خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خلافت حضرت امام حسن(ع)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خلافت حضرت امام حسن(ع) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امام دوم
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امام دوم قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
08ساعت
14دقیقه
32ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بررسی علل صلح (آتش بس) امام حسن علیه السلام

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 69

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی علل صلح (آتش بس) امام حسن علیه السلام شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی علل صلح (آتش بس) امام حسن علیه السلام در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل بررسی علل صلح (آتش بس) امام حسن علیه السلام با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی علل صلح (آتش بس) امام حسن علیه السلام نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی علل صلح (آتش بس) امام حسن علیه السلام هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل بررسی علل صلح (آتش بس) امام حسن علیه السلام اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی علل صلح (آتش بس) امام حسن علیه السلام :

مهمترین و حساسترین بخش زندگانی امام مجتبی علیه السلام، که مورد بحث و گفتگوی فراوان واقع شده و موجب خرده گیری دوستان کوته بین و دشمنان مغرض یا بی اطلاع گردیده است، ماجرای صلح آن حضرت با معاویه و کناره گیری اجباری ایشان از صحنه خلافت و حکومت اسلامی است.

گروهی، با مطالعه زندگانی حضرت مجتبی علیه السلام وحوادث آن روز ، این سؤالها را مطرح می سازند که چراامام حسن علیه السلام با معاویه صلح کرد؟ مگر پس از شهادت امیر مؤمنان علیه السلام شیعیان و پیروان علی علیه السلام با فرزندش حسن مجتبی علیه السلام بیعت نکرده بودند؟

آیا بهتر نبود که آنچه را بعدا امام حسین علیه السلام انجام داد، امام حسن علیه السلام پیشتر انجام می داد و در برابر معاویه قیام می کرد، و آنگاه یا پیروز می شد و یا با شهادت خودحکومت معاویه را متزلزل می ساخت؟

پیش از آنکه به پاسخ این سؤالها بپردازیم، لازم است مقدمتا سه نکته را یادآوری کنیم:

۱ – مبارزات حسن بن علی علیه السلام پیش از دوران امامت

امام حسن علیه السلام، به شهادت تاریخ ، فردی بسیارشجاع و با شهامت بود و هرگز ترس و بیم در وجود اوراه نداشت. او در راه پیشرفت اسلام از هیچ گونه جانبازی دریغ نمی ورزید و همواره آماده مجاهدت درراه خدا بود.

در جنگ جمل

امام مجتبی علیه السلام در جنگ جمل، در رکاب پدر خودامیر مؤمنان علیه السلام در خط مقدم جبهه می جنگید و از یاران دلاور و شجاع علی علیه السلام سبقت می گرفت و بر قلب سپاه دشمن حملات سختی می کرد.

پیش از شروع جنگ نیز، به دستور پدر ، همراه عمارو یاسر و تنی چند از یاران امیر مؤمنان علیه السلام وارد کوفه شدو مردم کوفه را جهت شرکت در این جهاد دعوت کرد.

او وقتی وارد کوفه شد که هنوز «ابوموسی اشعری »، یکی از مهره های حکومت عثمان، بر سرکار بود و با حکومت عادلانه امیر مؤمنان علیه السلام مخالفت نموده و از جنبش مسلمانان در جهت پشتیبانی از مبارزه آن حضرت باپیمان شکنان جلوگیری می کرد، با این حال حسن بن علی علیه السلام توانست به رغم کار شکنیهای ابو موسی وهمدستانش متجاوز از ۹ هزار نفر را از شهر کوفه به میدان جنگ گسیل دارد.

در جنگ صفین

نیز در جنگ صفین، در بسیج عمومی نیروها وگسیل داشتن ارتش امیرمؤمنان علیه السلام برای جنگ با سپاه معاویه، نقش مهمی به عهده داشت و با سخنان پرشورو مهیج خویش، مردم کوفه را به جهاد در رکاب امیرمؤمنان علیه السلام و سرکوبی خائنان و دشمنان اسلام دعوت می نمود.

آمادگی او برای جانبازی در راه حق به قدری بود که امیر مؤمنان علیه السلام در جنگ صفین از یاران خود خواست که او و برادرش حسین بن علی علیه السلام را از ادامه جنگ بادشمن باز دارند تا نسل پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم با کشته شدن این دوشخصیت از بین نرود.

