اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بیانات معظم له بمناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)۱۴ / ۰۳ / ۱۳۸۱
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 44
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل بیانات معظم له بمناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)۱۴ / ۰۳ / ۱۳۸۱ – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات معظم له بمناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)۱۴ / ۰۳ / ۱۳۸۱ شامل 101 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات معظم له بمناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)۱۴ / ۰۳ / ۱۳۸۱:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات معظم له بمناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)۱۴ / ۰۳ / ۱۳۸۱ به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بیانات معظم له بمناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)۱۴ / ۰۳ / ۱۳۸۱ به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بیانات معظم له بمناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)۱۴ / ۰۳ / ۱۳۸۱ با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات معظم له بمناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)۱۴ / ۰۳ / ۱۳۸۱ با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بیانات معظم له بمناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)۱۴ / ۰۳ / ۱۳۸۱ با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات معظم له بمناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)۱۴ / ۰۳ / ۱۳۸۱ را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بیانات معظم له بمناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)۱۴ / ۰۳ / ۱۳۸۱ :
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین والصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین المعصومین سیما بقیه الله فی الارضین. از شما برادران و خواهران عزیز که راههای دور را طی کردید و در این مجلس باشکوه و پرمعنا شرکت کردید, خیلی تشکر و سپاسگزاری می کنم.
مناسبت سالگرد امام (رضوان الله تعالی علیه), هم وسیله یی است برای ملت ایران تا محبت و ارادت و احترام خود را نسبت به امام عزیز و بزرگوار بار دیگر تجدید کند, و هم فرصتی است برای این که دلهای شیفته ی امام و اصول و راهبردهای آن بزرگوار, وفاداری خود را به اصول و خط امام و اهدافی که ایشان ترسیم کردند, نشان دهند.برای همین است که هر سال روز چهاردهم خرداد, در چشم تحلیلگران سیاسی عالم, خصوصیت ویژه یی دارد. امروز در سرتاسر کشور, مردم همان شور و حال و اخلاص و مودت و صمیمیتی را نشان می دهند که از ملت ایران نسبت به امام بزرگوار همیشه دیده شده است. در این مناسبت, من راجع به امام و انقلاب عظیم و بی مانندی که ایشان آن را در دنیا و تاریخ معاصر مثل قله یی برافراشتند, صحبت می کنم.در حقیقت, سخن گفتن از امام و انقلاب, با یکدیگر تفاوتی ندارد.شخصیت امام فقط خصوصیات ممتازی نبود که در او وجود داشت و شخصیت ایشان را تشکیل می داد.شکی نیست که امام بزرگوار ما از ابعاد مختلف, یک شخصیت برجسته و ممتاز, یک عالم بزرگ, یک فقیه صاحب مکتب, یک فیلسوف برجسته, یک سیاستمدار, یک مصلح بزرگ اجتماعی و از لحاظ روحیات, صاحب خصلتها و خصوصیات ممتاز و کم نظیر بود; همه ی اینها شخصیت امام را در چشم مردم دوران خود او و دورانهای بعد برجسته می کند; لیکن شخصیت امام بزرگوار ما در این خصوصیات منحصر نیست.بعد دیگر شخصیت او عبارت است از اصول و خطوط روشنی که او در این کشور, در این منطقه و در مقابل چشم همه ی مردم جهان آنها را بنیاد کرد; براساس آن یک نظام سیاسی و اجتماعی به وجود آورد و امیدهای بزرگی را در دل مستضعفان عالم و امت اسلامی ایجاد کرد.شخصیت امام از اصول اساسی او جدا نیست.در حقیقت, هویت و اصول انقلاب ما خطوط برجسته ی شخصیت امام را هم تشکیل می دهد.هر چه راجع به انقلاب بگوییم, در واقع درباره ی امام سخن گفته ایم.
