خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زبان اخلاق از دیدگاه توصیه گرایی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زبان اخلاق از دیدگاه توصیه گرایی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سعادت در فلسفه اخلاق
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سعادت در فلسفه اخلاق قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
20ساعت
08دقیقه
07ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آشنایی با فرا اخلاق

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 41

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل آشنایی با فرا اخلاق شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل آشنایی با فرا اخلاق در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل آشنایی با فرا اخلاق با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل آشنایی با فرا اخلاق نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل آشنایی با فرا اخلاق هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل آشنایی با فرا اخلاق اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آشنایی با فرا اخلاق :

چکیده

این مقاله نوشتاری موجز در زمینه مکاتب و نظریات مهمی است که در حیطه فرا اخلاق مطرحند و هدف عمده آن، ارائه تصویری روشن از جایگاه هر یک از این نظریات است.

منابع مورد استفاده در تألیف این مقاله، مقالات برگزیده ای از دائره المعارف فلسفی روتلج است که نویسندگان آن ها غالبا در زمینه موضوع مورد بررسی مقاله، صاحب نظرند.

در این مقاله، مباحث عمده فرا اخلاقی به چهار بخش معناشناختی، معرفت شناختی، وجودشناختی و روان شناختی تقسیم شده اند.

در بخش مسائل معناشناختی، اقسام «نظریات توصیفی» و «غیر توصیفی» فرا اخلاق مطرح گردیده اند. در بخش مسائل معرفت شناختی، به طرح دو مکتب «شناخت گرایی» و «غیر شناخت گرایی اخلاقی» و در بخش مسائل وجودشناختی، به دیدگاه های «واقع گرایانه» و «غیر واقع گرایانه» در اخلاق پرداخته شده است. «رابطه الزام و انگیزش اخلاقی» و «مبحث آزادی اراده»، دو مبحث عمده ای هستند که در حیطه مسائل روان شناختی مورد بررسی قرار گرفته اند. در پایان، در قالب بررسی دو مکتب «واقع گرایی» و «غیر شناخت گرایی» و تقابل این دو با یکدیگر، جمع بندی کلی از مطالب صورت گرفته است.

مقدّمه

تفکر در باب شأن اندیشه اخلاقی را «فرا اخلاق»(۱) می گویند. این بخش، یکی از بخش های عمده حوزه گسترده فلسفه اخلاق است. می توان گفت: «فرا اخلاق» نوعی بررسی فلسفی در باب ماهیت، معقولیت و منزلت نظام ها، معیارها و اصول اخلاقی است که محتوای آن ها را در نظر نمی گیرد. به همین دلیل است که به فرا اخلاق «اخلاق درجه دوم» نیز می گویند. در مقابل، نظریات «اخلاق هنجاری»(۲) که خود گزاره هایی اخلاقی هستند، «اخلاق درجه اول» نامیده می شوند.(۳) در اخلاق هنجاری، احکامی درباره این که چه چیز خوب و چه چیز بد است یا چه کاری درست و چه کاری نادرست است، مطرح می شود. فرا اخلاق در صدد فهم این احکام است. این که آیا این گزاره ها، گزاره هایی واقعی هستند تا قابل صدق و کذب باشند یا این که اصلاً گزاره محسوب نمی شوند؛ این که آیا ذهنی هستند یا عینی و یا این که رابطه ای میان آن ها و انگیزش اخلاقی وجود دارد یا نه؛ پاسخ تمامی این پرسش ها را تحلیلی کامل از تفکر و زبان اخلاقی معیّن می سازد.

بنابراین، حیطه فعالیت فرا اخلاق را می توان به چهار حوزه تفکیک نمود: ۱. مسائل معناشناختی؛ ۲. مسائل وجود شناختی؛ ۳. مسائل معرفت شناختی؛ ۴. مسائل روان شناختی.(۴)

مباحث مطرح در این حوزه ها را نمی توان به طور کامل از یکدیگر تفکیک نمود.