۲ – مناظرات کوبنده امام مجتبی علیه السلام با بنی امیه

امام حسن مجتبی علیه السلام هرگز در بیان حق و دفاع ازحریم اسلام نرمش نشان نمی داد. او علنا از اعمال ضداسلامی معاویه انتقاد می کرد و سوابق زشت و ننگین معاویه و دودمان بنی امیه را بی پروا فاش می ساخت.

مناظرات و احتجاجهای مهیج و کوبنده حضرت مجتبی علیه السلام با معاویه و مزدوران و طرفداران او نظیر:عمرو عاص، عتبه بن ابی سفیان، ولید بن عقبه، مغیره بن شعبه، و مروان حکم، شاهد این معنا است.

حضرت مجتبی علیه السلام حتی پس از انعقاد پیمان صلح که قدرت معاویه افزایش یافت و موقعیتش بیش از پیش تثبیت شد، بعد از ورود معاویه به کوفه، برفراز منبرنشست و انگیزه های صلح خود و امتیازات خاندان علی را بیان نمود و آنگاه در حضور هردو گروه با اشاره به نقاط ضعف معاویه با شدت و صراحت از روش اوانتقاد کرد.

پس از شهادت امیر مؤمنان و صلح امام حسن علیهما السلام خوارج تمام قوای خود را بر ضد معاویه بسیج کردند.در کوفه به معاویه خبر رسیدکه «حوثره اسدی »، یکی ازسران خوارج، بر ضد او قیام کرده و سپاهی دور خودگردآورده است.

معاویه، برای تثبیت موقعیت خود و برای آنکه وانمود کند که امام مجتبی علیه السلام مطیع و پیرو اوست، به آن حضرت که راه مدینه را در پیش گرفته بود، پیام فرستاد که شورش حوثره را سرکوب سازد و سپس به سفر خود ادامه دهد!

امام علیه السلام به پیام او پاسخ داد که: من برای حفظ جان مسلمانان دست از سر تو برداشتم (از جنگ با توخودداری کردم) و این معنا موجب نمی شود که ازجانب تو با دیگران بجنگم; اگر قرار به جنگ باشد،پیش از هر کس باید با تو بجنگم; چه، مبارزه با تو از جنگ باخوارج لازمتر است!

در این جملات روح سلحشوری و حماسه موج می زند، بویژه این تعبیر که با کمال عظمت ، معاویه راتحقیر نموده می فرماید: دست از سر تو برداشتم (فانی ترکتک لصلاح الامه).

۳ – قانون صلح در اسلام

باید توجه داشت که در آیین اسلام قانون واحدی بنام جنگ و جهاد وجود ندارد; بلکه همانطور که اسلام در شرائط خاصی دستورمی دهد مسلمانان با دشمن بجنگند; همچنین دستور داده است که اگر نبرد برای پیشبرد هدف مؤثر نباشد، از درصلح وارد شوند. ما درتاریخ حیات پیامبراسلام صلی الله علیه وآله وسلم هر دو صحنه را مشاهده می کنیم. پیامبر اسلام که در بدر، احد، احزاب و حنین دست به نبرد زد، در شرائط دیگری که پیروزی را غیرممکن می دید، با دشمنان اسلام قرار داد صلح بست وموقتا از دست زدن به جنگ و اقدام حاد خودداری نمود تا در پرتو آن، پیشرفت اسلام تضمین گردد. پیمان صلح پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم با «بنی ضمره » و «بنی اشجع » و نیز اهل مکه ( در حدیبیه) از جمله این موارد به شمارمی رود. (۱)

بنابراین، همانگونه که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم براساس مصالح مهم تری که احیانا آن روز برای عده ای قابل درک نبود، موقتا با دشمن کنار آمد، حضرت مجتبی علیه السلام نیز،که از جانب پروردگار رهبر و پیشوای دینی بود و به تمام جهات و جوانب قضیه بهتر از هرکس دیگر آگاهی داشت، بادور اندیشی خاصی صلاح جامعه اسلامی رادر عدم ادامه جنگ تشخیص داد. از اینرو این موضوع نباید موجب خرده گیری گردد; بلکه باید روش آن حضرت عینا مثل پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم تلقی شود.