خصوصیت انقلاب عظیم اسلامی که آن را به عنوان یک پدیده ی بی نظیر در تاریخ قرنهای اخیر در چشم تحلیلگران و صاحب نظران معرفی کرده است, قبل از آن در هیچیک از انقلابهای بزرگ عالم دیده نشده بود; نه در انقلاب فرانسه, نه در انقلاب کمونیستی در شوروی و نه در انقلابهای کوچک دیگری که به تبع این دو انقلاب و در خط آنها حرکت می کردند.البته به این نکته توجه داشته باشید که داب سیاستهای مسلط عالم این بوده و هست که جنبشهای عدالتخواهانه ی مردم نقاط مختلف دنیا را در هاضمه ی سیاسی و فرهنگی خود بریزند و در واقع هویت آن جنبشها و حرکتهای مردمی و عدالتخواهانه را از بین ببرند; این کار در ایران هم اتفاق افتاده بود.نهضت عدالتخواهی یی که صد سال پیش در مشروطه ی ایران پیش آمد, یک حرکت مردمی و دینی بود.آن روز جریان سیاسی مسلط عالم یعنی انگلیسیها این حرکت عدالتخواهانه ی مبتنی بر اصول اسلامی را در هاضمه ی سیاسی و فرهنگی خود ریختند; آن را استحاله کردند و از بین بردند و به یک حرکت مشروطه از نوع انگلیسی آن تبدیل کردند.نتیجه ی آن هم این شد که جنبش مشروطه که یک جنبش ضداستبدادی بود آخر کار به دیکتاتوری رضاخانی منتهی شد که از استبدادهای قاجار بدتر و شقاوتآمیزتر و قساوتآمیزتر بود.همین طور نهضت ملی شدن صنعت نفت به وسیله ی کسانی که آن را اداره می کردند, به لیبرال دمکراسی آمریکایی ملحق شد.
نتیجه این شد که همان آمریکاییها به نهضت ملی شدن صنعت نفت خیانت کردند; با انگلیسیها که طرف مقابل نهضت عدالتخواهی در ایران بودند, همدست شدند و نهضت ملی را از بین بردند و دنباله ی آن, دیکتاتوری خشن و سیاه دوره ی محمدرضا در طول سی و چند سال سایه ی سنگین خود را بر این کشور انداخت و این ملت را زیر فشار قرار داد.نهضتهای عدالتخواهانه ی ملتهای آفریقا و آسیا در طول دهها سال به وسیله ی کمونیستها و سیاست مسلط شوروی سابق مصادره شد و به دیکتاتوریهای گوناگونی که در جهت مصالح شوروی کار می کردند, منتهی گردید.این رسم جاری دنیا با نهضتهای عدالت طلبانه ی ملتهای جهان بوده است. هنر بزرگ امام بزرگوار ما این بود که چارچوب محکمی را برای این انقلاب به وجود آورد و نگذاشت این انقلاب در هاضمه ی قدرتها و جریانهای سیاسی مسلط هضم شود.شعار ((نه شرقی, نه غربی, جمهوری اسلامی)), یا شعار ((استقلال, آزادی, جمهوری اسلامی)) که تعالیم امام و خط اشاره ی انگشت ایشان در دهان مردم انداخت, معنایش این بود که این انقلاب متکی به اصول ثابت و مستحکمی است که نه به اصول سوسیالیزم اردوگاه آن روز شرق ارتباطی دارد, نه به اصول سرمایه داری لیبرال اردوگاه غرب. علت این که شرق و غرب با این انقلاب دشمنی کرده اند و سرسختی نشان داده اند, همین بود.
