اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بیانات معظم له در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران ۱۵ / ۵ / ۱۳۸۲
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 59
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بیانات معظم له در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران ۱۵ / ۵ / ۱۳۸۲، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات معظم له در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران ۱۵ / ۵ / ۱۳۸۲ شامل 120 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات معظم له در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران ۱۵ / ۵ / ۱۳۸۲:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات معظم له در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران ۱۵ / ۵ / ۱۳۸۲ را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بیانات معظم له در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران ۱۵ / ۵ / ۱۳۸۲ توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
الحمدللَّه ربّ العالمین والصّلاه والسّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّهاللَّه فی الأرضین.
اولاً به همه ی برادران و خواهران عزیز خوش آمد عرض می کنم؛ امیدوارم این جلسه برای همه ی ما دارای برکت و فیض باشد؛ ثانیاً از بیانات مستوفای آقای رئیس جمهور تشکر می کنم؛ بیانات بسیار خوبی بود؛ بخصوص بخش مربوط به جامعه ی اخلاقی و معنوی که در آن، هم اندیشه بود، هم ایمان بود، هم دلسوزی بود، هم تیزبینی و هوشمندی بود.
آیه ی شریفه یی را مطرح می کنم تا طلیعه ی سخن ما به کلام الهی مزین شود: «بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم. تلک الدّار الآخره نجعلها للّذین لا یریدون علوّاً فی الأرض و لا فساداً و العاقبه للمتّقین». آیه ی دیگری را هم این جا تلاوت می کنم که در آخرِ سخن، درباره ی آن هم چند جمله یی عرض خواهم کرد: «انّ الّذین تولّوا منکم یوم التقی الجمعان انّما استزلّهم الشّیطان ببعض ما کسبوا و لقد عفا اللَّه عنهم انّ اللَّه غفور حلیم».
رسیدن به هدفهای بلند نظام اسلامی، همتی می خواهد به همان بلندی، و پای استواری می خواهد تا بتواند این مسیر دشوار را تا رسیدن به قله ها طی کند؛ و این جز با اتصال به منبع قدرت، امکانپذیر نیست. هرجا شما در طول تاریخ، حاکمیت عدل و دین و معنویت و اخلاق را مشاهده کرده اید، در مرکزیت و قلب آن، یک دل آگاه و در مجموعه ی آن، دلهای متوجه و متضرع الی اللَّه را حتماً دیده اید؛ صدر اسلام هم همین طور بوده است. در طول تواریخ گذشته، هرجا چنین پدیده یی پیدا شده – که نادر هم بوده – همین طور بوده است. زمان خود ما هم این پرچم به دست کسی برافراشته شد که دل ذاکر و روح خاضع و خاشعِ او را در مقابل خداوند همه بعینه مشاهده کردند و آثار آن را دیدند. ما باید خود را بیشتر به این سمت بکشانیم و متمایل کنیم؛ خود را نیازمند کمک الهی بدانیم؛ این را احساس کنیم. به توانایی های خود و آنچه به نظر ما قدرت ماست، تکیه ی استقلالی و ذاتی نکنیم؛ از خدا کمک بخواهیم و خود را محتاج او بدانیم. مثل قارون و بعضی امتهای گذشته که قرآن در دو جا این را نقل می کند، نگوییم: «انّما اوتیته علی علم عندی»؛ با تلاش و هنرِ خودم این را به دست آوردم؛ این غلط است. کمک را همیشه از خدا بخواهیم؛ راه را هم به سوی او باز بدانیم. راه همه ی ما به سوی خدا باز است؛ «و انّ الرّاحل الیک قریب المسافه و انّک لا تحتجب عن خلقک الّا أن تحجبهم الآمال دونک». هر وقت ما با دل پاک و نیت خالص به خدا رو بیاوریم، درهای رحمت خدا گشوده و فیض الهی شامل حال ما خواهد شد؛ این را بدانیم و کوتاهی نکنیم.