اجمالا باید گفت: حضرت مجتبی علیه السلام در واقع صلح نکرد; بلکه صلح بر او تحمیل شد. یعنی، اوضاع وشرائط نامساعد و عوامل مختلف دست به دست هم داده وضعی به وجود آورد که صلح به عنوان یک مسئله ضروری بر امام تحمیل گردید و حضرت جز پذیرفتن صلح چاره ای ندید، به گونه ای که هر کس دیگر به جای حضرت بود و در شرائط او قرار می گرفت، چاره ای جزقبول صلح نمی داشت; زیرا هم اوضاع و شرائطخارجی کشور اسلامی ، و هم وضع داخلی عراق واردوی حضرت، هیچ کدام مقتضی ادامه جنگ نبود.ذیلا این موضوعات را جداگانه مورد بررسی قرارمی دهیم:

از نظر سیاست خارجی

از نظر سیاست خارجی آن روز، جنگ داخلی مسلمانان به سود جهان اسلام نبود; زیرا امپراتوری روم شرقی که ضربتهای سختی از اسلام خورده بود، همواره مترصد فرصت مناسبی بود تا ضربت مؤثر و تلافی جویانه ای بر پیکر اسلام وارد کند و خود را از نفوذاسلام آسوده سازد.

وقتی که گزارش صف آرایی سپاه امام حسن علیه السلام ومعاویه در برابر یکدیگر ، به سران روم شرقی رسید،زمامداران روم فکر کردند که بهترین فرصت ممکن برای تحقق هدفهای خود را به دست آورده اند، لذا با سپاهی عظیم عازم حمله به کشور اسلامی شدند تا انتقام خودرا از مسلمانان بگیرند. آیا در چنین شرائطی، شخصی مثل امام حسن علیه السلام که رسالت حفظ اساس اسلام را به عهده داشت، جزاین راهی داشت که با قبول صلح، این خطر بزرگ را از جهان اسلام دفع کند، ولو آنکه به قیمت فشار روحی و سرزنشهای دوستان کوته بین تمام شود.

«یعقوبی »، مورخ معروف، می نویسد: هنگام بازگشت معاویه به شام (پس از صلح با امام حسن علیه السلام)به وی گزارش رسید که امپراتور روم با سپاه منظم و بزرگی به منظور حمله به کشور اسلامی از روم حرکت کرده است.

معاویه چون قدرت مقابله با چنین قوای بزرگی رانداشت، با آنها پیمان صلح بست و متعهد شد صد هزاردینار به دولت روم شرقی بپردازد.

این سند تاریخی نشان می دهد که هنگام کشمکش دو طرف در جامعه اسلامی، دشمن مشترک مسلمانان با استفاده از این فرصت، آماده حمله بود و کشوراسلامی در معرض یک خطر جدی قرار داشت و اگرجنگ میان نیروهای امام حسن و معاویه در می گرفت،کسی که پیروز می شد، امپراتوری روم شرقی بود نه حسن بن علی علیه السلام ونه معاویه!! ولی این خطر با تدبیر ودوراندیشی و گذشت امام برطرف شد.

امام باقرعلیه السلام به شخصی که بر صلح امام حسن علیه السلام خرده می گفت، فرمود: اگر امام حسن این کار را نمی کردخطر بزرگی به دنبال داشت.

از نظر سیاست داخلی

شک نیست که هر زمامدار و فرماندهی اگر بخواهددر میدان جنگ بر دشمن پیروز گردد، باید از جبهه داخلی نیرومند و متشکل و هماهنگی برخوردار باشدبدون داشتن چنین نیرویی، شرکت در جنگ مسلحانه نتیجه ای جز شکست ذلت بار نخواهد داشت.

در بررسی علل صلح امام مجتبی علیه السلام از نظر سیاست داخلی، مهمترین موضوعی که به چشم می خورد،فقدان جبهه نیرومند و متشکل داخلی است; زیرا مردم عراق و مخصوصا مردم کوفه، در عصر حضرت مجتبی علیه السلام، نه آمادگی روحی برای نبرد داشتند و نه تشکل و هماهنگی و اتحاد.