این انقلاب بر پایه ی اصول مستحکمی بنا شد; هم اجرای عدالت را مورد نظر قرار داد, هم آزادی و استقلال را که برای ملتها از مهمترین ارزشهاست مورد توجه قرار داد, هم معنویت و اخلاق را.این انقلاب, ترکیبی از عدالتخواهی و آزادیخواهی و مردم سالاری و معنویت و اخلاق است; منتها این عدالت را نباید با آن عدالت ادعایی و موهومی که کمونیستها در شوروی سابق یا در کشورهای اقمارخود شعارش را می دادند, اشتباه کرد; این عدالت اسلامی است با تعریف خاص خود.همچنین آزادی در نظام جمهوری اسلامی را با آزادی غربی که به معنای مهارگسیختگی صاحبان قدرت و سرمایه و همچنین به معنای بی بندوباری انسانها در هر گونه رفتار و عمل است نباید اشتباه کرد; این آزادی اسلامی است; هم آزادی اجتماعی است, هم آزادی معنوی است و هم آزادی فردی با قید اسلامی و با فهم و هدایت و تعریف اسلام است.این معنویت و اخلاقی را هم که جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی جزو اصول خود قرار داده است, نباید با دینداریهای متحجر, بی منطق و ایستا در بسیاری از جوامع اشتباه کرد.آن دینداریها, بظاهر و در زبان دیندار, اما با ایستایی و تحجر و عدم فهم مسیر سعادت برای جامعه و انسان همراه است.این پسوند اسلامی بعد از عدالت و آزادی و معنویت, بسیار پرمعناست و باید به آن توجه کرد. امام این اصول را قبل از پیروزی انقلاب, برای ملت و آگاهان تشریح کرد; بعد از پیروزی انقلاب, براساس آن, جمهوری اسلامی را پایه گذاری کرد و تا وقتی که زنده بود, پای این اصول ایستاد و برای آن مجاهدت کرد. لذاست که جمهوری اسلامی به عنوان یک پدیده ی نوین و بی نظیر توانست امیدها را در دل جوامع مسلمان زنده کند.همه در سرتاسر دنیای اسلام و بیرون دنیای اسلام فهمیدند که این یک شکل تقلیدی از آنچه که شعارش را از زبانهای نامطمئن رژیمهای شرقی و غربی شنیده بودند, نیست; این یک پدیده ی نو و دارای حیات و قدرت تحرک جدید است.بنابراین در سرتاسر دنیای اسلام, با برپا شدن جمهوری اسلامی, ملتهای مسلمان به تحرک و امید جدیدی دست پیدا کردند; الان هم همین طور است.الان علی رغم این که بوقهای تبلیغاتی استکبار در سرتاسر دنیا علیه جمهوری اسلامی سمپاشی و لجن پراکنی می کنند, امیدی که نظام اسلامی در دل مسلمین دنیا به وجود آورده, همچنان زنده است.روشنفکران مسلمان, جوانان مسلمان, نسلهای رو به رشد در کشورهای اسلامی, این نقطه ی روشن و پر از امید را در مقابل چشم خود دارند.
علت این که جریانهای مسلط عالم و سیاستهای استکباری و در راس آنها آمریکا علیه جمهوری اسلامی این همه تلاش می کنند, این است که می خواهند این کانون و سرچشمه را در این جا از بین ببرند; می دانند تا این چشمه می جوشد و تا کانون این فکر نو در این جا زنده است, در دنیا نمی توانند ملتها را از عدالتخواهی و حق طلبی شان مایوس کنند; بنابراین سعی می کنند یکی از دو کار را بکنند:یا این سرچشمه را در این جا بکلی از بین ببرند; یا چون می دانند که با بیداری و زنده بودن این ملت این کار ممکن نیست, می خواهند محتوای جمهوری اسلامی را از بین ببرند; جهتگیریها را عوض کنند و در مفاهیم مسلم و بینات انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی خدشه ایجاد کنند; ولو صورت آن محفوظ بماند. البته در سرتاسر دنیا مرتب تبلیغ می کنند که انقلاب اسلامی رو به زوال و ضعف است; این جزو تبلیغات همیشگی دشمنان این انقلاب و نظام است; عده یی ساده لوح هم ممکن است این را باور کنند; این تبلیغات ممکن است بعضی دوستان را در سرتاسر دنیا دچار افسردگی و غم و دشمنان را خوشحال کند; اما این یک پیشگویی تاریخی یا یک پیش بینی علمی نیست; این یک ترفند تبلیغاتی است.اگر انقلاب اسلامی, ضعیف و پیر و ناتوان شده بود, چرا برای مقابله ی با آن میلیاردها خرج می کنند؟! اگر انقلاب اسلامی از نفس افتاده بود, چرا آمریکا با همه ی ساز و برگ سیاسی و تبلیغاتی خود به میدان مبارزه با این انقلاب میآید و روزبه روز لحن خود را خشن تر می کند؟ نخیر, این انقلاب, زنده و توفنده و رو به پیش است و حرکت انقلاب و خطوط اساسی آن همچنان زنده است. آنچه ملت ایران باید به آن توجه داشته باشد که بحمدالله در طول این بیست وسه سال نشان داده است که به آن توجه دارد یک نکته است که آن را عرض می کنم; آنچه دشمنان این انقلاب و این ملت هم باید بدانند, یک نکته است که می گویم.