ضمناً خود را خویشاوند خدا هم ندانیم و به خویشاوندیِ وهمیِ با خدا غرّه نشویم. یکی از چیزهایی که در دعاها ما را بشدت از آن پرهیز داده اند، «الاغترار باللَّه» است. نگوییم ما که بندگان خوب خدا هستیم، نقمت الهی ما را نمی گیرد؛ نه، این خطاست. خدای متعال با هیچ کس، با هیچ قومی و با هیچ ملتی خویشاوندی ندارد؛ عمل و نیت و صدق و مجاهدت آنهاست که تأثیر می گذارد و رحمت الهی را جلب می کند. همچنین به خاطر جلب نظر فرعونهای عالم و طاغوتهای دوران، خدا را نادیده نگیریم؛ این هم یک شرط دیگر است. اگر این کارها بشود، ما به منبع لایزال قدرت الهی متصل می شویم.
یک خصوصیت دیگر هم مخصوص من و شماست؛ یعنی مایی که به خاطر مسؤولیتهامان حوزه ی اقتداری داریم؛ چه کوچک، چه بزرگ. این، مضمون آیه یی است که تلاوت کردم: «تلک الدّار الآخره نجعلها للّذین لا یریدون علوّاً فی الأرض و لا فساداً». دنبال استعلاء و سلطه جویی و برتری جویی بر مردم نباشیم. این کار، سخت است؛ اما ممکن و لازم است. سلطه جویی، آفتی است که قدرتمداران عالم را همیشه تهدید کرده و بسیاری را لغزانده است. ما که قوی تر از آنها نیستیم؛ باید مواظب و مراقب باشیم تا نلغزیم. از امیرالمؤمنین(علیه الصّلاهوالسّلام) نقل شده است که فرمود: «نزلت هذه الآیه فی اهل العدل و التّواضع من الولاه و اهل القدره من النّاس»؛ این آیه اصلاً برای قدرتمندان، ولات و مسؤولان است؛ از رؤسای سطح بالا گرفته تا مدیریتهای میانی و تا هرجا که حوزه ی قدرتی وجود دارد. آفت کار ما این است که از حوزه ی اقتدار برای سلطه جویی، زورگویی و افزون طلبی استفاده کنیم؛ این خطر بزرگی است. انتهای آیه می فرماید: «والعاقبه للمتّقین». بعضی این عاقبت را «آخرت» گفته اند؛ بعضی هم احتمال داده اند دنیا را نیز شامل شود؛ که به نظر ما هم همین طور است. عاقبت، متعلق به متقین است. فرجام نیک دنیوی و اخروی متعلق به کسانی است که اهل تقوا و پرهیزگاری باشند.
آنچه من در مجموع برای کار خودمان – که ابتلای به مسؤولیت پیدا کرده ایم – می فهمم، این است که باید آخرت را در همه ی تصمیم گیریها و اقدامهای خود تأثیر بدهیم و برای آن، نقش قائل شویم. بعضی برای حرف مردم و نظارت مردمی نقش قائل می شوند؛ اما برای نظارت الهی و چیزی که فردای ما مشتمل بر آن است، نقش قائل نمی شوند. ما در هر سنی، لب مرز هستی و نیستی هستیم؛ البته یکی مثل ما پا به سن گذاشته و درباره ی او احتمالش بیشتر است، اما جوانها هم همین طورند. آن طرفِ مرز مرگ، محاسبه ی الهی و مؤاخذه ی حساب کش های دقیق الهی است؛ باید به فکر باشیم؛ حیات و ابدیت و سرنوشت حقیقی آن جاست؛ این را نقش بدهیم. ما این چند صباح آمده ایم آن جا را آباد کنیم. در نطقی که می کنیم، در امضایی که می کنیم، در مشورتی که می دهیم، در تصمیمی که می گیریم، در عزل و نصبی که می کنیم، به آخرت و رضای الهی و محاسبه ی اخروی نقش و تأثیر بدهیم؛ این به نظر من مهم است. اگر این طور شد، آنگاه قدرت می شود خیر. بعضی تصور می کنند قدرت یا ثروت ذاتاً شر است؛ در حالی که این طور نیست؛ قدرت و ثروت مثل بقیه ی مواهب زندگی، زینت زندگی است؛ «زینه الحیاه الدّنیا». ما از این قدرت چگونه استفاده می کنیم؟ اگر استفاده ی خوب کردیم، خیر است؛ اگر در خدمت مردم قرار دادیم، خیر است؛ اگر در خدمت ترویج اخلاق و معنویت و صلاح و رستگاری انسانها قرار دادیم، خیر است؛ اما اگر در خدمت مطامع شخصی و هواهای نفسانی قرار دادیم و مثل حیوانهای درنده، علیه این و آن به کار گرفتیم، می شود شر؛ هرچه بیشتر باشد، شرش هم بیشتر است؛ هرچه بالاتر باشد، شرش هم شدیدتر است.