خستگی از جنگ

جنگ جمل و صفین و نهروان، و همچنین جنگهای توام باتلفاتی که بعد از جریان حکمیت، میان واحدهای ارتش معاویه و نیروهای امیرمؤمنان علیه السلام در عراق وحجاز و یمن در گرفت، در میان بسیاری از یاران علی علیه السلام یک نوع خستگی از جنگ و علاقه به صلح ومتارکه جنگ ایجاد کرد; زیرا طی پنج سال خلافت امیرمؤمنان علیه السلام یاران آن حضرت هیچ وقت اسلحه به زمین ننهادندمگر به قصد آنکه فردا در جنگ دیگری شرکت کنند. از طرف دیگر، جنگ آنها با بیگانگان نبود; بلکه در واقع با اقوام و برادران و آشنایان دیروزی آنان بود که اینک در جبهه معاویه مستقر شده بودند. (۲)

مردم عراق در واقع با این دست و آن دست کردن، وکندی در گسیل داشتن نیروها برای جنگ با گروههای مختلف شام که به حجاز و یمن و حدود عراق شبیخون می زدند، عافیت طلبی و خستگی از جنگ را نشان می دادند، و اینکه عراقیان دعوت مجدد امیرمؤمنان علیه السلام را به جنگ صفین بکندی اجابت نمودند،نشانه همین خستگی بود.

دکتر «طه حسین » پس از نقل ماجرای حکمیت وپیچیده تر شدن اوضاع در پایان جنگ صفین ،می نویسد:

سپس (علی )تصمیم گرفت رهسپار شام گردد، امامنافقان اصحابش پیشنهاد کردند که به کوفه بازگردد تاپس ازجنگ، کارهای خود را روبراه کنند و با جمعیت وآمادگی بیشتری به سوی دشمن روی آورند.

علی علیه السلام آنان را به کوفه باز آورد، لیکن دیگر از کوفه بیرون نرفت; چه; یارانش به خانه های خود رفتند و به کارهای خود سرگرم شدند وبه قدری در کار جنگ سستی و بی رغبتی نشان دادند که علی علیه السلام را از خودناامید ساختند. علی علیه السلام پیوسته آنها را به جهادمی خواند و در دعوت خویش اصرار می ورزید، لیکن نه می شنیدند و نه می پذیرفتند، تا آنجا که روزی در خطبه خود گفت: با نافرمانی خود، رای مرا تباه ساختید و کاربه جایی رسید که قریش گفتند: پسر ابی طالب مردی است دلیر، لیکن با جنگ آشنایی ندارد. پدرشان خوب،چه کسی علم جنگ را بهتر از من می داند؟!

پس از شهادت امیر مؤمنان علیه السلام که حسن به علی علیه السلام به خلافت رسید، این پدیده بشدت آشکار شد ومخصوصا هنگامی که امام حسن علیه السلام مردم را به جنگ اهل شام دعوت نمود مردم خیلی بکندی آماده شدند.

هنگامی که خبر حرکت سپاه معاویه به سوی کوفه به امام مجتبی علیه السلام رسید، دستور داد مردم در مسجد جمع شوند. آنگاه خطبه ای آغاز کرد و پس از اشاره به بسیج نیروهای معاویه، مردم را به جهاد در راه خداوایستادگی در مبارزه با پیروان باطل دعوت نمود و لزوم صبر و فداکاری و تحمل دشواریها را گوشزد کرد امام علیه السلام با اطلاعی که از روحیه مردم داشت، نگران بود که دعوت او را اجابت نکنند. اتفاقا همین طور شد و پس از پایان خطبه جنگی مهیج حضرت، همه سکوت کردند و احدی سخنان آن حضرت را تایید نکرد!

این صحنه به قدری اسف انگیز و تکان دهنده بودکه یکی از یاران دلیر و شجاع امیر مؤمنان علیه السلام که درمجلس حضور داشت، مردم را به خاطر این سستی وافسردگی بشدت توبیخ کرد و آنها را قهرمانان دروغین،و مردمی ترسو و فاقد شجاعت خواند و از آنها دعوت کرد که در رکاب امام برای جنگ اهل شام آماده گردند.

