اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امام دوم، محتوای خود را در قالب 70 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 58
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امام دوم، محتوای خود را در قالب 70 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل امام دوم ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل امام دوم، کیفیت تضمینشده دارد.
امام حسن(ع)،مسئولیت خلافت را در جوی مضطرب و نا آرام ودر وضعی بسیار پیچیده و پر کشاکش که در پایان زندگانی پدر بزرگوارش امام علی(ع)بروز کرده و شعله ور شده بود به عهده گرفت.
از جمله اوضاع و مشکلات پیچیده و ناگوار،نکات زیر را بیان می کنیم:
۱-امام حسن(ع)حکومت خود را با مردمی شروع کرد که به مکتبی بودن مبارزه و هدفهای آن، ایمان واضح و کاملی نداشتند و آنان را از جنبه دینی واسلامی با خواسته های مبارزه هماهنگی نبود و در آن هنگام به چهار حزب تقسیم شده بودند که ازینقرار بود:
الف-حزب امویان.
این حزب از گروههای قومی تشکیل شده بود که از نفوذ بسیار بر خوردار بودند و پیروان فراوان داشتند.آنها در محیط شیعیان امام حسن برای پیروزی معاویه کار و فعالیت داشتند و به منزله جاسوسان وماموران مخفی،حرکات امام را زیر نظر داشتند.
ب-خوارج.
بیشتر اهل کوفه به جنگ اصرار داشتند تا جائی که وقتی میخواستند با امام حسن(ع)بیعت کنند،با آن بزرگوار شرط کردند که باید با این تجاوز کنندگان گمراه حکومت بجنگند اما امام نپذیرفت.
سپس به خدمت امام حسین(ع)رفتند تا با او بیعت کنند و او به آنان گفت:«معاذ الله که تاحسن زنده است با شما بیعت کنم ».
آنگاه چاره ای ندیدند جز آنکه با امام حسن بیعت کنند.
آنان در زمینه توطئه گریهای خطرناک و مبارزه با برنامه و نقشه امام حسن(ع)با حزب اموی همکاری داشتند.
ج-شکاکان.
آنان کسانی بودند که دعوت خوارج در آنان تاثیر گذاشته بود،بی آنکه از آنان باشند.اینان افرادی فرصت طلب و مذبذب بودند و خوی فرار بر طبیعت آنان غالب بود.
د-حمراء(سرخ).
آنان پاسبانان «زیاد»بودند و میخواستند که سربازان شخص پیروز و شمشیرهای شخص غالب باشند.کارشان به جائی رسید که کوفه را بخود نسبت دادند و گفتند:«کوفه حمراء».
اما پیروان امام حسن(ع)کسانی بودند که پس از شهادت پدر بزرگوارش علی(ع)،به بیعت با او شتافتندو در کوفه عده آنان بسیار بود.اما دسیسه ها و فتنه گری دیگران،پیوسته هرحرکتی را که از اینان سر می زد،با شکست روبرو میکرد و خنثی می نمود.
۲-تفاوت تاریخی میان شخص امام حسن(ع)و شخصیت پدر بزرگوارش امام علی(ع).
منظور ما از تفاوت تاریخی،پایگاه هر یک از آنان در ذهن مردم است.اما بدیهی است که در پیشگاه خدای عز و جل بین آنان تفاوتی نبوده است.چه،هر یک از آنان امامی معصوم می باشند.اما در آن زمان جزاندکی از مسلمانان،در اندیشه نص امامت آنان نبودند،و با امام حسن،عملی که باید نسبت به امام مفترض الطاعه که بر امامت او نص وجود داشت،به جای می آوردند،نمیکردند.بلکه با وی(ع)آن سان رفتار میکردند که باامامی معمولی که امامت او در امتداد خط سقیفه و مفهوم آن در حد خلافت بود.
مطلبی که در اینجا باید به تاکید باز گفت این است که امام حسن(ع)از جایگاه تاریخی که امام علی(ع)در دل مردم داشت بی نصیب بود.
۳-امام حسن(ع)،بلافاصله پس از شهادت پدر بزرگوارش،زمام اموررا مستقیما بدست گرفت. امری که موج شک را در مکتبی بودن مبارزه ای که امام حسن(ع)بر عهده گرفت،برانگیخت و تقویت کرد و شبهه را در مردم قوی ساخت،این بود که آن مبارزه،مبارزه خانواده با خانواده تلقی شد و در نتیجه،جنگ امویان با هاشمیان را جنگ مکتبی نمیدانستند.
همه این موجبات و شرایط،موضع امام(ع)را درباره مساله حکومت پیچیده کرد و او در برابر چهار راهی که غیر از آن نبود قرار گرفت:
۱-انتخاب نخستین.فریفتن رهبران و افراد با نفوذ بوسیله پرداختن پول ووعده دادن مناصب تا آنان را به سوی خود جلب کند.این راه را برخی اشخاص به امام پیشنهاد کردند.اما وی آنرا رد کرد و فرمود:«آیا میخواهیداز راه ستم پیروز گردم؟بخدا سوگند هرگز چنین نخواهد شد».
