اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امام خمینی(ره) و فقه الحدیث
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 76
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امام خمینی(ره) و فقه الحدیث، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی(ره) و فقه الحدیث شامل 115 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی(ره) و فقه الحدیث:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی(ره) و فقه الحدیث را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل امام خمینی(ره) و فقه الحدیث توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام خمینی(ره) و فقه الحدیث :
شخصیت های بزرگ که از جامعیت علمی و عملی برخوردارند، به سختی شناخته می شوند; زیرا غالبا یک جنبه از علوم یا رفتار و خصلت هایشان، سبب پنهان ماندن دیگر زوایا و ابعاد شخصیتی آنان می گردد.
امام خمینی(ره) در دوران معاصر از معدود اندیشمندان، نظریه پردازان و مصلحانی است که بعد سیاسی او حجاب دیگر ابعاد شخصیت وی شده است. بسیاری از پیروان ایشان در داخل کشور و نیزارادتمندان وی در فراسوی مرزها و همچنین بسیاری مراکز علمی،از افکار و اندیشه های او بی خبرند و او را تنها سیاستمدار ویا حداکثر مصلحی می دانند که در بیداری مسلمانان کوشید وتوانست با همدلی و همراهی امتی غیور و فهیم، نظامی ریشه داررا سرنگون سازد.
یکصدمین سال میلاد امام که (سال امام خمینی) نامگذاری شد، فرصتی بود تا اندکی از زوایای علمی آن بزرگمرد، نمایانده شود.فصلنامه علوم حدیث نیز به پاس ارج نهادن به خدمات امام(ره) به سنت و حدیث، شماره ای را به دیدگاه های حدیثی ایشان اختصاص داد، بدان امید که در معرفی چهره علمی آن عالم حدیث شناس، سهیم باشد.
امام خمینی علاوه بر شرحهایی که بر احادیث نگاشت (از قبیل: چهل حدیث، شرح حدیث جنود عقل و جهل، شرح دعای سحر)، دیدگاه های ارزنده ای نیز در زمینه علوم حدیث، در لابه لای نوشته های اصولی، فقهی، عرفانی و حتی سخنرانی های خویش مطرح ساخته است که گردآوری آنها می تواند درآمدی بر مکتب حدیثی او باشد. دراین ویژه نامه، همکاران علمی مجله تلاش کرده اند هر کدام به گوشه ای از این دیدگاه ها بپردازند، مانند:
۱ دیدگاه های فقه الحدیثی امام(ره)،
۲ آرای رجالی امام(ره)،
۳ نگاه امام(ره) به کتابهای حدیثی،
۴ معرفی شرحهای امام(ره) بر روایات،
و…
این مقاله عهده دار مبحث اول است و می کوشد فقه الحدیث را ازنگاه امام خمینی بکاود و با ارائه نمونه های عینی از لابه لای آثار و گفته های ایشان به معرفی روش تحقیق او در دانش فقه الحدیث بپردازد.
سردبیر
قواعد فقه الحدیث در نگاه امام(ره)
فقه الحدیث که همان دانش فهم روایات و شرح و تفسیر آنهاست،اصول و قواعدی دارد. هر کس که به شرح و تفسیر روایات رو کند،می باید بر این قواعد واقف باشد; گرچه آن را مدون نکرده و درآغاز اثر علمی خویش، بدان نپرداخته باشد. بدین جهت، ما بر این باوریم که می توان مسلک شارحان حدیث را در فقه الحدیث، ازشروح آنان به دست آورد; چنانکه می توان مسلک فقها را در فقه الحدیث، از کتب فقهی و اصولی آنان استخراج نمود.
بر این پایه، با مروری اجمالی بر کتب فقهی، اصولی، عرفانی وشرح الحدیث امام(ره) اصول و قواعدی را در فقه الحدیث به دست آوردیم، بدین شرح:
۱. فهم حدیث برپایه فهم محاورات عرفی;
۲. قاعده وضع الفاظ برای روح معنا;
۳. توجه به بعد اجتماعی پیامبر(ص) و ائمه(ع);
۴. ارشاد روایات به امور عقلایی;
۵. توجه به نقد محتوایی حدیث;
۶. پرهیز از جمود در فهم اخبار;
۷. توجه به تحولات زمانی و مکانی در فهم حدیث;
۸. شناخت روش های جمع بین اخبار متعارض.
اینک به شرح هر یک از اصول یاد شده با ذکر نمونه ها و تبیین تاثیر هریک در فقه الحدیث می پردازیم.
یک. فهم حدیث برپایه فهم محاورات عرفی
امام(ره) بر این باور است که محاورات کتاب و سنت، بر پایه عرف است و شارع، جز عرف، رویه ای در القای سخن خود ندارد. از این رو، فقیه و مجتهد، برای آنکه بتواند مراد کتاب و سنت را به درستی فهم کند، باید با این محاورات، آشنایی و انس داشته باشد:
و منه الانس بالمحاورات العرفیه و فهم الموضوعات العرفیه مماجرت محاوره الکتاب والسنه علی طبقها والاحتراز عن الخلط بین دقائق العلوم والعقلیات الدقیقه و بین المعانی العرفیه العادیه، فانه کثیرا ما یقع الخطاء لاجله کما یتفق کثیرا لبعض المشتغلین بدقائق العلوم، حتی اصول الفقه بالمعنی الرائج فی اعصارنا، الخلط بین المعانی العرفیه السوقیه الرائجه بین اهل المحاوره المبنی علیها الکتاب والسنه والدقائق الخارجه عن فهم العرف، بل قد یقع الخلط لبعضهم بین الاصطلاحات الرائجه فی العلوم الفلسفیه او الادق منها و بین المعانی العرفیه فی خلاف الواقع لاجله. (۱)
یکی از شرایط اجتهاد، انس با محاورات عرفی و فهم موضوعات آن است; چرا که روش کتاب و سنت، محاوره بر طبق آن است. همچنین ازدیگر شرایط اجتهاد، پرهیز از اختلاط بین مفاهیم عقلی دقیق ومعانی عرفی است; چرا که از این راه، خطای بسیار رخ می دهد;چنانکه برای بسیاری از دانش آموختگان مباحث عقلی و حتی اصول فقه (با معنای امروزی اش) ، خلط میان معانی عرفی متداول میان مردم (که مبنای کتاب و سنت است) با دقت های بیرون از فهم عرف،اتفاق افتاده است; بلکه برخی با خلط اصطلاحات فلسفی و عرفانی با معانی عرفی، به همین اشتباه دچار شده اند.
ایشان در جای دیگر گفته است:
ان الشارع لایکون فی القاء الاحکام علی الامه الا کسائر الناس وتکون محاوراته و خطاباته کمحاورات بعض الناس بعضا، فکما ان المقنن العرفی اذا حکم بنجاسه الدم لا یکون موضوعها الا مایفهمه العرف مفهوما و مصداقا، فلا یکون اللون دما عنده و لیس موضوعا لها، کذلک الشارع بالنسبه الی قوانینه الملقاه الی العرف فالمفهومات عرفیه، و تشخیص مصادیقها ایضا کذلک. (۲)
شارع در القای احکام بر امت، مانند یکی از مردمان است. محاوره و خطاب او مانند محاوره مردمان با یکدیگر است; همان گونه که قانونگذار عرفی اگر به نجس بودن خون حکم راند، موضوع آن سخن در مفهوم و مصداق، همان است که عرف داوری می کند. از این رو،رنگ را خون نمی داند و رنگ، موضوع نجاست قرار نمی گیرد. همچنین است شارع در قوانینی که به عرف القا کرده است; مفاهیم احکامش عرفی است و شناسایی مصداقش نیز موکول به عرف است.
