خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل Unity of Attributes the Gnostic’s Second Stage
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل Unity of Attributes the Gnostic’s Second Stage قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پیوند دین و سیاست در گفتمان عاشورا
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پیوند دین و سیاست در گفتمان عاشورا قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
01ساعت
02دقیقه
12ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 40

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی شامل 99 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!

اشاره

این نوشتار به نقش فرهنگ، به ویژه فرهنگ حسینی در تمدن سازی، پیشرفت و عزّت ملت ها پرداخته است. پس از ارائه تعریفی از فرهنگ ونقش آن در تمدن سازی و عزّت آفرینی، به عوامل پیشرفت و انحطاط مسلمانان اشاره شده و آن عوامل به لحاظ تاریخی، به ویژه از دیدگاه فرهنگ حسینی، مورد بررسی قرار گرفته است.

مفهوم فرهنگ

ارائه تعریفی جامع از فرهنگ، کاری است بس دشوار. ولی هسته اصلی فرهنگ، شامل عقاید سنتی و به خصوص ارزش های وابسته به آن هاست.(۱) تایلور در تعریف فرهنگ می گوید: «فرهنگ… به مفهوم وسیع مردم شناختی آن، کل پیچیده ای است که دانش، اعتقاد، هنر، اخلاق، قانون، رسم و هر نوع قابلیت و عادت دیگری را، که انسان به صورت عضوی از جامعه کسب می کند، در برمی گیرد.»(۲)

آلن بیرو در این زمینه می نویسد: «فرهنگ عبارت است از هر آنچه که در یک جامعه معین کسب می کنیم و می آموزیم و می توانیم انتقال دهیم…. برای مشاهده و مطالعه فرهنگ می توان آثار تحقق یافته آن یعنی آثار هنری، فنی، ادبی و… یا رفتارها و اشکال و صور مناسبات بین انسان ها و نیز کاربرد ارزش ها و نحوه مشارکت در مظاهر فرهنگی و انتقال آن را ملاحظه نمود که نشان دهنده میزان نفوذ فرهنگ بین مردم است.»(۳)

با توجه به آنچه گذشت، می توان گفت: فرهنگ عبارت است از مجموعه ای از بینش ها، باورها، گرایش ها، رفتارها و آداب و اخلاقیات یک جامعه که دارای ثباتی نسبی در آن جامعه است. از این رو، عناصر فرهنگی یک جامعه در واقع جان مایه های تمدنی آن جامعه است. هر چه جامعه ای از پیشتوانه های غنی فرهنگی بیش تری برخوردار باشد، عزّت و افتخار بیش تری خواهد داشت، بنابراین، عزّت و افتخار یک ملت و یا ذلت و انحطاط آن، در گرو فرهنگی است که بر آن جامعه مسلط است. برای شناخت سیره حسینی در خصوص فرهنگی که مایه عزّت و افتخار است و تمایز آن از فرهنگی که موجب ذلّت و انحطاط می باشد، لازم است به کلمات و سیره آن حضرت و شواهد تاریخی و وقایعی که در صدر اسلام اتفاق افتاده مراجعه کنیم و عوامل عزت آفرین و افتخارساز و نیز عوامل ذلّت بار آن را کشف نماییم تا آن ها را برای ساختن جامعه ای مطلوب در نظر بگیریم.

عوامل عزّت آفرین و افتخارساز

۱. ایمان دینی

ایمان به معنای باور به آموزه های دینی و التزام به آن می باشد. ایمان، اساسی ترین ارزش ها و مبنای سایر ارزش هاست. از منظر قرآن، ایمان پایه عزت و افتخار و موجب سربلندی است. قرآن در این باره می فرماید: «ولا تهنوا و لاتحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین» (آل عمران: ۱۳۸)؛ ایمان داشته باشید، سربلند خواهید بود و نباید به خود سستی و اندوه راه دهید.