۲-انتخاب دوم این بود که امام از آغاز کار تا وقتی امت به زندگانی راحت خو دارد و رهبرانش با معاویه در تماس می باشند،به صلح و سازش روی کند.
امام بطور کلی عمل به هر یک ازین دو راه را بعید دانست زیرا هیچیک فایده و نتیجه ای نداشت و تنها این راه باقی می ماند که یا وارد جنگی بی حاصل و یاس آور شود و او و جماعتش به شهادت رسند،یا پس از سپری شدن مدتی طولانی،به این منظور که مواضع خود را مسجل گرداند و برای مردم آشکارسازد که چه کسی ایستادگی میکند و چه کسی منحرف است، سازش کند.واینک ما به نوبه خود می پرسیم،آیا وارد شدن در یک معرکه بی نتیجه،به جائی میرسید و اثری داشت؟و آیا واقعیت اسلام آن روزگار را دگرگون میساخت؟
پاسخ این پرسش آن است که هرگز!تا وقتی که مردم به آن مبارزه شک داشتند،آن نبرد بی نتیجه و آن مبارزه یاس آور هیچ تاثیری نداشت.
ملامتگری بسیاری از مورخان به امام حسن(ع)از اینجا ناشی شده است که او را به تن آسائی و ناتوانی متهم داشته اند و گفته اند که از حق خود چشم پوشید تا فتنه بخوابد و با زندگانی بی دغدغه و راحت روزگاربگذراند.
در پاسخ این افترا میگوئیم:داخل شدن امام در معرکه ای بی نتیجه،قبل از هر چیز،نبرد او را در نظر بسیاری از مسلمانان،همچون نبردی که «عبد الله بن زبیر»به آن دست زد و خود و همه یاران نزدیکش کشته شدند،نشان میدهد.ما می پرسیم که آیا هیچیک از مسلمانان به «ابن زبیر»اندیشید؟و آیاجنگی که او وارد آن شد،دست آوردی حقیقی برای اسلام داشت؟یا گرفتاری جدیدی بعمل آورد؟
پاسخ این سؤال این است که هرگز یک تن هم به او نیندیشید زیرا مردم نسبت به عبد الله بن زبیر اندیشه ای دیگر داشتند.او در نظر مردم وارد جنگ شد تا بر ضد عبد الملک بن مروان، شخصا رهبری را بعهده گیرد.بنابر این جنگ و قیام او بمنظور رهائی مکتب و حمایت اسلام یا تعدیل حکومت منحرف نبود.
نزد مردمی که به امام حسن(ع)زندگی میکردند نیز همین شک با درجه ای قوی تر بوجود آمده بود.نشانه های تاریخی بسیار وجود دارد که به تاکید بیان می کند که امام حسن(ع) موضع خود را بخوبی درک میفرمود و میدانست که مبارزه او با معاویه با وجود شک و تردیدی که در توده های مردم است،محال است به پیروزی برسد و امام(ع)با بیانات تاریخی خود برای ما ابعادسیاست خویش را با وضوح در چاره جوئی آگاهانه بحران موجود با یاران خود ترسیم کرده است و در خطابه سیاسی مؤثری دشمنان خود را کوبیده است و در آن گفتارها ژرفای تلخی و شدت مخالفت و نپذیرفتن حکومت راملاحظه میکنیم و می بینیم که در هر کلمه از کلماتش در مورد حقی که به آن اطمینان دارد تاکید و پافشاری میکند. ما به امام(ع)این فرصت را میدهیم تا درباره اجتماع و موضعگیریهای خود در برابر مشکلات زمان خود و راه حلهائی که به آن دست یافته بود تا آن مشکلات را حل کند،با ما گفتگو نماید.
«اهل کوفه و رنگارنگی و فرصت طلبی آنان را شناختیم.هیچیک ازآنان که فاسد باشد به کار من نمی آید.آنان را وفا نیست و بکردار و گفتارخود عمل نمیکنند.آنان با هم اختلاف دارند و معروف است که قلوبشان باماست و شمشیرهاشان چنانکه مشهور است بر ما».«مرا فریفتند هم آن سان که کسانی را که پیش از من بودند فریب دادند.پس از من،با کافر و ستمکاری که به خدا و رسولش(ص)ایمان ندارد در رکاب کدام امام خواهید جنگید؟»
«به خدا سوگند نه ذلت ما را از جنگ با اهل شام بازداشت نه قلت.بلکه به سلامت و بردباری با آنان جنگیدیم.سلامت را با عداوت و صبر را با بی تابی در می آمیختیم و شما به سوی ما توجه میکردید و دین شما،پیشاپیش دنیای شما بود و اینک طوری شده اید که دنیاتان پیشاپیش دین شماست.با ما بودیدو اینک بر ضد مائید».
