خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حرکت امام (ع) به طرف عراق
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حرکت امام (ع) به طرف عراق قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ابن زیاد در کوفه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ابن زیاد در کوفه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
18ساعت
04دقیقه
40ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قیام مسلم در کوفه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 62

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل قیام مسلم در کوفه؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل قیام مسلم در کوفه، محتوای خود را در قالب 56 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل قیام مسلم در کوفه با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل قیام مسلم در کوفه آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل قیام مسلم در کوفه به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل قیام مسلم در کوفه ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل قیام مسلم در کوفه، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل قیام مسلم در کوفه را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل قیام مسلم در کوفه :

مسلم که از اوضاع هانی بی اطلاع بود، یکی از یاران خود را به دار الاماره فرستاد.همین که دانست وی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و زندانی شده است، به منادی خود گفت، شعار یا منصور امت (ای کسی که مردم به یاری او می شتابند) در میان مردم سر دهد، و این شعاری بود که در مواقع جنگی به کار برده می شد.دیری نپایید که چهار هزار نفر در اطراف خانه هانی فراهم آمدند.مسعودی در کتاب مروج الذهب آورده است که ساعتی نگذشت که هیجده هزار مرد گرد او جمع شدند.مسلم به طرف قصر ابن زیاد حرکت کرد. عبید الله که از مسجد بازمی گشت مأمورین به وی اطلاع دادند که مسلم قیام کرده است.ابن زیاد بلافاصله خود را به داخل قصر رسانید و درها را بست و خود را در گوشه ای پنهان داشت، مسلم قبل از هر چیز در جمع آوری مردم بکوشید و آنان را همانند سپاهی منظم درآورد، و به آراستن آنان از چپ و راست پرداخت.و خود در میان آنان جای گرفت.او همچنان به سوی قصر به راه افتاده بود و از مردم می خواست که به یاری او بشتابند.دیری نپایید که انبوه مردم در بازار و مسجد فراهم آمدند .کار بر ابن زیاد تنگ شد.پس ناگزیر کسی را فرستاد تا بزرگان مردم کوفه را فراخوانند.اما تعداد افرادی که نزد او آمدند بیش از پنجاه نفر نشد.سی نفر محافظین او و بیست نفر مردمان سرشناس کوفه و نزدیکان او بودند.

ابن زیاد با آنها که در قصر بودند که از بالا سر می کشیدند و لشگر مسلم را زیر نظر داشتند یاران مسلم به سوی آنها که در قصر بودند سنگ پرتاب می کردند و آنان را دشنام می گفتند و مادر و پدرش را به باد ناسزا می گرفتند.پس ابن زیاد کثیر بن شهاب را فراخواند و به او دستور داد به همراه آن دسته از قبیله مذحج که فرمانبردار او هستند بیرون رود و مردم را از یاری مسلم بن عقیل باز دارد و آنان را از جنگ بترساند.