آنچه ملت ما می داند و باید بدرستی روی آن پافشاری کند که بحمدالله تاکنون پافشاری کرده این است که نجات این کشور و رسیدن آن به نقطه یی که شایسته ی این ملت است, فقط در سایه ی اسلام و جمهوری اسلامی و نظام اسلامی امکانپذیر است و بس.جوانهایی که دوران پیروزی انقلاب را درک نکرده اند و سالهای قبل از پیروزی را ندیده اند, این نکته را بدانند که اگر انقلاب اسلامی و امام بزرگوار ما نبود و اگر اسلام پرچمدار انقلاب و تحول در این کشور نبود, هیچ امیدی وجود نداشت که سلطه ی جهنمی تحقیرآمیز آمریکا و حکومت دیکتاتوری قسی القلب پهلوی از این مملکت برکنده شود.همه ی راههای ممکن در این کشور تجربه شد و همه ناکام و ناموفق از آب درآمد.احزاب گوناگون سیاسی, جریانهای وابسته ی به شرق و غرب و حرکتهای مسلحانه, همه و همه در این کشور در برهه یی از زمان سر بلند کردند; اما هیچکدام نتوانستند برای این ملت کاری انجام دهند; لذا اختناق و سرکوب در این کشور روزبه روز شدیدتر شد.حتی در سالهای آخر قبل از پیروزی انقلاب, وقتی جوانهایی به مبارزه ی مسلحانه رو آوردند, آن حرکتهای مسلحانه بشدت سرکوب شد; تسلط رژیم پهلوی هم بیشتر شد و بتدریج یاس دلها را فرا گرفت.آن نیرویی که می توانست در مقابل رژیم پهلوی به معنای واقعی کلمه بایستد, ملت بود; یعنی باید همه ی ملت به صحنه میآمد تا می توانست رژیم فاسد و وابسته و دیکتاتور و ظالم پهلوی و پشت سرش آمریکا را شکست دهد.هیچ کانون و مرکزی در ایران وجود نداشت که بتواند ملت را بسیج کند; مگر روحانیت و پرچمداران دین, با شعار دین.در کشور ما این یک تجربه ی طولانی است; اینها را باید با چشم دقت نگاه کرد. در قضیه ی مشروطه اگر علما نبودند, مشروطیت به وجود نمیآمد و به پیروزی نمی رسید.وقتی هم که غربزده ها و نوچه های انگلیسی در ایران, علمای دین و شعارهای دینی را کنار زدند, باز استبداد و تسلط و نفوذ خارجی مسلط شد.در نهضت ملی شدن صنعت نفت هم همین طور بود.تا وقتی روحانیت وسط میدان بود که مرحوم آیه الله کاشانی یکی از اصلی ترین محورهای این مبارزه بود ملت در میدان حضور داشت; اما وقتی با سو رفتارها, کج سلیقگی ها و انحصارطلبی ها دست روحانی روشنفکر و آگاه و شجاعی مثل مرحوم کاشانی کوتاه شد, ملت هم کنار کشید و روسای دولت نهضت ملی تنها ماندند; لذا دشمن آمد و با آنها هر کار می خواست, کرد.
در ایران همیشه ملت با ندای دین به میدان آمده است; عدالت را در سایه ی دین دیده است; به خاطر اعتماد به روحانیت, هر جایی که آنها پیشگام در تحولی شده اند, آنها را تنها نگذاشته است.بنابراین وقتی امام بزرگوار ما به عنوان یک مرجع, یک عالم دین و یک انسان آزمایش شده ی پاک و صدیق با آن عزم راسخ وارد میدان شد و روحانیت پشت سر او وارد میدان شدند, همه ی ملت به میدان کشیده شدند و دشمن دیگر نتوانست مقاومت کند. آن روز, حضور ملت توانست ریشه ی استبداد را از این کشور بکند.