ایشان این مطلب را در موارد دیگر نیز گوشزد کرده است. (۳)
تاثیر این قاعده در فهم روایات فقهی، جای تردید ندارد; گرچه بعید به نظر می رسد غرض ایشان، تعمیم این اصل به روایات اعتقادی و معارف هم باشد.
دو. قاعده وضع الفاظ برای روح معنا
یکی از اصولی که در فهم روایات اعتقادی و معارف دینی کلید حل بسیاری از مشکلات شمرده می شود، توجه به این نکته است که الفاظ برای روح معنا وضع شده اند. به این نکته مبنایی، تعدادی از محدثان و اندیشمندان اسلامی، در شرح و تفسیر نصوص دینی تصریح نموده اند که می توان از جمله آنها فیض کاشانی (۴) و علامه طباطبایی (۵) را نام برد.
امام خمینی نیز بر این نکته تاکید کرده است:
هل بلغک اشارات الاولیاء وکلمات العرفاء(رض) ان الالفاظ وضعت لارواح المعانی و حقائقها؟ و هل تدبرت فی ذلک؟ ولعمری ان التدبر فیه من مصادیق قوله(ع): (تفکر ساعه خیر من عباده ستین سنه); فانه مفاتیح المعرفه واصل اصول فهم الاسرار القرآنیه. ومن ثمرات ذلک التدبر کشف حقیقه الانباء و التعلیم فی النشات والعوالم. (۶)
آیا سخن عارفان و رهیافتگان به تو رسیده که (واژه ها برای روح معنا و حقیقت آن وضع شده اند»؟ و آیا در این مطلب درنگ کرده ای؟ به جانم سوگند که اندیشه کردن در این سخن، از نمونه های برجسته این حدیث است که (یک ساعت اندیشه از شصت سال عبادت برتر است); زیرا که این نکته کلید معرفت و اساس فهم اسرار ورموز قرآنی است و از نتایج آن، روشن شدن حقیقت (انباء) و(تعلیم) در عوالم گوناگون است.
علامه طباطبایی پس از تبیین این قاعده چنین نتیجه گیری کرده است:
فکان ینبغی لنا ان نتنبه ان المدار فی صدق الاسم اشتمال المصداق علی الغایه والغرض ، لاجمود اللفظ علی صوره واحده، فذلک مما لامطمح فیه البته; ولکن العاده والانس منعانا ذلک، و هذا هو الذی دعی المقلده من اصحاب الحدیث من الحشویه والمجسمه ان یجمدواعلی ظواهر الایات فی التفسیر، ولیس فی الحقیقه جمودا علی الظواهر، بل هو جمود علی العاده والانس. (۷)
سزاوار است که آگاه شویم که معیار در صدق اسمها، مشتمل بودن مصداق بر غایت و غرض است، نه آنکه لفظ را بر صورتی واحد وشکلی خاص، منحصر سازیم که دستاوردی ندارد. البته عادت و انس،مانع این تعمیم می شود و همین، سبب شده که درمیان اصحاب حدیث،مقلدان (یعنی حشویه و مجسمه)، در تفسیر آیات قرآنی جمود ورزندو این در واقع تمسک به ظاهر آیه نیست; بلکه جمود ورزی بر عادت و انس است.
فیض کاشانی نیز بر پایه همین قاعده، صراط، میزان، قلم، لوح و… را شرح کرده است. (۸)
سه. توجه به بعد اجتماعی پیامبر(ص) و ائمه(ع)
تمام روایات صادر شده از پیامبر و ائمه(ع)، تبلیغی و بیان کننده حکم خدا نیستند; بلکه دسته ای از فرمانهای رسیده، ازمنصب و مقام ولایت امری آنان صادر گشته است. روشن است که دسته اول، ثابت و جاودانه و برای همه زمانهاست; اما دسته دوم به شرایط و موقعیت های ویژه بسته است. برپایه همین قاعده، پاره ای از تعارضها در سیره و رفتار معصومان و نیز در موضعگیری های متفاوت آنان، حل می گردد.