هر نظریه فرا اخلاقی را می توان ترکیبی از نظریات گوناگون در این چهار حوزه دانست.

۱. مسائل معناشناختی

آنچه در این حیطه مدنظر است، تحلیل معنایی مدعیات اخلاقی است. مباحث معناشناختی عمدتا حول محور تحلیل محمول گزاره های اخلاقی می چرخند؛ چرا که مسائل این حوزه بیش تر ناشی از ابهام در محمول اخلاقی هستند. نظریات معناشناختی در این جا به دو دسته عمده «توصیفی» و «غیرتوصیفی»(۵) تقسیم می شوند.

طرفداران نظریه «توصیفی» مدعیات اخلاقی را جملات اخباری می دانند که از عالم واقع خبر داده، صرفا توصیفی هستند.

پیروان نظریه «غیر توصیفی» به دو گروه تقسیم می شوند: گروهی که معنای مدعیات اخلاقی را ارزشی محض می دانند و گروهی که نوعی معنای توصیفی ارزشی برای آن قایلند. گروه اول معتقدند که بیان یک حکم اخلاقی صرفا نوعی نمایش احساسات موافق یا ناموافق است و هیچ اخباری از امر واقع در پی ندارد. احکام اخلاقی چیزی شبیه به بیان کلماتی همچون «آفرین» یا «آه» هستند.(۶) گروه دوم معتقدند که جملات اخلاقی علاوه بر معنای توصیفی دارای نوعی معنای ارزشی نیز هستند. طبق این دیدگاه، یک واژه به طور کلی می تواند دو گونه معنا داشته باشد: معنای توصیفی صرف یا معنای توصیفی ارزشی. معتقدان به این دیدگاه معنای واژه های اخلاقی را ترکیبی از معنای توصیفی و ارزشی می دانند. بنابراین، حتی اگر گفتار اخلاقی متضمّن جنبه ای از معنای توصیفی نیز باشد، اخلاقی بودن آن به در برداشتن معنای غیر توصیفی است. در مقابل، پیروان دیدگاه توصیفی تمام معنای یک گفتار اخلاقی را در همین جنبه توصیفی منطوی می دانند.(۷)

آنچه مسلّم است این که گفتار اخلاقی ما در مقایسه با گفتار ما در سایر حوزه ها، دارای ویژگی خاصی است و آن این که مدعیات اخلاقی دارای ویژگی هدایتگری هستند. هدف کسانی که بر غیر توصیفی بودن مدعیات اخلاقی تأکید کرده اند، در نظر گرفتن همین ویژگی خاص بوده است. ایشان معتقدند که توصیفی صرف دانستن مدعیات اخلاقی، شأن راهنمای عملی بودن آن ها را لحاظ نمی کند. این مسأله نکته مهمی است که به رابطه میان ارزش و انگیزش باز می گردد (و در جای خود به آن پرداخته خواهد شد.)

دیدگاه های توصیفی را به دو بخش عمده «طبیعت گرایی» و «غیر طبیعت گرایی» می توان تقسیم کرد. «طبیعت گرایی»(۸) دیدگاهی معناشناختی است که طبق آن، احکام اخلاقی، توصیفی از واقعیات طبیعی هستند. «طبیعت گرایی» خود به دو بخش عمده تقسیم می شود: «طبیعت گرایی تحویل گرایانه» و «طبیعت گرایی غیر تحویل گرایانه».

