداشته اید، مراد نکرده ام؛ مرادم کسی بود که به عمد بر من دروغ بندد.
پس ما به گفتگو ادامه دادیم.۳۷
پیامبر از کتابت و سودمندی آن در دنیا و آخرت یاد می کرد و بدان امر می فرمود:
اکتبوا هذا العلم، فانکم تنتفقون به امّا فی دنیاکم او فی آخرتکم وانّ العلم لایضیع صاحبه.
این دانش را [حدیث را] بنویسید که در دنیا و آخرت از آن بهره خواهید برد. دانش هرگز صاحبش را تباه نمی کند.۳۸
بر این گفتار پیامبر باید اقدام آن بزرگوار را در نویساندن نامه ها، معاهده ها و قراردادها و نیز اقوال و احادیثش را که املا فرموده است، افزود.۳۹.پیامبر اکرم(ص) علی(ع) را مخاطب قرارداده فرمود:
یاعلی، اکتب ما أملی علیک. (قلت یا رسول اللّه، أتخاف علیّ النسیان؟ قال: لا) وقد دعوت اللّه أن یجعلک حافظا ولکن لشرکائک الائمه من ولدک …
یا علی آنچه املا می کنم بنویس. (گفتم: یا رسول اللّه، می ترسی آنچه می گویی فراموش کنم؟ فرمودند:) من خداوند را خوانده ام که تو را «حافظ» قراردهد و فراموشی را بر تو چیره نگرداند؛ اما برای انبازها و پیشوایان از فرزندانت …۴۰
و بدین سان سنّت «فعلی» رسول الله(ص) نیز بر لزوم نوشتن و ثبت و ضبط استوار است که نمونه های آن را پس از این خواهیم آورد.
بسیاری از صحابیان در پیش دید رسول اللّه(ص) بر ضبط و ثبت احادیث همت می گماشتند و پیامبر به تشویق و ترغیب آنان می پرداخت و یا دست کم از این کار بازشان نمی داشت و بدین سان عمل آنان را «تقریر» می فرمود۴۱؛ دکتر نورالدین عتر می گوید:
احادیث بسیاری در حدّ تواتر نشانگر آن است که گروهی از صحابیان، حدیث را در عهد رسول اللّه می نوشتند.۴۲
عبداللّه بن عمر می گوید:
در محضر پیامبر، کسانی از صحابیان که من خردسالترین آنها بودم بودند، که پیامبر فرمود:
من کذب علیّ متعمّدا فلیتبوّء مقعده من النار.
آن کس که بر من دروغ بندد جایگاهش آتش خواهد بود.
چون از محضر پیامبر بیرون آمدیم، بدانها گفتم، با آنچه شنیدید چگونه از پیامبر حدیث نقل می کنید؟ آنان خندیدند و گفتند: هرآنچه می شنویم، در نوشته ای ثبت می کنیم و نقل می کنیم.۴۳
بدین سان، سنّت «قولی» و «تقریری» رسول اللّه(ص)، دلیلی روشن بر کتابت است. اکنون افزون بر امر پیامبر(ص) به کسانی درباره کتابت، و آموختن و آموزاندن خط، و ثبت و نگارش حدیث و اخبار و حوادث و احکام شرعی و قضاوتها و داوریها، و املای احادیث و اقوال به برخی از صحابیان، از برخی آثار مدوّن باید یادکنیم که به املای رسول اللّه(ص) نگاشته و تدوین شده است، که درواقع چنانکه گفتیم نشانگر سنت «فعلی» آن بزرگوار است:

۱) صحیفهالنّبی(ص):
از این مجموعه که رسول اللّه(ص) آن را املا کرده و علی(ع) نگاشته است، در منابع اهل سنّت با عنوان «صحیفه علی» یاد و به آن بزرگوار نسبت داده شده است. پژوهشگرانی چگونگی آن را به تفصیل آورده اند۴۴ و برخی بر شهرت آن تأکید کرده و نوشته اند:
خبر صحیفه علی مشهور.۴۵
و در چگونگی محتوا و مطالب آن نوشته اند:
وهی صحیفه صغیره تشتمل علی العقل مقدار الدیات وعلی أحکام فکاک الأسیر.۴۶
مجموعه ای است کوچک حاوی مسائل دیات و احکام آزادی اسیران.
