اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ابن زیاد در کوفه
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 77
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ابن زیاد در کوفه، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل ابن زیاد در کوفه شامل 35 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل ابن زیاد در کوفه:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل ابن زیاد در کوفه را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ابن زیاد در کوفه توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ابن زیاد در کوفه :
عبید الله بن زیاد که مسلم بن عمرو باهلی فرستاده یزید و شریک بن اعور حارثی با وی همراه بودند رهسپار کوفه شد.گویند همراهان او که تعداد آنها به پانصد می رسید اندکی توقف کردند و دیرتر به راه افتادند.آنها چنین می پنداشتند که ابن زیاد منتظر آنان گشته و امام حسین ع زودتر از وی به کوفه خواهد رسید.اما او بدون اعتنا به آنها خود حرکت کرد.همین که به نزدیکی شهر رسید اندکی درنگ کرد تا هوا تاریک شود و شب هنگام از راه نجف به کوفه وارد شد.دهان خود را با پارچه ای بسته بود و عمامه سیاهی بر سر داشت. لباس اهالی حجاز را بر تن کرده بود تا به این وسیله مردم او را به جای امام حسین ع اشتباه بگیرند.چون مردم اطلاع یافته بودند که حسین بن علی ع به طرف کوفه حرکت کرده است.از این رو مردم که در انتظار آن حضرت بودند با مشاهده عبید الله گمان کردند امام حسین است.پس زنی فریاد کرد : الله اکبر این فرزند رسول الله ص است.مردم به استقبال او می رفتند.از میان جمعیت فریاد برآمد، جمعیت ما که چهل هزار نفر هستیم به یاری تو خواهیم شتافت.ابن زیاد به میان جمعیت رفت.مردم همه به وی سلام می کردند و ورودش را به کوفه خوش آمد می گفتند.ازدحام شدیدی میان انبوه مردم بر پا شد.ابن زیاد که احساس کرد، وی را به جای حسین ع گرفته اند به شدت ناراحت شد.در این اثنا عبد الله بن مسلم باهلی که ازدحام مردم را دید فریاد برآورد به یکسو روید.این مرد امیر کوفه عبید الله بن زیاد است.ابن زیاد نقاب از روی خود برداشت و گفت: من عبید الله هستم.مردم به سرعت از گرد او پراکنده شدند و یکدیگر را لگد می کردند .ابن زیاد برفت تا در تاریکی شب به قصر دار الاماره رسید.نعمان بن بشیر درهای قصر را به روی او و همراهانش بست.یکی از همراهان عبید الله بانک زد که در را به روی او باز کنند.
نعمان که گمان می کرد او حسین ع است، از بالای قصر سرکشیده گفت: تو را به خدا سوگند دهم که از این قصر دور شو زیرا من امانتی که در دست دارم به تو نخواهم سپرد، و به جنگ با تو نیز نیازی نیست.عبید الله خاموش بود.آنگاه خود را نزدیک قصر ساخت.نعمان نیز از بالای قصر به زیر آمد و دانست که وی ابن زیاد است.سپس در را گشود.ابن زیاد به سخن پرداخت و گفت: در را باز کن خدا کارت را نگشاید که شبت به درازا کشید.پس ابن زیاد و همراهانش وارد قصر شدند.اما از ورود مردم مانع گردید.مردم نیز بازگشتند و پراکنده شدند.ابن زیاد آن شب را در قصر دار الاماره به سر برد.همین که بامداد شد مردم را به نماز جماعت فراخواند .پس مردم گرد آمدند و ابن زیاد به سخن پرداخت و آنان را از نافرمانی بیم داد و گفت هر کس که فرمان وی را اطاعت کند به او پاداش نیک خواهد داد، و به آنان گفت: تنها وعده های شما کافی نیست بلکه صدق و راستی بسته به اعمال شماست.آنگاه از منبر به زیر آمد و دستور داد بزرگان شهر و سرشناسان را با شدت هر چه بیشتر دستگیر کنند، و خطاب به مردم گفت: نام هر یک از افراد ناشناس و هواخواهان یزید را که در میان شما هستند برای من بنویسید چنانچه شخصی از این دستور سرپیچی کند جان و مالش در امان نبوده و خون و مالش بر ما مباح خواهد بود و هر کس از سرشناسان هر محل که در میان مردم آشنای خود که دشمنان یزید را می شناسد، از معرفی او خودداری کند بر در خانه خود به دار آویخته خواهد شد.و از بیت المال نیز بی بهره خواهد بود.
همین که مسلم بن عقیل آمدن عبید الله را به کوفه دانست و سخنان تهدید آمیز وی را شنید از خانه مختار بیرون رفت و در تاریکی شب به خانه هانی بن عروه درآمد.پس یاران او دور از چشم مأمورین عبید الله به نزد او رفت و آمد می کردند، و به یکدیگر سفارش می کردند که جای مسلم را به کسی نشان ندهند.پس عبید الله که از محل او بی اطلاع بود، با گماشتن مأمورانی به جستجوی او پرداخت.در این موقع شریک بن حارث همدانی که همراه عبید الله از بصره حرکت کرده بود، بیمار گشته و در خانه هانی اقامت کرده بود.از این رو شخصی را نزد هانی فرستاد به این نام که عبید الله تصمیم دارد به عیادت شریک برود.شریک که به خانه هانی آمده بود به مسلم گفت: از این فرصت استفاده، و به عبید الله حمله کن و او را به قتل برسان.اما هانی وی را از این امر بازداشت و همسر هانی نیز وی را سوگند داد که از این عمل خودداری کند.بدین ترتیب ابن زیاد پس از ملاقات با شریک خانه هانی را ترک گفت و شریک نیز دیری نپایید که به دنبال همان بیماری از دنیا رفت.پس از چندی که عبید الله یارای دستیابی به مسلم را پیدا نکرده بود، یکی از غلامان خود را که معقل نام داشت پیش خواند.و چهار هزار درهم به وی سپرد و به وی دستور داد که با نیرنگ و به هر طریق که می داند خود را به یاران مسلم نزدیک و چنین وانمود کند که من از اهالی حمص، و از یاران مسلم هستم و جهت یاری او مبلغی پول در اختیار آنان گذارد.تا شاید به این وسیله بتواند بر مسلم دسترسی پیدا کند.پس معقل ابتدا خود را به مسلم بن عوسجه رسانید، و او را با گفتار خود فریب داد و همراه با او رهسپار خانه هانی گردید و مسلم بن عقیل را به وی نشان داد .بدین ترتیب از اوضاع مسلم بن عقیل و خانه هانی آگاه شد و اخبار را برای ابن زیاد گزارش کرد.
در این اثنا تعداد کسانی که با مسلم دست بیعت داده بودند به بیست و پنج هزار نفر می رسیدند .از این رو مسلم بر آن شد که بر ضد حکومت قیام کند.اما هانی به وی گفت: در این امر شتاب مکن، زیرا هانی از ابن زیاد
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