«طبیعت گرایی تحویل گرایانه» دیدگاهی است که علاوه بر آن که برای احکام اخلاقی شأن توصیفی قایل است، معتقد است صفات اخلاقی به مجموعه ای از صفات طبیعی قابل ارجاعند و کار فیلسوف آن است که با تحلیل مفهومی تعیین کند که صفات اخلاقی را به کدام مجموعه از صفات غیر اخلاقی می توان تحویل کرد.(۹) «تحویل گرایی»(۱۰) بر این اساس که صفات اخلاقی را به چه نوع واقعیتی ارجاع می دهد مثلاً، واقعیت تجربی یا ما بعدالطبیعی و یا کلامی به اقسامی تقسیم می شود. وجه مشترک تمامی این گروه ها آن است که احکام اخلاقی را بیان هایی تغییر شکل یافته از واقعیات طبیعی (اعم از تجربی، مابعدالطبیعی یا کلامی) می دانند و به همین دلیل، «طبیعت گرا» نامیده می شوند.(۱۱) البته طبیعت گرایی دارای وجه تسمیه دیگری نیز هست که بیش تر جنبه تاریخی دارد و آن این که جی. ای. مور (G.E. Moore) تمامی نظریات تحویل گرایانه را به ارتکاب نوعی مغالطه که آن را «مغالطه طبیعی گرایانه»(۱۲) می نامید، محکوم کرده بود.(۱۳)

نوع دیگری از طبیعت گرایی نیز وجود دارد که غیر تحویل گراست. این قسم طبیعت گرایی معتقد است که گفتار اخلاقی ما به نوعی ویژگی طبیعی در اشیا اشاره دارد که نه به وسیله فعالیت فلسفی و تحلیل مفهومی صرف قابل کشف است و نه می توان آن را به اصطلاحات دیگری از زبان رایج و متعارف ترجمه نمود.(۱۴)

دیدگاه دیگر، که آن را «غیرطبیعت گرایی»(۱۵) می نامند، بعضی از محمولات اخلاقی (خوب یا باید یا هر دو) را اوصافی غیرقابل تعریف می داند. بنابراین، مدعیات اخلاقی ما ویژگی توصیفگری دارند، اما نه توصیف واقعیات طبیعی. واژه های اخلاقی بیانگر نوعی وصف غیرطبیعی هستند که با قوّه شهود، واضح و روشن می شوند و بنابراین، هیچ گونه نیازی به تعریف ندارند. کاشف «مغالطه طبیعت گرایانه»، جی. ای. مور، مفهوم «خوبی» را مفهومی بسیط می دانست که به هیچ وجه قابلیت تعریف ندارد. وی تمامی تلاش هایی را که برای تعریف مفهوم «خوبی» صورت می گرفت، به نوعی مغالطه محکوم می کرد. برهانی که او برای اثبات این مغالطه به کار می برد، برهان «پرسش گشوده»(۱۶) نام داشت. صفت «خوب» به هرگونه صفت دیگری که ارجاع شود، باز هم جای یک سؤال همچنان باقی می ماند و آن این که آیا آن صفت خوب هست. بر این برهان، اشکالات بسیاری وارد شده است، اما حتی با فرض پذیرش صحّت آن، نکته ای که در خور توجه است آن که این برهان صرفا نامطلوب بودن تلاش هایی را نشان می دهد که برای تعریف مفهوم «خوب» صورت می گیرد. بنابراین، حتی اگر «خوب» وصفی طبیعی بود، نه سرشت این مغالطه تغییر می کرد و نه ذرّه ای از اهمیت آن کاسته می شد. «مغالطه حقیقی» تلاشی است که برای تعریف امور تعریف ناپذیر صورت می گیرد.(۱۷) بر این اساس، می توان گفت که تیغه برهان پرسش گشوده و اتهام مغالطه، به نظریات طبیعت گرایی غیر تحویل گرایانه، آسیبی نمی رساند.(۱۸)

ریشه نظریات معناشناختی غیر توصیفی به دیدگاه های «اثبات گرایی منطقی»(۱۹) در باب ملاک معناداری باز می گردد. اثبات گرایان معتقد بودند که هر گزاره معنادار، یا تحلیلی(۲۰) است؛ یعنی به نحو پیشینی(۲۱) و همان گویانه(۲۲) صادق است، یا ترکیبی(۲۳) است و به نحو پسینی(۲۴) و با روش های تجربی قابل تحقیق است. اما مدعیات اخلاقی در هیچ یک از این دو قسم نمی گنجند. برهان پرسش گشوده، احتمال تحلیلی بودن را منتفی ساخت، و فقدان روش تجربی متعارفی که به حل اختلافات اخلاقی کمک کند نشان داد که این مدعیات ترکیبی نیز نیستند.(۲۵) بنابراین، نتیجه گرفته می شود که این مدعیات اساسا بی معنا بوده، به معنای واقعی کلمه گزاره نیستند. از این رو، سؤال از صدق و کذب مفاد آن ها بی معناست. این گزاره ها برای انجام کاری غیر از تبادل اطلاعات وضع شده اند.(۲۶)

«عاطفه گرایی»(۲۷) و «توصیه گرایی»(۲۸) دو گونه از نظریات غیرتوصیفی هستند. «عاطفه گرایی» شامل دیدگاه های متنوعی است. وجه مشترک عاطفه گرایان تمایزی است که میان معنای توصیفی و ارزشی قایلند. یکی از معروف ترین دیدگاه های عاطفی، دیدگاهی است که مدعیات اخلاقی را صرفا بیان عواطف و ادا کردن آنی و دفعی الفاظ عاطفی می داند.(۲۹) چهره شاخص این دیدگاه، ای. جی. آیر (A.J.Ayer) است. دیدگاه دیگر به کاربرد واژه های عاطفی که ایجاد پاسخ های منفعلانه در انسان هاست، توجه دارد. سی ال. استیونسن (C.L. Stevenson) معتقد است: ادعای خوب بودن یک چیز به این معناست که گوینده آن را دوست دارد، از دیگران هم می خواهد که آن را دوست داشته باشند.(۳۰)

«توصیه گروی»(۳۱) نیز دیدگاهی است که میان معنای توصیفی و ارزشی تفکیک قایل می شود و معتقد است که زبان اخلاق اختصاصا برای توصیه فرایندهای عملی به دیگران وضع شده است.(۳۲) تفاوتی که زبان توصیه ای اخلاق با اوامر متعارف دارد این است که اوامر اخلاقی کلیت پذیری دارند؛ یعنی اگر در موقعیتی خاص به کاری امر می شود، در هر موقعیت مشابه دیگری نیز می توان به آن کار امر نمود.(۳۳) مطرح کننده این دیدگاه آر. ام. هیر (R.M.Hare) است.

۲. مسائل معرفت شناختی

در حیطه مسائل معرفت شناختی، بحث بر سر امکان حصول شناخت اخلاقی یا عدم آن است. مدافعان امکان شناخت اخلاقی، «شناخت گرا» نامیده می شوند. موضع دیگری که قابل بررسی است، دیدگاه «غیرشناخت گرایی» است. تفاوت میان «شناخت گرایی»(۳۴) و «غیر شناخت گرایی»(۳۵) با توسّل به تمایز میان دو الگوی اظهارات شناختی و غیرشناختی قابل تشخیص است. الگوی اظهارات شناختی، باورها(۳۶) هستند و الگوی اظهارات غیرشناختی، آرزوها و امیال.(۳۷) یک باور در صورتی صادق است که با جهان مطابق باشد. اما در مورد آرزو چنین نیست. آرزو اگر با جهان نیز مطابق نباشد، کاذب نیست. غیر شناخت گرایان، مدعیات اخلاقی را کلاً یا بعضا، ابراز میل، آرزو، طرز تلقی یا نگرش می دانند.(۳۸)

شناخت گرایان به دو اصل معتقدند: اول آن که باورهای اخلاقی باورهایی صادقند. دوم آن که این باورها، باورهایی موجّه هستند.(۳۹) انکار هر یک از این دو اصل، مستلزم انکار شناخت اخلاقی است.

منکران شناخت اخلاقی یا معتقدند که مدعیات اخلاقی اساسا باور نیستند و به هیچ وجه قابلیت صدق و کذب ندارند؛ یا این که آن ها را باور می دانند، اما باورهایی ناموجّه که همیشه کاذبند. گروه اول «غیر شناخت گرایان» و گروه دوم معتقدان به نظریه «خطا»(۴۰) هستند. هم غیرشناخت گرایان و هم پیروان نظریه «خطا» نسبت به امکان حصول شناختی صادق و موجّه در حیطه اخلاقی، شک گرا هستند. ریشه این شک گرایی چیست؟ بعضی از شک گرایان از آن رو در حیطه اخلاق شک گرا هستند که اساسا نسبت به امکان حصول هرگونه شناخت، شکاکند. اما شک گرای اخلاقی(۴۱) به معنای خاص خود کسی است که تنها در حیطه مسائل اخلاقی منکر شناخت اخلاقی است.(۴۲) اما چه چیز موجب شده است که گروهی با وجود پذیرفتن شناخت های غیر اخلاقی، منکر شناخت شوند؟

موضع اساسی غیر شناخت گرایان این است که احکام اخلاقی منعکس کننده ترجیحات یا آرزوهای کسانی هستند که به آن ها حکم می کنند، اما به هیچ وجه اظهارکننده احکام نیستند. این نکته که نظریات اخلاقی قابلیت تحقیق تجربی ندارند مؤیّد غیر شناخت گرایان است. مطلبی که هیوم (Hume) به آن اشاره داشت این بود که هیچ گونه «باید»ی را نمی توان از «هست» نتیجه گرفت و هیچ راهی برای گرفتن نتیجه ای اخلاقی از مقدّمات تجربی وجود ندارد. از سوی دیگر، برهان پرسش گشوده مور به این نتیجه منجر شد که مدعیات اخلاقی توصیف کننده اموری غیر طبیعی هستند که به نحو شهودی بر ما آشکار می شوند. غیر شناخت گرایان در مقابل، به این نتیجه رسیدند که اگر مدعیات اخلاقی از لحاظ تجربی تحقیق پذیری ندارند، پس نمی توانند توصیفگر چیزی باشند. آن ها نتیجه گرفتند که برهان «پرسش گشوده» نشانگر آن است که مدعیات اخلاقی دقیقا به دلیل همین عدم قابلیت تحویل به اصطلاحات طبیعی، معنایی توصیفی نداشته، هیچ گونه اعتقادی ابراز نمی کنند.(۴۳) بنابراین، اگر مدعیات اخلاقی را باور ندانیم، نمی توانیم آن ها را معرفت بخش بدانیم.

موضع پیروان نظریه «خطا» موضع دیگری است. دل مشغولی آن ها باور بودن یا نبودن مدعیات اخلاقی نیست. آنچه آن ها مورد تردید قرار می دهند محق بودن ما در موجّه دانستن این باورهاست. شاید ما به نادرستی اخلاقی عملی معتقد باشیم، اما هیچ دلیل موجّهی نداریم که چنین باوری را صادق بدانیم. عوامل گوناگونی مؤیّد این گونه شک گرایی است. وجود نظریات اخلاقی متفاوت در میان جوامع و فرهنگ ها، اختلافات اخلاقی غیرقابل حل که سبب تردید در موجّه بودن دلایل و براهین اخلاقی می شود و این که باورهای اخلاقی نظریاتی هستند که حتی وقتی سودمند هستند نمی توانیم آن ها را صادق بدانیم، از زمره این عوامل است. مسأله شکاف باید هست نیز عامل عمده ای به شمار می رود. ما در دفاع از یک اعتقاد اخلاقی به باورهای اخلاقی دیگر خود متوسّل می شویم و در صورتی موفق به حل یک اختلاف اخلاقی می شویم که با طرف اختلاف خود زمینه های مشترک داشته باشیم؛ نظریات اخلاقی مشترکی که حتی ممکن است افراد دیگری آن ها را مورد تردید قرار دهند. بنابراین، بر اساس شکاف باید هست، به نظر می رسد که تنها دفاعی که شخص می تواند از باورهای اخلاقی خود بنماید آن است که بعضی از مدعیات خود را با توسّل به مدعیات دیگرش موجّه سازد.(۴۴)