محمد بن اشعث را نیز مأمور ساخت با آن دسته از قبیله کنده و حضرموت که فرمان او را پیروی می کردند به میان مردم بروند و آنان را از گرد مسلم پراکنده سازند، و پرچم امان برای پناهندگان ترتیب دهد، و برای عده ای از اشرار مانند همین دستور را صادر کرد.و بقیه سران و مردم کوفه را نزد خود نگه داشت.زیرا که شماره مردمی که با او در قصر بودند اندک بود.بدین جهت به شدت در هراس بود، مردم که در اطراف مسلم بودند و هر آن بر تعدادشان افزوده می شد تا شامگاه درنگ کردند، و هر چه می گذشت کار بر آنان سخت تر می شد.عبید الله به عده ای از اشراف که با وی بودند گفت که به میان مردم بروند و به آنان وعده امتیازات و بخشش بسیاری را بدهند، و آنها را که از فرمان وی سرپیچی کنند از محرومیت و عقوبت بترسانند.کثیر بن شهاب در این باره بسیار سخن گفت، و آنان را از خطر ورود لشگر از شام بیم داد.مردم نیز همین که این سخنان را شنیدند به تدریج پراکنده شدند و راه خانه های خود را پیش گرفتند.بسیاری از زنان نزد فرزند و برادر خود آمدند و از آنان خواستند که به خانه برگردند و به ایشان گفتند: این جماعت که در اینجا هستند مسلم را کافی است.از یک سو مردانی بودند که دست فرزند و یا برادر خود را می گرفتند و به وی می گفتند: چنانچه فردا مردم شام برسند، شما در جنگ با آنان چگونه رفتار خواهید کرد؟ پس مردم همچنان پراکنده می شدند تا آنکه تعداد یاران مسلم به پانصد نفر کاهش یافت.همین که تاریکی شب فرا رسید باز هم تعداد دیگری متفرق شدند، تا آنجا که مسلم پس از خواندن نماز مغرب تنها سی نفر بیشتر را در آنجا مشاهده نکرد.هنوز به در مسجد نرسیده بود که دید زیاده از ده نفر با وی همراه نیستند، و چون پای از در بیرون نهاد، یکه و تنها شد و هیچ کس با او نبود.این ماجرا نشان می دهد که مسلم بن عقیل رضوان الله علیه، هرگز در این امر کوتاهی نکرد، و سعی و تلاش بسیاری به کار برد تا جنبه تدبیر و دور اندیشی را از دست ندهد.اما بی وفایی مردمان کوفه باعث شد که با شکست روبرو گردد.بدین ترتیب مسلم حیران و سرگردان در کوچه های کوفه به راه افتاد و نمی دانست که به کجا برود، تا گذرش به خانه زنی به نام طوعه افتاد که پسری به نام بلال داشت و با دیگر مردم با مسلم همراه شده بود، و مادرش بر در خانه چشم به راه بلال ایستاده بود.پس مسلم به آن زن سلام کرد و او نیز جواب سلام وی را گفت: مسلم از او آب خواست. طوعه به وی آب داد.مسلم همانجا نشست.آن زن به داخل خانه رفت.دیری نپایید که برگشت و مرد را دید که همچنان نشسته است.به وی گفت: ای بنده خدا، آیا آب نخوردی؟ مرد گفت، چرا، زن گفت، پس به خانه ات برو.مسلم پاسخی نداد.آن زن دوباره سخن خود را تکرار کرد .باز هم مسلم پاسخی نداد.بار سوم آن زن گفت، سبحان الله ای بنده خدا برخیز.خداوند تو را تندرستی دهد.به خانه خودت بازگرد، زیرا که نشستن تو در اینجا شایسته نیست و من هرگز خوشنود نیستم.مسلم برخاست و گفت: ای زن، من در این شهر، خانه و فامیلی ندارم.آیا ممکن است مرا پناه دهی؟ امیدوارم که به زودی احسان تو را جبران کنم.زن از او پرسید، تو کیستی؟ وی گفت، من مسلم بن عقیل هستم.زن که وی را شناخت، او را به داخل خانه برد.پس اتاقی غیر از اتاق خودش به او داد و آنجا را برای او فرش کرد و غذا برای او آورد.اما مسلم از خوردن غذا خودداری کرد.دیری نپایید که بلال به خانه آمد.وقتی مشاهده کرد که مادرش به اطاق دیگر رفت و آمد می کند، به این فکر افتاد که امر فوق العاده ای رخ داده است.