امام خمینی(ره) بر این نکته التفات داشت و آن را در فهم روایات و استنباطهای فقهی به کار می گرفت. وی برای پیامبر(ص)، به سه منصب معتقد بود: تبلیغ احکام، رهبری جامعه و قضاوت که همین منصبها به امامان معصوم(ع) منتقل شده است. ایشان بر پایه این تقسیم، حدیث (لاضرر) را حکم سلطانی و حکومتی می داند:
[در حدیث «لاضرر»] احتمال چهارمی است که به نظر من رسیده است ودر سخن دیگر عالمان ندیده ام، و آن این است که نهی در این حدیث، به معنای نهی الهی نیست تا حکمی الهی باشد، مانند حرمت نوشیدن شراب و حرمت قمار; بلکه به معنای نهی حکومتی است که ازپیامبر(ص) به عنوان رئیس حکومت و دولت صادر شده است، نه به عنوان بیان کننده احکام شریعت. (۹)
وی براساس همچنین قاعده فرموده است در روایات، هر کجا واژه های(قضی)، (امر) و (حکم) آمده است، به همان معنای حکم حکومتی است. (۱۰)
سپس می فرماید که از این دسته، در روایات ما بسیار است و نمونه هایی را بدین شرح می آورد: (۱۱)
قال رسول الله(ص): انما اقضی بینکم بالبینات والایمان. (۱۲)
رسول خدا(ص) فرمود: میان شما با بینه و سوگند، داوری می کنم.
عن امیرالمؤمنین(ع) قال: کان رسول الله(ص) یحکم بین الناس بالبینات و الایمان. (۱۳)
امیرمومنان(ع) فرمود: رسول خدا(ص) میان مردم با شاهد و قسم داوری می کرد.
عن ابی عبدالله(ع) قال: کان رسول الله(ص) یقضی بشاهد واحد مع یمین صاحب الحق. (۱۴)
امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا با یک شاهد و قسم مدعی، داوری می نمود.
ان رسول الله(ص) قد قضی بشاهد و یمین. (۱۵)
رسول خدا با یک شاهد و یک قسم، داوری کرد.
اجاز رسول الله(ص) شهاده شاهد مع یمین طالب الحق. (۱۶)
رسول خدا گواهی یک شاهد را با قسم مدعی طالب حق، مجاز شمرد.
عن ابی جعفر(ع) قال: لو کان الامر الینا اجزنا شهاده الرجل الواحد اذا علم منه خیر مع یمین الخصم فی حقوق الناس; فاما ماکان من حقوق الله عز وجل او رویه الهلال، فلا. (۱۷)
امام باقر(ع) فرمود: اگر حکومت دست ما بود، شهادت یک مرددرستکار را با سوگند خصم در مسائل حقوق مردم می پذیرفتیم; امادر حقوق خداوند و دیدن ماه، چنین نمی کنیم.
ان النبی(ص) قضی فی هوائر النخل ان یکون النخله والنخلتان للرجل فی حائط الاخر، فیختلفون فی حقوق تلک، فقضی فیها ان لکل نخله من اولئک من الارض مبلغ جریده من جرائدها حین یعدها. (۱۸)
رسول خدا(ص) نسبت به باغهای خرما که یک نفر یک درخت یا دو درخت خرما در ملک دیگری دارد و اختلافی نزد آنان پیدا می شود، چنین داوری کرد: برای هر درختی به اندازه ای که شاخه هایش در روزفروش گسترده است، زمین اختصاص می یابد.
قضی النبی(ص) فی رجل باع نخلا، واستثنی علیه نخله، فقضی له رسول الله(ص) بالمدخل الیها والمخرج منها و مدی جرائدها. (۱۹)
رسول خدا(ص) نسبت به کسی که باغ خرمایی را فروخت و یک درخت رااستثنا کرد، چنین داوری فرمود که راه رفت و آمد و مقداری که شاخه های آن گسترده است، از آن فروشنده است.
قضی رسول الله(ص) فی سیل وادی مهزور للزرع الی الشراک وللنخل الی الکعب، ثم یرسل الماء الی اسفل من ذلک. (۲۰)
رسول خدا نسبت به آبیاری زمینهای سست، داوری کرد که برای زراعتها آب را نگه دارند تا به بندکفش برسد و برای درختهای خرما تا آب به روی پا برسد و سپس آب را رها کنند.
ان رسول الله(ص) قال: اقتلوا المشرکین واستحیوا شیوخهم وصبیانهم. (۲۱)
رسول خدا(ص): مشرکان را بکشید و پیران و کودکان آنها را زنده بگذارید.
کان رسول الله اذا اراد ان یبعث سریه دعاهم، فاجلسهم بین یدیه،ثم یقول: سیروا بسم الله وبالله و فی سبیل الله و علی مله رسول الله(ص) لاتغلوا ولا تمثلوا، ولا تغدروا، ولا تقتلوا شیخافانیا ولا صبیا و لا امراه، ولا تقطعوا شجرا الا ان تضطرواالیها. (۲۲)
هرگاه رسول خدا گروهی را برای نبرد می فرستاد، آنان را نزد خودمی نشاند و می فرمود: با نام خدا و استعانت از او و برای او وبر سنت پیامبرش حرکت کنید. مردمان را زنجیر نکنید; کسی رامثله نکنید; در نبرد، مکر و فریب به کار نبندید; پیران،کودکان و زنان را مکشید و درختان را قطع نکنید، مگر ناچارشوید.
ان امیرالمؤمنین(ع) کان یامر فی کل موطن فیه عدونا، فیقول:
لاتقتلوا القوم حتی یبدووکم، فانکم بحمدالله علی حجه، وترککم ایاهم حتی یبدووکم حجه اخری لکم; فاذا هزمتموهم فلاتقتلوا مدبرا، ولا تجهزوا علی جریح، ولا تکشفوا عوره ولا تمثلوابقتیل. (۲۳)
امیرمومنان به هنگام نبرد می فرمود: شما نبرد را آغاز نکنید،مگر آنکه آنان شروع کنند. شما بحمدالله برای جنگ، حجت وبرهان دارید و شروع آنان به نبرد، برهانی دیگر برای شما خواهدبود. هنگامی که آنان را شکست دادید آنهایی را که به جنگ پشت کرده اند، مکشید. مجروحان را مکشید. کشته ها را برهنه مسازید وآنان را مثله منمایید.
چهار. ارشاد روایات به امور عقلایی
بدون تردید، مضمون برخی از روایات، تایید روش های عقلا در زندگی است. در این گونه موارد، اگر بدین نکته توجه نشود، آن روایت به درستی فهم نخواهد شد.
یکی از نمونه هایی که در نوشته های امام خمینی بر آن تاکیدشده، روایات مربوط به قرعه و مصادیق آن است، مانند: «کل مجهول ففیه القرعه; (۲۴) در هر ناشناخته ای، قرعه به کار می رود» و «ان القرعه لکل امر مشتبه; (۲۵) در هر امر مشتبهی قرعه به کار می رود».
روایتهای بسیاری در این زمینه وارد شده و مصادیق فراوانی برایش ذکر گردیده که امام، آنها را استقصا کرده است. (۲۶)
ایشان پس از ذکر روایات می گوید فقیهان در فهم این روایات، به مشکل برخورده اند; چرا که روایتهای عام، تخصیص بسیار دارد و هرجا تخصیص فراوان باشد ، صادر شدن عام، امری مستهجن است. ازاین رو، عمومات مربوط به قرعه را از حجیت انداخته اند. (۲۷)
امام خمینی با توجه دادن به نکته ای این مشکل را حل کرده وفرموده است:
قرعه امری عقلایی است و یکی از راههای حل منازعات است، در جایی که رجحان در میان نباشد و نزاع در حقوق الناس باشد. این امر،از دیرباز در میان مردم رایج بوده است. (۲۸)
بنابراین، روایات مربوط به قرعه، ناظر به همین امر عقلایی است وعمومی فراتر از آن ندارد تا مستلزم تخصیص مستهجن گردد. (۲۹)
خلاصه نظر ایشان، آن است که روایات قرعه، در مقام بیان امری تعبدی نیست تا با مشکل یاد شده روبه رو گردیم; بلکه تاکید وتایید امری عقلایی است و فراتر از آن، عمومیتی ندارد.