کار طرفداران امام به حد خیانت رسید و از روی طمع به سوی معاویه گرایش یافتند و به او پیوستند و از جهت پول و مقام و آسایشی که معاویه برای آنان فراهم آورد،روی به سوی او داشتند.باری کار را به جائی رساندندکه زعمای کوفه به معاویه نوشتند که هر وقت بخواهد امام(ع)را کت بسته نزد او می فرستند.آنگاه بخدمت امام می رسیدند و به او اظهار اطاعت واخلاص میکردند و میگفتند:«تو جانشین پدرت و وصی او هستی و ما سراپادر مقابل تو گوشیم و فرمانبردار توایم.هر فرمان که داری بفرمای »و امام به آنها میگفت:«بخدا سوگند، دروغ میگوئید.بخدا سوگند شما به کسی که بهتر از من بود وفا نکردید،پس چگونه بمن وفا میکنید؟و چگونه به شمااطمینان کنم؟حالی که به شما وثوق ندارم.اگر راست می گوئید، اردوگاه%۱۲آت-ثت% مدائن،میعادگاه و قرارگاه ما باشد،به آنجا بروید».
و امام به مدائن رفت،اما بیشتر سپاهیان او را رها کردند.
تاریخ امام حسن(ع)و مواضع مثبت او،هر کس را که او را به ناتوانی و تنازل متهم کند و بگوید که با رضامندی از حق خود چشم پوشی کرد یا ادعاکند که امام،حکومت را به معاویه تسلیم فرمود بی آنکه با او به جنگ پردازد،خوار و ضعیف میسازد و نشان میدهد که شخصی بیهوده گو و دوراز واقع بینی است.ما تاکید می کنیم که مواضع آن امام مثبت بود و در برابرانحراف ایستادگی کرد و برای جنگ با معاویه آمادگی داشت و گفته او گواه است که فرمود:«شنیده ام که به معاویه گفته اند که ما تصمیم گرفته ایم به سوی او حرکت کنیم.لذا او نیز حرکت کرده است.خدا شما را رحمت کند،به اردوگاه خود در نخیله حرکت کنید تا ببینیم و ببینید»
در زمینه دیگر امام اشارت میکند که درین محیط سرشار از شک و تردید،و اندک بودن یاران مخلص و وارد جنگ شدن و پیروزی به چنگ آوردن،ازمحالاتست:«به خدا سوگند کار خلافت را تسلیم نکردم مگر به این علت که یارانی نداشتم.اگر یارانی میداشتم شب و روز با او می جنگیدم تا خدا میان من و او حکم فرماید».بنابر این امام ناچار بود در جنگی بی امید وارد شودو در آن جنگ به شهادت رسد و بسا اشخاص که به قتل برسند.
امام میگوید:«میترسم نسل مسلمانان از روی زمین برداشته شود،پس بر آن شدم تا برای دین خبر دهنده ای بماند»در جای دیگر و بمناسبت دیگرمیفرماید:
«معاویه با من درباره امری به منازعه برخواست که حق من است نه حق او.پس به صلاح امت و قطع فتنه نظر کردم و دیدم اگر با معاویه مسالمت کنم و جنگ بین خود و او را رها کنم بهتر است.همانا حفظ خونها بهتر است تا ریختن آن و جز صلاح و بقای شما در نظرم چیزی پسندیده نیفتاد.امید است برای شما آزمایشی باشد و تا فرا رسیدن اجل معین از زندگانی بهره مند باشید» (۱)
نشانه های اجتماعی هم اشارت بر این معنی داشت که اگر امام(ع)
داخل جنگ می شد،اصولا به هیچ نتیجه ای نمیرسید و در سطح هدفهای امام از تغییراتی که خواسته مکتب است،مانند تمدن و خط مشی زندگانی همه نسلها در طول زمان چیزی بدست نمی آمد.
اینک بناچار پرسشی مطرح میشود که این مبارزه در حالیکه ملت در شک و تردید به سر می برد و پیروزی محال می نمود و امت با دشواریهای فراوان روبرو بود،چه هدفی را دنبال میکرد و هدفهای آن مبارزه چه بود و طبع آن مبارزه چگونه بود؟آیا صرفا به سبب دشمنی بود یا به سبب رسالت وامامت بود؟امام حسن میفرماید:«از خصوصیات اهل خیر بودن،دوری ازشر است ».و به کسیکه راجع به جهل ازو پرسیده بود گف
همیشه اولین نفر باشید! برای اطلاع از آخرین تخفیفها و جدیدترین کالاها در خبرنامه ثبتنام کنید.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری