خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نبرد نابرابر
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نبرد نابرابر قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جلوگیری از آب
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جلوگیری از آب قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
07ساعت
13دقیقه
07ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ملاقات امام (ع) با ابن سعد

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 64

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل ملاقات امام (ع) با ابن سعد؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل ملاقات امام (ع) با ابن سعد شامل 34 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل ملاقات امام (ع) با ابن سعد را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل ملاقات امام (ع) با ابن سعد با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل ملاقات امام (ع) با ابن سعد با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل ملاقات امام (ع) با ابن سعد تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل ملاقات امام (ع) با ابن سعد را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ملاقات امام (ع) با ابن سعد :

امام حسین ع عمرو بن قرظه انصاری را پیش عمر بن سعد فرستاد و گفت: من تصمیم دارم با تو چند کلمه سخن بگویم.امشب میان اردوگاه خودت مرا ببین.پس عمر بن سعد با بیست نفر بیامد .حسین ع نیز آمد.همین که به هم رسیدند امام به یاران خود گفت، دور شوند.تنها عباس و فرزندش علی اکبر با وی بودند.عمر بن سعد نیز با یاران خویش چنین کرد و تنها پسر او حفص و یکی از غلامانش با وی بودند.حسین ع به ابن سعد گفت: وای بر تو.آیا از خدای نمی ترسی؟ خدایی که سرانجام به سوی او باز خواهی گشت.آیا به قصد پیکار با من آمده ای در حالی که مرا بخوبی می شناسی و می دانی که من فرزند چه کسی هستم.بیا با من همراه شو و این قوم را واگذار، که در این صورت خود را به خدای نزدیک کرده ای.ابن سعد گفت، از آن بیم دارم که خانه ام را ویران کنند، امام گفت: من آن را برای تو جبران خواهم کرد.باز گفت املاکم را می گیرند.امام گفت: از اموال خود در حجاز بهتر از آن را به تو می بخشم.ابن سعد گفت : خانواده ام چه می شود؟ بر آنان نیز نگران هستم.امام در اینجا سکوت کرد و دیگر پاسخی نداد و از نزد او بازگشت در حالی که می گفت، چه فکر می کنی؟ می دانی که به زودی در بستر تو را خواهند کشت و در روز قیامت از آمرزش خداوند بهره مند نخواهی شد.امیدوارم از گندم عراق جز اندکی استفاده نبری.عمر بن سعد در حالی که لب به تمسخر گشوده بود گفت: اگر به گندم دست نیافتم از جو استفاده خواهم کرد.باز بار دیگر حسین ع شخصی را برای دیدار با ابن سعد فرستاد و گفت من حاضرم بار دیگر با یکدیگر ملاقات کنیم.پس دو اردوگاه شبانگاه با یکدیگر روبرو شدند و میان حسین ع و ابن سعد سخن به درازا کشید.به هر حال این امر سه یا چهار بار اتفاق افتاد.آنگاه عمر بن سعد به عبید الله بن زیاد چنین نوشت: اما بعد .خداوند آتش را خاموش گردانید و اتفاق برقرار شد و کار امت را به صلاح آورد.اکنون پیشنهاد حسین به من این است که از همان جایی که آمده به همان محل دوباره بازگردد، یا او را به هر یک از مرزهای مسلمانان که وی را بفرستیم برود و در حقوق و تکالیف همانند آنها باشد . (۱)

از عقبه بن سمعان روایت است که گفت: سوگند به خدای که امام حسین ع هرگز چنین پیشنهادی نکرد که یا نزد یزید و یا به یکی از سرحدات برود، بلکه سخن آن حضرت چنین بود که: مرا واگذارید از همان سرزمین که آمده ام بازگردم و یا به سرزمینی پهناور بروم.

همین که ابن زیاد نامه را خواند گفت: این نامه مرد خیر خواهی است که بر امیر خویش اندرز گفته و بر قوم خویش دلسوزی کرده است.در این اثنا شمر بن ذی الجوشن برخاست و گفت: اکنون که حسین بن علی ع به سرزمین تو فرود آمده و کنار توست، این را از او می پذیری؟ به خدای سوگند چنانچه از دیار تو برود و دست در دست تو ننهاده باشد نیرو و عزت از آن وی باشد و ضعف و زبونی از آن تو.این پیشنهاد را مپذیر که مایه ضعف است.باید به حکم تو تسلیم شوند، که اگر مجازات کنی اختیار آن با تو باشد و اگر می بخشی به اختیار تو باشد.ابن زیاد گفت: چه خوب گفتی.رأی تو درست است.آنگاه ابن زیاد شمر بن ذی الجوشن را پیش خواند و گفت: این نامه را پیش عمر بن سعد ببر که به حسین و یارانش بگوید به حکم من تسلیم شوند .اگر پذیرفتند آنها را به مسالمت پیش من بفرستد و اگر نپذیرفتند با آنها بجنگد، و چنانچه پذیرفت و جنگ را آغاز کرد، میع فرمان او باش و چنانچه ابا کرد تو فرمانروای سپاه باش و ابن سعد را گردن بزن، و سرش را پیش من بفرست.سپس ابن زیاد به عمر بن سعد نوشت: من تو را سوی حسین نفرستاده ام که دست از او بداری و بیهوده وقت بگذرانی یا به سلامت و بقا امیدوار سازی و یا بنشینی و پیش من از او عذر خواهی و وساطت کنی.

بنگر چنانچه حسین و یارانش تسلیم فرمان من شدند، آنها را به مسالمت نزد من بفرست، و چنانچه دریغ کردند به آنها حمله بر و خونشان بریز و اعضای بدن آنها را ببر که استحقاق این کار را دارند.چنانچه حسین کشته شد اسب بر سینه و پشت وی بتاز که ناسپاس و مخالف است.منظور من این نیست که این کار پس از مرگ زیانی می زند، اما قولی داده ام که اگر او را کشتم با وی چنین کنم.چنانچه به دستور ما عمل کردی پاداش فردی را خواهی داشت که مطیع فرمان بوده و اگر از انجام آن ابا کردی از مقام خود و سپاه کناره گیر و این امر را به شمر بن ذی الجوشن واگذار که دستور خویش را به او داده ایم.و السلام.

همین که نامه ابن زیاد به ابن سعد رسید و بخواند رو کرد به شمر و گفت: آیا می دانی چه کردی؟ وای بر تو، خدا خانه ات را خراب کند و آنچه را که درباره من اندیشیده ای خداوند آرزویت را برآورده نسازد.به خدای سوگند می دانم که تو نگذاشتی آنچه را به او نوشته بودم بپذیرد و کاری را که امید داشتم به صلاح آید، تباه کردی.به خدا سوگند حسین ع تسلیم نخواهد شد.سوگند به خدا همان دلی را که علی داشت در میان دو پهلوی پسرش قرار دارد.در اینجا شمر بدو گفت: به من بگو چه خواهی کرد.فرمان امیرت را اجرا می کنی و با دشمن در جنگ می شوی؟ در غیر این صورت سپاه و اردو را به من واگذار.عمر گفت: نه در تو چنین کرامتی نمی بینم .خودم این کار را بر عهده می گیرم، و تو همان سردار لشگر پیادگان باش.

پس شامگاه پنجشنبه که نه روز از محرم گذشته بود، عمر بن سعد سوی حسین حمله برد.از طرفی شمر نیز بیامد و نزدیک یا

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.