پنج. توجه به نقد محتوایی حدیث
ارزیابی صدور حدیث و انتساب آن، همیشه برپایه سند و رجال حدیث نیست; چرا که جاعلان و وضع کنندگان تلاش می کردند دروغهای خود رادر قالبی عالم پسند ارائه کنند. از این رو، بجز توجه به اسنادو رجال، باید به محتوا نیز نظر داشت و محتوا را بر قرآن و سنت قطعی، عقل مسلم و تاریخ قطعی عرضه کرد و سپس در درستی ونادرستی آن، داوری نمود. غفلت از این امر، بسیاری از علما رالغزانده و سبب ارائه چهره مشوه و ناهمگونی از سنت معصومان(ع)گشته است.
امام خمینی به این اصل، توجه کامل داشت و آن را به نیکی ودرستی در فهم حدیث به کار می گرفت. در اینجا به چند نمونه اشاره می شود:
۱. در حرمت ربا تردید نیست; چرا که قرآن با قاطعیت به طرد آن پرداخته و روایات فروانی نیز در طرد و ذم آن نقل شده است; امادر لابه لای روایات به احادیثی بر می خوریم که به گونه ای راه فرار از ربا را تعلیم می دهند و چگونگی خلاصی جستن از آن را می آموزند، مانند:
عن محمد بن اسحاق بن عمار، قال، قلت لابی الحسن(ع): یکون لی علی الرجل دراهم، فیقول اخرنی بها وانا اربحک، فابیعه جبه تقوم علی بالف درهم بعشره آلاف درهم او قال بعشرین الفا و اوخره بالمال. قال(ع): (لاباس). (۳۰)
محمد بن اسحاق گوید، به امام کاظم(ع) گفتم از مردی چند درهم طلبکارم و او از من مهلت می خواهد که در برابر، سودی به من بدهد. من هم پوستینی که هزار درهم می ارزد، به او به ده هزاریا بیست هزار درهم می فروشم و به او مهلت می دهم.امام(ع)فرمود: «مانعی ندارد».
امام خمینی با تاکید بر آیات قرآنی در طرد ربا و نیز قاعده عدالت، این روایات را نمی پذیرد و می گوید:
ان قوله تعالی: «وان تبتم فلکم رووس اموالکم لاتظلمون ولاتظلمون »ظاهر فی ان اخذ الزیاده عن راس المال ظلم فی نظر الشارع الاقدس و حکمه فی الجعل ان لم نقل بالعلیه، و ظاهر ان الظلم لایرتفع بتبدیل العنوان مع بقاء الاخذ علی حاله، و قدمرت ان الروایات الصحیحه و غیرها عللت حرمه الربا بانه موجب لانصراف الناس عن التجارات واصطناع المعروف و ان العله کونه فسادا وظلما. (۳۱)
این سخن خداوند که «سرمایه از آن شماست، بدون آنکه ستم کنید یامورد ستم قرار گیرید)، دلالت دارد بر اینکه گرفتن زیاده بر اصل مال، از دیدگاه شارع، ظلم و ستم است و همین ظلم و ستم، حکمت تحریم یا علت آن است. این ستم، با تبدیل عنوان از میان نمی رود. همچنین گفته شد که روایات صحیح، حرمت ربا را چنین تعلیل کرد که ربا سبب رویگردانی مردم از معاملات و کار نیک است و علت آن، این است که ربا فساد و ظلم است.
امام(ره) بر همین پایه می گوید روایات حیله، جعلی اند و جهت مشوه ساختن چهره معصومان(ع) جعل شده اند:
ولااستبعد ان تکون تلک الروایات من دس المخا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
