خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخبار
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخبار قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقیض مطلقه (۱)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقیض مطلقه (۱) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
18ساعت
08دقیقه
48ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سخنان حجه الاسلام سعید مهدوی کنی پیرامون فرهنگ و ارتباطات

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 69

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل سخنان حجه الاسلام سعید مهدوی کنی پیرامون فرهنگ و ارتباطات یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل سخنان حجه الاسلام سعید مهدوی کنی پیرامون فرهنگ و ارتباطات شامل 91 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل سخنان حجه الاسلام سعید مهدوی کنی پیرامون فرهنگ و ارتباطات را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل سخنان حجه الاسلام سعید مهدوی کنی پیرامون فرهنگ و ارتباطات با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل سخنان حجه الاسلام سعید مهدوی کنی پیرامون فرهنگ و ارتباطات بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل سخنان حجه الاسلام سعید مهدوی کنی پیرامون فرهنگ و ارتباطات با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سخنان حجه الاسلام سعید مهدوی کنی پیرامون فرهنگ و ارتباطات وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل سخنان حجه الاسلام سعید مهدوی کنی پیرامون فرهنگ و ارتباطات با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل سخنان حجه الاسلام سعید مهدوی کنی پیرامون فرهنگ و ارتباطات مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سخنان حجه الاسلام سعید مهدوی کنی پیرامون فرهنگ و ارتباطات :

در واحد خواهران دانشگاه امام صادق «علیه السلام »
خوشحال هستم که امروز فرصتی پدید آمد تا چند دقیقه ای خدمتتان باشم و مطالبی را بطور خلاصه درباره فرهنگ و ارتباطات برایتان بیان کنم که ان شاءالله برداشتی مفید از آن بکنید .
یکی از رشته های دانشگاه امام صادق « علیه السلام » رشته فرهنگ و ارتباطات است و شاید برای شما که دانشجوی این دانشگاه هستید آشنا شدن با این رشته مانند بقیه رشته های دانشگاه از جهتی پاسخگوی برخی از سؤالاتتان باشد و از جهت دیگری بتواند در بعضی از موضوعات رشته مورد مطالعه اتان به شما کمک کند و زمینه مطالعه، فکر و اندیشه جدیدی را در شما ایجاد کند; چرا که بحثهای قابل طرحی را در زمینه فقه و حقوق اسلامی، فلسفه و زبان شناسی در بر دارد .
من در ابتدای صحبت از این دو کلمه دو تعریف ارائه می دهم که یک تصور اجمالی از بحث پدید بیاید و مطابق آنچه در بحث های طلبگی هم مرسوم است – که اول از تعاریف شروع می کنند و کمی از مقدمه هر علم که اختصاص دارد به تاریخچه فواید و موضوعات آن به موضوع می پردازم .
ما فرهنگ را در زبان عامیانه و اصطلاح روزمان، معمولا در کنار بحث اقتصاد و سیاست قرار می دهیم، می گوییم این مسائل اقتصادی است، سیاسی است و در کنارش مساله فرهنگ را مطرح می کنیم . اما در اصطلاح علمی، فرهنگ معنایی اعم دارد . من یک تعریف از میان حدود پانصد تعریفی که فرهنگ شناسان برای فرهنگ آورده اند، در اینجا می آورم که از دیگر تعاریف ساده تر و جامع تر است . “تیلور” از مردم شناسان قرن نوزدهم در کتاب فرهنگ ابتدایی خود فرهنگ را چنین تعریف می کنند: “فرهنگ مجموعه پیچیده ای است شامل معارف، معتقدات، هنرها، صنایع، فنون، اخلاق، قوانین، سنن و بالاخره تمام آداب، رفتار و ضوابطی که فرد بعنوان عضو جامعه، از جامعه خود فرا می گیرد و در برابر آن به جامعه تعهداتی می سپارد . این معنای فرهنگ است که در واقع شامل همه دستاوردهای بشری است; حال چه این دستاوردها مادی باشد از قبیل همین میز و صندلی که نوعی مصنوع بشر است و چه معنوی مثل این کلماتی که من بکار می برم و یا مفاهیم عمیق عرفانی . البته ما معتقدیم که اینها از جانب خداوند به بشر اعطا شده است . این خلق و ایجادی که بنده بکار می برم در واقع با این فرض است که ما بحثمان را در عالم انسانی دنبال کنیم . همه آنچه انسان پدیده آورده و از طبیعت گرفته و روی آن کار کرده و به شی ء جدیدی تبدیلش کرده با یئیت خارجی یا جنبه ذهنی، فرهنگ بشری به حساب می آید .