عزیزان من! اگر من و شما در موقعیتهایی که هستیم، بتوانیم نیتهای خود را به این جهت هدایت کنیم، دستاورد بزرگی خواهیم داشت و قبول مسؤولیت در چنین نظام و کشوری و برای چنین مردمی، آن هم در چنین دنیای پُرضلالت و پُرآشوبی، افتخار بزرگی خواهد بود. در دعای صحیفه ی سجادیه می فرماید: «واجعل لنا من صالح الأعمال عملا نستبطئ به المصیر الیک». شب امتحان دیده اید بچه هایی که خوب کار کرده اند، بی طاقت اند تا زودتر زمان امتحان فرا برسد؛ اما کسی که درس بلد نیست و کار نکرده است، از امتحان می ترسد و دلش می خواهد هرچه بیشتر تأخیر بیفتد. وقتی انسان کار نیک برجسته یی می کند – «نستبطئ به المصیر الیک» – برای رسیدن به خدا احساس تأخیر می کند؛ می بیند دیر شد؛ دلش می خواهد زودتر به لقای الهی نایل شود؛ چون می داند این کار خیر و این عمل نیک در آن جا منتظر اوست. «و نحرص علی وشک اللحاق بک»؛ دلمان می خواهد هرچه زودتر به آن برسیم. در چنین حالتی، انسان در مقابل حوادث دنیا و در برابر مرگ، امنیت روانی پیدا می کند. مرگ برای همه ی انسانها هولناک است؛ اما وقتی انسان چنین حالتی پیدا کرد، در مقابل مرگ امنیت روانی پیدا می کند؛ دیگر از مرگ ترس و واهمه یی ندارد؛ می داند آن طرف، چنین دستاورد مهمی وجود دارد. اگر من و شما بتوانیم این نیت خیر را انجام دهیم، از عبادات شخصی و اعمال شخصی بسیار بالاتر است.
چند محور را یادداشت کرده ام تا عرض کنم. یکی این که حوزه ی مسؤولیت خود را بشناسیم و قدر آن را بدانیم. کشور بزرگ و ملت عظیم الشأن ما علاوه بر جهات تاریخی و فرهنگی و میراث بسیار گرانقیمتی که از گذشته دارد، خود او آفریننده ی افتخارات و ارزشهاست. ما امروز برای چنین ملت و کشوری داریم کار و تلاش می کنیم. نظام جوان و کارآمد اسلامی، امروز دست شماست؛ نظامی که گذشت زمان نتوانسته پایه های اصولی و ارزشی آن را کهنه و پوسیده کند؛ همچنان نو، شاداب و با طراوت است. به مسؤولیت در این نظام، احساس افتخار کنیم.