ویلیام جیمز از روان شناسان معروف غرب، در تأثیر ایمان بر آدمی می نویسد: «ایمان از نیروهایی است که بشر به کمک آن زنده است و فقدان آن، یعنی مرگ و نابودی.»(۴)

قرآن در همین زمینه می فرماید: بهترین امت خواهید بود اگر امر به معروف و نهی از منکر نمایید و ایمان به خدا داشته باشید (آل عمران: ۱۱۰)؛ یعنی ایمان به خدا، انسان ها و جوامع بشری را به سمت و سوی پیشرفت و ترقی هدایت می کند. به راستی چرا ایمان مایه عزّت و افتخار است؟! چگونه ایمان مایه عزت و افتخار یک انسان و یا یک ملت می شود؟ حقیقت آن است که تعالیم انبیا، پاسخ الهی به نیازهای انسان در داشتن زندگی سعادتمندی در دنیا و آخرت است. اگر این تعالیم، به ویژه تعالیم اسلام که کامل ترین ادیان الهی می باشد، به مرحله عمل برسد و انسان ها با باور به این تعالیم، آن ها را در سلوک عملی خود پیاده کنند، موجب پیشرفت و سازندگی جوامع بشری و در نتیجه، کسب فضایل انسانی و اخلاقی و نیز موجب رشد و بالندگی و عزت و افتخار آنان می شود.

ویل دورانت در این باره می گوید: اسلام، طی پنج قرن از سال (۸۱ ه. ۵۹۷ ه. / ۷۰۰ تا ۱۲۰۰ م) از لحاظ نیرو و نظم و بسط قلمرو و اخلاق نیک و تکامل سطح زندگانی و قوانین منصفانه انسانی و تساهل دینی و ادبیات و تحقیق علمی و علوم طب و فلسفه پیشاهنگ جهان بود.(۵)

گوستاولوبون نیز می گوید: تا مدت پانصد سال، مدارس اروپا روی کتاب ها و مصنفات مسلمانان دایر بود و همان ها بودند که اروپا را از لحاظ علم و عمل و اخلاق تربیت کرده، داخل در طریق تمدن نمودند. ما وقتی که به تحقیقات علمی و اکتشافات فنی آنان نظر می افکنیم، می بینیم هیچ ملتی نیست که در این مدت کم، بیش تر از آنان ترقی کرده باشد. بعضی ها عار دارند که اقرار کنند یک قوم کافر و ملحدی (مسلمانان) به جهت اسلام آوردن سبب شده اروپای مسیحی، از حال توحش و جهالت خارج گردد. لذا آن را مکتوم نگاه می دارند، ولی این نظر تا اندازه ای بی اساس و تأسف آور است که به آسانی می توان آن را رد نمود… نفوذ اخلاقی همین اعراب زاییده اسلام، آن اقوام وحشی اروپا را، که سلطنت روح را زیر و زبر نمودند، داخل در طریق آدمیت نموده و نیز نفوذ فکری و عقلانی آنان، دروازه علوم و فنون و فلسفه را، که از آن بکلی بی خبر بودند، به روی آنان باز کرده و تا ششصد سال استاد ما (اروپاییان) بودند.(۶)

به هرحال، جامعیت و اتقان و سادگی تعالیم اسلام موجب گردید تا مسلمانان در پرتو راهی که اسلام در پیش روی آنان نهاد، به چنان موفقیت های افتخارآمیز و عزت آفرینی دست یابند. از سوی دیگر، دوری از همین تعالیم موجب گردید تا مسلمانان به انحطاط کشیده شوند و به ذلّت و عقب ماندگی دچار گردند.