اما در تعریف ارتباط شاید کاملترین تعریف که در کتاب ارتباطشناسی آمده، از جناب آقای دکتر محسنیان باشد: “فرآیند انتقال پیام از یک فرستنده به گیرنده ای که آن گیرنده معنای مشابه آنچه که فرستنده مورد نظرش بوده از آن فرایند دریافت کند . ” وقتی این کلمات را می شنویم، باید بدانیم که نوعی نقل در اصطلاحات آن علم انجام شده و این نقل معنای جدید، یک معنای اعم و اخص از معنایی که بطور معمول در زبان عامیانه استفاده می شود، دارد و این معنای فرهنگ ارتباطات است . البته جمع بستن ارتباط، با توجه به ابزار ارتباطی و طرق مختلف ارتباطی است که امروز بیش از هر زمان دیگر در تاریخ بشر پدید آمده است و انواع و اقسام روشهای ربط بین دو شی ء و دو انسان را بررسی می کند . جزئی از ارتباطات، بحث علم کنترل ابزار و اشیاست که به نوعی امروزه نهایتش به روباتها و وسایل کامپیوتری رسیده که کنترل سیستم های پیچیده را به عهده دارد . از این تعریف که بگذریم، به قسمت اصلی بحث یعنی رشته فرهنگ و ارتباطات می رسیم .
بحث بنده یک سیر اجمالی است از رشد علوم اجتماعی و تاریخچه آن; چون فرهنگ و ارتباطات شاید آخرین پدیده دانش علوم اجتماعی باشد و نتیجه و فرزند پدر و مادری است که اگر آن پدر و مادر شناخته نشود، بحث از فرهنگ و ارتباطات، گنگ و مهمل خواهد بود . لذا من به سیر پیدایش علوم اجتماعی یک اشاره گذرا خواهم داشت و خواهم گفت که وقتی می گوییم فرهنگ و ارتباطات اشاره به چه داریم; نکته شایان ذکر دیگر این است که در مورد علومی که بتازگی تدوین شده اند و ما هم بطور معمول آن را با ترجمه کتب غربی گرفته ایم، تاریخچه هر علم و توضیح و توصیف آن با تاریخ غرب و با اصطلاحاتی که از غرب آمده، پیوند خورده است . بعضی می خواهند با این پیوند متعصبانه برخورد کنند، می گویند که این نوعی دشمنی و عناد است و اصلا خواسته اند همه چیز را غربی جلوه بدهند و بقیه بشریت را یکسره نادیده بگیرند . آنها عملا سعی می کنند این واقعیت را که بسیاری از دانشها از آن طرف آمده نفی کنند و بگویند که این نظر یک توطئه است، اما نگاه میانه تر این است که این علوم، از شیمی و فیزیک و علوم اجتماعی و بصورت کلی، در مباحث ساده تر در کتب قدمای ما چه در عالم اسلامی و چه در تمدن هندو چین یافت می شد و این بحث ها بحث هایی نیست که غربی ها اصلش را ابداع کرده باشند . ما کسی را مثل ابن خلدون داریم که آغازگر علوم اجتماعی به معنای جدید و بحث جامعه شناسی و مردم شناسی بوده است; درصورتی که ما او را بعنوان یک متفکر اسلامی از غربی ها گرفته ایم; یعنی آنها از بس اصرار کردند که در کتاب او اندیشه های اجتماعی وجود دارد ما متوجه شدیم که چنین متفکری در میان مسلمانان وجود داشته است . اما بعد از دوره شکوفایی عالم اسلامی، دوره رکودی پدید آمد و تدریجا همه علوم رو به انحطاط نهاد; یعنی ما دستاوردهای قرن اول تا چهارم را در قرون بعد از دست دادیم و جامعه اسلامی نوعی پس رفت را شروع کرد و دانش به جای دیگری رفت . من مسایل تاریخی را که شما می دانید، نمی خواهم تکرار کنم; بلکه می خواهم متوجه باشید که اگر در بحثم روی تاریخ غرب تکیه می کنم، عالم اسلام را نیز مدنظر دارم; اما واقع این است که آنچه امروزه بعنوان جامعه شناسی، مردم شناسی و مباحث فرهنگی و ارتباطات شناخته می شود، دستاورد فرهنگ غرب است . متاسفانه عالم اسلامی همه آنها را بطور ناقص وارد می کند; بدون یک دید کامل، با خودباختگی و تقلید کورکورانه . این علوم که کاملا به زمان و مکان وابسته هستند بصورت قالبی ترجمه می شوند و مورد استفاده ما مسلمانها قرار می گیرند .
با این تذکر من وارد بحث می شوم . خدمتتان عرض کنم که در علوم دو نوع رویکرد وجود داشته; یک رویکردی که تقریبا می شود گفت از دوره ای که کتابت آغاز شده و ما علوم را ثبت شده در اختیار داریم وجود داشته که در آن، علوم را از هم تفکیک و تجزیه کردند . هرچه علم پیشرفت کرده تخصصی تر شده نتیجتا یک انسان توان فراگرفتن همه دانشها را نداشته است . بنا به تاریخ بت شده ای که از علوم وجود دارد، می بینیم قدیمی ترین کسانی که ما بعنوان دانشمند یا علاقه مند به علم – که ترجمه کلمه فیلسوف است – می شناسیم، پایه و اساس همه علوم را یکجا داشتند . کسی مثل افلاطون از همه علوم سیاست، روانشناسی، جامعه شناسی، فیزیک و شیمی سخن می گوید . همه چیز در یک مجموعه جمع بود و این مجموعه را بعنوان فلسفه یعنی علاقه به دانش جمع آوری می کردند و تدریجا این علوم از هم جدا شد . می توان گفت فیزیک اولین علم جدا شده از فلسفه است چون زمینه مادی تر داشته و خیلی ساده تر توانسته خودش را از فلسفه که شامل مباحث کاملا نظری است، جدا کند . بتدریج علوم دیگر هم چهره خودشان را نشان می دهند . ما در عالم اسلامی متخصصانی را در هر یک از علوم داریم و هرچه جلو آمدیم این تخصص ها دقیق تر و جدا از هم شد و نتیجه اش آن چیزی است که امروز مشاهده می کنیم . خصوصا تا آغاز قرن بیستم ما هر روز شاهد رشته رشته شدن علوم هستیم . از آخرین رشته های اصلی که از فلسفه جدا شده، علوم اجتماعی است که به دلیل جوان بودنش از همه علوم دیگر بی قاعده تر و کمتر دارای اصول موضوعه و قانون مسلم است . بیشتر مباحث علوم اجتماعی محدود به زمان و مکانی ویژه می شود که پس از مدتی نظریه جدیدی می آید و آن را نقض می کند .
بحث، روش و رویکرد دیگری که از قدیم بوده و در این اواخر رنگ شدیدتری یافته رویکرد میان رشته ای است . تخصصی شدن رشته ها و اینکه هرکسی با ظرافت و دقایق ویژه ای در هر علم وارد می شد بتدریج باعث شد که دید کلان نگر بطور کلی ازبین برود . افراد از تجزیه و تحلیل حقایق بیرونی باز ماندند حتی در علم پزشکی که به جایی رسیده است که امروز اگر کسی بخواهد ادعای طبابت کند باید بعد از گذراندن درسهای عمومی و گرفتن تخصص و فوق تخصص، دوره های ویژه ای ببیند که مثلا عمل جراحی روی دست راست انجام بدهد یا دست چپ; به علت دقت زیاد در یک امر ارتباط بین تمامی این علوم کم شد بطوری که پزشکی که متخصص اعصاب است کم کم حرف متخصص دستگاه هاضمه را نمی فهمد، دستاوردهای یک قسمت بزحمت به قسمت دیگر منتقل می شود . حالا همین را بین رشته های مختلفی چون شیمی و فیزیک نیز مجسم کنید . خصوصا در علوم اجتماعی این تقسیم متعدد رشته ها و جزئی نگری ها باعث شد که مباحث، قابل انطباق با حقایق بیرونی نباشد، هرکس فقط جزء کوچکی را ببیند و توان توضیح کلی مسائل عالم را نداشته باشد . ما کم کم امکان بیان ارتباط این جزئی را با حقیقت عالم از دست دادیم و علم به نقطه سر در گمی اش رسید . لازمه این دایره وسیع علم – که برحسب آمار هر دو سال یکبار دو برابر می شود – این است که کسانی بیایند و دانشهای پراکنده اش را به نوعی کنار هم قرار بدهند، از دستاوردهای یک دانش برای دانش دیگر استفاده کنند و به نوعی اینها را از جهت مبانی و اصول به هم نزدیک کنند که این دانش ها روی هم بتوانند جامعه بشری را اداره کنند; چون تکلیف علم، تامین زندگی مردم است . آنهایی که جنبه مادی دارد زندگی مادی و آنهایی هم که جنبه معنوی دارد زندگی معنوی مردم را تامین می کند . اگر اینقدر مباحث تخصصی شد که کسی نتوانست کلیت زندگی بشری را درک کند آن وقت دیگر برنامه ریزی وجود نخواهد داشت و کسی پیدا نمی شود که بتواند قانونی بیان کند که به درد همه جای زندگی مردم بخورد، برای نقطه الف درست باشد و بعد برای نقطه ب و ج مشکل آفرین نشود . مباحث دینی و نوع نگرش قرآنی و روایی ما از گذشته موجب شد که در این اواخر میان رشته های تخصصی پلهایی زده شود . این اتفاق در زمینه علوم اجتماعی هم پدید آمد و به این ترتیب رشته های میان رشته ای ایجاد شد . از اولین رشته های میان رشته ای در کشور ما فرهنگ و ارتباطات است . خود فرهنگ مبحثی جمع بندی شده از نظریات جامعه شناسی و روان شناسی اجتماعی و امثال اینها است . مبحث فرهنگ و فرهنگ شناسی حدود دهه سی میلادی در اروپا و آمریکا پدید آمد و این رشته فرهنگ و ارتباطات پیوند میان رشته ای دیگری است بین حوزه ارتباطات و فرهنگ .