برخی از خصوصیات، خصوصیات طبیعی کشور ماست که برجستگی دارد. من خواهش می کنم مسؤولانی که از مواهب طبیعیِ الهی در کشور ما آگاهی و آمارهای خوبی دارند و برای ما هم مطرح کرده اند، اینها را در اختیار افکار عمومی و بخصوص در اختیار مسؤولان قرار دهند؛ به جای این که آیه ی یأس بخوانند و هر تلاشی را ناموفق جلوه دهند، این همه امکانات و توانمندیها و موجودی با ارزشی که در این کشور بزرگ نهفته است، برای مردم بیان کنند. ما تقریباً یکصدم جمعیت دنیا را داریم؛ خاک ما هم تقریباً یکصدم سطح خشکی های دنیاست؛ اما سهم ما از منابع طبیعی، بسیار بیشتر از معدل سهم یکصدم ماست. در نفت، ذخایر ما برجسته است و در شمار چند کشور اول دنیا هستیم. دومین ذخیره ی غنی گاز در همه ی دنیا را ما داریم، که از سهم معدل ما خیلی بیشتر است. دو درصد معادن آهن دنیا در کشور ماست، که دو برابر سهم ماست. معادن مس ما پنج درصدِ همه ی مس دنیاست؛ یعنی پنج برابر سهم ماست. معادن روی و سرب ما سه و نیم درصد است، که چند برابر سهم طبیعی ما در دنیاست. خیلی از کشورها اینها را ندارند. متخصصین و مطلعینِ این کار گفته اند – که به نظر من نکته ی بسیار جالبی است – که سرب و روی و مس، فلزهای پایه نام دارند؛ هر کشوری این معادن را داشته باشد، مشخص می شود که اغلب معادن کانی دیگر را هم دارد. ممکن است ما معادن فلزیِ کشف نشده ی دیگری هم داشته باشیم، که وجود این سه عنصر – یعنی مس و روی و سرب – در کشور ما، آن هم به میزان زیاد، نشان دهنده ی وجود آن معادن هم هست.
از بیست و چهار نوع ماده ی معدنی فلزی، دوازده نوع آن در ایران وجود دارد که تا الان شناخته شده؛ ممکن است بیشتر هم باشد که بعدها شناخته شود. از پنجاه نوع ماده ی معدنیِ غیرفلزی که در دنیا شناخته شده، سی و شش نوع آن در ایران وجود دارد؛ یعنی تنوع معادن فلزی و غیرفلزی. اینها امکانات طبیعیِ باارزشی است که ما در کشور داریم. تنوع اقلیمی و آب و هواهای مختلف در کشور ما خودش یک فرصت بزرگ است. دریاها در جنوب و شمال، از فرصتهای بسیار باارزش است. موقعیت مهم جغرافیایی و ارتباطی در اتصال شرق و غرب عالم، از لحاظ بازرگانی و بسیاری فعالیتهای دیگر، از موقعیتهای باارزش است. جمعیت جوان و با استعداد ما، یک فرصت دیگر است. مایه ی تأسف است که بعضی ها از کثرت افراد جوان در کشور ما به عنوان یک نعمت یاد نمی کنند؛ در حالی که این بزرگترین سرمایه است. این همه جوان تشنه ی کار و فعالیت، چیز بسیار باارزشی است. البته همه ی امکاناتی که من به گوشه ی کوچکی از آنها اشاره کردم، قرنهای متمادی در اختیار سلاطین مستبد و حکام دیکتاتور در این کشور بود. شما به شرح حال این پادشاهان نگاه کنید – البته متونی که بیشتر در اختیار ماست، خاطرات و گزارشهای دوران قاجار و پهلوی است – اینها کشور را مال خودشان می دانستند؛ مثل یک ملک شخصی که یک عده در آن جا دارند کار می کنند و بالاخره باید چیزی بخورند و زندگی یی بکنند؛ بنابراین مردم نقشی نداشتند. طبعاً آن پادشاهان و حکام به سرنوشت کشور و به پیشرفت علمی کشور اهمیتی نمی دادند. سالهای متمادی این طور گذشت و کشور ما از این امکانات استفاده نکرد. اما در دوره ی انقلاب، پیشرفتها فوق العاده و چشمگیر است. آنچه آقای رئیس جمهور گفتند، بسیار درست بیان کردند. البته مطالبی که گفته می شود، گوشه یی از موفقیتهاست.