برادران و خواهران عزیز! در کشور ما استبداد همیشه به پشتیبانی قدرتهای سلطه گر خارجی متکی بوده است.استبداد و دیکتاتوری و خودکامگی حکومت پهلوی و قبل از آن به شکل دیگری حکومت قاجار, به خاطر اتکای آنها به قدرتهای بیگانه بود.رضاخان, متکی به انگلیس; محمدرضا, اول متکی به انگلیس و بعد متکی به آمریکا بود.او منافع و نفوذ آمریکا را بر طبق میل آنها تامین می کرد; آنها هم از او حمایت می کردند و هر کاری می خواستند, با این کشور و این ملت می کردند.پنجاه سال این ملت را زیر فشار اختناق نگهداشتند و پیشرفت علمی و صنعتی و فرهنگی و اخلاقی او را در دورانی که از لحاظ جهانی بهترین و آماده ترین دورانها برای این پیشرفت بود, متوقف کردند و این ملت و این کشور را عقب نگهداشتند.همت آنها عیش و نوش, جمع کردن ثروت و خدمت دادن به اربابان خارجی بود.آنها به اتکای همان قدرت خارجی, به طور کامل خود را در ایران مستقر کرده بودند و کندن اینها و نابود کردن این بنای کج و مضر و سرشار از لعنت و نفرت و شوم, کار هر کسی نبود.امام بزرگوار با پرچم هدایت اسلامی آمد; لذا اصول امام, اصول اسلامی است; عدالت امام, عدالت اسلامی است; مردم سالاری امام, مردم سالاری اسلامی است.
یکی از بزرگترین بی انصافیها درباره ی امام بزرگوار و نظام اسلامی ما این است که تبلیغات بیگانه, امام و نظام اسلامی و جمهوری اسلامی را به استبداد و دوری از مردم سالاری متهم می کنند.این انقلاب با این عظمت و توفندگی در ایران به وجود آمد و پس از پیروزی انقلاب اولین نظرخواهی از مردم به وسیله ی امام انجام گرفت که در هیچ انقلابی سابقه نداشت.شما نگاه کنید, یک کودتا, یک تحول کوچک و یک جابه جایی مختصر در کشوری صورت می گیرد; دو سه سال انتخابات تاخیر می افتد.در کشور, مردم صندوق رای را نمی شناختند.انتخابات دوره ی رژیم طاغوت, صوری و دروغین بود. هیچ وقت مردم پای صندوق رای نرفته بودند تا به معنای واقعی کلمه رای دهند.هر کس را برای مجلس دست نشانده می خواستند, از صندوقها بیرون میآوردند.در چنین زمینه یی, دو ماه بعد از پیروزی انقلاب, امام مردم را پای صندوقهای رای کشاند و مردم به جمهوری اسلامی رای دادند.در یک سال, مردم پنج بار پای صندوقهای رای رفتند.در طول بیست وسه سالی که از انقلاب می گذرد, ملت ما بیست وسه مرتبه برای انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی, نمایندگان مجلس خبرگان, رئیس جمهور و اعضای شورای شهر و نیز تعیین قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی پای صندوقهای رای رفتند و رای دادند.در کدام نظام حتی بظاهر دمکراتیک این همه تکیه ی به رای و خواست مردم وجود دارد؟ دشمنان وقیح و بی شرم این انقلاب و این ملت, این بی انصافی را می کنند که این انقلاب و نظام و بانی و معمار و بنیانگذار بزرگ آن را به ضدیت با مردم سالاری متهم می کنند. مردم سالاری در نظام اسلامی, مردم سالاری دینی است; یعنی به نظر اسلام متکی است; فقط یک قرارداد عرفی نیست.مراجعه ی به رای و اراده و خواست مردم, در آن جایی که این مراجعه لازم است, نظر اسلام است; لذا تعهد اسلامی به وجود میآورد; مثل کشورهای دمکراتیک غربی نیست که یک قرارداد عرفی باشد
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