رشید رضا مؤلف تفسیر معروف المنار می نویسد: علمای علم الاجتماع و سیاست مداران و مورّخان اسلامی و غیر اسلامی اتفاق دارند تنها عاملی که در برهه ای از زمان به عرب ها (مسلمانان) در همه زمینه های فرهنگی و اجتماعی و روحی نیرو بخشید و آنان را در پیشرفت فرهنگ و تمدن انسانی کمک کرد و با هم متحد ساخت، اسلام بود و بس. طبعا روی گردانی از اسلام و یا داشتن مسمای اسلام، نتیجه ای جز خواری و ذلّت نخواهد داشت.(۷)

اکنون نقش ایمان و دین را در مکتب حسینی پی می گیریم:

امام حسین علیه السلام در نامه ای به مردم بصره می فرمایند: «انا أدعوکم الی کتاب الله و سنه نبیّه فانّ السنه قد امیتت و البدعه قد احییت فان تسمعوا قولی اهدکم الی سبیل الرشاد و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.»(۸)؛ شما را به کتاب خدا و سنت پیامبر دعوت می کنم؛ زیرا در شرایطی قرار گرفته ایم که دیگر سنت پیامبر از میان رفته و جای آن بدعت آمده است. اگر سخن (دعوت) مرا بشنوید، به راه سعادت و خوشبختی هدایتتان خواهم کرد. درود و رحمت و برکت خدا بر شما باد.»

در این فراز، امام حسین علیه السلام سعادتمندی و هدایت یافتگی و خوشبختی را در گرو پیاده کردن دین برمی شمارد و مردم را به تبعیت از خود دعوت می کند.

اگر امام، که مظهر عینی دین در جامعه است، مورد بی مهری متدینان قرار گیرد، مردم جامعه دچار ذلّت و زبونی خواهند شد و هرگز رنگ و بوی سعادت را نخواهند دید. به عبارت دیگر، ضایع کردن دین و مخالفت با پیشوای متدینان نتیجه ای جز ذلّت و گرفتاری در دامان ستمگران نخواهد داشت و این چیزی است که هم شواهد تاریخی آن را تأیید می کند و هم به صراحت در کلمات امام حسین علیه السلام بیان شده است. امام علیه السلام در این باره می فرماید: «والله لا یدعونی حتی یستخرجوا هذه العلقه من جوفی فاذا فعلوا ذلک سلّط اللّه علیهم من یذلهم حتی یکونوا اذّل من فرام المرئه»(۹)؛ به خدا سوگند این ها دست از من برنمی دارند، مگر این که خون مرا بریزند و چون به این جنایت بزرگ دست یازیدند، خداوند کسی را بر آنان مسلط می کند که آنان را آن چنان به ذلّت و زبونی بکشاند که پست تر و ذلیل تر از کهنه پاره زنان گردند. نتیجه آن که براساس فرهنگ حسینی، روگردانی و اعراض از دین و مخالفت با پیشوایان دینی نتیجه ای جز ذلّت و انحطاط نخواهد داشت و پای بندی به دین و پیروی از رهبران دینی و تقویت ایمان دینی، ملتی منحط چون اعراب جاهلیت را می تواند به اوج تمدن و پیشرفت و عزّت و افتخار برساند.

۲. نظام سیاسی و رهبری صالح

یک رهبر آگاه و دلسوز و یا یک رهبر گمراه و فاسد، می تواند جامعه تحت رهبری خود را به هر سمت و سویی که بخواهد حرکت دهد؛ می تواند از آن بهشتی بنا کند که در آن همه کمالات آدمی متبلور است و یا جهنمی که همه زشتی ها و مفاسد و بدبختی ها در آن جلوه گر است، تاریخ، جوامع بسیاری را شاهد بوده است که بر اثر رهبری های صحیحی که به وسیله رهبران شایسته در آن ها صورت گرفته، از هیچ به همه چیز رسیده اند. به عکس، شاهد جوامعی بوده که علی رغم داشتن همه نوع امکانات و افتخارات گذشته، بر اثر رهبری های ناشایست و داشتن رهبران فاسد و نالایق بکلی سقوط کرده، عزت و استقلال خود را از دست داده اند. از همین روست که براساس عقیده شیعه، امام باید منتخب از ناحیه خدا و دارای مقام عصمت و از لحاظ فضایل نفسانی و کمالات انسانی از همه مردم زمان برتر باشد؛ چه این که رهبران نقش برجسته ای در هدایت و یا ضلالت جامعه دارند. خداوند متعال به پیامبراکرم صلی الله علیه و آله درباره ابلاغ رهبریت و امامت حضرت علی علیه السلام در غدیر خم می فرماید: «یا ایها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس» (مائده: ۶۷)؛ ای پیامبر آنچه که از ناحیه پروردگارت بر تونازل شده، به مردم ابلاغ کن وگرنه رسالت خود را انجام نداده ای و خداوند تو را از مردم حفظ خواهد کرد.