انقلاب و نظام اسلامی، کشوری را که حدود هفتاد و چند درصد بیسواد داشته، تحویل گرفته؛ اما امروز ما به کشوری با درصد بسیار بالای سواد تبدیل شده ایم، که من درصد آن را تعیین نمی کنم، چون نمی خواهم یکی دو درصد بالا و پایین گفته شود؛ اما درصدش مشخص است. در توسعه ی دانشگاه و دانشجو، کشور ما یک کار معجزآسا انجام داده است. بیش از ده برابرِ وقتی که نظام اسلامی تشکیل شد، ما امروز دانشجو داریم. ما در همه ی اقطار کشور دانشگاه داریم. کدام شهر کوچک و بزرگ در اطراف این کشور هست که یکی دو تا یا بیشتر دانشگاه در آن نباشد؟ در عرصه ی فناوری – پتروشیمی، نفت، فولاد، تولیدات و صنایع دفاعی – پیشرفتها حیرت آور است. سامانه های دفاعی یی که امروز در کشور تولید می شود، یک روز به رؤیا و خواب هم نمی آمد که کشور ما بتواند حتّی محصولاتش را داشته باشد؛ اما امروز دارند اینها را تولید می کنند. در فناوری برتر که در دنیا با افتخار از آن یاد می شود، مجبور شدند علی رغم همه ی دشمنیها بگویند ایران جزو ده کشوری است که توانسته چرخه ی سوخت هسته یی را تولید کند؛ این چیز کمی نیست. البته وقتی چنین موفقیتی پیش می آید، این جنجال را هم دنبالش راه می اندازند که بله، اینها می خواهند چنین کنند، چنان کنند؛ بمب بسازند. این پیشرفتهای مهم به برکت نظام اسلامی به وجود آمده است.
هر کدام از دانشگاه های مهم و بزرگ که بنده گاهی از آنها بازدید داشته ام؛ از دور هم اطلاع داشتم، از نزدیک هم که می روم، می بینم کارهای تحقیقاتی شان تحسین برانگیز است؛ و این در حالی است که گرفتاریهای دولت در طول سالهای گذشته کمتر اجازه داده سهم بودجه ی تحقیقات، آن چنان که باید و شاید، باشد. در زمینه های پزشکی و همچنین توجه به زیر ساخت های کشور – احداث سد، راه، پایانه های دریایی برای نفت – و دیگر چیزها پیشرفتهای چشمگیری داشته ایم؛ اینها واقعاً به فضل پروردگار و در عین استقلال و استغناء به وجود آمده است. همه ی درهای اساسی را در دنیا روی ما بسته بودند؛ شاید این برای ما نعمتی بود؛ «عسی ان تکرهوا شی ء و یجعل اللَّه فیه خیرا کثیرا». گاهی اوقات از این که درهای دنیا روی ما بسته باشد، خیلی ناراحت می شویم؛ اما همین موجب می شود که ما به خودمان بپردازیم و از استعداد خودمان استفاده کنیم و این رشدها و شکوفایی ها به وجود بیاید. کارشناسها، داخلی؛ کنندگان اصلی، داخلی. البته از دانش جهانی تا آن جایی که توانسته ایم، استفاده کرده ایم؛ چون دانش جهانی متعلق به همه ی انسانهاست؛ دانش ما هم متعلق به همه ی انسانهاست. یک روز دنیای اسلام به همه ی دنیا خدمت کرد، امروز هم ما از دانش جهانی استفاده می کنیم. در دوران انقلاب، ما تحریم و جنگ و مشکلات گوناگون و کارشکنی ها داشته ایم؛ اما به فضل پروردگار این موفقیتها در نظام اسلامی به دست آمده و جزو افتخارات نظام اسلامی است.
در کنار همه ی اینها و یکی از مهمترین اقلام، مردم سالاری دینی است؛ مردم سالاریِ برخاسته ی از اسلام که مایه ی افتخار مسلمانهاست. این کشور هرگز طعم بروز و تجسم اراده های مردمی را در طول تاریخ اش نچشیده بود؛ جز در یک دوره ی کوتاه در زمان نهضت ملی شدن صنعت نفت، آن هم با آن همه محدودیتها که داستان آن مفصل است. زمانِ بسیار کوتاهی بود؛ بعد هم طاقت نیاوردند و زدند خرابش کردند و نتوانست خود را نگه دارد. ما توانسته ایم مردم سالاری، حضور مردم در انتخابات، در تعیین رئیس جمهور، در تعیین نمایندگان مجلس و حضور در عرصه های سیاسی و تصمیم گیری را در کشورمان شاهد باشیم؛ این هنر بزرگ نظام اسلامی است. عزیزان! من و شما در چنین نظامی داریم خدمت می کنیم؛ به این خدمت افتخار کنیم. این افتخار را به جوانهاتان هم منتقل کنید؛ بگذارید نسل جوان احساس افتخار کند که در ایران اسلامی زندگی می کند. دشمن عکس این را می خواهد؛ می خواهد کاری کند که نسل جوان و غیر جوان ما احساس سرشکستگی کنند. نقاط ضعفی را که داریم – که یقیناً از نقاط ضعف خالی نیستیم؛ همه ی ملتها و همه ی کشورها هم نقاط ضعف دارند – چند برابر بزرگ می کنند و روی آن تبلیغ می کنند و بارها و بارها آن را تکرار می کنند. این قدر یک دروغ را تکرار می کنند که خود دست اندرکاران هم که می دانند دروغ است، یواش یواش باورشان می آید. دشمن دارد این طوری عمل می کند، برای این که احساس افتخار را از ما بگیرد؛ عکس اش عمل کنید؛ احساس افتخار را در خود، در جوانهاتان و در این نسل نوساخته ی رو به بالندگی ترویج کنید. بحمداللَّه این امکانات ماست.
ما چالشها و مشکلاتی هم داریم؛ این هم محور دیگری است که می خواهم عرض کنم. چالشها و مشکلات، یکی دو تا نیست – زیاد است – لیکن مهمترین آنها را من دو چیز می بینم: یکی تشکیل یک جبهه ی متحد علیه ماست، که متحدین این جبهه هم عبارتند از امریکا و صهیونیسم. هیچ گمان نشود که یک اتحاد جهانی علیه جمهوری اسلامی وجود دارد؛ نه، آن جبهه ی متحد و مرکزی که علیه نظام اسلامی با همه ی توان دارد کار می کند، دو عضو دارد: یکی رژیم ایالات متحده ی امریکاست، یکی هم رژیم صهیونیستی و پشتیبانان صهیونیست اش در همه ی عالم، که البته قدرت و ثروت و نفوذشان در دنیا کم نیست. علت دشمنی هاشان هم معلوم است. ایران یک روز پا اندازِ امریکایی ها بود؛ هر کاری در این کشور می خواستند، انجام می دادند؛ سررشته ی امور اقتصادی دست خودشان بود، سررشته ی امور فرهنگی دست خودشان بود، عزل و نصب های مهم و مؤثر در اختیار آنها بود؛ در واقع حکومت در اختیار آنها بود؛ می بردند، می خوردند، استفاده می کردند؛ اما در حال حاضر این را از دست داده اند.
علاوه ی بر این و شاید مهمتر از این چالش این است که حرکت عظیم ملت ایران نقطه ی عزیمتی برای دنیای اسلام شد. امروز بیداری اسلامی، از شرق دنیای اسلام – حداقل از پاکستان – تا شمال آفریقا را فرا گرفته است. مردم اسلام خواهی دارند و آن را علنی کرده اند؛ این خطر بزرگی برای امریکاست. آنها تصریح هم می کنند و می گویند منافع ما تهدید می شود. البته راست هم می گویند، منافعشان تهدید می شود؛ منتها این منافع نامشروع است. بله، منافع نامشروع و ظالمانه شان با حرکت بیداری اسلامی تهدید می شود. اینها با نظام اسلامی بجد مخالفند؛ صهیونیست ها هم که معلوم است. صهیونیست ها احساس کردند که با پیدایش نظام اسلامی، نفس و جان جدیدی به مقاومت ملت مظلوم فلسطین دمیده شد. جمهوری اسلامی را متهم می کنند که به مردم فلسطین کمک تسلیحاتی می کند؛ همه ی اینها دروغ است؛ خود ملت فلسطین است که به پا خاسته است. البته بله، بلاشک آنها از حرکت اسلامی متأثرند. بنابراین صهیونیست ها با این نقطه ی کانونی بشدت مسأله دارند و با آن مخالفند.
از اول انقلاب هم این تحرکات به شکل های مختلف وجود داشته است. همه ی شماها یادتان هست؛ از تحرکاتی که در سفارت امریکا برای براندازی می شد، شروع گردید – که از جمله ی نمودهای آن، طراحی مقدمات کودتا در پایگاه شهیدنوژه بود، که جوانان مستقر در سفارت در آن روزها حدود صد جلد کتابِ بسیار مهم از اسناد آنها منتشر کردند؛ اینها اسناد مهم زمان ماست، اما نمی گذارند روی این اسناد تبلیغات شود – تا حمله ی به طبس، تا تشویق عراق به جنگ، بعد کمک عراق در جنگ، بعد حمله به هواپیمای مسافربری ما، حمله به سکوهای نفتی ما، و تحریم اقتصادی ما در چند نوبت، که این را در سالهای اواسط دهه ی ۷۰ به شکل قانونی درآوردند؛ قانون معروف به داماتو. عنادها و بغض ها و کینه های اینها را این طوری باید فهمید.