سرانجام پس از فعالیتها و سخنرانیهای عده ای ازیاران بزرگ حضرت مجتبی علیه السلام به منظور بسیج نیروهاوتحریک مردم برای جنگ،امام علیه السلام باعده کمی کوفه راترک گفت و محلی در نزدیکی کوفه بنام «نخیله » را اردوگاه قرار داد وپس از ده روز اقامت در «نخلیه » به انتظاررسیدن قوای تازه ، جمعا«چهارهزار»نفر در اردوگاه حضرت گرد آمدند!به همین جهت امام ناگزیر شددوباره به کوفه برگرددو اقدامات تازه و جدیتری جهت گردآوری سپاه به عمل بیاورد.

جامعه ای با عناصر متضاد

علاوه بر این ، جامعه عراق آن روز یک جامعه متشکل و فشرده و متحد نبود، بلکه از قشرها وگروههای مختلف و متضادی تشکیل یافته بود که بعضاهیچ گونه هماهنگی و تناسبی با یکدیگر نداشتند.

پیروان و طرفداران حزب خطرناک اموی ، گروه خوارج که جنگ با هر دو اردوگاه را واجب می شمردند،مسلمانان غیر عرب که از نقاط دیگر در عراق گردآمده بودند و تعدادشان به بیست هزار نفر می رسید وبالاخره گروهی که عقیده ثابتی نداشتند و در ترجیح یکی از طرفین بر دیگری در تردید بودند، عناصرتشکیل دهنده جامعه آن روز عراق و کوفه به شمارمی رفتند . پیروان و شیعیان خاص امیر مؤمنان علیه السلام نیزیکی دیگر از این عناصر محسوب می شدند.

سپاهی ناهماهنگ

این چند دستگی و اختلاف عقیده و تشتت وپراکندگی، طبعا در صفوف سپاه امام مجتبی علیه السلام نیزمنعکس شده و آن را به صورت ارتشی ناهماهنگ باترکیب ناجور در آورده بود، از این رو در مقابله با دشمن خارجی به هیچ وجه نمی شد به چنین سپاهی اعتمادکرد.

مرحوم شیخ مفید، و دیگر مورخان در مورد این پدیده خطرناک در سپاه امام حسن علیه السلام می نویسد:

«عراقیان خیلی بکندی و بی علاقگی برای جنگ آماده شدندو سپاهی که امام حسن علیه السلام بسیج نمود، ازگروههای مختلفی تشکیل می شد که عبارت بودنداز:

۱- شیعیان و طرفداران امیر مؤمنان علیه السلام;

۲ – خوارج که از هر وسیله ای برای جنگ با معاویه استفاده می کردند (و شرکت آنها در صفوف سپاهیان امام به خاطر دشمنی با معاویه بود، نه دوستی باامام حسن);

۳ – افراد سودجوو دنیاپرست که به طمع منافع مادی در سپاه امام علیه السلام داخل شده بودند;

۴ – افراد دو دل و شکاک که شخصیت بزرگی مانندامام حسن علیه السلام در نظر آنان چندان بر معاویه ترجیح نداشت;

۵ – و بالاخره گروهی که نه به خاطر دین، بلکه ازروی تعصب عشیرگی و صرفابه پیروی از رئیس قبیله خود، برای جنگ حاضر شده بودند.

بدین ترتیب سپاه حضرت مجتبی علیه السلام فاقدیکپارچگی و انسجام لازم جهت مقابله با دشمن نیرومندی چون معاویه بود.

سندی گویا

شاید هیچ سندی در ترسیم دورنمای جامعه متشتت و پراکنده آن روز عراق و نشان دادن سستی عراقیان در کار جنگ، گویاتر و رساتر از گفتار خود آن حضرت نباشد. حضرت مجتبی علیه السلام در «مدائن »، یعنی آخرین نقطه ای که سپاه امام تا آنجا پیشروی کرد،سخنرانی جامع و مهیجی ایراد نمود و طی آن چنین فرمود:

هیچ شک و تردیدی ما را از مقابله با اهل شام بازنمی دارد. اما درگذشته به نیروی استقامت و تفاهم داخلی شما، با اهل شام می جنگیدیم; ولی امروز بر اثرکینه ها اتحاد وتفاهم از میان شما رخت بربسته،استقامت خود را از دست داده و زبان به شکوه گشوده اید.