چنانکه گفتیم این مجموعه در منابع عامّه به علی(ع) نسبت داده شده است. گو اینکه ظاهر برخی گزارشهای آن منابع، نشانگر این است که علی(ع) آن را از پیامبر اکرم(ص) گرفته است، و برخی تصریح دارد که علی(ع) آن را از رسول الله(ص) به ارث برده است؛ امّا بیشترین نقلها در منابع یادشده، آن را به علی(ع) منسوب ساخته اند.۴۷

صحیفهالنّبی در منابع شیعی
در منابع روایی شیعی، نصوص و گزارشهایی که درباره آن آمده است، به روشنی نشانگر آن است که این مجموعه، در محضر رسول اللّه(ص) می بوده و در دستگیره شمشیر نگهداری می شده است.
از امام صادق(ع) روایت شده است که:
وجدت فی ذؤابه سیف علی(ع) صحیفه …۴۸
در دستگیره شمشیر علی(ع)، صحیفه ای بود …
و از امام باقر(ع) بدین صورت نقل شده است که:
وجد فی قائم سیف رسول اللّه(ص) صحیفه فیها …۴۹
و ابوایّوب بن عطیّه می گوید از أبوعبداللّه(ع) شنیدم که می گفت:
علی(ع) در دستگیره شمشیر رسول اللّه نوشته ای یافت که در آن …۵۰
آنچه در این منابع از محتوای صحیفه نقل شده است، تقریبا همگون است با آنچه در منابع عامّه آمده است. از این روی، کلام دکتر أبوشهبه درست است که گفته است:
صحیفه در اختیار رسول اللّه(ص) بوده است، که آن را فقط به علی(ع) داد.۵۱
برخی از گزارشها نشانگر آن است که این صحیفه در نزد ابوبکر نیز بوده است.
و ابن حجر در جهت جمع گزارشهای گونه گون درباره صحیفه نوشته است:
جمع بین این احادیث به این است که بگوییم یک صحیفه بوده است و تمام مطالب منقول با این عنوان در آن جمع بوده است و هر راوی، بخشی از آن را که در حفظ داشته نقل کرده است.۵۲
آقای رفعت فوزی از پژوهشیان و محدّثان معاصر عامّه، گزارشهای موجود در منابع عامّه از صحیفه را گرد آورده، تنسیق و ترتیب بخشیده، و با عنوان «صحیفه علی بن ابی طالب علیه السّلام عن رسول اللّه صلی اللّه علیه وآله وسلّم» منتشر کرده است.
به هرحال، آنچه مهم است و باید بر آن تأکید ورزید این است که این صحیفه و اخبار مرتبط با آن، دلیلی است روشن و قاطع بر کتابت حدیث و معارف و وقوع آن در عصر پیامبر(ص). آقای رفعت فوزی که اخبار پراکنده این مجموعه را گرد آورده و با عنوان یادشده نشر داده است می نویسد:
بخاری یکی از احادیث این مجموعه را در کتاب العلم آورده و به آن، عنوان «باب کتابهالعلم» داده است که دلالت می کند بر جواز نگارش حدیث؛ و نقد و ردّی است بر کسانی که آن را روا نمی دانند؛ و نشان می دهد که حدیث در زمان پیامبر و در منظر آن بزرگوار نگاشته می شده است.۵۳
اکنون باید بیفزاییم که این صحیفه، غیر از کتاب علی(ع) است که پس از این از چگونگی آن سخن خواهیم گفت. محمود ابوریّه، پس از آنکه نقلهای مختلف مرتبط با این صحیفه را گزارش کرده، در آن تردید کرده است؛ از جمله به این دلیل که «این گزارشها حاکی از آن است که در این صحیفه، مسائلی بسیار اندک وجود داشته است و اگر علی(ع) آهنگ نگارش داشت، مطالب بسیاری می نوشت که بر دین و دنیای مؤمنان سودمند بود.».۵۴ سستی این پندار، روشن است. آنچه در این صحیفه آمده است، همه آن چیزی نیست که علی(ع) نوشته است (تا این تشکیک روا باشد). افزون بر این، نقلهای بسیار آن در منابع فریقین، جای هیچ تردیدی باقی نمی گذارد. دیگر اینکه قرائنی نشان می داد که این نگاشته در نزد رسول الله(ص) بوده که به امام(ع) رسیده است و یا نگاشته ای بوده به املای پیامبر و در محضر آن بزرگوار، که به امام(ع) رسیده است.

۲) کتاب علی(ع):
یاد این کتاب و چگونگی آن، در منابع بسیاری آمده است و اشتهار آن در میان مسلمانان بسی گسترده است. امام حسن(ع) در مقامی درباره آن فرموده اند:
إنّ العلم فینا ونحن أهله وهو عندنا مجموع کلّه بحذا فیره، وأنّه لایحدث شیء إلی یوم القیامه حتّی أرش الخدش، إلاّ وهو عندنا مکتوب باملاء رسول اللّه(ص) وخطّ علیّ(ع) بیده.۵۵
ائمه(ع) در مناسبتهای بسیاری از آن سخن گفته اند و از چندی و چونی آن گزارش داده اند؛ نگاهی گذرا به روایات امامان(ع)، نشانگر آن است که «کتاب علی» مجموعه ای بوده است بزرگ که از آن با عناوین و اوصاف «فیها علم کثیر»، «صحیفه طولها سبعون ذراعا»، «کتابا مدروجا عظیما» و… یاد شده است و نیز آن بزرگواران تأکید کرده اند که این مجموعه را پیامبر(ص) املا کرده و علی(ع) نگاشته است و به میراث در نزد فرزندان معصوم آن بزرگوار است.۵۶
در منابع عامه نیز از این مجموعه سخن رفته است و چگونگی آن در گزارشهای مختلفی آمده است؛ به مثل آورده اند که:
علی(ع) در آن، احکام بسیاری جمع کرده است.۵۷
یا:
در این صحیفه، امور بسیار و موضوعات فراوان گزارش شده است و…۵۸
از این کتاب، چنانکه گفتیم با ویژگیهایی چون «درشت، بزرگ»، «هفتاد ذراع»، «مانند ران شتر» و… یاد شده است. گزارشهای مختلف از محتوای آن نیز نشانگر آن است که مجموعه ای بوده است عظیم و دارای حقایقی در ابعاد مختلف اسلام و فقه و دین؛ بعید نمی نماید که مراد از «جامعه»۵۹و «صحیفه»۶۰ که گاهی با این اوصاف آمده اند، نیز همین باشد؛ و آنچه با عنوان «امالی رسول الله(ص)» از آن یاد شده است نیز؛ از جمله اینکه ام سلمه(رض) می گوید رسول الله(ص) پوستی خواست؛ علی(ع) آورد. پیامبر(ص) همچنان املا می کرد و علی(ع) می نوشت، تا پشت و روی و گوشه های آن پرشد.۶۱
به هرحال، چنانکه پیشتر آوردیم امامان(ع) بارها از آن سخن گفته اند و چگونگی آن را گزارش کرده اند و گاهی در برابر پرسشهای دیگران و یا مستقیما احکامی از آن نقل کرده اند که در مجموعه های حدیثی و بویژه در کتاب عظیم «وسائل الشیعه» پراکنده است.۶۲

۳) کتاب فاطمه(س):
در نزد حضرت زهرا(س) کتابی بوده است از پیامبر اکرم(ص) که عالمان و محدّثان عامّه و خاصّه از آن یاد کرده اند.۶۳
از مجاهد نقل کرده اند که می گفت، ابیّ بن کعب به محضر فاطمه(س) رسید. آن بزرگوار، کتابی نشان داد که از جمله در آن بود:
آنکه به خدا و روز قیامت ایمان دارد، با همسایگان به نیکی رفتار کند.۶۴
ابوالحسن بن بابویه قمی از امام صادق(ع) نقل کرده است که می فرمود:
من به کتاب فاطمه(ع) نگریستم و تمام حاکمان را با نام و نامهای پدرانشان در آن دیدم.۶۵
از این مجموعه، با عنوان «مصحف فاطمه(ع)» نیز یاد شده است۶۶ و به این نکته نیز اشاره رفته است که این مجموعه، به املای حضرت رسول(ص) بوده است. عالمان و محقّقان شیعی به تفصیل از این کتاب و چگونگیهایش سخن گفته اند.۶۷

بر آنچه تا بدین جا آورده ایم باید روایات بسیاری را افزود که پیامبر(ص) امر به ابلاغ سخنانش نموده است و مبهغان احادیثش را ستوده است که رکن رکین این تبلیغ، کتابت و ثبت و ضبط و آنگاه نشر است ؛ بنگرید:
نضراللّه عبدا سمع مقالتی فبلّغها.۶۸
خداوند خرّم بدارد کسی را که سخن مرا بشنود و آن را بگسترد و ابلاغ کند.
و بارهای بار در فرجام سخنش فرموده است:
فلیبلّغ الشاهد الغائب.۶۹
حاضران به غائبان برسانند.
و نیز باید افزود روایات و احادیث فراوانی را که به اهمیت و جایگاه «قلم»، «دوات»، «کاغذ» و عوامل ثبت و نگارش توجه داده و درباره چگونگی آنها سخن رانده است. پژوهشگری، مواردی از این دست را به تفصیل آورده و پس از نقل احادیث، چگونگی استدلال به این مجموعه را در اثبات جواز و وقوع کتابت در عصر پیامبر(ص) چنین تبیین کرده است:
الفاظ کتابت و ابزار آن، مانند کاغذ و قلم، و هر چیزی که بر آن نگاشته می شد، به ملازمه عرفی روشن، بر جواز و نیکویی کتابت دلالت دارد. به این بیان، نقل و گسترش این گفتار از سوی پیامبر، با منع تدوین حدیث در تنافی است؛ چراکه این احادیث به روشنی به ترغیب امّت به کتابت و تشویق آنان به ضبط و ثبت گزارشها دلالت می کند؛ و این همه، پرواضح است که نشانگر ارج و نیکویی نگارش و کتاب اند، از نگاه شارع. بدین سان اگر کتابت نیکوست و نگارش و ثبت حوادث و گزارشها و آگاهیها ارجمند، و آنچه در این جهت به کار می آید مورد تکریم و تعظیم پیامبر(ص)، آیا توان گفت که کتابت حدیث و سنّت رسول اللّه(ص) از این قاعده مستثنی است و مکروه است؟ افزون بر این که بسیاری از این احادیث احادیث ترغیب به کتابت و ستایش قلمداران درباره نگارش حدیث و نگارندگان آن است. و چنین است که بسیاری از قائلان به جواز و وقوع کتابت در عصر پیامبر، بدان استدلال کرده اند.۷۰
اکنون و پیشتر از آنکه در این بخش دامن سخن برچینیم، لازم است به تأکید و اصرار پیامبر(ص) در آخرین لحظات زندگانی پربرکتش برای نوشتن و ثبت و ضبط وصیّتی که امّت پس از وی به گمراهی نیفتند اشاره کنیم. این جمله را بسیاری از پژوهشگران، دلیلی روشن و غیر قابل انکار بر لزوم ثبت و نگارش حدیث دانسته اند. اینک ابتدا متن گزارش را می آوریم و آنگاه داوری پژوهشگران را:
عبداللّه بن مسعود از ابن عباس نقل می کند که گفت، چون پیامبر در آستانه رحلت قرارگرفت و در خانه، کسانی بودند از جمله عمر پیامبر فرمود بیایید برای شما مطلبی بنویسم که بعد از آن هرگز گمراه نشوید. عمر گفت: «بر پیامبر درد غلبه کرده است؛ شما قرآن را دارید و قرآن ما را بسنده است». کسانی که در خانه بودند به اختلاف و مخاصمت برخاستند؛ کسانی از آنان گفتند ابزار نگارش بیاورید تا پیامبر(ص) آنچه می خواهد بنویسد که هرگز به گمراهی نیفتید؛ و برخی آنچه را عمر گفت بازگفتند؛ و چون اختلاف و لغو در محضر پیامبر بالاگرفت، پیامبر فرمود: «به پا خیزید و بروید». سعیدبن حبیب نقل می کند که ابن عباس می گفت: «یوم الخمیس و یوم الخمیس» و اشک می ریخت.۷۱