هرجا جمهوری اسلامی حرکتی را که به سازندگی و آبادانی کشور کمک می کرد، شروع کرد، اینها اگر توانستند، جلوی آن را گرفتند؛ البته خیلی اوقات هم به فضل پروردگار نتوانستند. در جنگ، ما بسیاری از تسلیحات و خیلی چیزهای دیگر را علی رغم میل اینها به دست می آوردیم؛ اما تا آن جایی که توانستند، عامل کارشکنی و خرابکاری شدند؛ از خط لوله ی گاز گرفته تا بقیه ی کارهای فراوانی که انجام شده است. مثلاً در زمان دولت قبلی، ژاپنی ها قرارداد پروژه ی احداث سد بر روی کارون را بسته بودند؛ اما اینها رفتند خرابش کردند. بعضی ها به آنها اعتنا کردند، بعضی ها هم اعتنایی نکردند و کارهاشان را ادامه دادند. ما پیش رفته ایم و کار خودمان را کرده ایم؛ اما آنها از دشمنی و عناد هیچ کم نگذاشته اند؛ و البته ادامه هم خواهد داشت تا هنگامی که مأیوس شوند. نه فقط برای برنامه های چهارم و پنجم، بلکه در چشم اندازهای کلی برای هر تحرک سیاسی و اقتصادی در کشور، این نقطه حتماً مورد نظر باشد. باید به جایی برسیم که دشمن احساس کند نمی تواند؛ باید مأیوس شود؛ آنگاه دشمنی ها به پایان خواهد رسید و یا کم خواهد شد. تا وقتی دشمن امیدوار باشد که می تواند نظام اسلامی را ریشه کن کند، تلاش خواهد کرد و ضربه وارد خواهد آورد. همه ی همت ما باید این باشد که آن چنان ساخت را مستحکم کنیم که دشمن احساس کند هر تیغی وارد بیاورد، تیغش کُند و به ضرر خودش تمام خواهد شد و هر گلوله یی بزند، به طرف خودش کمانه خواهد کرد.
البته از وقتی جنگ سالاران و نومحافظه کاران کنونیِ حکومت امریکا – که واقعاً اینها یک گروه جنگ سالارند و محور کارشان بر جنگ و تهاجم نظامی است – سر کار آمده اند، تهدیدها لحن و زبان دیگری گرفته است. ما در مقابل این چالش چه باید بکنیم؟ ما باید قدرت خود را زیاد کنیم و دفاع قانونی و مشروع خود را انجام دهیم؛ منطق این را حکم می کند و همه ی شواهد و قرائن و دلایل سیاسی و دیپلماسی هم همین را تأیید می کند. البته استحکام داخلی به معنایی نیست که آنها خیال می کنند – یعنی رسیدن به فلان سلاح – و همان طور که آقای رئیس جمهور اشاره کردند، سلاح هسته یی کاری از پیش نمی برد. بعلاوه، ما اصلاً، منطقاً و مبنائاً با سلاحهای کشتار جمعیِ به این شکل موافق نیستیم. در زمان جنگ هم ما سلاحهای میکربی و شیمیایی را ممنوع دانستیم؛ همان وقت هم دولت ما این را اعلام کرد. پس استحکام داخلی به معنای دیگری است که بعد اشاره یی خواهم کرد. بنابراین ما باید قدرت خود را زیاد کنیم؛ والّا هر گونه عقب نشینی در مقابل قدرت متکبر و زورگو، یکطرفه و تشویق به تعرض و تجاوزِ بیشتر خواهد بود؛ این را ما در طول چند سال در صحنه های گوناگون تجربه هم کرده ایم. هرجا عقب نشینی یی مشاهده کرده اند، یک قدم جلو آمده اند؛ ممنو