وقتی که به جنگ صفین روانه می شدید دین خود رابر منافع دنیا مقدم می داشتید; ولی امروز منافع خود رابر دین خود مقدم می دارید. ما همان گونه هستیم که درگذشته بودیم; ولی شما نسبت به ما آن گونه که بودیدوفادار نیستید.

عده ای از شما، کسان و بستگان خود را در جنگ صفین، وعده ای دیگر کسان خود را در نهروان از دست داده اند. گروه اول، بر کشتگان خود اشک می ریزند، وگروه دوم، خونبهای کشتگان خود را می خواهند، و بقیه نیز از پیروی ما سرپیچی می کنند!

معاویه پیشنهادی به ما کرده است که دور از انصاف،و برخلاف هدف بلند و عزت ما است. اینک اگر آماده کشته شدن در راه خدا هستید، بگویید تا با او به مبارزه برخیزیم و با شمشیر پاسخ او را بدهیم واگر طالب زندگی و عافیت هستید، اعلام کنید تا پیشنهاد او رابپذیریم و رضایت شما را تامین کنیم.

سخن امام که به ایجا رسید، مردم از هر طرف فریادزدند: «البقیه ،البقیه »:

ما زندگی می خواهیم ، ما می خواهیم زنده بمانیم!

آیا با اتکا به چنین سپاه فاقد روحیه رزمندگی،چگونه ممکن بود امام علیه السلام با دشمن نیرومندی مثل معاویه وارد جنگ شود؟ آیا با چنین سپاهی، که ازعناصر متضادی تشکیل شده بود و با کوچکترین غفلت احتمال می رفت خود خطرزا باشد، هرگز امید پیروزی می رفت؟

بسیج نیرو از طرف امام حسن علیه السلام

برخی از نویسندگان و مورخان گذشته و معاصر،حقایق تاریخی را تحریف نموده و ادعا کرده اند که امام حسن مجتبی علیه السلام آهنگ جنگ و مخالفت با معاویه نداشت; بلکه از روز نخست در صدد بود از معاویه امتیازات مادی گرفته و از زندگی راحت و مرفهی برخوردار شود و اگر مخالفتهایی با معاویه می کرد، برای تامین و تضمین این امتیازات بود!

اسناد تاریخی زنده ای در دست است که نشان می دهد این تهمتها کاملا بی اساس است و با حقایق تاریخی به هیچ وجه سازگار نمی باشد; زیرا اگر پیشوای دوم نمی خواست با معاویه بجنگد، معنا نداشت گردآوری سپاه و بسیج نیرو کند; در صورتی که به اتفاق مورخان ، امام مجتبی علیه السلام سپاه ترتیب داد و آماده جنگ شد; لیکن از یک سو به خاطر عدم هماهنگی و چنددستگی سپاه امام علیه السلام واز سوی دیگر در اثرتوطئه های خائنانه معاویه، نیروهای نظامی حضرت پیش از آغاز جنگ و بدون برخورد نظامی از هم پاشیده شد و مردم از اطراف امام علیه السلام پراکنده شدند، امام نیزبناچار از جنگ خودداری نمود و مجبور به پذیرفتن صلح شد.

بنابراین، کار امام حسن علیه السلام با «قیام » و اعلان جنگ وتهیه لشگر آغاز شد و سپس با درک عمیق اوضاع وشرائط جامعه اسلامی و رعایت مصالح روز، منجر به صلح مشروط گردید.

ذیلا نظر خوانندگان را به توضیحات بیشتری در این زمینه جلب می کنیم:

مردم پیمان شکن

همانطور که قبلا گفته شد، مردم عراق و کوفه یکدل و یکجهت نبودند; بلکه مردمی متلون و بیوفا و غیرقابل اعتماد بودند که هر روز زیرپرچمی گرد می آمدند وهمواره تابع وضع موجود و قدرت روز بودند و به اصطلاح، نان را به نرخ روز می خوردند. بر اساس همین روحیه بود که همزمان با بحران آرایش سپاه و بسیج نیروهای طرفین، عده ای از رؤسای قبائل و افراد وابسته به خاندانهای بزرگ کوفه، به امام خیانت کرده و به معاویه نامه ها نوشتند و تایید و حمایت خود را ازحکومت وی ابراز نمودند و مخفیانه او را برای حرکت به سوی عراق تشویق کردند و تضمین نمودند که به محض نزدیک شدن وی، امام حسن علیه السلام را تسلیم اونمایند یا ترور کنند.