این روایت به گونه های مختلف در مصادر بسیاری آمده است۷۲ و ما اکنون در پی تحلیل محتوای آن نیستیم. آنچه اینک مورد توجه است، تأکید پیامبر بر کتابت حدیث و ثبت و ضبط سخن اوست. از این روی، گونه ای دیگر از نقل را می آوریم و نکاتی را در پانوشت می افزاییم:
ابن عباس می گوید، چون پیامبر(ص) در آستانه رحلت قرارگرفت، و در خانه کسانی بودند از جمله عمربن الخطّاب، پیامبر فرمود: «ابزار نوشتن بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که هرگز گمراه نشوید». عمر سخنی گفت که معنایش این بود که شدّت درد، بر پیامبر غلبه کرده است. آنگاه گفت: قرآن نزد ماست و کتاب الهی ما را بسنده است.
در این نقلها «إنّ الوجع قد غلب علی رسول اللّه …» آمده است. در برخی نقلهای دیگر که از گوینده این کلام فضیح یادی و نامی نیست، آمده است که او گفت: «هجر رسول اللّه»۷۳، و یا «إن رسول اللّه یهجر …».۷۴ این موضعگیری حادّ در مقابل پیامبر، پایه و مایه بسیاری از کژاندیشیها و کجرویهای پس از آن شد که اکنون مجال پرداختن به آن نیست۷۵؛ چراکه ما به این سخن از دیدگاهی دیگر می نگریم و از آن به عنوان حدیثی نشانگر لزوم کتابت حدیث و تأکید پیامبر بر نگارش سود می جوییم. به پندار ما مطلب کاملا روشن است؛ امّا خوب است تصریح برخی از پژوهشیان و محدّثان را نیز در این باره بیاوریم.
ابن حجر عسقلانی می گوید:
این حدیث، دلیل جواز کتابت حدیث است؛ چون پیامبر(ص) به نوشتن چیزی همّت ورزید که امّتش را از گمراهی نجات بخشد؛ و رسول اللّه جز به حق همت نمی ورزد.۷۶
شیخ محمّد محمّد ابوزهو، پس از نقل حادثه و کلام رسول اللّه(ص) می نویسد:
… بدین سان پیامبر(ص) بر نگارش مطلبی که اصحابش را از اختلاف برهاند همّت ورزید و پیامبر جز به حق همت نمی ورزد؛ از این روی، این آهنگ کتابت در آستانه رحلت، فسخ نهی سابق رسول اللّه(ص) از کتابت حدیث است که ابوسعید خدری نقل کرده است.۷۷
دکتر رفعت فوزی نوشته اند:
اگر پیامبر(ص) نگارش و ثبت حدیث را روا نمی دانستند، به نگاشتن این وصیّت فرانمی خواندند.۷۸
دکتر محمد عجاج خطیب نوشته اند:
روشن است که پیامبر(ص) با این درخواست، آهنگ نگارش چیزی جز قرآن را داشته است؛ و نشان می دهد که پیامبر در پی نگارش چیزی بود که «سنّت» نامیده می شود؛ و اینکه پیامبر(ص) به لحاظ شدّت مریضی نتوان

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.