مسأله دیگری که به ایجاد شک گرایی کمک می کند این است که توجیه باورهای اخلاقی ما با توجه به چه جهانی باید صورت گیرد؟ اعتقادات اخلاقی دارای نوعی وثاقت(۴۵) هستند؛ به این معنا که اعمال ما را هدایت می کنند. از سوی دیگر، ما معمولاً با توسّل به واقعیات غیر اخلاقی، به تبیین واقعیات اخلاقی می پردازیم؛ مثلاً، عملی را به دلیل لذت بخش بودنش، خوب توصیف می کنیم. اما رابطه میان واقعیات غیر اخلاقی و واقعیات طبیعی، امری عجیب است. ما چگونه درمی یابیم که میان این دو نوع واقعیت، رابطه وجود دارد؟ این مشکلات سبب می شوند که به نحوی موجّه معتقد باشیم که جهان به گونه ای نیست که صدق باورهای ما با رجوع به آن تأیید گردد، بلکه بر این اساس، با مراجعه به جهان، دلیلی موجّه داریم که باورهای اخلاقی خود را کاذب بدانیم.(۴۶)

۳. مسائل وجودشناختی

در این حوزه، مهم ترین بحث اختلافاتی است که میان دیدگاه های «واقع گرایانه» و «غیر واقع گرایانه» وجود دارد. «واقع گرایی اخلاقی»(۴۷) دیدگاهی است که به وجود امور واقعی که اعمال و اشیا در رابطه با آن ها، درست یا غلط، خوب یا بد می شوند، معتقد است.(۴۸) طبق این دیدگاه، صفات اخلاقی، صفات اصیل چیزها و کارها(۴۹) هستند. تعیین دقیق حدود و مرزهای واقع گرایی تا حدی اختلافی است. واقع گرایی کامل و تمام عیار مجموعه ای از سه فرض متفاوت است: فرض اول آن است که موضوع اخلاق و واقعیتی که اخلاق با آن سر و کار دارد، واقعیتی کاملاً متمایز است. البته واقع گرایان در این که آیا این تمایز و خاص بودن واقعیات اخلاقی با طبیعی دانستن آن ها سازگار است یا نه، اختلاف دارند. فرض دوم یک فرض وجودشناختی است و بر اساس آن، واقعیات اخلاقی اموری عینی هستند که از هرگونه باوری که ما درباره آن ها داریم، کاملاً مستقلند. آنچه درست است به این واسطه که من یا هر کس دیگری آن را درست می داند، تعیین نمی گردد، حتی اگر در مورد آن توافقی گسترده وجود داشته باشد. فرض سوم فرضی معرفت شناختی است و آن این که شناخت اخلاقی امکان پذیر است و ما می توانیم باورهایی اخلاقی داشته، آن ها را موجّه نماییم؛ اگرچه همیشه به باورهای صادق نمی رسیم و امکان خطا در تعیین صدق و کذب وجود دارد، اما صدق باورهای اخلاق نیز امکان پذیر است.(۵۰)

بیان دقیق سه فرض واقع گرایانه مزبور به این صورت است:

۱. به نظر می رسد که تفکرات اخلاقی موضوعات خاص خود را دارند که با موضوعات علم و تحقیق تجربی متفاوتند.

۲. به نظر می رسد احکام اخلاقی تلاشی برای تعیین یک امر واقعی است که مستقل از افکار و اعتقادات ماست. واقعیت یک چیز است و آنچه ما درباره آن فکر می کنیم چیز دیگر.

۳. احکام اخلاقی به نظر کسی که بر آن ها حکم می کند، خطاپذیرند.