معاویه نیز عین نامه ها را برای امام مجتبی علیه السلام فرستاد و پیغام داد که چگونه با اتکا به چنین افرادی حاضر به جنگ با وی شده است؟

فرمانده خائن

امام حسن علیه السلام پس از آنکه کوفه را به قصد جنگ بامعاویه ترک گفت «عبید الله بن عباس »را با دوازده هزار نفر،به عنوان طلایه لشگر ، گسیل داشت و «قیس بن سعد» و«سعید بن قیس » را که هر دو از یاران بزرگ آن حضرت بودند، به عنوان مشاور و جانشین وی تعیین نمود تا اگربرای یکی از این سه نفر حادثه ای پیش آمد، بترتیب،دیگری جایگزین وی گردد.

حضرت مجتبی علیه السلام خط سیر پیشروی سپاه را تعیین فرمود و دستور داد در هرکجا که به سپاه معاویه رسیدندجلوی پیشروی آنها را بگیرند و جریان را به امام علیه السلام گزارش دهند تا بی درنگ با سپاه اصلی به آنها ملحق شود.

«عبیدالله »فوج تحت فرماندهی خود را حرکت دادودرمحلی بنام «مسکن »با سپاه معاویه روبرو شد و در آنجااردو زد.

طولی نکشید به امام علیه السلام گزارش رسید که عبیدالله بادریافت یک میلیون درهم از معاویه ،شبانه همراه هشت هزار نفر به وی پیوسته است.

پیدا است خیانت این فرمانده،در آن شرائط بحرانی،در تضعیف روحیه سپاه وتزلزل موقعیت نظامی امام علیه السلام تا چه حد مؤثر بود; ولی هرچه بود «قیس بن سعد» که مردی شجاع و با ایمان و نسبت به خاندان امیر مؤمنان بسیار با وفا بود، طبق دستور امام حسن علیه السلام فرماندهی سپاه را به عهده گرفت و طی سخنان مهیجی کوشیدروحیه سربازان را تقویت کند. معاویه خواست او را نیزبا پول بفریبد، ولی قیس فریب او را نخورد و همچنان در مقابل دشمنان اسلام ایستادگی کرد.

توطئه های خائنانه

معاویه تنها به خریدن «عبیدالله »اکتفا نکرد;بلکه به منظور ایجاد شکاف و اختلاف و شایعه سازی در میان ارتش امام مجتبی علیه السلام، به وسیله جاسوسان و مزدوران خود، در میان لشگر امام مجتبی علیه السلام شایع می کرد که قیس بن سعد (فرمانده مقدم سپاه) با معاویه سازش کرده، و در میان سپاه قیس نیز شایع می ساخت که حسن بن علی علیه السلام با معاویه صلح کرده است!

کار به جایی رسید که معاویه چند نفر از افراد خوش ظاهر را که مورد اعتماد مردم بودند، به حضور امام علیه السلام فرستاد. این عده در اردوگاه «مدائن » با حضرت مجتبی علیه السلام ملاقات کردند، و پس از خروج از چادر امام،در میان مردم جار زدند: «خداوند به وسیله فرزندپیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فتنه را خواباند و آتش جنگ را خاموش ساخت.حسن بن علی علیه السلام با معاویه صلح کرد، و خون مردم را حفظ نمود»!

مردم که به سخنان آنها اعتماد داشتند، در صددتحقیق بر نیامدند و سخنان آنها را باور نموده و بر ضدامام شورش کردند و به خیمه آن حضرت حمله ور شده و آنچه در خیمه بود، به یغما بردند و در صدد قتل امام برآمدند و آنگاه از چهار طرف متفرق شدند.

چنانکه قبلا گفتیم، با توجه به اینکه ارتش امام مجتبی علیه السلام از گروههای مختلفی تشکیل یافته بود که درمیان آنها عده ای از خوارج و عده

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.