آخرین شاخه جدا شده از فلسفه در اوایل قرن هجدهم که بصورت منظم و منسجم به آن پرداخته شد علوم اجتماعی است . اگر بخواهیم تاریخچه رشته های متعددی را که تدریجا از این دانش پدید آمد، بترتیب ذکر کنیم از ابتدا باید نام رشته مردم شناسی و قوم شناسی را ببریم و اصطلاحی که امروزه به این رشته اطلاق می شود اصطلاح عام تری به نام انسان شناسی است . رشته بعدی که در اواسط قرن هجدهم پدید آمد، رشته جامعه شناسی است . این رشته تا سالهای اخیر به رشته های متعدد دیگر تقسیم شده که من در تقسیم بندی اش به آن اشاره خواهم داشت . آخرین قسمتی را که شاید بتوان گفت از دیگر دانشهای علوم اجتماعی زاده شده و خیلی هم نوپاست رشته ارتباطات است که مربوط به حدود دهه سی و چهل قرن بیستم است; یعنی از عمر ارتباطات بعنوان یک دانش منسجم بیش از چهل سال نمی گذرد .
بحثهایی است که خیلی تازه و جدید طرح شده و بیشتر هم متکی به پیشرفت ابزار ارتباطی است مثل وسایل ارتباط جمعی کامپیوتر، ماهواره ها و امثالهم . این تقسیم بندی دانش علوم اجتماعی بود اما مقداری هم در جزئیاتش وارد شویم . گفتیم که مردم شناسی اولین رشته جدا شده از دانش علوم اجتماعی است و انگیزه پیدایش این دانش هم سفرهای متعدد جهانگردان بوده است . در عالم اسلامی هم می توانیم زمینه این مباحث را ببینیم; اگر شما به کتابهای سیاحان و جهانگردان عالم اسلامی مراجعه کنید، ریشه بحث های مردم شناسی را می توانید در آن ببینید; مثلا در سفرنامه ابن فضلان مطالبی درباره اقوام تاتار و ترک در کناره دریای خزر – طی سفر تبلیغی از طرف خلیفه عباسی داشته آمده است، که شما با مطالعه اینها بخوبی درمی یابید که یکی از انگیزه های راه اندازی و پدید آمدن رشته علوم اجتماعی سفرهای متعدد است فرهنگ چون هوایی است که ما در آن زندگی می کنیم . برای ما عادات و سنن جامعه خودمان یک امر طبیعی است اما در سفر، انسان با آداب و سننی مواجه می شود که تا آن زمان آنها را نشناخته است و متوجه می شود که در دنیا چیزهای دیگری هم هست . مردم به روشهای مختلفی می خوابند، حرف می زنند، غذا می خورند، ازدواج می کنند و مبادلات اقتصادی را انجام می دهند . این مسائل باعث شد که برای سیاحان و دیگرانی که آثار و نامه های آنها را می خواندند، در پی یافتن علل تفاوتها برآیند . پس نوع خاصی از مطالعه شروع شد، عده ای سفر کردند و با زندگی در میان اقوام دیگر و سعی کردند تفاوت ها را جمع آوری کنند . تدریجا که این اختلافات دسته بندی شد و مورد نظریه پردازی قرار گرفت، دانش مردم شناسی و قوم شناسی پدید آمد . اما این را بدانید دانش در دنیای غرب از سیاست جدا نیست آنچنان که در عالم اسلامی هم چنین بوده است . علت رشد دانش مردم شناسی در دنیای غرب، حمایت شدید سیاسی و اقتصادی دولتهای استعمارگر از این رشته بود; زیرا وقتی که جهانگردان از سفر بازگشتند، خبر آوردند که مثلا طول الیاف بعضی از محصولات پنبه در مصر دوازده متر است در حالی که در اروپا چنین الیافی وجود نداشت یا اینکه مارکوپولو از شرق خبر ابریشم بافی و استفاده از باروت را با خودش آورد . دول اروپایی در بدست آوردن این تجربه ها خیلی اصرار داشتند چون به منافع بیشتری دست می یافتند . به این ترتیب عده ای را اجیر کردند که به نقاط مختلف عالم بروند، ببینند و بشناسند که در هر جا چه تولید می شود و چه منابعی وجود دارد که

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.