درباره نقش رهبری در جامعه و وظیفه مردم در برابر رهبران شایسته و ناشایست، به سیره حسینی در این زمینه مراجعه می کنیم:

الف. رهبری شایسته، مایه صلاح جامعه: امام حسین علیه السلام هنگام قیام در همه جا، لبه تیز حمله و انتقاد خود را متوجه زمامدار وقت، یعنی یزید، می کند و از فساد عمومی، که از رهگذر زمامدار فاسد دامنگیر جامعه اسلامی شده، سخن می گوید. از باب نمونه، حضرت در برابر پیشنهاد بیعت با یزید از سوی مروان می فرماید: «انا لله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامه براع مثل یزید»(۱۰)؛ اسلام، که دین عدالت و سعادت بشری است، با وجود ابتلای ملت به رهبری مانند یزید باید فاتحه اش را خواند.

در جای دیگر می فرماید: «فانی لا اری الموت الاسعاده و لا الحیوه مع الظالمین الا برما.»؛(۱۱) زندگی با ستم کاران را جز ننگ و شهادت در راه خدا را جز سعادت نمی دانم؛ یعنی زندگی با حاکمان ستمگر جز ننگ و انحطاط چیزی به دنبال نخواهد داشت.

جرجی زیدان درباره حاکمان بنی امیه می نویسد: «بنی امیه غالبا به باده پیمایی و زن بازی و شهوت رانی پرداخته و به امور کشور نمی رسیدند و حتی به نگاهداری وضع سلطنتی خویش توجه نداشتند و در تعیین وانتخاب والیان و مأموران عالی رتبه دولتی دقت نمی کردند و چه بسا که به خواهش کنیزکی یا در نتیجه دریافت پولی، بزرگ ترین ایالات را به اشخاص نالایق و یا ستم کار می سپردند. عاملانی که این اوضاع هرج و مرج را مشاهده می کردند، تمام مساعی خود را برای تحصیل مال و گردآوردن کنیز صرف می کردند و اشخاص درست کارِ با ایمان از قبول مشاغل مهم دولتی امتناع می جستند؛ زیرا می دانستند خلیفه به هر عنوان باشد از آنان پول می خواهد.»(۱۲) از این روست که رهبر نالایق و حاکم ناسالم، زمینه ساز فساد در جامعه و حاکمیت می شود و جامعه را به فساد و تباهی می کشاند. و این امر از جمله دلایل مهم مخالفت امام حسین علیه السلام با یزید بود؛ زیرا از نظر امام علیه السلام یزید مظهر فساد و تباهی بود. امام علیه السلام درباره یزید چنین فرمود: «یزید رجلٌ شارب الخمر و قاتل النفس المحترمه معلن بالفسق لا یبایع مثله.»؛(۱۳) یزید مردی است شراب خوار که دستش به خون افراد بی گناه آلوده گردیده، او شخصی است که حریم دستورات الهی را درهم شکسته و آشکارا و در مقابل چشم مردم، مرتکب فسق و فجور می گردد. آیا رواست شخصیتی همچون من با آن سوابق درخشان و اصالت خانوادگی، با چنین مرد فاسقی بیعت کند؟ امام حسین علیه السلام بیعت و تبعیت از چنین کسی را مایه ذلّت شمرده، می فرماید: «والله لا اعطی الدنیه من نفسی ابدا.»؛(۱۴) به خدا قسم که من هیچ گاه به زیر بار ذلّت نخواهم رفت.