او همچنان در این اندیشه بود تا سرانجام مادرش ماجرای ورود مسلم به خانه را به وی اطلاع داد.همین که عبید الله دریافت که در اطراف قصر سکوت برقرار شده، دانست که مردم از گرد مسلم پراکنده شده اند.به اطرافیان خود گفت: بنگرید آیا کسی را می بینید؟ آنان از بالای قصر سرکشیدند و کسی را ندیدند.پس از بالای بام به مسجد آمدند.تخته های سقف را کشیدند و با شعله های آتش که در دست داشتند اطراف قصر را نگاه کردند.همین که عبید الله از متفرق شدن مردم اطمینان یافت به مسجد درآمد و گفت: اعلام کنند، از میان سربازان و سرشناسان و بزرگان شهر و جنگجویان هر کس نماز شام را در مسجد نخواند خونش به گردن خود اوست و مجازات خواهد شد.دیری نپایید که انبوه جمعیت فراهم آمدند.پس نماز را خواند و در محافظت سربازان خود بر منبر بالا رفت و گفت: (مسلم بن عقیل سفیه نادان در ایجاد اختلاف و دودستگی چنان کرد که دیدید.او از ذمه خدا بری است و جان و مالش مباح است.هر کس که مسلم در خانه او پیدا شود و هر کس او را نزد ما آورد پول خون او را به او خواهیم پرداخت.ای بندگان از خدا بترسید و بر خود راه عقوبت را نگشایید.پس رو کرد به حصین بن تمیم که رئیس محافظین او بود و گفت: ای حصین مادرت به عزایت بنشیند.باید از کوچه های شهر مراقبت کنی، تا مسلم از این شهر به در نرود و او را نزد من بیاوری، زیرا من تو را بر تمام خانه های مردم کوفه مسلط کردم، و ریاست پاسبانان با توست.آنگاه ابن زیاد به قصر خویش رفت.در مجلس خویش نشست و اجازه ورود به مردم داد.گروه مردم به دیدن او می آمدند.همین که محمد بن اشعث از در وارد شد، ابن زیاد با شادی رو کرد به او و گفت: آفرین بر کسی که در دوستی با ما وفادار بوده و از دشمنی با ما دوری کرده است.پس او را در کنار خود نشانید.چون صبح شد بلال پسر آن پیر زن به نزد عبد الرحمن پسر محمد بن اشعث آمد و از محل مسلم بن عقیل که همان خانه خودشان بود او را آگاه ساخت.باید دانست که بلال فرزند طوعه با اولاد محمد بن اشعث ارتباط خویشاوندی داشت.بدین ترتیب که طوعه از کنیزان اشعث بن قیس بود و از او نیز فرزند داشت.وقتی اشعث وی را آزاد کرد، اسید حضرمی او را به ازدواج خود درآورد و از او بلال به دنیا آمد.از این رو همین که عبد الرحمن پدر بلال به محل اقامت مسلم واقف گردید، بلافاصله به طرف قصر آمد و این ماجرا را به اطلاع پدرش رسانید.عبید الله نزدیک محمد بن اشعث نشسته بود.با شنیدن این خبر با شتاب هفتاد نفر از یاران خود را همراه او به طرف جایگاه مسلم فرستاد.آنان به راه افتادند تا بدان خانه که مسلم در آن جای داشت رسیدند.همین که مسلم صدای سم اسبان و سر و صدای مردان را شنید دانست که برای دستگیری او آمده اند.پس با شمشیر خویش بر آنان حمله برد.آنها به خانه ریختند.مسلم کار را بر ایشان سخت گرفت و با شمشیر همچنان آنان را بزد تا از خانه بیرونشان کرد.بار دیگر به آن جناب هجوم بردند و او نیز با شدت بر آنان حمله کرد، تا آنجا که مسلم تعداد بسیاری از آنان را به هلاکت رسانید و بین او و بکر بن حمران جنگ در گرفت.پس بکر شمشیری به دهان مسلم وارد آورد که لب بالای او را شکافت و به لب پایین رسید و دندان پیشین او را از جای کند.مسلم نیز ضربه ای سخت بر او زد و در پی آن شمشیری بر گردنش وارد آورد چنان که نزدیک بود تا درون او را بشکافد.همین که آنها این دلاوریها را دیدند به بالای بامها رفتند و سنگ ب

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.