دو فرض دوم را می توان مفروضاتی پدیدارشناسانه دانست. توسّل به پدیدارشناسی یکی از جنبه های مهم نظریه «واقع گرایی» است.(۵۱)

مدعای واقع گرایان آن است که واقعیت اخلاقی از ما «مستقل» است. اما با وجود آن که واقعیات اخلاقی در هر حال به افراد و اعمال آن ها مربوطند و نمی توانند کاملاً از ما مستقل باشند، پس این قید «استقلال» به چه معناست؟ می توان گفت: در «واقع گرایی»، دو نوع استقلال از هم قابل تفکیک هستند: «استقلال از ادراک انسان» و «استقلال از واکنش های عاطفی او». نوع اول استقلال، مدعای دقیق واقع گرایی اخلاقی است. «واقع گرایی» معتقد است که «واقعیت» چیزی مستقل از ادراک انسان است؛ به این معنا که وجود یک چیز واقعی وابسته به ادراک شدن نیست. «ارزش» چیزی است که در خارج منتظر مواجهه با ماست.(۵۲) اما استقلال از واکنش های عاطفی قیدی است که واقعیات اخلاقی را عینی می سازد. اگرچه «عینیت»،(۵۳) یکی از مفروضات واقع گرایی تمام عیاری بود که مطرح گردید، اما از یک سو، نوعی واقع گرایی حداقل گرایانه وجود دارد که تمام مدعای آن، صدق پذیری احکام اخلاقی است. با پذیرش این نوع واقع گرایی، اگرچه حیطه واقع گرایی بسیار گسترده می شود، اما چون در این دیدگاه، عینیت احکام اخلاقی منظور نمی شود، می توان به نوعی، میان واقع گرا بودن و عینیت گرا بودن تفکیک قایل شد. اگر یک دیدگاه واقع گرا صدق احکام اخلاقی را بر اساس معیاری عینی تعیین نماید عینیت گرا نیز هست. بنابر تعریف اخیر «واقع گرایی»، تعیین دقیق دیدگاه های وجودشناختی نظریات گوناگون، وابسته به تعیین آن است که در کجای طیف واقع گرایی اخلاقی قرار گرفته اند؛ آیا به واقع گرایی کامل معتقدند یا به نوعی واقع گرایی ساده و تخفیف یافته.(۵۴) در هر حال، در قالب هر تعریفی از واقع گرایی نیز می توان میان اقتضائات واقع گرایی و عینیت گرایی تمایز قایل شد و آن ها را جداگانه مورد بررسی قرار داد.

گفته شد که واقع گرایان ارزش های اخلاقی را بخشی از اجزای جهان می دانند. در مقابل، غیر واقع گرایان از پذیرش این مسأله ابا دارند. علاوه بر این، واقع گرایان به شیوه ای که جهان خود را بر ما آشکار می سازد، یعنی همان پدیدارشناسی، اعتماد کامل می کنند. اما غیر واقع گرایان معتقدند که هر جنبه از تجربه، تجربه واقعیت نیست. آن ها تجربه را مرکّب از دو عنصر می دانند: عنصری که جهان واقع به تجربه بخشیده است و عنصری که ما انسان های صاحب تجربه به آن بخشیده ایم. پس اگر تجربه، کیفیاتی متفاوت از کیفیاتی که در نظریه های علمی وجود دارد به ما ارائه می کند، این کیفیات صرفا مربوط به شأن ظاهری تجربه است، نه اجزائی از جهان.(۵۵)

به طور کلی، اختلاف میان واقع گرایان و غیرواقع گرایان ریشه در تفکیکی دارد که غیر واقع گرایان میان واقعیت یا «بود» و ظاهر یا «نمود» برقرار می سازند. واقع گرایان در مقابل این تفکیک، دو راه دارند: یکی آن که با پذیرش این شیوه تمایز، ادعا نمایند که ارزش ها در طرف «بود» قرار دارند. راه دیگر آن است که چنین شیوه تمایزی را از اساس مورد انکار قرار دهند. واقع گرایان راه دوم را می پذیرند.(۵۶)<

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.