از سوی دیگر، رهبر شایسته مایه عزّت خواهد بود و تبعیت از او نیز به افتخار و سرافرازی خواهد انجامید. سؤالی که در این جا مطرح می شود این است که به راستی چرا رهبر شایسته مایه عزت و افتخار است؟ پاسخ امام حسین علیه السلام این است که رهبر شایسته، انسان ها را به معروف و نیکی هدایت می کند و از تجاوز به حقوق اجتماعی مردم به دور است.

آن حضرت در این باره می فرمایند: «فلعمری ما الامام الا العامل بالکتاب والآخذ بالقسط والداین بالحق و الحابس نفسه علی ذات الله.»؛(۱۵) به خدا سوگند پیشوای راستین و امام به حق کسی است که به کتاب خدا عمل نموده و قسط و عدل را پیشه خود سازد و از حق پیروی کرده، وجود خویش را وقف خدا و فرمان او کند. بنابراین، از دیدگاه امام حسین علیه السلام امام و پیشوای راستین کسی است که دین خدا را اقامه می کند، هدفش اقامه عدل است، ملاک عملش حق می باشد، و در تمام احوال به دنبال تحقق فرمان خداست.

بی شک فردی با چنین اوصافی هرگز به حقوق مردم تجاوز نمی کند و دین مداری و حق گرایی او مایه عزّت و افتخار ملت و جامعه می باشد.

ب. عزّت مندی در پرتو پیروی از رهبری شایسته: صرف داشتن رهبری شایسته مایه عزّت و افتخار یک جامعه نیست، بلکه حمایت و پیروی ملت از پیشوای شایسته، مایه عزّت و افتخار است و پیروی از حاکم ستمگر و پذیرش سلطه او موجب انحطاط و ذلت آن جامعه.

مرحوم شهید صدر در این باره می نویسد: «اگر امتی تسلیم ناپذیری باشد و اراده اش را در برابر ظلم و ستم از دست بدهد، بناچار در کوره های فراعنه، در معرض ذوب شدن و تحلیل رفتن قرار خواهد گرفت.»(۱۶)

امام حسین علیه السلام نیز در این باره می فرمایند: «آری! من از جدّم رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: خلافت بر خاندان ابوسفیان حرام است و اگر روزی معاویه را در بالای منبر من دیدید، بکشید. ولی مردم مدینه او را در عرشه منبر دیدند و نکشتند و اینک خدا آنان را به یزید فاسق مبتلا و گرفتار نموده است.»(۱۷) یعنی امتی که تابع و پیرو شخصی چون معاویه باشد به بدتر از او، یعنی یزید، گرفتار خواهد شد و اگر از حاکم فاسقی چون یزید پیروی کند، به حاکمی فاسدتر از او دچار خواهد شد. به راستی که تاریخ بهترین گواه و شاهد صدقی بر این سخنان امام علیه السلام می باشد.

ج. به کارگیری صالحان: شهید مطهری در خصوص نقش افراد مؤمن و پیامدهای نفوذ افراد ناشایست در دستگاه حکومتی می نویسد: «رخنه و نفوذ افراد فرصت طلب در درون یک نهضت از آفت های بزرگ هر نهضتی است. وظیفه بزرگ رهبران اصلی این است که راه نفوذ و رخنه این گونه افراد را سد نمایند. هر نهضتی مادام که مراحل دشوار اولیه را طی می کند، سنگینی آن بر دوش افراد مؤمن، مخلص و فداکار است. اما همین که نهضت به بار نشست و یا لااقل نشانه های بار دادن آن آشکار گشت و شکوفه های آن درخت هویدا شد، سر و کله افراد فرصت طلب پیدا می شود. روز به روز که از دشواری ها کاسته می شود و موعد چیدن ثمره نزدیک تر می گردد، فرصت طلبان محکم تر و پرشورتر پای عَلَم نهضت سینه می زنند تا آن جا که تدریجا انقلابیون مؤمن و فداکاران اولیه را از میدان به در می کنند. این جریان تا آن جا کلیت پیدا کرده که می گویند: انقلاب فرزند خور است. گویی خاص

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.